رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد-نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مشاوره واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران

2 گروه روانشناسی واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران

چکیده

هدف تحقیق حاضر تعیین رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی بود. روش تحقیق از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 309 نفر از دانش‌آموزان مقطع راهنمایی شهر ابهر بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از ابزار سنجش خانواده (FAD)، مقیاس سنجش نگرش نسبت به والد و معدل تحصیلی دانش‌آموزان استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون تحلیل و فرضیه‌های تحقیق آزمون شدند. نتیجه نشان داد بین اختلال در عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 13درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی را در دانش‌آموزان متغیرهای عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان تبیین می‌کنند. نتیجه تحقیق حاضر می‌تواند اشارات کاربردی برای دست اندرکاران امر آموزش و پرورش و خانواده‌ها داشته باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between family function and parent –adolescents conflict with academic achievement among secondary school students

نویسندگان [English]

  • Mohammad Ghamari 1
  • Mojtaba Amiri Majd 2
  • Ami Hossein Khoshnam 2
1 Abhar
2 Abhar
چکیده [English]

The aim of this study was to examine the relationship between family functioning and parent – adolescent conflict with academic achievement among secondary school students. The study had a correlational research design. Using cluster sampling, the researches randomly selected 309 secondary school students in Abhar. The data were collected through Family Assessment Device (F A D), a scale of measuring attitudes toward parents, and students GPAs. The collected data were analyzed through Pearson correlation coefficient and regression analysis, and the research hypotheses were tested. The results indicated that there was a reverse relationship between dysfunction in families and academic achievement. The regression analysis showed that about 13 percent of the change in students` academic achievement can be explained by dysfunction in families and parent – adolescent conflict. The study could have implications for education professionals and families.

کلیدواژه‌ها [English]

  • family function
  • parent – adolescent conflict
  • Academic Achievement

«نشریه علمی-پژوهشی آموزش و ارزشیابی»

سال هفتم ـ شماره 28 ـ زمستان 1393

ص. ص. 62-51

 

 

 

 

 

رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد-نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی

 

محمد قمری[1]

مجتبی امیری‌مجد[2]

امیرحسین خوشنام[3]

 

 

 

چکیده:

هدف تحقیق حاضر تعیین رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی بود. روش تحقیق از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 309 نفر از دانش‌آموزان مقطع راهنمایی شهر ابهر بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از ابزار سنجش خانواده (FAD)، مقیاس سنجش نگرش نسبت به والد و معدل تحصیلی دانش‌آموزان استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون تحلیل و فرضیه‌های تحقیق آزمون شدند. نتیجه نشان داد بین اختلال در عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 13درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی را در دانش‌آموزان متغیرهای عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان تبیین می‌کنند. نتیجه تحقیق حاضر می‌تواند اشارات کاربردی برای دست اندرکاران امر آموزش و پرورش و خانواده‌ها داشته باشد.

 

واژگان کلیدی: عملکرد خانواده، تعارض والد- نوجوان، پیشرفت تحصیلی

 

مقدمه:

پیشرفت تحصیلی به معنای مقدار یادگیری آموزشگاهی فرد است (سلیمان‌نژاد و شهرآرای، 1380). در هر نظام تعلیم و تربیت میزان پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان یکی از شاخص‌های موفقیت در فعالیت‌های علمی است. سنجش میزان پیشرفت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن از جمله مسایل عمده‌ای هستند که توجه محققان مختلف را به خود جلب کرده‌اند (غلامی، خداپناهی، رحیمی‌نژاد و حیدری، 1385). در کل نوجوانانی که موفقیت در مدرسه ندارند احتمال بیشتری وجود دارد که بوسیله بیکاری مزمن، مشکلات رفتاری و هیجانی، سوء مصرف مواد، و فعالیت جنسی زود هنگام تحت تأثیر قرار گیرند (آنونزیاتا، هوگو، فاو، و لیدل[4]، 2006). بعلاوه، پیشرفت تحصیلی با نتایج مثبت چندگانه مانند عملکرد روانشناختی بهتر، ادامه دادن تا تحصیلات عالیه، توان بالقوه شغلی و درآمد بیشتر، همچنین خودپنداره مثبت مرتبط است (آنونزیاتا و دیگران، 2006). بنابراین، موفقیت تحصیلی از سنین اولیه ممکن است نقش حیاتی در نتایج مثبت طولانی مدت برای نوجوانان بازی کند.

کسب تحصیل خوب و عملکرد بهتر در مدرسه به عنوان آمادگی ضروری (مهم) برای بیشتر انواع موفقیت‌ها در زندگی نگریسته می‌شود. با اینحال، پیشرفت تحصیلی به چیزی بیشتر از آنچه در درون دیوارهای مدرسه رخ می‌دهد وابسته است (بوکانفوسو، موری و ویتنی[5]، 2010). تحقیق عموماً نشان داده است که ویژگی‌های خارج از محیط مدرسه –یا عوامل غیر مدرسه‌ای- نیز نقش زیادی در موفقیت یا عدم موفقیت کودکان و نوجوانان در مدرسه دارند. بنابراین، به نظر می‌رسد نه تنها بررسی اینکه چگونه مدارس می‌توانند بهبود یابند مهم است، بلکه بررسی اینکه چگونه عوامل غیرمدرسه‌ای را می‌توان برای ارتقای یادگیری و کسب تحصیل بهبود بخشید نیز مهم است (بوکانفوسو، موری و ویتنی، 2010). پژوهش انجام گرفته توسط پنتیپ ریچ و دی گروت (1990، به نقل از شریفی، 1385) نشان داده است که پنج عامل زیر می‌تواند بخش مهمی از تغییرات پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی کند: خود توانمندی، ارزش درونی، اضطراب امتحان، راهبردهای یادگیری خود تنطیمی یا خودگردانی. تاکنون رابطه متغیرهای زیادی با پیشرفت تحصیلی مورد مطالعه قرار گرفته است از جمله عوامل شخصیتی (ترخان، 1380)، سبک‌های اسنادی (حیدری و کوشا، 1382)، منبع کنترل و خود تنظیمی (سلیمان‌نژاد و شهرآرای، 1380)، انگیزه درونی و بیرونی (رضاخانی، 1386)، سبک‌های تفکر (امامی پور، 1382)، هوش عاطفی (احمدی و شیخ‌الاسلامی، 1390؛ دهشیری، 1385). اکثر این متغیرهای مطالعه شده ویژگی‌های شخصی و شخصیتی مرتبط با پیشرفت تحصیلی هستند و به متغیرهای خانوداگی کمتر پرداخته شده است. در حالیکه پیشرفت تحصیلی در هر مرحله عملکرد تجمعی خانواده، جامعه و تجارب تحصیلی است (روکین، هانوشک، و کین[6]، 2005). در این تحقیق رابطه دو متغیر مرتبط با خانواده یعنی عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان با پیشرفت تحصیلی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

عملکرد خانواده عبارت است از چگونگی ارتباط، تعامل، و حفظ روابط، چگونگی تصمیم‌گیری‌ها و حل مشکلات اعضای خانواده است (سیلبورن، زابریک، دمایو، شفرد، گریفین، میترو[7]، و دیگران، 2006). به عبارت دیگر، عملکرد خانواده جنبه مهم محیط خانواده است که سلامت جسمانی، اجتماعی و هیجانی کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد (سیلبورن و همکاران، 2006). مشکلات خانواده می‌تواند به شکست در تحصیل و تعلیم و تربیت، فرو پاشی روابط اجتماعی، بیگانگی اجتماعی، استفاده از الکل و مواد منجر شود (کمیته بررسی تدارک خدمات دولت، 2007 به نقل ازوالکر و شفرد[8]، 2008). عوامل عملکرد خانواده مانند سبک‌های فرزندپروری، همبستگی خانواده و نظارت/مشارکت والدین عناصر حیاتی برای موفقیت تحصیلی بدون توجه به قومیت، جنسیت، و سطح پایه تحصیلی است (موندارا[9]، 2006). عوامل عملکرد خانواده ممکن است با یکدیگر تعامل داشته باشند و حضور چندگانه عملکرد مثبت خانواده ممکن است هنگامی که با یکدیگر رخ می‌دهند ارزش حفاظتی مؤثرتری فراهم کند (گراس[10]، 2011). یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که متغیرهای فرایند خانواده با موفقیت در مدرسه از اوایل کودکستان مرتبط است (هیل و کرافت[11]، 2003). متغیرهای فرایندی خانواده که پیش‌بینی کننده هستند عبارتند از شیوه‌های فرزند پروری (تیلور و لوپز[12]، 2005)، کنترل مادر (دبروین[13] و دیگران، 2003)، و رابطه والد- نوجوان (سیرین و راجرز[14]، 2004).

مطالعاتی که اثرات رابطه والد- نوجوان بر پیامدهای تحصیلی را در نظر گرفته‌اند کیفیت رابطه از طریق شیوه‌های فرزندپروری را مفهوم‌سازی کرده‌اند (بین، بوش، مک کنری[15]، و ویلسون، 2003). سبک‌های والدی نوعاً همراه با سه بعد تعریف می‌شود: کنترل رفتاری (بازبینی)، کنترل روانی (مزاحمت، پر توقع) و حمایت والدین (گرمی، پذیرش، پاسخگویی) (بیان و همکاران، 2003). تحقیق نشان داده است که تعارض خانواده اثر مخرب بر پیشرفت تحصیلی کودکان و نوجوانان دارد. عوامل دیگری که بر عملکرد تحصیلی مؤثر شناخته شده‌اند شامل توانایی شناختی (هوش)، مهارت‌های آموزشگاهی (تحصیلی)، و مقدار منابع (موقعیت اجتماعی- اقتصادی) است (نبل- شوالم[16]، 2006).

آنگر، مکلوید، براون، و تریسل[17] (2000) رابطه تعارض زناشویی، حمایت خانواده و عملکرد آموزشگاهی نوجوانان را بررسی کرده‌اند. نتایج نشان داده‌اند که حمایت خانواده رابطه بین تعارض زناشویی و پیشرفت تحصیلی را تعدیل می‌کند. بنابراین، کیفیت رابطه والد- فرزند نسبت به تعارض زناشویی پیش‌بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. محققان پیشنهاد کرده‌اند مکانیسمی که بوسیله آن اختلاف زناشویی و طلاق پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، تخریب رابطه والد- فرزند است، به این معنی که خانواده‌هایی که تعارض زناشویی بالا، اما روابط والد-فرزند حمایت کننده دارند پیامدهای ضعیف مشابهی را نشان نمی‌دهند (ای-شیکن و الموری –استیتون[18]، 2004). ارتباط بین روابط والد-فرزند و پیشرفت تحصیلی تا حد زیادی محدود به مطالعاتی بوده است که روابط را طریق ساختارهایی مانند سبک‌های فرزند پروری (استبدادی، مقتدرانه، و آسان‌گیر) مفهوم‌سازی کرده‌اند نه ساختارهایی مانند شاخص‌های رابطه والد- کودک (از جمله تعداد دفعاتی که والدین کودکان موضوعات مختلف را مورد بحث قرار می‌دهند و شدت بحث‌ها). مطالعات متعددی عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی کودکان را مطالعه کرده‌اند. متغیرهایی که با پیشرفت تحصیلی مرتبط شناخته شده‌اند شامل روش‌های انضباطی و سبک فرزند پروری (دورنباخ، ریتر، لیدرمن، رابرتز، فرالیگ[19]، 1998)، رفتارهای انجام تکلیف و ساختار یادگیری (تونی، کلی، و لانکولز[20]، 2003)، مشارکت والد (هاوردمپسی[21]و دیگران، 2001)، توانایی شناختی (نیسر[22]و دیگران، 1996)، اختلاف زناشویی (آنگر و همکاران، 2000)، آسیب‌شناسی روانی (مارمورستین، لاکونو[23]، 2004)، و موقعیت اجتماعی- اقتصادی (هیل[24]، 2001) هستند.

مرور ادبیات و تحقیقات فوق نشان می‌دهد جو عاطفی خانواده، نحوه روابط و تعامل اعضاء در درون خانواده و به طور کلی عملکرد خانواده در ابعاد مختلف بر عملکرد اعضای آن در حیطه‌های مختلف تأثیر گذار است. همچنین ادبیان و تحقیقات متغیرهای مختلفی را در پیشرفت تحصیلی مؤثر دانشته‌اند. در این تحقیق رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان با پیشرفت تحصیلی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. بنابراین، هدف اصلی تحقیق تعیین رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد -نوجوان با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان است.

 

 

 

روش‌شناسی تحقیق

روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه در تحقیق حاضر کلیه دانش‌آموزان مقطع راهنمایی مدارس دولتی ابهر در سال‌تحصیلی 91-90 است. نمونه مورد مطالعه 309 نفر از دانش‌آموزان مقطع راهنمایی بودند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. لازم به ذکر است که پرسشنامه بر روی 321 نفر اجر شد پرسشنامه 12 نفر ناقص یا دارای اشکال بود که در تحلیل کنار گذاشته شد و پرسشنامه 309 نفر تحلیل شد. علت انتخاب حجم نمونه با این تعداد این است که در پژوهش‌هایی از نوع همبستگی، حداقل حجم نمونه 50 نفر برای بیان چگونگی رابطه ضرورت دارد (دلاور، 1381). در اصطلاح رگرسیون یا همبستگی، اگر حجم نمونه خیلی کوچک باشد، نمی‌توان رابطه‌های موجود در جامعه را تشخیص داد و در نتیجه ممکن است به این نتیجه برسیم که متغیرها با هم رابطه ندارند در حالیکه در واقع با هم ارتباط دارند. با وجود این، با نمونه‌های خیلی بزرگ نیز مشکلاتی (اگرچه نه آماری) وجود دارد (مایلز و شولین[25]، 2001، ترجمه کیامنش و کبیری، 1388). لذا، در این تحقیق 321دانش‌آموز به عنوان نمونه مطالعه شدند. روند انتخاب به این صورت بود که ابتدا سه مدرسه دخترانه و سه مدرسه پسرانه در مقطع راهنمایی انتخاب شدند سپس با مراجعه به مدارس از هر مدرسه دو کلاس انتخاب و پرسشنامه‌ها در کلاس‌ها اجرا گردید که نهایتاً تعداد کل نمونه 321 دانش‌آموز شد.

 

 ابزارهای اندازه‌گیری: در تحقیق حاضر برای اندازه‌گیری عملکرد خانواده از ایزار سنجش خانواده، برای اندازه‌گیری تعارض والد-نوجوان از مقیاس‌های نگرش نسبت به پدر و مادر، و برای اندازه‌گیری پیشرفت تحصیلی از آخرین معدل تحصیلی دانش‌آموزان استفاده شده است:

الف: ابزار سنجش خانواده (FAD): این پرسشنامه دارای 60 سؤال است که برای سنجش کارکرد خانواده توسط اپشتاین، بالدوین و بیشاب در سال 1983بر مبنای الگوی مک مستر تدوین شده است. زاده‌محمد و ملک خسروی (1385) ضریب آلفای کرنباخ برای کل پرسشنامه را 94/.   و برای خرده مقیاس‌های کارکرد کلی (782/.)، حل مسأله (722/.)، ارتباط (70/.)، نقشها (71/.)، همراهی عاطفی (736/.)، کنترل رفتار (66/.) و آمیزش عاطفی (71/.)گزارش کرده اند.در تحقیق حاضر آلفای کرانباخ برای کل پرسشنامه 929/ و برای. خرده مقیاس‌های عملکرد کلی، حل مشکل، ارتباط، نقش‌ها، همراهی عاطفی، کنترل رفتار و آمیزش عاطفی به ترتیب 825/.، 675/.، 606/.، 625/.، 637/.، 633/. و 732/. بود.

 

 

 

ب: مقیاس‌های نگرش فرزند نسبت به پدر (ن ف پ) و مادر (ن ف م)

این مقیاس‌ها توسط والتر دبیلو. هودسن (ثنایی، 1387) تهیه شده است. هدف این مقیاس‌ها اندازه‌گیری مشکلات فرزندان با والدین خود است. این مقیاس‌ها ابزارهای 25 سؤالی‌اند که برای اندازه‌گیری دامنه، میزان یا شدت مشکلات فرزند با پدر و مادر تدوین شده است. مقیاس‌ها همانند هستند بجز اینکه کلمه "مادر" و "پدر" عوض می‌شوند. آلفای کرونباخ برای مقیاس نگرش فرزند نسبت به پدر 95/0 و برای مقیاس نگرش فرزند نسبت به مادر94/0 است. هر دو مقیاس از روایی عالی برای گروه‌های شناخته شده برخوردارند، زیرا هر دو به طور معنی‌داری کودکان مدعی مشکلات رابطه با والدین را از گروه فاقد آن تفکیک می‌کند.

برای توصیف داده‌ها در تحقیق حاضر از شاخص‌های آمار توصیفی و برای آزمون فرضیه‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است.

 

یافته‌های تحقیق

جدول1: شاخص‌های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه در کل آزمودنی ها

انحراف استاندارد

میانگین

حداکثر نمره

حداقل نمره

تعداد

 

768/17

42/131

176

81

309

عملکرد خانواده

501/34

919/91

269

50

309

تعارض والد-نوجوان

745/1

454/17

20

12

309

پیشرفت تحصیلی

جدول 1 بیانگر شاخص‌های توصیفی از جمله میانگین و انحراف استاندارد آزمودنی‌ها در متغیرهای مورد مطالعه است.

فرضیه اول تحقیق: بین عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

جدول2: ضریب همبستگی متغیرهای مورد مطالعه

تعارض والد-نوجوان

عملکرد خانواده

متغیرها

**359/0-

000/0

**262/0-

000/0

پیشرفت تحصیلی

سطح معنی‌داری

 جدول 2 نشان می‌دهد که همبستگی بین تعارض والد- نوجوان و پیشرفت تحصیلی 262/0- است و این همبستگی در سطح یک صدم معنی‌دار است. بنابراین فرضیه اول تحقیق تأیید می‌شود و می توان نتیجه گرفت بین اختلال در عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس و معنی‌دار وجود دارد. با توجه به اینکه نمره بالا در پرسشنامه عملکرد خانواده نشانگر اختلال در عملکرد خانواده است به همین دلیل رابطه دو متغیر منفی بدست آمده است.

 

 

فرضیه دوم تحقیق: تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

 جدول 2 نشان می‌دهد که همبستگی بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی 359/0- است و این همبستگی در سطح یک صدم معنی‌دار است. بنابراین فرضیه دوم تحقیق تأیید می‌شود و می‌توان نتیجه گرفت بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس و معنی‌دار وجود دارد. به منظور پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی از روی عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است که نتایج آن ارایه می‌شود:

جدول3: ضریب همبستگی چند متغیره و مجذور آن در تحلیل رگرسیون

خطای استاندارد برآورد

مجذور R تعدیل شده

ضریب تبیین

R

مدل

624/1

133/0

139/0

الف 373/0

1

پیش‌بینی کننده‌ها: عملکرد خانواده، تعارض والد- نوجوان

توجه به جدول 3 نشان می‌دهد ضریب همبستگی چند متغیره 373/. و مجذور آن 139/. است. این مقدار از مجذور ضریب همبستگی نشان می‌دهد که حدود 13 درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی را در دانش‌آموزان متغیرهای عملکرد خانواده و تعارض والد- نوجوان تبیین می‌کنند. برای بررسی معنی‌داری مجذور R محاسبه شده از آزمون F (تحلیل واریانس) استفاده شده که نتایج آن در زیر ارایه می‌شود:

جدول4: تحلیل واریانس در رگرسیون چند متغیری

مدل

منابع تغییرات

مجموع مجذورات

درجات آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری

1

الف رگرسیون

باقیمانده

کل

540/130

001/808

540/938

2

306

308

270/65

641/2

719/24

000/.

پیش‌بینی کننده‌ها: عملکرد خانواده، تعارض والد- نوجوان

توجه به جدول 4 نشان می‌دهد که F محاسبه شده معنی‌دار است.

 

جدول5: ضرایب بتای استاندارد شده برای ارزیابی سهم هریک از متغیرها

مدل

B

خطای استاندارد

Beta

T

سطح معنی‌داری

  عملکرد خانواده

تعارض والد-نوجوان

011/0-

015/0-

006/0

003/0

115/0-

304/0-

888/1-

004/5-

060/.

000/.

در جدول5 ضرایب بتای استاندارد شده برای ارزیابی سهم هریک از متغیرها در پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی آورده شده است. این ضرایب بتا نشان می‌دهند که یک واحد تغییر در مؤلفه‌های ذکر شده معادل با چه مقدار تغییر در پیشرفت تحصیلی است. مثلاً میزان بتای عملکرد خانواده 115/0- است. نتیجه آزمون t نشان می‌دهد که این مقدار بتا معنی‌دار نیست. میزان بتای تعارض والد- نوجوان 304/0- است. این مقدار از ضریب بتا نشان می‌دهد که یک واحد تغییر در تعارض والد- نوجوان برابر با 304/0- واحد تغییر در نمره پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان است.

 

بحث و نتیجه‌گیری

هدف تحقیق حاضر تعیین رابطه عملکرد خانواده و تعارض والد-نوجوان با پیشرفت تحصیلی بود. آزمون فرضیه اول تحقیق نشان داد که بین اختلال در عملکرد خانواده و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس و معنی‌دار وجود دارد. نتیجه تحقیق حاضر با نتایج تحقیقاتی از جمله آنگر، مکلوید، براون، و تریسل (2000) همخوان است که رابطه معکوسی بین اختلاف زناشویی و پیشرفت تحصیلی فرزندان پیدا کردند. در تبیین این نتیجه می‌توان گفت که پیشرفت تحصیلی در خلاء اتفاق نمی‌افتد و صرفاً به هوش و استعداد دانش‌آموز هم وابسته نیست. بلکه محیط خانواده، نحوه تعاملات اعضای خانواده، حمایت و همراهی خانواده و عوامل دیگر نقش مهمی در آرامش فکری و تمرکز و توجه فرد دارند و اشکال در این عوامل نه تنها یادگیری و پیشرفت فرد را در محیط خانواده به طور منفی تحت تأثیر قرار خواهد داد بلکه عملکرد فرد در آموزشگاه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، وقتی خانواده عملکرد خود را در ابعاد مختلف مانند حل مسأله، همراهی عاطفی، کنترل رفتار و غیره به خوبی ایفا نکند عملکرد تحصیلی یا پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزی که در چنین خانواده‌ای قرار دارد نیز به طور منفی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در واقع آنچه در درون خانواده اتفاق می‌افتد و چگونگی عملکرد آن می‌تواند یک عامل کلیدی در ایجاد انعطاف‌پذیری و کاهش خطرات فعلی و آینده مرتبط با رویدادهای ناگوار و شرایط نامناسب باشد. محیط‌های بر انگیزنده و پرورش دهنده کودکان را قادر می‌سازد تا یاد بگیرند و پیشرفت کنند. بر عکس، محیط‌های خانوادگی بدکار می‌تواند برای بسیاری از جنبه‌های رشد کودکان و انتقال مثبت آنان به بزرگسالی بسیار مضر باشد.

آزمون فرضیه دوم تحقیق نشان داد که بین تعارض والد-نوجوان و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس و معنی‌دار وجود دارد. این نتیجه نیز با نتیجه تحقیق بیان و همکاران (2003) همخوان است که رابطه والد-فرزند را با پیامدهای تحصیلی مرتبط دانسته‌اند. در تبیین این نتیجه می‌توان گفت استقلال‌طلبی و عدم پذیرش بی‌چون و چرای رهنمودهای والدین از ویژگی‌های رشدی دوران نوجوانی است. والدینی که از چنین ویژگی‌های رشدی در نوجوان خود آگاهی ندارند ممکن است بخواهند با امر و نهی کردن و دستورالعمل‌های مستقیم نوجوان را به انجام برخی از امور و عدم انجام امور دیگر ترغیب کنند. از جمله این موارد اصرار و تأکید بر تحصیل و وضیعت درسی نوجوان می‌تواند باشد که این اصرار نه تنها منجر به رشد و پیشرفت تحصیلی نمی‌شود بلکه علاوه بر مختل شدن رابطه منجر به مقاومت نوجوان و عدم توجه به تحصیل می‌شود که می‌تواند پیشرفت تحصیلی را به طور منفی تحت تأثیر قرار دهد.

نتیجه تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که عملکرد خانواده و تعارض والد-نوجوان توان پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی را دارند. هاوردمپسی و دیگران (2001) مشارکت والدین را به عنوان پیش‌بینی کننده پیشرفت تحصیلی شناسایی کرد که با نتیجه تحقیق حاضر همخوان است.

پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی آموزش و پرورش است. تمام کوشش‌ها و کشش‌های این نظام برای پوشاندن جامه عمل به این امر است. به عبارتی، جامعه و به طور ویژه آموزش و پرورش، نسبت به سرنوشت فرد، رشد و تکامل موفقیت آمیز وی و جایگاه او در جامعه، علاقمند و نگران است و انتظار دارد فرد در جوانب گوناگون اعم از ابعاد شناختی و کسب مهارت و توانایی و نیز در ابعاد شخصیتی، عاطفی و رفتاری، آنچنان که باید، پیشرفت و تعالی یابد (فراهانی، 1994، به نقل از پاییزی و همکاران، 1386). انگیزه دانش‌آموزان برای پیشرفت تحصیلی یکی از دغدغه‌های معلمان، پژوهشگران، متخصصان تعلیم و تربیت و خانواده‌ها است. بنابراین، یکی از چالش‌های مهم مدارس در قرن بیست و یکم آن است که دانش‌آموزان را در جهت پیشرفت تحصیلی بیشتر و کسب مهارت‌های روزآمد بر انگیزد و توانایی حل مسأله را برای همراه شدن با تحولات سریع عصر حاضر در آنها پرورش دهد (شریفی، 1385).

سال‌های اولیه نوجوانی (دوران راهنمایی) با تغییرات برجسته جسمانی، شناختی، اجتماعی و هیجانی که با آغاز بلوغ شروع می‌شود، مشخص می‌شود. این تغییرات با انتقال در روابط خانواده و ظهور و افزایش تعارض بین نوجوان و والدین‌شان همراه است. تحقیق نشان می‌دهد که تعارض والد- نوجوان در مدت سال‌های راهنمایی افزایش می‌یابد و وقایع روزمره زندگی خانوادگی را در برمی‌گیرد. در مدت این دوره، تعارض در تعامل‌های بین نوجوانان و والدین آنها بسیار آشکار است. شیوع ت