تأثیر قصه درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

2 استادیار دانشگاه تبریز

چکیده

دراین پژوهش، اثربخشی قصه­درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک، مورد بررسی قرار گرفت. با بهره­گیری از طرح نیمه ­­آزمایشی، نمونه­ای، شامل 45 نفر از دانش­آموزان پسر پایه چهارم و پنجم مبتلا به اختلال سلوک از مدارس ابتدایی شهر تبریز انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی درسه گروه (دوگروه آزمایشی) و یک گروه کنترل مورد مطالعه قرارگرفتند (در هر گروه 15 نفر). ابزار جمع­آوری اطلاعات شامل مصاحبه مبتنی بر ملاک­های تشخیصی DSM-IV TR، پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) فرم معلم و مقیاس رفتار سازگارانه واینلند بود. در فرایند اجرا، گروه­های آزمایش یعنی گروه قصه­درمانی با زبان مادری (ترکی) و گروه قصه­درمانی با زبان غیرمادری (فارسی)، به مدت 11جلسه طی چهار هفته تحت مداخله قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله­ای را دریافت نکرد. نتایج حاصلاز روش تحلیل کوواریانس یک طرفه نشان داد که سازگاری اجتماعی گروه­های آزمایشی از گروه کنترل بیشتر است. بر این اساس به­ نظر می­رسد می­توان از قصه­درمانی به منظور بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک استفاده نمود

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effect of narrative therapy on social adjustment improvement in children with conduct disorder

نویسندگان [English]

  • Farzaneh Asgarzadeh Salmasi 1
  • Hamid Pour Sharifi 2
چکیده [English]

In This study the effectiveness of narrative therapy on social adjustment improvement in children with conduct disorder (CD) was studied. In this
quasi-experimental method a sample of 45 male 4 & 5 grader students with (CD) were selected from Tabriz primary schools and then randomly assigned to three groups (two experimental groups) and a control group. The data gathering instruments included an interview based on diagnosis criteria DSM-IV TR and child symptom Inventories (CSI-4) teacher’s form and Winelend social maturity scale. The narrative therapy was administered for experimental groups narrative therapy in mother tongue (Turkish), and narrative therapy in non-mother tongue (Farsi) in 11 session (45 minutes for 4 weeks) and control group received no intervention.The results of one way ANCOVA analysis showed that social adjustment of experimental groups was more than control group. It was concluded that narrative therapy could be used social adjustment improvement in children with conduct disorder

کلیدواژه‌ها [English]

  • conduct disorder
  • Narrative therapy
  • social adjustment

مقدمه

اختلال سلوک یکی از رایج­ترین اختلالات دوره کودکی هست و از عمده­ترین دلایل ارجاع به مراکز درمانی است. این اختلال الگوی رفتاری پایدار، با مشخصه، پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران است (سادوک وسادوک، 1382). کودکان مبتلا به اختلال سلوک به شدت درمعرض طرد هم­سالان، عملکرد ضعیف تحصیلی، افزایش رفتار پرخاشگرانه (پترسون، به نقل از باررا و همکاران) و همچنین آماده­ی ابتلاء به اختلال­های خلقی، مصرف مواد و بزهکاری و اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی هستند (سادوک وسادوک، 1382). شیوع اختلال سلوک در دهه­های گذشته افزایش یافته و ممکن است در محیط­های شهری بیشتر از محیط­های روستایی باشد. بررسی جمعیت معمولی، دامنه­ی میزان شیوع آن کمتر از 1 درصد تا بیش از 10درصد گزارش کرده­اند. اختلال سلوک در ردیف اختلال­هایی است که در مراکز بهداشت روانی کودکان به فراوانی زیاد تشخیص داده می­شود (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2002). در ایران بررسی­های اندکی برای ارزیابی شیوع اختلال سلوک صورت گرفته است، که در این میان توکلی­زاده (1379) نشان داده که 17% جمعیت مورد بررسی وی (دانش­آموزان دبستانی شهر گناباد) مبتلا به رفتار ایذایی و کمبود توجه هستند. فارسانی و شفقی (1377) از جوانان مورد بررسی شهر کرمان 7% مبتلا به اختلال سلوک و صالح مجتهد (1373)، 8/5% از نوجوانان 12-8 ساله شهر تهران گزارش نموده­اند.

از مهمترین آثار مربوط به اختلال سلوک می­توان پرخاشگری، عدم­سازگاری اجتماعی، روابط ضعیف میان فردی، طردشدن از گروه هم­سالان، کمبودهای تحصیلی، کمبود در مهارت­های حل مسأله و نقایصی در توجه و تفکر را می­توان نام برد، که در این میان عدم­سازگاری اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مسائل درگیر با کودکان مبتلا به اختلال سلوک هست. به نظر می‌رسد کودکان مبتلا به اختلال سلوک رفتارهای بین شخصی ملایم و بی‌طرفانه دیگران را به خاطر تمایل خصومت­آمیز خود، غلط تفسیر می‌کنند. کودکان و نوجوانان دارای اختلال سلوک سوگیری‌هایی در توجه انتخابی و یادآوری دارند، آنها به جای توجه و یادآوری نشانه‌های اجتماعی مثبت در تعامل‌های بین شخصی به علایم اجتماعی خصومت آمیز توجه می‌کنند. (محمد اسماعیل، 1384).

روابط ضعیف میان فردی با رفتار ضد اجتماعی همبستگی دارد. کودکان دارای رفتارهای بسیار پرخاشگرانه یا دیگر رفتارهای ضد اجتماعی از سوی هم­سالان خود طرد می‌شوند و دارای مهارت‌های اجتماعی ضعیف هستند (بهار و استوارت، کارسون لاهی و نیپر، به نقل از کراتوچویل و موریس، 1381). براین اساس لازم است که درمان‌های خاص نوجوانان دارای اختلال سلوک دربرگیرنده تلاش‌هایی باشند که معطوف به ایجاد رفتار اجتماع پسند و کاهش رفتار انحرافی است. کارکرد اجتماع پسند به رفتارهای انطباقی مثبت و تجاربی نظیر شرکت در فعالیت­های اجتماعی، تعامل اجتماعی و برقراری دوستی اطلاق می‌شود (کازدین، به نقل از کراتوچویل و موریس، 1381). دلیل دیگر برای توجه کردن به رفتارهای اجتماع پسند، ارتباط احتمالی آنها با سازگاری بلند مدت است. برای مثال به نظر می‌رسد که افزایش شایستگی تحصیلی جدای از کاهش رفتارهای ضد اجتماعی به عنوان یک ویژگی اجتماع پسند از اهمیت خاصی برخوردار است. بسیاری از درمان‌ها بر کاهش نشانه‌ها یا رشد رفتار اجتماع پسند تأکید دارند (کراتوچویل و موریس، 1381).

هیچ روش درمانی برای تمام طیف رفتارهایی که در اختلال سلوک سهیم­اند درمان بخش شمرده نمی‌شود، ‌انواعی از درمان‌ها ممکن است برای اجزاء خاصی از اختلال مزمن مفید باشند (کاپلان و سادوک، 1382). برای رفتار ضد اجتماعی ازدرمان­های گوناگون استفاده شده است که شامل اشکال مختلف درمان فردی و گروهی، رفتار درمانی، درمان آسایشگاهی، دارو درمانی، جراحی روانی و انواعی از درمان­های ابتکاری اجتماعی است (کازدین، به نقل از کراتوچوپل و موریس، 1381). گرچه تأثیر نسبی آموزش مهارت­های شناختی و اجتماعی در چندین مطالعه گزارش شده است (کازدین،1381).بطور کلی پژوهشگران عدم تعمیم­پذیری مهارت­های آموخته­شده به محیط طبیعی را بزرگترین مشکل آموزش سنتی مهارت­های اجتماعی (آموزش، ارائه الگو، تمرین، بازخورد و تقویت) می­دانند، زیرا در این شیوه، آموزش یک مهارت تنها دستورالعملی مستقیم درباره یک نحوه عمل مشخص در یک موقعیت خاص است و انعطاف­پذیری لازم را برای تطبیق با موقعیت­های جدید ندارد (راحیل،2002).

بر همین اساس بکارگیری شیوه­های غیرمستقیم، مثل بازی و قصه در آموزش مهارت یک ضرورت به حساب می­آید. به­نظر می­رسد از آنجا که آموزه­ها و پندها در خلال قصه به خوبی برای کودک قابل فهم و معنادار است، احتمال بکارگیری و تعمیم آنها توسط کودک در زمینه­های مشابه افزایش می­یابد (اتو، به نقل از هفنر،2003). پژوهش حاضر نیز با توجه به ضرورت درمان زود هنگام اختلال سلوکدر کودکان و اهمیت اتخاذ شیوه­ای جهت مداخله برای بازگرداندن کودکان به فضای اجتماعی، تعامل با هم­سالان وجلوگیری از ورود آنها به گروه­های ضداجتماعی و همچنین کاربری شیوه­ای مؤثر و در عین حال جذاب و انعطاف­پذیر برای مداخله در این اختلال انجام گرفته است. از طرف دیگر، پژوهش‌های انجام گرفته در کشور، در رابطه با قصه درمانی بسیار محدود بوده و مطالعات انجام شده هم بیشتر در ارتباط با اثربخشی قصه درمانی بر نشانه‌های مرضی و اختلالات اضطرابی بوده است.

تغییردادن افکار انسان به مثابه نمونه­هایی ازبسط قصه­ها، تلویحات گسترده­ای را برای بسیاری از قلمروهای روانشناسی هم در سطح نظری و هم سطح پژوهشی دربرداشته است (هوارد،1991).در خصوص کارایی و اثر بخشی قصه­درمانی در مشکلات روانشناختی کودکان پژوهش­های متعددی انجام شده است، که از آن­جمله می­توان به استفاده از قصه­درمانی برای کاهش اضطراب و افزایش احساس مسلّط بودن و شایستگی و امیدواری کودکان (هنی و کوزلوفسکا، 2002)، درمان اختلال سلوک
 (آراد، 2004)، درکاربا کودکان ناشنوا و نیمه­شنوا (فارلانگر، 1999)، پژوهش­های فرید برگ (1994) برای درمان دو مورد اضطراب جدایی و ترس، وب وبرت (1995) در مراقبت از خردسالان دارای اختلال رفتاری و هیجانی، هرمن (1997) در کمک به کودکانی که مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته­اند. سرانجام اینکه مونترو ورنی (2002) نیز به این نتیجه رسیدند که فن قصه­درمانی و کتاب­درمانی برای اصلاح اعمال کودکان و ترغیب آنها به انجام کارهای صحیح تأثیر زیادی داشته است.

در این زمینه، از سالیان پیش در ایران نیز قصه­درمانی به نتایج مثبتی در برخی از اختلالات از جمله مشکلات رفتاری، عاطفی و پرخاشگری (سیدی، 1382)اختلال­های یادگیری (یوسفی لویه و متین، 1387) و اختلال­های رفتاری آشکار (چهارمحالی، 1385) منتهی شده است. از این رو انتظار می­رود که آموزه­های این روش، برای مداخلات درمانی در کودکان مبتلا به اختلال سلوک نیز قابل تسری باشد؛ بنابراین در کل هدف این پژوهش دستیابی به پاسخ فرضیه­های زیر است:

1-   قصه­هایی با زبان مادری (ترکی) موجب بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک می­شود.

2-   قصه­هایی با زبان غیرمادری (فارسی) موجب بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک می­شود.

 

روش

روش تحقیق مورد استفاده، روش نیمه تجربی است که در آن اثربخشی یک متغیر مستقل
(قصه­درمانی، با دو رویه؛ قصه­هایی با زبان مادری و قصه­هایی با زبان غیرمادری) بر متغیر وابسته (سازگاری اجتماعی) مورد بررسی قرار گرفته ­است. بر همین اساس از طرح پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل استفاده شده ­است. در این پژوهش، جامعه مورد مطالعه عبارت بود از کلیه دانش­آموزان پسر11-10 ساله مبتلا به اختلال سلوک که درکلاس­های چهارم و پنجم ابتدایی شهر تبریز تحصیل می­کردند. با توجه به گستردگی طرح و محدودیت‌های موجود در انجام مداخله‌های مورد نظر تلاش بر این شد که از مدارس ابتدایی ناحیه1 تبریز 45 نفر دانش‌آموز توسط روان­شناس و بر اساس ملاک‌های تشخیصی  DSM-IVTRوپرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 (فرم معلم) به عنوان دانش‌آموزان مبتلا به اختلال سلوک غربال شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرارگرفتند (در هر گروه 15نفر). سپس پیش­آزمون (مقیاس رفتار سازگارانه واینلند) در مورد هر سه گروه اجرا و به دنبال آن متغیر مستقل (قصه­درمانی، که در یک گروه آزمایشی، قصه­هایی با زبان مادری (ترکی) و در گروه آزمایشی دیگر قصه­هایی با زبان غیرمادری (فارسی) انجام شد و بر روی گروه کنترل هیچ مداخله­ای صورت نگرفت و در نهایت، اندازه­های متغیر وابسته (مقیاس رفتار سازگارانه واینلند) در هر گروه به دست آمد و به مثابه معیاری برای مقایسه­های لازم مورد استفاده قرارگرفت).

ابزارگردآوری داده­ها

برای انتخاب نمونه و جمع­آوری داده­ها، از مصاحبه تشخیصی و بالینی روان­شناس بر اساس
ملاک­های DSM-IV-TR و پرسشنامه­ی علایم مرضی کودکان (CSI-4) استفاده­ شد.این پرسشنامه یک مقیاس درجه ‌بندی رفتار است که اولین بار در سال 1984 توسط اسپیرافکین و گادو بر اساس طبقه‌بندی DSMIII به نام SLUG و به منظور غربال 18 اختلال رفتاری و هیجانی کودکان 12-5 ساله طراحی شد. بعدها بارها مورد تجدید نظر قرار گرفت و در سال 1994 مطابق با چاپ چهارم DSM تغییرات اندکی در آن ایجاد شد و با نام CSI-4 منتشرشد. پرسشنامه CSI-4، دارای دو فرم والد و معلم و دو شیوه نمره­گذاری است:

1-   نمره­گذاری براساس غربالگری

2-   نمره­گذاری بر اساس شدت علائم مرضی

این پرسشنامه در پژوهش­های متعددی مورد بررسی قرار گرفته و اعتبار و روایی، حساسیت و ویژگی­های آن محاسبه شده ­است. در پژوهش محمد اسماعیل (1380) ضریب اعتبار این پرسشنامه از طریق اجرای مجدد تست برای این اختلال محاسبه شده ­است که این ضریب اعتبار برای اختلال سلوک 76/0 گزارش شده ­است. در این پژوهش، در بررسی فرم­های والد نمره 5 و فرم معلم نمره 3 به عنوان بهترین نمره معیار مشخص شده و ویژگی و حساسیت آن به ترتیب (97/0) و (53/0) برآورد شده ­است.

 

مقیاس رفتار سازگارانه واینلند و ویژگی­های روان­سنجی آن

این مقیاس کفایت شخصی و اجتماعی فرد را در انجام­دادن فعالیت­های روزانه مورد ارزیابی قرار می‌دهد «(اسپارو، بالا، سی چتی، به نقل از قامت بلند، توکلی، بقولی، 1376). مقیاس رفتار سازگارانه واینلند درگروه سنی 11 تا 18 سال و 11 ماه در ایران را قامت بلند، توکلی و بقولی (1376)» هنجاریابی کرده‌اند. مقیاس رفتار سازگارانه واینلند دارای 297 ماده است که چهار حوزه مهارت­های ارتباطی، مهارت­های زندگی روزمره، مهارت­های اجتماعی شدن و مهارت­های حرکتی را دربر می­گیرد و یک ارزیابی از عملکرد سازگارانه را فراهم می­کند. ضریب بازآزمایی نمره­های هنجاریابی شده در گروه سنی 11سال و 18 سال و 11 ماه درهنجاریابی مقیاس رفتار سازگارانه واینلند (قامت بلند و همکاران، 1376) به این صورت می­باشد: در حوزه ارتباطی از 8/0 تا 86/0 با میانگین 84/0، در حوزه مهارت­های روزمره زندگی از 79/0 تا 87/0 با میانگین 83/0، در حوزه اجتماعی شدن از 82/0 تا 88/0 با میانگین 85/0 و در حوزه مهارت­های حرکتی از 79/0 تا 88/0 با میانگین 85/0 گزارش شده است. ضرایب پایایی و بازآزمایی نمرات استاندارد بخش مرکب رفتار سازگارانه در همان پژوهش از 85/0 تا 92/0 با میانگین 89/0 در تغییر بود. تفاوت میانگین نمرات دو گروه بهنجار و عقب مانده ذهنی در سطح 01/0 معنی­دار بود که بیانگر روایی تفکیکی مناسب در مورد این مقیاس در ایران است (قامت بلند و همکاران، 1376).

شیوه اجرا

پس از آن که آزمودنی­ها انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جای گرفتند، پیش آزمون مقیاس رفتار سازگارانه واینلند در هر سه گروه اجرا شد. سپس با هماهنگی مدیران آموزشگاه­ها، مکان مناسبی برای آموزش فراهم شد. گروه­های آزمایش به چهار گروه 8 و 7 نفری تقسیم شدند تا امکان کنترل آنان در جلسات آموزشی مهیا شود. سپس هر یک از گروه­ها در 11 جلسه 45 دقیقه­ای در طی یک ماه، به صورت گروهی تحت آموزش قصه­درمانی قرار گرفتند، پس از پایان هر مرحله،
تمرین­هایی به صورت فعالیت­های مکمل و متناسب با اهداف هر جلسه در کلاس و تکالیف خانگی تهیه و انجام شد. با اتمام فرایند قصه­درمانی و اطمینان از کاربندی تکالیف­های درمانی، اندازه­های متغیر وابسته (سازگاری اجتماعی) با استفاده از مقیاس رفتار سازگارانه واینلند به دست آمد.

 

روش تجزیه و تحلیل داده­ها

دراین پژوهش برای توصیف داده­های به دست آمده از شاخص­های میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از روش تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد.

 

یافته‌‌ها

جدول (1): شاخص­های توصیفی پیش­آزمون و پس­آزمون سازگاری اجتماعی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل

متغیر

گروه

تعداد

میانگین

انحراف معیار

پایین­ترین نمره

بالاترین نمره

پیش آزمون

آزمایش ترکی

15

70

171/2

80/68

20/71

آزمایش فارسی

15

71

859/1

77/68

83/70

کنترل

15

93/69

052/2

80/68

07/71

کل

45

31/70

987/1

31/69

51/70

پس آزمون

آزمایش ترکی

15

67/76

735/3

60/74

74/78

آزمایش فارسی

15

67/71

127/2

49/70

84/72

کنترل

15

93/69

052/2

80/68

07/71

کل

45

76/72

944/3

57/71

94/73

 

جدول 1، شاخص­های توصیفی پیش­آزمون و پس­آزمون را در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل نشان می­دهد. مندرجات جدول نشان می­دهد که در مرحله پیش­آزمون میانگین گروه­های مورد مطالعه تفاوت فاحشی با همدیگر ندارند و با این حال، در مرحله پس­آزمون تفاوت چشمگیری وجود دارد. از این رو تفاوت موجود نیازمند تحلیل دقیقتری می­باشد که در این راستا از روش تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد. در راستای بهره­گیری از روش تحلیل کوواریانس یک راهه، نتایج آزمون لون برای برابری واریانس خطای گروه­های آزمایش و کنترل در مورد متغیر وابسته، سازگاری اجتماعی نشانگر این مسأله استکه با F برابر با 352/15 و سطح معنی­داری 001/0، مفروضه همگنی واریانس تایید نمی­شود، ولی به دلیل اینکه تعداد افراد گروه­ها برابر هستند در نتیجه در چنین شرایطی عدم وجود همگنی واریانس را می­توان نادیده گرفت. لذا از روش تحلیل کوواریانس یک راهه جهت بررسی فرضیه­های پژوهشی استفاده شد. نتایج این تحلیل در جدول 2 آمده­است.

 

جدول (2): نتایج تحلیل کوواریانس یک طرفه آثار قصه­درمانی در بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

مجذوراتا

عرض از مبدأ

931/2

1

931/2

502/1

227/0

25/0

پیش آزمون

588/237

1

588/237

746/121

001/0

74/0

گروه

697/352

2

346/176

364/90

001/0

81/0

خطا

012/80

41

952/1

-

-

-

کل

00/238886

45

-

-

-

-

 

برطبق داده­های بدست آمده از تحلیل کوواریانس یک طرفه آثار قصه­درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی در کودکان مبتلا به اختلال سلوک، در واقع با حذف اثر نمرات پیش­آزمون مقدار F برابر با 364/90 بوده و این مقدار در P<0/001 معنی­دار است. لذا می­توان نتیجه گرفت که، بین سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) از نظر میزان بهبود سازگاری اجتماعی بعد از مداخله تفاوت معنی­داری وجود دارد. همچنین مقدار مجذوراتا برابر با 815/0 است که نشانگر اندازه اثر قوی هست. همان گونه که درجدول 2 آمده گروه­های پژوهشی سه گانه در سطح  P<0/001با هم تفاوت معناداری دارند.

در ادامه تحلیل کوواریانس برای مقایسه دوبدوی گروه­ها هم از روش  L matrixو هم آزمون تعقیبی توکی (درجدول 4) استفاده کردیم، که نتایج روش L matrix در جدول 3 آمده است.

همانطوری که درجدول 3 آمده است، شرایطی را که در مورد گروه­ها (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) مورد مقایسه قرار داده­ایم (قصه­درمانی با زبان مادری و غیرمادری) به طور معناداری متفاوت هستند.

 

 

جدول (3): ضریب مقابله­ای (L matrix)

متغیر

گروه­ها

آزمایش ترکی

آزمایش فارسی

کنترل

عرض ازمبدا

1

1

1

گروه=1

1

0

0

گروه=2

0

1

0

گروه=3

0

0

1

 

نتایج جدول 2 (تحلیل کواریانس) اثرات قصه­درمانی بر بهبود مهارت سازگاری اجتماعی دانش­آموزان مبتلا به اختلال سلوک نشان دهنده این است که میانگین سه گروه از نظر مهارت سازگاری اجتماعی معنی­داری دارد. همچنین برای بررسی محل عدم برابری لازم است که آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه دوبدوی میانگین گروه­ها انجام شود. نتایج درجدول 4 ارائه شده است.

 

جدول (4): مقایسه دوتایی گروهها درمهارت سازگاری اجتماعی

گروه I))                   گروه (j)

تفاوت میانگین

سطح معناداری

آزمایش  ترکی         آزمایش فارسی

کنترل

20/4

93/6

001/0

001/0

آزمایش فارسی       آزمایش ترکی

کنترل

20/4-

73/2

001/0

001/0

کنترل                 آزمایش ترکی

آزمایش فارسی

93/6-

73/2-

001/0

001/0

 

همانطوری که نتایج جدول 4 نشان می­دهد بین قصه­درمانی با زبان مادری (ترکی) و قصه­درمانی با زبان غیرمادری (فارسی) و قصه­درمانی با زبان مادری و گروه کنترل (P<0/05) و قصه­درمانی با زبان غیرمادری و گروه کنترل (P<0/05) تفاوت معناداری وجود دارد.

از آنجایی که مطابق جدول1، میانگین سازگاری اجتماعی گروه­های آزمایشی بیشتر از گروه کنترل می­باشد، لذا می­توان نتیجه گرفت که این مداخله موجب شده:

1-   سازگاری اجتماعی در گروه­های آزمایشی نسبت به گروه کنترل بیشتر افزایش یافته­ است.

2-   سازگاری اجتماعی در گروه آزمایشی فارسی نسبت به گروه کنترل بیشتر افزایش یافته ­است.

3-   سازگاری اجتماعی درگروه آزمایشی ترکی نسبت به گروه آزمایشی فارسی بیشتر افزایش یافته است.

با توجه به این نتایج، می­توان استدلال کرد که فرضیه پژوهشی اول و دوم مورد تأیید آماری قرار گرفته است و تفاوت گروه­های مورد مطالعه، از نظر آماری معنی­دار و این به نفع گروه­های آزمایشی است. از این رو می­توان استنباط کرد که قصه­درمانی موجب بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلاء به اختلال سلوک گردیده است. عدم حضور دختران در نمونه­گیری و فرایند پژوهش و از آن جایی که پژوهش حاضر در دانش‌آموزان مبتلاء به اختلال سلوک در شهرستان تبریز صورت می­گیرد، می­تواند تحت تأثیر ویژگی­های خاص فرهنگی و منطقه­ای قرار گرفته باشد. بنابراین این پژوهش در تعمیم نتایج به عمل آمده به مناطق دیگر محدودیت دارد.

عدم امکان استفاده از حجم بالای نمونه، عدم استفاده از کودکان پسر در سنین پایین و همچنین پسران در سنین نوجوانی و محدودیت ابزارهای پژوهش درخصوص نحوه اندازه­گیری دقیق میزان سازگاری اجتماعی و تشخیص دقیق ابزارهای تشخیصی اختلال سلوک، محدودیت­هایی هستند که در این تحقیق برجسته­اند و بنابراین پیشنهاد می­شود در پژوهش­های آتی، این موارد مورد توجه قرار گیرد

مآخذ

انجمن روان پزشکی آمریکا (1381). راهنمای تشخیصی و آماری اختلال­های روانی. ترجمه: محمدرضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس، (2002). [چاپ چهارم]. تهران: سخن.

توکلی‌زاده، جهانشیر؛ بوالهری، جعفر؛ مهریار، هوشنگ؛ دژکام، محمود(1379). همه­گیر شناسی
اختلال­های رفتاری ایذایی کمبود توجه در دانش­آموزان شهرگناباد. فصلنامه اندیشه و رفتار، سال سوم شماره 2و1. ص.ص 50-40.

چهارمحالی، ف.، (1385). بررسی اثربخشی قصه­گویی درکاهش اختلالات رفتاری آشکار کودکان پیش دبستانی. پایان­نامه کارشناسی‌ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی تهران.

سادوک، بنیامین و سالاک، ویرجینیا (1382). خلاصه روانپزشکی (جلد سوم). ترجمه:
نصرت­ا... پورافکاری، (2003). [چاپ اول]. تهران: شهرآب.

سیدی، ط.، (1382). کاربرد قصه­درمانی در درمان مشکلات رفتاری، عاطفی، پرخاشگری. فصلنامه تعلیم و تربیت استثنایی شماره 23. ص.ص 43-35.

فارسانی، رجب و شفقی، ساسان (1377). بررسی شیوع اختلال کرداری و برخی عوامل وابسته در دانش‌آموزان مقطع راهنمایی شهر کرمان. پایان­نامه دکتری پزشکی. دانشکده پزشکی کرمان.

بلند، حمید رضا؛ توکلی، محمدعلی و بقولی، حسین (1376). هنجاریابی مقیاس رفتار سازگارانه واینلند درگروه سنی 11 سال تا 18 سال و11 ماه در ایران. پایان­نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی، انیستیتو روانپزشکی تهران.

کراتو چویل، توماس آر؛ موریس، ریچارد جی (1381). روان شناسی بالینی کودک در روش­های درمانگری. ترجمه: محمدرضا نائینیان (1998). تهران: رشد.

 محمداسماعیل، الهه (1380). بررسی اعتبار، روایی و تعیین نقاط برش اختلال‌های پرسشنامه علایم مرضی کودکان بر روی دانش­آموزان 14-6 ساله مدارس ابتدایی تهران. پژوهشکده کودکان استثنایی.

محمداسماعیل، الهه (1384). درسنامه درمان رفتاری-شناختی کودکان مبتلا به
بیش­فعالی/کمبود توجه
. تهران: دانژه.

یوسفی لویه، م.، متین، آ.، (1387). بررسی قصه­درمانی بر راهبردهای رویارویی کودکان با مشکلات یادگیری. پژوهش درحیطه کودکان استثنایی شماره 6. ص.ص 622-603.

Arad. (2004). If your mother were on animal, what animal would She be? Creating play stories in family therapy: the AnimalAttribution Story-telling technique. Family process.

Barrera, M., Biglan, A., Taylor, T.K., Gunn, B.K., Smolkowski, K., Black, C., Ary, D.V., & flower, R.C., (2002). Aggression and antisocial Behavior in children prevention science,3,83-94.

Crozier, S., & Tincain, M.J., (2005). Using a modified social story to Decrease disruptive behavior of a child with Autism. focus On Autism and other Developmental Disabilities, 2, 150-157.

Fridberg, R.D., (1994). Story telling and cognitive therapy with children. Journal of cognitive psychotherapy.anternational quarterly. 8(3), 209.

Furlonger, B.F., (1999). Narrative therapy and children with hearing Impairment Am, Ann Deaf. 144(4), 3-325.

Hanney, L., & Kozlowska, K., (2002). Healing trauma ionized children: Creating illustrated story books in family therapy. family Prosses, 41, 37-65.

Howard, G.S., (1991). Cultuertales. A narrative approach tothinking,
Cross-cultural psychology and psychotherapy. American Psycho,46,97-187.

Herman, Lisa (1997). Good enough fairytales for resolving sexual abuse Thruma. Arts in psychotherapy. 24(5), 439-445.

Heffner (2003). Experimental support for the use of story telling to guide behavior. unpublished doctoral dissertation, west Virginia university: (http:proquest.umi.com/-pqdweb).

Montero, K., & Renee (2002). Bridging communication with the story technique west wing publishing cm/hype lexes.

Orcutt, S.R., (2002). Assertive approach to helping children deal With anger: Developing a child book on anger management Unpublished Doctoral Dissertatation Allint internationonal University, California [on-line]. Available: (http:proquest.umi.com/pads web).

Painter, J.T., Silverman, P.S., & Cook, J.W., (1999). The effect of therapeutic story telling and behavioral parent training on noncompliant behavior in young boys. Child &Family Behavior Therapy. 21, 47-66.

Rahill, S.A., (2002). Compression or the effectiveness or story-based and
Skill-based social competence program son the developmnt of social Problem solving and peer relationship skills ofchildern with emotion disability. unpublished Doctoral Dissertation. Carlson Albizu university, Maryland. (http:proquest umi.com/PDF web).

Shechtman, Z., (1999). Bilbotherapy An indirect approach to treatment Of childhood aggression. Child psychiatry and Human Development, 30, 39-53.

Sonsoti, F.J., Powel Smith, K.A., (2006). Using social stories to improve The social behaviour of children with Asperser syndrome. Journal of Positive Behaviour Interventions, 8, 43-57.

Swaggart, B., Gagon, E., Bock, S.J., & Earles, T.L., (1995). Using social Stories to teach social and behavioural skills to children with Autism.Focus on Autism Behavior, 10(1).1-16.

Webb, M., & Berrt (1995). The importance of stories in the act caring. Pastoral psychology 43(3), 215-225.