بررسی مقایسه‌ای سخت‎رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تبریز

2 استادیار دانشگاه تبریز.

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد روان شناسی، تبریز، ایران.

چکیده

  این پژوهش با هدف بررسی میزان سخت­رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان شهرستان خوی انجام شده است. نمونه شامل 350 معلم مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه (178 نفر مرد و 172 زن) بود. روش تحقیق علی- مقایسه‌ای بود و برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-)، زمینه­یابی دیدگاه­های شخصی کوباسا و پرسشنامه معبد گلزاری استفاده شد. داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس دو راهه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سخت رویی و مؤلفه‌های آن (به غیر از چالش) در افراد دارای سطوح مختلف دینداری متفاوت است. افراد دارای دینداری سطح بالا نمره بالایی در کنترل و افراد دارای سطوح دینداری متوسط و بالا نمره بالایی در سخت­رویی و مؤلفه تعهد داشتند. میزان سلامت روانی و مؤلفه‌های آن (افسردگی، اضطراب، علائم جسمانی و اختلال در کارکردهای اجتماعی) نیز در سطوح مختلف دینداری متفاوت بود. افراد دارای دینداری سطح بالا در علائم جسمانی، و افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا در افسردگی، اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی نمره پایینی داشتند. نتایج این تحقیق بر کارکرد دین در ارتقای بهداشت روانی تأکید و اشارات ضمنی بر نقش مفاهیم دینی در ارتقای سلامت روانی کارکنان و روان درمانی دارد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A comparison study of hardiness and mental health in the levels of religiosity among the teachers in Khoy

نویسندگان [English]

  • Mansour Beyrami 1
  • Khalil Esmaeilpour 2
  • Zeynab Rezaei 3
چکیده [English]

 The purpose of this research was to investigate the extent of mental health and hardiness in different levels of religiosity among the teachers in Khoy township. The sample included 350 primary, guidance and high schools teachers (178 male and 172 female). The research method was causal-comparative, and General Health Questionnaire (GHQ-28), Kubasa’s Personal Views Survey, and Golzari’s Ma’bad questionnaire were used for gathering data. The data were analyzed using multivariate analysis of variance and two-way analysis of variance. The results showed that the hardiness and its components (except for the challenge) are different among levels of religiosity. People with high level of religiosity had high scores in the control and people with high and moderate levels of religiosity had high scores in the hardiness and commitment component. The extent of mental health and its components (depression, anxiety, somatic symptoms and social disfunction) were different among levels of religiosity. People with high level religiosity had low scores in somatic symptoms, and people with high and moderate levels of religiosity had low scores in depression, anxiety and social dysfunction. The results of this study emphasized the role of religion on mental health and had implications about the role of religion concepts on personal mental health and psychotherapy.          
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • hardiness
  • mental health
  • religiosity

 

 

بررسی مقایسه­ای سخت‎رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان شهرستان خوی

 

دکتر منصور بیرامی[1]

دکتر خلیل اسماعیل‌پور[2]

 

تاریخ دریافت مقاله: 15/09/1390

تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 08/07/1391

 

زینب رضائی[3]

چکیده

  این پژوهش با هدف بررسی میزان سخت­رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان شهرستان خوی انجام شده است. نمونه شامل 350 معلم مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه (178 نفر مرد و 172 زن) بود. روش تحقیق علی- مقایسه‌ای بود و برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-)، زمینه­یابی دیدگاه­های شخصی کوباسا و پرسشنامه معبد گلزاری استفاده شد. داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس دو راهه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سخت رویی و مؤلفه‌های آن (به غیر از چالش) در افراد دارای سطوح مختلف دینداری متفاوت است. افراد دارای دینداری سطح بالا نمره بالایی در کنترل و افراد دارای سطوح دینداری متوسط و بالا نمره بالایی در سخت­رویی و مؤلفه تعهد داشتند. میزان سلامت روانی و مؤلفه‌های آن (افسردگی، اضطراب، علائم جسمانی و اختلال در کارکردهای اجتماعی) نیز در سطوح مختلف دینداری متفاوت بود. افراد دارای دینداری سطح بالا در علائم جسمانی، و افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا در افسردگی، اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی نمره پایینی داشتند. نتایج این تحقیق بر کارکرد دین در ارتقای بهداشت روانی تأکید و اشارات ضمنی بر نقش مفاهیم دینی در ارتقای سلامت روانی کارکنان و روان درمانی دارد.

 

واژگان کلیدی: سخت رویی، سلامت روان، دینداری، فرهنگیان.


مقدمه

در جهان امروز، سلامت روانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا در عصری زندگی می‌کنیم که به موازات پیشرفت­های صنعتی و اقتصادی-اجتماعی، نابسامانی‌های روانی در حال گسترش است. یکی از معضلات اساسی که طی چندین دهه اخیر، با روی آوردن تدریجی جوامع به سمت زندگی به سبک مدرن، گریبانگیر جوامع بشری شده ‌است، پدیده «استرس» می‌باشد (عقیلی­نژاد و همکاران، 1386). پیامدهای استرس، می­تواند به شکل نشانه­های جسمانی، اختلالات روانی (مانند افسردگی، خشم و...) و مشکلات رفتاری (مانند غیبت و افت کاری...) ظاهر شود (راسل[4]، الیتمر[5] و ونولزن[6]، 1987). به طور کلی، بالا بودن سلامت روانی و واکنش عاطفی مناسب افراد، کیفیت کار آنها را بالا می­برد (گرین­هاو[7]، 1975). هر حرفه با تنیدگی همراه است، اما تنیدگی برخی مشاغل بالاست. حرفه معلمی و تدریس، به لحاظ نوع وظایف و مسئولیت­ها از جمله مشاغل پرتنش است و با توجه به تأثیرگذاری زیادی که فرهنگیان بر مخاطبان خودشان دارند، این امر اهمیت بیشتری می­باید.

با گسترش توجه به موضوع تنیدگی در روان­شناسی، کوباسا بر مبنای نظر سلیه[8] این فرضیه را بررسی کرد که اشخاصی که درجه بالایی از فشار روانی را بدون بیماری تجربه می‌کنند، ساختار شخصیتی متفاوتی از افرادی دارند که در شرایط فشارزا بیمار می‌شوند. کوباسا در این مطالعه نشان داد که تمایز شخصیتی در ساختاری به نام سخت­رویی منعکس است (مختاری و همکاران،1380). سخت­ رویی مفهوم روان­شناختی است که به شیوه­ی خاص و باثبات فرد در واکنش به رویدادهای زندگی اشاره دارد، که شخص صاحب آن به جای کنارکشیدن، احساس تعهد و به جای احساس ناتوانی، احساس کنترل می کند و مشکلات را چالش می داند نه تهدید. این ویژگی شخصیتی از سه مؤلفه به هم بسته­ی کنترل[9]، تعهد[10] و چالش[11] تشکیل شده ‌است و در عین حال، یک ساختار واحد است که ازعمل یکپارچه و هماهنگ این سه مؤلفه‌­ی مرتبط با هم سرچشمه می­گیرد و می­تواند به عنوان سپری در برابر استرس مقاومت کرده و از اثرات مخرب آن به سلامتی افراد جلوگیری کند (کوباسا، 1979).

«دینداری[12]» نیز به عنوان یکی از راهکارهای مقابله با استرس شناخته می­شود. دین وجه اصلی امتیاز بشر (آذربایجانی، 1385) و یک نظام عملی مبتنی بر اعتقادات است که در قلمرو ابعاد فردی و اجتماعی، از جانب پروردگار برای هدایت انسان‌ها در مسیر رشد و کمال الهی ارسال گردیده‌ و شامل عقاید، باورها، نگرش‌ها و رفتارهایی است که با هم پیوند داشته و یک احساس جامعیت را برای فرد تدارک می‌بیند و میزان پایبندی و تعهد افراد به این عقاید، باورها و نگرش ها، دینداری نامیده می شود (آرین، 1378). از طرف دیگر، بعد معنوی یکی از ابعاد سلامت روانی است و داشتن ارتباطات معنوی از شاخص­های مهم سلامت روان محسوب می­شود (نوری، 1388). روان­شناسان پژوهش­های وسیعی درباره نقش مذهب و اعتقادات دینی در اعتلای سلامتی، خوب زیستن و بهداشت روانی انجام و نشان داده‌اند که افراد مذهبی کمتر دچار اختلالات روانی می‌شوند. افراد مذهبی نه تنها کمتر درگیر انحرافات، جرم و جنایت و یا خودکشی می‌شوند، بلکه به طور کلی از سلامت اخلاق و رفتار و معنویات بیشتری برخوردارند و در مقایسه با افرادی که از نظر اعتقادات دینی ضعیف شوند،‌ احساس آرامش، امنیت و خوشبختی بیشتری می‌نمایند (نوابخش و پوریوسفی، 1385). تحقیقات نشان می­دهد که افرادی که اعتقادات مذهبی، انسانی و اخلاقی دارند از نظر بهداشت روانی در درجات بالاتر قرار دارند و دیرتر در مقابل سختی های زندگی از پای در می آیند (نوری، 1388).

تحقیقات رابطه سخت رویی بالا با کاهش پریشانی های روانی و نیز ارزیابی مثبت­تر از محیط کار (هاربیسون[13]، نقل از مک­کلیستر[14] و همکاران، 2006)، شادکامی و سلامت روان (خلیلی­جاوید هریس، 1387؛ آتری، شارما و کاترل، 2007) نشان داده اند. تحقیق آتری، شارما و کارترل (2007) نشان داد که حمایت اجتماعی و سرسختی هر دو پیش­بینی کننده شادکامی و سلامت روانی در دانش آموزان است. همچنین دو بعد تعهد و کنترل به میزان بیشتری قدرت پیش بینی کنندگی شادکامی و سلامت روان را داشت. در تحقیقات داخلی نیز رابطه سرسختی با سلامت روان و کاهش نشانه های جسمانی، اضطراب، و افسردگی نشان داده شده است (زهراکار، 1383؛ حسن­شاهی و دارایی، 1384). کوباسا در تحقیقی که در سال 1983 انجام داد بین سخت رویی و مذهبی بودن- براساس فراوانی حضور در کلیسا– ارتباط منفی به دست آورد (نقل از قربانی، 1377). اما اکثر پژوهش‌های صورت گرفته در خصوص دینداری حاکی از رابطه مثبت بین دین داری و سلامت روانی است، برای مثال سانا[15] (1969) با بررسی پژوهش‌های مختلف نتیجه می‌گیرد که پژوهش‌ها عمدتاً از رابطه مثبت میان دینداری و بیماری‌های روانی حکایت می‌کنند. در پژوهشی دیگر استارک[16] (1971) در یک بررسی انتقادی تلاش کرد تا رابطه­ی میان دینداری و سلامت روانی را کشف کند. وی در بررسی خود به این نتیجه دست یافت که دینداری تنها با بیماری روانی مرتبط نیست، بلکه جنبه‌هایی از دینداری به سلامت روانی نیز مرتبط می‌باشد. برگین[17] (1983) نیز در یک بررسی جامع، ادبیات حوزه دینداری را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و به این نتیجه دست یافت که ادعای ارتباط دینداری با بیماری‌های روانی کاملاً نادرست است. اما وی نیز در خصوص رابطه میان دینداری و سلامت روانی به نتایج امیدوار کننده‌ای دست نیافت. این در حالی است که آلپورت دو جهت­گیری دینی درونی و بیرونی را مطرح می­کند. اشخاص با جهت­گیری درونی، انگیزه‌های اصلی خود را در خود دین می یابند و سعی می­کند آن را درونی ساخته و به طور کامل دنبال کند. اشخاص با این جهت گیری به ایمان به منزله یک ارزش متعالی می نگرند و عامل به اعمال و مناسک و پایبند به اعتقادات دینی خود می­باشند. اما افراد با جهت­گیری بیرونی دارای باورهای دینی هستند که فقط اهدافی ابزاری دارند. به عبارت دیگر نمایشی از رفتار دینی از خود بروز می دهند (دوناهو، 1985). تأمل در متون دینی و عرفانی مسلمانان، بر امکان به کارگیری مفهوم سازی های آلپورت در روان شناسی دین اسلام صحه می­­گذارد. برای مثال سخنان پیامبر (ص) و امام علی (ع) در خصوص انواع عبادت با جهت گیری های دینی آلپورت همسو است. ایشان عبادت را به سه سنخ تقسیم می­کنند: 1- عبادت ناشی از ترس 2- عبادت ناشی از کسب 3- عبادت ناشی از میل به سپاس (نیکوی و سیف، 1384). گروهی خدا را به امید بخشش می­پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می کنند و این عبادت بردگان است و گروهی او را برای سپاس می پرستند و این پرستش آزادگان است (نهج­البلاغه، سیدرضی، ص100).

همانگونه که ملاحظه می‌شود در تحقیقات درمورد رابطه سلامت روان و دینداری نتایج مغایری نیز گزارش شده است، این در حالی است که از دین به عنوان سپری مقاوم یاد می شود. البته در خصوص دینداری در کشور ما پژوهش‌های اندکی صورت پذیرفته است و خیلی کمتر به این موضوع از دیدگاه روان‌شناختی و جامعه شناختی پرداخته شده‌است. لذا با توجه به نقش دینداری و سخت رویی در سلامت روان، این پژوهش درصدد است مقایسه بیشتری در خصوص میزان سخت رویی (و مؤلفه های آن) و سلامت روانی در سطوح سه گانه­ی دینداری انجام دهد. لذا فرضیه های تحقیق حاضر عبارتند از:

1- میزان سخت رویی در سطوح مختلف دینداری متفاوت است.

2- میزان سلامت روانی در سطوح مختلف دینداری متفاوت است.

 

روش پژوهش

جامعه آماری و روش نمونه گیری

طرح پژوهش حاضر یک طرح علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش را همه فرهنگیان زن و مرد شاغل در مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان خوی تشکیل می داد. پس از اخذ آمار دقیق از آموزش و پروش شهرستان خوی، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و فرمول تصحیح حجم نمونه (به نقل ازشریفی وشریفی، 1380)، 320 نفر برآورد شده بود،که تعداد 350 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شد. انتخاب افراد نمونه از هر یک از دوره­های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه متناسب با تعداد معلمان شاغل در این دوره­ها و جنسیت افراد انجام شد، و مجموعاً تعداد 178 نفر مرد و 172 زن انتخاب شد. تقسیم بندی دینداری به سه سطح بالا، متوسط و پایین بر اساس نقطه 3/33 درصدی انجام شد. بدین ترتیب، افرادی که در نمرات دینداری جزء 3/33 در صد بالای نمونه بودند به عنوان دینداری بالا، افرادی که در نمرات دینداری جزء 3/33 درصد متوسط نمونه بودند به عنوان دینداری متوسط و افرادی که در نمرات جزء 3/33 در صد پایین نمونه بودند به عنوان دینداری پایین در نظر گرفته شدند.

 

ابزارها

به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه­ی سلامت عمومی (28GHQ-)[18]، زمینه­یابی دیدگاه‌های شخصی و پرسشنامه­ی معبد گلزاری استفاده شد.

پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972): پرسش­نامه سلامت عمومی یک «پرسشنامه سرندی» مبتنی بر روش خودگزارشی است که در مجموعه­های بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند، مورد استفاده قرار می گیرد (گلدبرگ، نقل از استورا، 1386). پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-) اولین بار توسط گلدبرگ در سال 1972 جهت تفکیک موارد ابتلا به اختلالات روانی ساخته شده است و می تواند احتمال وجود یک اختلال را در فرد تعیین کند (حسینی، 1387). رایج ترین روش نمره گذاری آن طیف لیکرت است. مطالعات روان­سنجی نسخه های مختلف آزمون سلامت عمومی نشان می دهد نسخه 28 سؤالی نسبت به سایر نسخه­ها دارای بیشترین میزان اعتبار، حساسیت و ویژگی است (ابراهیمی و همکاران، 1386). این پرسشنامه دارای چهار زیرمقیاس است: نشانه های جسمانی، اضطراب و اختلال خواب، اختلال در کنش اجتماعی و افسردگی. از مجموع نمرات نیز یک نمره کلی به دست می آید. وجود چهار زیرمقیاس بر اساس تحلیل آماری ثابت شده است (استورا،1386). تقوی (1380) ویژگی­های روان­سنجی و ساختار عاملی 28GHQ- را با نمونه 92 نفری دانشجویان دانشگاه شیراز انجام داد و ضرایب اعتبار بازآزمایی، تنصیفی و آلفای کرانباخ به ترتیب 70/0، 93/0 و90/0 به دست آورد. ضرایب روایی همزمان با پرسشنامه میدلکس 55/0 و روایی سازه بین 72/0 تا 87/0 محاسبه شد. همچنین وی با تحلیل عوامل چهار عامل افسردگی، اضطراب، اختلال کارکرد اجتماعی و جسمانی را استخراج نمود که 58% واریانس توسط این چهار عامل تبیین گردید.

زمینه­یابی دیدگاه‌های شخصی (کوباسا، 1994): این مقیاس یک پرسشنامه 50 ماده­ای است که شامل خرده مقیاس­های چالش (17سؤال)، تعهد (16سؤال) و کنترل (17سؤال) می باشد که بر اساس مقیاس لیکرت (چهارگزینه‌ای) شکل گرفته و دارای دامنه­ای از نمره صفر (اصلاً درست نیست) تا 3 (کاملاً درست است) می‌باشد. این مقیاس توسط قربانی در سال 1371 ترجمه و روایی صوری و محتوایی آن محاسبه شده و در موارد ضروری اصلاحات لازم به عمل آمده است. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که مؤلفه‌های سخت رویی یعنی کنترل، تعهد، چالش، به ترتیب ازضرایب پایایی 70/0، 52/0 و 52/0 برخوردارند و این ضریب برای کل صفت سخت رویی 75/0 محاسبه شده است (نقل از قمری، 1386).

آزمون معبد (گلزاری، 1379): این آزمون دارای 25 سؤال است که عمل (نه اعتقاد و نگرش) به باورهای دینی را اندازه گیری می­کند. هر سؤال 5 گزینه دارد و از صفر تا چهار نمره گذاری می‌شود. بدین ترتیب کمترین نمره کل صفر، به معنی عمل نکردن به هیچ یک از باورهای دینی و بیشترین نمره کل، یعنی 100 نشان دهنده عمل به همه باورهای دینی به حساب می­آید. مواد آزمون در چهار حوزه عمل به واجبات، عمل به مستحبات، فعالیت­های دینی (عضویت در گروه های دینی و...) و در نظرگرفتن دین در تصمیم گیری­ها و انتخاب­های زندگی قرار دارد. این آزمون بر روی 894 دانشجو (621 دختر و 273 پسر) و 52 جوان زندانی (26دختر و 26 پسر) جمعاً 946 نفر اجرا شده است (نجفی، احدی و دلاور، 1385). پایایی این آزمون از طریق بازآزمایی 76/0، از طریق دونیمه کردن 91/0 و از طریق ضریب آلفای کرانباخ 94/0 گزارش شده است. این آزمون دارای اعتبارمحتوی صوری و منطقی بالاست و اعتبار وابسته به ملاک آن از طریق مقایسه افراد دینی و غیردینی با ضرایب اعتبار 84/0 و 78/0 و اعتبار سازه تفاوت ویژگی­های شخصیتی در آزمون با توجه به پژوهش­های انجام یافته در این زمینه معنی­دار به دست آمده است (گلزاری، 1379).

یافته‌ها

داده‌های توصیفی مربوط به متغیرهای سخت رویی و مؤلفه‌های آن (تعهد، کنترل، چالش)، همچنین سلامت روانی و مؤلفه‌های مربوطه (افسردگی، اضطراب، اختلال در کارکردهای اجتماعی، علائم جسمانی) در سطوح مختلف دینداری در جدول 1، روند ظاهری افزایش نمرات مؤلفه­های سخت رویی و روند کاهش نمرات سلامت روان را در بین سطوح دینداری نشان می­دهد.

جدول 1: توصیف مؤلفه های سخت­رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری (350=n)

سطوح دینداری

متغیرها

سطح بالا

سطح متوسط

سطح پایین

کل*

1- سخت رویی

08/88

35/94

10/98

(32/15)50/93

1-1 تعهد

16/31

45/34

86/35

(83/6)83/33

2-1 کنترل

61/33

41/35

22/37

(26/6)40/35

3-1 چالش

31/23

48/24

01/25

(12/6)27/24

2- سلامت روانی

85/23

84/18

23/15

(64/10)33/19

1-2 افسردگی

68/3

98/1

32/1

(34/3)33/2

2-2 اضطراب

73/6

55/5

24/4

(71/3)52/5

3-2 اختلال در کارکردهای اجتماعی

38/7

15/6

48/5

(81/2)34/6

4-2 علائم جسمانی

06/6

16/5

18/4

(33/3)14/5

3- دینداری

17/58

92/74

46/86

(51/13)13/73

* mean (SD)

برای بررسی مؤلفه­های سخت­رویی در سطوح مختلف دینداری از تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتیجه تفاوت معنی‌داری بین سطوح مختلف دینداری در متغیر وابسته ترکیبی نشان داد (001/0p<؛ 428/5= (690،6)F؛ 912/0= لامبدای ویلکز). در بررسی هر یک از مؤلفه‌ها مشخص شد که از نظر کنترل (001/0p<؛ 847/9= (347،2)F) و تعهد (001/0p<؛ 323/15= (347،2)F) در سطوح مختلف دینداری تفاوت معنی‌داری وجود دارد، اما از نظر چالش در بین سطوح دینداری تفاوت معنی­داری وجود ندارد (101/0=p؛ 309/2= (347،2)F). بررسی مقایسه­های دو به دوی سطوح دینداری با استفاده از آزمون تعقیبی توکی (جدول 2) نشان می­دهد که افراد دارای سطح دینداری بالا و سطح دینداری پایین از نظر مؤلفه کنترل تفاوت معنی‌داری با یکدیگر دارند و افراد دارای سطح دینداری بالا از این نظر در سطح بالاتری قرار دارند. در مورد تعهد، افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا به طور معنی­داری بالاتر از افراد دارای سطح دینداری پایین هستند.

بررسی اثر جنسیت و اثر تعامل جنسیت با سطوح دینداری در سخت رویی با استفاده از تحلیل واریانس دوراهه نتیجه نشان داد که اثر جنسیت (197/0=p؛ 672/1=(344،1)F) و اثر تعامل جنسیت با سطوح دینداری (689/0=p؛ 374/0= (344،2)F) معنی­دار نیست. تنها تاثیر عامل دینداری بر روی سخت­رویی معنی­دار بود (001/0p<؛ 934/11= (344،2)F). نتیجه آزمون تعقیبی توکی (جدول 2) نشان می­دهد که افراد دارای سطح دینداری پایین، در مقایسه با افراد دارای سطوح دینداری متوسط و بالا، به طور معنی‌داری از نظر سخت رویی پایین­تر هستند. اما بین گروه­های دارای سطوح دینداری متوسط و بالا از نظر میزان سخت رویی تفاوت معنی­داری دیده نمی­شود.

 

جدول 2: آزمون تعقیبی توکی در مورد میزان کنترل و تعهد در سطوح دینداری

متغیر

سطوح دینداری

تفاوت میانگین‌ها

سطح معنی‌داری

 

سخت­رویی

پایین

متوسط

*26/6-

003/0

بالا

*02/10-

000/0

متوسط

بالا

76/3-

128/0

 

کنترل

پایین

متوسط

80/1-

060/0

بالا

*61/3-

000/0

متوسط

بالا

81/1-

061/0

 

تعهد

پایین

متوسط

*29/3-

000/0

بالا

*71/4-

000/0

متوسط

بالا

42/1-

224/0

تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) مؤلفه­های سلامت روان نیز نشان داد که تفاوت معنی­داری بین سطوح مختلف دینداری در متغیر وابسته ترکیبی وجود دارد (001/0p<؛687/5= (688،8)F؛ 880/0= لامبدای ویلکز). در بررسی هر یک از مؤلفه­ها مشخص شد که از نظر افسردگی (433/16= (347،2)F)، اضطراب (510/13= (347،2)F)، علائم جسمانی (330/9= (347،2)F) و اختلال در کارکردهای اجتماعی (327/14= (347،2)F) در سطوح مختلف دینداری تفاوت معنی‌داری وجود دارد (001/0p<). بررسی مقایسه­های دو به دوی سطوح دینداری با استفاده از آزمون تعقیبی توکی (جدول 3) نشان داد که افراد دارای سطح پایین دینداری در مقایسه با افراد سطح دینداری متوسط و بالا نشانه­های افسردگی بیشتر و اختلال بیشتری در کارکرد اجتماعی دارند. افراد دارای سطح دینداری پایین در مقایسه با افراد دارای سطح دینداری بالا علائم جسمانی بیشتری دارند. در مورد اضطراب بین هر سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود دارد و افراد دارای سطح دینداری پایین در مقایسه با افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا اضطراب بیشتری دارند. همچنین اضطراب افراد دارای سطح دینداری متوسط بیشتر از افراد دارای سطح دینداری بالاست.

جدول شماره 3: آزمون تعقیبی توکی درمورد سلامت­روان و مؤلفه­های آن در سطوح دینداری

متغیر

سطوح دینداری

تفاوت میانگینها

سطح معنی‌داری

 

افسردگی

پایین

متوسط

*71/1

000/0

بالا

*36/2

000/0

متوسط

بالا

65/0

264/0

 

اضطراب

پایین

متوسط

*18/1

031/0

بالا

*48/2

000/0

متوسط

بالا

*31/1

015/0

 

علائم جسمانی

پایین

متوسط

89/0

087/0

بالا

*87/1

000/0

متوسط

بالا

98/0

056/0

اختلال در کارکردهای

اجتماعی

پایین

متوسط

*23/1

002/0

بالا

*90/1

000/0

متوسط

بالا

67/0

137/0

برای بررسی اثر جنسیت و اثر تعامل جنسیت با سطوح دینداری در سلامت روان از تحلیل واریانس دوراهه استفاده شد. نتیجه نشان داد که اثر جنسیت (392/0=p؛ 735/0=(344،1)F) و اثر تعامل جنسیت با سطوح دینداری(700/0=p؛ 357/0= (344،2)F) معنی­دار نیست، اما تأثیر عامل دینداری بر سلامت‌روان معنی‌دار است (001/0p<؛ 246/20= (344،2)F). نتیجه آزمون تعقیبی توکی نشان داد که افراد دارای سطوح دینداری پایین به طور معنی‌داری بیشتر از افراد دارای سطوح متوسط و بالای دینداری از نشانه‌های مرضی رنج می برند. به عبارت دیگر از آنجایی که نمره بالا در پرسشنامه سلامت روانی نشان دهنده علایم مرضی بالاست، با افزایش سطح دینداری، علایم مرضی کم شده و در نتیجه علایم سلامتی افراد بالا می رود.

 

بحث و نتیجه­گیری

این تحقیق با هدف بررسی میزان سخت رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری انجام شد. در این تحقیق مشخص شد که افراد دارای سطوح دینداری متوسط و بالا از سخت رویی بالاتری برخوردارند و روشن شد افراد دارای سطح دینداری بالا (در مقایسه با افراد دارای سطح دینداری پایین) اعتقاد دارند که می­توانند رویدادهای زندگی را بیشتر کنترل و پیش­بینی کنند، همچنین افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا (در مقایسه با افراد دارای سطح دینداری پایین) احساس تعهد بیشتری به اعمال و رفتارهای خود دارند. این نتایج با یافته­های ­پژوهش مَدی و همکاران (2002)، آزموده، شهیدی و دانش (1386) و هاتلر و کوهن (1998) همسو می باشد، اما با نتیجه پژوهش کوباسا (نقل از قربانی،1377) که بین سخت رویی و مذهبی بودن - براساس فراوانی حضور در کلیسا –ارتباط منفی به دست آورد، مغایر می­باشد. این درحالی است که دیواس[19](نقل از عمید، 1380) چهار بعد برای دین در نظر می­گیرد که عبارتند از: 1- حضور در کلیسا، مسجد و...، 2- اعتقادات، 3- تعهد یا اهمیت دین در زندگی 4- الهام. بنابراین، اگر این نتایج را با توجه به ابعاد دینداری و در کنار تحقیقاتی که رابطه معنی­داری بین جهت‌گیری مذهبی درونی و سخت رویی پیدا کرده اند (آزموده، شهیدی و دانش، 1386؛ هاتلر وکوهن، 1998) مورد تحلیل قرار دهیم، روشن می­شود که فراوانی حضور در کلیسا تنها یک بعد و شاید (در برخی افراد) بخشی از جهت گیری مذهبی بیرونی را نشان می­دهد. البته، آلپورت مذهب درونی را به صورت رسش یافته مذهب می داند که می­تواند سپری در برابر تنیدگی باشد. جان­بزرگی (1386) نیز عنوان می‌کند مذهب درونی شده به عنوان یک عامل کلیدی برای سلامت روانی نقش ایفا می‌کند. در واقع می­توان گفت که این مفهوم می­تواند همان سخت­رویی بوده یا به مفهوم سخت رویی نزدیک باشد. در تبیین این نتایج می­توان گفت که آموزه­های دینی با تأکید بر توکل، امید، توسل و مفاهیمی مثل آن، در کنار اعتقاد به قدرت مافوق بشری در تدبیر امور، در افراد معتقد و مذهبی آمادگی بیشتری برای رویارویی با رویدادهای زندگی فراهم می­سازد. این اعتقاد عمیق می­تواند نگرانی از آینده را در افراد مؤمن کاهش دهد. همان طوری که احدی و همکاران (1387) بیان کرده­اند، به اعتقاد افرادی که در مؤلفه‌ کنترل (نقطه مقابل ناتوانی) قوی هستند، رویدادهای زندگی را می توان پیش بینی و کنترل کرد و بر این باور هستند که قادرند با تلاش آن چه را که در اطرافشان رخ می دهد تحت تاثیر قرار دهند. این امر همان چیزی است که در آموزه های دینی با «لیس للانسان الا ما سعی» (سوره نجم، 39) بیان می­شود. افراد دیندار اوج دینداری را تعهد به اعمال و رفتار، و گفته­های خویش می­دانند، همان مفهومی که از نظر مؤلفه‌های سخت رویی با عنوان تعهد شناخته می­شود. از نظر کوباسا (1979) تعهد به عنوان سیستم اعتقادی توصیف شده که تهدید ادراک شده زندگی را به حداقل می­رساند، مفهومی که اعتقاد به اهمیت، جالب بودن و معنی­داری فعالیت­های زندگی را می­رساند، و همین مفهوم معنی­داری زندگی، از مفاهیم بالای دینداری است. به لحاظ نظری و عملی چنین اعتقاداتی نقش حمایت کننده دارند، چراکه میزان استرس­زا بودن یک واقعه را کاهش داده و توان بالقوه عوامل استرس­زای مخرب سلامتی را کاهش می‌دهند. همان­گونه که علامه طباطبایی (1382) در تفسیر المیزان نوشته­اند، دین­داری و اعتقاد به خداوند متعال با ایجاد عوامل کنترل رفتار در انسان و آن هم از درون، منجر به اصلاح فرد و جامعه و بهزیستی در اجتماع می شود. خلاصه این که، افراد دیندار که حد اعتدال امور را رعایت می­کنند و اعتقادات عمیقی به آموزه­های دینی دارند، زندگی را معنادار و جالب می­دانند و نسبت به اهمیت و جالب بودن و معنی­داری فعالیت­های زندگی متعهد هستند. به نظر فرد مذهبی همه چیز به سوی خدا در حال شدن، تحول و تکامل است. اگر بتوانیم برای زندگی خود معنا و مفهوم پرباری بیابیم، قدرت مبارزه با مشکلات را پیدا خواهیم کرد، اما اگر زندگی ما از معنا تهی شد با یک ضربه کوچک از هم می‌پاشد. اگر انسان دنیا را صحنه آزمایش و امتحان ببیند انتظار یک زندگی آرام و یکنواخت را نخواهد داشت. بنابراین، از دید مکتب اسلام، زندگی جریانی جهت‌مند و غایت‌مند است. انسان در طول زندگی خود ممکن است با مشکلات زیادی روبرو شود پس باید خود را آماده رویارویی با مسائل بکند. و همان طوری که ناظمیان (1369) نوشته­اند دین عامل ثبات در برابر سختی­هاست و اعتقاد به قدرت بی پایان الهی در پیروان ادیان، مهمترین تکیه­گاه معنوی در برابر حوادث سخت زندگی است. لذا می توان گفت دین ویژگی­ای در انسان ایجاد می­کند که همچون مؤلفه های سخت­رویی عامل تعدیل کننده استرس­ها می­باشد.

این تحقیق نشان داد که افراد دارای سطح پایین دینداری نشانه­های افسردگی، اضطراب، علائم جسمانی و اختلال بیشتری در کارکردهای اجتماعی دارند. این یافته با نتایج تحقیقاتی که بین دینداری با بهداشت روانی و سازگاری (استوارد و جو، 1998؛ مالتبی و دِی، نقل از بهنام­مقدم، 1388؛ هالتر و کوهن (1998)، روان­درستی (آرین، 1378) و کاهش اختلالات نورتیک (محمدزاده، ­صادقی­موحد و احدی، 1384) رابطه مثبت نشان داده­اند، همسو است. همچنین با نتایج تحقیقاتی که رابطه جهت گیری مذهبی با کاهش افسردگی اساسی (بهرامی­احسان و تاشک، 1383؛ بیانی و همکاران، 1387؛ پارکر و همکاران، نقل از بیانی و همکاران، 1387)، کاهش اضطراب (بهرامی­احسان، 1381)، یا رابطه منفی دینداری با اضطراب، افسردگی، علائم جسمانی و اختلال در کارکرد اجتماعی را نشان داده اند (زهراکار، 1383)، همسو می‌باشد. از آن جمله، تحقیق کویینگ و همکاران (نقل از بیانی و همکاران، 1387) نشان داد که میزان افسردگی افرادی که در فعالیت­های مذهبی شرکت می­کنند، نصف افرادی است که کمتر شرکت می‌کنند و تحقیق ناوارا و جیمز (2005) نشان داد افرادی که جهت­گیری مذهبی بیرونی دارند، نسبت به افراد دارای جهت گیری مذهبی درونی، استرس بیشتری دارند. در تبیین این یافته­ها می­توان گفت که، تحقیقات روانشناسی نقش موفق دین را در ارتقای بهداشت روانی افراد و اصلاح روابط بین فردی، (که از هدف­های اساسی ادیان است) روشن­تر ساخته­اند. به عبارت دیگر، مشخص شده که سبک زندگی مذهبی، به خوبی می تواند آرامش فردی و اجتماعی بسیاری به همراه داشته باشد. دعاها و مراسم مذهبی مساجد، و کلیساها و زیارتگاه­های مذهبی در مقالات مختلف علمی به عنوان عوامل شناخته شده و تأمین کننده بهداشت روانی مناسب در جوامع مذهبی معرفی شده است (نوغانی وهمکاران، 1383). در متن تعالیم اسلامی، روش­هایی برای سلامت روانی و مقابله با تنیدگی و سازگاری با سختی­ها ذکر شده است. برخی از آن­ها عبارتند از ایمان به خدا، پاداش اخروی و توکل به خدا (دیماتئو، 1378). علاوه بر این، اعتقادات مذهبی می­تواند آرامش و اطمینان قلبی عمیقی در افراد ایجاد کند. به طور کلی، دینداری عامل مهمی در کاهش اضطراب می­باشد؛ اضطراب که به عنوان یکی از نشانگان اختلالات روانی و زیربنای بسیاری از بیماری­هاست، در سایه نگرش­ها و اعمال مذهبی، و شرکت در مراسم مذهبی کاهش می­یابد (پارگامنت، نقل از ابراهیمی­قوام، 1374). در آموزه­های دینی، گفتگوهای تنهایی ما، که به نیایش تعبیر می‌شود، دریچه‌ای را به عالم امنیت و آرامش روانی می‌گشاید. هر زمان فشارهای عصبی بخواهند ما را از پا درآورند در یک رابطه پرسوز و گداز با خداوند تسکین پیدا می‌کنیم. همان­طوری که آذربایجانی (1385) گفته ­است کنش دین در کاهش اضطراب و مقابله با استرس یا تنیدگی، از طریق نحوه ارزیابی فرد از طریق معناجویی و تاثیر بر پیامدهای عوامل تنیدگی­زا با تفسیر ویژه­ای که مذهب در اختیار فرد می­گذارد، میسر است.

رابطه دینداری با کاهش نشانه­های جسمانی در تحقیقات قبلی (شهنی­ییلاق، موحدی و شکرکن، 1383؛ بهرامی­احسان و تاشک، 1383) نیز نشان داده شده است. همان گونه که ماتیوس (1997) نیز با بازبینی بیش از 200 بررسی مربوط به ارتباط میان باورهای مذهبی و سلامتی، نشان داده است، دعا در سلامتی جسم و روان موثر می­باشد. وی دریافت افرادی که دعا می­کنند، کمتر بیمار می­شوند و بهتر می­توانند با بیماری­شان کنار بیایند. خلاصه، افراد دیندار در برابر مشکلات از تدابیری چون توکل، دعا، امید به بهبودی و... برخوردارند. همچنین دینداری از طریق ایجاد آرامش در پیشگیری از نشانگان روان­تنی نیز مؤثر است. یکی از مهمترین نقش­های روانی دین، آرامش است. ژوسؤالوت[20] (نقل از بهشتی،1350) معتقد است که دین و مذهب در زندگی، به انسان اطمینان وئتکیه­گاه روحی می­بخشد. ایمان مذهبی به قلب انسان اطمینان می­دهد و روان انسان را از نگرانی نجات می­دهد. ایمان به خدا، ارزش انسان و معنای زندگی را به انسان می فهماند. ایمان به خدا از طریق ایمان به زندگی آخرت و جاودانگی در آن، انسان را از وحشت می­رهاند.

در مورد نقش دین در کارکرد اجتماعی باید گفت که اختلال در کارکرد اجتماعی مواردی مثل احساس عدم کفایت فرد در مقایسه با دیگران یا دست کم گرفتن خود، احساس عدم آرامش و ناراحتی محسوس در جریان ارتباط با دیگران را در بر می­گیرد (ناصری، 1381). یافته­های پژوهش حاضر در این زمینه با یافته­های پژوهش­های قبلی همسو می­باشد. برای مثال نتایج پژوهش بهرامی­احسان و تاشک (1383) نشان داد جهت‌گیری مذهبی با عملکرد روانی- اجتماعی و جسمانی فرد مرتبط بوده و هر چه جهت‌گیری مذهبی بالاتر باشد، نمره فرد اختلال در کارکرد اجتماعی کاهش می­یابد. جانسون (نقل از آقایانی­چاوشی و همکاران، 1378) بیان می­دارد که باورهای دینی نقش عمده ای در سلامت روان و سازگاری افراد دارد که عدم اختلال در کارکردهای اجتماعی نمودی از سازگاری افراد می باشد. بنابراین، با توجه به یافته­های این پژوهش و یافته های پژوهش های همسو، می­توان این تبیین را ارائه کرد که دینداری بالا باعث می­شود فرد خود را در مقایسه با دیگران دست کم نگیرد و با اعتقاد به کرامت انسانی، در جریان ارتباط با دیگران ناراحتی واحساس عدم کفایت نداشته باشد و احساس آرامش کند، که این امر نقش اساسی در سازگاری اجتماعی افراد خواهد داشت. علاوه بر این، دین با ترغیب افراد به رعایت اصول اخلاقی، نقش مهمی در بهبود روابط انسانی افراد و کارکرد اجتماعی دارد.

در این تحقیق در مواردی سطح بالای دینداری و در مواردی سطح متوسط دینداری تمایز افراد را نشان داد. به عبارت دیگر، سطح بالای دینداری تمایز معنی­دار افراد در مؤلفه کنترل مربوط به سخت رویی و کاهش علائم جسمانی نشان داد، و این امر شاید بیانگر این موضوع باشد که تنها ایمان عمیق قلبی می‌تواند اعتقاد به توانایی کنترل و پیش بینی رویدادهای زندگی را ایجاد کند، و افراد در سطوح متوسط دینداری نیز معمولاً ناتوانی­ها و درماندگی­هایی نشان خواهند داد، همچنین تنها ایمان قلبی عمیق می‌تواند به افراد در پیشگیری (تحمل و رهایی از) نشانگان جسمی کمک کند. این در حالی است که در مورد مؤلفه تعهد مربوط به سخت رویی و کاهش افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی سطح متوسط دینداری تمایز ایجاد می­کند. جالب این که بین سطح متوسط و بالای دینداری تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد، و این امر می­تواند بیانگر کفایت سطح دینداری متوسط برای کارآمدی افراد در این زمینه­ها باشد. در حالی­که براساس نتیجه این تحقیق و با جمع­بندی تحقیقات قبلی به نظر می­رسد که رابطه بین دینداری و اضطراب خطی است و هر میزان اعتقاد و باور دینی، به همان میزان در کاهش اضطراب مؤثر خواهد بود.

با توجه به نتایج این تحقیق که کارآمدی دینداری را در سخت­ رویی و سلامت روانی نشان داد، می‌توان گفت که ترغیب افراد به توجه به کارکردهای دین مؤثر باشد. لذا پیشنهاد می­شود جلساتی با حضور صاحبنظران اسلامی، مشاوران و روان­شناسان با هدف ارتقای سطح دینداری افراد و به کارگیری مفاهیم دینی در فرایند مشاوره و روان­درمانی برگزار شود. متخصصان بهداشت روانی و خانواده­ها باید متوجه تاثیر عامل دینداری در سلامت روان افراد باشند و با تشویق افراد به انجام امور دینی، گرایش و روحیه معنوی آن­ها را تقویت نمایند و از این طریق به سلامت روانی افراد کمک کنند. از آنجا که سخت رویی یک مؤلفه‌ مفید شخصیتی جهت مقابله با استرس و یکی از جنبه های مهم سلامت روانی تلقی شده و طبق شواهد موجود بخش عظیمی از این ویژگی اکتسابی است، با کمک پیشینه نظری می­توان در دوران کودکی و حتی در محیط کار در جهت پرورش این صفت اقداماتی انجام داد. با توجه به نقش مهم سخت‌رویی در تعدیل استرس، ایجاد دوره های آموزشی در جهت ارتقای سطح آن امری ضروری به نظر می‌رسد. بدیهی است ترغیب افراد به اتخاذ شیوه های مقابله ای صحیح در رویارویی با رویدادهای زندگی و توجه و تفکر درمورد معنای زندگی علاوه بر ارتقای سطح بهداشت روانی، می­تواند باعث ارتقای رضایت شغلی فرهنگیان و سایر کارکنان گردد.

این تحقیقات همانند همه تحقیقات محدودیت‌هایی دارد. در این تحقیق از ابزارهای خودگزارشی استفاده شد، که این امر می­تواند در وانمودسازی از سوی شرکت کنندگان نقش داشته باشد، البته این محدودیت در مورد متغیر دینداری جدی­تر خواهد بود؛ هر چند که با توضیح اهداف تحقیق به شرکت کنندگان، تلاش بر این بود که زمینه اعتماد هر چه بیشتر آن­ها فراهم شود. همچنین این تحقیق فقط در یک شهر انجام شده است لذا در تعمیم نتایج باید احتیاط لازم مد نظر قرار گیرد.

 

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

آرین، خدیجه (1378)،بررسی رابطه بین دینداری و روان درستی ایرانیان مقیم کانادا،رساله دکترای روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

آزموده، پیمان، شهیدی، شهریار و دانش، عصمت (1386)، رابطه بین جهت گیری مذهبی با سرسختی و شادکامی در دانشجویان،مجله روان­شناسی، سال11، شماره 1، ص 74-60.

آذربایجانی، مسعود (1385)، تهیه و ساخت آزمون جهت گیری مذهبی با تکیه بر اسلام، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

آقایانی­چاوشی، اکبر، طالبیان، داود، طرخورانی، حمید، صدقی، هـما، آزرمی، هـاله و آشتیانی، علی (1387)،بررسی رابطه نماز با جهت­گیری مذهبی و سلامت روان،تحقیقات علوم رفتاری، دوره 2، شماره 2، ص 156-149.

ابراهیمی، امرالله، مولوی، حسین، موسوی، غفور، برنامنش، علی­رضا و یعقوبی، محمد (1386)،ویژگی های روان سنجی، ساختار عاملی، نقطه برش بالینی، حساسیت و ویژگی پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ-28)در بیماران ایرانی مبتلا به اختلالات روان پزشکی،تحقیقات علوم رفتاری، دوره 5، شماره1، ص 5-12.

ابراهیمی­قوام، صغری (1374)، روان شناسی و تحول مذهبی در انسان، مجله تربیت، شماره 105، 39-34.

احدی، مروارید، کاربخش، مژگان، بنی­جمالی، شکوه السادات و حکیمی­راد، الهام (1387)،بررسی میزان سخت رویی در دستیاران تخصصی پزشکی، مطالعات روان شناختی،دوره 4، شماره 4، ص 112- 95.

استورا، اچ. بی. (1386)، تنیدگی یا استرس،ترجمه پریرخ دادستان، تهران، انتشارات رشد.

بهرامی­احسان، هادی (1381)، رابطه بین جهت گیری مذهبی، اضطراب و حرمت خود،مجله روانشناسی، سال 6، شماره3، ص 347-336.

بهرامی­احسان، هـادی و تاشک، آناهیتا (1383)،ابعاد رابطه میان جهت گیری مذهبی و سلامت روانی و ارزیابی مقیاس جهت­گیری مذهبی،مجله روانشناسی و علوم تربیتی، سال 34، شماره 2، ص63 -41.

بهشتی، احمد (1350)،انسان و مذهب،قم، چاپ حکمت.

بهنام­ مقدم، عزیز (1388)، مقایسه و پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس باورهای دینی، هوش هیجانی و راهبردهای مقابله­ای در جانبازان و معلولین جسمی شهر تبریز، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی عمومی، دانشگاه تبریز.

بیانی، علی­اصغر، گودرزی، حسنیه، بیانی، علی و کوچکی، عاشورمحمد (1387)، بررسی رابطه جهت­گیری مذهبی با اضطراب و افسردگی در دانشجویان،اصول بهداشت روانی، سال10، شماره3، ص 214-209.

تقوی، محمدرضا (1380)، بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، مجله روانشناسی، سال 5، شماره 4، ص 398-381.

جان ­بزرگی، مسعود (1386)،جهت گیری مذهبی و سلامت روان،پژوهش در پزشکی، دوره 31، شماره 4، ص 350-345.

حسن ­شاهی، محمدمهدی و دارایی، مریم (1384)،تأثیر راهبردهای مقابله با استرس بر سلامت روان دانشجویان: اثر تعدیل کننده سرسختی روان شناختی،دانش و پژوهش در روان شناسی، شماره26، ص 98-77.

حسینی، نرگس (1387)،پرسش­نامه­های پژوهشی در زمینه روان­شناسی، مشاوره، علوم تربیتی و جامعه شناسی،تهران، انتشارات سخن.

خلیلی ­جاوید­ هریس، فریبا (1387)،رابطه سر سختی روان شناختی و حمایت اجتماعی با احساس شاد کامی دانش آموزان مقطع متوسطه،پایان‌نامه کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه تبریز.

دیماتئو، ام. رابین (1378)، روان شناسی سلامت،ترجمه پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ج 2، تهران، سمت.

زهراکار، کیانوش (1383)،بررسی رابطه بین میزان دین‌داری و سلامت روانی ـ جسمانی دانش‌آموزان مقطع متوسطه شاهد استان تهران، طرح پژوهشی بنیاد شهید استان تهران.

سید رضی، ابوالحسن محمدبن الحسین الموسوی (1368)، نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، جعفر.، تهران، مولف.

شهنی ییلاق، منیجه، موحدی، احمدرضا و شکرکن، حسین (1383)، رابطه علی بین نگرش های مذهبی، خوش بینی، سلامت روانی و سلامت جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، مجله علوم تربیتی و روانشناسی، دوره 3، سال11، شماره­های 1و2، ص 34-19.

شریفی، خلیل، عریضی، حمیدرضا و نامدار، کورش (1384)، بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و سر سختی روان شناختی در دانش آموزان، مجله علمی – پژوهشی دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، شماره 10، ص 94-85.

طباطبایی، سیدمحمدحسین (1382)، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، جلد 3، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

عقیلی نژاد، ماشاءاله، محمدی، صابر، افکاری، محمداسحق و عباس زاده، رضا (1386)، بررسی رابطه استرس شغلی با سلامت روانی، تیپ شخصیتی و رویدادهای استرس زای زندگی در ماموران راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، مجله علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، دوره 31، شماره 4، ص360-355.

عمید، علی­اکبر (1380)، بررسی مسائل اجتماعی دانش­آموزان دبیرستانی استان گلستان،طرح پژوهشی پژوهشکده تعلیم و تربیت استان گلستان.

گلزاری، محمد (1379)، ساخت مقیاس سنجش و ویژگیهای افراد مذهبی و رابطه این خصوصیات با بهداشت روانی آنها، رساله دکترای روان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

قربانی، نیما (1377)،روانشناسی دین یک روی آورد علمی چند تباری،مجله قبسات، سال 3، شماره 2و3، ص 45-23.

قمری، محمد (1386)، مقایسه سخت‌رویی و رضایت شغلی و رابطه این متغیرها در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و دبیران آموزش ‌و پرورش ابهر،تازه­ها و پژوهش­های مشاوره، جلد 6، شماره 21، ص142-127.

محمدزاده، لیلا، صادقی­موحد، فریبا و احدی، عزیز (1384)،بررسی تاثیر ایمان بر شخصیت دانشجویان علوم پزشکی اردبیل،مجله طب و تزکیه، سال 14، شماره 2، ص 34-30.

مختاری، عباس، اللهیاری، عباسعلی و رسول ­زاده­ طباطبایی، کاظم (1380)، بررسی جایگاه دین در ساختار فکری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

ناصری،حسین (1381)، بررسی رابطه خود اثربخشی با سلامت روانی در دانش­آموزان موفق و ناموفق مراکز متوسطه شبانه روزی پسرانه در سالتحصیلی81-80، پایان‌نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه تبریز.

ناظمیان، رضا (1369)، انسان و دین، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

نجفی، محمود؛ احدی، حسن ودلاور، علی (1385)، بررسی رابطه کارایی خانواده و دینداری با بحران هویت،دانشور رفتار، سال 13، شماره 16، ص 26-17.

نوابخش، مهرداد و پوریوسفی، حمید (1385)، نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان،پژوهش‌های دینی، شماره 14، ص94-71.

نوری، ربابه (1388)، بهداشت روانی، تهران، شرکت چاپ کتاب درسی نهج البلاغه.

نوغانی، فاطمه، محتشمی، جمیله، واثق­رحیم پرور، فاطمه و بابایی، غلام­رضا، (1383)، تأثیر آموزش فرهنگ دینداری بر افسردگی،فصلنامه حیات، سال 10، شماره 23، ص 56- 49.

نیکوی، مریم و سیف، سوسن (1384)، بررسی رابطه دینداری با رضایت‌مندی زناشویی،تازه ها و پژوهش‌های مشاوره، جلد2، شماره 12، ص 79-61.

Atri‚ A.‚ sharma‚ M. & Cottrel‚ R. (2007). Role of social support ‚hardiness‚ and acculturation and predictors of mental health among international students of Asian Indian origin. University of cincinnati‚ ohio.

Bergin, A.E. (1983). Religiosity and mental health: A critical reevaluation and Meta–analysis. Journal of Research and Practice, 14: 110-184.

Donahue, N.J. (1985). Intrinsic and extrinsic religiousness: Review and meta-analysis. Journal of Psychology and Social Psychology, 48: 400-419.

Greenhave‚ J. H.)1975). Mental health performance. Journal of psychology‚ 59: 722-723.

Hattler‚ T.R. & Cohen‚ L.H. (1998). Intrinsic religiousness as a stress-moderator for adult protestant churcho goers. Journal of community psychology‚ 26: 597-609.

Kobasa, S.C. (1979). Stressful life events, personality and health, Journal of personality and social psychology, 37: 1-11.

McCalister, K.T. Dolbier, C.L., Webster, J.A. Mallon, M.W. & Steinhardt M.A. (2006). Hardiness and support at work as predictors of work stress. Journal of Health Promotion, 20(3): 183-191.

Maddi، S.R., Khoshaba, D. M., prsico, M., LU, M., Harrey, R., Felicia, B. (2002). The personality construct of hardiness, relationship with comprehensive tests of personality and psychopathology. Journal of Research in Personality, 36: 72- 85.

Mathews‚ D.A. (1997). Religion and sprituality in primary care. Mind⁄Body, medicine‚ 2: 9-19.

Navara, G.S. James, S. (1998). Acculturative stress of missionaries: Does religious orientation affect religious coping and adjustment? International journal of intercultural Relations, 29(1): 39-58.

Russel D.W.‚ Altmaier‚ E. & Vanvelzen‚ D. (1987). Job related stress‚ Social support and burnout among classroom teachers. Journal of Applied Psychology‚72: 206-274.

Sanua, V.D. (1969). Religion، mental health and personality. A review of empirical studies. American Journal of psychiatry, 125(2): 1203-1213.

Stark, R. (1971). Psychopathology and religious commitment. Journal of Review of Religious Research, 12: 165-176.

Steward، R.J. Joe، H. (1998). Does spirituality influence academic achievement and psychological adjustment of African-American urban adolescence? EDRS ME/Plus Postage.



1. دانشیار دانشگاه تبریز.

2. استادیار دانشگاه تبریز.

3. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد روان شناسی، تبریز، ایران.

[4]. Russel

[5]. Alitmaier

[6]. Vanvelzen

[7]. Greenhave

[8]. Seliye

[9]. Control

[10]. Commitment

[11]. Challenge

[12]. Religiosity

1. Harrison

[14]. Maccalister

3. Sanua

4. Stark

5. Bergin

[18]. General Health Questionnaire

1. D.E.divas

[20]. Joshwalot

قرآن کریم

نهج البلاغه

آرین، خدیجه (1378)،بررسی رابطه بین دینداری و روان درستی ایرانیان مقیم کانادا،رساله دکترای روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

آزموده، پیمان، شهیدی، شهریار و دانش، عصمت (1386)، رابطه بین جهت گیری مذهبی با سرسختی و شادکامی در دانشجویان،مجله روان­شناسی، سال11، شماره 1، ص 74-60.

آذربایجانی، مسعود (1385)، تهیه و ساخت آزمون جهت گیری مذهبی با تکیه بر اسلام، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

آقایانی­چاوشی، اکبر، طالبیان، داود، طرخورانی، حمید، صدقی، هـما، آزرمی، هـاله و آشتیانی، علی (1387)،بررسی رابطه نماز با جهت­گیری مذهبی و سلامت روان،تحقیقات علوم رفتاری، دوره 2، شماره 2، ص 156-149.

ابراهیمی، امرالله، مولوی، حسین، موسوی، غفور، برنامنش، علی­رضا و یعقوبی، محمد (1386)،ویژگی های روان سنجی، ساختار عاملی، نقطه برش بالینی، حساسیت و ویژگی پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ-28)در بیماران ایرانی مبتلا به اختلالات روان پزشکی،تحقیقات علوم رفتاری، دوره 5، شماره1، ص 5-12.

ابراهیمی­قوام، صغری (1374)، روان شناسی و تحول مذهبی در انسان، مجله تربیت، شماره 105، 39-34.

احدی، مروارید، کاربخش، مژگان، بنی­جمالی، شکوه السادات و حکیمی­راد، الهام (1387)،بررسی میزان سخت رویی در دستیاران تخصصی پزشکی، مطالعات روان شناختی،دوره 4، شماره 4، ص 112- 95.

استورا، اچ. بی. (1386)، تنیدگی یا استرس،ترجمه پریرخ دادستان، تهران، انتشارات رشد.

بهرامی­احسان، هادی (1381)، رابطه بین جهت گیری مذهبی، اضطراب و حرمت خود،مجله روانشناسی، سال 6، شماره3، ص 347-336.

بهرامی­احسان، هـادی و تاشک، آناهیتا (1383)،ابعاد رابطه میان جهت گیری مذهبی و سلامت روانی و ارزیابی مقیاس جهت­گیری مذهبی،مجله روانشناسی و علوم تربیتی، سال 34، شماره 2، ص63 -41.

بهشتی، احمد (1350)،انسان و مذهب،قم، چاپ حکمت.

بهنام­ مقدم، عزیز (1388)، مقایسه و پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس باورهای دینی، هوش هیجانی و راهبردهای مقابله­ای در جانبازان و معلولین جسمی شهر تبریز، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی عمومی، دانشگاه تبریز.

بیانی، علی­اصغر، گودرزی، حسنیه، بیانی، علی و کوچکی، عاشورمحمد (1387)، بررسی رابطه جهت­گیری مذهبی با اضطراب و افسردگی در دانشجویان،اصول بهداشت روانی، سال10، شماره3، ص 214-209.

تقوی، محمدرضا (1380)، بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، مجله روانشناسی، سال 5، شماره 4، ص 398-381.

جان ­بزرگی، مسعود (1386)،جهت گیری مذهبی و سلامت روان،پژوهش در پزشکی، دوره 31، شماره 4، ص 350-345.

حسن ­شاهی، محمدمهدی و دارایی، مریم (1384)،تأثیر راهبردهای مقابله با استرس بر سلامت روان دانشجویان: اثر تعدیل کننده سرسختی روان شناختی،دانش و پژوهش در روان شناسی، شماره26، ص 98-77.

حسینی، نرگس (1387)،پرسش­نامه­های پژوهشی در زمینه روان­شناسی، مشاوره، علوم تربیتی و جامعه شناسی،تهران، انتشارات سخن.

خلیلی ­جاوید­ هریس، فریبا (1387)،رابطه سر سختی روان شناختی و حمایت اجتماعی با احساس شاد کامی دانش آموزان مقطع متوسطه،پایان‌نامه کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه تبریز.

دیماتئو، ام. رابین (1378)، روان شناسی سلامت،ترجمه پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ج 2، تهران، سمت.

زهراکار، کیانوش (1383)،بررسی رابطه بین میزان دین‌داری و سلامت روانی ـ جسمانی دانش‌آموزان مقطع متوسطه شاهد استان تهران، طرح پژوهشی بنیاد شهید استان تهران.

سید رضی، ابوالحسن محمدبن الحسین الموسوی (1368)، نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، جعفر.، تهران، مولف.

شهنی ییلاق، منیجه، موحدی، احمدرضا و شکرکن، حسین (1383)، رابطه علی بین نگرش های مذهبی، خوش بینی، سلامت روانی و سلامت جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، مجله علوم تربیتی و روانشناسی، دوره 3، سال11، شماره­های 1و2، ص 34-19.

شریفی، خلیل، عریضی، حمیدرضا و نامدار، کورش (1384)، بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و سر سختی روان شناختی در دانش آموزان، مجله علمی – پژوهشی دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، شماره 10، ص 94-85.

طباطبایی، سیدمحمدحسین (1382)، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، جلد 3، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

عقیلی نژاد، ماشاءاله، محمدی، صابر، افکاری، محمداسحق و عباس زاده، رضا (1386)، بررسی رابطه استرس شغلی با سلامت روانی، تیپ شخصیتی و رویدادهای استرس زای زندگی در ماموران راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، مجله علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، دوره 31، شماره 4، ص360-355.

عمید، علی­اکبر (1380)، بررسی مسائل اجتماعی دانش­آموزان دبیرستانی استان گلستان،طرح پژوهشی پژوهشکده تعلیم و تربیت استان گلستان.

گلزاری، محمد (1379)، ساخت مقیاس سنجش و ویژگیهای افراد مذهبی و رابطه این خصوصیات با بهداشت روانی آنها، رساله دکترای روان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.

قربانی، نیما (1377)،روانشناسی دین یک روی آورد علمی چند تباری،مجله قبسات، سال 3، شماره 2و3، ص 45-23.

قمری، محمد (1386)، مقایسه سخت‌رویی و رضایت شغلی و رابطه این متغیرها در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و دبیران آموزش ‌و پرورش ابهر،تازه­ها و پژوهش­های مشاوره، جلد 6، شماره 21، ص142-127.

محمدزاده، لیلا، صادقی­موحد، فریبا و احدی، عزیز (1384)،بررسی تاثیر ایمان بر شخصیت دانشجویان علوم پزشکی اردبیل،مجله طب و تزکیه، سال 14، شماره 2، ص 34-30.

مختاری، عباس، اللهیاری، عباسعلی و رسول ­زاده­ طباطبایی، کاظم (1380)، بررسی جایگاه دین در ساختار فکری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز.

ناصری،حسین (1381)، بررسی رابطه خود اثربخشی با سلامت روانی در دانش­آموزان موفق و ناموفق مراکز متوسطه شبانه روزی پسرانه در سالتحصیلی81-80، پایان‌نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه تبریز.

ناظمیان، رضا (1369)، انسان و دین، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

نجفی، محمود؛ احدی، حسن ودلاور، علی (1385)، بررسی رابطه کارایی خانواده و دینداری با بحران هویت،دانشور رفتار، سال 13، شماره 16، ص 26-17.

نوابخش، مهرداد و پوریوسفی، حمید (1385)، نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان،پژوهش‌های دینی، شماره 14، ص94-71.

نوری، ربابه (1388)، بهداشت روانی، تهران، شرکت چاپ کتاب درسی نهج البلاغه.

نوغانی، فاطمه، محتشمی، جمیله، واثق­رحیم پرور، فاطمه و بابایی، غلام­رضا، (1383)، تأثیر آموزش فرهنگ دینداری بر افسردگی،فصلنامه حیات، سال 10، شماره 23، ص 56- 49.

نیکوی، مریم و سیف، سوسن (1384)، بررسی رابطه دینداری با رضایت‌مندی زناشویی،تازه ها و پژوهش‌های مشاوره، جلد2، شماره 12، ص 79-61.

Atri‚ A.‚ sharma‚ M. & Cottrel‚ R. (2007). Role of social support ‚hardiness‚ and acculturation and predictors of mental health among international students of Asian Indian origin. University of cincinnati‚ ohio.

Bergin, A.E. (1983). Religiosity and mental health: A critical reevaluation and Meta–analysis. Journal of Research and Practice, 14: 110-184.

Donahue, N.J. (1985). Intrinsic and extrinsic religiousness: Review and meta-analysis. Journal of Psychology and Social Psychology, 48: 400-419.

Greenhave‚ J. H.)1975). Mental health performance. Journal of psychology‚ 59: 722-723.

Hattler‚ T.R. & Cohen‚ L.H. (1998). Intrinsic religiousness as a stress-moderator for adult protestant churcho goers. Journal of community psychology‚ 26: 597-609.

Kobasa, S.C. (1979). Stressful life events, personality and health, Journal of personality and social psychology, 37: 1-11.

McCalister, K.T. Dolbier, C.L., Webster, J.A. Mallon, M.W. & Steinhardt M.A. (2006). Hardiness and support at work as predictors of work stress. Journal of Health Promotion, 20(3): 183-191.

Maddi، S.R., Khoshaba, D. M., prsico, M., LU, M., Harrey, R., Felicia, B. (2002). The personality construct of hardiness, relationship with comprehensive tests of personality and psychopathology. Journal of Research in Personality, 36: 72- 85.

Mathews‚ D.A. (1997). Religion and sprituality in primary care. Mind⁄Body, medicine‚ 2: 9-19.

Navara, G.S. James, S. (1998). Acculturative stress of missionaries: Does religious orientation affect religious coping and adjustment? International journal of intercultural Relations, 29(1): 39-58.

Russel D.W.‚ Altmaier‚ E. & Vanvelzen‚ D. (1987). Job related stress‚ Social support and burnout among classroom teachers. Journal of Applied Psychology‚72: 206-274.

Sanua, V.D. (1969). Religion، mental health and personality. A review of empirical studies. American Journal of psychiatry, 125(2): 1203-1213.

Stark, R. (1971). Psychopathology and religious commitment. Journal of Review of Religious Research, 12: 165-176.

Steward، R.J. Joe، H. (1998). Does spirituality influence academic achievement and psychological adjustment of African-American urban adolescence? EDRS ME/Plus Postage.