بررسی مقایسه‌ای صفات شخصیتی در افراد وسواسی ـ اجباری و بهنجار

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌‌ارشد، گروه روانشناسی، تبریز، ایران

2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه تبریز.

3 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مدنی (تربیت معلم آذربایجان).

چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه صفات شخصیتی در افراد وسواسی-اجباری و بهنجار صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مبتلایان به اختلال وسواسی اجباری (اعم از مؤنث و مذکر) مراجعه کننده به مراکز درمانی موجود در شهر تبریز تشکیل می‌دادند. در این راستا که در قالب طرح علّی - مقایسه‌ای انجام شد، تعداد 30 نفر (18زن و 12مرد) از بیماران وسواسی به صورت در دسترس از مراکز و کلینیک‌های روانپزشکی شهر تبریز انتخاب و با 30 نفر (18زن و12مرد) از افراد سالم که از طریق اطلاعات دموگرافیک همتاسازی شده بودند، با استفاده از سیاهه وسواس فکری عملی مادزلی (MOCI) و پرسش نامه 5 عامل شخصیتی نئو مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها بر پایه نرم‌افزار (17)SPSS انجام شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد تفاوت معنی‌داری بین دو گروه در نمره کل صفت نوروتیسیسم و چهار خرده مقیاس این صفت یعنی اضطراب، افسردگی، کمرویی و آسیب‌پذیری وجود دارد و افراد مبتلا به OCD در این صفت و از شش خرده مقیاس در چهار خرده مقیاس آن نمرات بالاتری کسب کردند. اما در دو خرده مقیاس نوروتیسیسم و صفات برون‌گرایی، انعطاف‌پذیری، دلپذیر بودن، با وجدان بودن و خرده مقیاس‌های آنها بین دو گروه تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. بنظر می‌رسد افراد مبتلا به OCD در قیاس با افراد بهنجار حداقل در صفت شخصیتی نوروتیسیسم عمده‌ترین تفاوت و بالاترین نمرات را دارا می باشند

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A comparative study of personality trait in obsessive – compulsive disorder and normal individuals

نویسندگان [English]

  • Safa Naghdi 1
  • Abbas Bakhshipour 2
  • Hassan Bafandeh 3
چکیده [English]

The present study aimed at comparing the personality trait among the obsessive-compulsive disorder and normal individuals. The statistical population was all the patients (male and female) affected by obsessive – compulsive disorder refereed to existing therapeutic centers in Tabriz. The method of research was causal – comparative. The sample size included 30 accessible patients (18 female – 12 male) form clinics and psychiatry centers in Tabriz and 30 healthy individuals (18 female – 12 male) which were matched through demographic information. The data were collected through two standard questionnaires namely; Maudsley obsessive – compulsive inventory and five factor neo personality inventory were analyses. The descriptive and inferential statistics (multi – variate analysis) and SPSS software were used. The results showed that there was a significant difference in total marks between the two groups in neuroticism trait and its four sub-scales (anxiety, depression, self-consciousness and vulnerability). The people affected by (OCD) in this trait and its six-subscales scored higher marks from four of the subscales, but in neuroticism two sub-scales and extraversion, flexibility, pleasantness, consciousness and their sub-scales between the two group the significant difference was not observed. It seemed the people affected by (OCD) in comparison with the normal people at least in neuroticism personality trait have the most important and the highest difference in marks.

کلیدواژه‌ها [English]

  • obsessive compulsive disorder
  • Personality traits

 

 

 

 

 

بررسی مقایسه‌ای صفات شخصیتی در افراد وسواسی ـ اجباری و بهنجار

 

صفا نقدی[1]

دکتر عباس بخشی‌پوررودسری[2]

دکتر حسن بافنده[3]

 

 

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه صفات شخصیتی در افراد وسواسی-اجباری و بهنجار صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مبتلایان به اختلال وسواسی – اجباری (اعم از مؤنث و مذکر) مراجعه کننده به مراکز درمانی موجود در شهر تبریز تشکیل می‌دادند. در این راستا که در قالب طرح علّی - مقایسه‌ای انجام شد، تعداد 30 نفر (18زن و 12مرد) از بیماران وسواسی به صورت در دسترس از مراکز و کلینیک‌های روانپزشکی شهر تبریز انتخاب و با 30 نفر (18زن و12مرد) از افراد سالم که از طریق اطلاعات دموگرافیک همتاسازی شده بودند، با استفاده از سیاهه وسواس فکری – عملی مادزلی (MOCI) و پرسش نامه 5 عامل شخصیتی نئو مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها بر پایه نرم‌افزار (17)SPSS انجام شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد تفاوت معنی‌داری بین دو گروه در نمره کل صفت نوروتیسیسم و چهار خرده مقیاس این صفت یعنی اضطراب، افسردگی، کمرویی و آسیب‌پذیری وجود دارد و افراد مبتلا به OCD در این صفت و از شش خرده مقیاس در چهار خرده مقیاس آن نمرات بالاتری کسب کردند. اما در دو خرده مقیاس نوروتیسیسم و صفات برون‌گرایی، انعطاف‌پذیری، دلپذیر بودن، با وجدان بودن و خرده مقیاس‌های آنها بین دو گروه تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. بنظر می‌رسد افراد مبتلا به OCD در قیاس با افراد بهنجار حداقل در صفت شخصیتی نوروتیسیسم عمده‌ترین تفاوت و بالاترین نمرات را دارا می باشند.

 

واژگان کلیدی: اختلال وسواسی- اجباری، صفات شخصیتی

مقدمه:

در دنیای پیچیدة امروز، انسان با مسائل و مشکلات زیادی روبروست. مسائلی از قبیل فقر، بی‌خانمانی، بیکاری، نابسامانی‌های اجتماعی و جنگ، تغییرات سریع اجتماعی و فشارهای زندگی مدرن، تنهایی و محرومیت‌های شخصی و فقدان منابع حمایتی، بیماری‌های درمان‌ناپذیر و غیره. انسان می‌باید برای زندگی و بقای خود با این مسائل بستیزد و خود را در معرض مخاطرات بسیار قرار دهد. از بین همه این خطرات بروز مشکلات روانشناختی یکی از چالش‌های عمده انسان در عصر نوین می‌باشد. در این میان اختلال وسواسی ـ اجباری بدلیل ایجاد مشکلات عدیده در زمینه‌های شغلی، خانوادگی، اجتماعی و غیره موجب ناراحتی و پریشانی مبتلایان به این اختلال و نیز خانواده‌های آنان می‌شود.

اختلالات اضطرابی و وسواس اختلالات شایعی هستند که سالانه هزینه‌های زیادی را برای افراد و جامعه تحمیل می‌کنند. از این رو تشخیص و توصیف این اختلالات مهم بوده و وجود یک نظام طبقه‌بندی مناسب می‌تواند راهنمای خوبی برای درمان و تحقیق باشد. یکی از پرکاربردترین نظام‌های طبقه‌بندی برای اختلالات اضطرابی، چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR)[4] است. نظام طبقه‌بندی اختلالات روانی به روانشناسان امکان پیش‌بینی اختلالات را می‌دهد و مشخص می‌کند که احتمال وقوع هر اختلال چقدر است و چه کسانی بیشتر مستعد اختلال هستند (سانتراک[5]، 1385). افکار وسواسی و اعمال وسواسی نخستین بار در منابع پزشکی اوایل قرن نوزدهم توصیف شد این افکار و اعمال تظاهر غیرعادی ملانکولی[6] تصور می‌شد. در شروع قرن بیستم، با پیدایش روانکاوی، تمرکز بر توضیحات روانشناختی مبتنی بر تعارض‌های ناخودآگاه تغییر جهت داد، اما این کار راهبردی مفید برای درمان نبود کاربرد بعدی نظریه یادگیری در مورد OCD[7] به پیدایش درمان‌های رفتاری مؤثر در دهه‌های 1960 و 1970 انجامید. وسواس فکری- علمی (OCD) با افکار، تکانه‌ها یا تصورات عود کننده مزاحم و مداومی که منجر به اضطراب می‌شوند و نیز رفتارهای تکراری و اعمال ذهنی که فرد به قصد رهایی از ناراحتی و پریشانی مجبور به انجام آنهاست مثل شستن دست، ترتیب و دسته‌بندی اشیاء، شمارش کلمات و اعداد خاص شناخته می‌شود (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1388).

به عبارت دیگر اختلال وسواسی ـ اجباری (OCD) اختلال شدید و مزمنی است که بوسیله وسواس‌ها و اجبارها یا هر دوی آنها مشخص می‌شود (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1388). شیوع این اختلال در طول زندگی بین 1-2 درصد جمعیت برآورد شده و در میان زنان بیش از مردان شایع است (کارنو و گلدینگ، 1991؛ استاین و همکاران، 1997؛ به نقل از دهستانی، 1385). خصیصه اصلی اختلال وسواسی ـ جبری وجود وسواس‌های فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه‌ای را برای فرد به بار می‌آورند. این وسواس‌های فکری یا عملی سبب اتلاف وقت می‌شوند و اختلال قابل ملاحظه‌ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیت‌های معمول اجتماعی یا روابط فرد ایجاد می‌کنند. بیمار مبتلا به OCD ممکن است فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد. وسواس فکری عبارتست از فکر، احساس، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم. برخلاف وسواس فکری[8] که یک فرآیند ذهنی است، وسواس عملی[9] نوعی رفتار است. اجبار، رفتاری آگاهانه، استاندارد و عود کننده است، نظیر شمارش، وارسی یا اجتناب. بیمار مبتلا به OCD از غیرمنطقی بودن وسواس‌هایش آگاهی دارد و این وسواس‌های فکری یا عملی را خود ـ ناهمخوان (ایگو دیس تونیک) می‌یابد (یعنی بصورت یک رفتار ناخواسته). هر چند عمل وسواسی ممکن است در تلاش برای کاستن از اضطراب همراه با وسواس فکری انجام می‌شود، همیشه به کم شدن این اضطراب منجر نمی‌شود. ممکن است پس از کامل شدن انجام عمل وسواسی، اضطراب فرقی نکرده باشد و یا حتی بیشتر شده باشد. وقتی فرد در مقابل انجام وسواس عملی مقاومت به خرج می‌دهد نیز اضطراب افزایش می‌یابد (کاپلان و سادوک، 1389). شایع‌ترین وسواس‌های عملی عبارتند از تکرار یک رفتار خاص، مانند شستن و تمیز کردن، شمردن، منظم چیدن چیزها، وارسی کردن، یا درخواست خاطر جمعی (هالجین و ویتبورن، 1387). شروع زود هنگام آن در مردان رایج‌تر و با وسواس‌های عملی مربوط به وارسی همراه است. شروع دیر هنگام آن در زنان شایع‌تر است و بصورت وسواس در شستشو ظهور می‌کند (نوشیروانی و همکاران، به نقل از دهستانی، 1385). دلایل ابتلاء به اختلال وسواسی ـ اجباری و تداوم آن تا حد زیادی ناشناخته است. اما در ادبیات تحقیق چند عامل خطرآفرین[10] از جمله عوامل ژنتیک، عوامل شناختی، فشار روانی و ویژگی‌های شخصیتی و غیره در ایجاد و تداوم اختلال وسواسی ـ اجباری مورد مطالعه قرار گرفته است.

در تبیین علت OCD عوامل روانی ـ اجتماعی منجمله عوامل روان‌پویشی و عوامل شخصیتی را نیز دخیل دانسته‌اند (کاپلان و سادوک، 1389). از طرف دیگر، فرض تمام نظریه‌های مبتنی بر صفات اینست که شخصیت نسبتاً ثابت است. به این معنی که پیش‌بینی رفتار افراد با توجه به نوع شخصیت آنها، امکانپذیر است. بدین ترتیب، صفات (بر اساس عوامل برآمده از عملیات تحلیل عاملی) بصورت سرشت‌ها یا استعدادهای زیر ساز در نظر گرفته می‌شوند وباعث رفتار فرد به شیوه‌های ویژه‌ای می‌شوند (کاویانی، 1386).

در میان تعاریف ارایه شده از شخصیت، برخی به جنبه‌های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس‌العمل‌های رفتاری و رفتارهای مشهود، برخی به فرآیندهای ناهشیار رفتار آدمی و برخی به ارتباط‌های متقابل افراد با یکدیگر و نقش‌هایی که در جامعه بازی می‌کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده‌اند(پروین، به نقل از گروسی، 1380). بهترین تعریفی که از شخصیت می‌توان ارایه کرد، تعریفی است که نظر اکثر روانشناسان را در خصوص تقدم کاربرد بر نظریه نشان می‌دهد. یعنی شخصیت انتزاعی از آن دسته از خصوصیات پایدار شخصی است که برای رفتار بین فردی اهمیت زیادی دارد (لانیون[11]، 1382).

در ادبیات تحقیق، در مورد مدل پنج عاملی شخصیت در افراد مبتلا به OCD تحقیقات اندکی صورت گرفته است. به عنوان مثال، نمره‌های بالای روان نژند خویی[12] و نمره‌های پایین برونگرایی نشانه آسیب‌پذیری در برابر ابتلاء به اختلالات وسواسی قلمداد می‌شوند (رکتور، هود، ریشتر و بگبای[13]، 2002؛ زینبارگ و بارلو[14]، 1996). در پژوهش رکتور و دیگران (2002) مبتلایان به OCD در فراخ ذهنی[15] و توافق[16] نمره‌های متوسط و در وظیفه شناسی[17] نمره‌های پایین داشتند (نقل از مهرابی‌زاده هنرمند و همکاران، 1386). اما رابطه اختلال وسواسی ـ اجباری با سایر صفات شخصیتی مدل پنج عاملی روشن نیست. احتمالاً افراد مبتلا به OCD دارای صفات و ویژگی‌های شخصیتی متفاوتی از افراد بهنجار می‌باشند و تحقیقات چندی نیز (برای مثال: مهرابی‌زاده هنرمند و همکاران، 1386) نشان داده که مبتلایان به این اختلال در متغیرهای مسئولیت، کمال‌گرایی، نگرانی، روان‌نژند خویی، فشار روانی ادراک شده بالاتر و در متغیرهای توافق، فراخ ذهنی، وظیفه شناسی و برونگرایی پایین‌تر هستند. تحقیق دیگری نیز نشان دهنده عاطفه منفی بالا و عاطفه مثبت کم در افراد OCD است (کوین[18] و همکاران، 2006).

با توجه به مطالب و تحقیقات ذکر شده پژوهش حاضر بدنبال اینست که آیا صفات شخصیتی افراد وسواسی با صفات شخصیتی افراد بهنجار متفاوت است؟ چه مؤلفه‌هایی در افراد دارای OCD برجسته‌تر می‌نماید؟ بنابراین پژوهش حاضر درصدد آن است که نقش صفات شخصیتی را در افراد دارای اختلال OCD مورد بررسی قرار دهد. امید است این پژوهش با یافته‌های جدید و تکمیلی بتواند گامی کوچک در راستای شناخت هر چه بیشتر صفات شخصیتی افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری بردارد. با شناخت عوامل شخصیتی و روان شناختی مبتلایان به OCD می‌توان تا حدودی صفات شخصیتی مستعد کننده ابتلا به OCD را شناسایی و گام‌های ارزشمندی در جهت پیشگری و درمان این اختلال برداشت. با این توضیحات طبیعی است که شناسایی صفات شخصیتی افراد مبتلا به این اختلال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و می‌‌تواند دانش ما را درباره این اختلال افزایش داده و راه را برای برنامه‌ریزی جهت پیشگیری‌های اولیه، ثانویه و درمان، هموار کند.

 

فرضیه‌‌های تحقیق

بین صفات شخصیتی افراد وسواسی – اجباری و افراد بهنجار تفاوت وجود دارد.

افراد مبتلا به OCD از افراد بهنجار در صفت شخصیتی نوروتیسم نمرات بالاتری دارند.

افراد مبتلا به OCD از افراد بهنجار در صفت شخصیتی برون‌گرایی متفاوت هستند.

افراد مبتلا به OCD از افراد بهنجار در صفت شخصیتی باوجدان بودن نمرات پایین‌تری دارند.

 

روش شناسی

جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مبتلایان به اختلال وسواسی ـ اجباری (اعم از مونث و مذکر) مراجعه کننده به مراکز درمانی موجود در شهر تبریز تشکیل می‌دادند. روش نمونه‌گیری پژوهش حاضر از نوع در دسترس می‌باشد که 30 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز روانپزشکی غیردولتی که تشخیص OCD را براساس ملاک‌های DSM-IV-TR دریافت کرده بودند و با مصاحبه و نظر روانپزشک، تشخیص‌شان تأیید شده بود و حائز احراز شرایط پژوهش بودند و 30 نفر افراد بهنجار بود که نمونه‌های افراد مبتلا به OCD و افراد بهنجار با استفاده از مشخصات دموگرافیک از جمله سن، جنسیت، تحصیلات و... همانندسازی شدند. روش تحقیق حاضر، غیرآزمایشی از نوع علّی ـ مقایسه‌ای است.

 

ملاک‌های ورود و خروج بیماران به پژوهش

الف) ملاک‌های ورود بیماران به پژوهش عبارتند از:

- بیمارانی که ابتلا آنها به OCD توسط روانپزشک تأیید شده باشد.

- دارا بودن ملاک‌های تشخیصی DSM-IV-TR

- عدم دریافت درمان‌های روانپزشکی و روانشناختی در حین ورود به پژوهش

- به بیماری مزمن روانپزشکی دیگری مبتلا نباشند.

- موافقت بیمار برای شرکت در پژوهش و امضای رضایت‌نامه کتبی

ب) ملاک‌های خروج از پژوهش عبارتند از:

- دریافت دارو درمانی یا سایر مداخلات روان شناختی هنگام ورود به پژوهش

- ابتلا همزمان به سایر بیماری‌های روانی مزمن مثل سایکوز

 

 

ابزار گردآوری اطلاعات و داده­ها

سیاهه وسواسی ـ اجباری مادزلی[19](MOCI):

این سیاهه از سی گزاره که پاسخ به آنها با انتخاب دو گزینه درست/ نادرست ارایه می‌شود تشکیل شده و به صورت ویژه برای بررسی نشانه‌های اختلال وسواسی ـ جبری طراحی شده است (هاجسون و راچمن[20]، 1977). این آزمون شامل پنج خرده آزمون (وارسی، شستشو، شک وسواسی، کندی و نشخوار ذهنی) است. راچمن و هاجسون (1980)، استرنبرگر و برنز[21]، (1990) ضریب پایایی این آزمون را به روش باز آزمایی 89/0 گزارش کردند (محمود علیلو و همکاران، 1382).

در ایران دادفر (1376) ضریب پایایی کل آزمون را 84/0 و روایی همگرایی آن با مقیاس ییل را 87/0 گزارش کرده است. همچنین علیلو و همکاران (1386)، همبستگی آزمون ـ آزمون مجدد این پرسش‌نامه را 78/0 برآورد کرده‌اند. نقطه برش کلی در مورد این پرسش نامه عدد 9 در نظر گرفته شد (محمود علیلو و همکاران، 1382).

پرسشنامه شخصیتی NEO-PI-R:

پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت نئو که از جمله‌ ابزارهای مورد استفاده در حوزه شخصیت به شمار می‌رود یک آزمون شخصیتی با دو فرم (بلند 240 سؤالی و کوتاه 60 سؤالی) است که پنج حیطه شخصیتی شامل روان نژند خویی، باز بودن به تجربه، توافق، برونگرایی و وظیفه‌شناسی را می‌سنجد. این ابزار با مقیاس پنج گزینه‌ای لیکرت (از کاملاً موافق تا کاملاً مخالف) پاسخ داده می‌شود. ماده‌های نئو از صفر تا چهار نمره‌گذاری می‌شوند. روایی محتوای آن را مک کری و کاستا (1992) بررسی نموده، پایایی آن را برای عوامل پنج گانه (90/0 تا 76/0) گزارش نموده‌اند. ضرایب آلفای گزارش شده توسط مک کری و کاستا (1992) در فرم s (گزارش فردی) در مقیاس‌های فرعی بین 81/0 تا 56/0 و در فرم R (گزارش دیگران راجع به فرد) بین 92/0 تا 66/0 بوده و برای عوامل اصلی N,E,O دارای ضریب پایایی بالاتری چون 93/0 تا 86/0 بوده است.

این پرسشنامه توسط گروسی بر روی 2000 نفر از جامعه دانشجویان دانشگاه‌های دولتی ایران با هدف مشخص شدن عوامل ثابت‌تر اجرا شد (گروسی، 1380) و ضرایب آلفای آن برای عواملA,O,E,N و C به ترتیب 86/0، 73/0، 56/0، 68/0، 87/0 محاسبه شد. محاسبه همبستگی بین دو فرمS و R به قصد ارزیابی اعتبار ملاکی آزمون در بین عوامل اصلی، حداکثر همبستگی به میزان 66/0 در عامل برونگرایی و حداقل آن به میزان 45/0 در عامل توافق‌پذیری محاسبه شد. در بین صفات فرعی حداکثر همبستگی به میزان 70/0 در صفت اعتماد و حداقل آن به میزان 29/0 در صفت دل رحم بودن و انعطاف‌پذیری در احساس‌ها بدست آمد. ضرایب همسانی درونی در عوامل اصلیA,O,E,N و C به ترتیب 86/0، 73/0، 56/0، 68/0، 87/0 بوده است (گروسی، 1380).

روش اجرای تحقیق

در این پژوهش بعداز هماهنگی‌های لازم با روانپزشکان و مسئولین کلینیک‌ها، نمونه‌های وسواسی که به صورت نمونه‌های در دسترس بودند، و تشخیص OCD را براساس ملاک‌های DSM-IV-TR دریافت کرده بودند و حائز احراز شرایط پژوهش بودند، به محقق معرفی می‌شدند و بعد از کسب رضایت شفاهی و کتبی، از پاسخگویان درخواست می‌شد به سؤالات پرسشنامه‌های مادزلی و نئو پاسخ دهند. پاسخگویان در پاسخ دادن به آزمون‌ها کاملاً آزاد بوده و هر جا تمایل به ادامه کار نداشتند، می‌توانستند همکاریشان را قطع کنند. پس از جمع‌آوری داده‌ها، با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 17 اطلاعات بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها

کلیه افراد نمونه پژوهش را 30 نفر از افراد وسواسی – اجباری تشکیل دادند. دامنه سنی شرکت کنندگان 18 تا 51 بود (انحراف استاندارد6/7). به منظور ارایه تصویری روشن از یافته‌های توصیفی پژوهش در این بخش داده‌های مربوط به متغیر های مورد مطالعه به تفکیک گروه نمایش داده شده است.

جدول1: توصیف آماری مؤلفه‌های شخصیت و مقیاس وسواس و مؤلفه‌های آن

 

 

(انحراف استاندارد) سالم میانگین

 (انحراف استاندارد)  وسواسی میانگین

 

روان‌نژندگرایی

(15908/5)0667/14

(23164/24) 00/105

برون‌گرایی

(42885/20)20/108

(9148/21) 5/105

باز بودن به تجربه

(37200/13)50/114

(30771/16) 30/108

دلپذیر بودن

(79542/15) 57/114

(72302/21) 20/114

 

با وجدان بودن

(78276/18) 63/116

(51128/17) 90/108

وسواسی

وسواس(کلی)

(29055/1) 3000/5

(58755/2) 8333/19

وارسی

 (.74971).7000

(10900/1) 1000/6

شستشو

(10770/1) 4667/2

(14530/2) 8667/6

کندی - تکرار

(83391/0) 8333/0

(01710/1)0000/4

تردید- وظیفه شناسی

(01992/1) 8333/1

(09807/1) 6333/5

در جدول 1 توصیف آماری روان‌نژند گرایی، برون‌گرایی، باز بودن به تجربه، دلپذیر بودن، با وجدان بودن و مؤلفه‌های آنها آورده شده است. بر اساس نتایج مندرج میانگین نمرات افراد وسواسی در عامل روان‌نژندگرایی و مؤلفه‌های آن بیشتر از گروه سالم می‌باشد. میانگین نمرات برون‌گرایی گروه سالم بیشتر از گروه وسواسی می‌باشد. میانگین نمرات باز بودن به تجربه گروه وسواسی بیشتر از گروه سالم می‌باشد. میانگین نمرات با وجدان بودن گروه سالم بیشتر از گروه وسواسی می‌باشد. هم‌چنین میانگین نمرات دلپذیر بودن در گروه وسواسی بیشتر از گروه سالم می‌باشد. همان‌طور که در جدول نشان داده شده میانگین نمرات خرده مقیاس‌های وسواس مادزلی در گروه وسواسی بیشتر از گروه سالم(غیروسواسی) می‌باشد.

در تحقیق حاضر برای بررسی 5 عامل شخصیتی در افراد وسواسی – اجباری و بهنجار به منظور پاسخ به فرضیه‌های 1 تا 5 از روش تحلیل واریانس چندمتغیره بهره گرفته شده است. در این تحلیل متغیر مستقل بیمار یا سالم بودن و متغیر وابسته پنج عامل شخصیتی و مؤلفه‌های آن است. سؤال این است که در کدام یک از عامل‌های شخصیت تفاوت معنی‌داری بین دو گروه تفاوت معنی‌دار وجود دارد؟ لذا جهت استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA) از آزمون برابری ماتریس کواریانس باکس(BOX) استفاده گردید. نتایج این آزمون نشان داد واریانس متغیرها برابر بوده و باهم تفاوت معنی‌داری ندارند. بنابراین می‌توانیم از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده کنیم.

جدول 2 آماره معنی‌داری چند متغیره

اثر

آزمون‌ها

ارزش

مقدار  F

درجه آزادی اثر

درجه آزادی خطا

معنی‌داری (P)

گروه

اثر پیلایی

208/.

841/2

000/5

000/54

024/.

لامبدای ویلکز

792/.

841/2

000/5

000/54

024/.

اثر هتلینگ

263/.

841/2

000/5

000/54

024/.

بزرگترین ریشه روی

263/.

841/2

000/5

000/54

024/.

همانطور که در جدول بالا نشان می‌دهد، نسبت F بدست آمده در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار می‌باشد. در نتیجه دو گروه حداقل در یکی از متغیرهای وابسته (عامل‌های شخصیتی) با هم متفاوت بوده و تفاوت معنی‌داری دارند.

جدول 3 نتایج تحلیل واریانس چند متغیره بین صفات شخصیتی افراد وسواسی – اجباری و بهنجار

منبع تغییرات

متغیر وابسته

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

گروه

روان نژندگرایی

267/5152

1

267/5152

963/8

004/.

برون‌گرایی

350/109

1

350/109

244/0

623/.

باز بودن به تجربه

600/576

1

600/576

593/2

113/.

دلپذیر بودن

017/2

1

017/2

006/0

941/.

با وجدان بودن

067/897

1

067/897

721/2

104/.

همانطور که در جدول فوق مشاهده می­شود نتیجه آزمون تحلیل واریانس چند متغیره فقط برای روان‌نژند گرایی، در سطح اطمینان 95درصد () معنی‌دار است. اما بین برون‌گرایی، بازبودن به تجربه، دلپذیر بودن و با وجدان بودن دو گروه تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. بنابر این فرض کلی پژوهش مبنی بر اینکه بین صفات شخصیتی افراد وسواسی – اجباری و بهنجار تفاوت وجود دارد، تأیید می‌شود.

جدول4 نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌راهه به عنوان آزمون تعقیبی تحلیل واریانس چند متغیره صفات شخصیتی افراد وسواسی – اجباری و بهنجار

منبع تغییرات

مؤلفه‌ها

متغیر وابسته

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

گروه

روان نژندی

اضطراب

417/350

1

417/350

389/11

001/.

پرخاشگری

600/48

1

600/48

374/2

129/.

افسردگی

267/224

1

267/224

894/5

018/.

کم‌رویی

417/120

1

417/120

313/5

025/.

شتاب‌زدگی

817/36

1

817/36

923/1

171/.

آسیب‌پذیری

350/163

1

350/163

288/7

009/.

برون‌گرایی

گرمی

267/4

1

267/4

165/.

686/.

گروه گرایی

017/58

1

017/58

486/1

228/.

قاطعیت

000/60

1

000/60

608/2

112/.

فعالیت

417/20

1

417/20

153/1

287/.

هیجان خواهی

667/26

1

667/26

272/1

264/.

هیجان‌های مثبت

017/138

1

017/138

440/30

069/.

انعطاف‌پذیری

تخیلی

067/24

1

067/24

908/.

345/.

 

417/20

1

417/20

948/.

334/.

احساسات

067/13

1

067/13

791/.

378/.

اعمال

067/17

1

067/17

357/1

249/.

عقاید

150/66

1

150/66

879/2

095/.

ارزش‌ها

267/35

1

267/35

007/3

088/.

دلپذیر بودن

اعتماد

017/104

1

017/104

544/3

065/.

رک‌گویی

267/68

1

267/68

996/2

089/.

نوعدوستی

267/4

1

267/4

256/.

615/.

همراهی

017/28

1

017/28

998/.

322/.

تواضع

017/28

1

017/28

058/2

157/.

دل‌رحم بودن

267/19

1

267/19

431/1

237/.

باوجدان بودن

کفایت

417/20

1

417/20

362/1

248/.

نظم و ترتیب

067/0

1

067/0

005/.

946/.

 

وظیفه شناسی

067/24

1

067/24

182/1

281/.

محتاط بودن

017/40

1

017/40

863/1

178/.

خود کنترلی

017/58

1

017/58

984/3

051/.

نوع‌دوستی

017/40

1

017/40

764/1

189/.

همان طور که در جدول فوق مشاهده می­شود نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای مؤلفه‌های اضطراب، افسردگی، کمرویی و آسیب‌پذیری، در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار است. اما بین پرخاشگری و شتابزدگی دو گروه تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. هم‌چنین نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای تمام مؤلفه‌های برون‌گرایی در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار نیست. بعبارت دیگر بین دو گروه در خرده مقیاس‌های برون‌گرایی تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای تمام مؤلفه‌های انعطاف‌پذیری در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار نیست. بعبارت دیگر بین دو گروه در خرده مقیاس‌های انعطاف‌پذیری تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای تمام مؤلفه‌های دلپذیر بودن، در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار نیست. به عبارتی دیگر بین دو گروه در مؤلفه‌های دلپذیر بودن تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای تمام مؤلفه‌های با وجدان بودن، در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار نیست. به عبارتی دیگر بین دو گروه در مؤلفه‌های باوجدان بودن تفاوت معنی‌دار وجود ندارد.

جدول5 نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه به عنوان آزمون تعقیبی تحلیل واریانس چند متغیره

منبع تغییرات

متغیر وابسته

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معنی‌داری

گروه

خرده مقیاس وارسی

400/437

1

400/437

180/251

000/.

خرده مقیاس شستشو

400/290

1

400/290

215/88

000/.

خرده مقیاس کندی - تکرار

417/150

1

417/150

904/173

000/.

خرده مقیاس تردید و وظیفه شناسی

600/216

1

600/216

878/192

000/.

همان طور که در جدول فوق مشاهده می­شود نتیجه آزمون تحلیل واریانس تک متغیری برای تمام خرده مقیاس‌های وسواس مادزلی، در سطح اطمینان 95 درصد () معنی‌دار است. به عبارتی دیگر بین دو گروه در خرده مقیاس‌های وسواس مادزلی تفاوت معنی‌دار وجود دارد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

یافته‌های بدست آمده نشان داد که افراد گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد گروه بهنجار در صفت شخصیتی نوروتیسم نمرات بالاتری کسب کرده‌اند اما در صفت شخصیتی برون‌گرایی، با وجدان بودن، انعطاف‌پذیری، دلپذیر بودن تفاوت معنی‌داری ندارند این یافته‌ها با یافته‌های رکتور و همکارانش (2002) و زینبارگ و بارلو (1996) همسو می‌باشد که نمرات بالای روان‌نژند خویی را نشانه آسیب‌پذیری در برابر ابتلا به اختلالات وسواسی قلمداد کردند و بل یافته مهرابی‌زاده هنرمند و همکارانش (1386) مغایرت دارد که نمره‌های پایین برون‌گرایی را نشانه آسیب‌پذیری در برابر ابتلاء به اختلالات وسواسی قلمداد کرده‌اند.

هم‌چنین یافته‌های بدست آمده از آزمون تعقیبی نشان داد که افراد گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد گروه بهنجار در مؤلفه‌های اضطراب، افسردگی، کمرویی و آسیب‌پذیری صفت شخصیتی توروتیسیسم تفاوت دارند و نمرات بالاتری کسب کرده‌اند. ولی برون‌گرایی، با وجدان بودن، انعطاف‌پذیری و دلپذیر بودن تفاوت معنی‌داری با هم ندارند.

این یافته‌ها با یافته‌های مهرابی‌زاده هنرمند و همکارانش (1386) همسو می‌باشد که تفاوت معنی‌دار در متغیر روان‌نژند خویی را در پیش‌بینی اختلال وسواسی – اجباری تأیید کردند. یافته‌های بدست آمده نشان داد که افراد گروه مبتلا به OCD و افراد گروه بهنجار در صفت شخصیتی با وجدان بودن تفاوت معنی‌داری ندارند. این یافته‌ها با یافته‌های مهرابی‌زاده هنرمند و همکارانش (1386) مغایر است. هم‌چنین این یافته‌ها مغایر با یافته‌های رکتور و همکارانش (2002) است که نشان داد مبتلایان به OCD در با وجدان بودن نمرات پایین داشتند.

یافته‌های بدست آمده از آزمون تعقیبی نشان داد که افراد گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد گروه بهنجار در هیچ کدام از مؤلفه‌های صفت شخصیتی با وجدان بودن، افراد گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد گروه بهنجار در هیچ کدام از مؤلفه‌های صفت شخصیتی انعطاف‌پذیری، و افراد گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد گروه بهنجار در هیچ کدام از مؤلفه‌های صفت شخصیتی دلپذیری تفاوت معنی‌داری با هم ندارند.

به اعتقاد فروید، اختلال وسواسی – اجباری، مانند اختلال‌های اضطرابی دیگر، هنگامی بروز می‌کند که ترس از برانگیختگی‌های آزارگرانه و خصمانه بن، مکانیزم‌های دفاعی را به منظور کاهش اضطراب بر می‌انگیزد. کشاننده‌های بن به صورت افکار وسواسی و مکانیزم‌های دفاعی به شکل اعمال بی‌اختیار متجلی می‌شوند. می‌توان گفت از دید ماورر (1960و1947) هم همه اختلالات عصبی و رفتاری نوعی اکتساب و یادگیری به شمار می‌آید. فرد بر اثر پیوند یافتن رویداد ترسناک یا درد ناکی با اشیاء یاد می‌گیرد که از دیدن آن اشیاء معین که در حقیقت بدون خطر هستند دچار اضطراب شود و یا حتی یاد می‌گیرد که رفتار معینی موجب کاهش اضطراب می‌شود. در نتیجه این گونه رفتارها نیرومند شده و فرد برای کاهش اضطراب یا از بین بردن آن در مواقع ضروری عادتاً از آنها استفاده می‌کند.

به نظر آیزنگ (1967) دو بعد درون‌گرایی و برون‌گرایی، هنگامی که در حد اعلای آن در نظر گرفته شوند، شخصیت‌های متفاوتی بوجود می‌آورند. آیزنگ معتقد است که تیپ‌های شخصیتی درون‌گرایی و برون‌گرایی به شکل ابعاد بهم پیوسته‌ای هستند که دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو واحد قرار گیرند. به نظر آیزنگ (1975) افراد برون‌گرا دارای قشر مخ با برانگیختگی[22] کمتر و آستانه حسی بیشتر از دیگران هستند. به همین دلیل مجبورند برای بالا نگه داشتن سطح فعالیت مغزشان به دنبال تحریک باشند و از یکنواختی بپرهیزند. اما درون‌گراها به راحتی برانگیخته می‌شوند و بنابراین از تحریک دوری می‌کنند. هم‌چنین رفتار درون‌گراها در مقابل تنبیه[23] بازداری می‌شود. شاید به این دلیل که درون‌گراها شدت رنج بیشتری را تجربه می‌کنند.

با توجه به یافته‌های پژوهش، فرضیه سوم تأیید نشد. چنین به نظر می‌رسد که از بین افراد وسواسی که توسط روانپزشک به محقق معرفی می‌شدند، آن دسته از مبتلایان حاضر به شرکت در آزمون‌ها می‌شدند که از لحاظ وجدانی بودن و وظیفه‌شناسی در حد متعارف بوده‌اند یا شاید نمونه غیربالینی این پژوهش کم‌تر از جمعیت عمومی با وجدان و وظیفه‌شناس بوده‌اند و همین ویژگی تفاوت این نمونه را با نمونه مبتلا به OCD کاهش داده است و نیز علت دیگری که می‌تواند این یافته را تبیین کند تفاوت‌های فرهنگی می‌باشد. چون این اختلال وابسته به فرهنگ است، چنین می‌توان انتظار داشت که فرهنگ، عامل اصلی در بیان تفاوت‌ها باشد. هم‌چنین تفاوت در ابزارهای اندازه‌گیری و حجم نمونه نیز می‌تواند تا حدودی این یافته را تبیین کند. مطالعات نشان می‌دهد که افراد وسواسی – اجباری دارای افکار و تکانه‌هایی هستند که نمی‌توانند از آن دست بکشند و نهایتاَ این افکار و تکانه‌ها باعث انعطاف‌ناپذیری آنها می‌شود. طبق نظریه زیستی نیز، مطالعات، شواهد محکمی در خصوص کمبود سرتونین و فعالیت غیرعادی مغز افراد مبتلا بهOCD را نشان می‌دهد که می‌تواند انعطاف ناپذیری این افراد را تبیین کند.

نظریه روانکاوی نیز اشاره به این دارد که اشخاص مبتلا به OCD از مکانیزم‌های دفاعی مثل اعمال وسواسی و افکار وسواسی برای واپس راندن اضطراب‌های واقعی پنهان خود استفاده می‌کنند که باعث انعطاف‌ناپذیری بیشتر آنها می‌شود. با توجه به اینکه پژوهش حاضر با نمونه در دسترس و حجم کم انجام یافته، احتمالاَ افرادی که به محقق معرفی شده‌اند، نسبت به نمونه غیربالینی کنجکاوی بالا و انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به تجارب جدید داشتند، یا حتی شاید برای درمان افسردگی یا ناراحتی دیگر همراه وسواس‌شان به جستجوی یاری و کمک آمده بودند. تأثیرات نامطلوب OCD پیامدهایی از قبیل هر چه خراب‌تر کردن روابط شخصی در فرد مبتلا به این اختلال را دارد که باعث می‌شود فرد اعتماد لازم به افراد را نداشته و همراهی آنان را نپذیرد. هم‌چنین بررسی دو قلوها معلوم کرده است که از پنج عامل اصلی صفات شخصیتی، شرایط محیطی تأثیر بیشتری بر دلپذیر بودن دارد. با توجه به یافته‌های این پژوهش، سؤال پنجم نیز تأیید نشد. با توجه به این یافته‌های متناقض به نظر می‌رسد که ویژگی شخصیتی دلپذیر بودن به تنهایی قادر به تمایز میان مبتلایان به وسواس و افراد سالم نمی‌باشد. به نظر سالکووسکیس(1985) افراد مبتلا به OCD افکار، تصورات و تکانه‌های مزاحم طبیعی را با افکار خودکار منفی در مورد مسئول بودن خطر برای خود یا دیگران ارتباط داده و خطر را با احتمال بیش از حد قلمداد می‌کنند و بنابراین افزایش ناراحتی و احتمال خنثی‌سازی فزون‌تر می‌شود. این نظریه می‌تواند نمرات بالای اضطراب افراد مبتلا به OCD را تبیین کند.

هم‌چنین مطالعات بیانگر میزان شیوع 67 درصدی اختلال افسردگی اساسی در بیماران OCD می‌باشد. اگر افکار خود آیندی که جنبه مزاحم دارد متضمن نوعی مسئولیت نباشد، بنابراین رفتار خنثی‌ساز به احتمال زیاد اتفاق نیفتاده و نتیجه، افزایش اضطراب و افسردگی خواهد بود. اما در تبیین صفت شخصیتی کمرویی می‌توان گفت افراد مبتلا به OCD بدلیل رفتارهای وارسی و افکار وسواسی و اعمال تشریفاتی که دارند احساس حقارت کرده به نحو فزاینده‌ای منزوی شده و حتی نمی‌توانند به تنهایی در جمع حضور یابند. زیرا می‌ترسند اگر تنهایی جایی بروند کاری انجام دهند که آنها را دستپاچه یا شرمنده کند. در مورد آسیب‌پذیری نیز این افراد در مقابله با استرس، احساس ناتوانی می‌کنند و وقتی با یک موقعیت اضطراری مواجه می‌شوند، وابسته، ناامید و هراسناک عمل می‌کنند. پیشنهاد می‌شود در صورت امکان، این پژوهش جهت مدل یابی معادلات ساختاری بر روی نمونه‌های وسیع‌تر صورت پذیرد. هم‌چنین برای استنباط اختصاصی بودن نتایج به اختلال وسواسی – اجباری علاوه بر یک گروه غیربالینی از یک گروه از مبتلایان به سایر اختلالات اضطرابی نیز استفاده شود.

از مهم‌ترین محدودیت‌های این پژوهش استفاده از ابزار خود گزارشی[24] جهت بررسی متغیرهای پژوهش (صفات شخصیتی و وسواسی بودن) می‌باشد که تا اندازه زیادی تحت تأثیر علایق فردی قرار می‌گیرد. هم‌چنین نمره‌های افراد در شرایط ناشناس و در مقایسه با شرایط آشنا تفاوت می‌یابد، زیاد بودن تعداد سؤالات و نیز مبهم بودن برخی از سؤالات نیز از محدودیت‌های این پژوهش بودند. پیشنهاد می‌شود از نتایج بدست آمده از این پژوهش می‌توان برای کارآزمایی‌های بالینی پیشگیری‌های اولیه و ثانویه استفاده کرد. هم‌چنین یافته‌های تحقیق تلویحات سودمندی برای کسانی که به کار درمان این اختلال اشتغال دارند، می‌تواند داشته باشد.

منابع

انجمن روانپزشکی آمریکا. (1388). متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، (ترجمه محمدرضا نیکخو و هامایاک و آوادیس یانس). تهران: سخن (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2000).

دیویسون، جی، سی.؛ نیل.جی.ام. و کرینگ، ای. ام. (1385). آسیب شناسی روانی، (ترجمه مهدی دهستانی). تهران: ویرایش (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2004).

سادوک، ویرجینیا؛ کاپلان، هارولد. (1389). خلاصه روانپزشکی، (ترجمه فرزین رضاعی). تهران: ارجمند (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2007).

سانتراک، جان دبلیو. (1385). زمینه روانشناسی سانتراک، (ترجمه مهرداد فیروزبخت). تهران: مؤسسه رسا (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2003).

کاویانی، حسین. (1386). نظریه‌های زیستی شخصیت. تهران: مهرکاویان.

گروسی فرشی، میرتقی. (1380). رویکردهای نوین در ارزیابی شخصیت. تبریز: جامعه پروژه.

لانیون، ریچارد. (1382). ارزیابی شخصیت، (ترجمه سیامیک نقشبندی). تهران: انتشارات نشر روان.

محمودعلیلو، مجید؛ عاطف وحید؛ محمدکاظم؛ بیان‌زاده، سیداکبر و ملکوتی، سیدکاظم. (1382). بررسی آزمایشی مشکلات حافظه در مبتلایان به نوع وارسی اختلال وسواسی- اجباری. مجله اندیشه و رفتار، سال یازدهم، شماره 1، 70-62.

مهرابی‌زاده‌هنرمند، مهناز؛ داوودی، ایران؛ شکرکن، حسین؛ نجاریان، بهمن. (1386). نقش عوامل شناختی، شخصیتی، سابقه خانوادگی و فشار روانی در پیش‌بینی اختلال وسواسی ـ اجباری. مجله علوم تربیتی و روان‌شناسی، دوره سوم، شماره 1 و 2، صص: 56-27.

هالجین، ریچاردپی؛ کراس و یتبورن، سوزان. (1387). آسیب شناسی روانی، (ترجمه یحیی سید محمدی). تهران: روان (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2003).

Kevin, D. WU, Lee Anna Clark, David Watson. Journal of Anxiety Disorders, Volume 20, Issue 6, 2006, pages 695-717.

Rector, N. A., Hood, K., Richter, M. A. & Bagby, R.M. (2002). Obsessive ـ compulsive disorder and the five ـ factor model of personality: Distinction and Overlap with major depressive disorder. Behaviour Research and Therapy, 40, 1205-1219.

Samuels, J. Nestadt, G. Bienvenu, O.J, Costa, P. T., Riddle, M.A., Liang, K. (2000). Personality disorders and normal Personality dimensions in obsessive – Compulsive disorder. British Journal of Psychiatry, 177, 457-462.

Zinbarg, R.E., & Barlow, D.H. (1996). Structure of anxiety and the anxiety disorders: A hierarchical model. Journal of Abnormal Psychology, 105, 181-193.

 

 



1- دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌‌ارشد، گروه روانشناسی، تبریز، ایران. safa.naghdi@yahoo.com

2- دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه تبریز.

3- عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مدنی (تربیت معلم آذربایجان).

این مقاله برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد می‌باشد.

[4] - Diagnostic and Stastical Manual of Mental Disorder (DSM-IV-TR)

[5] -Santrock

[6] - melancholic temperament

[7] - obsessive compulsive disorder

[8] -obsession

[9] -compulsion

[10] -risk factor

[11] -Lanyon

[12] -neuroticism

[13] -Rector, Hood, Richter & Bagby

[14]- zinbarg & Barlow

[15] -openness

[16] -agreeableness

[17] -conscientiousness

[18] -Kevin

[19] -Maudsley Obsessive – Compulsive Inventory

[20] -Hodgson & Rachman

[21] -Sternberg & Bernz

[22] - Arousal

[23] - Punishment

[24] - Self-report

انجمن روانپزشکی آمریکا. (1388). متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، (ترجمه محمدرضا نیکخو و هامایاک و آوادیس یانس). تهران: سخن (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2000).

دیویسون، جی، سی.؛ نیل.جی.ام. و کرینگ، ای. ام. (1385). آسیب شناسی روانی، (ترجمه مهدی دهستانی). تهران: ویرایش (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2004).

سادوک، ویرجینیا؛ کاپلان، هارولد. (1389). خلاصه روانپزشکی، (ترجمه فرزین رضاعی). تهران: ارجمند (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2007).

سانتراک، جان دبلیو. (1385). زمینه روانشناسی سانتراک، (ترجمه مهرداد فیروزبخت). تهران: مؤسسه رسا (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2003).

کاویانی، حسین. (1386). نظریه‌های زیستی شخصیت. تهران: مهرکاویان.

گروسی فرشی، میرتقی. (1380). رویکردهای نوین در ارزیابی شخصیت. تبریز: جامعه پروژه.

لانیون، ریچارد. (1382). ارزیابی شخصیت، (ترجمه سیامیک نقشبندی). تهران: انتشارات نشر روان.

محمودعلیلو، مجید؛ عاطف وحید؛ محمدکاظم؛ بیان‌زاده، سیداکبر و ملکوتی، سیدکاظم. (1382). بررسی آزمایشی مشکلات حافظه در مبتلایان به نوع وارسی اختلال وسواسی- اجباری. مجله اندیشه و رفتار، سال یازدهم، شماره 1، 70-62.

مهرابی‌زاده‌هنرمند، مهناز؛ داوودی، ایران؛ شکرکن، حسین؛ نجاریان، بهمن. (1386). نقش عوامل شناختی، شخصیتی، سابقه خانوادگی و فشار روانی در پیش‌بینی اختلال وسواسی ـ اجباری. مجله علوم تربیتی و روان‌شناسی، دوره سوم، شماره 1 و 2، صص: 56-27.

هالجین، ریچاردپی؛ کراس و یتبورن، سوزان. (1387). آسیب شناسی روانی، (ترجمه یحیی سید محمدی). تهران: روان (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2003).

Kevin, D. WU, Lee Anna Clark, David Watson. Journal of Anxiety Disorders, Volume 20, Issue 6, 2006, pages 695-717.

Rector, N. A., Hood, K., Richter, M. A. & Bagby, R.M. (2002). Obsessive ـ compulsive disorder and the five ـ factor model of personality: Distinction and Overlap with major depressive disorder. Behaviour Research and Therapy, 40, 1205-1219.

Samuels, J. Nestadt, G. Bienvenu, O.J, Costa, P. T., Riddle, M.A., Liang, K. (2000). Personality disorders and normal Personality dimensions in obsessive – Compulsive disorder. British Journal of Psychiatry, 177, 457-462.

Zinbarg, R.E., & Barlow, D.H. (1996). Structure of anxiety and the anxiety disorders: A hierarchical model. Journal of Abnormal Psychology, 105, 181-193.