اثر بخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی- رفتاری بر کاهش علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر دوره پیش دانشگاهی شهرستان شبستر

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر، شبستر، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی ابهر.

چکیده

این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی – رفتاری بر کاهش علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر شهرستان شبستر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانش‌آموزان دختر دوره پیش‌دانشگاهی شهرستان شبستر بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش‌آموزان بود که بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. نوع مطالعه تجربی و طرح مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار اندازه‌گیری، مقیاس خودسنجی اضطراب یافته‌های تحقیق نشان داد که روش مشاوره گروهی به شیوه شناختی- رفتاری علایم اضطراب کلی، علایم جسمانی و علایم ذهنی اضطراب را بطور معنی‌دار کاهش می‌دهد. در نتیجه می‌توان روش مشاوره گروهی به شیوه شناختی – رفتاری را به عنوان یک روش مستقل یا در کنار سایر روش‌های درمانی از جمله دارودرمانی در کنترل یا کاهش علایم اضطراب نوجوانان و جوانان بویژه دانش‌آموزان به کار برد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A study of the group counseling with the behavioral – cognitive method on the reduction of anxiety symptoms among the pre – university Female student in Shabestar

نویسندگان [English]

  • Yahya Eraghi 1
  • Bahram Asl-e-Fattahi 1
  • Farzaneh Seyyed Golami 2
چکیده [English]

  The present study was carried out in order to assess the effectiveness of Group counseling with the behavioral- Cognitive method in decreasing the anxiety symptoms among female students in Shabestar. Statistical population involved pre-university female students in Shabester. Research samples consisted of 30 students in experimental and controlled groups. The kind of study was experimental and the design used in this research was that of pre and post – test with controlled group. The measurement tool was Self- Rating anxiety scale. The research findings showed that cognitive-behavioral decrease symptoms of general anxiety, physical symptoms and mental symptoms of anxiety significantly. Cognitive- behavioral group counseling can be used as an independent method with other curing medicines in controlling or decreasing anxiety symptoms among teenagers especially students.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Group counseling
  • Cognitive – behavioral therapy
  • Anxiety symptoms
  • student

مقدمه

  از اوایل دهه 70 میلادی تأثیر روانشناختی دگرگونی‌های صنعتی بر زندگی افراد، مورد توجه نظرپردازان و روانشناسان قرار گرفته است. اضطراب به ویژه در گروه‌های نوجوان و جوان از جمله این تاثیرات روانشناختی است که در کانون پژوهش‌های روانشناسان جای دارد. نتایج و گزارش‌های مطالعات انجام شده گاهی ضد و نقیض و ابهام برانگیز است. بخش عمده‌ای از آشفتگی موجود در سبب‌شناسی اضطراب معلول این فرض است که اضطراب مرضی با اضطراب عادی فرق دارد، اما در واقع هیچ تفاوتی ندارند. اضطراب‌های مرضی مثل اضطراب‌های عادی بر اساس شرطی شدن کلاسیک و اطلاعات (یادگیری شناختی) بوجود می‌آیند. تنها فرق آنها در محرکی است که نسبت به آن شرطی می‌شوند، اگر محرک مزبور واقعا خطرناک یا علامت خطر باشد اضطراب حاصل از آن ترس مناسب یا سازگارانه است و در غیر این صورت اضطراب مرضی است (ترور، سایمون، 1379).

  در هر حال عصر کنونی عصر اضطراب است و سرعت تغییر و مواجه شدن با موقعیت‌های مبهم و عدم    پیش‌بینی دقیق، اضطراب بالایی در دانش‌آموزان و گروه های کم سن ایجاد می‌کند. با اینکه اضطراب در مراحل مختلف رشد ممکن است دیده شود اما چون در دوره نوجوانی سرعت رشد زیاد است، اضطراب در فرایند رشد اختلال ایجاد می‌کند. همچنین به نظر می‌رسد اضطراب از جمله اختلال‌هایی است که عموم مردم و درمان‌جویانی که به مراکز ارائه خدمات مشاوره و روان‌درمانی مراجعه می‌کنند از آن شکایت داشته و رنج می‌برند. براساس مطالعاتی که در اروپا و ایالات متحده آمریکا انجام شده، برآورد شده است که بین 9 تا 16 درصد زنان و 5 تا 12 درصد مردان در طول زندگی خود یک بیماری رنج‌آور و طاقت‌فرسای عمده داشته‌اند. مارکس[1] و لدر[2] با بررسی 22 مطالعه انجام شده در زمینه اضطراب برآورد کرده‌اند که تقریباً 3 درصد جمعیت عمومی به حالت اضطراب دچار هستند (بلک برن، 1378).

  مطالعات نشان می‌دهد که از میان مشکلات رفتاری، اضطراب بالاترین فراوانی را بخود اختصاص داده است و بررسی عوامل مؤثر بر اضطراب دانش‌آموزان نشان می‌دهد که عوامل جسمانی، عوامل مربوط به دوران رشد، عوامل اجتماعی، خانوادگی و عاطفی تأثیر معناداری بر روی اضطراب آنها دارد و می‌توان گفت که اضطراب در دانش‌آموزان از شایع‌ترین مسائلی است که مشاهده می‌شود و ضرورت شناسایی و ارائه خدمات درمانی برای کاهش آن بسیار محسوس است. در خصوص اثربخشی روش‌های درمانی در کاهش اضطراب، مطالعات نشان داده‌اند که شناخت درمانی (مدل بک) می‌تواند اضطراب را تا سطحی که برای فرد قابل تحمل باشد و سازگاری وی را مختل نسازد، در کلینیک‌های روان‌شناسی به کار گرفته شود (بک، امری، 2002). پژوهش‌های انجام شده در کشورهای مختلف بر کارآمدی شیوه شناختی ـ رفتاری به روش گروهی گواهی می‌دهند. برخی از پژوهش‌های منتشر شده (هرلون، 1982، لاست و همکاران، 1983 و اول و همکاران، 1984)، نشان می‌دهد که اصلاح مولفه‌های شناختی در اضطراب عمومی به شیوه گروهی مؤثر است، همچنین کلاسکو و دیگران (1990)، نتایج تحقیقی را گزارش کرده‌اند که اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کنترل حملات پانیک (PTC) [3]شامل بازسازی شناختی، بازآموزی تنفس، آرام‌سازی و رویارویی با نشانه‌های بدنی را با آلپرازولام، پلاسیبو و گروه کنترل مورد مقایسه قرار دادند. در پایان درمان 87 درصد بیماران گروه PTC از حملات پانیک رهایی یافتند در حالی که این میزان برای گروه آلپرازولام 36 درصد و گروه کنترل 33 درصد بود (کلارک، دیوید و همکاران،1380). استفاده از گروه‌درمانی شناختی- رفتاری برای درمان زنان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)2، توسط ناگاه (1996) برای کاهش خشم ناشی از اختلال پس از سانحه توسط رایلی و همکاران (1994)، گزارش شده است؛ نتایج حاکی از تاثیر معنی‌دار این روش بود (هاوتون،1381). اعتمادی (1374)، در بررسی نقش مشاوره گروهی در کاهش اضطراب امتحان دانش‌آموزان دوره راهنمایی گزارش می‌کند که اضطراب دانش‌آموزانی که در گروه‌درمانی شرکت کرده بودند به طور معنی‌دار کمتر از دانش‌آموزان گروه کنترل بوده است. کیایی (1374)، در بررسی خود پیرامون مقایسه تاثیر روش‌های مشاوره فردی و گروهی دانشجویان دختر دو نتیجه کلی گزارش نموده است: اول اینکه روش‌های مشاوره فردی و گروهی بطور معنی‌دار در کاهش میزان اضطراب دانش‌آموزان تاثیر دارد. دوم اینکه در اثربخشی روش‌های مشاوره فردی و گروهی در میزان کاهش اضطراب دانشجویان دختر تفاوت معنی‌دار وجود ندارد.

    ثابت شده است که در مورد برخی از مراجعان، می‌توان ترس را بصورت گروهی درمان کرد (کلارک، دیوید و همکاران، 1380). در سال 1998 در استرالیا تحقیقی صورت گرفت که نشان داد درمان شناختی ـ رفتاری (C.B.T)3 به شیوه گروهی برای اختلالات اضطرابی کودکان می‌تواند مؤثر واقع شود (بارت، 1998). تحقیقات انجام گرفته در ایران نیز حاکی از مؤثر بودن شیوه درمان شناختی ـ رفتاری (C.B.T) به روش گروهی در کاهش اضطراب و سایر اختلالات روانی بوده است. عباسی باویل، (1379)، به مقایسه اثربخشی گروه‌درمانی شناختی ـ رفتاری و دارودرمانی اختلال اضطراب منتشر پرداخته که مشخص شد گروه‌درمانی شناختی ـ رفتاری در کاهش اضطراب و افکار و نگرش‌های ناسالم و بهبود روابط بین فردی بیماران مؤثر بوده است.

  در جامعه ما که با کمبود مشاور در مراکز مختلف مواجه هستیم استفاده از شیوه‌های گروهی و تمرکز بر آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. گروه موقعیتی را فراهم می‌آورد که افراد در آن بهتر می‌توانند ایجاد رابطه کنند. تصمیمات گروهی معمولاً از ضمانت اجرایی بیشتری برخوردار است. از آنجا که اعضای گروه معمولاً تفاوت سنی زیادی با هم ندارند، تصمیمات آنها با توافق بیشتر و به دور از فشار و اجبار اتخاذ می‌گردد (کوری و کوری، 1382). از این رو به سبب اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر ارائه شده است.

هدف از اجرای پژوهش:

  این پژوهش، به اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر می‌پردازد تا تاثیر مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری را بر کاهش علایم اضطراب مورد بررسی قرار دهد. بنابراین هدف کلی پژوهش حاضر شناسایی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری در کاهش علایم و نشانه‌های اضطرابی دانش‌آموزان دختر می‌باشد.

فرضیه های پژوهش:

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم کلی اضطراب دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد.

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم جسمی اضطراب دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد.

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم ذهنی اضطراب دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد.

روش بررسی:

  نوع مطالعه: این مطالعه، یک پژوهش تجربی است زیرا انتخاب افراد نمونه و اختصاص آنها به گروه‌ها به شکل تصادفی صورت گرفته‌است. طرح مورد استفاده در این پژوهش، طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل است (شریفی و شریفی، 1380). دیاگرام پژوهش در زیر نمایش داده شده‌است.

 

  در این پژوهش جامعه آماری کلیۀ دانش‌آموزان دختر دوره پیش‌دانشگاهی شهرستان شبستر را شامل         می‌شود، که در سال تحصیلی 89-1388 به تحصیل اشتغال داشتند. در 11 مرکز پیش‌دانشگاهی (5 پسرانه و 6 دخترانه) شهر شبستر، 397 دانش‌آموز (219 دختر و 178 پسر) در حال تحصیل هستند. به این ترتیب کل جامعه آماری در این پژوهش 219 نفر است.

  برای انتخاب نمونه معرف جامعه، با کسب مجوز از مدیریت آموزش و پرورش منطقه شبستر و بعد از هماهنگی با مراکز مورد نظر و طبق برنامه به کلاس‌ها مراجعه شد و برای دانش‌آموزان در رابطه با اضطراب و مطالعه حاضر توضیح داده شد و از آنها دعوت شد تا در این مطالعه به صورت اختیاری شرکت کنند. با شرکت اکثریت دانش‌آموزان (219 نفر)، مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ[4] (S.A.S)، اجرا شد و در نهایت 30 دانش‌آموز که نمرات آنها طبق شاخص ارائه شده توسط زونگ، از نقطه برش (نمره 45) بالاتر بود، انتخاب شدند و بعد بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. بنابراین نمونه پژوهش 30 نفر از دانش‌آموزان دارای اضطراب است که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل بطور مساوی جایگزین شدند.

ملاک‌های ورود به گروه عبارت بود از:

- شخص در حال حاضر درمان روان‌شناختی دیگری دریافت نکند.

- شخص، مبتلا به اختلالات شدید روان‌پزشکی نباشد.

- وابستگی یا سوء مصرف مواد نداشته باشد.

شواهدی مبنی بر وجود بیماری جسمانی که نیازمند به درمان باشد وجود نداشته باشد.

روش جمع‌آوری داده‌ها:

در این پژوهش، جمع‌آوری اطلاعات نظری مربوط به پژوهش از طریق کتابخانه انجام گرفت، بدین منظور مطالعات و تحقیقات انجام شده در این زمینه از کتب، مقالات تحقیقی و پایان‌نامه‌ها گردآوری شده و به عنوان مبانی نظری و علمی پژوهش تدوین شد. ابزار به کار گرفته شده برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش پرسشنامه و مصاحبه ساختار یافته بود. پرسشنامه مشخصات فردی (جمعیت شناختی) و مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ (S.A.S).

مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ، توسط زونگ، (1981)، تهیه شده و یکی از متداول‌ترین پرسشنامه‌های بالینی مربوط به ارزیابی میزان اضطراب و شامل 20 سئوال است که علائم و شدت اضطراب را می‌سنجد و هر سئوال در چهار سطح به روش لیکرتی درجه‌بندی شده‌است (یعقوبی نصرآبادی، 1378).

برای ساختن این آزمون ابتدا شایع‌ترین ویژگی‌های اختلال اضطراب که در تشخیص از آنها استفاده می‌شد جمع‌آوری شدند، مجموع این ویژگی‌ها به 20 مورد رسید، در مرحله بعد این ویژگی‌ها به دو گروه بزرگ نشانگان روانی با 5 نشانه: (تشویق و عصبانیت، ترس، وحشت و ترس، عدم انسجام روانی و بیم و هراس ناشی از انتظار یک پیشامد نامطلوب) و نشانگان جسمانی با 15 نشانه: (لرزش، ناراحتی‌ها و دردهای بدنی، تهوع و استفراغ، تنگی نفس، احساس بی‌حسی و مور مور شدن، ضعف و سستی، ضعف و خستگی زودرس، بی‌قراری و ناآرامی، تپش قلب، گیجی، تکرار ادرار، عرق کردن، برافروختگی چهره، بی‌خوابی و بختک‌زدگی) تقسیم شدند. در این پرسشنامه 16 سئوال از 20 سئوال بر نشانه‌های مثبت تاکید دارد که در آنها برای هیچگاه یا بندرت نمره 1، برای گهگاه نمره 2، برای بیشتر اوقات نمره 3، و برای دائم یا تقریباً همیشه، نمره 4 منظور می‌شود. در مقابل 4 سئوال پرسشنامه بر نشانه‌های منفی تاکید دارند (سئوالات 5، 9، 13، 19) که در آنها نمره به طور معکوس داده می‌شود، دامنه نمرات این مقیاس بین 20 تا 80 است (کرمی، 1382). بر اساس شاخص ارائه شده توسط زونگ نقطه برش مرضی نمره 45 می‌باشد (یعقوبی نصرآبادی، 1378). در پژوهش حاضر، نقطه برش مرضی ارائه شده توسط زونگ (نمره 45) در نظر گرفته شده است.

روایی و اعتبار مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ (S.A.S):

  در مورد روایی تست مطالعات متعددی صورت گرفته که نشان می‌دهد این مقیاس بیماران مبتلا به اختلال‌های اضطرابی را از سایر طبقات متمایز می‌کند. مطالعات نشان داده است که مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ با مقیاس اضطراب هامیلتون همبستگی بالایی دارد. بر اساس اطلاعات حاصل از اجرای مقیاس روی بیش از 500 آزمودنی و با استفاده از روش همبستگی پیرسون همبستگی بین دو آزمون S.A.S و H.A.S برابر 75/0 بوده است. برای محاسبه اعتبار مقیاس S.A.S از روش ضریب همگونی درونی استفاده شده است. تحلیل‌های آماری نتایج S.A.S با استفاده از روش ضریب انسجام نشان دهنده ضریبی با 84/0 بود که بیانگر اعتبار بسیار بالای این مقیاس است (یعقوبی نصرآبادی، 1378).

  میائو و جگد،[5] (1977)، نیز اعتبار و روایی سازه بالایی برای این آزمون گزارش نموده‌اند. این آزمون با پرسشنامه وضعیت اضطرابی زونگ نیز همبستگی (66/0) داشته است. وقتی که نمونه‌ها تنها به بیمارانی که تشخیص اختلال اضطرابی داشتند محدود شده، میزان این همبستگی نیز افزایش یافته‌است (075/0r=) (همان منبع).

زونگ (1981) با ترکیب چندین مطالعه شاخصی برای تفسیر این آزمون تهیه کرده که به قرار ذیل است:

(44-20) عادی

(59-45) اضطراب کم یا متوسط

(74-60) اضطراب شدید

(80-75) اضطراب بسیار شدید

  بیکر (1988) ملاک تشخیص اختلالات اضطرابی را نمره 50 گزارش نموده است. هر چند که بر اساس شاخص ارائه شده توسط زونگ نقطه برش مرضی نمره 45 است. (همان منبع).

روش اجرا:

  در این پژوهش در آغاز و قبل از اجرای تحقیق، ساختار درمانی شناختی ـ رفتاری گروهی تهیه گردید، بعد از آن با اجرای پرسشنامه «اضطراب زونگ» از بین افراد دارای اضطراب با توجه به محدودیت تعداد گروه‌درمانی و احتمال ریزش آزمودنی‌ها 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و در مورد افراد گروه آزمایش پرسشنامه «جمعیت شناختی» به اجرا درآمد. بعد از  تشکیل گروه آزمایش، طی جلسه اول، قوانین و مقررات گروه توضیح داده شد و برگه قرارداد درمانی به امضای آنها رسید. در طی جلسات درمان گروهی، مرور و بررسی تکالیف خانگی، رفع اشکالات، آموزش خطاهای شناختی (یک یا دو خطا در هر جلسه) به همراه تمرین در مورد پیدا کردن خطاهای شناختی، آموزش و تمرین نحوه زیر سوال بردن افکار منفی و نوشتن پاسخ‌های منطقی در جدول، تمرین در مورد ثبت افکار اضطراب آمیز در جدول مربوطه، آموزش و تمرین آرامش عضلات (تن آرامی)، ارائه تکالیف و اختتام جلسه، طبق برنامه درمانی از قبل تنظیم شده به اجرا درآمد. جلسات درمانی هفته‌ای یک جلسه (هر جلسه، یک و نیم ساعت) و به مدت 10 جلسه در روزهای مشخصی به طول انجامید. در ضمن برای جلوگیری از عوامل تأثیرگذار دیگر، از جمله برخورداری آزمودنی‌ها از آموزش‌های دیگر در زمینه کاهش اضطراب و عدم مصرف دارو و... کنترل‌های لازم صورت گرفت. پس از پایان جلسات گروه درمانی از آزمودنی‌های گروه آزمایش و کنترل بعد از یک هفته پس آزمون گرفته شد.

روش‌های تحلیل آماری:

  برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین‌های دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شده است. همچنین کمترین سطح معناداری در این پژوهش 95% یعنی بیشترین مقدار خطای (آلفا) 5% در نظر گرفته شده است.

تجزیه و تحلیل نتایج:

  پس از اجراء، نمره‌های خام بدست آمده با توجه به فرضیه‌های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، با توجه به اینکه در پژوهش حاضر از پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. ابتدا تفاوت نمره پیش آزمون ـ پس آزمون افراد نمونه در گروه‌های آزمایش و کنترل محاسبه و سپس براساس این نمرات، مقایسه میانگین‌های دو گروه صورت گرفته است.

 

جدول 1. شاخص‌های آمار توصیفی در گروه آزمایش

واریانس

انحراف

معیار

    خطای استاندارد

   میانگین

میانگین   نمرات

مجموع نمرات

بیشترین نمره

کمترین نمره

دامنه         تغییرات

متغیر وابسته

552/

743/

1919/

86/5

88

7

4

3

تفاوت نمره اضطراب کلی

(پیش آزمون-پس آزمون)

81/

899/

2323/

33/3

50

5

2

3

تفاوت نمره علایم جسمی اضطراب

(پیش آزمون-پس آزمون)

838/1

355/1

35/

53/2

38

4

0

4

تفاوت نمره علایم ذهنی اضطراب (پیش آزمون-پس آزمون)

 

 

 

 

 

جدول 2. شاخص‌های آمار توصیفی در گروه کنترل

واریانس

انحراف معیار

خطای استاندارد میانگین

میانگین نمرات

مجموع نمرات

بیشترین نمره

کمترین نمره

دامنه تغییرات

متغیر وابسته

952/

975/

251/

33/1

20

3

0

3

تفاوت نمره اضطراب کلی

(پیش آزمون-پس آزمون)

571/1

253/1

323/

1

15

4

0

4

تفاوت نمره علایم جسمی اضطراب

(پیش آزمون-پس آزمون)

829/

91/

235/

6/

19

3

0

3

تفاوت نمره علایم ذهنی اضطراب

(پیش آزمون-پس آزمون)

 

فرضیه اول: مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری شدت علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. برای آزمون این فرضیه از روش مقایسه میانگین‌های دو گروه استفاده شده است.

 

جدول 3. نتایج حاصل از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین های دو گروه آزمایش و کنترل در نمره اضطراب کلی

سطح معنی‌داری: sig

درجه آزادی df

مقدار

t

خطای استاندارد تفاوت میانگین

تفاوت میانگین

مقادیر میانگین

متغیر وابسته

000/

28

31/14

3167/0

4/53

86/5: آزمایش

33/1: کنترل

تفاوت نمره پیش و پس آزمون در نمره کلی اضطراب

 

با توجه به جدول (3)، ملاحظه می‌شود تفاوت میانگین‌ها با سطح اطمینان بیش از 99 درصد معنی‌دار است با توجه به مقادیر میانگین‌های دو گروه که بر اساس تفاوت نمرات پیش آزمون و پس آزمون محاسبه شده‌است می‌توان گفت: که مشاوره گروهی به روش شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم کلی اضطراب دانش‌آموزان دختر (گروه آزمایش) تأثیر معنی‌دار داشته است بنابراین فرض صفر رد و فرضیه پژوهش تایید می‌گردد.

فرضیه دوم: مشاور گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم جسمانی اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. برای آزمون این فرضیه از روش مقایسه میانگین‌های دو گروه استفاده شده است.

 

جدول 4. نتایج حاصل از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین های دو گروه آزمایش و کنترل در نمره اضطراب کلی

سطح معنی‌داری: sig

درجه آزادی  df

مقدار

t

خطای استاندارد تفاوت میانگین

تفاوت میانگین

مقادیر میانگین

متغیر وابسته

000/

28

85/5

3984/

33/2

33/3:آزمایش

00/1: کنترل

تفاوت نمره پیش و پس آزمون در نمره کلی اضطراب

 

با توجه به جدول (4)، ملاحظه می‌شود تفاوت میانگین‌ها با سطح اطمینان بیش از 99 درصد معنی‌دار است با توجه به مقادیر میانگین‌های دو گروه که براساس تفاوت نمرات پیش آزمون و پس آزمون محاسبه شده است می‌توان گفت: که مشاوره گروهی به روش شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم جسمانی اضطراب دانش‌آموزان دختر (گروه آزمایش) تأثیر معنی‌دار داشته است. بنابراین فرض صفر رد و فرضیه پژوهش تایید می‌گردد.

فرضیه سوم: مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم ذهنی اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. برای آزمون این فرضیه از روش مقایسه میانگین‌های دو گروه استفاده گردید.

 

جدول 5. نتایج حاصل از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین های دو گروه آزمایش و کنترل در نمره ا اضطراب کلی

سطح معنی‌داری: sig

درجه آزادی df

مقدار

t

خطای استاندارد تفاوت میانگین

تفاوت میانگین

مقادیر میانگین

متغیر وابسته

000/

28

58/4

4216/

93/1

53/2: آزمایش

600/: کنترل

تفاوت نمره پیش و پس آزمون در نمره کلی اضطراب

 

با توجه به جدول (5)، ملاحظه می‌شود تفاوت میانگین‌ها با سطح اطمینان بیش از 99 درصد معنی‌دار است با توجه به مقادیر میانگین‌های دو گروه که براساس تفاوت پیش آزمون محاسبه شده است می‌توان گفت که مشاوره گروهی به روش شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم ذهنی اضطراب دانش‌آموزان دختر (گروه آزمایش) تأثیر معنی‌دار داشته است. بنابراین فرض صفر رد و فرضیه پژوهش تأیید می‌گردد.

 

بحث و نتیجه گیری

  در این پژوهش اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری (C.B.T) بر کاهش علایم اضطراب دانش‌آموزان دختر دوره پیش‌دانشگاهی بررسی شد. نتایج نشان داد که مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری را می‌توان به عنوان یک روش درمانی مستقل و یا موازی سایر روش‌های درمانی از جمله دارو درمانی در درمان اختلالات اضطرابی بکار گرفت. نتیجه نهایی بدست آمده از پژوهش حاضر بیانگر این مطلب است که مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری می‌تواند تحریفات شناختی و باورهای غیرمنطقی (علایم و نشانه‌های ذهنی اضطراب) نوجوانان بویژه دانش‌آموزان دختر را بطور معناداری کاهش دهد. ضمن آنکه در توانایی و اثربخشی این شیوه درمانی در کاهش علایم و نشانه‌های جسمی و بدنی اضطراب تاکید می‌کنیم، بطور کلی یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که مشاوره به شیوه شناختی ـ رفتاری این توانایی را دارد که بعد از حداقل 10 جلسه، علایم و نشانه‌های کلی و عمومی اضطراب را به گونه معنادار کاهش دهد. این نتیجه با یافته‌های غالب تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور همسو بوده و مورد تائید قرار گرفته است.

از نتایج بدست آمده در مورد فرضیه‌های مطرح شده در پژوهش حاضر می‌توان چنین استنباط کرد که:

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم کلی اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. نتایج و یافته‌های پژوهش حاضر در این خصوص با نتایج تحقیقات پاول (1990)، ایزر و همکاران (1984)، جوب و اویی (1984) و جانسون (1975)، همسویی دارد، در مطالعات فوق که برنامه‌های درمانی شناختی ـ رفتاری به شکل گروهی به اجرا گذاشته شده است اثربخشی این نوع برنامه‌ها را در کاهش سطح اضطراب به طرز چشمگیری نشان می‌دهد، حتی زمانی که نتایج برنامه‌های درمان گروهی با استفاده از ابزار سنجش مشابه بررسی و مقایسه می‌شود نتایج بسیار به هم شبیه هستند (فری مایکل، 1385).

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم جسمی اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. نتایج و یافته‌های حاصل از بررسی این فرضیه با نتایج تحقیقات انجام شده توسط ترنر و همکاران (1993)، ماهونی و آرئوف (1987)، راچمن و رینوان (1980)، همسویی دارد، در این تحقیقات درمان شناختی ـ رفتاری چه به صورت فردی یا گروهی در درمان اختلالات اضطرابی و کاهش نشانه‌های جسمی و بدنی برتر و یا حداقل مساوی سایر درمان‌ها بوده است (کوری، 1385). همسو بودن یافته‌های مربوط به این فرضیه با تحقیق بخشانی (1372)، هالپرین، ناتان، دراموند و کاستل (2005)، مبنی بر اثربخشی روش شناختی ـ رفتاری در درمان اختلالات اضطرابی چشمگیر است.

- مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری علایم ذهنی اضطراب دانش‌آموزان دختر را کاهش می‌دهد. نتایج و یافته‌های پژوهش حاضر در بررسی این فرضیه با نتایج تحقیقات هاوتون (2006)، مایکن بام (1999)، عباسی باویل (1379)، اعتمادی (1374)، پورشهسواری (1382) همسویی دارد. هر چند در پژوهش‌های انجام شده در داخل و خارج از کشور علایم ذهنی اضطراب از اضطراب کلی تفکیک نشده، لیکن در متن گزارش‌ها در اثربخشی شیوه‌های درمانی استفاده شده جهت کاهش علایم اضطراب، بر کاهش علایم ذهنی اشاراتی شده است. بویژه این که اضطراب به عنوان یک اختلال، بیشتر از بعد ذهنی و روانشناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

  از جمله موارد قابل بحث، نتایج پژوهش‌هایی است که اقدام به مقایسه اثربخشی مشاوره‌های فردی و گروهی به شیوه شناختی و رفتاری نموده‌اند، غالب این تحقیقات نظیر رئیسی (1380) و بهرامی (1381)، نشان داده‌اند که بین اثربخشی دو شیوه فردی و گروهی در درمان شناختی ـ رفتاری علایم اضطراب تفاوت معناداری وجود ندارد و بنظر می‌رسد این یافته نیاز به مطالعات بیشتری داشته باشد.

  بطور کلی بررسی نتایج یافته‌های پژوهش‌های انجام شده و پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که مشاوره گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری توانایی آن را دارد که علایم و نشانه‌های اضطراب را کاهش داده و بعنوان یک روش درمانی اثربخش در درمان اختلالات اضطرابی توسط درمانگران بکار گرفته شود.

   در پژوهش حاضر همکاری ضعیف برخی مسئولین مدرسه، نبود امکانات کافی پذیرایی از آزمودنی‌ها در طول 10 جلسه و اجرای پژوهش بر روی دانش‌آموزان دختر (عدم تعمیم نتایج به دانش آموزان پسر) از جمله محدودیت‌های آن بشمار می‌رود. همچنین از دیگر محدودیت‌های پژوهش می‌توان به پایین بودن حجم نمونه اشاره داشت.

 اثربخشی مشاوره گروهی به شناختی ـ رفتاری در مقایسه با تاثیر سایر شیوه‌ها در کاهش علائم اضطراب و  درمان سایر اختلالات رفتاری و روانی از جمله افسردگی، اضطراب امتحان و هر نوع اختلالی که در بین دانش‌آموزان نوجوان و جوان شایع است مورد بررسی قرار گیرد. همچنین تحقیق حاضر در بین دانش‌آموزان دختر انجام یافته و با نتایج مربوط به دانش‌آموزان پسر مورد مقایسه قرار گیرد. ضمناّ به منظور اطمینان از سنجش اثربخشی این شیوه، از ابزارهای دیگر سنجش اضطراب مانند اضطراب‌سنج بک و کتل می‌توان استفاده نمود و نتایج حاصل را با نتایج تحقیق حاضر مقایسه کرد.



1.  Marks

[2]. Leader

1. panic-traumatic control

2. Post-traumatic stress disorder

3. cognitive – behavior therapy

 

 

[4]. Self Rating Anxiety (S.A.S)

[5].  Miao & Jegde

مأخذ

اعتمادی، مهنار، (1374)، بررسی نقش مشاوره گروهی در کاهش اضطراب امتحان دانش‌آموزان مقطع راهنمایی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه علامه طباطبائی تهران.

بخشانی، احمد، (1372)، بررسی اثربخشی روانشناختی ـ رفتاری در درمان اختلالات اضطرابی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه تربیت معلم تهران.

 بلک برن، ایوی، (1378)، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ترجمه: حسن توزنده جانی. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

بهرامی، علیرضا، (1381)، مقایسه اثربخشی دو شیوه فردی و گروهی درمان شناختی ـ رفتاری بر کاهش علایم اضطراب، پایان نامه کارشناسی ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه تهران.

پورشهسواری، نادر، (1382)، بررسی کاربردپذیری مشاوره گروهی با رویکرد حل مساله در کاهش اضطراب دختران دانشجو، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه تربیت معلم تهران.

ترور، ج، پاول ـ سایمون، ج، انرایت، (1379)، کنترل اضطراب و فشارهای روانی، ترجمه: مهرداد پژوهان، اصفهان: انتشارات غزل.

رئیسی، صغری، (1380)، اثربخشی مشاوره فردی و گروهی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه علامه طباطبائی تهران.

شریفی، حسن پاشا، شریفی، نسترن، (1380)، روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، تهران: انتشارات سخن.

فری، مایکل، (1385)، شناخت‌درمانی گروهی، ترجمه: علی صاحبی و همکاران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.

کرمی، ابوالفضل، (1382)، آشنایی با آزمون‌سازی و آزمون‌های روانی، تهران: انتشارات روانسنجی

کلارک، دیوید ـ فربورن، کریستوفو، (1380)، رفتاردرمانی شناختی، ترجمه: حسین کاویانی، تهران: انتشارات فارس.

کوری، جرالد، (1385)، نظریه و کاربست مشاوره و روان‌درمانی، ترجمه: یحیی سیدمحمدی، تهران: انتشارات ارسباران.

کوری، ماریان اشنایدر، کوری، جرالد، (1382)، گروه‌درمانی، ترجمه: سیف‌اله بهاری و همکاران، تهران: نشر روان.

کیایی، منصور. (1374)، بررسی و مقایسه تأثیر روش‌های مشاوره فردی و گروهی در کاهش میزان اضطراب دانش‌آموزان، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، (چاپ نشده)، دانشگاه تربیت معلم تهران.

نادری، عزت اله، سیف نراقی، مریم، (1372)، روش تحقیق در علوم انسانی، تهران: انتشارات بدر.

یعقوبی نصرآبادی، محمد (1380)، بررسی تأثیر گروه‌درمانی شناختی ـ رفتاری بر کاهش افسردگی بیماران مرد بستری مبتلا به اختلال خلقی، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، (چاپ نشده)، انیستیتو روانپزشکی تهران.

 

Barrett, M. paula (1998), Evaluation of Cognitive behavioral Group treatments for Childhood Anxiety disorder.

Beck Aron, Emery, Gary,(2002), Cognitive Therapy of depression, published by Guilford press. published by New York press.

Hawton, K, (2006), Cognitive behavioral Therapy for psychiatric problems. A practical guide. Oxford university press.

Halperin, Stephan, Nathan, paula, Drummond, peter, Castle, Daivid (2005), A Cognitive behavioural group-based intervention for social anxiety in Schizophrenia. Australian and newzealand  journal of psychiatry.

Meichen, Baum, D (1999), Cognitive – behavioral modification, mrristovv, N.T. General learning press. published by Guilford press.