رابطه ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای و هوش هیجانی با سلامت روانی در دانشجویان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه محقق اردبیلی

2 استاد یار دانشگاه محقق اردبیلی.

3 دانشجوی دکتری روان شناسی و هیات علمی دانشگاه پیام نور، گروه روان شناسی.

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای و هوش هیجانی با سلامت روانی بود. برای این منظور نمونه‌ای به تعداد 465 آزمودنی از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مازندران انتخاب شدند. از ابزارهای پرسشنامه ذهن آْگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، هوش هیجانی و مقیاس سلامت عمومی شبرای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی با سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار رابطه مثبت و معنی دار (01/0P<) و باسبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار (01/0P<) رابطه منفی و معنی‌داری دارد. سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه منفی وسبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه مثبت دارد (01/0P<). ذهن آگاهی با سلامت روانی (نشانه‌های نظیر نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) و هوش هیجانی رابطه ندارد، و نیز بین هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه معناداری یافت نشد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 7 درصد از واریانس سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و 5 درصد از واریانس سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار از طریق ذهن آگاهی تبیین می‌شود. همچنین 10 در صد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و 18 درصد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار تبیین می‌شود. این نتایج نشان می‌دهد که سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار پیش‌‎بینی کننده بهتری برای سلامت روانی از جهت نشانه‌های منفی آن می باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship of mindfulness coping styles and emotional intelligence with mental health among the students in Payame- Noor University in Mazandaran

نویسندگان [English]

  • Mohammad Narimani 1
  • Adel Zahed 2
  • Reza Golpour 3
چکیده [English]

 The aim of the personal study was to determine the relationship between mindfulness, coping style and emotional intelligence with mental health. The statistical population was 46000 students. Using Morgan table the sample size was 465 people. To gather the data mindfulness questionnaire, coping styles, emotional intelligence and mental health scales ere used. The results showed that there was significant positive difference between mindfulness with problem oriented coping styles, and there was significant negative difference between mindfulness with emotion oriented coping styles. There was a negative relation between problem oriented coping styles and mental health, but a positive relation was found between emotion oriented coping styles and mental health. The multiple regression results showed that mindfulness explained 7% of problem oriented coping styles, and 5% of emotion oriented coping styles and 10% of mental health component was explained by problem oriented coping and 18% of mental health was explained by emotion oriented coping styles.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • coping styles
  • Emotional intelligence
  • mental health
  • mindfulness

 

 

 

 

 

رابطه ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای و هوش هیجانی با سلامت روانی در دانشجویان

 

دکتر محمد نریمانی[1]

دکتر عادل زاهد[2]

 

تاریخ دریافت مقاله: 29/10/1390

تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 08/07/1391

 

رضا گل‌پور[3]

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای و هوش هیجانی با سلامت روانی بود. برای این منظور نمونه‌ای به تعداد 465 آزمودنی از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مازندران انتخاب شدند. از ابزارهای پرسشنامه ذهن آْگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، هوش هیجانی و مقیاس سلامت عمومی شبرای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی با سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار رابطه مثبت و معنی دار (01/0P<) و باسبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار (01/0P<) رابطه منفی و معنی‌داری دارد. سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه منفی وسبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه مثبت دارد (01/0P<). ذهن آگاهی با سلامت روانی (نشانه‌های نظیر نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) و هوش هیجانی رابطه ندارد، و نیز بین هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه معناداری یافت نشد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 7 درصد از واریانس سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و 5 درصد از واریانس سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار از طریق ذهن آگاهی تبیین می‌شود. همچنین 10 در صد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و 18 درصد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار تبیین می‌شود. این نتایج نشان می‌دهد که سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار پیش‌‎بینی کننده بهتری برای سلامت روانی از جهت نشانه‌های منفی آن می باشد.

 

واژگان کلیدی: ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، سلامت روانی و هوش هیجانی.


مقدمه

سلامت روانی در یک تعامل دو طرفه از سویی از نتایج انتخاب و استفاده از راهبردهای مقابله‌ای مؤثر و متناسب با تغییر و تنش محسوب می‌شود و از سوی دیگر خود زمینه ساز فضای روانی سالمی است که در پرتو آن شناخت صحیح و ارزیابی درست موقعیت تنش زا جهت انتخاب راهکارهای مقابله‌ای مؤثر، میسر می‌شود (غضنفری و قدم پور، 1387).

یکی از متغیرهایی که می‌تواند در این امر مثمر ثمر باشد و اخیرا اندیشمندان به بررسی آن پرداختند، ذهن آگاهی[4] است. لانجر[5] واژه ذهن آگاهی را برای توصیف یک رویکرد تحقیق علمی به کار برد. به نظر لانجر، ذهن آگاهی یک فرایند شناختی خلاق و سازنده است و زمانی که یک فرد سه ویژگی کلیدی را به کار می گیرد، آشکار می‌شود. آن سه ویژگی عبارتند از: 1. خلق یک طبقه بندی جدید 2. پذیرا بودن اطلاعات جدید و 3. آگاهی از دید و زوایای دید ژرف‌تر و بیشتر (ساین، لانسیون، وینستون، کورت و واهلر[6]، 2005). ذهن آگاهی از طریق آگاهی و هشیاری لحظه به لحظه، مداوم و غیر ارزیابانه نسبت به فرایندهای روانی مشخص می‌شود و شامل آگاهی مداوم از احساسات فیزیکی، ادراکات، عواطف، افکار و تصورات است. ذهن آگاهی از افکار جداناپذیر است (ولز[7]، 2002).

پژوهش‌های مختلفی نشان می دهند که ذهن آگاهی با سلامت روانی همبسته است و با وجود این متغیر نشانه‌های روان نژندی کاهش می‌یابد (برای مثال: بیر اسمیت و آلن[8]، 2004؛ جنیس، باون و مارلات[9]، 2005؛ میلر[10] و همکاران به نقل از وارپلانکن؛ فرایبرگ، وانگ، ترافیمو و وولف[11]، 2007؛ کینگ استون، چادویک، مرون و اسکینر[12]، 2007؛ کارمودی، رید، کریستلر و مرتیام[13]، 2008) هاول، دیجدان، بارو و شپتیکی[14](2008) ذهن آگاهی را در ارتباط با سلامت روانی و کیفیت خواب در نمونه‌ای به تعداد 305 فارغ التحصیل دانشگاهی مورد بررسی قرار دادند. یافته‌ها بیانگر آن بود که ذهن آگاهی پیش‌‎بینی کننده مستقیم و مثبت سلامت روانی است و به طور غیر مستقیم (از طریق میانجی سلامت روانی) خواب را نیز مورد پیش‌‎بینی قرار می‌دهد. در بررسی چندگانه تأثیر ذهن آگاهی بر استرس، سبک مقابله‌ای و سلامت هیجانی نیز نتایج پژوهش ونستین، براون و رایان[15](2009) نشان دادند، افراد با ذهن آگاهی بالا بیشتر به ارزیابی استرس پرداخته، کمتر از راهبردهای مقابله‌ای اجتنابی استفاده کرده و مقابله مسئله مدار را گزارش می‌کردند. همچنین پاسخ‌های سازگارانه استرس و راهبردهای مقابله به میزان زیادی با توجه به ارتباط میان ذهن آگاهی و سلامت روانی تعدیل شدند. میت ماسگروبر، بک، هافر و اسچابلر[16] (2009) نیز در بررسی ذهن آگاهی و فراهیجان در تنظیم هیجانی بیان کردند، نشانه‌های روان شناختی سلامت روانی به میزان زیادی توسط ذهن آگاهی و فراهیجان پیش‌‎بینی می‌شود و مؤلفه های فوق در تنظیم هیجانات نیز نقش عمده‌ای دارند.

همچنین سبک‌های مقابله‌ای به عنوان کوشش‌هایی برای بالا بردن تناسب بین شخص و محیط و یا به عنوان تلاش‌هایی برای اداره رویدادهایی که استرس‌زا درک می‌شوند، تعریف شده است. دو روش عمده مقابله با استرس شناسایی شده است: مقابله متمرکز بر مسئله و مقابله‌های متمرکز بر هیجان (لازاروس و فالکمن[17]به نقل از ابوالقاسمی و نریمانی، 1384). در روش مقابله متمرکز بر مسئله، فعالیت‌های مستقیم مبتنی بر محیط است و خود جهت رفع یا تغییر شرایط ارزیابی شده به عنوان تهدید در بر می‌گیرد. اما در مقابله‌های متمرکز بر هیجان، فعالیت ها یا افکاری را که برای کنترل احساسات نامطلوب ناشی از شرایط استرس‌زا استفاده می‌شود، شامل می‌شود. نتایج مطالعات نشان می‌دهد، سبک‌های مقابله‌ای با سلامت روانی مرتبط است. بلینگر و موس[18] (1984) دریافتند که مقابله متمرکز بر حل مسئله و کنترل هیجانی با ناهنجاری‌های شدید،کمتر مرتبط است. به طور مشابه آلدوین و رونسون [19]، (1987) دریافتند که فعالیت متمرکز بر مسأله یک عامل حفاظت کننده در مقابل استرس است (کولینز و مووبرا [20]، به نقل از خسروی و آقاجانی، 1381). ویتالیانو[21] (1990) نیز دریافت که مقابله متمرکز بر مشکل با خلق افسرده، ارتباط منفی دارد. البته این ارتباط منفی زمانی است که استرس دریافت شده، قابل تغییر ادراک شود اما زمانیکه استرسور غیر قابل تغییر ادراک شده باشد، ارتباطی وجود ندارد (به نقل از از خسروی و آقاجانی، 1381). دان، ساده و کنین[22](2004) به بررسی تأثیر استرس بر خواب و نقش کاهش دهنده سبک‌های مقابله‌ای پرداختند. نتایج نشان داد دوره استرس بالا و کاهش زمان خواب به طور معناداری نمره بالایی از مقابله متمرکز بر هیجان را پیش‌بینی می‌کند. در ایران نیز پژوهش‌ها نشان از رابطه بین سبک‌های مقابله‌ای و سلامت روانی دارد (برای مثال، خسروی و آقاجانی، 1381؛ محمودی، شریعتی و بهنام پور و همکاران، 1381؛ شریفی‌نیا، 1383؛ فرنیا، خواجه موگهی، شانه ساز و پاک سرشت، 1385؛ بهروزیان و نعمت‌پور، 1384). اما نتایج پژوهش‌های بوهنن[23] به نقل از اخوت، کاویانی و شفیع آبادی؛ اخوت و همکاران (1383) و ثمری، لعلی فاز، عسگری و عباسی (1385) بیان می‌کند که بین این دو مؤلفه رابطه معنی‌داری وجود ندارد. بنابراین به طور کلی اغلب گزارش شده است که مقابله متمرکز بر مشکل مؤثرتر و سازگارانه‌تر از مقابله متمرکز بر هیجان است. به این دلیل که این نوع مقابله موقعیت استرس‌آور را تغییر می‌دهد. استفاده از راهبردهای مقابله‌ای متمرکز بر هیجان احتمال افسردگی و ضعف جسمانی را افزایش می‌دهد در حالیکه راهبردهای متمرکز بر مشکل عامل حفاظت کننده در مقابل افسردگی و ضعف سلامت جسمانی است.

همچنین یکی از پدیده‌هایی که در چند دهه‌های اخیر مورد استقبال زیادی قرار داشته است، هوش هیجانی[24] است، که دلیل این امر توانایی فرضی هوش هیجانی بالاتر در حل مسائل به کاستن از میزان تعارضات بین آنچه که انسان احساس می کند با آنچه فکر می‌کند است، یا همان تقابل قدیمی «عقل» و «دل» و مشاهده زندگی شاد و موفقیت آمیز کسانی که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی بالا به این خوشبختی دست یافته اند، گواه این مسأله است. پژوهش‌های متعددی نشان داده که هوش هیجانی می تواند سبب افزایش میزان سلامتی، رفاه، ثروت، موفقیت و عشق و شادی شود (تیرگر، 1383). جین و سینها[25](2005)در پژوهش خود نشان دادند که هوش هیجانی با سلامت عمومی رابطه مثبت و معنی‌داری دارد و از پیش‌‎بینی کننده‌های مناسب آن می باشد (بنی هاشمیان، صیف و موذن، 1388). زارعان، اسداله‌پور و بخشی‌پور رودسری (1386) در بررسی رابطه هوش هیجانی و سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار با سلامت عمومی دریافتند که هوش هیجانی و سبک‌های مقابله‌ای حل مسأله با سلامت عمومی رابطه معنی‌داری دارند. خسروی کبیر، موسوی و آقایوسفی (1388) در پژوهش خود نشان دادند که بین هوش هیجانی و سلامت روانی افراد معتاد و عادی رابطه معنی‌داری وجود دارد. همچنین بنی هاشمیان، صیف و موذن (1388) رابطه بدبینی با سلامت عمومی و هوش هیجانی را در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و سلامت عمومی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج پژوهش‌های دیگر نیز نقش هوش هیجانی را در تعدیل استرس و بهبود سلامت روانی که به کنترل افراد در موقعیت‌های مختلف و در مقابله با استرسورها می انجامد، نشان می دهد (سیاروجی، چان و بجکار[26]،؛ مارنی[27]؛ هولاهان و موس[28] به نقل از اسمعیلی و همکاران، 1386).

به طور کلی نتایج مطالعات مختلف نشان می‌دهد، افراد با ذهن آگاهی بالا، سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و هوش هیجانی بالا از سلامت روانی مطلوب‌تری برخوردار بوده و نشانه‌های روان شناختی و جسمانی کمتری در ارتباط با سلامت روانی و مؤلفه‌های آن (از جهت آسیب شناختی) دارا می‌باشند. با توجه به مطالعات صورت پذیرفته و نکات ذکر شده، در پژوهش حاضر فرضیه‌های ذیل تدوین شدند:

- بین ذهن آگاهی و سلامت روانی در دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.

- بین سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و سلامت روانی در دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.

- بین هوش هیجانی و سلامت روانی در دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.

- مؤلفه‌های ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای و هوش هیجانی پیش‌‎بینی کننده سلامت روانی می‌باشند.

روش

روش پژوش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان پسر و دختر داشگاه پیام نور استان مازندران در سال تحصیلی 90-89 را تشکیل می‌دهند. تعداد دانشجویان در جامعه آماری پژوهش 46000 دانشجو می‌باشد. نمونه آماری پژوهش شامل 465 نفر از دانشجویان پسر و دختر دانشگاه پیام نور استان مازندران می باشد که به شیوه تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای و بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. بدین صورت که از میان 16مرکز و واحد دانشگاه پیام نور استان مازندران ابتدا تعداد 5 مرکز یا واحد به تصادف انتخاب و سپس نمونه نهایی از دانشجویان این مراکز و واحدها که براساس کلاس‌های درسی دسته بندی شدند، انتخاب گردید.

ابزار

پرسشنامه مهارت‌های ذهن آگاهی کنتاکی[29]: پرسشنامه مهارت‌های ذهن آگاهی کنتاکی توسط بیر، اسمیت و آلن (2004) تدوین شده است. دارای 39 ماده است و برای اندازه‌گیری چهار مؤلفه ذهن آگاهی طراحی شده است که عبارتند از: مشاهده گری، توصیف بدون برچسب، عملکرد همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت. سئوالات پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج نقطه‌ای لیکرت (هیچ وقت، بندرت تا همیشه یا) درجه بندی شده است. KIMS تا حدود زیادی بر اساس مفهوم بندی رفتار درمانی دیالکتیکی از مهارت‌های ذهن آگاهی ساخته شده است و تمایل افراد به هشیار بودن در طی روز و انجام کارهایی که نیاز به تجربه مراقبه ندارد را بررسی می‌کند. همسانی درونی (ضریب آلفای) آن بین 76/0 تا 91/0 برای چهار مقیاس فرعی توسط بیر و همکاران (2004) گزارش شده است. تحلیل عاملی مقدماتی و قطعی از ساختار چهار عامل حمایت نموده و با بسیاری از متغیرهای دیگر مرتبط بوده است. بررسی‌ها نشان داد که نمرات این مقیاس همبستگی پایین با نمرات حاصل از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی داشته است (بیر، زیر چاپ) در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ این پرسشنامه 76/0 بدست آمد.

پرسشنامه شیوه‌های مقابله: پرسشنامه مقابله با استرس توسط بیلینگز و موس در سال 1981 به منظور شیوه‌های مقابله با استرس طراحی و تدوین شده است. این مقیاس 19 آیتم دارد و سه راهبرد مقابله شناختی، رفتاری و اجتنابی را می‌سنجد. همچنین این مقیاس دو مقابله هیجان‌مدار و مسأله مدار را اندازه‌گیری می‌کند. هر آزمودنی به این مقیاس با انتخاب یکی از گزینه‌ها (هیچوقت، گاهی اوقات، اغلب اوقات و همیشه که به ترتیب از صفر تا سه نمره گذاری می‌شود پاسخ می‌دهد. دامنه نمره آزمودنی بین صفر و 57 متغیر خواهد بود. در پژوهش پور شهباز (1374) ضریب بازآزمایی کل پرسشنامه73/0=r، مقابله رفتاری77/0=r، مقابله شناختی83/0 =r و مقابله اجتنابی60/0 =r بدست آمده است. دهقانی (1372) ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه را بالای 90/0 بدست آورده است.

پرسشنامه هوش هیجانی سپهریان: توسط سپهریان(1386) با 36 سؤال تهیه گردیده سعی شده سؤالات براساس فرهنگ بومی ایرانی نوشته شوند، مقیاس نمره‌گذاری سؤالات از صفر تا 10 انتخاب شود زیرا همانگونه که باید برای بیان احساسات لغات مختلف به کار برده شود، شدت و ضعف احساسات نیز طیفی را در بر می‌گیرد که باید آزمودنی آن را بشناسد و جواب دهد(دلاور، اکبر زاده، سپهریان (1387). همبستگی آزمون طراحی شده با آزمون بار –آن 90 سؤالی قابل قبول (75/0) بوده است.

مقیاس سلامت عمومی: از جمله ابزارهای مورد استفاده در بررسی سلامت روان افراد جامعه و مطالعات اپیدمیولوژی اختلالات روانی، پرسشنامه سلامت عمومی می باشد که توسط گلدبرگ در سال 1972 ابداع شده و هدف از طراحی آن کشف و شناسایی اختلالات روانی در افراد جامعه، مراکز درمانی و موقعیت‌های مختلف بوده است. در این پژوهش از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی (1981و 28–GHQ) که سؤالات آن در بر گیرنده 4 خرده مقیاس می باشد که هر یک از آنها دارای 7 سؤال هستند استفاده شد. ضریب پایایی این پرسشنامه در تحقیق کلانتر و احمدی (1357) در هر یک از خرده مقیاس‌ها با روش‌های آلفای کرونباخ و تنصیف به ترتیب عبارتند از 92/0، 88/0و91/0، 83/0و 75/0، 69/0 و88/0 و89/0(001/0>P). همچنین اعتبار این پرسشنامه 67/0 الی 76/0 و پایایی تنصیف 83/0 و پایایی بازآزمایی 85/0 گزارش شده است.

 

یافته‌های پژوهش

همان گونه قبلاً بیان شد، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، هوش هیجانی و سلامت روانی می باشد که نتایج داده‌های بدست آمده در ادامه ارائه شده است.

 

جدول شماره1. میانگین و انحراف معیار ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، سلامت روانی و هوش هیجانی در دانشجویان

متغیر

دختر

پسر

کل

N

X

SD

N

X

SD

N

X

SD

ذهن آگاهی

مشاهده

309

54/28

09/6

156

26/26

08/6

436

98/27

1/6

توصیف

309

75/17

3/4

156

98/18

31/4

436

81/18

1/4

عملکرد همراه با آگاهی

309

46/19

99/3

156

43/19

57/3

436

46/19

84/3

پذیرش بدون قضاوت

309

22/19

7/4

156

91/18

69/4

436

14/19

7/4

کل

309

96/85

43/13

156

84

95/12

436

39/85

45/13

سبک‌های مقابله‌ای

مسأله مدار

309

01/20

22/5

156

41/20

89/5

465

13/20

21/5

هیجان‌مدار

309

82/10

16/3

156

44/10

49/3

465

73/10

29/3

سلامت روانی

جسمانی

309

26/8

58/4

156

02/7

05/4

465

99/7

46/4

اضطراب

309

97/9

16/5

156

7/9

25/5

465

03/10

21/5

عملکرد اجتماعی

309

8/9

71/2

156

66/9

95/2

465

8/9

76/2

افسردگی

309

27/6

88/5

156

27/6

06/6

465

41/6

93/5

کل

309

25/34

15/14

156

75/32

83/12

465

23/34

11/14

هوش هیجانی

 

309

72/212

87/25

156

54/220

99/88

465

86/215

18/48

جدول شماره1 میانگین و انحراف معیار ذهن آگاهی سبک‌های مقابله‌ای، سلامت روانی و مؤلفه های آن و هوش هیجانی را در دانشجویان نشان می‌دهد. نتایج نشان میدهد که میانگین و انحراف معیار ذهن آگاهی در دانشجویان دختر و پسر و کل دانشجویان به ترتیب،(96/85،43/13)، (84،95/12) و (39/85،45/13) می باشد.

همچنین نتایج بیان می کند که میانگین و انحراف معیار دانشجویان در مؤلفه های سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار در دانشجویان دختر و پسر و کل دانشجویان به ترتیب، (01/0،20/5)، (41/20،89/5) و (13/20،21/5) و هیجان‌مداربه ترتیب (82/10،16/3)، (44/10،49/3) و (73/10،29/3) می باشد.

جدول فوق نشان میدهد که میانگین و انحراف معیار سلامت روانی در دانشجویان دختر و پسر و کل دانشجویان به ترتیب، (25/43،15/14)، (75/32،83/12) و (23/34،11/14) می باشد. میانگین و انحراف معیار هوش هیجانی نیز در دانشجویان دختر و پسر و کل دانشجویان به ترتیب، (72/212،87/25)، (54/220،99/88) و (86/215،18/48)می باشد.

 

جدول شماره2. ضرایب همبستگی ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای، هوش هیجانی و سلامت روانی در دانشجویان

متغیر

سبک‌های مقابله‌ای

هوش هیجانی

سلامت روانی

مسأله مدار

هیجان‌مدار

ذهن آگاهی

مشاهده

351/0

***

078/0

-

033/0

-

088/0-

-

توصیف

357/0

***

175/0-

**

028/0

-

062/0-

-

عملکرد همراه با آگاهی

085/0

-

184/0-

***

098/0

-

         114/0

*

پذیرش

054/0

025-

272/0-

***

109/0

-

205/0

**

کل

 

274/0

***

230/0-

***

090/0

-

042/0-

-

هوش هیجانی

 

011/0

-

018/0

-

---

064/0

-

سلامت روانی

 

324/0-

***

428/0

***

064/0

-

---

* P< 05/0     ** P < 01/0   ***p<001/0

جدول شماره2 ضرایب همبستگی ذهن آگاهی، سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و هیجان‌مدار، هوش هیجانی و سلامت روانی در دانشجویان را نشان می‌دهد. همان گونه که مشاهده می‌شود، ذهن آگاهی با سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار رابطه مثبت و معنی دار (274/0=r) و با سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار (230/-0=r) رابطه منفی و معنی‌داری دارد. اما بین ذهن آگاهی با متغیر های هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه معناداری وجود ندارد. از میان مؤلفه های ذهن آگاهی تنها مؤلفه های عملکرد همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت با سلامت روانی رابطه معنی‌داری دارد (114/0= r و 205/0= r).

همچنین متغیرهای سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار با سلامت روانی رابطه منفی و معنی دار (324/0-=r) و سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار با سلامت روانی رابطه مثبت و معنی دار دارد (428/0-=r). بین سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و هیجان‌مدار با هوش هیجانی نیز رابطه معنی دار وجود ندارد.

جدول شماره3. نتایج تحلیل واریانس و ضریب رگرسیون چند متغیری مؤلفه‌های ذهن آگاهی با سلامت روانی در دانشجویان با روش ورود

متغیر

متغیرهای

پیش‌بین

شاخص

SS

df

ms

F

(p)

R

2R

SE

B

Beta

T

(p)

سلامت روانی

عملکرد با آگاهی

 

رگرسیون

789/1188

1

78/1188

034/6

(014/0)

114/0

013/0

169/0

416/0

114/0

55/2

(01/0)

باقیمانده

408/91014

462

001/197

 

کل

39/92203

463

پذیرش بدون قضاوت

رگرسیون

009/3382

2

005/1941

13/10

(001/0)

205/0

042/0

143/0

537/0

179/0

75/3

(001/0)

باقیمانده

385/88321

461

 

 

کل

39/92203

463

سبک مقابله‌ای مسأله مدار

رگرسیون

8/9605

1

8/9605

46/53

(001/0)

324/0-

10/0

118/0

861/0-

324/0-

31/7

(01/0)

باقیمانده

32/81752

455

67/179

کل

12/91358

456

سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار

رگرسیون

88/16772

2

44/8386

04/51

(001/0)

428/0

18/0

183/0

207/1

282/0

6/6

(01/0)

باقیمانده

24/74585

454

28/164

کل

12/91358

456

در جدول فوق تأثیر عملکرد همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت بر واریانس سلامت روانی به عنوان متغیرهای پیش بین و سلامت روانی به عنوان متغیر ملاک در معادله رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس و مشخصه های آماری رگرسیون بین میانگین نمره سلامت روانی با دو مؤلفه ذهن آگاهی ارائه شد. بر اساس این نتایج میزان f مشاهده شده معنی دار است (01/0< P).

همچنین جدول فوق نشان می‌دهد، با توجه به قابلیت پیش‌‎بینی عملکرد همراه با آگاهی بر سلامت روانی، تنها 1 (یک) درصد از واریانس سلامت روانی از طریق این مؤلفه تبیین می‌شود. همان گونه که ملاحظه می‌شود، عملکرد همراه با آگاهی (416/0 - =B) می تواند تغییرات مربوط به سلامت روانی را پیش‌‎بینی کند. با توجه به قابلیت پیش‌‎بینی پذیرش بدون قضاوت بر سلامت روانی، تنها چهار درصد از واریانس سلامت روانی از طریق این مؤلفه تبیین می‌شود. همان گونه که ملاحظه می‌شود، پذیرش بدون قضاوت (537/0 - =B) نیز می تواند تغییرات مربوط به سلامت روانی را پیش‌‎بینی کند.

در جدول فوق تأثیر هر یک از مؤلفه های سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و هیجان‌مدار بر واریانس سلامت روانی به عنوان متغیرهای پیش بین و سلامت روانی به عنوان متغیر ملاک در معادله رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس و مشخصه های آماری رگرسیون بین میانگین نمره سلامت روانی با سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار و هیجان‌مدار ارائه شد. بر اساس این نتایج میزان f مشاهده شده معنی دار است (01/0< P).

جدول فوق نشان می‌دهد، با توجه به قابلیت پیش‌‎بینی سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار بر سلامت روانی، 10 (ده) درصد از واریانس سلامت روانی از طریق مؤلفه سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار تبیین می‌شود. همان گونه که ملاحظه می‌شود، سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار به شکل منفی (861/0 - = B) می‌تواند تغییرات مربوط به سلامت روانی را پیش‌‎بینی کند. همچنین 18 (هیجده) درصد از واریانس سلامت روانی از طریق مؤلفه سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار تبیین می‌شود. همان گونه که ملاحظه می‌شود، سبک‌های مقابله هیجان‌مدار (2/1 = B) می تواند تغییرات مربوط به سلامت روانی را پیش‌‎بینی کند.

بحث و نتیجه گیری

نتایج پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه ندارد. به عبارتی با بالا بودن ذهن آگاهی از جنبه اپیدمولوژی اختلالات، نشانه‌هایی نظیر نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار و رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده در افراد احتمالا کمتر است. یافته به دست آمده با نتایج حاصل از یافته‌های پژوهشی دیگر همخوانی دارد (برای مثال: شاپیرو و همکاران، 2003؛ گروسمن، نایمن، اسچمیت و والاچ[30]، 2004؛ باون و مارلات، 2005؛ کارمودی، رید، کریستلر و مرتیام[31]؛ 2008 هاول، دیجدان، بارو و شپتیکی، 2008 وکاویانی و همکاران، 1384). نتایج نیز نشان داد دو مؤلفه ذهن آگاهی یعنی عملکرد همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت با سلامت روانی همبسته است و تا اندازه ای آن را مورد پیش‌‎بینی قرار می‌دهد. نتایج به دست آمده از توان پیش‌‎بینی سلامت روانی از طریق مؤلفه‌های ذهن آگاهی نشان می‌دهد وقتی مردم سعی می‌کنند تا حوادث ویژه گذشته خود را بازیابند، آنها در ابتدا به توصیف‌های سطح بالاتر دست می‌یابند، با استفاده از این توصیف‌ها به مراحل میانی می‌رسند و سپس به سمت توصیف‌هایی با سطوح پایین‌تر یعنی بازنمایی‌های حوادث خاص رهنمون می‌شوند (ریسر[32]، بلک [33]و آبلسون[34]، 1985). تشخیص حافظه مربوط به زندگینامه شخصی به صورت سلسله مراتب با اطلاعات عمومی بالاتر در سلسله مراتب توصیف‌ها همراه است و موارد جزئی‌تر و اطلاعات خاص در سطوح پایین سلسله مراتب‌اند. مردم به طور عادی قادرند تا از طریق سلسله مراتب، راحت تر سطوح مشخص مورد نیاز خود را برای پاسخ دادن مناسب به موقعیت مورد نظر انتخاب کنند (سگال، زیندل، تیزدل و ویلیامز، 2000). به نظر می رسد، این افراد از نظر جنبه های مختلف ذهن آگاهی نظیر مشاهده امور به آن صورتی که است نه آنچه که در ذهن وی تصور می‌شود، توصیف این مشاهدات بر اساس واقعیت و آنچه که رخ داده، پذیرش اشخاص و رویداده‌ها دچار مشکل هستند و با توجه به چنین نشانه‌هایی در عملکرد خود نیز دچار مشکل اند. مثلاً در هنگام فعالیت‌های مختلف در حال حاضر وجود ندارند، تحت تأثیر گذشته و افکار گذشته‌نگر خوداند و یا در آینده سیر می‌کنند.

افرادی که از ذهن آگاهی بالایی برخوردارند از دانش و بینش مناسبی در مورد فرایندهای شناختی و توانمندی‌های خود برخوردارند و همچنین راهبردهای مؤثر برخورد با تکالیف و استفاده از مهارت‌ها را به کار می بندند. ذهن آگاهی موجب افزایش آگاهی فرد نسبت به خود، دیگران و موقعیت در زمان کنونی می‌شود و این افزایش آگاهی می‌تواند بیانگر این مسئله باشد که افزایش نشانه‌های سلامتی و سازگاری به موازات این توانمندی‌ها بروز نماید. به عبارتی دیگر افزایش سطح آگاهی و هشیاری فراگیر فرد را نسبت به شرایط خود هشیار نموده تا بتواند تحت هر شرایطی در زمان کنونی حضور داشته و از موقعیت بدست آمده (در فعالیت‌های مختلفی که می‌تواند به عنوان راهبردهای مناسب در جهت سلامتی افراد عمل کند) نهایت استفاده را داشته باشد. افراد با ذهن آگاهی بالا بیشتر به ارزیابی استرس پرداخته، کمتر از راهبردهای مقابله‌ای اجتنابی استفاده کرده و مقابله مسئله مدار را گزارش می کنند. همچنین پاسخ‌های سازگارانه استرس و راهبردهای مقابله به میزان زیادی با توجه به ارتباط میان ذهن آگاهی و سلامت روانی تعدیل می شوند.

از یافته‌های دیگر پژوهش حاضر این بود که سبک‌های مقابله‌ای مسأله مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه منفی و سبک‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار با سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه مثبت دارد (01/0P<). در ارتباط با سبک‌های مقابله‌ای و سلامت روانی پژوهش‌های متعددی صورت پذیرفت. غالب این مطالعات نشان دادند که سبک‌های مقابله‌ای با سلامت روانی از جنبه مثبت آن همبستگی مستقیم دارد (به عنوان نمونه: بلینگز و موس؛ آلدوین و رونسون؛ کولینز و مووبرا؛ ویتالیانو و دیگرانبه نقل از خسروی و آقاجانی، 1381؛ براون و ریان، 2003؛ دان و همکاران،2004؛ کراکت و همکاران، 2007؛ ادنل و همکاران، 2007؛ اسچنبک، کولمن و آرنولد، 2007؛ خسروی و آقاجانی، 1381؛ محمودی و همکاران، 1381؛ شریفی‌نیا، 1383؛ فرنیا و همکاران، 1383؛ بهروزیان و نعمت پور، 1384).

نتایج به دست آمده از توان پیش‌‎بینی سلامت روانی از طریق سبک‌های مقابله‌ای در دانشجویان نشان می‌دهد باورهای افراد در خصوص میزان کنترلی که می‌توانند بر موقعیت‌های فشارزا اعمال نمایند و نیز احساس خودکفایتی آنان برای فائق آمدن بر مشکلات و رویدادهای آزار دهنده، بر میزان برانگیختگی هیجانی و عملکردهای فردی در موقعیت‌های مذکور تأثیر گذار است. این یافته‌ها نشانگر آن است که در هنگام رویارویی با وقایع آزار دهنده و استرس‌زا، افرادی که از خود ادراکی مثبت تری برخوردارند و سطوح بالاتری از باورهای کنترل و خودکفایتی را نشان می دهند، برانگیختگی هیجانی کم تری را تجربه می‌کنند و به دنبال آن عملکرد آنان در تکالیف شناختی، کم تر دچار تخریب و رکود می‌شود. تدابیر مقابله‌ای، افکار و رفتارهایی هستند که پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس‌زا به کار گرفته می‌شوند در حالی که منابع مقابله‌ای ویژگی‌های خود شخص هستند که قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبک‌های شناختی، منبع کنترل، خود اثربخشی و توانایی حل مسئله (وفایی پور، به نقل از فهلی، 1384).

دیگر یافته‌های پژوهش حاضر این بود که بین هوش هیجانی و سلامت روانی (نشانه‌هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه معنی دار وجود ندارد. یافته فوق نشان می‌دهد، هر چه افراد از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند، نشانه‌های افکار و احساسات منفی و نامنعطف را کمتر در خود دارند و در مسائل روزمره از احساسات مثبت برخوردارند. این نتیجه با نتایج حاصل از پژوهش‌های دیگر همخوان است (برای مثال: چاهن[35]؛ بیوندی و پانچر[36]؛ دان؛ لئونارد[37]؛ لوی و هایدن[38]؛ زانرا و همکاران[39]؛ فاترمن، کفی، شاپیرو و فیهی؛ استون و همکاران[40] به نقل از فهلی، 1384). سلامت روانی وضعیتی از بلوغ روان شناختی است که حداکثر اثربخشی و رضایت خاطر بدست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل تسلط بر هیجان های خود، آگاهی از ضعف خود و رضایت از خوشی های خود می باشد و سلامت روانی تعادل بین اعضاء و محیط در رسیدن به خودشکوفایی به حساب می‌آید، همچنین برنامه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی در زمینه ارتقای سلامت روانی در پیشگیری از بروز هیجانات شدید بسیار مفید و مؤثر بوده است. هیجان‌های مردم چه مثبت و چه منفی نقش حیاتی در تعادل کارکرد سیستم ایمنی بازی می‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده است که بدبینی، افسردگی و استرس ناشی از رخدادهای کوچک و بزرگ، با اختلال سیستم ایمنی ارتباط دارند.

در مجموع یافته‌های پژوهش حاضر خاطر نشان می‌کند، افراد دارای ذهن آگاهی از نشانه‌های منفی روان شناختی کمتری برخوردارند، سعی می‌کنند تا امور را به همان شکلی واقعی که هست و اتفاق می افتد مشاهده و توصیف کنند، از ارزیابی و قضاوت امور بپرهیزند و در فعالیت‌های روزمره خود با آگاهی و بینش مناسب برخورد کنند. این افراد احتمالاً سبک‌های مقابله‌ای فعال و کارآمد را برای برخورد با مسائل بر می‌گزینند و در برخورد با استرس از رویکرد مسأله مدار که می تواند پیش‌‎بینی کننده مناسبی برای سلامت روانی باشد بهره می گیرند. بنابراین با توجه به نتایج پژوهش حاضر و از آنجایی که ذهن آگاهی و سبک‌های مقابله‌ای از جمله متغیرهایی هستند که در بهبود سلامت روانی مؤثر بوده و مهارتی هستند که از قابلیت آموزش پذیری برخوردارند، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی معطوف به طرح‌های تجربی مرتبط با آموزش این مهارت‌ها شود. همچنین از طرف مراکز ذی صلاح شرایط مناسب در جهت آموزش و رشد این مهارت‌ها برای دانشجویان فراهم شود.

پژوهش حاضر با محدودیت‌هایی مواجه بود. از جمله این محدودیت‌ها به ماهیت طرح پژوهشی مربوط است. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود که از طریق این طرح امکان نتیجه‌گیری کلی وجود ندارد و رابطه بین متغیرها نیز به صورت غیر علی مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین با توجه به این که پژوهش بر روی دانشجویان صورت پذیرفت امکان تعمیم پذیری یافته‌ها به جوامع دیگر از جمله دانش آموزان و دانشجویان دانشگاه های دیگر وجود ندارد. از طرفی دیگر پژوهش حاضر می‌تواند زمینه ساز پژوهش‌های آتی در ارتباط با متغیرهای مورد مطالعه شود.

منابع

ابوالقاسمی، عباس و نریمانی محمد (1384)، آزمون‌های روان شناختی، اردبیل، انتشارات باغ رضوان.

اخوت، لادن، کاویانی، حسین، شفیع آبادی، عبدالله (1383)، تأثیر آموزش شیوه‌های مقابله‌ای بر کاهش استرس کارمندان مرکز تحقیقات و تکنولوژی هسته‌ای، تازه‌های علوم شناختی، شماره 4، سال چهارم.

اسمعیلی، معصومه، احدی، حسن، دلاور، علی و شفیع‌آبادی، عبدالله (1386)، تأثیر آموزش مؤلفه‌های هوش هیجانی بر سلامت روان، مجله روان پزشکی و روان شناسی بالینی، شماره 2 صفحه 185-165.

بنی هاشمیان، کورش، صیف، محمدحسن، موذن منصور (1383)، رابطهبدبینی با سلامت عمومی و هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکیشیراز، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی بابل، شماره 11، 49-56

بهروزیان، فروزان، نعمت پور، سرور (1384)، بررسی عوامل استرس‌زا، راهبردهای مقابله‌ای و ارتباط آنها با سلامت عمومی دانشجویان ورودی سال تحصیلی 85-84 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، مجله علمی پزشکی، شماره 6، صفحه 284-276.

جی کرتیس، انتوانی (1384)، روان شناسی سلامت، ترجمه دکتر علی فتحی آشتیانی و هادی عظیمی آشتیانی، تهران، انتشارات بعثت.

تیرگری، عبدالکریم، اصغر نژاد فرید، علی اصغر، بیان زاده سید اکبر و عابدین، علیرضا(1383)، مقایسه سطوح هوش هیجانی و رضامندی زناشویی و رابطه ساختار آنها در زوجین ناسازگار شهرستان ساری، مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران (نامه دانشگاه)، شماره 160(55)، صفحه 87-76.

ثمری، علی اکبر، لعلی فاز، احمد، عسگری، عباس علی (1385)، بررسی منابع حمایتی و شیوه‌های مقابله با عوامل استرس‌زا در دانشجویان، فصلنامه اصول بهداشتی، شماره 31 و 32، سال هشتم، صفحه 107-97.

خسروی، زهره، آقاجانی، مریم (1381)، بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله‌ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران، مطالعات زنان1(1)، صفحه 19-54.

شریفی، رضا (1383)، پیش‌بینی میزان سلامت روانی دانشجویان علوم پزشکی مبتنی بر استرس‌ها و شیوه‌های مقابله‌ای آنان، مجله طب و تزکیه، شماره 53، صفحه 98-89.

خسروی کبیر، زهرا، موسوی، سید ولی الله، آقایوسفی، علیرضا (1388)، مقایسه هوش هیجانی و سلامت روانی در معتادان به مواد مخدر و افراد عادی، مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دوره هیجدهم، شماره 7، صفحه16-9

غضنفری، فیروزه و قدم پور (1386)، بررسی راهبردهای مقابله‌ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد، اصول بهداشت روانی، سال دهم، شماره 37، صفحه 47-15

زارعان، مصطفی، اسدالله پور، امین و بخشی پور رودسری، عباس(1386)، رابطه هوش هیجانی و سبک‌های مقابله‌ای با سلامت عمومی، مجله روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی ایران، سال سیزدهم، شماره 2، صفحه 172-166.

فرنیا، مجید رضا، خواجه موگهی، ناهید، شانه ساز، عبدالامین، پاک سرشت، سیروس (1385)، بررسی مقایسه‌ای، استرس، سبک‌های مقابله‌ای و ارتباط آنها با سلامت عمومی در افراد وابسته به مواد افیونی و غیروابسته به مواد افیونی، مجله علمی پزشکی، شماره 5، 435-441.

فهلی، ابراهیم (1384)، مهارت‌های مقابله‌ای، روزنامه همشهری، شماره 3793، سال سیزدهم، صفحه 10.

کاویانی، حسین، جواهری، فروزانو بحیرایی، هادی (1384)، اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارامد، افسردگی و اضطراب: پیگیری 60 روزه، تازه‌های علوم شناختی، سال 7، شماره 1، صفحه 59-49.

محمودی، غلام‌رضا، شریعتی، علی‌رضا، بهنام پور، ناصر (1381)، ارتباط بین کیفیت زندگی و روش‌های مقابله‌ای به کار گرفته توسط بیماران تحت درمان با همودیالیز، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی گرگان، شماره 12، سال 5.

Bear, Ruth, smith, Gregory, T., Allen, Kristin, B. (2004), Assessmant of mindfulness by self-Report the Kentucky in venfory of mindfulness skills, Assessment. V. 11, no. 3, pp.191-206.

Baer, Ruth (Inpress), Minfulness Training as a clinical intervention: A conceptual and empirical review, Chinical Psychology, Acience.

Byron, N.S.W (2006), Mindfulness skills, clinical psychologist, Broderick

C.Patricia (2005), Minfulness and Coping with Dysphoric Mood, Contrasts with Rumination and Distraction, Cognitive Therapy and Reasarch, V. 29, pp. 501-210.

Carmody,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article.James, Reed, George, Kristeller, Jean and Merriam, Phillip (2008), Mindfulness, spirituality, and health relatedsymptoms, Journal of Psycho somatic Research, Volume 64, Issue 4, pp. 393-403.

Daon, Keren, Sadeh, Avi and Keinan, Giora (2004), Effects of Stress on Sleep: The Modereting Role of Coping Style, Journal of Adolescence, Volume 16, Issue 3, pp. 253-266.

Eschenbeck, Heike, Kohlmann, Carl-Walter, Lohaus, Arnold (2007), Gender Differences in Coping Strategies in Children and Adolescents, Journal of Individual Differences, Volume 2 , Issue 1, March, pp 18-26.

Grossman, Paul, Niemann, Ludger, Schmidt, Stefan and Walach, Harald (2004), Mindfulness– based stress reduction and health benefits Ameta– analysis, Journal of Psychosomatic Research, V57, Issue 1, pp. 35-43.

Howell, References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article. Andrew, J., Digdon, Nancy, L., Buro, Karen and Sheptycki, Amanda, R. (2008), Relations among mindfulness, well-being, and sleep, Personality and Individual Differences, Volume 45, Issue 8, Pages 773-777.

Janis, Leigh Bowen, Gisarah and Marlatt, Alan (2005), Spirituality,mindfulness and Substance aduse, Addictive Behaviors, Issue 30, pp. 1335-1344.

Kingston, Jessica, Chadwick, Paul, Meron, Danieland & Skinner, Apilot, T., chas (2007), randomized controltrial investigating the effect of mindfulness practice on pain tolerance psychological Well-being and physiological activity, Psychosomatic Research, V. 62, Issue 3, pp. 247.300.

Crockett, Lisa J., Iturbide, Maria l., Torres Stone, Rosalie, McGinley, Meredit, Raffaelli, Marcela and Carlo, Gustavo (2007), Acculturative stress, Social Support, and Coping: Relations to Psychological Adjustment Among Mexican American College Students, Personality and Individual Differences, Volume 7, Issue 1, pp. 113-116.

Mcelfatrick, Stephen, Carson, Jerome, Annett, Judith, Cooper, Cary, Holloway, Frank and Elizabeth, Kuipers (2000), Assessing coping skills in mental health nurses: is an occupation specific measure better than a generic coping skills scale?, Personality and Individual Differences, Volume 28, Issue 5, pp. 965-976.

Mitmansgruber, Horst, Beck, N., Thomas, Höfer, Stefan and Schubler, Gerhard (2009), When you don’t like what you feel: Experiential avoidance, mindfulness and meta-emotion in emotion regulation,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article…...   Personality and Individual Differences, Volume 46, Issue 4, pp. 448-453.

Odonnell, Katie, Badrick, Ellena, Kumari, Meena and Steptoe, Andrew (2007), Psychological coping styles and cortisol over the day in healthy older adults, Psychoneuroendocrinology, Volume 33, Issue 5, pp. 601-611.

Rogers, Paul, Qualter, Pamela, Phelps, Gemma and Gardner, Kathryn (2006), Belief in paranormal, coping and emotional intelligence, Personality and Individual Differences, V.41, Issue 6, Pages 1089-1105.

Shapiro, L., Shauna, Bootzin, R., Richard, Figueredo, J., Aurelio, Lopez, Ana, Maria and Schwartz, E., Gary (2003), The efficacy Of mindfulness-based Stress reduction in Treatment Of Sleep disturbance in Women With breast cancer, An exploratory Study, Journal Of Psychosomatic Research, Volume, 54, Pages 85-91.

Singh, N., Nirbhay, Lancioni, E., Giulio, Winton, S., V., Alan, Curtis, W., John, Wahler, G., Robert, Sabaavi, Mohamed, Singh, Judy and Kristen, Ma Aleavey (2005), Mindful Staff increase Learinig reduce aggression in adults With developmental disabilities, Research in developmental Disabilities, Volume 23, Pages 18-28.                    

Teasdel, john, D. (1999), Metacognition, minfulness and the modification of mood disorders, clinical psychology and psychotherapy, Vol.6, pp. 146-155.

Varplanken, Bas, Friborg, oddgeir, Wang, E., Catharina, trafimoww, David, and Woolf, Kristin (2007), Mentalhabits: metacognitive Reflection on Nagetive self-Thinking, Personality and Social Psychology, V. 42, Issue 3, Pages 524-541.

Wells, Adrian (2002), GAD, metacognition and mindfulness: an information processing analysis, Clinical psychology: science and practice, Issue 9, Pages 95-100.

Weinstein, Netta, Brown, Kirk, W., and Ryan, Richard, M. (2009), A multi-method examination of the effects of mindfulness on stress attribution, coping, and emotional well-being, Journal of Research in Personality,Volume 43, Issue 3, Pages 374-385

Segal, V., Williams, G., Mark, Teasdele, D., John, Zindel & Soulsby, Judith (2000), Mindfulness-Based cognitive Therapy Reduces Overgeneral Autobiographical Memory in formerly Depressed Patients, Journal Of Psychology, V. 109, Pages 150-155

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1. استاد دانشگاه محقق اردبیلی.

2. استاد یار دانشگاه محقق اردبیلی.

3. دانشجوی دکتری روان شناسی و هیات علمی دانشگاه پیام نور، گروه روان شناسی.

[4]. Mindfulness

[5]. Langer

[6]. Singh, Lancion., Winton, Curtis & Wahler

[7]. Wells

[8]. Bear, smith &,Allen,

[9]. Bown & Marlat

[10]. Miller et al

[11]. Varplanken, Friborg, Wang trafimoww & Woolf

[12]. Kingston, Chadwick. Meron, Danieland & Skinner t

[13]. Carmody,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article.

;Reed, Kristeller, & Merriam

[14]. Howell,  References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article.

Digdon, Buro, & Sheptycki,

[15]. Weinstein , Brown& Ryan

[16]. Mitmansgruber ,Beck, Höfer & Schüßler

[17]. Lasaros & Fulkman

3. Billings & Moos

4. Aldwin &Revenson

5. Collins & Mowbra

[21]. Vitaliano

7. Daon, Sade & Keinan

[23]. Bohnen

[24]. Emotional inteligence

[25]. Jeen & Sinha

[26]. Siaroji, Chan & Bejkar

[27]. Marney

[28]. Haluhan & moos

[29]. Kentaki Inventory mindfulness skills

[30]. Grossman, Niemann, Schmidt & Walach

[31]. Carmody,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article.

Reed, Kristeller & Merriam

[32]. Reiser

[33]. Black

[34]. Abelson

[35]. Chahen

[36]. Biondi & Pancher

[37]. Leonard

[38]. Loy & Hyden

[39]. Zanra et.al

[40]. Stephen et.al

ابوالقاسمی، عباس و نریمانی محمد (1384)، آزمون‌های روان شناختی، اردبیل، انتشارات باغ رضوان.

اخوت، لادن، کاویانی، حسین، شفیع آبادی، عبدالله (1383)، تأثیر آموزش شیوه‌های مقابله‌ای بر کاهش استرس کارمندان مرکز تحقیقات و تکنولوژی هسته‌ای، تازه‌های علوم شناختی، شماره 4، سال چهارم.

اسمعیلی، معصومه، احدی، حسن، دلاور، علی و شفیع‌آبادی، عبدالله (1386)، تأثیر آموزش مؤلفه‌های هوش هیجانی بر سلامت روان، مجله روان پزشکی و روان شناسی بالینی، شماره 2 صفحه 185-165.

بنی هاشمیان، کورش، صیف، محمدحسن، موذن منصور (1383)، رابطهبدبینی با سلامت عمومی و هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکیشیراز، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی بابل، شماره 11، 49-56

بهروزیان، فروزان، نعمت پور، سرور (1384)، بررسی عوامل استرس‌زا، راهبردهای مقابله‌ای و ارتباط آنها با سلامت عمومی دانشجویان ورودی سال تحصیلی 85-84 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، مجله علمی پزشکی، شماره 6، صفحه 284-276.

جی کرتیس، انتوانی (1384)، روان شناسی سلامت، ترجمه دکتر علی فتحی آشتیانی و هادی عظیمی آشتیانی، تهران، انتشارات بعثت.

تیرگری، عبدالکریم، اصغر نژاد فرید، علی اصغر، بیان زاده سید اکبر و عابدین، علیرضا(1383)، مقایسه سطوح هوش هیجانی و رضامندی زناشویی و رابطه ساختار آنها در زوجین ناسازگار شهرستان ساری، مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران (نامه دانشگاه)، شماره 160(55)، صفحه 87-76.

ثمری، علی اکبر، لعلی فاز، احمد، عسگری، عباس علی (1385)، بررسی منابع حمایتی و شیوه‌های مقابله با عوامل استرس‌زا در دانشجویان، فصلنامه اصول بهداشتی، شماره 31 و 32، سال هشتم، صفحه 107-97.

خسروی، زهره، آقاجانی، مریم (1381)، بررسی رابطه بین سلامت روان، منبع کنترل و شیوه مقابله‌ای دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهر تهران، مطالعات زنان1(1)، صفحه 19-54.

شریفی، رضا (1383)، پیش‌بینی میزان سلامت روانی دانشجویان علوم پزشکی مبتنی بر استرس‌ها و شیوه‌های مقابله‌ای آنان، مجله طب و تزکیه، شماره 53، صفحه 98-89.

خسروی کبیر، زهرا، موسوی، سید ولی الله، آقایوسفی، علیرضا (1388)، مقایسه هوش هیجانی و سلامت روانی در معتادان به مواد مخدر و افراد عادی، مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دوره هیجدهم، شماره 7، صفحه16-9

غضنفری، فیروزه و قدم پور (1386)، بررسی راهبردهای مقابله‌ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد، اصول بهداشت روانی، سال دهم، شماره 37، صفحه 47-15

زارعان، مصطفی، اسدالله پور، امین و بخشی پور رودسری، عباس(1386)، رابطه هوش هیجانی و سبک‌های مقابله‌ای با سلامت عمومی، مجله روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی ایران، سال سیزدهم، شماره 2، صفحه 172-166.

فرنیا، مجید رضا، خواجه موگهی، ناهید، شانه ساز، عبدالامین، پاک سرشت، سیروس (1385)، بررسی مقایسه‌ای، استرس، سبک‌های مقابله‌ای و ارتباط آنها با سلامت عمومی در افراد وابسته به مواد افیونی و غیروابسته به مواد افیونی، مجله علمی پزشکی، شماره 5، 435-441.

فهلی، ابراهیم (1384)، مهارت‌های مقابله‌ای، روزنامه همشهری، شماره 3793، سال سیزدهم، صفحه 10.

کاویانی، حسین، جواهری، فروزانو بحیرایی، هادی (1384)، اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارامد، افسردگی و اضطراب: پیگیری 60 روزه، تازه‌های علوم شناختی، سال 7، شماره 1، صفحه 59-49.

محمودی، غلام‌رضا، شریعتی، علی‌رضا، بهنام پور، ناصر (1381)، ارتباط بین کیفیت زندگی و روش‌های مقابله‌ای به کار گرفته توسط بیماران تحت درمان با همودیالیز، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی گرگان، شماره 12، سال 5.

Bear, Ruth, smith, Gregory, T., Allen, Kristin, B. (2004), Assessmant of mindfulness by self-Report the Kentucky in venfory of mindfulness skills, Assessment. V. 11, no. 3, pp.191-206.

Baer, Ruth (Inpress), Minfulness Training as a clinical intervention: A conceptual and empirical review, Chinical Psychology, Acience.

Byron, N.S.W (2006), Mindfulness skills, clinical psychologist, Broderick

C.Patricia (2005), Minfulness and Coping with Dysphoric Mood, Contrasts with Rumination and Distraction, Cognitive Therapy and Reasarch, V. 29, pp. 501-210.

Carmody,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article.James, Reed, George, Kristeller, Jean and Merriam, Phillip (2008), Mindfulness, spirituality, and health relatedsymptoms, Journal of Psycho somatic Research, Volume 64, Issue 4, pp. 393-403.

Daon, Keren, Sadeh, Avi and Keinan, Giora (2004), Effects of Stress on Sleep: The Modereting Role of Coping Style, Journal of Adolescence, Volume 16, Issue 3, pp. 253-266.

Eschenbeck, Heike, Kohlmann, Carl-Walter, Lohaus, Arnold (2007), Gender Differences in Coping Strategies in Children and Adolescents, Journal of Individual Differences, Volume 2 , Issue 1, March, pp 18-26.

Grossman, Paul, Niemann, Ludger, Schmidt, Stefan and Walach, Harald (2004), Mindfulness– based stress reduction and health benefits Ameta– analysis, Journal of Psychosomatic Research, V57, Issue 1, pp. 35-43.

Howell, References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article. Andrew, J., Digdon, Nancy, L., Buro, Karen and Sheptycki, Amanda, R. (2008), Relations among mindfulness, well-being, and sleep, Personality and Individual Differences, Volume 45, Issue 8, Pages 773-777.

Janis, Leigh Bowen, Gisarah and Marlatt, Alan (2005), Spirituality,mindfulness and Substance aduse, Addictive Behaviors, Issue 30, pp. 1335-1344.

Kingston, Jessica, Chadwick, Paul, Meron, Danieland & Skinner, Apilot, T., chas (2007), randomized controltrial investigating the effect of mindfulness practice on pain tolerance psychological Well-being and physiological activity, Psychosomatic Research, V. 62, Issue 3, pp. 247.300.

Crockett, Lisa J., Iturbide, Maria l., Torres Stone, Rosalie, McGinley, Meredit, Raffaelli, Marcela and Carlo, Gustavo (2007), Acculturative stress, Social Support, and Coping: Relations to Psychological Adjustment Among Mexican American College Students, Personality and Individual Differences, Volume 7, Issue 1, pp. 113-116.

Mcelfatrick, Stephen, Carson, Jerome, Annett, Judith, Cooper, Cary, Holloway, Frank and Elizabeth, Kuipers (2000), Assessing coping skills in mental health nurses: is an occupation specific measure better than a generic coping skills scale?, Personality and Individual Differences, Volume 28, Issue 5, pp. 965-976.

Mitmansgruber, Horst, Beck, N., Thomas, Höfer, Stefan and Schubler, Gerhard (2009), When you don’t like what you feel: Experiential avoidance, mindfulness and meta-emotion in emotion regulation,


References and further reading may be available for this article. To view references and further reading you must purchase this article…...   Personality and Individual Differences, Volume 46, Issue 4, pp. 448-453.

Odonnell, Katie, Badrick, Ellena, Kumari, Meena and Steptoe, Andrew (2007), Psychological coping styles and cortisol over the day in healthy older adults, Psychoneuroendocrinology, Volume 33, Issue 5, pp. 601-611.

Rogers, Paul, Qualter, Pamela, Phelps, Gemma and Gardner, Kathryn (2006), Belief in paranormal, coping and emotional intelligence, Personality and Individual Differences, V.41, Issue 6, Pages 1089-1105.

Shapiro, L., Shauna, Bootzin, R., Richard, Figueredo, J., Aurelio, Lopez, Ana, Maria and Schwartz, E., Gary (2003), The efficacy Of mindfulness-based Stress reduction in Treatment Of Sleep disturbance in Women With breast cancer, An exploratory Study, Journal Of Psychosomatic Research, Volume, 54, Pages 85-91.

Singh, N., Nirbhay, Lancioni, E., Giulio, Winton, S., V., Alan, Curtis, W., John, Wahler, G., Robert, Sabaavi, Mohamed, Singh, Judy and Kristen, Ma Aleavey (2005), Mindful Staff increase Learinig reduce aggression in adults With developmental disabilities, Research in developmental Disabilities, Volume 23, Pages 18-28.                    

Teasdel, john, D. (1999), Metacognition, minfulness and the modification of mood disorders, clinical psychology and psychotherapy, Vol.6, pp. 146-155.

Varplanken, Bas, Friborg, oddgeir, Wang, E., Catharina, trafimoww, David, and Woolf, Kristin (2007), Mentalhabits: metacognitive Reflection on Nagetive self-Thinking, Personality and Social Psychology, V. 42, Issue 3, Pages 524-541.

Wells, Adrian (2002), GAD, metacognition and mindfulness: an information processing analysis, Clinical psychology: science and practice, Issue 9, Pages 95-100.

Weinstein, Netta, Brown, Kirk, W., and Ryan, Richard, M. (2009), A multi-method examination of the effects of mindfulness on stress attribution, coping, and emotional well-being, Journal of Research in Personality,Volume 43, Issue 3, Pages 374-385

Segal, V., Williams, G., Mark, Teasdele, D., John, Zindel & Soulsby, Judith (2000), Mindfulness-Based cognitive Therapy Reduces Overgeneral Autobiographical Memory in formerly Depressed Patients, Journal Of Psychology, V. 109, Pages 150-155