بررسی رابطه شیوه‌های فرزندپروری و سبک‌های دلبستگی با نشانه‏های افسردگی نوجوانان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه تبریز

2 دانش آموخته کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران.

چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط سبک­های دلبستگی و شیوه­های فرزندپروری با نشانه­های افسردگی می­باشد. از میان دانش­آموزان دختر دبیرستان­های شهر تبریز تعداد 375 نفر با دامنه سنی
 17-16 سال به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب آزمودنی‏ها از روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله‏ای استفاده شد. به منظور تحلیل داده‏ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. آزمودنی‏ها پرسشنامه‏های سبک‏های دلبستگی، شیوه‏های فرزندپروری و پرسشنامه نشانه­های افسردگی را تکمیل نمودند.
یافته‏های این مطالعه نشان داد که نوجوانان با سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی سطوح بالاتری از نشانه‏های افسردگی را نشان می‏دهند. اما هیچ ارتباطی بین سبک دلبستگی ایمن و دلبستگی ناایمن دوسوگرا با نشانه­های افسردگی مشاهده نشد. همچنین یافته­های این مطالعه نشان دادند که افسردگی ارتباط منفی معنی­داری با شیوه‌ی فرزندپروری اقتدار منطقی و نیز ارتباط مثبت معنی‏داری با شیوه‌ی فرزندپروری استبدادی دارد. درحالی که ارتباطی بین افسردگی و شیوه‌ی فرزندپروری سهل‏گیر مشاهده نشد. یافته­های بدست آمده از این مطالعه تا حدودی با این ایده که عامل­های محیطی مانند سبک‏های دلبستگی و شیوه‏های فرزندپروری نقش مهمی در بروز نشانه‏های افسردگی نوجوانان دارند، هماهنگ است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study of relationship between parental rearing methods and attachment styles with depression symptoms in adolescents

نویسندگان [English]

  • Zeynab khanjani 1
  • Toraj hashemi 1
  • Fariba elhamfar 2
چکیده [English]

The aim of the present study was to examine the relationship between attachment skills and parental rearing methods with depression symptoms. The statistical population were all the female high-school students in Tabriz, using cochrans’ formula, 375 students were selected as the sample size. The method of collecting data was multistage random sampling. To gather the data the Bamrindparental rearing methods, the adultattachment skills questionnaires and the kutcher adolescent depression scale were used. To analyse the data pearson’s correlation and concurrent regression were used. The results showed that the adolescents with avoidance unsecure attachment skill showed higher level of depression symptoms. There was not any relationship between secure attachment style and ambivalent unsecure attachment with depression symptoms. The results also showed that there was a negative significant difference between the depression and rational authoritative parental rearing method, and there was a positive significant difference between depression and despotic parental rearing method. Whereas no relationship was observed between depression and permissive parental rearing method. According to the findings it can be concluded that attachment styles and parental rearing methods can have an important role in appearing adolescent depression symptoms.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Parental rearing methods
  • attachment styles
  • depression symptoms
 
 

« فصلنامه علوم تربیتی»

سال چهارم ـ شماره 14 ـ تابستان 1390

ص. ص. 106- 91

 

 

 

 

 

 


بررسی رابطه شیوه­های فرزندپروری و سبک­های دلبستگی با نشانه‏های افسردگی نوجوانان

 

دکتر زینب خانجانی[1]

دکتر تورج هاشمی[2]

فریبا الهام فر[3]

چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط سبک­های دلبستگی و شیوه­های فرزندپروری با نشانه­های افسردگی می­باشد. از میان دانش­آموزان دختر دبیرستان­های شهر تبریز تعداد 375 نفر با دامنه سنی
 17-16 سال به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب آزمودنی‏ها از روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله‏ای استفاده شد. به منظور تحلیل داده‏ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. آزمودنی‏ها پرسشنامه‏های سبک‏های دلبستگی، شیوه‏های فرزندپروری و پرسشنامه نشانه­های افسردگی را تکمیل نمودند.

یافته‏های این مطالعه نشان داد که نوجوانان با سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی سطوح بالاتری از نشانه‏های افسردگی را نشان می‏دهند. اما هیچ ارتباطی بین سبک دلبستگی ایمن و دلبستگی ناایمن دوسوگرا با نشانه­های افسردگی مشاهده نشد. همچنین یافته­های این مطالعه نشان دادند که افسردگی ارتباط منفی معنی­داری با شیوه‌ی فرزندپروری اقتدار منطقی و نیز ارتباط مثبت معنی‏داری با شیوه‌ی فرزندپروری استبدادی دارد. درحالی که ارتباطی بین افسردگی و شیوه‌ی فرزندپروری سهل‏گیر مشاهده نشد. یافته­های بدست آمده از این مطالعه تا حدودی با این ایده که عامل­های محیطی مانند سبک‏های دلبستگی و شیوه‏های فرزندپروری نقش مهمی در بروز نشانه‏های افسردگی نوجوانان دارند، هماهنگ است.

واژگان کلیدی: شیوه­های فرزندپروری، سبک­های دلبستگی و نشانه‏های افسردگی

مقدمه

طی چند دهه گذشته علاقه و توجه به تحول عاطفی- اجتماعی کودکان افزایش یافته است. پیش از این پژوهش‏گران بر این باور بودند که مشکلات کودکان ناشی از نارسایی­های تحولی آنها است و این گروه از کودکان مشکلات را پشت سر خواهند گذاشت. واقعیت این است که اگر چه، فرآیند تحوّل همراه با تغییرات سریع نمی­تواند فاقد ناپایداری رفتاری باشد، اما کاملاً روشن است که بسیاری از کودکان در سال­های نخستین کودکی واجد مشکلات عاطفی و رفتاری هستند که در طی زمان و شاید تا دوران بلوغ و حتی بزرگسالی نیز تداوم یابد (گیمپل و هالند[4]، 2002). از طرف دیگر شواهدی وجود دارد که محیط خانواده، سبک­های فرزندپروری و سبک­های دلبستگی در ایجاد و تداوم نشانه­های افسردگی فرزندان نقش دارند (روتر[5]، 1990؛ کوباک، شالر وگمبل، 1991). این شواهد از دو محور تحقیقی بدست آمده‏اند: اولین محور به وسیله نظریه دلبستگی و تمرکز بر روی روابط متقابل کودک و مادر ناشی می­شود. محور دوم، براساس یک چشم انداز گسترده و بررسی ارتباط بین شیوه‏های فرزند پروری و اختلالات روانی قرار دارد.

در روانشناسی تحولی پیوند عاطفی بین مادر و نوزاد را دلبستگی می­نامند. دلبستگی از زمان نوزادی شروع شده و در طول زمان دارای ثبات می­باشد (بالبی[6]، نقل از خانجانی، 1384). بسیاری از روان‌شناسان رشد در مورد سه الگوی اساسی دلبستگی توافق دارند. الگوی اولی، دلبستگی ایمن[7] است. این نوع دلبستگی مربوط به کودکانی است که زمانی که با محرک یا موقعیت استرس‏زا روبرو می­شوند از مراقب خود به عنوان منبع اساسی برای تنظیم اضطراب و افسردگی استفاده می‏کنند. الگوی دوم، دلبستگی ناایمن اجتنابی[8] است. این نوع دلبستگی به کودکانی اشاره دارد که نمی­توانند از مراقب خود به عنوان منبع آرامش برای تنظیم عواطف منفی استفاده کنند. این کودکان گرایش به اجتناب و نادیده گرفتن مراقب خود دارند. الگوی سوم، دلبستگی دو سو‏گرا[9] است که شامل کودکانی می­شود که به هنگام روبرو شدن با شرایط اضطراب، از مراقب خود به صورت ناپایدار و دوسوگرا استفاده می‏کنند. اگر چه این کودکان گاهی به صورت افراطی به مراقب‏شان می­چسبند، آنها همچنین رفتار پرخاشگرانه و عدم پذیرش را نسبت به مراقب خود نشان می­دهند (بوکاتکو و دهلر[10]، 1995).

دلبستگی ناایمن (دوسوگرا و اجتنابی) به عنوان عاملی خطرناک برای آسیب‏شناسی روانی در نظر گرفته می‏شود (روتر، 1990). تحقیقات تجربی نشان داده‏اند که کودکان با سبک دلبستگی ناایمن (دوسوگرا و اجتنابی) مستعد سطوح بالایی از ترس، اضطراب و سایر اختلالات روانشناختی می‏باشند (کییرش و کاسیدی[11]، 1997؛ رابین و میلر، 1991). مطالعه در نمونه‏های بالینی و غیر بالینی موید آنند که کودکان دارای سبک دلبستگی ناایمن در مقایسه با کودکان دارای سبک دلبستگی ایمن سطوح بالاتری از نشانه‏های افسردگی را آشکار می‏سازند (کوباک و همکاران، 1991). علاوه بر این، استیرون و
جانوف- بولمن[12] (1997) نشان دادند که کودکان دارای دلبستگی ناایمن به هنگام روبرو شدن با موقعیت‏های متعارض سطوح بالاتری از افسردگی و رفتارهای مخرب را نشان می‏دهند.

معمولاً کودکانی که در محیط­های پر خطر اجتماعی به سر می‏برند در سال­های اولیه کودکی بیشتر در معرض خطر دلبستگی ناایمن قرار دارند احتمال دارد روابط ضعیف با همسالان داشته، دمدمی مزاج بوده و علائم افسردگی و پرخاشگری را نسبت به کودکان ایمن نشان می­دهند (یوربن، کارلسون ایگلند[13] و همکاران، 1991).

اوگاوا، اسروف و این فیلد[14] و همکاران (1997) ارتباط بین دلبستگی کودکان و آسیب­های روانشناختی در دوره نوجوانی را نشان دادند.

مطالعات استربروکس، داویدسون و چازن[15] (1993) در بررسی خود گزارش کردند که کودکانی که در 7 سالگی به عنوان ناایمن کدگذاری شده‏اند به طور معنی‏داری مشکلات برونی­سازی مانند رفتارهای ضداجتماعی و درونی­سازی مانند افسردگی بیشتر نشان داده‏اند. برخی از مطالعات موید آنند که در طبقه پایین اجتماعی/اقتصادی بین الگوی دلبستگی اجتنابی با مشکلات درونی‏سازی[16] مانند افسردگی بیش از مشکلات برونی­سازی[17] رابطه وجود دارد (گلدبرگ، گوتوولک، سانمونز[18]، 1995). اگر چه برخی نظریه پردازان معتقدند که دلبستگی ناایمن در ایجاد اختلال افسردگی در دوران کودکی نقش دارد (سی کی چی تی و کیومینگس[19]، 1990؛ کوباک، شادلر و گامبل، 1991) اما یافته‏های زیادی از (رفتار دلبستگی) یا الگوهای تجسمی کودکان با اختلال افسرده­خویی و افسردگی اصلی در دسترس نیست. همچنین اگر چه در آزمودنی‏های نوجوان بین دلبستگی و افسردگی رابطه بدست آمده است و کودکان والدین افسرده درجات بالاتری از ناایمنی را نشان داده‏اند، اما مطالعه کودکان افسرده گام بعدی و مهمی در تحقیقات مربوط به این حوزه می­باشد.

در حالی که برخی از محققان بر روابط متقابل مادر و کودک در ایجاد آسیب‏های روانی تأکید دارند، برخی دیگر سبک‏های فرزند پروری را در این زمینه مهم می­دانند. هر خانواده‏ای شیوه­های خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار می‏گیرند، این شیوه‏ها که شیوه‏های فرزندپروری نامیده می‏شوند متأثر از عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره می­باشد (هاردی، پاور و جایدیک[20]، 1993). شیوه‏های فرزند پروری به صورت بسیار گسترده‏ای در ارتباط با آسیب­شناسی روانی کودکان مورد پژوهش قرار گرفته است. یوشیزومی، موریس، موراکامی و تاکای[21]، (2007) نشان داده‏اند که روابط پایدار و مثبت کودک- والد باعث می‏شود که کودک جدایی از مادر را برای دوره‌ی طولانی آن هم بدون اندوه و اضطراب تحمل کند. بر همین اساس، چندین مطالعه جنبه­های کیفی روابط کودک- والد[22] را به عنوان یک عامل تأثیر گذار بر آسیب­شناسی بزرگسالان به ویژه در زمینه افسردگی بررسی کرده‏اند. به نظر می‌رسد نشانه‏های افسردگی در بزرگسالان با مراقبت و توجه کم والدین و نیز بیش حمایتی آنها در کودکی رابطه دارد (یوشیزومی و همکاران، 2005). این ارتباط به وسیله تعداد دیگری از مطالعات تأیید شد (اوکلی- براون، جویس، ویلز، بوس- نیل و هورن بلو، ری، نقل از یوشیزومی و همکاران، 2007). کودکان والدین سلطه طلب تمایل به کج خلقی دارند و آنها غالباً بی­هدف هستند و در روابط اجتماعی چندان محبوب نیستند (احدی و جمهری، 1384).

کودکان و نوجوانان خانواده­های مستبد نمرات متوسطی در مدرسه دارند، عزّت­ نفس­شان پایین است و از افسردگی سطح بالایی رنج می‏برند (دارلینگ[23]، 1999).

اهمیت تعاملات والدین در سلامت روانی و سبک دلبستگی کودکان به نظر محرز می­رسد اما ادبیات تحقیقات بیشتر به سبک تعاملات مادرانه و تأثیر آن بر کودک تأکید ورزبده است. نوع ارتباطات مادر کودک در طول سال­های رشد نایافتگی تعیین کننده اصلی مسیر تحول عاطفی و روان­شناسی فرد محسوب می‏شود. استونسون- هیند و شولدیس[24] (1995) شکست مادر در ایجاد یک ارتباط گرم، حساس و پاسخ دهنده و در عین حال مقتدرانه در سال­های نخستین زندگی کودک مشکلات رفتاری پایداری در کودک ایجاد می‏کند (فوگل[25]، 1997).

ترو، پیسانی و لجومار[26] (2001) سه فرض اساسی را در مورد سبک تربیتی و رفتاری والدین و تأثیر آن بر کودک را مطرح کرد: 1- دلبستگی ایمن کودک به کیفیت ارتباط کودک- والدین مربوط می­شود.
2- مادان کودکان ایمن با حساسیت بیشتری به فرزندان خود پاسخ می­دهند تا مادران کودکان ناایمن. 3- دلبستگی ناایمن با رفتارهای تربیتی خشن، تنبیه­گری و مستبدانه والدین مرتبط است. این سبک تربیتی تا سه برابر ناایمن دلبستگی کودک را افزایش می­دهد و خطر اختلالات روانی به ویژه اختلالات درونی­سازی را افزایش می‏دهد. یوربن و همکاران (1991) آشکار ساختند که کودکانی که مشکلات عاطفی کمتری دارند، مادرانی گرمتر، حمایت‏گرتر و با دخالت‏های مناسب‏تر داشته‏اند.

باتوجه به آن چه گذشت، روابط متقابل والد-کودک در محور مباحث آسیب­شناسی روانی کودکان و نوجوانان محسوب می‏شود، مشکلات در این تعاملات می­توانند به عنوان یک عامل خطرساز مطرح گردد. مطالعه حاضر سعی بر این دارد که ارتباط این دو عامل را با افسردگی بررسی کند، و نشان دهد که چگونه سبک‏های دلبستگی و شیوه‏های فرزندپروری با بروز و تداوم افسردگی در نوجوانان مرتبط می‏شود.

 

جامعه‌ی آماری، گروه نمونه و روش نمونه­گیری

جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر کلیه دانش­آموزان دختر کلاس دوم و سوم دبیرستان­های شهر تبریز در سه گروه آموزشی علوم انسانی، تجربی و ریاضی در سال تحصیلی 90-89 می­باشد. نمونه آماری این پژوهش 375 نفر بود. که براساس فرمول کوکران محاسبه شد. دامنه سنی نمونه مورد مطالعه 17-16 سال و میانگین سنی آنها (78/0±) 8/16 بود. نحوه نمونه‏گیری آزمودنی­ها تصادفی چند مرحله‏ای می‏باشد. بدین ترتیب که از هر یک از مناطق پنج­گانه آموزش و پرورش شهر تبریز به صورت تصادفی دو دبیرستان دخترانه انتخاب شدند، به طوری که 10 دبیرستان در طرح قرار گرفتند و سپس از هر دبیرستان دو کلاس دوم و سوم به صورت تصادفی انتخاب شدند. بدین ترتیب تعداد کلاس­های انتخابی به 20 کلاس شامل، 10 کلاس دوم و 10 کلاس سوم رسید. در گام بعدی از مجموع این 20 کلاس تعداد 375 نفر دانش­آموز به صورت کاملاً تصادفی به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند.

 

ابزارهای پژوهش

1- پرسشنامه شیوه­های فرزندپروری بامریند: این پرسشنامه شامل 30 ماده است که 10 ماده آن به شیوه سهل­گیر، 10 ماده به شیوه‌ی مستبد و 10 ماده دیگر به شیوه‌ی قاطع و اطمینان بخش در امر پرورش فرزند مربوط می­شود. در این پژوهش آزمودنی­ها با مطالعه هر ماده نظر خود را برحسب یک مقیاس 5 درجه­ای مشخص می­کنند. این پرسشنامه توسط بامریند در سال 1991 براساس نظریه وی ساخته شد و در سال 1374 توسط اسفندیاری به فارسی ترجمه شد. میزان اعتبار این مقیاس در تحقیق اسفندیاری برای شیوه‌ی سهل­گیری 69/0 برای شیوه‌ی مستبد 77/0 و برای شیوه‌ی قاطع و اطمینان 73/0 بدست آمد. بامریند میزان اعتبار این پرسشنامه را با روش بازآزمایی 81/0 برای سهل­گیر، 85/0 برای مستبد، 92/0 برای الگوی قاطع و اطمینان بخش پدران گزارش نمود. همچنین وی در مورد میزان روایی پرسشنامه این نتایج را گزارش نمود. مستبد بودن مادر رابطه معکوس با سهل­گیری (50/0) و اقتدار منطقی او (52/0) دارد.

2- پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان: این پرسشنامه توسط (هازن و شور؛ نقل از پاکدامن، 1380) برای سنجش دلبستگی بزرگسالان ساخته شده است و شامل 2 بخش است. نمره­گذاری قسمت اول این پرسشنامه بر اساس علامتی که هر آزمودنی در پاسخنامه خود برای هر توصیف روی یک مقیاس 7 درجه­ای از نوع لیکرت زده است صورت می­گیرد؛ به این طریق که به گزینه «کاملاً مخالفم» نمره صفر، به گزینه «تاحدی مخالفم» نمره یک و...  به همین طریق به گزینه «کاملاً موافقم» نمره‌ی 6 تعلق می­گیرد. به این صورت مقیاس رتبه­ای لیکرت با تبدیل به نمرات و استفاده از مقیاس فاصله­ای در تحلیل­ها به کار برده می­شود. با توجه به سه توصیفی که بایستی در این بخش مورد قضاوت آزمودنی قرار گیرد 3 نمره بدست می­آید که نمره اولین توصیف میزان دلبستگی اجتنابی، دومین توصیف میزان دلبستگی اضطرابی- دوسوگرا و سومین آنها میزان دلبستگی ایمن را نشان می‏دهند. در بخش دوم این پرسشنامه به صورت انتخاب- اجباری یکی از سه جمله است. آزمودنی بایستی بر حسب این که کدام یک از سه توصیف را در تطابق بیشتر با ویژگی خود می­داند، انتخاب می­کند. بنابراین شماره­های 1، 2 و 3 به عنوان مقیاس­های اسمی نمایانگر دلبستگی­های اجتنابی، اضطرابی- دوسوگرا و ایمن بخش
می­باشد که به طور مجزا در تحلیل­ها به کار گرفته می­شود (پاکدامن، 1380).

در مورد ثبات طبقات دلبستگی می­توان به گزارش بالدوین و فر اشاره کرد. آنها 6 مطالعه را با فاصله زمانی 12 تا 16 هفته روی دانشجویان انجام دادند و به طور کلی نمونه­ها یک ثبات کلی به میزان 67٪ را نشان دادند. دامنه میزان ثبات در مورد طبقه دلبستگی از 80٪ (ایمن بخش) تا 32٪ (اضطرابی- دوسوگرا) است. در همه موارد بیشترین پایداری در مورد آزمودنی­های ایمن و کمترین پایداری برای آزمودنی­های اضطرابی- دوسوگرا است (فینی و نولر، نقل از پاکدامن، 1380). پاکدامن (1380) قابلیت اعتماد این آزمون را بر روی آزمودنی­های ایرانی مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش همبستگی بین آزمون و باز آزمون بعد از یک ماه برای دلبستگی ایمن بخش 36/. و برای دلبستگی اجتنابی 56/. و در مورد دلبستگی اضطرابی- دوسوگرا 72/. به دست آمد.        

3- مقیاس افسردگی نوجوانان کوتچر (KADS-11)[27]: مقیاس حاضر در سال 2002 توسط کوتچر پس از اجرا بر روی 1712 نفر از دانش­آموزان دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان ساخته شد. پرسشنامه حاضر از نوع خود گزارش­دهی است که شامل 11 عبارت است و آزمودنی باید به هر سوال با توجه به مقدار همخوانی آن با حالات روحی خود در یک هفته گذشته پاسخ دهد. پاسخ­ها نیز به صورت مقیاس لیکرتی چهار گزینه­ای «به ندرت نمره‌ی (صفر)، بعضی اوقات نمره‌ی (1)، بیشتر اوقات نمره‌ی (2)، همیشه چنین احساسی دارم (3)» طراحی شده است. نمره­گذاری آزمون در تمامی عبارات به صورت مستقیم است. حداقل نمره‌ی آزمودنی صفر و حداکثر آن 33 خواهد بود.

جهت سنجش اعتبار آزمون حاضر از تعداد 309 نفر از نوجوانان 12 تا 18 ساله که در آزمون افسردگی یک نمره بالای 15 (افسردگی وخیم) به دست آورده بودند، خواسته شد بعد از مدتی بار دیگر با آزمون کوتچر، آزمون افسردگی بک، آزمون (MINI)[28] و آزمون (MDE)[29] مورد آزمون قرار بگیرند. تحلیل­های آماری مشخص کرد آزمون کوتچر بالاترین قدرت تشخیصی را دارا است. در این مطالعه آلفای کرونباخ بدست آمده برای این مقیاس 76٪ بود. همچنین در تحقیق بروکز و همکاران (2003) 1006 نوجوان با تشخیص افسردگی حاد (MMD) در طول 8 هفته تحت درمان با دارو­های بی­اثر
(شبه دارو) قرار گرفته و در فاصله روز­های 7، 14، 21، 28، 42 با استفاده از مقیاس­های گوناگون سنجش افسردگی از قبیل (KADS)، (CDRS-R)[30]، (GAF)[31]، (CGI)[32] مورد سنجش قرار گرفتند. در این میان مقیاس (KADS) از بیشترین قدرت تشخیص افسردگی برخوردار بود. همانطور که نتایج تحقیقات نشان می‏دهد مقیاس همبستگی بالایی با مقیاس­های مشابه خود دارد.

 

یافته‏ها

در این قسمت مهم­ترین یافته‏های تحقیق مورد بحث قرار می‏گیرد. در این راستا به جهت منطقی بودن روند تحلیل با توجه به ترتیب فرضیه‏ها تحلیل آنها صورت می­گیرد:

 

فرضیه1: بین سبک‏های فرزندپروری والدین و اختلال افسردگی نوجوانان رابطه وجود دارد.

جدول (1):  ضریب همبستگی بین سبک‏های فرزندپروری و افسردگی

متغیر

سبک فرزند پروری

آزاد گذاری

استبدادی

اقتدار منطقی

افسردگی نوجوانان

029/0-

137/0(**)

189/0-(**)

       **همبستگی معنی دار در سطح 01/0

 

نتایج جدول فوق نشان می‏دهد که بین افسردگی نوجوانان و سبک فرزندپروری اقتدار منطقی والدین رابطه منفی معنی­داری وجود دارد (189/0- =r ، 01/0›p). همچنین بین افسردگی نوجوانان و سبک فرزندپروری استبدادی والدین رابطه مثبت معنی­داری وجود دارد (137/0=r ، 01/0›p). اما بین افسردگی نوجوانان و سبک فرزندپروری آزاد گذاری رابطه معنی‏داری بدست نیامد (029/0- =r ، 01/0 p>).

 

فرضیه 2: بین سبک‏های دلبستگی و اختلال افسردگی نوجوانان رابطه وجود دارد.

 

جدول (2): ضریب همبستگی بین سبک­های دلبستگی و افسردگی نوجوانان

متغیر

سبک دلبستگی

ایمن

دوسوگرا

اجتنابی

افسردگی  

084/0-

050/0

257/0(**)

       **همبستگی معنی دار در سطح 01/0

 

نتایج جدول همبستگی نشان می­دهد که بین افسردگی و سبک دلبستگی ایمن (084/0- =r) و دوسوگرا (050/0=r) رابطه معنی­داری وجود ندارد (05/0 p>). اما بین افسردگی و سبک دلبستگی اجتنابی رابطه مثبت معنی‏داری وجود دارد (257/0 =r ، 01/0p<).

 

فرضیه 3: انواع سبک­های دلبستگی و فرزندپروری سهم مهمی در پیش­بینی اختلال افسردگی نوجوانان دارند.

 

جدول (3): تحلیل رگرسیون همزمان اختلال افسردگی نوجوانان  بر اساس سبک­های دلبستگی و فرزندپروری

مدل

ضریب همبستگی

چندگانه (R)

ضریب تبیین (R2)

ضریب تبیین خالص (R-2)

اشتباه معیار برآورد

F مشاهده­ایی

سطح معنی­داری

مدل1

350/0

122/0

110/0

45/5

92/9

000/0

 

جدول (4): ضرایب بتای متغیرهای پیش­بین  مؤثر بر اختلال افسردگی

مدل

 

ضرایب غیر استاندارد

ضرایب استاندارد

آزمون t

 

سطح معنی­داری

ضریب بتا

اشتباه استاندارد

ضریب بتا

1

مقدار ثابت

805/13

905/1

 

247/7

000/0

سبک دلبستگی ایمن

245/0-

128/0

087/0-

912/1-

047/0

 

سبک دلبستگی دوسوگرا

079/-

137/0

027/0-

574/0-

566/0

سبک دلبستگی اجتنابی

677/0

122/0

258/0

535/5

000/0

سبک فرزندپروری اقتدارمنطقی

005/0

045/0

005/0

104/0

917/0

سبک فرزندپروری استبدادی

082/0

038/0

100/0

181/2

030/0

سبک فرزندپروری آزاد گذاری

204/0-

050/0

193/0-

074/4-

000/0

 

بر اساس آزمون رگرسیون چند متغیری (روش همزمان) و مطابق با جداول در تبین اختلال افسردگی از روی سبک­های دلبستگی و فرزندپروری، ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی چندگانه برابر 35/0R=، ضریب تبیین12/0R2= و ضریب تبیین خالص 11/0R= D بدست آمده است. متغیرهای پیش­بین تا حدود 11درصد از واریانس نمره اختلال افسردگی نوجوانان را تبیین می­کنند.

طبق ضرایب بتای استاندارد شده و سطح معنی­داری، متغیرهای پیش­بین مؤثر بر اختلال افسردگی نوجوانان، سبک دلبستگی ایمن با بتای 087/0- =b (047/0p<)، سبک دلبستگی اجتنابی با بتای 258/0=b (000/0p<)، فرزندپروری استبدادی با بتای 1/0= b (030/0p<) و فرزندپروری آزادگذاری با بتای193/0- =b (000/0p<) می­باشند و متغیرهای سبک دلبستگی دوسوگرا با 566/0= pو سبک فرزندپروری اقتدار منطقی با 917/0=p است. ارتباط متغیرهای پیش­بین با متغیر ملاک طبق تحلیل واریانس معادله رگرسیون خطی است (92/9F=، 01/0P<). بررسی ضرایب بتا نشان می‏دهد که متغیرهای سبک دلبستگی دوسوگرا و سبک فرزندپروری اقتدار منطقی توان کافی برای پیش­بینی و تبیین اختلال افسردگی را ندارند.  اگر چه در همبستگی سبک مقتدرانه با افسردگی رابطه معنی­دار داشت اما وقتی در کنار سبک دلبستگی قرار می‏گیرد قدری پیش بینی آن کاهش می­یابد.

 

بحث و نتیجه­گیری

هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط سبک­های فرزندپروری و سبک­های دلبستگی با اختلال افسردگی است که با استفاده از مقیاس افسردگی نوجوانان کوتچر ارزیابی شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بین افسردگی و سبک فرزندپروری اقتدار منطقی رابطه منفی معنی­داری وجود دارد همچنین بین افسردگی و سبک فرزندپروری استبدادی رابطه مثبت معنی­داری بدست آمد اما بین افسردگی و سبک فرزندپروری آزاد گذاری رابطه معنی‏داری بدست نیامد. یافته­های تجربی نیز نشان داده­اند که شیوه‌ی فرزندپروری مقتدر یا منطقی با سطوح بالاتری از سازگاری، انطباق، بلوغ روانی، شایستگی
روانی– اجتماعی، عزّت نفس و موفقیت آزمایشگاهی فرزندان آنان مرتبط است. کودکان با والدین اقتدار منطقی در همه سنین مطلوب­ترین رفتارها را نشان می­دهند. و به ندرت مشکلات سوء مصرف دارویی داشتند (ملک مکان، 1378).

والدینی که سبک مقتدرانه دارند ضمن آنکه امور و مقرراتی را در منزل اعمال می­کنند اما به دلیل احترامی که برای فرزند خود قائل هستند ضمن در نظر گرفتن عقاید و نظرات فرزندان خود، در مورد دلایل این مقررات با آنها بحث و گفتگو می­کنند و سعی در توجیه و تغییرات مثبت در مقررات ایجاد می‏کنند. و با قاطعیت آنها را دنبال می‏کنند. از طرفی والدین مقتدر معمولاً نظارت کننده‌ی رفتار فرزندان خود هستند نه کنترل کننده. آنها با فرزندان خود در مورد مسائل و مشکلات دوران تحول تمامی این ویژگی­ها در نهایت منجر به احساس خود ارزشمندی، اعتماد به نفس و کنترل بر محیط در کودکان و نوجوانان می­گردد و افسردگی که ریشه در احساس درماندگی، خودکارآمدی پایین و فقدان کنترل بر محیط است، پیشگیری می‏کند.

اما والدین مستبد نیز مقررات و قوانین خاصی در منزل اعمال می‏کنند و به سختی بر آن پافشاری می‏کنند اما هرگز در مورد دلایل آن با فرزند صحبت نکرده و نظر آنها را جویا نمی‏شوند وقتی آنها دلیل این قوانین را می‏پرسند پاسخ همواره یکی است چون من این طور تشخیص داده‏ام، چنین سبک تربیتی روابط صمیمانه و گرم را بین والدین و فرزندان کاهش داده و آنها را بتدریج از شبکه حمایتی خانواده دور می­سازد. معمولاً این کودکان فاقد اعتماد به نفس بوده احساس درماندگی شدید دارند زیرا والدین مستبد مانع رشد توانایی­ها فرد و اثبات آنها می‏گردند در نهایت چنین سبکی بستر ابتلا به افسردگی را فراهم می‏سازند. مطالعه فرضی گلفزانی و همکاران (1382) نشان داد که مادران کودکان دارای اختلال­های افسردگی بیشتر از مادران کودکان عادی از شیوه‌ی فرزندپروری مستبدانه استفاده می­کنند در حالی که ماردان کودکان عادی بیشتر از شیوه‌ی قاطع و اطمینان بخش در تربیت فرزندان استفاده می­کنند. گاهی سبک‏های مستبدانه با نوعی حمایت بیش از حد همراه می­شود، بیش حمایتی[33] عامل زمینه­سازی برای تعدادی از بیماری‏های روانی و مشکلاتی همچون: اختلال خوردن[34]، اختلال وسواس فکری- عملی[35] و فوبی اجتماعی[36] است (یوشیزومی[37] و همکاران، 2007). این یافته نشان می­دهد که رفتار بیش حمایتی والدین مانع از استقلال کودک و سبب جدایی از تجارب اجتماعی می‏شود و این نیز به نوبه خود باعث آسیب به اکتساب مهارت‏های اجتماعی می‏شود. از سوی دیگر، فرزندپروری مراقبتی[38] ضعیف نیز اثرات مستقیمی بر روی افسردگی دارد. به طوری که از عوامل ایجاد کننده افسردگی است (ساتو[39] و همکاران، 2001).

در یک فراتحلیل مک لئود، ویسز و وود[40] (2007) ارتباط بین فرزندپروری و افسردگی کودکان را در 45 مطالعه مورد بررسی قرار دادند. آن­ها دریافتند که شیوه‌ی والدگری طردکننده نسبت به شیوه‌ی والدین کنترل کننده بطور نیرومندی با افسردگی کودکان رابطه دارد. هم چنین نتایج فراتحلیل نشان داد که عوامل روش شناختی مثل روش اندازه گیری افسردگی و نیز شیوه­های فرزندپروری در رابطه بین آنها تأثیر می­گذارد. مک کینون، هندرسون و اندرو[41] ( 1993) مطرح کردند که والدگری کنترل­کننده و بی‏عاطفه یک عامل خطر جدی برای افسردگی کودک در دوره­های بعدی است. آنان دریافتند که فقدان مراقبت والدین بیش از حمایت­گری بیش از حد آنها یک عامل خطر اولیه برای اختلال افسردگی محسوب می­شود.

یکی از یافته­های پژوهش حاضر موید آن بود که بین افسردگی و سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا  رابطه معنی­داری وجود ندارد. اما بین افسردگی و سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی رابطه مثبت معنی‏داری بدست آمد.

رابرت، گوتلیب و کاسل[42] (2002) در سه مطالعه ارتباط بین سبک دلبستگی ایمن و نشانه­های افسردگی را مورد بررسی قرار دادند. روی هم رفته مطالعه اولی ارتباط بین دلبستگی بزرگسالان و افسردگی را بررسی کردند و مطالعه دومی و سومی بررسی کردند که آیا این ارتباط بوسیله نگرش­های غیرمعمول و عزّت نفس پایین تعدیل می‏شود. نتایج این سه مطالعه نشان داد که دلبستگی ناایمن با نگرش­های غیر معمول رابطه دارد، که به نوبه خود زمینه را برای عزّت نفس پایین فراهم می­کند. کاهش عزّت نفس به طور مستقیم با افزایش نشانه­های افسردگی رابطه دارد. بنابراین، به نظر می­رسد که دلبستگی ناایمن از طریق اثراتی که روی عزّت نفس می­گذارد باعث بروز نشانه­های افسردگی می­شود.

در پژوهشی دیگر بلات و هومن[43] (1992) در بررسی سبب شناسی افسردگی به این نتیجه رسیدند که کیفیت دلبستگی به مراقب اولیه سازه اصلی در درک آسیب­­پذیری به افسردگی است. الگوهای ناایمن و آشفته روابط با مراقب اولیه به شکل بازنمایی­های ذهنی در کودک درونی می­شود و این بازنمایی­های ذهنی آسیب دیده بر اساس روابط آشفته اولیه می­تواند آسیب پذیری به افسردگی­های بعدی ایجاد کند. دلبستگی ناایمن دوسوگرا و اضطرابی نوعی از افسردگی متمرکز بر مشکلات وابستگی، فقدان و رهاشدگی ایجاد می­کند در حالی که افسردگی ناشی از دلبستگی ناایمن اجتنابی متمرکز بر مشکلات خودارزشی و خودانتقادگری است در همین راستا نتایج مطالعه موریس، مسترز، ملیک و وامبگ[44] (2001) نشان داد که سطوح اختلالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان دارای دلبستگی ناایمن بیش از نوجوانان دارای دلبسته ایمن است.

یافته دیگر پژوهش حاضر آشکار ساخت که هنگامی که تأثیر سبک­های دلبستگی همراه با
سبک­های فرزندپروری به طور همزمان برای پیش­بینی افسردگی فرزندان مورد تحلیل رگرسیون همزمان قرار می­گیرد. از میان زیر مقیاس متغیرهای مذکور بیشترین همبستگی را سبک دلبستگی اجتنابی و شیوه‌ی فرزندپروری آزادگذاری با افسردگی بدست می­آورد و سبک دلبستگی ایمن و شیوه‌ی فرزندپروری استبدادی از نظر قدرت پیش­بینی افسردگی در رتبه دوم قرار می­گیرد اما دو زیر متغیر سبک دلبستگی دوسوگرا و شیوه‌ی فرزندپروری اقتدار منطقی از توان پیش­بینی لازم برای متغیر افسردگی برخوردار نیستند. در تبیین این یافته می­توان چنین عنوان کرد که دو زیر متغیر سبک دلبستگی دوسوگرا و شیوه‌ی فرزندپروری اقتدار منطقی احتمالاً اگر به تنهایی مورد بررسی قرار گیرد به طور مثبت افسردگی را پیش‌بینی کند به عبارت دیگر سبک دلبستگی ایمن و اجتنابی وقتی در کنار سبک مقتدرانه قرار می­گیرند اثر پیش­بینی کنندگی سبک مقتدرانه را کاهش می­دهند و این نشان­دهندة آن است که در رابطه بین سبک فرزندپروری مقتدرانه و افسردگی فرزند متغیرهای دیگری از جمله سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی نقش متغیر تعدیل کننده را بازی می­کنند.

 

 

محدودیت­های پژوهش

1-   پژوهش تنها بر روی دانش­آموزان دختر صورت گرفته است بنابراین در تعمیم نتایج به پسران باید احتیاط کرد.

2-   پژوهش تنها بر روی دختران 16 و 17 ساله صورت گرفته است بنابراین در تعمیم نتایج به دیگر گروه­های سنی باید احتیاط کرد.

3-   در این پژوهش از آزمون­های خود گزارش­­دهی استفاده شده که احتمال سوگیری پاسخ دهنده را مطرح می­سازد.

4-   پژوهش بر روی دانش آموزان پسر نیز صورت گیرد.

5-   پیشنهاد می­شود از سایر ابزارهای اندازه گیری مثل مصاحبه و مشاهده نیز استفاده شود.

6-   پیشنهاد می­شود مشابه این تحقیق برای سایر اقشار جامعه مثل دانشجویان نیز اجرا شود.

 

پیشنهادهای کاربردی

1-   پیشنهاد می­شود که در مهد کودک­ها و مراکز بهداشت که محل حضور مادران و فرزندان آنهاست کلاس­های آموزشی در مورد اهمیت نوع رابطه والدین-کودک و سبک فرزندپروری در سلامت روانی فرزندان گذاشته شود تا والدین از اهمیت شیوه­های والدگری خود در آینده فرزندانشان آگاه شوند. به ویژه چنین آزمونهای برای گروه­های در معرض خطر بدرفتاری با فرزندان و اقشار پایین جامعه مانند طبقات بی­سواد و باسواد که احتمال تعاملات نامناسب را با فرزندان خود دارند نیز اجرا شود.

2-   صدا و سیما نقش مهمی را در آگاه سازی و ترویج شیوه­های فرزندپروری صحیح از طریق آموزش­های غیر مستقیم مثل فیلم­ها و سریال­ها را بر عهده دارند بنابراین کمیته­هایی متشکل از روان­شناسان رشد و تربیتی در شبکه­های مختلف صدا و سیما تشکیل و در جهت تهیه چنین آموزش­هایی برنامه­ریزی ضروری را ایجاد کنند.

 

مآخذ 

احدی، حسن و جمهری، فرهاد (1384). روانشناسی رشد نوجوانی و بزرگسالی تهران: بنیاد.

اسفندیاری غ.، بررسی شیوه­های فرزندپروری مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار وتأثیر آموزش مادران براختلال رفتاری کودکان. پایان نامه فوق لیسانس، انیسیتو روان­پزشکی تهران 1374.

پاکدامن، شهلا (1380). بررسی ارتباط دلبستگی و جامعه­طلبی در نوجوانانی. دانشگاه تهران. پایان نامه دکتری.

خانجانی، زینب (1384). تحول و آسیب شناسی دلبستگی از کودکی تا نوجوانی. انتشارات فروزش. [چاپ اول].

فرضی گلفزانی، مرجان؛ محمداسماعیل، الهه؛ رئوفیان مقدم، فاطمه و عسگری مقدم، هاجر (1382)، مقایسه شیوه­های فرزندپروری مادران کودکان دارای اختلال­های افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری  و عملی- با مادران کودکان عادی، پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، سال سوم، شماره 3 و 4، 245- 264

ملک مکان، مراد (1378). بررسی رابطه بین نگرش مادر نسبت به شیوه­های فرزندپروری با یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی در دانش­آموزان سال سوم راهنمایی آباده. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم.

Baumrind, D., (1991). The influence of parenting style on adolescent competence and substance use. Journal of Early Adolescence, 11(1), 56-95. developmental psychology Monographs

Blatt, S. J., & Homann, E. (1992). Parent-child interaction in the etiology of dependence And self-critical depression. Clinical Psychology Review.12, 1, 1992, 47-91.

Bukatko, D., & Daehler, M.W., (1995). Child development (2nd Ed.). Boston: Houghton Mi.in Company. Campos, J. J., Barrett, K. C., Lamb, M. E., Goldsmith, H.H., & Stenberg, C., (1983). Socioemotional development. In M.M. Haidt, & J.J. Campos, Handbook of child psychology. Volume 2. Infancy and psychobiology. New York: Wiley.

Cicchetti, D., & cummings, E.M., (1990). Towards a transactional model of releations between attachment and depression. In M.T. Greenberg, D. cicchetti, & E.M. cummings (Eds), Attachment in the preschool years: Theory, research, and intervention, 339-374. Chicago: university of chicago press.

Darling, N., (1999). Parenting style and its correlates. Genetic, social & general psychology monographs. 125, 3, 269-297. Easterbrooks, M. A, devidson, C. E & Chazan, R. (1993). Psychological risk, attachment, and behavior problems among school- aged children. Development and psychopathology. 5, 389-402.

Fogel, A., (1997). Infancy: infant, family, and society. Mest publishing company. Minneapolisst. Paul newyork. Losangeles. Sangeles. Sanfrancisco...

Gimpel, G.A., & Holland, M.L., (2002). Emotional and behavioral problems of young children: Effective interventions in the preschool and kindergarten years. NewYork: Guilford press.

Goldberg, S., Gotowlec, A., & Sunmons, R.J., (1995). Infant- mother attachment and behavior problem in healthy and chronically ill preschoolers. Development and psychopatology. 7, 267-282.

Hardy, D.F., Power; T.G., & Jaedicke, S., (1993). Examining the relation of parenting to children’s coping with every day stress. Child Development, vol. 64, p: 18-48. ()

Kirsh, S. J., & Cassidy, J., (1997). Preschoolers’ attention to and memory for attachment-relevant information. Child Development, 68, 1143–1153.

Kobak, R.R., Sudler, N., & Gamble, W., (1991). Attachment and depressive symptoms during adolescence: A developmental pathway analysis. Development and Psychopathology, 3, 461±474.

Mackinnon, A., Henderson, A.S., & Andrews, G., (1993). Parental 'affectionless control' as an antecedent to adult depression: a risk factor refined. Psychological medicine, 23(1), 135-141.

McLeod, B.D., Weisz, J.R., & Wood, J.J., (2007). Examining the association between parenting and childhood depression: A meta-analysis. Clinical Psychology Review, 27, 986-1003.

Muris, P. Meesters, C., van Melick, M., Zwambag, L., (2001). Self-reported attachment style, attachment quality, and symptoms of anxiety and depression in young adolescents. Personality and Individual Differences 30, 809±818.

LeBance, J.C., Almudevar, A., Brooks, S.J., & Kutcher, S., (2002). Screening for adolescent Depression: Comparison of  the Kutcher Adolescnt Depression scale with the book Deprssion Inventory, Journal of Cild and Adolescent Psychopharmacology, 2002  Summer; 12(2): 113-26                                

Ogawa, J.R., Sroufe, L.A., Weinfield, N.S.,  carelson, E.A. & Egeland, B., (1997). Development and the fragmented self: longitudinal study of dissociative symptomentology in a nonclinical sample. Development and psychopatology. 9, 855-879.

Roberts, J.E., Gotlib, I.H., Kassel, J.E., (2002). Adult Attachment Security and Symptoms of Depression: The Mediating Roles of Dysfunctional Attitudes and Low Self-Esteem. Personality Processes and Individual Differences. 70, 2, 310-320.

Rubin, K.H., & Mills, R.S., (1991). Conceptualizing developmental pathways to internalizing disorders in childhood. Canadian Journal of Behavioral. Science, 23, 300–317.

Rutter, M., (1990). Psychosocialresilience and protective mechanisms. In J. Rolf, A.S. Masten, D. Cicchetti, K.H. Nuechterlein, & S. Weintraub, Risks and protective factors in the development of psychopathology. Cambridge: Cambridge University Press.

Sarah J., brooks, Stanley P., Krulewics, Stan Kutcher (2003). Journal of Child And Adolescent Psychophonology. September 2003, 13(3):337-349        

Sato, T., Uehara, T., Narita, T., Sakado, K., & Fujii, Y., (2000). Parental bonding and personality in relation to a lifetime history of depression. Psychiatry and Clinical Neurosciences, 54, 121–130.

Stevenson-Hinde, J., Shouldice, A., (1995). Maternal interaction and self- reports related to attachment classification at 4.5 years. Child development, 66, 383-596.

Styron, T., Janoff-bulman (1997). Childhood attachment and abuse: Long- term  effects on adult attachment depression and conflict resolution. University of massachosetts Amherst, MA. SII S0125- 2134(97)00062-8.

True, M.N., Pisani. & Ljoumar, F., (2001). Infant- mother attachment among the dogon of Mali. Deve. 72 (5): 1451-66.

Urban, J., Carelson, E., Egeland, B., & Sroufe, L.A., (1991). Patterns of individual adaptation across childhood. Development and psychopatology, 3, 445 – 460.

Yoshizumi, T., Murase, S., Murakami, T., & Takai, J., (2007). Dissociation as a mediator between perceived parental rearing style and depression in an adult community population using college students. Personality and Individual Differences 43, 353–364.

 

 

 

 

 


 



  • 1- دانشیار گروه روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز
  • 2- دانشیار گروه روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز
  • 3- دانش آموخته کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران.
 
 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                      ·                       [4]- Gimpel & Holland

                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       [5]- Rutter Kobak, Sudler & Gamble

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  ·                       [6]- Bowlby

                                                                                                                                                                                                                                                                                               ·                       [7]- Securely attachment

                                                                                                                                                                                                                                                                                        ·                       [8]- Avoidantly attachment

                                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       [9]- Ambivalently attachment

                                                                                                                                                                                                                                                                                               ·                       [10]- Bukatko & Daehler

                                                                                                                                                                                                                                                                   ·                       [11]- Kirsh & Cassidy Rubin & Mills

                                                                                                                                                                                                                                                                               ·                       [12]- Styron & Janoff- bulman

                                                                                                                                                                                                                                                                           ·                       [13]- Urban, Carelson & Egeland

                                                                                                                                                                                                                                                                           ·                       [14]- Ogawa, Sroufe & Weinfield

                                                                                                                                                                                                                                                      ·                       [15]- Easterbrooks, devidson  & Chazan

                                                                                                                                                                                                                                                                                         ·                       [16]- Internalizing problems

                                                                                                                                                                                                                                                                                       ·                       [17]- Externalizing problems

                                                                                                                                                                                                                                                            ·                       [18]- Goldberg, Gotowlec & Sunmons

                                                                                                                                                                                                                  ·                       [19]- Cicchetti  & cummings Kobak, Sudler & Gamble

                                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       .- Hardy, Power & Jaedick [20]

                                                                                                                                                                                                                                         ·                       [21]- Yoshizumi, Murase, Murakami & Takai

                                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       [22]- Parent–child  interactions

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  ·                       [23]- Darling

                                                                                                                                                                                                                                                                   ·                       [24]- Stevenson- Hinde & Shouldice

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    ·                       [25]- Fogel

                                                                                                                                                                                                                                                                                      ·                       [26]- True, Pisani & Ljoumar

                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       [27]- Kutcher Adolescent Depression Scale

                                                                                                                                                                                                                         ·                       [28]- Mini International Neuropsychiatric Interview

                                                                                                                                                                                                                                                                               ·                       [29]- Major Depressive Episode

                                                                                                                                                                                                                             ·                       [30]- Children’s Depression Rating Scale- Revised

                                                                                                                                                                                                                                                         ·                       [31]- Global Assessment of Functioning

                                                                                                                                                                                                                                                                              ·                       [32]- Clinical Global Impression

                                                                                                                                                                                                                                                                                  ·                       [33]- Overprotective parenting

                                                                                                                                                                                                                                                                                                             ·                       [34]- Eating disorder

                                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       [35]- Obsessive–compulsive disorder

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                ·                       [36]- Social phobia

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        ·                       [37]- Yoshizumi

                                                                                                                                                                                                                                                                                                              ·                       [38]- Caring parents

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         ·                       [39]- Sato

                                                                                                                                                                                                                                                                                ·                       . McLeod, Weisz & Wood-[40]

                                                                                                                                                                                                                                                      ·                       [41]- Mackinnon, Henderson & Andrews

                                                                                                                                                                                                                                                                                  ·                        Roberts, Gotlib & Kassel-[42]

                                                                                                                                                                                                                                                                                                      ·                       Blatt & Homann -[43]

                                                                                                                                                                                                                                                 ·                       Muris, Meesters, Melick & Zwambag -[44]

احدی، حسن و جمهری، فرهاد (1384). روانشناسی رشد نوجوانی و بزرگسالی تهران: بنیاد.

اسفندیاری غ.، بررسی شیوه­های فرزندپروری مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار وتأثیر آموزش مادران براختلال رفتاری کودکان. پایان نامه فوق لیسانس، انیسیتو روان­پزشکی تهران 1374.

پاکدامن، شهلا (1380). بررسی ارتباط دلبستگی و جامعه­طلبی در نوجوانانی. دانشگاه تهران. پایان نامه دکتری.

خانجانی، زینب (1384). تحول و آسیب شناسی دلبستگی از کودکی تا نوجوانی. انتشارات فروزش. [چاپ اول].

فرضی گلفزانی، مرجان؛ محمداسماعیل، الهه؛ رئوفیان مقدم، فاطمه و عسگری مقدم، هاجر (1382)، مقایسه شیوه­های فرزندپروری مادران کودکان دارای اختلال­های افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری  و عملی- با مادران کودکان عادی، پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، سال سوم، شماره 3 و 4، 245- 264

ملک مکان، مراد (1378). بررسی رابطه بین نگرش مادر نسبت به شیوه­های فرزندپروری با یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی در دانش­آموزان سال سوم راهنمایی آباده. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم.

Baumrind, D., (1991). The influence of parenting style on adolescent competence and substance use. Journal of Early Adolescence, 11(1), 56-95. developmental psychology Monographs

Blatt, S. J., & Homann, E. (1992). Parent-child interaction in the etiology of dependence And self-critical depression. Clinical Psychology Review.12, 1, 1992, 47-91.

Bukatko, D., & Daehler, M.W., (1995). Child development (2nd Ed.). Boston: Houghton Mi.in Company. Campos, J. J., Barrett, K. C., Lamb, M. E., Goldsmith, H.H., & Stenberg, C., (1983). Socioemotional development. In M.M. Haidt, & J.J. Campos, Handbook of child psychology. Volume 2. Infancy and psychobiology. New York: Wiley.

Cicchetti, D., & cummings, E.M., (1990). Towards a transactional model of releations between attachment and depression. In M.T. Greenberg, D. cicchetti, & E.M. cummings (Eds), Attachment in the preschool years: Theory, research, and intervention, 339-374. Chicago: university of chicago press.

Darling, N., (1999). Parenting style and its correlates. Genetic, social & general psychology monographs. 125, 3, 269-297. Easterbrooks, M. A, devidson, C. E & Chazan, R. (1993). Psychological risk, attachment, and behavior problems among school- aged children. Development and psychopathology. 5, 389-402.

Fogel, A., (1997). Infancy: infant, family, and society. Mest publishing company. Minneapolisst. Paul newyork. Losangeles. Sangeles. Sanfrancisco...

Gimpel, G.A., & Holland, M.L., (2002). Emotional and behavioral problems of young children: Effective interventions in the preschool and kindergarten years. NewYork: Guilford press.

Goldberg, S., Gotowlec, A., & Sunmons, R.J., (1995). Infant- mother attachment and behavior problem in healthy and chronically ill preschoolers. Development and psychopatology. 7, 267-282.

Hardy, D.F., Power; T.G., & Jaedicke, S., (1993). Examining the relation of parenting to children’s coping with every day stress. Child Development, vol. 64, p: 18-48. ()

Kirsh, S. J., & Cassidy, J., (1997). Preschoolers’ attention to and memory for attachment-relevant information. Child Development, 68, 1143–1153.

Kobak, R.R., Sudler, N., & Gamble, W., (1991). Attachment and depressive symptoms during adolescence: A developmental pathway analysis. Development and Psychopathology, 3, 461±474.

Mackinnon, A., Henderson, A.S., & Andrews, G., (1993). Parental 'affectionless control' as an antecedent to adult depression: a risk factor refined. Psychological medicine, 23(1), 135-141.

McLeod, B.D., Weisz, J.R., & Wood, J.J., (2007). Examining the association between parenting and childhood depression: A meta-analysis. Clinical Psychology Review, 27, 986-1003.

Muris, P. Meesters, C., van Melick, M., Zwambag, L., (2001). Self-reported attachment style, attachment quality, and symptoms of anxiety and depression in young adolescents. Personality and Individual Differences 30, 809±818.

LeBance, J.C., Almudevar, A., Brooks, S.J., & Kutcher, S., (2002). Screening for adolescent Depression: Comparison of  the Kutcher Adolescnt Depression scale with the book Deprssion Inventory, Journal of Cild and Adolescent Psychopharmacology, 2002  Summer; 12(2): 113-26                                

Ogawa, J.R., Sroufe, L.A., Weinfield, N.S.,  carelson, E.A. & Egeland, B., (1997). Development and the fragmented self: longitudinal study of dissociative symptomentology in a nonclinical sample. Development and psychopatology. 9, 855-879.

Roberts, J.E., Gotlib, I.H., Kassel, J.E., (2002). Adult Attachment Security and Symptoms of Depression: The Mediating Roles of Dysfunctional Attitudes and Low Self-Esteem. Personality Processes and Individual Differences. 70, 2, 310-320.

Rubin, K.H., & Mills, R.S., (1991). Conceptualizing developmental pathways to internalizing disorders in childhood. Canadian Journal of Behavioral. Science, 23, 300–317.

Rutter, M., (1990). Psychosocialresilience and protective mechanisms. In J. Rolf, A.S. Masten, D. Cicchetti, K.H. Nuechterlein, & S. Weintraub, Risks and protective factors in the development of psychopathology. Cambridge: Cambridge University Press.

Sarah J., brooks, Stanley P., Krulewics, Stan Kutcher (2003). Journal of Child And Adolescent Psychophonology. September 2003, 13(3):337-349        

Sato, T., Uehara, T., Narita, T., Sakado, K., & Fujii, Y., (2000). Parental bonding and personality in relation to a lifetime history of depression. Psychiatry and Clinical Neurosciences, 54, 121–130.

Stevenson-Hinde, J., Shouldice, A., (1995). Maternal interaction and self- reports related to attachment classification at 4.5 years. Child development, 66, 383-596.

Styron, T., Janoff-bulman (1997). Childhood attachment and abuse: Long- term  effects on adult attachment depression and conflict resolution. University of massachosetts Amherst, MA. SII S0125- 2134(97)00062-8.

True, M.N., Pisani. & Ljoumar, F., (2001). Infant- mother attachment among the dogon of Mali. Deve. 72 (5): 1451-66.

Urban, J., Carelson, E., Egeland, B., & Sroufe, L.A., (1991). Patterns of individual adaptation across childhood. Development and psychopatology, 3, 445 – 460.

Yoshizumi, T., Murase, S., Murakami, T., & Takai, J., (2007). Dissociation as a mediator between perceived parental rearing style and depression in an adult community population using college students. Personality and Individual Differences 43, 353–364.