مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره‌های هیجانی در نوجوانان دارای اضطراب خصلتی- حالتی بالا و پایین

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌‌ارشد گروه روانشناسی عمومی، تبریز، ایران.

2 عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز

3 دانشجوی دکتری علوم اعصاب شناختی دانشگاه تبریز

4 دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت دانشگاه تهران

چکیده

شواهد نشان می­دهند که افراد مضطرب به طور ترجیحی بهمحرک­های تهدیدآمیز توجه کرده و محرک­های مبهم دارای بار هیجانی را به طور تهدیدآمیز تفسیر می­کنند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی(شاد،خشمگین و خنثی) در نوجوانان دختر  با  اضطراب خصلتی-حالتی  بالا و پایین است. 60 نوجوان دختر 16 تا 18 ساله با اضطراب ‌خصلتی-حالتی بالا (30=n) و اضطراب خصلتی-حالتی پایین (30=n)، با استفاده از پرسشنامه اضطراب صفت-حالت اسپیلبرگر انتخاب شدند. برای ارزیابی پردازش انتخابی توجه آزمایه پروب دات جفت تصویری مورد استفاده قرار گرفت. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری­هایمکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها نشان داد کهتعامل بین اضطراب خصلتی-حالتی ونمرات سوگیری توجه تنها برای چهره­های خشمگین معنادار استو برای دیگر چهره­های هیجانی(شاد و خنثی) معنی­دار نیست. این مطالعه نشان دادکه نوجوانان بااضطراب خصلتی- حالتی بالا گوش به زنگیقابل توجهی نسبت به چهره­های خشمگین نشان می­دهند، در حالی که نوجوانان با اضطراب خصلتی حالتی پایین اجتناب قابل توجهی نسبت به همان چهره نشان می­دهند.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The comparison of attentional bias in relation to anxiety faces in adolescents with high and low state – trait anxiety

نویسندگان [English]

  • Sara Bakhshar 1
  • Mohammadali Nazari 2
  • Golamreza Chalabiyanlou 3
  • Mahdi reza Sarafraz 4
چکیده [English]

The aim of the present study was to investigate the attentional bias in relation to anxiety faces (happy, angry and neutral) among the female adolescents with high and low state-trait anxiety. The sample size was 60 adolescents female aged 16 to 18 with high state-trait anxiety (n=30). To gather the data the Spilberger state-trait anxiety inventory was used. To assess the selective process, picture-pair Dot probe task was used. To analyse the data, analysis of variance with repeated measurement was used. The results showed that interaction between the state-trait anxiety and attentional bias was only significant for angry faces and for other emotional faces (happy and neutral) was not significant. This study indicated that the adolescents with high state-trait anxiety showed considerable vigilant comparing with angry faces, while the adolescents with low state-trait anxiety showed considerable avoidant comparing with the same faces. 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • attentional bias
  • emotional faces
  • state-trait anxiety

 

 

 

 


مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی در نوجوانان دارای اضطراب خصلتی- حالتی بالا و پایین

 

سارا بخشار[1]

دکتر محمدعلی نظری[2]

غلامرضا چلبیانلو[3]

مهدی‌رضا سرافراز[4]

 


چکیده:

شواهد نشان می­دهند که افراد مضطرب به طور ترجیحی به محرک­های تهدیدآمیز توجه کرده و محرک­های مبهم دارای بار هیجانی را به طور تهدیدآمیز تفسیر می­کنند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی(شاد، خشمگین و خنثی) در نوجوانان دختر  با  اضطراب خصلتی-حالتی  بالا و پایین است. 60 نوجوان دختر 16 تا 18 ساله با اضطراب ‌خصلتی-حالتی بالا (30=n) و اضطراب خصلتی-حالتی پایین (30=n)، با استفاده از پرسشنامه اضطراب صفت-حالت اسپیلبرگر انتخاب شدند. برای ارزیابی پردازش انتخابی توجه آزمایه پروب دات جفت تصویری مورد استفاده قرار گرفت. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها نشان داد که تعامل بین اضطراب خصلتی-حالتی و نمرات سوگیری توجه تنها برای چهره­های خشمگین معنادار است و برای دیگر چهره­های هیجانی (شاد و خنثی) معنی­دار نیست. این مطالعه نشان داد که نوجوانان با اضطراب خصلتی- حالتی بالا گوش به زنگی قابل توجهی نسبت به چهره­های خشمگین نشان می­دهند، در حالی که نوجوانان با اضطراب خصلتی– حالتی پایین اجتناب قابل توجهی نسبت به همان چهره نشان می­دهند.

 

واژگان کلیدی: سوگیری توجه، چهره­های هیجانی، اضطراب خصلتی– حالتی

مقدمه:

در طی دهة گذشته، روان­شناسان تجربی به وفور بر مفاهیم و روش‌های روان‌شناسی شناختی برای بررسی آشفتگی‌های مرتبط با اختلالات اضطرابی[5] تکیه کرده‌اند. در سال­های اخیر پیشرفت­های قابل ملاحظه‌ای در جهت روشن کردن مفهوم اضطراب به عنوان یک حالت هیجانی از یک­سو و تفاوت­های فردی در آمادگی برای اضطراب به عنوان یک صفت شخصیتی از دیگر سو صورت گرفته است (اسپیلبرگر[6] و کراسنر[7]، 1988). در دیدگاه شناختی اعتقاد بر این است که اختلال­ در پردازش اطلاعات که در مواجهه با موقعیت­های خاصی یا در ارتباط با مشکلات خاصی به وقوع می­پیوندند، منشأ اضطراب محسوب می­شوند (هایمبرگ[8] و بارلو[9]، 2001). سه مولفة شناختی اضطراب در دیدگاه بک (به نقل از همان منبع) عبارتند از:

1- تفسیر موقعیت­های مبهم به عنوان موقعیت­های تهدیدکننده 2- اغراق در ارزیابی میزان تهدید در موقعیت خطرآفرین 3- اعتقاد بر غیرقابل پیش­بینی و پرخطر بودن آینده. برخی از پژوهشگران با تمرکز بر نقش عوامل شناختی در اضطراب، نشان داده‌اند که پردازش اطلاعات[10] تهدیدزا در افراد مضطرب، با سوگیری شناختی همراه است (رادمسکی[11] و ون دن هوت[12]، 2004)، به عبارتی افراد دارای اختلالات هیجانی یا کسانی که نسبت به این اختلالات آسیب‌پذیر هستند، به طور انتخابی به نشانه­هایی توجه می­کنند که با موضوعات برجسته­ی هیجانی آنها در ارتباط است (ستورمارک[13]، فیلد[14]، هاگ داهی[15] و هورویتز[16]، 1997).

طبق نظر باور (به نقل از ولز[17] و متیوس[18]، 1994) شخص در هر وضعیت هیجانی که باشد، به کلمات و محرک­های مربوط به همان هیجان توجه می­کند برای مثال بررسی­هایی که با "آزمون استروپ"[19] انجام شده­اند، وجود تأخیر زمانی در نام بردن رنگ کلمه­های مربوط به محرک­های تهدید کننده را آشکار کرده­اند (متیوس و مک لئود[20]، 1986؛ فوکس[21]، 1993؛ اسماعیلی ترکانبوری، 1382). مگ[22] و همکاران (2000) و واترز[23] و همکارانش (2010) و (2008) در پژوهش­های خود با استفاده از آزمون پروب دات[24] نشان دادند که، در این آزمون افراد به نقطه­ای که در نواحی مورد توجهشان است زودتر پاسخ می­دهند تا به نقطه­ای که در نواحی مورد توجهشان نیست. بنابراین، مطالعات لی[25] و همکارانش (2009) و شفیعی و همکارانش (1387) با استفاده از این دو آزمون در افراد نشان داده­اند که، افراد با صفت اضطرابی بالا، تمایل دارند که به صورت انتخابی توجه خود را به سوی محرک­های مربوط به تهدید معطوف کنند که این پدیده، هم­سو با حالتی به نام «گوش به زنگی»[26] برای تهدید است. در حالی که این سوگیری جزء مشخصه­های افراد با صفت اضطرابی پایین نمی­باشد، این افراد توجه خود را از محرک­های مربوط به تهدید دور می­کنند که این پدیده نیز به عنوان اجتناب[27] از محرک­های تهدیدکننده شناخته شده است.

در الگوهای شناختی، سوگیری توجه برای تهدید، نقش مهمی در سبب‌شناسی و تداوم حالت­های اضطرابی دارد (متیوس و مک لئود، 1986؛ باور، 1981). ونزل و هالت (به نقل از شفیعی، 1383) در پژوهشی که انجام دادند نشان دادند که افراد مضطرب توسط سوگیری توجه نسبت به تهدید مشخص می­شوند به صورتی که این افراد احتمال بیشتری دارد که توجه مستقیم به محرک تهدید کننده[28] داشته باشند تا محرک خنثی[29]، بر این اساس می­توان گفت، سوگیری توجه در افراد مضطرب در واقع سکه­ای است که دو رو دارد. یک روی آن گوش­به­زنگی است و روی دیگر آن اجتناب؛ که این دو به تشخیص سریع خطر (به وسیله گوش به زنگی) و حفاظت شخص از محرک تهدیدزا (به وسیله اجتناب) کمک می­کنند، اما همین پدیده گوش­به­زنگی- اجتناب موجب تداوم و بقای اختلال در  بیماران می­شود (مگ، متیوس، آیزنک[30] و مای[31]، 1991).

نتایج تحقیق روی[32] و همکاران (2008) نشان داد که نوجوانان دارای اضطراب در مقایسه با نوجوانان سالم نسبت به چهره­های تهدید سوگیری نشان دادند. در طی مطالعه­ای که تلزر[33] و همکاران (2008) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین اضطراب خصلتی و سوگیری توجه نسبت به چهره­های عصبانی ارتباط مثبتی وجود دارد.

تحقیق و پژوهش در ارتباط با سوگیری توجه در حالت هیجانی اضطراب ضروری به نظر می­رسد چرا که مطالعات در این زمینه نشان می­دهند که اضطراب پردازش اطلاعات مربوط به تهدید را تسهیل نموده و منجر به اختصاص یافتن توجه به تهدید و تأثیر بر نحوه پاسخ به آن می­شود. هر چند انبوهی از پژوهش‌ها در این زمینه انجام شده­اند، ولی از آنجا که هر تحقیق محدودیت­های خاص خود را دارد، بنابراین هنوز زمینه­های قابل ملاحظه­ای وجود دارد که سوگیری­های شناختی را می­توان مورد مطالعه قرار داد. در این پژوهش سعی شده است که همگام با سایر تحقیقات انجام شده و با استفاده از روش‌شناسی متناسب در این حوزه، به مقایسة سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی (شاد، خشمگین، خنثی) در  نوجوانان دختر دارای اضطراب خصلتی   حالتی[34] بالا و پایین پرداخته شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا نوجوانانی که دارای اضطراب خصلتی - حالتی بالایی هستند، در توجه به چهره­های هیجانی (شاد، خشمگین، خنثی) سوگیری دارند یا خیر؟. فرضیه­ مطرح شده در این پژوهش عبارت است از اینکه، بین نوجوانان دارای اضطراب خصلتی حالتی بالا و پایین در سوگیری توجه نسبت به چهره‌های هیجانی (شاد، خشمگین و خنثی) تفاوت وجود دارد.

 

روش شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نوع پژوهش­های علی- مقایسه‌ای است. جامعه آماری در برگیرندۀ همة دانش­آموزان دختر 16 تا 18 ساله دبیرستان­های دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی ۹0- 89 بود. انتخاب نمونه­ها به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انجام شد. به این طریق که از  5  ناحیه آموزش و پرورش شهر تبریز 2 ناحیه به تصادف انتخاب و سپس از هر ناحیه 1 دبیرستان و از هر دبیرستان نیز 6 کلاس به صورت تصادفی برای اجرای پرسشنامة اضطراب خصلتی– حالتی اسپیلبرگر انتخاب گردیدند. از 413 دانش­آموزی که پرسشنامه را تکمیل نمودند، دانش­آموزانی که نمره پرسشنامه آنها 5/۱ انحراف معیار بالاتر از میانگین کل بودند، یعنی نمره دو مقیاس، بالاتر از این مقادیر(خصلتی=58/66 و حالتی=59/65) بود، به عنوان نوجوانان دارای اضطراب خصلتی حالتی بالا و دانش­آموزانی که نمره پرسشنامه آنها 5/۱ انحراف معیار پایین­تر از میانگین کل بودند، یعنی نمره دو مقیاس، پایین­تر از این مقادیر (خصلتی=98/23 و حالتی=19/21) بود، به عنوان نوجوانان دارای اضطراب خصلتی حالتی پایین در نظر گرفته شدند. از بین دانش­آموزان این دو طبقه، 30 دانش­آموز با اضطراب خصلتی– حالتی بالا و  30 دانش آموز با اضطراب خصلتی– حالتی پایین، به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند.

 

جدول 1. ویژگی­های جمعیت­شناختی نمونه آماری

 

میانگین

انحراف معیار

تعداد

اضطراب حالتی

392/43

801/14

413

اضطراب خصلتی

285/45

203/14

413

سن

733/16

828/0

413

ابزار گردآوری اطلاعات

1) پرسشنامه اضطراب خصلتی - حالتی اسپیلبرگر[35]: اولین بار پرسشنامه اضطراب خصلتی - حالتی در سال ۱۹۷۰ توسط اسپیلبرگر و همکاران ارایه شد (به نقل از فتحی‌آشتیانی، 1388). این پرسشنامه از ۴۰ سؤال تشکیل شده که ۲۰ سؤال اول حالت اضطراب (اضطراب آشکار) را ارزیابی می‌کند و هدف اصلی این بخش، اندازه­گیری اضطراب با شدت از کم به زیاد در یک مقیاس ۴ درجه­ای ( اصلاً، تا حدودی، متوسط و خیلی زیاد) است. ۲۰ سؤال دوم صفت اضطراب (اضطراب پنهان) را مورد سنجش قرار می­دهد. که در پاسخ به این مقیاس، آزمودنی­ها نوع احساس خود را در یک مقیاس ۴ درجه­ای (تقریباً هیچ وقت، گاهی، غالباً و تقریباً همیشه) نشان می­دهند. بین مقیاس صفت اضطراب و دیگر آزمون­هایی که صفت اضطراب را می­سنجند، همبستگی­های بالایی گزارش شده است. همبستگی مقیاس صفت اضطراب با  ASQ (حساسیت اضطرابی)، بین 75/. تا ۷۷/0 گزارش شده است (فتحی آشتیانی، 1388).

در پژوهش پناهی شهری (1372) پایایی به روش بازآزمایی، برای مقیاس اضطراب خصلتی همبستگی 84/0 و ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس حالت اضطراب و صفت اضطراب 90/۰ محاسبه شده است که ضریب بالایی است. ثبات و روایی مقیاس صفت اضطراب نیز در سطح بالایی گزارش شده است.

2) آزمون پروب­دات تصویری[36]: آزمون پروب­دات یک تکلیف رایانه­ای است که به منظور سنجش دو متغیر گوش به زنگی و اجتناب در مواجهه با تصاویر چهره­های نشان­دهندۀ هیجان مثبت، منفی و خنثی ساخته شده است (سرافراز، تقوی، گودرزی و محمدی، 1388). این آزمون، نسخه اصلاح شده آزمون اصلی است که توسط مک­لئود و همکارانش در سال 1986 (به نقل از شفیعی و همکاران، 1387) ارایه گردیده است. در این آزمون به جای واژه­ها از چهره­های هیجانی خشمگین، شاد، و خنثی بهره گرفته شده است.

روایی محتوایی این آزمون توسط افراد متخصص بررسی و مورد تأیید قرار گرفته است. سرافراز و همکارانش (1388) در تحقیقی برای گزارش پایائی آزمایه، از دو شیوه­ی آلفای کرونباخ و روش تنصیف استفاده کرده­اند که نتایج حاصل نشان می­دهند که بیشتر ضرایب پایائی به دست آمده برای زیر مقیاس‌های سیاهه بیش از 9/0 است و فقط در موارد معدودی کم‌تر از این مقدار است. این یافته­ها نشان از همسانی درونی و پایایی مناسب آزمایه دارد.

روش اجرای پژوهش

پس از انتخاب نمونه، آزمون رایانه­ای پروب دات بر روی دانش­آموزان انتخابی اجرا شد. روش کار برنامۀ رایانه­ای آزمون پروب­دات به این صورت است که پس از ارتباط اولیه با شرکت­کننده، آزمودنی با فاصله مناسب از نمایشگر رایانه (٥0 سانتیمتر) روی صندلی قرار گرفته و چگونگی استفاده از صفحه کلید به وی آموزش داده می­شود. ابتدا 1۵ کوشش به صورت تمرینی اجرا می­شود و پس از پایان این 1٥ کوشش، چنانچه آزمودنی نحوه کار را یاد نگرفته باشد، دوباره برنامه به ابتدای قسمت آموزشی و دستورالعمل باز می­شود و اگر آزمودنی نحوه کار را یاد گرفت آزمون شروع می­شود (سرافراز و همکاران، 1387).

ابتدا برای متمرکز کردن نگاه آزمودنی به مرکز نمایشگر یک علامت + در وسط صفحه ظاهر می­شود، این علامت پس از مدت کوتاهی از بین­ رفته و آن­گاه دو محرک (دو تصویر) یکی در سمت راست و یکی در سمت چپ به مدت250 هزارم ثانیه بر روی نمایشگر ظاهر می­شود. سپس هر دو محرک با هم حذف می­شوند و بعد از حذف دو محرک، در محل قرار گرفتن یکی از تصاویر سمت چپ یا راست یک نقطۀ نورانی ظاهر می­شود. از آزمودنی خواسته می­شود به محض دیدن نقطه نورانی، دکمه space که با بر چسب قرمز رنگ مشخص شده است را فشار دهد. آنگاه رایانه زمان واکنش شخص را پس از دیدن نقطۀ روشن ثبت می­کند. هر چه زمان واکنش شخص به نقطۀ روشن پشت محرک خاص (چهره با هیجان مثبت، منفی، خنثی یا اشیاء) کم‌تر باشد، آزمودنی نسبت به آن محرک گوش به زنگی بیشتر، و هر چه زمان واکنش شخص طولانی­تر باشد، آزمودنی از آن نوع محرک خاص، بیشتر اجتناب می­کند (سرافراز و همکاران، 1388).

سوگیری توجه آزمودنی، که دارای دو وجه گوش به زنگی به هر کدام از دسته تصاویر یا اجتناب از آنها می­باشد، با کم کردن زمان واکنش آزمودنی در حالت همایندی نقطه با چهره از زمان واکنش آزمودنی در حالت ناهمایندی نقطه با چهره محاسبه شد که نمرات منفی، نشان دهنده گوش به زنگی به چهرۀ هیجانی و نمرۀ مثبت، نشان­دهنده اجتناب از چهره هیجانی است (سرافراز و همکاران، 1387). این برنامه طوری طراحی شده که از هر جفت تصویر شاد- خنثی، خشمگین- خنثی و شیء- خنثی 10 تصویر تکرار و در مجموع دو برابر کل این تعداد، یعنی 60 تصویر به صورت خنثی- خنثی ارایه می­شود. ترتیب ارایۀ جفت تصاویر به صورت تصادفی تغییر می­کند. تصاویر خنثی نیز به طور مساوی اما تصادفی در نیمی از کوشش­ها در سمت چپ و در نیمی دیگر در سمت راست ارایه می­شوند. ترتیب روشن شدن نقطۀ روشن نیز به همین شکل است. آزمودنی در مجموع 90 جفت تصویر را مشاهده می­کند، پشت تصاویر خنثی- خنثی نقطۀ نورانی ظاهر نمی­شود تا تمایل آزمودنی به فشار دادن دکمه بدون توجه به دیدن یا ندیدن نقطۀ نورانی کنترل شود. اگر آزمودنی پس از حذف تصویر خنثی – خنثی دکمه را فشار دهد، عدد ثبت شده از محاسبات حذف می شود. بعد از ارایه­ی 45 کوشش، برنامه به صورت اتوماتیک متوقف می­شود که پس از استراحت آزمودنی و اعلام آمادگی برای ادامه آزمون، آزمونگر دوباره آزمون را راه­اندازی می‌کند (همان منبع).

شیوه تحلیل داده­ها

برای بررسی داده­ها از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر[37] استفاده شد و در صورت معنادار بودن تعامل بین متغیرها، از آزمون t[38] برای بررسی تفاوت در سوگیری توجه  بین نوجوانان دارای اضطراب خصلتی– حالتی بالا و پایین نسبت به هر یک از چهره‌های هیجانی مختلف به طور جداگانه استفاده شد.

یافته­ها

برای بررسی فرضیه­ پژوهش، ابتدا نمره سوگیری توجه برای هر یک از چهره­های هیجانی با کم کردن زمان واکنش آزمودنی در حالت همایندی نقطه با چهره از زمان واکنش آزمودنی در حالت ناهمایندی نقطه با چهره محاسبه شد. در جدول2 آماره­های توصیفی مربوط به نمره­های سوگیری توجه در سه حالت در نوجوانان دارای اضطراب خصلتی – حالتی بالا و پایین نشان داده شده است. سپس از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر در قالب یک طرح 3×2 استفاده شده است، که در آن متغیر اضطراب خصلتی- حالتی در دو سطح (بالا و پایین) به عنوان عامل بین گروهی و سوگیری توجه با سه سطح (شاد، خشمگین و خنثی) به عنوان عامل درون گروهی در نظر گرفته شده‌ است. نتایج این تحلیل در جدول 3 گزارش شده است.

جدول2. میانگین و انحراف معیار نمره سوگیری توجه آزمودنی‌های دو گروه برای سه حالت چهره

حالت چهره

گروه

میانگین نمره­های سوگیری توجه

انحراف معیار

شاد

پایین

بالا

0181/0 -

0141/0-

05623/0

07882/0

خشمگین

پایین

بالا

0475/0

0306/0 -

06475/0

06780/0

خنثی

پایین

بالا

0140/0-

0092/0-

07479/0

08773/0

 

جدول3. خلاصه نتایج تحلیل واریانس با اندازه های مکرر برای سوگیری توجه × گروه

منبع تغییرات واریانس

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

سوگیری توجه

021/0

848/1

011/0

937/1

NS

سوگیری توجه × گروه

068/0

848/1

037/0

438/6

01/0

 

 

با توجه به جدول شماره 3 تعامل سوگیری توجه × گروه (01/0P<) معنادار است. بنابراین برای بررسی تفاوت در سوگیری توجه بین نوجوانان دارای اضطراب خصلتی- حالتی بالا و پایین نسبت به هر یک از چهره‌های هیجانی مختلف از آزمون تی تست گروه­های مستقل استفاده شده است. نتایج این تحلیل در جدول 4 نشان داده شده است.

جدول 4. مقایسه میانگین­های نمره‌های سوگیری توجه آزمودنی­های دوگروه

مقایسه‌ها

تفاضل میانگین

تفاضل انحراف معیار

T

درجه آزادی

سطح معناداری

شاد

خشمگین

خنثی

003/0-

078/0

004/0-

017/0

017/0

021/0

224/0

567/4

226/0

58

58

58

NS

0001/0

NS

نتایج جدول شماره 4 نشان داد که بین نوجوانان دارای اضطراب خصلتی- حالتی بالا و پایین در سوگیری توجه نسبت به چهره‌های خشمگین تفاوت معناداری وجود دارد ولی در دیگر چهره­های هیجانی (شاد و خنثی) تفاوت معناداری وجود ندارد. با مقایسه میانگین نمرات سوگیری توجه نسبت به چهره‌ خشمگین در دو گروه اضطراب خصلتی– حالتی بالا و اضطراب خصلتی - حالتی پایین، نمرات مثبت نشان­دهندة اجتناب نوجوانان دارای اضطراب خصلتی – حالتی پایین نسبت به چهره ‌خشمگین و نمرات منفی نشان‌دهنده گوش به زنگی نوجوانان دارای اضطراب خصلتی حالتی بالا نسبت به چهره خشمگین بود.

بحث و نتیجه­گیری

این پژوهش با هدف بررسی مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی (شاد، خشمگین و خنثی) در نوجوانان دختر دارای اضطراب خصلتی –  حالتی بالا و پایین انجام شد. یافته­های پژوهش نشان دادند که معناداری تعامل سوگیری توجه – گروه، در جهت تأیید فرضیه پژوهش است، یعنی سوگیری توجه در نوجوانان دارای اضطراب خصلتی – حالتی بالا و پایین نسبت به چهره­های هیجانی شاد، خشمگین و خنثی متفاوت است که این تفاوت با پیگیری­های بیشتر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این بود که بین نوجوانان دارای اضطراب خصلتی– حالتی بالا و پایین در سوگیری توجه، تنها نسبت به چهره­های خشمگین تفاوت معناداری وجود داشته، ولی در دیگر چهره­های هیجانی (شاد و خنثی) تفاوت معناداری وجود نداشته است.

بنابراین براساس یافته­های این پژوهش، نوجوانان مضطرب در سامانه شناختی خود نسبت به چهره­های خشمگین سوگیری توجه دارند، یعنی افراد به طور انتخابی به نشانه­هایی توجه می­کنند که با موضوعات برجسته­ی هیجانی آنها در ارتباط است؛ این یافته­ها با تحقیقات ( ویلیامز[39]، متیوس و مک­لئود، 1996؛ مگ و برادلی، هایر[40] و لی، 1998؛ تقوی[41]، مرادی[42]، نشاط دوست[43]،

یول[44] و دالگلیش[45]، 2003؛ پاین[46]، مگ، برادلی، مانت­گومری[47]، مانک[48]، مک­کلور[49]و همکارانش، 2005؛ بروتمن[50]، ریچ[51]، اشمایک[52]، ریزینگ[53]، مانک، دیکستین[54] و همکاران، 2007 و هویو[55]، موس­موریس[56]، برادلی، پولر[57] و مگ، 2008) هم سویی دارد.

بررسی­های دقیق­تر نشان داد که نوجوانان دارای اضطراب خصلتی– حالتی بالا، نسبت به چهره خشمگین گوش به زنگی و نوجوانان دارای اضطراب خصلتی– حالتی پایین نسبت به همین چهره­ها اجتناب توجهی دارند. این یافته با پژوهش­های شفیعی و همکاران (1387) و لی و همکاران (2009) که با استفاده از آزمایه پروب دات انجام داده­اند و هم‌چنین با یافته­های مگ و همکاران (2000) که نشان دادند در آزمون استروپ افراد با اضطراب صفت پایین، اجتناب بیشتری از محرک تهدیدزا و افراد با اضطراب صفت بالا، توجه بیشتری به کلمات تهدیدزا داشته­اند (که این همان گوش به زنگی این گروه را نسبت به کلمات تهدیدزا می­رساند) همخوان است. هم‌چنین این مساله در جهت حمایت از نظریه گوش به زنگی– اجتناب مگ و همکارانش (1991) است. با توجه به پیشینه تحقیقاتی و نظریه‌های شناختی می‌توان به این نتیجه کلی رسید که سوگیری توجه قابل ملاحظه در پردازش اطلاعات ممکن است در اختلالات هیجانی گوناگون نقش داشته باشد. بنابراین، افراد دارای اختلالات هیجانی یا کسانی که نسبت به این اختلالات آسیب‌پذیر هستند به طور انتخابی به اطلاعات هیجانی توجه می‌کنند. این سوگیری توجه می‌تواند با افزایش حالت خلق منفی[58] به سوگیری بیشتری نسبت به اطلاعات هیجانی منجر شود (تقوی و همکاران، 2000). به عبارتی این سوگیری توجه باعث افزایش اضطراب می­شود، که میزان بالای اضطراب نیز به نوبه خود منجر به ایجاد خلق منفی می­شود. بنابراین، زمان واکنش نسبت به محرک­ها طولانی­تر می­شود. این موضوع در راستای این نظریه است که حالات خلقی منفی باعث پردازش طولانی­تر محرک­ها می­شود. از طرف دیگر این یافته‌ها در راستای فرضیه صفت – همخوان[59] راستینگ (1998) و خلق – همخوان[60]  باور (1981) می­باشند که در آن خلق منفی و صفت اضطرابی بالا با سوگیری نسبت به پردازش اطلاعات هیجانی ناخوشایند (منفی)، و هم‌چنین خلق مثبت و صفت اضطرابی پایین با سوگیری نسبت به پردازش اطلاعات هیجانی خوشایند (مثبت) رابطه دارد. مگ و همکارانش (1991) معتقدند افراد مضطرب ابتدا توجهشان معطوف به تهدید می­شود، اما در تلاش به منظور کاهش اضطراب خود، از تشریح جزئیات آن خودداری می­کنند؛ به عبارتی، اجتناب به عنوان یک عملکرد دفاعی به دنبال گوش به زنگی ظاهر می­شود. گوش به زنگی برای اطلاعات تهدیدکننده تأثیر زیان­باری دارد و به عنوان توضیحی برای برخی از ویژگی‌های اصلی نشانگان اضطراب[61] به­ کار رفته است، زیرا باعث افزایش پردازش اولیه محرک تهدیدکننده و کاهش شانس خوگیری[62] با محرک یا ارزیابی دوباره آن به عنوان یک محرک عادی می­شود. بنابراین، محرک تهدیدکننده ظرفیت برانگیختن اضطراب را حفظ می‌کند. از دیدگاه یک فرد مضطرب، گوش به زنگی کارآمد است زیرا اگر تهدید زودتر کشف شود (پردازش اطلاعات  به ویژه اطلاعات تهدیدآمیز سریع‌تر رخ دهد) احتمال بقاء را افزایش می‌دهد. 

متیوز و مک­لئود (به نقل از محمودعلیلو و زعفرانچی­زاده، 1387) معتقدند که افراد اضطرابی محرک­های منفی را به گونه‌ای تشدیدیافته، پیگیری و ردیابی می­کنند که این وضعیت موجب می­شود تا افراد مضطرب به انتزاع‌های انتخابی[63] دست­زده و نسبت به جنبه‌های مضر موقعیتی که در آن قرار دارند، بیشتر از حد حسّاس شوند و جنبه‌های مثبت آن را نادیده بگیرند.

سرانجام آنکه، توجه افراطی به محرک­های منفی باعث فعال شدن نوعی پردازش گستردة مربوط به تهدید که مشخصة حالت اضطراب است، شده و این امر افزایش اضطراب را در پی دارد. به عبارتی، در هنگام گوش به زنگی، فرد مضطرب درگیر یک چرخه معیوب می­شود.

با توجه به این سوگیری در اختلالات اضطرابی، یکی از محورهای مداخلات درمان می‌تواند تأکید بر پردازش شناختی باشد. بر پایه رویکرد رفتاری – شناختی[64]، بررسی سوگیری توجه نسبت به محرک­های تهدیدزا برای مفهوم­سازی اختلال­های اضطرابی دارای اهمیت است و باید در راهبردهای درمانی برای نوجوانان مضطرب در نظر گرفته شود. مداخله­های بالینی در این زمینه گوش به زنگی را برای تهدید، عامل مهمی در آسیب­پذیری به اضطراب بالینی می­دانند. زیرا باعث می­شود که قدرت اضطراب­زایی این محرک ها پایدار بماند. بنابراین آگاهی دادن به فرد مبتلا از عملکرد نادرست قبلی و آموزش عملکرد صحیح به وی، و هم‌چنین مواجهه تدریجی فرد با محرک­های اضطراب برانگیز می­تواند باعث خاموشی اثر این محرک­ها در ایجاد اضطراب شود (کلارک و فربورن، 1380).

نظر به اینکه هر پژوهش دارای محدودیت­هایی است، پژوهش حاضر نیز از این امر مستثی نبوده و دارای محدودیت­ها و نواقصی است که می­توان به آنها اشاره کرد: از مهمترین محدودیت­های این پژوهش می‌توان به تعداد کم نمونه اشاره کرد. از آنجا که برای انجام پژوهش فرصت زمانی محدودی در اختیار بود، بدین جهت تدارک نمونه بیشتر فراهم نگردید، از این­رو لازم است در تفسیر و نتیجه­گیری از یافته­ها و تعمیم آنها جانب احتیاط رعایت شود. هم‌چنین این پژوهش بر روی یک جنس (دختران) انجام یافته است و این مسئله تعمیم داده‌ها را به جنس مخالف محدود می‌کند.

پیشنهاد می­شود که در پژوهش­های آینده این پژوهش بر روی حجم نمونه بزرگی انجام گیرد تا فرضیه با قوت بیشتری رد یا تأیید شوند. برای شناخت دقیق الگوی پردازش اطلاعات در افراد مبتلا به اضطراب مقوله­های حافظه و قضاوت نیز در این افراد بررسی شوند. سوگیری توجه در سایر اختلالات اضطرابی (اضطراب اجتماعی، اضطراب منتشر و...) با در نظر گرفتن یک گروه بهنجار نیز مورد بررسی قرار گیرد. انجام بررسی بر روی یک جنس (دختران) تعمیم داده­ها را به جنس مخالف (پسران) محدود می­کند، بهتر است در پژوهش­های آتی به بررسی هر دو جنس پرداخته شود.

منابع

اسماعیلی ترکانبوری، یعقوب.(1382). بررسی سوگیری توجه نسبت به محرک­های هیجانی در نوجوانان مضطرب غیر بالینی. پایان­نامه کارشناسی ارشد، روان­شناسی بالینی، دانشگاه شیراز.

پناهی شهری، محمود.(1372). بررسی مقدماتی روایی، اعتبار و نرم­یابی سیاهه حالت – صفت اضطراب اسپیلبرگر. پایان­نامه کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

سرافراز، مهدی­رضا؛ تقوی، سید محمدرضا؛ گودرزی، محمدعلی و کفایتی، محمدحسن.(1387). مبانی نظری و نحوه ساخت آزمایه رایانه­ای سوگیری توجه پروب­دات با استفاده از تصاویر هیجانی واقعی برای بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی، دوره دوم، شماره اول، صص:83-72.

سرافراز، مهدی­رضا؛ تقوی، سیدمحمدرضا؛ گودرزی، محمدعلی و محمدی، نوراله.(1388). مقایسه سوگیری توجه در نوجوانان مبتلا به اختلال حواس اجتماعی و نوجوانان بهنجار. مجله تازه­های علوم شناختی، سال یازدهم، شماره 1، صص : 67- 56.

شفیعی، حسن؛ گودرزی، محمدعلی و تقوی، سید محمدرضا.(1387). تأثیر اضطراب خصلتی کودکان در سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال چهاردهم، شماره 4، صص : 410- 404.

شفیعی، حسن.(1383). مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی طبیعی و در هم ریخته در کودکان دارای اضطراب خصلتی بالا و پایین(ارزیابی با آزمون اصلاح شده Dot-probe ). پایان­نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی، دانشگاه شیراز.

فتحی‌آشتیانی،علی.(1388). آزمون­های روان­شناختی: ارزشیابی شخصیت وسلامت‌روان. تهران: بعثت.

کلارک، دیوید م و فربورن، کریستو فرج.(1380). دانش و روش‌های کاربردی رفتار درمانی شناختی، جلد اول. ترجمۀ: حسین کاویانی. تهران : انتشارات فارس.

محمودعلیلو، مجید و زعفرانچی­زاده، مینا.(1387). پردازش هیجانی. تبریز: انتشارات ستوده.

Brotman, M. A., Rich, B. A., Schmaiuk, M., Reising, M., Monk, C. S., Dickstein, D. P., etal. (2007). Attention Bias to Threat Faces in Children with Bipolar Disorder and Comorbid Lifetime Anxiety Disorder. Biological Psychiatry, 61(6), pp. 819-821.                                                                       

Bower, G. H. (1981). Mood and Memory. American Psychologist, 36, pp. 126-48.

Fox, E. (1993). Attentional Bias in Anxiety: Selective or Not? Behaviour Research and Therapy, 31(5), pp. 487-493.

Heimberg, R.G., & Barlow, D. H. (2001). New Developments in Cognitive Behavioral Therapy for Social Phobia. Journal of Clinical Psychiatry, 52, pp. 21-30.

Hou, R., Moss Morris, R., Bradley, B. P., Peveler, R., & Mogg, K. (2008). Attentional Bias Towards in Chronic Fatigue Syndrome. Journal of Psychosomatic Research, 65, pp. 47-50.

Lee, L. O., & Knight, B. K. (2009). Attentional Bias for Threat in Older Adults: Moderation of the Positivity Bias by Trait Anxiety and  Stimulus Modality. Psychology and Aging, 24(3), pp. 741-747.

Mathews, A., & Macleod, C. (1986). Discrimination of Threat Cues without Awareness in Anxiety States. Journal of Abnormal Psychology, 95, pp. 131-138.

Mogg, K., Bradley, B.P., Dixon, C., Fisher, S., Twelftree, H., & Mcwilliams, A. (2000). Trait Anxiety, Defensiveness and Selective Processing of Threat: An Investigation Using Tow Measures of Attentional Bias. Personality and Individual Differences, 28(6), pp. 1063-1077.

Mogg, K., Mathews, A., Eysenck, M., & May, J. (1991). Biased Cognitive Operation in Anxiety. Behaviour Research and Therapy, 29, pp. 459-407.  

Mogg, k., Bradley, B.P., Hyare, H., & lee, S. (1998). Selective Attention to Food-Related Stimuli in Hunger: Are Attentional Biases Specific to Emotional and Psychopathological States, or are they also found in Normal Drive States? Behaviour Research and Therapy, 36, pp. 227-237.

Pine, D. S., Mogg, K., Bradley B.P., Montgomery, L.A., Monk, C.S., Mcclure, E., et al. (2005). Attention Bias to Threat in Maltreated Children: Im Placations for Vulnerability to Stress- Related Psychopathology. American Journal Psychiatry, 162, pp. 291-296.

Radomsky, A.S., & Van Den Hout, M. (2004). Introduction to the Special Issue, "Experimental Approaches to Understanding Obsessive Compulsive Disorder. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 35, pp. 85-86.

Roy, A.K., Vasa, R.A., Bruck, M., Mogg, K., Bradley, B.P., Sweeney, M., et al. (2008). Attentional Bias toward Threat in Pediatric Anxiety Disorders. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 47(10), pp. 1189-1196.

Rusting, C. L. (1998). Personality, Mood and Cognitive Processing of Emotional Information: Three Conceptual Frameworks. Psychological Bulletin, 124, pp. 165-196.

Spielberger, C. D., & Krasner, S. S. (1988). The Assessment of State and Trail Anxiety. In Noyesyr R.Roth M and Burrows, G. D. (eds). Hand Book of Anxiety, V.2: Classification, Etiological Factors and Association Disturbances, 31-51. Elsevier Science Publishers B. V.

Stormark, K. M., Field, N. P., Hugdahl, K., & Horowitz, M. (1997). Selective Processing of Visual Alcohol Cues in Abstinent Alcoholics: An Approach-Avoidance Conflict?. Addictive Behaviors, 22, pp. 509-519.

Taghavi, S. M. R., Dalgleish, T., Moradi, A. R., Neshat-Doost, H. T., & Yule, W. (2003). Selective Processing of Negative Emotional Information in Children and Adolescents with Generalized Anxiety Disorder. British Journal of Clinical Psychology, 42, pp. 221-230.

Taghavi, S. M. R., Moradi, A. R., Nesshat-Doost, H. T., Yule, W., & Dalgelish, T. (2000). Interpreation of Ambiguous Emotional Information in Clinical Anxious Children and Adolescents. Cognition and Emotion, 14, pp. 809-822.

Telzer, E. H., Mogg, K., Bradley, B. P., Mai, X., Ernst, M., Pine, D. S., etal. (2008). Relationship Between Trait Anxiety, Prefrontal Cortex, and Attention Bias to Angry Faces in Children and Adolescents. Biological Psychology, 79(2), pp. 216-222.                                           

Waters, A. M., Mogg, K., Bradley, B. P., & Pine, D. S. (2008). Attentional Bias for Emotional Faces in Children with Generalized Anxiety Disorder. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 47(4), pp. 435-422.

Waters, A. M., Henry, J., Mogg, K., Bradley, B. P., & Pine, D. S. (2010). Attentional Bias Toward Angry Faces in Childhood Anxiety Disorders. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 41(2), pp. 158-164.

Wells, K. G., & Mathews, T. E. (1994). Emotionality and Interference with Colour- Naming in Anxiety. Behavior Research and Therapy, 31, pp. 57-62.

Williams, J. H. G., Mathews, A., & McLeod, C. (1996). The Emotional Stroop Task and Psychopathology. Psychological Bulletin, 120, pp. 3-24.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌‌ارشد گروه روانشناسی عمومی، تبریز، ایران.

2- عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز

3- دانشجوی دکتری علوم اعصاب شناختی دانشگاه تبریز

4- دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت دانشگاه تهران

[5]. Anxiety disorders

[6]. Spielberger

[7]. Krasner

[8]. Hiemberg

[9]. Barlow

[10]. Information processing

[11]. Radomsky

[12]. Vanden Hout

[13].  Stormark

[14]. Field

[15]. Hugdahl

[16]. Horowitz

[17]. Wells

[18]. Mathews

[19].  Stroop Task

[20]. MacIeod

[21]. Fox

[22]. Mogg

[23]. Waters

[24]. Dot probe Task

[25]. Lee

[26]. Vigilant

[27]. Avoidant

[28]. Threat stimuli

[29]. Neutral stimuli

[30]. Eysenck

[31]. May

[32]. Roy

[33]. Telzer

[34]. State- trait anxiety

[35]. Spilberger State­ – Trait Anxiety Inventory

[36].  Dot probe Task

[37]. Repeated Measures Analysis of Variance

[38]. T-Test

[39]. Williams

[40]. Hyare

[41]. Taghavi

[42]. Moradi

[43]. Neshat - Doost

[44]. Yule

[45]. Dalgelish

[46]. Pine

[47]. Montgomery

[48]. Monk

[49]. McClure

[50]. Brotman

[51]. Rich

[52]. Schmaiuk

[53]. Reising  

[54]. Dickstein

[55]. Hou

[56]. Moss Morris

[57]. Peveler

[58]. Negative mood

[59]. Congruent-trait hypothesis

[60]. Congruent-mood

[61]. Anxiety syndrome

[62]. Habituation

[63]. Selective abstractions

[64]. Cognitive-behavioral approach

اسماعیلی ترکانبوری، یعقوب.(1382). بررسی سوگیری توجه نسبت به محرک­های هیجانی در نوجوانان مضطرب غیر بالینی. پایان­نامه کارشناسی ارشد، روان­شناسی بالینی، دانشگاه شیراز.

پناهی شهری، محمود.(1372). بررسی مقدماتی روایی، اعتبار و نرم­یابی سیاهه حالت – صفت اضطراب اسپیلبرگر. پایان­نامه کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

سرافراز، مهدی­رضا؛ تقوی، سید محمدرضا؛ گودرزی، محمدعلی و کفایتی، محمدحسن.(1387). مبانی نظری و نحوه ساخت آزمایه رایانه­ای سوگیری توجه پروب­دات با استفاده از تصاویر هیجانی واقعی برای بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی، دوره دوم، شماره اول، صص:83-72.

سرافراز، مهدی­رضا؛ تقوی، سیدمحمدرضا؛ گودرزی، محمدعلی و محمدی، نوراله.(1388). مقایسه سوگیری توجه در نوجوانان مبتلا به اختلال حواس اجتماعی و نوجوانان بهنجار. مجله تازه­های علوم شناختی، سال یازدهم، شماره 1، صص : 67- 56.

شفیعی، حسن؛ گودرزی، محمدعلی و تقوی، سید محمدرضا.(1387). تأثیر اضطراب خصلتی کودکان در سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال چهاردهم، شماره 4، صص : 410- 404.

شفیعی، حسن.(1383). مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره­های هیجانی طبیعی و در هم ریخته در کودکان دارای اضطراب خصلتی بالا و پایین(ارزیابی با آزمون اصلاح شده Dot-probe ). پایان­نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی، دانشگاه شیراز.

فتحی‌آشتیانی،علی.(1388). آزمون­های روان­شناختی: ارزشیابی شخصیت وسلامت‌روان. تهران: بعثت.

کلارک، دیوید م و فربورن، کریستو فرج.(1380). دانش و روش‌های کاربردی رفتار درمانی شناختی، جلد اول. ترجمۀ: حسین کاویانی. تهران : انتشارات فارس.

محمودعلیلو، مجید و زعفرانچی­زاده، مینا.(1387). پردازش هیجانی. تبریز: انتشارات ستوده.

Brotman, M. A., Rich, B. A., Schmaiuk, M., Reising, M., Monk, C. S., Dickstein, D. P., etal. (2007). Attention Bias to Threat Faces in Children with Bipolar Disorder and Comorbid Lifetime Anxiety Disorder. Biological Psychiatry, 61(6), pp. 819-821.                                                                       

Bower, G. H. (1981). Mood and Memory. American Psychologist, 36, pp. 126-48.

Fox, E. (1993). Attentional Bias in Anxiety: Selective or Not? Behaviour Research and Therapy, 31(5), pp. 487-493.

Heimberg, R.G., & Barlow, D. H. (2001). New Developments in Cognitive Behavioral Therapy for Social Phobia. Journal of Clinical Psychiatry, 52, pp. 21-30.

Hou, R., Moss Morris, R., Bradley, B. P., Peveler, R., & Mogg, K. (2008). Attentional Bias Towards in Chronic Fatigue Syndrome. Journal of Psychosomatic Research, 65, pp. 47-50.

Lee, L. O., & Knight, B. K. (2009). Attentional Bias for Threat in Older Adults: Moderation of the Positivity Bias by Trait Anxiety and  Stimulus Modality. Psychology and Aging, 24(3), pp. 741-747.

Mathews, A., & Macleod, C. (1986). Discrimination of Threat Cues without Awareness in Anxiety States. Journal of Abnormal Psychology, 95, pp. 131-138.

Mogg, K., Bradley, B.P., Dixon, C., Fisher, S., Twelftree, H., & Mcwilliams, A. (2000). Trait Anxiety, Defensiveness and Selective Processing of Threat: An Investigation Using Tow Measures of Attentional Bias. Personality and Individual Differences, 28(6), pp. 1063-1077.

Mogg, K., Mathews, A., Eysenck, M., & May, J. (1991). Biased Cognitive Operation in Anxiety. Behaviour Research and Therapy, 29, pp. 459-407.  

Mogg, k., Bradley, B.P., Hyare, H., & lee, S. (1998). Selective Attention to Food-Related Stimuli in Hunger: Are Attentional Biases Specific to Emotional and Psychopathological States, or are they also found in Normal Drive States? Behaviour Research and Therapy, 36, pp. 227-237.

Pine, D. S., Mogg, K., Bradley B.P., Montgomery, L.A., Monk, C.S., Mcclure, E., et al. (2005). Attention Bias to Threat in Maltreated Children: Im Placations for Vulnerability to Stress- Related Psychopathology. American Journal Psychiatry, 162, pp. 291-296.

Radomsky, A.S., & Van Den Hout, M. (2004). Introduction to the Special Issue, "Experimental Approaches to Understanding Obsessive Compulsive Disorder. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 35, pp. 85-86.

Roy, A.K., Vasa, R.A., Bruck, M., Mogg, K., Bradley, B.P., Sweeney, M., et al. (2008). Attentional Bias toward Threat in Pediatric Anxiety Disorders. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 47(10), pp. 1189-1196.

Rusting, C. L. (1998). Personality, Mood and Cognitive Processing of Emotional Information: Three Conceptual Frameworks. Psychological Bulletin, 124, pp. 165-196.

Spielberger, C. D., & Krasner, S. S. (1988). The Assessment of State and Trail Anxiety. In Noyesyr R.Roth M and Burrows, G. D. (eds). Hand Book of Anxiety, V.2: Classification, Etiological Factors and Association Disturbances, 31-51. Elsevier Science Publishers B. V.

Stormark, K. M., Field, N. P., Hugdahl, K., & Horowitz, M. (1997). Selective Processing of Visual Alcohol Cues in Abstinent Alcoholics: An Approach-Avoidance Conflict?. Addictive Behaviors, 22, pp. 509-519.

Taghavi, S. M. R., Dalgleish, T., Moradi, A. R., Neshat-Doost, H. T., & Yule, W. (2003). Selective Processing of Negative Emotional Information in Children and Adolescents with Generalized Anxiety Disorder. British Journal of Clinical Psychology, 42, pp. 221-230.

Taghavi, S. M. R., Moradi, A. R., Nesshat-Doost, H. T., Yule, W., & Dalgelish, T. (2000). Interpreation of Ambiguous Emotional Information in Clinical Anxious Children and Adolescents. Cognition and Emotion, 14, pp. 809-822.

Telzer, E. H., Mogg, K., Bradley, B. P., Mai, X., Ernst, M., Pine, D. S., etal. (2008). Relationship Between Trait Anxiety, Prefrontal Cortex, and Attention Bias to Angry Faces in Children and Adolescents. Biological Psychology, 79(2), pp. 216-222.                                           

Waters, A. M., Mogg, K., Bradley, B. P., & Pine, D. S. (2008). Attentional Bias for Emotional Faces in Children with Generalized Anxiety Disorder. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 47(4), pp. 435-422.

Waters, A. M., Henry, J., Mogg, K., Bradley, B. P., & Pine, D. S. (2010). Attentional Bias Toward Angry Faces in Childhood Anxiety Disorders. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 41(2), pp. 158-164.

Wells, K. G., & Mathews, T. E. (1994). Emotionality and Interference with Colour- Naming in Anxiety. Behavior Research and Therapy, 31, pp. 57-62.

Williams, J. H. G., Mathews, A., & McLeod, C. (1996). The Emotional Stroop Task and Psychopathology. Psychological Bulletin, 120, pp. 3-24.