رابطه ادراک شیوه‌های فرزندپروری و اضطراب صفت پدر و مادر با اضطراب جوانان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تبریز (نویسنده مسئول)،

2 فارغ التحصیل روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اضطراب صفت­ پدر و مادر و ادراک فرزندان از شیوه‌های فرزندپروری والدین‌شان با اضطراب فرزندان بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است. بدین منظور 100 نفر از دانشجویان بومی دانشگاه­ آزاد اسلامی و دولتی تبریز (50 دختر و 50 پسر) و والدین آن­ها به روش نمونه­گیری داوطلبانه انتخاب شد. به این دلیل از دانشجویان بومی استفاده شد که والدین‌شان بتوانند پرسشنامه­ها را تکمیل کنند. برای اندازه­گیری اضطراب والدین و فرزندان از سیاهه اضطراب صفت حالت (STAI؛ اسپیلبرگر، گورساچ و لاشن،1970‏) و برای سنجش ادراک فرزندان از شیوه­های فرزندپروری والدین از سیاهه گزارش فرزندان از رفتارفرزندپروری (CRPBI؛ شیفر، 1965) استفاده شد. داده­ها با روش همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان دادند که بین اضطراب والدین و اضطراب فرزندان رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد. همچنین رابطه بین ادراک شیوه­های فرزندپروری و اضطراب فرزندان معنی‌دار بود. به نحوی که بین ادراک پذیرش و ادراک کنترل بیش از حد والدین با اضطراب فرزندان، به ترتیب، رابطه منفی و مثبت وجود داشت. براساس این نتایج می­توان گفت که اضطراب بالای والدین و برداشت فرزندان از روش­های فرزندپروری آن­ها، نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد. بنابراین، می­توان با آموزش صحیح فرزندپروری به والدین و کاهش اضطراب آنها، از میزان اضطراب فرزندان و آثار مخرب آن کاست.   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between perceived parenting practices and maternal-paternal trait anxiety with young adults' anxiety

نویسندگان [English]

  • Khalil Esmaeilpour 1
  • Leili Jamil 2
چکیده [English]

The purpose of present study was to investigate the relationship between perceived parenting practices and maternal-paternal trait anxiety with young adults' anxiety. To do so, 100 (50 female and 50 male) local students of Tabriz Public, and Azad Universities were selected through volunteer sampling. Since parents were needed to fill questionnaires, the sample was selected among local students. State-Trait Anxiety Inventory (STAI; Spiel Berger, Gorsuch and Lushene, 1970) was used to measure parents and children's trait anxiety, and Children's Report of Parenting Behavior Inventory (CRPBI; Schaefer, 1965) was used for assessing children's perceptions of parenting practices. Data were analyzed through correlation and multiple regression methods. The results showed that there was positive, significant relationship between parents and children's anxiety. Also there was significant relationship between children's perceptions of parenting practices and offspring's anxiety, so that children's perception of accepting and over-controlling parenting, respectively, had negative and positive relationships with children's anxiety. Based on the results, it was concluded that parents with high anxiety and children's perception of parenting practices have incredible role in children's trait anxiety. Therefore, by training appropriate parenting practices to parents and reducing parents' anxiety the offspring's anxiety and its harmful traces could be reduced.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Perceived parenting practices
  • trait anxiety
  • children anxiety
  • parents' anxiety

 

 

 

 

 

رابطه ادراک شیوه­های فرزندپروری و اضطراب صفت پدر و مادر با اضطراب جوانان

 

دکتر خلیل اسماعیل‌پور[1]

لیلی جمیل[2]

 

 

 

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اضطراب صفت­ پدر و مادر و ادراک فرزندان از شیوه‌های فرزندپروری والدین‌شان با اضطراب فرزندان بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است. بدین منظور 100 نفر از دانشجویان بومی دانشگاه­ آزاد اسلامی و دولتی تبریز (50 دختر و 50 پسر) و والدین آن­ها به روش نمونه­گیری داوطلبانه انتخاب شد. به این دلیل از دانشجویان بومی استفاده شد که والدین‌شان بتوانند پرسشنامه­ها را تکمیل کنند. برای اندازه­گیری اضطراب والدین و فرزندان از سیاهه اضطراب صفت حالت (STAI؛ اسپیلبرگر، گورساچ و لاشن،1970‏) و برای سنجش ادراک فرزندان از شیوه­های فرزندپروری والدین از سیاهه گزارش فرزندان از رفتارفرزندپروری (CRPBI؛ شیفر، 1965) استفاده شد. داده­ها با روش همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان دادند که بین اضطراب والدین و اضطراب فرزندان رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد. همچنین رابطه بین ادراک شیوه­های فرزندپروری و اضطراب فرزندان معنی‌دار بود. به نحوی که بین ادراک پذیرش و ادراک کنترل بیش از حد والدین با اضطراب فرزندان، به ترتیب، رابطه منفی و مثبت وجود داشت. براساس این نتایج می­توان گفت که اضطراب بالای والدین و برداشت فرزندان از روش­های فرزندپروری آن­ها، نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد. بنابراین، می­توان با آموزش صحیح فرزندپروری به والدین و کاهش اضطراب آنها، از میزان اضطراب فرزندان و آثار مخرب آن کاست.  

 

واژگان کلیدی: ادراک شیوه­های فرزندپروری، اضطراب صفت، اضطراب فرزندان، اضطراب والدین.

 

مقدمه:

یکی از علل عمده مراجعه افراد به مراکز مشاوه، اضطراب می­باشد. اضطراب از شایع­ترین اختلال­های روانی است که با عوارض زیادی همراه است. به طوری که اغلب مزمن شده و نسبت به درمان تا حدی مقاوم می­شود (کاپلان و سادوک، 1389). اسپیلبرگر[3] (نقل از کینگ، 1988) بین دو نوع اضطراب تمایز قایل شده است: اضطراب حالت[4] و اضطراب صفت[5]. اضطراب حالت، عکس‌العمل هیجانی موقتی یا لحظه­ای است. این نوع اضطراب به عنوان یک وضعیت ناپایدار و زودگذر تعریف شده است، که هم از نظر شدت و هم از نظر نوسان در زمان­های مختلف، متفاوت است. اما اضطراب صفت، به عنوان ویژگی دیرپای فرد محسوب می­شود، که آمادگی فرد را برای واکنش شدید در اکثر موقعیت­ها فراهم می­کند. کسانی که دارای سطح بالایی از اضطراب صفت هستند، آمادگی دارند به طرق مختلف، موقعیت­های بی‌خطر را به عنوان تهدید برداشت کنند و اغلب اوقات در وضعیت اضطراب به سر می­برند. گذشته از نقش متغیرهای موقعیتی در بروز اضطراب، به نظر می­رسد روش­های فرزندپروری نقش عمده­ای در شکل­گیری اضطراب صفت فرزندان داشته باشد.

خانواده اولین محیطی است که فرد در آن نحوه واکنش به موقعیت­ها را تجربه می­کند. گرمی و صمیمیت فضای خانواده در پرورش قوای مثبت و سازنده کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. از طرف دیگر، بسیاری از ناراحتی­های روانی افراد در اثر رفتارها و برخوردهای نامناسب والدین به وجود می­آید (گنجی، 1389). والدین پا به پای بذل توجه و محبت به فرزندان، توقع دارند کودکان‌شان رفتار خاصی را در سنین معینی از خود نشان دهند، آنان در این راستا راهبردها و رفتارهای خاصی را اعمال می­کنند که به آن­ها شیوه­های فرزندپروری گفته می­شود. به عبارت ‌دیگر، شیوه مورد استفاده والدین برای ایجاد ارتباط با فرزند و آموختن ارزش­ها و هنجارهای جامعه، فرزندپروری نامیده می‌شود (دارلینگ[6] و استینبرگ[7]، 1993). شیفر[8] (به نقل از حیدری، 1378) براساس مشاهداتی که از تعامل کودکان با مادران‌شان انجام داد، طرح طبقه‌بندی رفتارهای فرزندپروری براساس دو جنبه رفتار والدینی، یعنی آزادی­ـ کنترل (سهل‌گیری در مقابل سخت‌گیری) و سردی ـ گرمی (پذیرش در مقابل طرد) را ارایه نمود. این دو بعد اساساً اشاره به سطوح حمایت عاطفی دارد که والدین در مورد کودکان‌شان به کار می‌برند و نیز اشاره به کنترلی دارد که والدین در مورد کودکان خود اعمال می‌کنند. بدین ترتیب، از ترکیب این دو بعد، الگوهای مختلف رفتار والدینی شکل می‌گیرند. رَپی[9] (1997) طرد والدین را به صورت احساسات خصومت و منفی، که از والدین به کودک منتقل می­شود، تعریف می­کند. در طرف مثبت این طیف پذیرش والدین جای می­گیرد، که گرونر[10]و همکاران ‌(1999) آن را به عنوان نمود و جلوه­ای از عاطفه و گرمی تعریف می‌کنند.

بررسی پیشینه تحقیقات مربوط به رابطه رفتار والدینی و اضطراب فرزندان، و همچنین مطالعاتی که ادراک فرزندپروری در فرزندان دچار اختلالات اضطرابی را بررسی کرده­اند، نشان می­دهد که بیشتر این مطالعات بر روی کودکان انجام شده است. البته در برخی از این تحقیقات نتایج مغایری نیز گزارش شده است. برای مثال، تحقیقات مربوط به ادراک پذیرش- طرد والدین نشان داده است که کودکان دچار اختلال­های اضطرابی، پدر و مادران خود را بیشتر طرد کننده ادراک می­کنند (سیگیولند[11] و همکاران، 1996). از طرف دیگر مادران کودکان غیرمضطرب نسبت به مادران کودکان مضطرب، ملایمت و پذیرش بیشتری در تعاملات خود با کودک دارند (والی و همکاران، 1999؛ ریتمن[12] و آسف[13]، 2010). این در حالی است که مطالعات در جمعیت­های غیربالینی نتایج مغایری گزارش کرده­اند. گرونر و همکاران (1999) طرد والدین را مهمترین عامل برای پیش­بینی اضطراب در کودکان سنین مدرسه یافتند، اما رابطه­ای در مورد پذیرش و ملایمت به دست نیاوردند. در حالی که بررسی­های موریس و مرکل­باخ (1998) ملایمت و پذیرش والدینی را مؤثرتر از طرد والدین نشان می­دهد.

در موردکنترل والدینی، تحقیقات حاکی از کنترل بیشتر والدین کودکان دچار اختلال­های اضطرابی است (سیگیولند و همکاران، 1996؛ والی و همکاران، 1999). ریتمن و آسف (2010) نیز نشان دادند که هر قدر والدین کم‌تر کنترل کننده باشند، فرزندان اضطراب پایین­تری خواهند داشت. تحقیقاتی نیز درمورد ادراک­کودکان از کنترل والدین (در برابر استقلال عمل) و طرد- پذیرش والدین انجام شده است. براساس نتایج این تحقیقات، در کل، بین این بعد فرزندپروری با طیف وسیعی از اختلال­های اضطرابی ارتباط قابل ملاحظه­ای گزارش شده است (رپی، 1997؛  وود و همکاران، 2003).

پژوهش­های انجام شده در زمینه نقش اضطراب والدین،بیانگر احتمال رو به افزایش تشخیص اختلال‌های مربوط به اضطراب در کودکان دارای والدین مضطرب می­باشد (دی­من[14]، 1986؛ گرونر، موریس و همکاران، 1999؛ سیگولند و همکاران، 1996؛ والی و همکاران، 1999). گینزبرگ[15]و همکاران (1995) گزارش دادند که والدینی که از اختلال­های اضطرابی رنج می‌برند، کودکان‌شان ریسک بیشتری برای مبتلا شدن به اختلال­های اضطرابی دارند. ریتمن و آسف (2010) نیز رابطه معنی­داری بین اضطراب مادر و اضطراب فرزندان پیدا کردند، در حالی که بین اضطراب پدر و اضطراب فرزندان رابطه معنی­داری مشاهده نکردند. والی و همکاران، (1999) نیز نشان دادند که اضطراب مادر عامل خطر برای ابتلای کودک به اضطراب می باشد، اما شواهدی بر نقش اضطراب پدر بر روی اضطراب کودک به دست نیاوردند.

با توجه به آن­چه گفته شد،در اکثر تحقیقات و مطالعات مربوط به خانواده، کودکان به صورت تابع و وابسته یک موقعیت در نظر گرفته شده­اند، تنها شمار اندکی از مطالعات، دیدگاه­ها و ادراکات فرزندان را نسبت به خانواده و فرزندپروری والدین‌شان، و تجربیات آن­ها را در رابطه با تغییرات و تحولات در زندگی خانوادگی بررسی کرده‌اند (گرین[16]، هوگان[17] 2002، نیکسون و هالپنی، 2010). در بیشتر موارد بر گزارش‌های مادر اکتفا کرده­اند و تنها برخی از پژوهش­ها بر هر دوی والدین متمرکز شده­اند. این در حالی است که در این دوره، اختلافات بیشتری بین والدین و فرزندان مشاهده می­شود و به نظر می­رسد نوجوانان و جوانان تصورات منفی بیشتری در مورد والدین خود پیدا می­کنند که این امر می­تواند با اضطراب جوانان ارتباط بیشتری داشته باشد. همچنین در تحقیقات، این مورد بررسی نشده است که از بین اضطراب پدر و مادر و ادراکات فرزندان درمورد رفتارهای فرزندپروری در ابعاد پذیرش و کنترل، کدام یک نقش بیشتری در اضطراب فرزندان دارد؟ لذا این پژوهش، با استناد به تعریف ریتمن و آسف (2010)، در نظر دارد ادراک فرزندان از شیوه‌های فرزندپروری والدین و نقش اضطراب صفت هر دوی والدین را در اضطراب جوانان دانشگاهی بررسی نماید.

روش پژوهش

این پژوهش، جزء مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دختر و پسر بومی شهر تبریز و والدین آن­ها را شامل می­شد که در سال تحصیلی 92-1391 در دانشگاه دولتی و آزاد اسلامی واحد تبریز در دوره کارشناسی مشغول تحصیل بودند. نمونه با روش نمونه­گیری داوطلبانه از بین دانشجویان رشته­های علوم تربیتی و روان­شناسی انتخاب شد. افرادی در تحقیق مشارکت داده شدند که هر دوی والدین آن­ها در قید حیات بودند. پس از جلب رضایت دانشجویان و توضیح اهداف تحقیق، 2 نسخه "سیاهه گزارش فرزندان از رفتارهای فرزندپروری والدین" (یکی در مورد مادر و دیگری در مورد پدر) و یک نسخه "سیاهه اضطراب صفت- حالت" توسط خود دانشجویان تکمیل شد. ترتیب پرسشنامه‌ها به صورت تصادفی انتخاب شده بود تا خستگی دانشجویان در نتایج تأثیر نگذارد. برای والدین‌شان نیز دو نسخه از سیاهه اضطراب صفت- حالت (یکی برای پدر و یکی برای مادر) ارسال ­شد تا در خانه تکمیل کنند و تحویل دهند. پس از حذف پرسشنامه­های ناقص، نهایتاً اطلاعات 100 نفر (شامل 50 نفر دختر و 50 نفر پسر) مورد تحلیل قرار گرفت. به منظور بررسی رابطه متغیرهای مورد مطالعه در این پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و برای تعیین نقش ادراک فرزندان از شیوه‌های فرزندپروری والدین و اضطراب صفت پدر و مادر در اضطراب دانشجویان از رگرسیون چندگانه استفاده شد.     

ابزار اندازه­گیری

سیاهه اضطراب صفت - حالت[18] (STAI-Y‏): این سیاهه در سال 1970 به وسیله گورساچ[19] و لاشن[20] ساخته شده و شامل 40 مادّه خودگزارشی است. 20 مادّه اول آن اضطراب حالت را می­سنجد، یعنی "در حال حاضر شخص چه احساسی دارد؟" و 20 مادّه دیگر اضطراب صفت را اندازه‌گیری می­کند، یعنی "به طور کلی شخص چه احساسی دارد؟" مقیاس STAI-Y از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. در ایران همسانی درونی این پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 93/0 گزارش شده است. مطالعات مختلف نشان می­دهد که همبستگی بین دو فرم اضطراب نیز بالاست (96/0 تا 98/0). بین مقیاس اضطراب صفت اسپیلبرگر و مقیاس­های دیگر که سازه اضطراب را می‌سنجند، همبستگی بالایی گزارش شده است. همبستگی این سیاهه با مقیاس پرسشنامه­ای اضطراب[21] کتل و شی­یِر[22] از 75/0 تا 77/0 و بین این سیاهه با مقیاس اضطراب آشکار[23] تیلور[24] ‏از 79/0 تا 83/0 گزارش شده است (پناهی شهری، 1372).

سیاهه گزارش فرزندان از رفتارهای فرزندپروری والدین[25](CRPBI): این سیاهه که رفتارهای فرزندپروری والدین را ارزیابی می­کند، دارای دو فرم پدر و مادر بوده و هر یک شامل 108 مادّه است (شیفر، 1965). نمره­گذاری آن بر اساس طیف لیکرت بین 2-0 (2= مشابه، 1= تا حدی مشابه، و 0= نامشابه) می­باشد و 3 عامل را در برمی‌گیرد: 1- عامل پذیرش در مقابل طرد، که پذیرش و نزدیکی والد با فرزند را ارزیابی می­کند. 2- عامل سخت­گیری در مقابل سهل­گیری، که اشاره به این دارد والد تا چه حد فعالیت­های فرزندش را کنترل و تنظیم می­کند. 3- عامل استقلال عمل در برابر کنترل روانی، که استفاده از اضطراب و ایجاد گناه را به عنوان وسیله­ای برای برقراری انضباط ارزیابی می­کند. در این پژوهش دو عامل پذیرش- طرد و کنترل– استقلال عمل بررسی شده است. سطح آلفای این عوامل در دامنه بین 74/0 تا 87/0 گزارش است. به طوری که سطح آلفا برای پذیرش و کنترل مادر به ترتیب 79/0 و 74/0 و برای پذیرش و کنترل پدر به ترتیب 84/0 و 80/0 است (شوارتز، بارتون- هنری و پروزینسکی، 1985).

یافته­ها

شاخص­­های توصیفی و همبستگی متقابل متغیرهای مورد مطالعه در جدول 1 درج شده است. با توجه به جدول 1، از نظر ادراک شیوه­های فرزندپروری، مادران در هر دو بعد پذیرش- طرد و کنترل بالا ارزیابی شده­اند. در مورد اضطراب نیز بالاترین میانگین مربوط به اضطراب مادران می­باشد، همان طور که دیده می­شود میانگین اضطراب دانشجویان به اضطراب مادران نزدیک­تر است.

جدول 1 میانگین، انحراف استاندارد و ماتریس همبستگی متغیرهای مورد مطالعه

                متغیرها

M

SD

1

2

3

4

5

6

1. ادراک پذیرش- طرد مادر

2. ادراک پذیرش- طرد پدر

3. ادراک کنترل مادر

4. ادراک کنترل پدر

5. اضطراب صفت مادر

6. اضطراب صفت پدر

7. اضطراب دانشجو

72/61

98/54

45/33

50/32

30/42

87/38

14/41

43/15

30/18

68/10

12/13

16/8

18/10

01/10

1

**323/0

**397/0-

141/0-

132/0-

006/0-

**0.342-

 

1

127/0-

**298/0-

*254/0-

*237/0-

**0.267-

 

 

1

**0.466

0.191

0.089-

*0.233

 

 

 

1

**0.322

0.123

**0.282

 

 

 

 

1

**0.274

**0.374

 

 

 

 

 

1

**0.357

 

*p

بررسی رابطه متقابل متغیرهای مورد مطالعه (جدول 1) نشان می­دهد که بین ادراک پذیرش مادر و ادراک پذیرش پدر با اضطراب فرزندان رابطه منفی، و بین ادراک کنترل مادر و ادراک کنترل پدر با اضطراب فرزندان رابطه مثبت وجود دارد. همچنین بین اضطراب صفت مادر و اضطراب صفت پدر با اضطراب فرزندان رابطه مثبت معنی­داری وجود دارد. مقایسه رابطه بین اضطراب صفت والدین با ادراک فرزندان از پذیرش و کنترل والدین نشان می­دهد که تنها بین اضطراب صفت پدر با ادراک پذیرش پدر رابطه منفی وجود دارد.

جدول2خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون همزمان متغیرهای اضطراب صفت و ادراک پذیر-طرد پدرومادر برای پیش­بینی اضطراب فرزندان

منابع تغییر

مجموع مجذورات

df

میانگین مجذورات

F

Sig.

R

R2

Adjusted R2

رگرسیون

باقی­مانده

کل

382/3153

658/6780

040/9934

6

93

99

564/525

910/72

208/7

001/0<

563/0

317/0

273/0

برای تعیین سهم این متغیرها در تبیین اضطراب صفت فرزندان از رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد (جدول 2). نتایج نشان داد که مدل رگرسیون معنی‌دار بوده (273/0=R2تعدیل‌ شده؛ 001/0p<؛ 208/7=F) و اضطراب صفت مادر و پدر و ادراک فرزندان از ابعاد فرزندپروری والدین‌شان، در مجموع 3/27 درصد واریانس اضطراب صفت فرزندان را تبیین می­کنند. بررسی ضرایب رگرسیون (جدول 3) نشان می­دهد که سه متغیر اضطراب صفت مادر با بتای 258/0، اضطراب صفت پدر با بتای 278/0و ادراک پذیرش- طرد مادر با بتای 306/0- سهم معنی داری در تبیین اضطراب صفت دانشجویان دارند و سهم سایر متغیرها معنی دار نیست.

جدول 3 ضرایب استاندارد و غیراستاندارد متغیرهای پیش­بین در مدل رگرسیون همزمان

متغیرها

B

S.E

Beta

t

Sig.

مقدار ثابت

390/26

210/8

 

215/3

002/0

اضطراب صفت مادر

259/0

116/0

211/0

230/2

028/0

اضطراب صفت پدر

273/0

091/0

278/0

012/3

003/0

ادراک پذیرش-طرد مادر

173/0-

064/0

267/0-

693/2-

008/0

ادراک کنترل مادر

054/0

100/0

058/0

542/0

589/0

ادراک پذیرش-طرد پدر

012/0-

053/0

022/0-

224/0-

823/0

ادراک کنترل پدر

083/0

080/0

109/0

042/1

300/0

بحث و نتیجه­گیری

در این تحقیق، رابطه منفی معنی‌داری بین میزان ادراک پذیرش مادر و ادراک پذیرش پدر با اضطراب صفت فرزندان به دست آمد، که این یافته با نتایج تحقیقات قبلی (والی، پینتو و سیگمن، 1999؛ ریتمن و آسف، 2010؛ سیگیولند، کندال و استینبرگ، 1996) همسو است. همچنین رابطه معنی‌داری بین اضطراب فرزندان و ادراک آن­ها از میزان کنترل مادر و پدرشان به دست آمد، که این یافته با تحقیقات قبلی (دوماس و لفرنیره[26]، 1993؛ ریتمن و آسف، 2010؛ سیگیولند، کندال و استینبرگ، 1996) همسو است. در تحقیق حاضر، با توجه به تعریف ریتمن و آسف، پذیرش- طرد والدین به صورت تمایلات والدین برای بیان عاطفه، حمایت و ارزیابی مثبت در مورد فرزندشان و کنترل والدینی به صورت رفتارهایی که باعث آسیب به قابلیت کودک برای پرورش فردیتی جدا از والدین مد نظر بوده است. والدینی که در تعامل­های خود با فرزندان ملایمت و پذیرش بیشتری دارند، به فرزندان خویش توجه بیشتری می­کنند، این رابطه مناسب، فرصت رشد استعدادها و توانمندی­های فرزندان را بیشتر فراهم می­سازد. البته رابطه عمدتاً دوسویه است. همان­طوری که تحقیق سیگیولند، کندال و استینبرگ (1996) نیز نشان داده است، کودکان مبتلا به اختلال­های اضطرابی، نسبت به کودکان سالم، پدر و مادران خود را بیشتر طردکننده می­دانند. این نتایج وقتی که با کنترل والدینی مقایسه می­شود، موضوع بیشتر روشن می­شود. دی‌من(1986) کنترل والدینی را به صورت کنترل­ها و محدودیت­های اعمال شده بر رفتار کودک تعریف کرده است. کنترل و مداخله بیشتر والدین، استقلال عمل فرزندان را می­گیرد و این امر اضطراب فرزندان را دامن می­زند. هر قدر والدین کم‌تر کنترل کننده باشند، فرزندان اضطراب پایین­تری خواهند داشت. در تحقیقات روشن شده است که الگوهای تعامل مادرانِ کودکانِ مضطرب، آزارنده و کنترل کننده است دوماس و لفرنیره(1993). هر چند ترنر و همکاران(2003) در مطالعه مشاهده­ای که انجام دادند، تفاوتی بین شیوه­های تربیتی والدین مضطرب و غیرمضطرب پیدا نکردند، اما الگوی سخت­گیرانه تربیتی در خانواده­های دچار مشکلات اضطرابی تا حد زیادی مورد تأیید قرار گرفته است و همان‌طوری هادسون و رپی(2001) نیز دریافته­اند شیوه تربیت مداخله­جویانه به تمایز بین مادران کودکان سالم و اضطرابی منجر می­شود.

براساس نتایج این تحقیق در مورد رابطه اضطراب فرزندان و ادراکات آن­ها درمورد پذیرش والدین و ادراک آن­ها در مورد کنترل والدین، و با توجه به نتایج تحقیقات مشاهده­ای و زمینه­یابی­های قبلی می‌توان گفت که هم اضطراب فرزندان و هم روش­های فرزندپروری توأم با کم­توجهی و طرد و کنترل بیش از حد والدین، در ادراک منفی فرزندان نسبت به رفتارهای فرزندپروری نقش دارد. به عبارت دیگر می­توان گفت که اضطراب فرزندان زمینه­ساز ادراک منفی آن­ها در مورد روش­های فرزندپروری والدین است. همان طوری که تحقیق فنتز و همکاران (2011) نشان داده است، وجود علائم افسردگی در افراد مضطرب در این ادراک منفی نقش دارد. در تحقیق آن­ها، آزمودنی­های مضطرب هر دوی والدین را کم‌تر مراقبت کننده و بیشتر طرد کننده گزارش کردند. همچنین آزمودنی­های مضطرب بیش از سایر گروه­ها، پدرشان را کنترل کننده ارزیابی کردند، البته در تحقیق آن­ها پس از کنترل افسردگی، این تفاوت­های بین گروهی کاهش یافت. از طرف دیگر ممکن است والدین نیز به دلیل اضطراب و یا کمبود مهارت­های فرزندپروری، به ویژه در مورد نحوه کنارآمدن با مسائل روزافزون نوجوانان و جوانان، و تحت تأثیر مشکلات اجتماعی از روش­هایی استفاده کنند که به عنوان رفتارهای حاکی از کنترل بیش از حد و طرد می­باشد. در چنین شرایطی ممکن است والدین رفتارهایی با فرزندشان داشته باشند که در آن­ها احساس عدم پذیرش ایجاد کند، یا احساس کنند والدین­شان بیش از حد کنترل کننده هستند و به آن­ها استقلال عمل داده نمی­شود. 

یافته دیگر این تحقیق این بود که بین اضطراب صفت هر دوی والدین با اضطراب صفت فرزندان رابطه معنی‌دار مثبتی وجود دارد. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است، رابطه معنی‌داری بین اضطراب پدر و فرزندان نشان نداده­اند، به طور مثال، کوبهام[27] و همکاران(1999) شواهدی را که مؤید رابطه اضطراب فرزندان با اضطراب پدران باشد به دست نیاوردند، اما شواهد راسخ درباره رابطه مثبت و معنی‌دار اضطراب مادران با اضطراب فرزندان در این تحقیقات نشان داده شده است. همین­طور در تحقیق ریتمن و آسف (2010) نیز رابطه معنی‌داری بین اضطراب کودکان با اضطراب پدران آنها دیده نشده است، شاید دلیل این امر تا حد زیادی به تفاوت­های فرهنگی مربوط باشد.

در تبیین مغایرت یافته این تحقیق، در خصوص رابطه اضطراب پدر و اضطراب فرزندان، با تحقیقات انجام شده در خارج از کشور، می­­توان گفت که عمدتاً در فرهنگ ایران، به ویژه در تبریز، به نظر می­رسد پدران بیشتر نقش الگوی قدرت را ایفا می­کنند، در این گونه شرایط ممکن است اضطراب پدر به اعمال فرزندپروری خشونت­بار و سخت­گیری­های افراطی در مورد فرزندان منجر شده و نهایتاً زمینه­ساز گسترش اضطراب در فرزندان گردد. همچنین پدران به دلیل درگیری­های شغلی، فرصت کم‌تری برای بودن با فرزندانشان دارند و این امر احساس فاصله بیشتر بین پدر و فرزندان را موجب می­شود. البته پدران مضطرب معمولاً با مشاهده آسیب­های اجتماعی، ممکن است سخت­گیری­ها و کنترل بیشتری روی فرزندان نوجوان و جوانان داشته باشند و با تذکرات مداوم، به اضطراب فرزندان بیش از حد دامن بزنند. بدیهی است تحقیقات آتی می­توانند به روشن شدن بیشتر این بحث کمک نمایند.

نهایتاً این­که در این تحقیق مشخص شد اضطراب صفت پدر و مادر و ادراک طرد توسط مادر به طور معنی­­داری اضطراب جوانان دانشگاهی را پیش­بینی می­کند. به عبارت دیگر در کنار کاهش اضطراب والدین، پذیرش و توجه مادر یا ادراک فرزندان درمورد پذیرش مادر می­تواند در کاهش اضطراب فرزندان مؤثر واقع شود. نتایج تحقیقات قبلی نیز که تأثیر درمان اختلالات والدین بر کاهش مشکلات فرزندان را بررسی کرده­اند، به نوعی مؤید این بحث است. به عنوان مثال، تحقیق فرزادفر و هومن (1387)، نشان داد که آموزش مهارت­های فرزندپروری به مادران هم در کاهش تنیدگی خود والدین و هم در کاهش مشکلات رفتاری کودکان مؤثر است. همچنین در تحقیق صرامی و همکاران (1388) درمان وسواس مادر (که یکی از اختلالات اضطرابی است) اضطراب کودک را کاهش می­دهد. از طرف دیگر، تحقیق کوبهام و همکاران (1998) نشان داد در صورت وجود اضطراب والدین، اثربخشی مداخله­های درمان فردی برای فرزندان (در تحقیق آن­ها درمان شناختی رفتاری) کمتر است و مدیریت اضطراب والدین اثربخشی درمان را بالا می­برد.

با توجه به یافته­های این تحقیق و تحقیقات پیشین می‌توان بیان کرد که اضطراب مادر و پدر، و شیوه‌های فرزندپروری کنترل کننده هر دوی والدین و عدم پذیرش فرزندان از سوی هر دوی آن­ها، تأثیرات مخرب روانی به­سزایی بر روی فرزندان هم در دوره کودکی و هم در دوره نوجوانی و جوانی دارد. با توجه به یافته­های تحقیق پیشنهاد می­شود مداخلات درمانی و روانی­- تربیتی ضمن توجه بر آموزش مهارت­های فرزندپروری به مادران، بر لزوم حضور بیشتر پدران تأکید نمایند و در این­گونه جلسات به نحوه اعمال مناسب اقتدار والدینی در کنار پذیرش و ملایمت و وقت گذاشتن به فرزندان و فرصت­های با هم بودن پرداخته شود. همچنین بر اساس نتایج این تحقیق و رابطه اضطراب هر دوی والدین با اضطراب جوانان پیشنهاد می­شود مداخلات درمانی در مشاوره با جوانان نیز بر اضطراب والدین نیز توجه داشته باشند و زمینه­ها و عوامل اضطراب­زای والدین و فرزندان را بیشتر بررسی کنند.

شایان ذکر است که با توجه به بومی بودن دانشجویان، انتخاب دانشجویان علوم تربیتی و روان­شناسی، انتخاب نمونه داوطلبانه و همچنین تعداد نسبتاً کم نمونه، تعمیم نتایج با محدودیت­هایی نیز روبه­رو می‌باشد. از سوی دیگر مطالعه حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است و وجود رابطه لزوماً به معنای روابط علت معلولی نیست.

 

 

منابع

پناهی شهری، محمود. (1372). بررسی مقدماتی روایی، اعتبار و نرم یابی فهرست حالت-صفت اضطراب اسپیلبرگر. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس.

حیدری، بهنام. (1378). مقایسه سلامت روانی و شیوه‌های فرزندپروری والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و عادی. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تبریز.

صرامی، زهرا.، امیری، شعله.، نشاط دوست، حمید. و مولوی، حسین. (1388).اختلال وسواس- بی­اختیاری مادر و اضطراب در کودکان. فصلنامه روانشناسان ایرانی، 20، 342-333.

فرزادفر، زینب. و هومن، حیدرعلی. (1387).نقش آموزش مهارت­های فرزندپروری بر کاهش تنیدگی مادران و مشکلات رفتاری کودکان. فصلنامه روانشناسان ایرانی، 15، 292-277. 

کاپلان، هـارولد. و سادوک، بنجامین جی. (1389). خلاصه روان پزشکی: علوم رفتاری/ روان پزشکی بالینی. ویراست دهم، ترجمه ف. رضاعی. تهران: انتشارات ارجمند.

گنجی، حمزه. (1389). بهداشت روانی. تهران: انتشارات ارسباران.

Cobham, V. E., Dadds, M. R. & Spence, S. H. (1998). The role of parental anxiety in the treatment of childhood anxiety. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 66, 893-905.

Cobham, V. E., Dadds, M. R. & Spence, S. H. (1999). Anxious children and their parents: What do they expect? Journal of Clinical Child Psychology, 28, 220-231.

Darling, N. & Steinberg, L. (1993). Parenting style as context: An integrative model. Psychological Bulletin, 113, 487–496.

DeMann, A. F. (1986). Parental control in child rearing and trait anxiety in young adults. Psychology Reports, 59, 477-478.

Dumas, J. E., & Lafreniere, P. J. (1993). Mother-child relationships as sources of support or stress: A comparison of competent, average, aggressive, and anxious dyads. Child Development, 64, 1732-1754.

Fentz, H. N., Arendt, M., O’Toole, M. S., Rosenberg, N. K. & Hougaard, E. (2011). The role of depression in perceived parenting style among patients with anxiety. Journal of Anxiety Disorders, 25(8), 1095-1101.

Ginsburg, G. S., Silverman, W. K. & Kurtines, W. K. (1995). Family involvement in treating children with phobic and anxiety disorders: A look ahead. Clinical Psychology Review, 15, 457-473.

Gruner, K., Muris, P. & Merckelbach, H. (1999). The relationship between anxious rearing behaviors and anxiety disorders symptomatology in normal children. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychology, 30, 27-35.

Halpenny, A. M., Greene, S. M. & Hogan, D. M. (2008). Children’s perspectives on coping and support following parental separation. Child Care in Practice, 14(3), 311-325.

Hudson, J. L. & Rapee, R. M. (2001). Parent-child interactions and anxiety disorders: An observational study. Behavior Research and Therapy, 39, 1411-1427.

King, J. V. (1988). A holistic technique to lower anxiety: Relaxation with guided imagery. Journal of holistic Nursing, 6(1), 16-20.  

Muris, P. & Merckelbach, H. (1998). Perceived parental rearing behavior and anxiety disorders symptom in normal children. Personality and Individual Differences, 25, 1199-1206.

Nixon, E. & Halpenny, A. M., (2010). Children’s Perspectives on Parenting Styles and Discipline: A Developmental Approach. Dublin: Stationery Office.

Rapee, R. M. (1997). Potential role of child-rearing practices in the development of anxiety and depression. Clinical Psychology Review, 17, 47-67.

Reitman. D. & Asseff, J. (2010). Parenting practices and their relation to anxiety in young adulthood. Journal of Anxiety Disorders, 24, 565-572.

Schaefer, E. S. (1965). Children's report of parental behavior: An inventory. Child Development, 36, 413-424.

Schwartz, J. C., Barton-Henry, M. L. & Pruzinsky, T. (1985). Assessing child-rearing behaviors: A comparison of rating made by mother, father, child, and sibling on the CRPBI. Child Development, 56, 462-479.

Siqueland, L., Kendall, P. C. & Steinberg, L. (1996). Anxiety in children: Perceived family environment and observed family interaction. Journal of Clinical Child Psychology, 25, 225-237.

Turner, S. M., Beidel, D. C., Roberson-Nay, R. & Tervo, K. (2003). Parenting behavior in parents with anxiety disorders. Behavior Research and Therapy, 41, 541-554.

Whaley, S. E, Pinto, A. & Sigman, M. (1999). Characterizing interaction between anxious mothers and their children. Journal of Consulting and Clinical Psychology Review, 67, 826-836.

Wood, J. J., Mcleod, B. D., Sigman, M., Hwang, W. C. & Chu, B. C. (2003). Parenting and childhood anxiety: Theory, empirical findings, and future directions. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 44, 134-151.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار دانشکده روان­شناسی دانشگاه تبریز (نویسنده مسئول)،   Email: khalil­_sma@yahoo.com

2- فارغ التحصیل روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز

[3]. Spielberger

[4]. state anxiety

[5]. trait anxiety

[6]. Darling

[7]. Steinberg

[8]. Schaefer

[9]. Rapee

[10]. Gruner & et al.

[11]. Siqueland & et al.

[12]. Reitman & et al.

[13]. Asseff

[14]. DeMann

[15]. Ginsburg & et al.

[16]. Greene

[17]. Hogan

[18]. State-Trait Anxiety Inventory

[19]. Gorsuch

[20]. Lushene

[21]. Anxiety Questionnaire Scale

[22]. Cattell & Scheier

[23]. Manifest Anxiety Scale                                        

[24]. Taylor

[25]. Children's Report of Parenting Behavior Inventory

[26]. Dumas & Lafreniere

[27] Cobham & et al.

پناهی شهری، محمود. (1372). بررسی مقدماتی روایی، اعتبار و نرم یابی فهرست حالت-صفت اضطراب اسپیلبرگر. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس.

حیدری، بهنام. (1378). مقایسه سلامت روانی و شیوه‌های فرزندپروری والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و عادی. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تبریز.

صرامی، زهرا.، امیری، شعله.، نشاط دوست، حمید. و مولوی، حسین. (1388).اختلال وسواس- بی­اختیاری مادر و اضطراب در کودکان. فصلنامه روانشناسان ایرانی، 20، 342-333.

فرزادفر، زینب. و هومن، حیدرعلی. (1387).نقش آموزش مهارت­های فرزندپروری بر کاهش تنیدگی مادران و مشکلات رفتاری کودکان. فصلنامه روانشناسان ایرانی، 15، 292-277. 

کاپلان، هـارولد. و سادوک، بنجامین جی. (1389). خلاصه روان پزشکی: علوم رفتاری/ روان پزشکی بالینی. ویراست دهم، ترجمه ف. رضاعی. تهران: انتشارات ارجمند.

گنجی، حمزه. (1389). بهداشت روانی. تهران: انتشارات ارسباران.

Cobham, V. E., Dadds, M. R. & Spence, S. H. (1998). The role of parental anxiety in the treatment of childhood anxiety. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 66, 893-905.

Cobham, V. E., Dadds, M. R. & Spence, S. H. (1999). Anxious children and their parents: What do they expect? Journal of Clinical Child Psychology, 28, 220-231.

Darling, N. & Steinberg, L. (1993). Parenting style as context: An integrative model. Psychological Bulletin, 113, 487–496.

DeMann, A. F. (1986). Parental control in child rearing and trait anxiety in young adults. Psychology Reports, 59, 477-478.

Dumas, J. E., & Lafreniere, P. J. (1993). Mother-child relationships as sources of support or stress: A comparison of competent, average, aggressive, and anxious dyads. Child Development, 64, 1732-1754.

Fentz, H. N., Arendt, M., O’Toole, M. S., Rosenberg, N. K. & Hougaard, E. (2011). The role of depression in perceived parenting style among patients with anxiety. Journal of Anxiety Disorders, 25(8), 1095-1101.

Ginsburg, G. S., Silverman, W. K. & Kurtines, W. K. (1995). Family involvement in treating children with phobic and anxiety disorders: A look ahead. Clinical Psychology Review, 15, 457-473.

Gruner, K., Muris, P. & Merckelbach, H. (1999). The relationship between anxious rearing behaviors and anxiety disorders symptomatology in normal children. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychology, 30, 27-35.

Halpenny, A. M., Greene, S. M. & Hogan, D. M. (2008). Children’s perspectives on coping and support following parental separation. Child Care in Practice, 14(3), 311-325.

Hudson, J. L. & Rapee, R. M. (2001). Parent-child interactions and anxiety disorders: An observational study. Behavior Research and Therapy, 39, 1411-1427.

King, J. V. (1988). A holistic technique to lower anxiety: Relaxation with guided imagery. Journal of holistic Nursing, 6(1), 16-20.  

Muris, P. & Merckelbach, H. (1998). Perceived parental rearing behavior and anxiety disorders symptom in normal children. Personality and Individual Differences, 25, 1199-1206.

Nixon, E. & Halpenny, A. M., (2010). Children’s Perspectives on Parenting Styles and Discipline: A Developmental Approach. Dublin: Stationery Office.

Rapee, R. M. (1997). Potential role of child-rearing practices in the development of anxiety and depression. Clinical Psychology Review, 17, 47-67.

Reitman. D. & Asseff, J. (2010). Parenting practices and their relation to anxiety in young adulthood. Journal of Anxiety Disorders, 24, 565-572.

Schaefer, E. S. (1965). Children's report of parental behavior: An inventory. Child Development, 36, 413-424.

Schwartz, J. C., Barton-Henry, M. L. & Pruzinsky, T. (1985). Assessing child-rearing behaviors: A comparison of rating made by mother, father, child, and sibling on the CRPBI. Child Development, 56, 462-479.

Siqueland, L., Kendall, P. C. & Steinberg, L. (1996). Anxiety in children: Perceived family environment and observed family interaction. Journal of Clinical Child Psychology, 25, 225-237.

Turner, S. M., Beidel, D. C., Roberson-Nay, R. & Tervo, K. (2003). Parenting behavior in parents with anxiety disorders. Behavior Research and Therapy, 41, 541-554.

Whaley, S. E, Pinto, A. & Sigman, M. (1999). Characterizing interaction between anxious mothers and their children. Journal of Consulting and Clinical Psychology Review, 67, 826-836.

Wood, J. J., Mcleod, B. D., Sigman, M., Hwang, W. C. & Chu, B. C. (2003). Parenting and childhood anxiety: Theory, empirical findings, and future directions. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 44, 134-151.