تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد گروه مشاوره، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران

2 استادیار گروه مشاوره، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران

چکیده

پژوهش حاضر  با هدف تعیین تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان در شهر تبریز انجام شد. روشپژوهش نیمه آزمایشی و طرحپژوهش پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش‌آموزان دختر پایه اول دوره متوسطه بودند که 30  دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب و به  طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین  شدند. راهبردهای فراشناختی در 8 جلسه گروهی به آزمودنی‌های گروه آزمایش آموزش داده شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های خلاقیت عابدی و عملکرد تحصیلی در تاج جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی می‌تواند مؤلفه‌های خلاقیت را به طور معنی‌داری افزایش دهد و خودکارآمدی، برنامه‌ریزی و تأثیرات هیجانی را در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان به طور معنی‌داری  بهبود بخشد(P<0.01) و در فقدان کنترل پیامد و انگیزش تغییری ایجاد نشد. نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می‌کند که آموزش راهبردهای فراشناختی روش مناسبی برای افزایش خلاقیت و  بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان می‌باشد. لذا پیشنهاد می‌شود به منظور افزایش مؤلفه‌های خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان ممکن است مفید باشد که سطح راهبردهای فراشناختی دانش‌آموزان تقویت شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Metacognitive Skills Training on Improving Creativity and Academic Performance of High School Students

نویسندگان [English]

  • Mahsa Keyvani 1
  • Asgar Jafari 2
چکیده [English]

The Present study aimed at determining the effect of metacognitive skills training on improving creativity and academic performance of high school students in Tabriz. It was a semi-experimental research with pretest-posttest and control group. 30 students were selected through multiple cluster sampling and randomly assigned in two experimental and control groups. Only the experimental group received explicit instruction on metacognitive strategies. The data were collected by Dortaj’s questionnaire of academic performance and Abedi’s questionnaire of creativity. To analyze the data, the analysis of Cavariance was used. The results indicated that interventions based on meta cognitive skills training can significantly increase the components of creativity and academic performance including self-efficacy, planning and emotional effects but not losing control and motivation (P<0.01). The Results provide some evidence that metacognitive skill training is appropriate for increasing creativity and recovering students’ academic performance.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Metacognitive skills
  • Academic Performance
  • Creativity

مقدمه:

امروزه خلاقیت و پرورش افراد خلاق موضوع بسیار با اهمیتی در آموزش و پرورش هر جامعه‌ای محسوب می‌شود. افراد خلاق فعالانه قادرند علایق و خواسته‌های خود را هدایت کنند (گرل‌تان[1]، 2007). خلاقیت، فرآیندی است که بکارگیری آن در دوره بزرگسالی مشروط به پرورش آن در دوره کودکی است. بر این اساس تربیت افراد خلاق، نوآور و سازنده باید از سال های نخستین زندگی شروع شود (تورنس، 1960 به نقل از فاطمی، 1382). آقامحمدی (1391) معتقد است که خلاقیت توانایی فرآیندهای ذهنی است که به خلق راه‌حل‌ها، ایده‌ها، ادراکات، نظریه‌ها یا تولیداتی منجر  می‌شود و منحصر به فرد می‌باشد.

تورنس[2] بیش از پنجاه سال به عنوان یکی از پیشگامان پژوهش در مورد خلاقیت و تفکر خلاق[3]  بوده است. به عقیده تورنس همه افراد استعداد و خلاقیت دارند و این خلاقیت به روش های مختلفی می تواند افزایش یابد یا سرکوب شود (ویدال[4] ، 2005). خلاقیت هم مانند سایر استعدادهای بشری برای رشد و شکوفایی نیاز به دو شرط اساسی دارد 1- وجود استعداد که البته در همه کودکان کم و بیش وجود دارد، 2- محیط مناسب برای رشد و شکوفایی استعداد. بنابراین رشد خلاقیت نیازمند محیط آموزشی مناسب می باشد (حسینی، 1387). تورنس (1983) چهار عامل سیالی، انعطاف پذیری، بسط و ابتکار را به عنوان ویژگی های خلاقیت بر می شمارد. یکی از اهداف متعالی نظام آموزشی هر جامعه ای بالا بردن سطح توانایی‌های شناختی دانش‌آموزان است که پرورش افراد خلاق در راس آنها می باشد (به نقل از آقامحمدی، 1391).  

یافته های جدید بدست آمده در زمینه روان شناسی تربیتی، روان شناسی شناختی و آموزش ابزارهایی ارزشمند را برای آموزش و پرورش راهبردهای شناختی فراهم کرده اند تا فرد بتواند به سطح بالاتری از اهداف یادگیری و شناخت برسد (دیره و بنی جمالی، 1388).

یکی از مهم ترین پیشرفت های نیمه دوم قرن بیستم، پیدایش نظریه هایی بود که بر نقش فرآیندهای عالی مؤثر بر مهار و هدایت فرآیندهای شناختی تاکید می کنند. این فرآیند‌های عالی تر فراشناخت[5]  نام دارد که نحستین بار بوسیله فلاول مطرح شد (زینلی، 1389).  فراشناخت، برآمده از بنیان های نظری و تجربی مستحکم و قانع کننده ای است که برخی از مبانی آن را می توان در آثار مربوط به روانشناسی تحولی- شناختی جستجو کرد. بر پایه دیدگاه پیاژه، فراگیران، بین هدف ها، وسیله ها، تجربه های فراشناختی و بازده های تکلیف مورد یادگیری، رابطه هایی می یابند و سپس، مشاهدات خود را با مشاهدات به عمل آمده انطباق می دهند (دافی[6]، 2007).

 تدریس و آموزش چگونه فکر کردن و چگونه مطالعه کردن، بزرگترین کشف دهه  هفتاد بود و با تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، کاملاً روشن است که تدریس و آموزش روش‌های فراشناخت به دانش‌آموزان، می تواند به پیشرفت قابل ملاحظه ای در یادگیری منجر شود. چنانچه تفکر، یک واقعیت پایدار باشد، آموزش روش های افزایش توانایی فراشناخت باید در برنامه های تربیتی دهه معاصر و آینده نیز گنجانده شود تا از نتایج آموزش و پرورش بیشتر بهره مند شد. با بکارگیری این روش، دانش‌آموزان می توانند یاد بگیرند تا درباره  فرآیندهای فکری خودشان فکر کنند، آگاهی به دست آورند و روش های خاصی را در خلال حل مسایل به کار برند که یادگیری دقیق تر، کامل تر و پایدارتر می شود و نتایج سرمایه گذاری در زمینه آموزش و پرورش در جهت رشد و ترقی جامعه، مطلوب تر خواهد بود. آموزش راهبردهای فراشناخت باعث بهبود عملکرد درک مطلب و سایر کنش های شناختی فرد می شود. آموزش این راهبردها باعث می شود که فرد بتواند تمام کنش های درگیر در یک عمل شناختی از ابتدا تا انتها را تحت نظر بگیرد و جریان یادگیری خود را به گونه ای هدایت کند که بهره وری فرآیندهای ذهنی اش نسبت به زمان و مکان در دسترس افزایش یابد. این گونه آموزش ها، ابزارهای مفیدی برای تعمیم یادگیری به موقعیت های مکانی و زمانی دیگر هستند (دیسوت و ازسوی[7]، 2009). از طرفی نتایج پژوهش بیگدلی (1392) نشان داد که بین روش مطالعه عمیق و میزان خلاقیت در دانش‌آموزان سال اول متوسطه رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج این پژوهش همچنین نشان داد که چون هدف دانش آموران دختر معمولا کسب نمره بالاتر می باشد، در هنگام مطالعه، بیشتر از روش مطالعه سطحی و پرخوانی استفاده می کنند که با فرآیند تحول خلاقیت سازگار نیست و ممکن است تنها برخی از مؤلفه‌های عملکرد تحصیلی را در بر گیرد. لذا لازم است که با اتخاذ روش های مطالعه مناسب سعی در تقویت روش مطالعه این گروه از دانش‌آموزان و به واسطه آن سعی در برآورده ساختن بیشتر مؤلفه‌های عملکرد تحصیلی و خلاقیت نمود. تقویت راهبردهای فراشناختی از جمله مهارت هایی می باشد که احتمالا می تواند در افزایش سطح خلاقیت و درگیر شدن با دیگر ابعاد عملکرد تحصیلی نقش داشته باشد.

راهبردهای فراشناختی، مهارت های بازبینی هستند که در خلال یادگیری و آموزش فعال می شوند و اگر فرد نداند چگونه پاسخ هایش را وارسی کند، چگونه وقت کافی برای مطالعه صرف کند و یا چگونه در صدد تعیین سطح اطلاعات قبلا آموخته شده بر آید در آن صورت انجام تکالیف یادگیری با دشواری بیشتر صورت می گیرد (دیره و بنی جمالی، 1388).

بنابراین راهبردهای فراشناختی، یادگیری را آسان نموده، به سخن دیگر راهبردهای فراشناختی ابزار هدایت و نظارت بر راهبردهای شناختی هستند. در راهبردهای یاددهی- یادگیری مبتنی بر نگرش فراشناخت، فکر بیش از حافظه ارزش دارد و معلم تعادلی بین امنیت روانی و آزادی برقرار می سازد تا دانش آموز بتواند ریسک کند.

در زمینه آموزش راهبردهای فراشناخت تحقیقات بسیاری صورت گرفته است از جمله عبدوس (1380) در پژوهشی با هدف تعیین رابطه بین راهبردهای فراشناختی و تحول خلاقیت، نشان داد که بین راهبردهای فراشناختی و خلاقیت دانش‌آموزان رابطه مثبت وجود دارد.

عملکرد تحصیلی و عوامل مرتبط با آن سال‌هاست که مورد توجه متخصصان آموزش و پرورش است. تأکید بر نقش فراگیران در فرآیند یاددهی - یادگیری و تأکید بر تربیت یادگیرندگانی که احساس ارزش و خود باوری داشته و نوآور و خلاق باشند، از جمله مسائل مهمی می باشد که می تواند به عملکرد مناسب و مطلوب کمک کند (زینلی، 1389).

پیش بینی عملکرد تحصیلی و کشف عواملی که به موفقیت تحصیلی و پایداری[8] آن در دانش‌آموزان مربوط است، موضوعاتی هستند که بیشترین اهمیت را در آموزش و پرورش دارند. عملکرد تحصیلی پیش بینی کننده عملکرد فرد در دیگر سطوح آموزشی و یا پیامدهای و عملکرد شغلی در دوره های مختلف کاری است (رابن، مککوچ[9]، 2005). (زینلی، 1389) انگیزش، تأثیرات هیجانی، مهارت های مطالعه، برنامه ریزی، کنترل پیامد تحصیلی و خودکارآمدپنداری را به عنوان عوامل تأثیرگذار در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان می داند.

نتایج پژوهش عابدی (1389) نشان داد که امروزه مشکل بیشتر دانش‌آموزان این است که یاد نگرفته اند که چگونه یاد بگیرند. راهبردهای شناختی و فراشناختی رفتارهایی است که دانش‌آموزان در جریان یادگیری یا حل مسئله به طور فعال به کار می گیرند تا عملکرد خودشان را تنظیم و هدایت کنند. این مهارت ها به دانش‌آموزان کمک می کنند تا نتایج تلاش هایشان را ارزیابی کنند و میزان تسلط خود را بر مطالبی که خوانده اند، ارزیابی کنند.

راهبردهای فراشناختی به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا درک کنند که مفاهیم از نظم و ترتیب های مشاهده شده در اشیاء و رویدادها، زبان یا برچسب های نمادینی ساخته می شوند که برای تعیین این نظم استفاده می شوند. در ساخت مفاهیم جدید خلاقیت دخالت دارد و یادگیری معنی‌دار فرآیندی است که از طریق آن انسان ها بیشتر دانش کاربردی خود را بدست می آورند (سیف، 1386).

به اعتقاد الگن[10] (2004) آموزش فراشناختی نقش مهمی در تنظیم فرآیندهای شناختی دارد و هنگامی که فرد فرآیندهای شناختی را درک می کند، قادر به کنترل آن فرآیندها و استفاده از آنها در یک شیوه پربازده برای رسیدن به یادگیری بهتر خواهد بود. توانایی‌های فراشناختی در سنین 5 تا 7 سالگی بروز نموده و در سال‌های بعد گسترش می یابد. بنابراین از سنین پیش دبستانی می‌توان راهبردهای مناسب فراشناختی را به دانش‌آموزان آموزش داد و در دوره‌های تحصیلی بالاتر می توان آنها را گسترش داد. مهارت سازماندهی- برنامه ریزی یکی از مهارت های فراشناختی می باشد که شامل تعیین هدف برای یادگیری و مطالعه، پیش‌بینی زمان لازم برای مطالعه، تعیین سرعت مناسب مطالعه، تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای یادگیری مفید است (به نقل از سیف، 1393).

پاشایی (1388) در پژوهشی به این نتیجه رسید که مهارت برنامه ریزی باعث افزایش دقت و نظم در انجام کارهای روزانه فرد می شود. کارهای او به صورت هماهنگ و منظم در می آید. برنامه ریزی در افزایش میزان درک و یادگیری بسیار موثر است. زیرا برنامه ریزی و انجام مطالعه در یک زمان و مکان مشخص می تواند میزان دقت و کارآیی حافظه را افزایش دهد.

با بکارگیری راهبردهای فراشناختی فراگیرنده تلاش می کند تا از نظام شناختی خود آگاه شود، راه های از میان بردن موانع یادگیری را بکاود، شیوه های بهینه یادگیری را پی ریزی کند و خودنظم جویی همه جانبه داشته باشد (آقازاده و احدیان، 1382). بر همین اساس آقازاده و احدیان (1382) اظهار داشتند که خلاقیت به توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضع و به عبارتی فرآیند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع به دست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن منجر می شود.

راهبردهای فراشناختی موجب کارآیی، بهبود فرآیند پردازش اطلاعات در حافظه و یادگیری هدفمند و آگاهانه می شود و نقش مهمی در بهبود، انتقال و تعمیم یادگیری از یک موقعیت به موقعیت جدیدتر و نیز نگهداری پایدارتر مطالب یادگرفته شده دارد و خلاقیت منجر به نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و بدست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن می شود. بی تردید راهبردهای فراشناختی و خلاقیت مقدمه‌ای برای موفقیت در تکالیف یادگیری و در نتیجه پیشرفت تحصیلی می شود و تجربه موفقیت در تحصیل احساس خودباوری و ارزشمندی و توانمندی را در فرد ایجاد می کند (لیندا، 2006).

ویت (2010) در پژوهشی با هدف توصیف فراشناخت به معنی آگاهی و کنترل شناخت خود، آورده است، دانش‌آموزانی که از راهبردهای فراشناختی استفاده می کنند نسبت به دانش‌آموزانی که از این راهبردها استفاده نمی کنند، موفق تر هستند. زیرا که دانش و معلومات در مسیر گسترش مهارت‌های خودمطالعه‌ای[11] در حال حرکت است که عوامل مهم آن فرآیند یادگیری و شایستگی دانش‌آموزان در مهارت های مطالعه می باشد که این مهارت ها به طور موثر بر پیشرفت در مدرسه و زندگی بعد از تحصیل تأثیر خواهند داشت. بنابراین دانش‌آموزانی که روش های یادگیری و مطالعه مناسب را گسترش نمی دهند، در انگیزش برای یادگیری و برنامه‌ریزی فرآیند یادگیری و ارزیابی کلی آنها، ناکارآمد خواهند بود و این ناکارآمدی بر پیشرفت دانش‌آموزان در طول تحصیل و بعد از تحصیل، به طور منفی تأثیر خواهد داشت. همچنین برخی از دانش‌آموزان ممکن است علی رغم اختصاص زمان کافی برای مطالعه، دچار شکست شوند که دلیل اصلی آن، عدم کسب مهارت های مطالعه موثر و مفید است. علاوه براین، دانش‌آموزانی که مهارت های مطالعه مناسب را در مدرسه کسب می کنند، نگرش مثبتی را نسبت به مدرسه و یادگیری انتخابی به عنوان یک هدف، رشد می‌دهند. ضمن اینکه موفقیت کسب شده بعد از مطالعه مفید موجب اطمینان خاطر و تشویق دانش‌آموزان در جهت تغییر دیدگاه شان نسبت به مطالعه، به عنوان یک فعالیت لذت بخش، خواهند شد (دیلکمن، آدا و آلور[12]، 2009). بر این اساس احتمالا تقویت راهبردهای فراشناختی در خلاقیت و عملکرد تحصیلی می تواند گامی مهم و اساسی در جهت بهبود فرآیند آموزش و عملکرد فراگیران در جهان در حال پیشرفت باشد.       

بر این اساس در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در خلاقیت و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر پرداخته شد.

 

روش

جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان دختر پایه اول دوره متوسطه شهر تبریز که 7851 نفر بودند و در سال تحصیلی 93-92 در یکی از پایه‌های اول متوسطه رشته‌های علوم انسانی، تجربی یا ریاضی- فیزیک مشغول به تحصیل بودند.  با استفاده  از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، ابتدا 2  مدرسه دخترانه به طور تصادفی انتخاب شدند. بعد از بین کلاس های این مدارس، 2 کلاس انتخاب شد که  تعداد دانش‌آموزان این دو کلاس مجموعا 40 نفر بودند. بعد به طور تصادفی یکی از کلاس ها  درگروه آزمایش و کلاس دیگر هم در گروه کنترل جایگزین شدند.  اما پس از اجرای پرسشنامه ها و جمع آوری داده ها، پرسشنامه های مربوط به10 آزمودنی که به غیبت زیاد در جلسات یا  مخدوش بودن کنار گذاشته  شدند. در نهایت داده‌های مربوط به 30 آزمودنی در  تحلیل وارد شدند. 

روش پژوهش، نیمه آزمایشی و طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. در طرح مورد بحث، آزمودنی ها به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی هم در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. قبل از اجرای متغیر مستقل(X)، سطح عملکرد تحصیلی و خلاقیت آزمودنی های هر دو گروه بوسیله پرسشنامه های عملکرد تحصیلی درتاج و خلاقیت تورنس اندازه گیری شدند (مرحله پیش‌آزمون). سپس گروه آزمایش هشت جلسه گروهی یک ساعته تحت تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی قرار گرفتند و پس از اتمام آموزش، دوباره پرسشنامه‌های عملکرد تحصیلی درتاج  و خلاقیت تورنس برای هر دو گروه اجرا شد (مرحله پس‌آزمون). به این صورت داده های مربوط به عملکرد تحصیلی و خلاقیت آزمودنی ها جمع آوری شد.

 

 

 

خلاصه جلسات آموزش راهبردهای فراشناختی

جلسه

موضوع

اهداف

اول

-   راهبردهای برنامه ریزی

-   تعریف یادگیری و مطالعه

-   تعیین هدف مطالعه

-   آشنا شدن با مفهوم مطالعه و یادگیری

-   ارتباط مطالعه با یادگیری

-   کسب توانایی تعیین هدف برای مطالعه یک موضوع

-   تکالیف: تعیین اهداف برای یک موضوع درسی

دوم

-   پیش بینی زمان لازم برای مطالعه و یادگیری

-   تعیین سرعت مطالعه

-   یادگیری تعیین زمان

-   سرعت مناسب برای انجام مطالع

-   تکلیف: انجام زمانبدی و تنظیم سرعت مطالعه برای یک موضوع درسی

سوم

-   تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری

-   آشنا شدن با انواع نظریه های یادگیری(رفتاری و شناختی)

-   تکلیف: تمرین مطالعه و یادگیری چند موضوع درسی با نظریه های گوناگون یادگیری

چهارم

-   انتخاب راهبردهای یادگیری (راهبردهای شناختی)

-   تعیین راهبرد یادگیری مناسب برای مظالعه

-   تکلیف:  تمرین مطالعه و یادگیری بر اساس راهبرد انتخابی

پنجم

-   یادگیری مطالب ساده و پایه

-   دسته بندی اطلاعات جدید

-   تقویت روش مطالعه و یادگیری

-   تکلیف: مطالعه یک موضوع به روش دسته بندی کردن

ششم

-   یادگیری مطالب پیچیده و دشوار

-   تهیه فهرست عناوین یا سرفصل ها

-   تبدیل متن درس به طرح و نقشه و نمودار

-   تقویت روش مطالعه و یادگیری

-   تکلیف: مطالعه یک موضوع به روش تهیه فهرست و نمودار

هفتم

-   دسته بندی اطلاعات جدید بر اساس مقوله های آشنا

-   استفاده از طرح درختی برای خلاصه کردن اندیشه های اصلی یک مطلب و نشان دادن روابط میان آنها

-   تقویت روش مطالعه و یادگیری

-   تکلیف: مطالعه یک موضوع به روش دسته بندی کردن و پیدا کردن روابط بین مطالب

هشتم

- استفاده از نمودار گردشی برای توضیح و تشریح یک فرآیند پیچیده

-   تقویت روش مطالعه و یادگیری

-   توانایی انتخاب روش مطالعه مناسب با توجه به موضوع مورد مطالعه

-   تکلیف: مطالعه یک موضوع با استفاده از نمودار گردشی

ابزار

برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های زیر استفاده شد.

پرسشنامه خلاقیت عابدی

پرسشنامه خلاقیت که توسط عابدی بر پایه نظریه و تعریف تورنس از خلاقیت، یک آزمون 75 سئوالی برای اندازه گیری خلاقیت تهیه شد. مواد این آزمون در چهار گروه سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط قرار می گیرد. ضریب پایایی بخش های سیالی ، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط که از طریق با آزمایی به دست آمد به ترتیب 85/0 ، 82/0، 80/0 و 84/0 بدست آمد. در پژوهش حاضر ضریب اعتبار بخش‌های سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط از طریق روش بازآزمایی به ترتیب 85/0.، 82/0، 84/0 ،80/0 بدست آمد. و روایی آن به روش آلفای کرانباخ به ترتیب 80/0، 75/0، 78/0، 74/0بدست آمد.

شیوه نمره گذاری: گزینه های آزمون خلاقیت نشان دهنده میزان خلاقیت از کم به زیاد است، در نتیجه آزمودنی ها به ترتیب نمرات 1 تا 3 را می گیرند. نمره های خام در هر مقوله نشان دهنده کمترین به بیشترین نمره ای است که هر فرد می تواند در آن مقوله کسب کند. جمع نمرات خام سوال های 1 تا 16،  نمره خام در مقوله ابتکار را نشان می دهد و دامنه نمرات از 16 تا48 است. جمع نمرات خام سوال های 17 تا 38 نمره خام در مقوله سیالی را نشان می دهد و دامنه نمرات از 22 تا 66 است. جمع نمرات خام سوال های 39 تا 49،  نمره خام در مقوله انعطاف پذیری را نشان می دهد و دامنه نمرات از 11 تا33 است. جمع نمرات خام سوال های 50 تا60،  نمره خام در مقوله بسط را نشان می دهد و دامنه نمرات از 11 تا33 است و مجموعه نمرات این چهار بعد نشانگر نمره کلی خلاقیت است.

پرسشنامه عملکرد تحصیلی "درتاج"

این آزمون دارای 48 سئوال می باشدکه  برخی از سئوالات فقط یک عامل و برخی دیگر بیشتر از یک عامل را اندازه‌گیری می‌کنند. مجموع نمرات سئوالات  1، 2، 3، 4، 12 ،28، 29، 30، 31، 32، 36، 37، 40، 42، 46، 47 و 48 عامل اول (خودکارآمدپنداری) را اندازه گیری می‌کننند که به طور مستقیم نمره گذاری می شوند و سئوال 9 به طور معکوس نمره گذاری می شود. مجموع سئوالات 8، 13،14،15،16،17،18،19،20 که به طور مستقیم نمره گذاری می شود و سئوالات 31،32،35،36 که به طور معکوس نمره گذاری می شوند. عامل دوم ( تأثیرات هیجانی ) را اندازه گیری می گیرند. سئوالاتی که عامل سوم ( برنامه ریزی ) را اندازه می گیرند: سئوالات 5،41،45،46 می باشند که به طور مستقیم نمره گذاری می شوند و سئوال 26  که به طور معکوس نمره گذاری می شود. عامل چهارم (فقدان کنترل پیامد) بوسیله سئوالات 8، 38، 39  اندازه گیری می شود که به طور مستقیم نمره گذاری می شوند. و سئوالات 21،22،23،24 که همگی به طور مستقیم و سئوال 43 به طور معکوس نمره گذاری می شوند که عامل  پنجم ( انگیزش ) را اندازه گیری می  کنند. برای نمره گذاری آزمون عملکرد تحصیلی از مقیاس لیکرت استفاده شد که گزینه ها به صورت کاملا موافقم ، موافقم، نظری ندارم، مخالفم و کاملا مخالفم می باشند. برای نمره گذاری پاسخ ها به ترتیب نمره های 5،4،3،2،1 داده می شود. برای نمره گذاری عبارت های منفی به طور معکوس عمل می شود یعنی برای کاملا موافقم نمره 1 و برای کاملا مخالفم نمره 5  لحاظ می شود.

میزان پایایی این آزمون از روش همسانی درونی (آلفای کرنباخ 47/0 ) به دست آمده است. روایی این آزمون از طریق دو روش روایی محتوایی و روایی سازه ارزیابی شده است. میزان پایایی به دست آمده در هر کدام از حیطه‌های مربوط به عملکرد تحصیلی عبارتند از: عامل اول (92/0)، عامل دوم (93/0)، عامل سوم (73/0) عامل چهارم (64/0) و عامل پنجم (72/0) است. در مورد روایی این آزمون باید گفت که این آزمون از روایی محتوایی برخوردار است (درتاج،1383).

یافته ها

میانگین و انحراف استاندارد نمرات آزمودنی ها در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون در جداول زیر نشان داده شده اند.

جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد مؤلفه‎های خلاقیت برای گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس‌آزمون

مؤلفه‌ها

گروه

تعداد

پیش آزمون

پس‌آزمون

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

انعطاف پذیری

کنترل

15

106

04/11

93/111

34/11

آزمایش

15

68/107

76/12

25/119

46/15

اصالت

کنترل

15

18/20

06/5

75/20

5/5

 

آزمایش

15

56/18

59/3

13/32

21/3

بسط

کنترل

15

75/18

8/3

93/17

89/2

 

آزمایش

15

68/17

8/3

68/30

02/3

سیالی

کنترل

15

56/7

98/1

93/8

91/1

 

آزمایش

15

43/7

96/1

68/11

36/3

همان طور که در جدول 1 مشاهده می شود میانگین نمرات مؤلفه‌های خلاقیت در مرحله پس‌آزمون برای گروه آزمایش بزرگ تر از گروه کنترل می باشد.

جدول 2 میانگین و انحراف استاندارد ابعاد عملکرد تحصیلی برای گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس‌آزمون

ابعاد

گروه

تعداد

پیش آزمون

پس‌آزمون

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

عملکردتحصیلی

کنترل

15

53/87

91/8

66/90

52/8

آزمایش

15

53/89

54/9

66/93

05/10

خودکارآمدی

کنترل

15

93/34        

6/5

06/35

9/5

 

آزمایش

15

13/40

56/8

26/55

09/8

تأثیرات هیجانی

کنترل

15

86/28

72/7

06/28

86/6

 

آزمایش

15

53/23

26/6

66/17

6

برنامه ریزی

کنترل

15

6/8

08/2

04/8

01/2

 

آزمایش

15

4/8

29/2

66/9

06/2

فقدان کنترل

کنترل

15

86/5       

74/2

46/1

86/2

 

آزمایش

15

4/3

29/2

7/5

72/1

انگیزش

کنترل

15

11

17/2

4/11

74/2

 

آزمایش

15

26/11

49/2

46/11

23/2

در جدول 2  هم مشاهده می‌شود که میانگین نمرات ابعاد عملکرد تحصیلی در مرحله پس‌آزمون برای گروه آزمایش بزرگ‌تر از گروه کنترل می‌باشد. برای تحلیل داده‌ها و بررسی فرضیه‌ها، تحلیل کوواریانس انجام شد که قبل از انجام آن، مفروضه‌های آن بررسی شد که خلاصه ننایج در زیر ارائه شده است. 

-  یکسانی شیب خط رگرسیون: به منظور بررسی این مفروضه تعامل بین متغیر وابسته و متغیر کمکی مورد بررسی قرار گرفت. که نتایج نشان داد بین میانگین‌های مورد مقایسه تعامل وجود ندارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که فرضیه همگنی شیب خط رگرسیون برقرار می‌باشد.

-  مفروضه خطی بودن رگرسیون: برای بررسی این مفروضه، نمودار خطوط رگرسیون برای متغیرهای وابسته و کمکی در گروه های آزمایش و کنترل  ترسیم شد. که نشان داد تعاملی بین خطوط رگرسیون در گروه های کنترل و آزمایش وجود ندارد. و خط رگرسیون برای گروه های آزمایش و کنترل تقریباً موازی هم قرار گرفته‌اند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مفروضه خطی بودن رگرسیون برقرار می‌باشد.

1جدول3 خلاصه نتایج آزمون لِوِن برای  مفروضه همگنی واریانس ها و کالموگروف اسمیرنف

متغیر

F

Df1

Df2

P

k-s

P

انعطاف پذیری

9/0

1

28

33/0

23/0

376/0

اصالت

7/3

1

28

06/0

86/0

266/0

بسط

2

1

28

16/0

09/1

191/0

سیالی

77/0

1

28

059/0

54/0

855/0

بر اساس یافته های جدول3 و با توجه به معنی‌دار نشدن F محاسبه شده نتیجه گرفته شد که مفروضه همگنی واریانس ها برقرار می باشد. همچنین نتایج آزمون کالموگرف اسمیرنف نشان می دهد که مفروضه نرمال بودن توزیع داده ها برقرار می باشد. با توجه به برقراری مفروضه‌ها، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره برای تعیین تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در مؤلفه‌های خلاقیت انجام شد که خلاصه نتایج در جدول4  گزارش شده است.

جدول 4 خلاصه نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری برای تعیین تأثیر راهبردهای فراشناختی در مؤلفه‌های خلاقیت

 

متغیر  وابسته

مجموع مجذورات

DF

میانگین مجذورات

F

سطح معنی داری

مجذور اتا

گروه

انعطاف پذیری

42086

1

42086

50/128

001/0

340/0

اصالت

8/1023

1

8/1023

85/46

001/0

428/0

بسط

45/1242

1

45/1242

60/134

001/0

515/0

 

سیالی

18/6000

1

18/6000

44/127

001/0

173/0

خطا

انعطاف پذیری

01/8515

26

50/327

 

 

 

 

اصالت

99/611

26

85/21

 

 

 

 

بسط

44/258

26

23/9

 

 

 

 

سیالی

13/1224

26

08/47

 

 

 

کل

انعطاف پذیری

01/47601

29

 

 

 

 

 

اصالت

24207

29

 

 

 

 

 

بسط

20478

29

 

 

 

 

 

سیالی

3688

29

 

 

 

 

با توجه به مندرجات جدول4 نتیجه گرفته شد که بین میانگین مؤلفه‌های خلاقیت در گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری وجود دارد [F(1,26)=128/50, 46/85, 134/60, 127/44  P<0/01] .  بنابراین می توان  نتیجه گرفت که  مداخلات  مبتنی بر آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند مؤلفه‌های خلاقیت را در دانش‌آموزان افزایش دهد. همچنین ضریب اتا که نشان می‌دهد آموزش راهبردهای فراشناختی می توانند  34%، 42%، 51%، 17% از  تغییرات مؤلفه‌های به ترتیب انعطاف پذیری، اصالت، بسط، سیالی خلاقیت را در  دانش‌آموزان تبیین کنند.  

جدول 5 خلاصه نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری برای تعیین تأثیر مهارت های فراشناختی در ابعاد عملکرد تحصیلی

 

متغیر وابسته

مجموع مجذورات

Df

میانگین مجذورات

F

سطح معنی داری

مجذوراتا

گروه

عملکردتحصیلی

9/186

1

9/186

64/9

001/0

388/0

خودکارآمدی

13/1558

1

13/1558

74/43

004/0

456/0

تأثیرات هیجانی

39/304

1

39/304

97/41

001/0

405/0

برنامه ریزی

2/235

1

2/235

78/31

005/0

813/0

فقدان کنترل

94/143

1

94/143

45/305

572/0

009/0

 

انگیزش

29/125

1

29/125

50/144

15/0

008/0

خطا

عملکردتحصیلی

14/523

27

37/19

 

 

 

 

خودکارآمدی

8/961

27

62/35

 

 

 

 

تأثیرات هیجانی

8/195

27

25/7

 

 

 

 

برنامه ریزی

8/199

27

40/7

 

 

 

 

فقدان کنترل

72/12

27

867/0

 

 

 

 

انگیزش

41/23

27

 

 

 

 

کل

عملکردتحصیلی

16/3034

29

 

 

 

 

 

خودکارآمدی

16/5288

29

 

 

 

 

 

تأثیرات هیجانی

86/3617

29

 

 

 

 

 

برنامه ریزی

73/1810

29

 

 

 

 

 

فقدان کنترل

2/293

29

 

 

 

 

 

انگیزش

29/25

98

 

 

 

 

با توجه به مندرجات جدول5 نتیجه گرفته شد که بین میانگین ابعاد عملکرد تحصیلی در گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری وجود دارد [F(1,26)=9/64, 43/74, 41/97, 31/78  P<0/01].  بنابراین می توان  نتیجه گرفت که  مداخلات  مبتنی بر آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند ابعاد عملکرد تحصیلی،  خودکارآمدی ، تأثیرات هیجانی،  برنامه ریزی را در دانش‌آموزان  تغییر دهد. همچنین ضریب اتا که نشان می‌دهد آموزش راهبردهای فراشناختی می توانند  38%، 45%، 40%، 81% از تغییرات ابعاد عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را به ترتیب در عملکردتحصیلی، خودکارآمدی، تأثیرات هیجانی و برنامه ریزی تبیین کنند.  

بحث و نتیجه گیری

بر اساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند  مؤلفه‌های خلاقیت "انعطاف پذیری، اصالت، بسط و سیالی را در دانش‌آموزان افزایش دهد که این نتیجه با نتایج پژوهش های جوادی، کیوان آرا ، یعقوبی، حسن زاده، عبادی (1389)، صفری و محمدخانی(1390)، صفری و مرزوقی (1388)،  رید[13](2003) و سانتراک (2008)، عبدوس( 1380)، اُزسوی[14] (2011) و لیتزینگر  و فیرتو[15] (2010) مطابقت داشت. نتایج این پژوهش ها نشان دادند که راهبردهای فراشناختی می تواند با رشد و تقویت مهارت های خودتنظیمی، یادگیری خودگردان و فرآیند حل مساله مؤلفه‌های خلاقیت را در دانش‌آموزان گسترش دهد.

در تبیین این نتیجه می توان گفت که وقتی دانش‌آموزان تحت آموزش راهبردهای فراشناختی قرار گرفتند به مرور زمان به آنان کمک که بتوانند در حل مسایل علمی و فکری مربوط به درس هایشان عمیق تر و به شیوه تفکر واگر عمل کنند. افزون بر این، این آموزش ها دانش‌آموزان را توانا می سازند که کنترل بیشتری بر روی عملکرد تحصیلی خود داشته باشند و در مورد یادگیری خودشان آگاهانه تر پیش روند. بر این اساس منطقی به نظر می رسد که آموزش راهبردهای فراشناختی سطح خلاقیت دانش‌آموزان را در مهارت های انعطاف پذیری، بسط، سیالی و اصالت افزایش دهد.

افزون بر این چون افکار خلاق و سازنده اغلب بطور ناگهانی و خودانگیخته در ذهن افراد شکل می گیرد ممکن است بعد از آموزش مهارت های فراشناختی، در هنگام عملکرد روزمره شان یا در فعالیت های شناختی که افراد از قدرت تصویرسازی ذهنی خودشان استفاده می کنند، تفکر واگرا فرصت بروز پیدا کنند. در هنگام انجام فعالیت هایی مبتنی بر مهارت های فراشناختی و همچنین در مواقعی که فرد ذهن خودش را راحت می گذارد ممکن است بطور پراکنده و در یک حالت غیرنظامدار افکاری که دارای هیچ نظم و چارچوبی نیستند بطور خودجوش به ذهن فرد بیاید و بصورت ترکیباتی در آیند که در درجه اول تنها برای خود شخص معنی‌دار است. بنابراین لازم است که فعالیت های فرهنگی- آموزشی مدارس به نحوی تدوین گردد که فرصت و شرایط مناسب جهت شکوفا شدن و ابراز خودجوش چنین افکار سازنده و خلاقی وجود داشته باشد. علاوه بر این چون در کلاس ها ی درس اغلب دانش‌آموزان به کسب نمره قبولی و بدست آوردن رتبه بالاتر می اندیشند طبیعتا فرآیند های شناختی خودش را با چار چوب و شرایط کلاس و معلم هماهنگ می کنند که این موضوع خود یکی از موانع اساسی خلاقیت و نوآوری در کلاس درس می باشد.

همچنین بر اساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند ابعاد عملکرد تحصیلی، خودکارآمدی، تأثیرات هیجانی و برنامه ریزی  دانش‌آموزان را  بهبود بخشد. این نتیجه با نتایج پژوهش های جوادی و همکاران(1389)، صفری و محمدجانی(1390)، صفری و مرزوقی (1388)،  (رید[16]، 2003) و سانتراک (2008) مطابقت داشت. نتایج این پژوهش ها نشان دادند که راهبردهای فراشناختی انجام فعالیت های مدرسه، تکالیف درسی و پیشرفت تحصیلی را در دانش‌آموزان افزایش می دهند.

در تبیین این نتیجه می توان که چون راهبردهای فراشناختی از جمله مهارت های روان شناختی سطح عالی ذهن هستند که تقویت نمودن آنها احتمالا به توانمندسازی درونی و آگاهی های درونی افراد کمک می کند، بر این اساس آموزش راهبردهای سازمان دهی- برنامه ریزی در پژوهش حاضر احتمالا  به تقویت توانمندی های درونی دانش‌آموزان مانند توانایی های احساس کنترل بیشتر، افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و همچنین انجام هدف گزینی منجر می شود. همچنین از آنجایی که مهارت های فراشناختی شامل آگاهی و دانش روش ها و فرآیندهای شناختی یادگیری و نیز شامل روش های کنترل و نظارت بر یادگیری می شود، می تواند بر فرآیندهای یادگیری تأثیر داشته باشد. چرا که فراشناخت  به استعداد  درک  و کنترل  مطلب  مورد  یادگیری گفته می شود و  نقش  بسیار  مهمی در  بهبود  و  گسترش  عملکردهای  شناختی دارد و  می تواند  مهارت های  یادگیری  فراگیران  را  توسعه  بخشد و آموزش های ارائه شده در این راستا نیز در افزایش انگیزش یادگیری موثر می باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بواسطه آموزش راهبرد سازمان دهی- برنامه ریزی چون توانمندی ها و ویژگی هایی مانند عوامل انگیزشی، اعتماد به نفس و عرت نفس، هدفمندی و هدف گزینی و احساس کنترل بیشتر بر عملکرد و انجام تکالیف درسی موجب می شود که به طور کلی عملکرد تحصیلی داش آموزان بهبود پیدا کند. افزون بر این چون بسیاری از  مشکلات  یادگیری و  مطالعه و تعمیم یادگیری  ناشی از  فقدان مهارت ها  و  راهبردهای  فراشناختی است.  آموزش این راهبرد  به دانش‌آموزان   امکان  انتخاب،  کنترل،  نظارت،  مدیریت زمان، روش های تعیین هدف، کاهش اضطراب و استرس امتحان، کنترل هیجانات ، برنامه ریزی برای آینده و افزایش میزان انگیزش را در آنان ایجاد می کند که در نهایت به ارتقاء سطح عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان کمک می کند.  لذا منطقی به نظر می رسد که آموزش راهبردهای فراشناختی در پژوهش حاضر توانسته است سطح عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را بهبود بخشد.

بر اساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند خودکارآمدپنداری را در دانش‌آموزان  بهبود بخشد. این نتیجه با نتایج پژوهش های سعیدی، سامانی، کاظمی (1390) و ازسوی و آتامن (2009)  مطابقت داشت. در تبیین این نتیجه می توان که چون در جلسات آموزشی راهبردهای فراشناختی بر فعال‌سازی دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری تاکید می شود و در اثر این فعال نمودن دانش‌آموزان ویژگی هایی مانند اعتماد به نفس، عزت نفس، مسئولیت پذیری، توانایی تصمیم گیری و انتخاب گری در آنان تقویت می شود به احتمال زیاد بواسطه رشد این توانمندی های درونی در دانش‌آموزان، آنان به قابلیت های درونی خودشان بیشتر پی خواهند برد. در جلسات آموزشی به دانش‌آموزان آموزش داده شد که در مورد تعیین زمان مطالعه خود، سرعت مطالعه و استفاده از راهبردهای مناسب یادگیری فعال باشند، بر این اساس دانش‌آموزان در انجام مطالعه و فرآیند یادگیری خود نقش فعال تری داشتند و ادراک بهتر و مثبت تری نسبت به توانایی های خود پیدا کردند. افزون بر این خودکارآمدی به عنوان باورهایی در مورد توانایی های شخصی برای سازمان دادن و طی کردن مسیرهای عمل به منظور دستیابی به پیشرفت تعریف شده است. خودکارآمدی ادراک شده را به عنوان باورهای افراد در مورد توانایی شان برای تولید انتخابی سطح عملکرد می داند که تلاش برای تأثیر و مهار بر رویدادهایی است که بر زندگی آنها تأثیر می گذارد. باورهای خودکارآمدی مشخص می کند که مردم چگونه احساسمی کنند، فکر می کنند، خودشان را برمی انگیزانند و چگونه رفتار می کنند.  زمانی که دانش آموز در فرآیند یادگیری خودش فعال باشد و در انتخاب راهبرد یادگیری، دسته بندی کردن مطالب و دیگر فعالیت های شناختی را درگیر باشد منطقی به نظر می رسد که ویژگی خودکارآمدی دانش آموز در عملکرد تحصیلی بهبود می یابد.   

بر اساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند "تأثیرات هیجانی"  را در دانش‌آموزان  بهبود بخشد. این نتیجه با نتایج پژوهش هاول و واتسون ( 2007) مطابقت دارد. نتیجه این پژوهش ها نشان دادند که بین راهبردهای فراشناختی و توانایی کنترل و تنظیم هیجانات در افراد رابطه معنی‌داری وجود دارد.  

در تبیین این نتیجه می توان که چون در هنگام آموزش راهبردهای فراشناختی دانش‌آموزان آگاهی های بیشتری نسبت به درون خودشان پیدا می کنند و در خصوص شکل گیری و تحول شناخت ها و یادگیری خودشان نقش دارند احساس کنترل بیشتری بر رفتارها و عملکرد خودشان دارند. بر این اساس در  راهبرد سازماندهی برنامه ریزی که توانایی های خودتنظیم گری و خودنظم دهی به فراگیران آموزش داده می شود که این توانایی ها از ویژگی های سطح عالی ذهن هستند که چون احساس و توانایی افراد را در مهار و کنترل فعالیت هاو امور مربوط به مطالعه و یادگیری افزایش می دهد در نتیجه به افراد کمک می کند که بتوانند هیجانات منفی و مثبت خودشان را تنظیم کنند به ویژه هیجاناتی مانند استرس ها و اضطراب های مربوط به مدرسه و تحصیل را در سطح مطلوبی نگه دارند. همچنین بر اساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند "برنامه ریزی" را در دانش‌آموزان  بهبود بخشد.

این نتیجه با نتایج پژوهش های(لموس ،2002)، (لاینچ ،2006) و سانتراک (2008) مطابقت دارد. در تبیین این نتیجه می توان که چون راهبرد فراشناختی برنامه ریزی شامل فعالیت هایی مانند تنظیم برنامه مطالعه، سرعت مطالعه، انتخاب راهبرد مناسب برای یادگیری و درگیر شدن در فرآیند یادگیری و ارزشیابی می شود، چون در پژوهش حاضر در هنگام آموزش راهبرد سازمان دهی- برنامه ریزی احتمالا توانمندی های درونی مانند کنترل و نظارت، مدیریت زمان و فرآیند مطالعه در دانش‌آموزان تقویت می شود به واسطه این تغییرات مثبت و مطلوب توانایی برنامه ریزی در دانش‌آموزان بهبود می یابد.

اما در این  پژوهش نتیجه گرفته شد که آموزش راهبردهای فراشناختی نمی تواند "فقدان کنترل پیامد" و  انگیزش را در دانش‌آموزان  بهبود بخشد.

این نتیجه با نتایج پژوهش های دیسوت و همکارانش (2003) و عطارخامنه و سیف (1388) مطابقت دارد. در تبیین این نتیجه می توان که چون فقدان کنترل پیامد رفتار و عملکرد زمانی در افراد اتفاق می افتد که آنان در جریان فرآیند انجام کار و عوامل تأثیرگذار در آن قرار ندارند و همچنین آنان مهارت و توانایی لازم برای فعالیت هایی مانند تصمیم گیری، انتخاب و خودتنظیمی  و خودنظم دهی را ندارند. در تبیین این نتیجه می توان که چون راهبردهای فراشناخت به دانش ما درباره ی فرایندهای شناختی خودمان و چگونگی استفاده بهینه از آن ها برای رسیدن به هدف های یاد گیری اطلاق می شود بنابراین آموزش شیوه های بکارگیری این مهارت نقش مهمی را می تواند در موفقیت افراد داشته باشد و نیز افزایش انگیزش یکی از مهم ترین این موارد می باشد که آموزش های فراشناخت بر آن تأثیر دارد. افزون براین چون دانش‌آموزان مقطع دبیرستان به لحاظ شناختی در سطح نسبتا خوبی هستند که احتمالا توانمندی های ذهنی آنان که به صورت عوامل پیش نیاز در آموزش راهبردهای فراشناختی محسوب می شوند،  موجب شد که راهبردهای فراشناختی را زود یاد بگیرند و بتوانند آنها را درون سازی کنند. با توجه به این که راهبردهای فراشناختی از جمله مهارت های روان شناختی سطح عالی ذهن هستند که تقویت نمودن آنها احتمالا به توانمندسازی درونی و آگاهی های درونی افراد کمک می کند. نتایج پژوهش حاضر در مورد تأثیر عوامل آموزش راهبردهای فراشناختی در عوامل انگیزشی معنی‌دار نیست که احتمالا این نتیجه متفاوت به علت جامعه آماری خاص آن باشد. چون جامعه آماری پژوهش حاضر که دانش‌آموزان دختر دوره دبیرستان بودند، که امروزه عوامل انگیزشی دانش‌آموزان بیشتر تأثیر مسایل اجتماعی و محیطی می باشد و دانش‌آموزان هم بیشتر نقش این دسته از عوامل را موثرتر می دانند لذا آموزش راهبردهای فراشناختی که بیشتر به تقویت توانایی هایی درونی افراد می پردازد منطقی به نظر می رسد که نمی تواند سطح انگیزش دانش‌آموزان شرکت کننده در پژوهش حاضر را به طور معنی‌داری تحت تأثیر قرار دهد.

به طور کلی می توان نتیجه گرفت که آموزش راهبردهای فراشناختی بواسطه تغییرات و ایجاد توانمندی هایی که در سطح اعتماد به نفس، عزت نفس، تصمیم گیری، انتخاب گری و مدیریت زمان، درگیر شدن در فرآیند یادگیری و تقویت انگیزش دانش‌آموزان می تواند عملکرد تحصیلی را در چارچوب (خودکارآمدپنداری،  برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی بهبود می بخشد.

با توجه به این که پژوهش حاضر بر روی دانش‌آموزان دختر سال اول متوسطه انجام شده است که دارای زمینه های اجتماعی و خانوادگی بسیار متفاوتی می باشند، محدودیت هایی را در زمینه تعمیم یافته ها، تفسیرها و اسنادهای علت شناسی متغیرهای مورد بررسی ایحاد می کند که باید به آنها توجه شود. لذا پیشنهاد می شود پژوهش های بعدی بر روی جوامع آماری انجام شود که به لحاظ موقعیت های اجتماعی- خانوادگی همگن تر باشند و امکان  انجام جلسات پیگیری وجود داشته باشد. همچنین بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می شود. به منظور تقویت سطح خلاقیت و توجه بیشتر به ابعاد عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان کلاس ها و کارگاه هایی آموزشی بر اساس راهبردهای فراشناختی برای دانش‌آموزان برگزار شود.

تقدیر و تشکر

 در این جا از کلیه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین به ویژه اساتید راهنما و مشاور و واحد پژوهشی این دانشگاه که در تمامی مراحل انجام این پژوهش، پژوهشگر را یاری ننموده اند تشکر و قدردانی به عمل می آید.



[1] . Girltan, A

[2] . Torrance

[3] . Creative thinking

[4] . Vidal

[5] . Meta cognition

[6]. Duffy

[7]. Desoete , A. &Ozsoy

[8]. Persistence

[9]. Ruban & McCoach

[10]. Ulgen

[11]. self- study

[12]. Dilekmen, M. , Ada, S. & Alver

[13]. Reid

[14]. Ozsoy

[15]. Litzinger, T., & Firetto, C.M

[16]. Reid 

منابع

آقازاده، محرم؛ احدیان، محمد. (1382). مبانینظریوکاربردهای آموزشینظریهشناخت. تهران: نور پردازان.

آقامحمدی، مصطفی. (1391). اثر بخشی آموزش مهارت ارتباط بین فردی در کمال گرایی (مثبت و منفی)و خلاقیت  در  دانش  آموزان تیز هوش پسر. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر.

بیدگلی، محمد. (1392). بررسی رابطه روشهای مطالعه و ساختارانگیزشی باخلاقیت دانش‌آموزان سال اول متوسطه. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر.

پاشایی، زهره. (1388). بررسی تأثیر آموزش مهارت های مقابله با هیجانات با رویکرد شناختی- اجتماعی در کاهش اضطراب امتحان، استرس  افزایش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.

جوادی، مرضیه؛ کیوان آرا ، محمود؛ یعقوبی، مریم؛ حسن زاده، اکبر و  عبادی، زهرا. (1389).  بین آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه و وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، 27،  146-158.

حسینی، افضل السادات. (1387). ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن. مشهد: به نشر.

خانیان، محمد ربیع. (1384). خلاقیت و نوآوری در سازمان های آموزشی "مفاهیم نظری، تکنیک‌ها، سنجش" . تهران: انتشارات رسانه تخصصی.

درتاج، فریبرز. ( 1383). بررسی تأثیر شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان، ساخت و هنجاریابی عملکرد تحصیلی. رساله دکترا، دانشگاه علامه طباطبایی

دیره، عزت؛ بنیجمالی، شکوه‌السادات. (1388). بررسیسهمعواملانگیزشیبراستفادهازراهبردهای شناختیوفراشناختیدرفرآیندیادگیری. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم‌تحقیقات.

زینلی، زهرا. (1389). رابطهراهبردهایفراشناختیوخلاقیتباعزتنفس وعملکردتحصیلیدانش‌آموزاندبیرستانیشهرسده. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت.

سعیدی، فریبا؛ سامانی، سیامک و کاظمی، سلطانعلی. (1390). تأثیر آموزش مهارتهای فراشناختی در راهبردهای مطالعه برخودکارآمدی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر دوره راهنمایی. پایگاه چاپ مقالات سیویلیکا.

سیاح سیاری، نیمتاج. (1386). ناتوانی های یادگیری. تهران، انتشارات مدبر

سیف، علی اکبر. (1393). روان شناسی پرورشی نوین. آموزش و یادگیری. تهران: انتشارات آگاه.

سیف، علی؛ مصرآبادی، ج. (1386). اثر بخشی آموزش راهبردهای یادگیری بر سرعت خواندن، یادداری و درک متون مختلف. فصلنامه تعلیم و تربیت، 8(2 12-25.

صفری، یحیی؛ مرزوقی، رحمت اله. (1388). مطالعه تجربی بررسی میزان تأثیر آموزش به شیوه فراشناختی بر عملکرد تحصیلی و آگاهی های فراشناختی دانش‌آموزان در برنامه درسی علوم دوره راهنمایی. دو ماهنامه دانشور رفتار/ تربیت و اجتماع، 9(39)، 45-59.

صفری، یحیی؛ و محمدخانی، صدیقه. (1390). کاربرد راهبردهای فراشناخت در تجربه های دانشجویان و ارتباط آن با سطح پیشرفت تحصیلی آنها. فصلنامه رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، 7، 41-56.

عابدی، جمال. (1372). خلاقیت و شیوه ای نو در اندازه گیری آن. پژوهش های روان شناختی، دوره2 (1،2)، 34-46.

عبدوس، میترا. (1380). بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر پرورش خلاقیت دانش‌آموزان دختر سال سوم دبیرستان شهر تهران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، چاپ نشده، دانشگاه الزهرا.

عطارخامه، فاطمه. (1388). تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری مطالعه فراشناختی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان. تهران، پژوهش نامه مطالعات روان شناسی تربیتی، 5(9)، 32-48.

فاطمی، مرجان. (1382). سرگرمی و خلاقیت. تهران، چاپ و نشر بنیاد.

Brannigan,V.M.(2004). Promoting academic achievement and motivation. Educational psychology, 45(2), 46- 70.

Desoete, A. &Ozsoy, G.(2009). Introduction: Meta cognition, more than the longs monster? International Electronic Journal of Elementary Education, 2(1), 1-6.

Desoete, A., Roeyers, H., & De Clercq, A. (2003). Can off-line meta cognition enhance mathematical problem solving? Journal of Educational Psychology, 95, 188–200

Dilekmen, M. , Ada, S. & Alver, B. (2009).”An evaluation on study skills of high school students. Word applied sciences Journal, 6(7), 966-970.

Duffy, B. (2007). supporting creativity and imagination in the early years. Mc Grow hill , education.

Girltan, A. (2007). Creativity (hand book for Teachers). UK: World Scientific Publishing.

Howel, A. J. & Watson, D. C., (2007). Procrastination: Association with goal orientation and learning  strategies.Personality and Individual Differences, 43, 167-178.

Lemos, M. S. (2002). Students goals and self – regulation in the classroom. Journal of   Educational Research, 31,471-486.

Linda. H. E. & Pinkleyey, Ch. (2006). Meta cognitive strategies help Students to comprehend all text Reading improvement. Cholas vista: spring, 43 (1) 13-17.

Litzinger, T., & Firetto, C. M. (2010). A Cognition Study of Problem Solving in Statics. Journal of Engineering Education, 99(4), 337- 353.

Lynch, D. J. (2006). Motivational Factors, Learning Strategies and resource management as Predictors of course grades. College student Journal, 70, 723-727.

Ozsoy, G. & Ataman, A. (2009). The effect of meta cognitive strategy training on problem solving achievement. International Electronic Journal of Elementary Education, 1(2), 67-82.

Ozsoy, G. (2011). An investigation of the relationship between meta cognition and mathematics achievement . Journal of Asia Pacific Education, 12, 227-235.

Reid, G. (2003). Deslexia: a practitioner s had book. 3rded. Yohn wiley & sons ltd. www. ldon line.org.

Ruban, L. M., & McCoach, D. B. (2005). Gender differences in explaining grades using structural equation modeling. Review of Higher Education, 28, 475-502.

Santrock, J. W. (2008). Educational Psychology. America:  MC grew- Hill Publication.

Vidal, R. V. (2005). Creativity for operational researchess university of Technical Denmark. New York: Rinehart & Winston.

Vitae, T. (2010). Meta cognition isthe awareness and control ofone's own cognition. University of Maryland, Baltimore County, and Baltimore, MD, USA.