رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی با هوش هیجانی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستان های تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

2 کارشناس ارشد روان شناسی عمومی

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیت و سلامت روانشناختی با هوش هیجانی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستانهای تبریز صورت گرفته است. در این تحقیق جامعه آماری عبارت است از کلیه دانش­آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه شهر تبریز که در سال تحصیلی1388 مشغول تحصیل می باشند. انتخاب نمونه به روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای و به تعداد 177 نفر صورت گرفت. ابزار اندازه­گیری شامل پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه شخصیتی نئوفرم کوتاه (NEO-FFI) و مقیاس هوش هیجانی سیبریاشرینگ بود. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی با سلامت روانی همبستگی مثبت 77/0،  با وجدان بودن 38/0، برونگرایی 27/0 و نوروز گرایی همبستگی منفی معنی دار 75/0 وجود داشت (001/0P<). نوروزگرایی، سلامت روانی و با وجدان بودن مجموعاً 62/0 درصد از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کنند. بنظر می رسد توجه به ویژگی های شخصیتی نوروزگرایی و باوجدان بود به همراه سلامت روانی در رسیدن به اهداف
درمانی و مداخلات رفتاری جهت ارتقاء هوش هیجانی دانش آموزان دختر متوسطه
مفید می باشد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationship between the personality characteristics, Mental health with Emotional intelligence of girls high school third grade students in Tabriz.

نویسندگان [English]

  • Davood Hosseini Nassab 1
  • Shervin Mohammadi 2
چکیده [English]

The present research has discussed the relationship between personality characteristics and mental health with emotional intelligence of girls high school third grade students of Tabriz in 1388-89. The research is a description- correlation type. Statistical analysis has been conducted by SPSS soft ware. The volume of sample studied included 177 persons. The sampling method is multi- stage random. The data were collected by questionnaire of GHQ,NEO-FFI-R and Emotional intelligence syber yashring scale. Results indicated that there was a significant positive relationship between extroversion and consciousness and mental health with emotional intelligence and a negative significant between neuroticism with emotional intelligence. In addition the result on multiple regression analysis showed that in total neuroticism, extroversion and consciousness %62 can predict emotional intelligence. Therefore, it can be concluded that personality characteristics and mental health can promote emotional intelligence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • personality characteristics
  • mental health
  • Emotional intelligence
  • girl students

 

 

 

 

رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی

 با هوش هیجانی  دانش آموزان دختر پایه سوم

مقطع متوسطه دبیرستان های تبریز

 

دکتر داوود حسینی نسب[1]

شروین محمدی[2]

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیت و سلامت روانشناختی با هوش هیجانی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستانهای تبریز صورت گرفته است. در این تحقیق جامعه آماری عبارت است از کلیه دانش­آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه شهر تبریز که در سال تحصیلی1388 مشغول تحصیل می باشند. انتخاب نمونه به روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای و به تعداد 177 نفر صورت گرفت. ابزار اندازه­گیری شامل پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه شخصیتی نئوفرم کوتاه (NEO-FFI) و مقیاس هوش هیجانی سیبریاشرینگ بود. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی با سلامت روانی همبستگی مثبت 77/0،  با وجدان بودن 38/0، برونگرایی 27/0 و نوروز گرایی همبستگی منفی معنی دار 75/0 وجود داشت (001/0P<). نوروزگرایی، سلامت روانی و با وجدان بودن مجموعاً 62/0 درصد از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کنند. بنظر می رسد توجه به ویژگی های شخصیتی نوروزگرایی و باوجدان بود به همراه سلامت روانی در رسیدن به اهداف
درمانی و مداخلات رفتاری جهت ارتقاء هوش هیجانی دانش آموزان دختر متوسطه
مفید می باشد.

 

کلمات کلیدی: ویژگی های شخصیتی، سلامت روانی، هوش هیجانی،
 دانش آموز دختر.

 

مقدمه

برخی از متخصصان، هوش را توانایی حل مساله می‌دانند. عده‌ای دیگر، آن را توانایی انطباق و یادگیری بر اساس تجارب روزمره می‌دانند. عده‌ای نیز معتقدند، در تعریف هوش فقط به جنبه‌های شناختی توجه شده است و سایر ابعاد هوش مثل خلاقیت و هوش عملی و میان فردی نادیده گرفته شده است (سانتراک، 1385). پژوهش های متعددی بر نقش هیجان‌‌ها در تعامل‌های اجتماعی، شناخت خود و دیگری، منش فردی و لیاقت‌های اجتماعی تأکید دارند. به این انواع هوش‌ مطرح شد که بر عوامل غیرشناختی تکیه دارند. یکی از انواع هوش، هوش‌ هیجانی است که در سال 1990 برای اولین بار توسط «سالوی» و «مایر» دو نفر از روان‌شناسان آمریکایی معرفی شد. از نظر آنها عواطف و شناخت مستقل از یکدیگر نبوده؛ بلکه دو توانایی وابسته به یکدیگر هستند (گیتونی، 1385). بنابراین هوش هیجانی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجان‌ها، احساسات و توانمندی های انسان دارد (حسن‌زاده، 1386). هوش هیجانی را توانایی درک و فهم عواطف به منظور ارزیابی افکار و خلق و خو و تنظیم آنها به گونه ای که موجب تعالی و رشد عقلی و عاطفی گردد تعریف کرده اند (گلمن، 1380). بنابراین توسعه و رشد هوش هیجانی یک عنصر کلیدی در یادگیری و تدریس محسوب می‌شود و اگر دانش‌آموزان بتوانند این ویژگی را کسب کنند اولین گام در جهت کنترل و هدایت هیجانهای خودشان برداشته و می‌توانند موانع تضعیف کننده عملکرد را از بین بردارند (آقایار و شریفی درآمدی، 1385). چنان که از نظر "بار- آن" مفهوم هوش هیجانی را می‌توان در موفقیت های آموزشی مدارس و دانشگاه ها برای کمک به روان‌شناسان مدارس و مشاوران در شناسایی دانش‌آموزانی که نمی‌توانند به طور مؤثر با نیازهای تحصیلی‌شان که ممکن
است به اخراج از مدرسه یا احتمالاً مشکلات عاطفی بیانجامد بکار برد
(رحیم‌زاده، 1387). بنابراین در کل پیشرفت اجتماعی و حتی تحصیلی دانش آموزان صرفاً به هوش عقلی مرتبط نیست، بلکه تحت تاثیر هوش هیجانی
 نیز می باشد.

به واسطه چنین تعاریف، ویژگی ها و ابعاد تاثیرگذار هوش هیجانی و با در نظر گرفتن دوران نوجوانی که شخصیت دوران جوانی و بزرگسالی و زندگی اجتماعی در حال شکل گیری است این مساله اهمیت دارد که عوامل تاثیرگذار بر هوش هیجانی به منظور مداخلات رفتاری موثر شناخته شود. در همین راستا، یکی از رویکردهای مهم در توجه به کل ابعاد روانشناختی افراد، ویژگی های شخصیتی می باشد. اساساً روانشناسان، شخصیت را سازمان پویایی از سیستم های روان تنی فرد که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می­کند تعریف می کنند که امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیت خاص انجام خواهد داد را نشان می دهد
(شولتز، 1381). به نظر می رسد شخصیت افراد می تواند پیش بینی کننده هوش هیجانی آنها باشد. از نظر گلمن شخصیت افراد ترکیب درستی از عقل و دل است و معمولاً سمبل عقل، بهره هوشی و سمبل دل، هوش هیجانی است، اما به لحاظ فرهنگی آموخته‌ایم که به هیجانات خودمان همانند هیجاناتی که اطلاعات درست ذهن را تعریف می‌کند اعتماد نکنیم. حتی گاهی واژه هیجان، بیانگر یک شخصیت ضعیف است و به کسی اطلاق می‌شود که قادر به کنترل خویش نبوده یا حتی رفتاری کودکانه یا ابلهانه دارد (آقایار و شریفی درآمدی، 1385). اساساً عوامل شخصیتی نوروزگرایی که با توانایی خلقی و روانی بهنجار مرتبط است و همچنین برونگرایی که بعد توانایی های اجتماعی و ارتباطی را نشان می دهد می تواند با سازه هوش هیجانی مرتبط باشد.

از آنجائی که هوش هیجانی به توانایی درک و فهم عواطف به منظور ارزیابی افکار و خلق و خو و تنظیم آنها مربوط می شود (گلمن، 1383)  لذا داشتن سلامت روانی برای فرد مهم است چرا که با داشتن درکی درست از هیجان خود، به خودتنظیمی بهینه نیز بپردازد. از طرفی داشتن سلامت روانی خود نشانگر، مهارت روانشناختی سازگار در فرد تلقی می شود که به پایش خود می انجامد. به طوری که از نظر کارشناسان سازمان بهداشت جهان سلامت فکر و روان به قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصیتی بطور منطقی، عادلانه و مناسب مربوط می شود (میلانی فر، 1386). مرور پژوهش های انجام شده، متناسب با این مبانی نظری در پیوند ویژگی های شخصیت و سلامت روانی با هوش هیجان به درک بهتر  کمک می کند.

پژوهش ها درباره تاثیر ویژگی های شخصیت و سلامت روانی بر هوش هیجانی نشان می دهد که عوامل شخصیتی می تواند بر هوش هیجانی موثر باشد. چنان که پژوهش­های انجام شده توسط (پترایدز و فارنام، 2001، داداوهارت، 2000، ساکلوفسک، آستین 2003؛ شاته و همکاران، 1998) نشان می دهند برونگرایی و نوروزگرایی با هوش هیجانی همبستگی معنی دار قوی نشان داده اند، اما تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی رابطه ای ضعیفی با هوش هیجانی داشتند. همچنین پژوهش­ (کامورو و همکاران، 2007) نشان داد که هوش هیجانی با چهار عامل شخصیت یعنی برونگرایی، انعطاف پذیری، باوجدان بودن و دلپذیر بودن رابطه مثبت و در مقابل با نوروزگرایی رابطه منفی دارد. اما در مقابل برخی پژوهش هایی نیز وجود دارند که نشان می دهد رابطه معنی دار و قابل توجهی بین هوش هیجانی و عوامل پنجگانه شخصیت وجود ندارد (مانند باستین[3]، 2005؛ براکت2، 2004؛ لوپز3، 2003).

پژوهش های که به نقش ابعاد مختلف سلامت روانی با هوش هیجانی
پرداخته اند به نتایج مفیدی دست یافته اند. چنان که مشخص شده است افسردگی با هوش هیجانی رابطه دارد و افرادی که از افسردگی بالاتری برخوردارند، هوش هیجانی پایین­تری دارند (هماتی[4] وهمکاران، 2004). بررسی های سلاسکی و کارت رایت (2002) نیز نشان داد که بین استرس، سلامت عمومی، بهزیستی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد. آنها معتقدند که یافته­هایشان حاکی از نقش مهم هوش هیجانی در تعدیل فرایند استرس و افزایش انعطاف پذیری فرد است. همچنین در مطالعه اوگینسکا-بولیک2 (2005) مشخص شده است که افراد دارای هوش هیجانی بالاتر، استرس کاری و مشکلات سلامتی کمتری دارند. از نظر آنها هوش هیجانی نقش پیش گیری کننده ای در مشکلات سلامتی و بویژه افسردگی دارد. افراد دارای سطوح بالای هوش هیجانی با توانایی مقابله بهتر با استرس، بیان هیجانات، مدیریت و کنترل بهتر هیجان مشخص می­شوند. پژوهش سیاروچی و همکاران (2002) حاکی از تاثیر هوش هیجانی در تعدیل استرس و متغیرهای بهداشت روانی است. همچنین فرشمن و روبینو3 (2004) نشان داده اند که مهارت­های هوش هیجانی برای حفظ شبکه های اجتماعی در سازمان های مراقبت بهداشتی موثر است. از این رو در نظر گرفتن هوش هیجانی با توجه به
ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی شناخت خوبی از وضعیت هوش هیجانی ارائه خواهد داد.

از یک طرف وجود یافته های متناقض ارتباط عوامل شخصیتی و هوش هیجانی و از طرف دیگر، پژوهش های اندک درباره تاثیر سلامت روانی بر هوش هیجانی که متناسب با نظریه سلامت روانی گلدبرگ (پرسشنامه GHQ) باشد، موجب گردید تا در این تحقیق ضمن توجه به تناقض یافته های قبلی و همچنین بررسی نقش سلامت روانی بر هوش هیجانی متناسب با دیدگاه گلدبرگ صورت گیرد. بدین ترتیب این تحقیق با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی بر هوش هیجانی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستانهای تبریز صورت گرفته است و به بررسی این فرضیه می پردازد که بین ویژگی های شخصیتی (برونگرایی، روان رنجور خویی، دلپذیر بودن، باوجدان بودن،
انعطاف پذیری) و هوش هیجانی رابطه وجود دارد. بین سلامت روانی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد.

 

روش تحقیق

جامعه آماری

در این تحقیق جامعه آماری عبارت است از کلیه دانش­آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه شهر تبریز که در سال تحصیلی1388 مشغول تحصیل می­باشند. تعداد کلاس ها 158 و تعداد دانش آموزان 8045 نفر است.

 

روش نمونه گیری و حجم نمونه

برای انتخاب نمونه از روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای استفاده شد. در مرحله اول از کلیه نواحی 5 گانه تبریز که 158 مدرسه دخترانه است از هر منطقه 2 مدرسه بصورت تصادفی مشخص شد و در کل تعداد مدرسه­های مشخص شده از 5 ناحیه 10 مدرسه شد. بعد از این مدارس یک کلاس بطور تصادفی انتخاب و تست­های لازم اجرا گردید.

حجم نمونه با در نظر گرفتن 5/0P= و دقت 95/0 با استفاده از فرمول:

 

محاسبه شد. اما چون درست در هفته اول مهرماه پرسشنامه ها اجرا شد تعداد دانش آموزان حاضر در کلاسها کمتر بود بنابراین در حجم نمونه آزمودنی 219 نفر شد و 42 پرسشنامه بخاطر ناقص پر شدن حذف شد که در نهایت نمونه مورد مطالعه 177 نفر شد. پژوهشگران در بررسی های همبستگی حجم نمونه ای معادل 100 نفر یا بیشتر را کافی می دانند (دلاور، 1377).

 

ابزار اندازه­گیری

 

الف- پرسشنامه شخصیتی نئوفرم کوتاه (NEO-FFI)

پرسشنامهNEO-FFIاست که در سال 1985 توسط پاول تی کاستا و مک کری تهیه شده است. NEO-FFI یک پرسشنامه 60 سوالی است و برای ارزیابی پنج عامل شخصیت (برونگرایی، روان رنجور خویی، دلپذیر بودن، باوجدان بودن، انعطاف پذیری) بکار می­رود. پاسخ نامه این تست از کاملاً مخالف، مخالف،
 بی­نظر، موافق و کاملاً موافقم تنظیم شده است که در بعضی از سوالات اگر آزمودنی گزینه کاملاً مخالف را انتخاب کند نمره صفر و از گزینه­های بعدی به ترتیب از راست به چپ نمرات 1، 2، 3، 4 را می­گیرد و در برخی از سوالات
 گزینه کاملاً مخالف نمره 4 و گزینه­های بعدی به ترتیب از راست به چپ نمرات 3، 2، 1،0 را می­گیرند. برای هر یک از این پنج عامل شخصیتی 12 آیتم
در این تست وجود دارد (گروسی فرشی، 1380). شارون و دیگران، ضریب پایانی 86% برای روان رنجور خوئی، 77% برای برونگرایی، 736% برای انعطاف پذیری، 68% برای تجربه گرایی و برای با وجدان بودن یا وظیفه شناس گزارش
کرده­اند. آلفای کرونباخ توسط واین و دیگران بدین ترتیب است
89/0A=، 60/0C=، 74/0N=، 76/0O= در ایران نیز ضریب پایایی بدست آمده برای عوامل N.E.O.A.C به ترتیب 83/0، 75%، 80%، 79%، 79% بوده است (گروسی، 1380).

ب- مقیاس هوش هیجانی سیبریاشرینگ

این مقیاس یک آزمون 33 سئوالی است که بوسیله شاته و همکاران براساس مدل هوش هیجانی سالوی و مایر ساخته شده است سوالهای آزمون در مقیاس 5 درجه­ای لیکرت از نمره یک (کاملاً مخالف) تا نمره پنج (کاملاً موافق) می­سنجد. مقیاس هوش هیجانی گرچه از سه مولفه بیش گفته اشباع شده، تنها یک نمره کلی برای هوش هیجانی بدست می­دهد که دامنه آن بین 36 تا 165 متغیر است. همسانی درونی سوالهای آزمون برحسب ضریب آلفای کرونباخ از 84/0 تا 90/0 گزارش شده است. ضریب پایایی بازآزمایی مقیاس در مورد یک نمونه 28 نفری از دانشجویان به فاصله دو هفته 78/0 محاسبه شده اعتبار مقیاس هوش هیجانی نیز از طریق سنجش همبستگی آن به سازه­های مرتبط، کافی گزارش شده است. در فرم فارسی این مقیاس آلفای کرونباخ پرسشهای مقیاس در مورد یک نمونه 135 نفری از دانشجویان 88/0 محاسبه شد که نشانه همسانی درون خوب آزمون است. ضرایب همبستگی بین نمره­های 42 نفر از نمونه مذکور در دو نوبت با فاصله دو هفته 83/0محاسبه شد که نشانه پایایی بازآزمایی رضایت بخش مقیاس می­باشد (بشارت، 1386).

 

ج- پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)

پرسشنامه سلامت عمومی توسط کلدبرگ و هیلر تدوین شده است، استفاده شد. این پرسشنامه به منظور شناسایی اختلافات روانی غیر روان گسیخته ابداع شده است. در جمعیت عادی برای تشخیص اختلالات روانی ضعیف از این پرسشنامه استفاده شده است. کاربرد وسیع این پرسشنامه منجر به این شد که به 36 زبان زنده دنیا ترجمه شود. این پرسشنامه حاوی 28 سوال در مقیاس­های چهارگانه نشانه­های جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و علائم افسردگی می­باشد. در این آزمون از آزمودنی خواسته می­شود تا براساس یک مقیاس چهار درجه­ای به سوالات پاسخ دهد. کل نمره­ها 84 است و نقطه برش بالای 21 است که افراد مشکل­دار تشخیص داده می­شود. پایایی آزمون از طریق الفای کرونباخ محاسبه شده که ضرایب بدست آمده برای خرده مقیاس­های نشانه­های جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی، افسردگی و مقیاس کلی سلامت روانی به ترتیب عبارتست از: 77/0، 77/0، 48/0، 85/0، 90/0 می­باشد (نقل از حسینی نسب، 1387).

 

روش آماری

به منظور بررسی رابطه ویژگی های شخصیت و هوش هیجانی دانش آموزان
از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.

 

یافته ها

براساس اطلاعات مندرج در جدول شماره (1) ملاحظه می گردد که میانگین هوش هیجانی دانش آموزان مورد مطالعه 29/105، با انحراف استاندارد 7/10
می باشد. به طوری که حداقل نمره هوش هیجانی 76 و حداکثر 132 می باشد.
در واقع میزان هوش هیجانی دانش آموزان مورد مطالعه کمی بیشتر از
حد متوسط است.

براساس جدول شماره (1) نمره میانگین سلامت روانی 38/22 با انحراف استاندارد 92/9 و چولگی 64/0 می باشد. در پرسشنامه (GHQ) هر چه نمره سلامت روانی در دامنه نمره (21-0) باشد سلامت روانی نرمال است و هر چه از این میزان بالا تر رود از میزان سلامت روانی کاسته می شود. بنابراین همانگونه که در نمودار نیز ملاحظه می شود بیشترین فراوانی در نمره های 25- 15 است در نتیجه می توان گفت تقریباً میزان سلامت روانی دانش آموزان دختر تبریز کمتر از حد متوسط است.

براساس اطلاعات مندرج در جدول (1) نمره میانگین نوروز گرایی 47/24 با انحراف استاندارد 86/6 می باشد. به طوری که حداقل نمره 10 و حداکثر نمره 45 می باشد. نمره میانگین برونگرایی 29/29، با انحراف استاندارد 02/6  است. به طوری که حداقل نمره 8 و حداکثر نمره 43 می باشد. نمره میانگین انعطاف پذیری 14/26 با انحراف استاندارد 71/3  است به طوری که حداقل نمره 18 و حداکثر نمره 37 می باشد. نمره میانگین دلپذیر بودن 23/30 با انحراف استاندارد 86/4
 می باشد به طوری که حداقل نمره 17 و حداکثر نمره 42 است. نمره میانگین با وجدان بودن 15/33 با انحراف استاندارد 81/5 می باشد به طوری که حداقل نمره 16 و حداکثر نمره 32 می‌باشد.

طبق نمودار (1) میزان نوروز گرایی 51% و در حد متوسط می باشد. میزان برونگرایی 61% و کمی بیش از حد متوسط می باشد. میزان انعطاف پذیری در حد 54%، میزان دلپذیر بودن در حد بالای متوسط و 63% و میزان با وجدان بودن
دانش آموزان در این پژوهش بالای متوسط و حدوداً 69% می باشد.

آزمون اسمیرنوف کولموگروف جهت تشخیص نرمال بودن توزیع پراکندگی سازه­های مورد مطالعه نشان داد که وجدان گرایی در سطح معنی داری  01/0 و سایر سازه ها در سطح 05/0 نرمال هستند.

 

جدول شماره (1) توزیع پراکندگی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی

مؤلفه های ویژگی های شخصیتی

میانگین

انحراف استاندارد

کجی

حداقل نمره

حداکثر نمره

تعداد

نوروز گرایی

47/24

86/6

47/0

10

45

177

برونگرایی

29/29

02/6

63/0-

8

43

177

انعطاف پذیری

14/26

71/3

18/0

18

37

177

دلپذیر بودن

23/30

86/4

06/0-

17

42

177

باوجدان بودن

15/33

81/5

26/0-

16

32

177

هوش هیجانی

29/105

7/10

06/0-

76

132

177

سلامت روانی

38/22

92/9

64/0

4

51

177

نمودار شماره (1) توزیع پراکندگی ویژگی های شخصیتی

دانش آموزان دختر شهر تبریز

 

همان طوری که در جدول (2) ملاحظه می شود نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی(نوروز گرایی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و با وجدان بودن)و هوش هیجانی نشان داد که رابطه منفی بین هوش هیجانی و نوروز گرایی (P=0/000, r=-0/75)، رابطه مثبت بین هوش هیجانی و برون گرایی (P=0/000, r=0/38) است. همچنین طبق جدول همبستگی بین هوش هیجانی و دلپذیر بودن معنی دار نبود. همچنین رابطه بین هوش هیجانی و انعطاف پذیری نیز معنی دار نبود. بین
 سلامت روانی و هوش هیجانی همبستگی مثبت معنی داری وجود داشت (P=0/000, r=0/77).

 

جدول شماره (2) ضریب همبستگی پیرسون بین

هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی

عوامل

متغیر

نوروز

گرایی

برون

گرایی

انعطاف پذیری

باوجدان

بودن

دلپذیر بودن

سلامت روانی

هوش هیجانی

75/0-

27/0

-

38/0

-

72/0

معنی داری

000/0

000/0

32/0

000/0

16/0

000/0

به منظور تبیین میزان هوش هیجانی براساس مجموع متغیرهای معنی دار از رگرسیون چند گانه به روش گام به گام استفاده شد. که در نهایت طبق اطلاعات جدول شماره (3) ملاحظه می شود که در مجموع 3 متغیر در شکل رگرسیونی باقی ماندند که طبق رگرسیون چند گانه به روش گام به گام به ترتیب نوروز گرایی در گام اول، سلامت روانی در گام دوم و با وجدان بودن در گام سوم
 می توانند هوش هیجانی را تعیین کنند که در کل ( ضریب تعیین خالص) می باشد یعنی در مجموع 3 متغیر به میزان 62 درصد می تواند هوش هیجانی را تعیین کند و 38% یا موضوع تحقیق نبوده و یا از چشم محقق پنهان مانده است (38 درصد غیر قابل تعیین می باشد.).

همچنین در جدول ANOVA (4) با سطح معنی داری آزمون P=0/000 و مقدار F=96/93 می باشد یعنی جهت فلش یک طرفه می باشد. همچنین در جدول شماره (5) ملاحظه می گردد پس از استاندارد نمودن و با حذف مقدار ، نوروز گرایی بیشترین تاثیر منفی با  و سلامت روانی با  و در نهایت با وجدان بودن  در کل بیشترین تاثیر را در تعیین هوش هیجانی دانش آموزان دارند. (توجه به این نکته ضروری است که علت منفی آمدن  مربوط به پرسشنامه GHQ است که در آن هر چه نمره سلامت عمومی کمتر باشد فرد دارای سلامت روانی بیشتری است بنابراین در اصل  تاثیر مثبت در تعیین هوش هیجانی دانش آموزان دارد.)

                                                   

جدول (3) ضریب همبستگی چند گانه برای هوش هیجانی

شکل

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تعیین

ضریب تعیین خالص

اشتباه معیار بر آورد

1

75/0

56/0

56/0

14/7

2

78/0

61/0

60/0

74/6

3

79/0

62/0

62/0

63/6

جدول (4) تحلیل و اریانس برای آزمون معنی داری شکل رگرسیونی

شکل

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

P

رگرسیون

658/12797

3

886/4265

93/96

000/0

باقیمانده

065/7613

173

006/44

کل

723/20410

176

 

 

جدول شماره (5) ضرایب متغیرهای باقیمانده در شکل رگرسیونی به روش گام به گام

ردیف

ترتیب ورود متغیرها در شکل

ضرایب خام

ضرایب استاندارد شده

t

Sig

B

خطای معیار

Beta

1

مقدار ثابت

134/075

1/993

-

67/273

0/000

نوروز گرایی

-1/176

0/078

-0/750

-14/996

0/000

2

مقدار ثابت

132/129

1/924

-

68/663

0/000

نوروز گرایی

-0/742

0/117

-0/474

-6/341

0/000

سلامت روان

-0/386

0/081

-0/356

-4/755

0/000

3

مقدار ثابت

122/622

4/147

-

29/569

0/000

نوروز گرایی

-0/689

0/117

-0/439

-5/875

0/000

سلامت روان

-0/372

0/080

-0/342

-4/641

0/000

با وجدان بودن

0/237

0/092

0/128

2/577

0/011

 

بحث و نتیجه گیری

با توجه به نتایج حاصل از تحلیل داده­های جمع آوری شده از 177 دانش آموز دختر، میانگین هوش هیجانی 29/105 با انحراف استاندارد 7/10 می باشد که در کل میزان هوش هیجانی آنها متوسط به بالا مشاهده شد.

میانگین سلامت روانی آنها 38/22 و انحراف استاندارد 92/9 می باشد. بر این اساس میزان سلامت روانی دانش آموزان دختر کم تر از حد متوسط می باشد.

میزان نوروزگرایی دانش آموزان در حد متوسط و 51% می باشد.
 میزان برونگرایی دانش آموزان کمی بیش از حد متوسط و 61% می­باشد. میزان انعطاف پذیری دانش آموزان در حد 54% می باشد. میزان دلپذیر بودن
دانش آموزان در حد 63% و بالای متوسط می­باشد. میزان با وجدان بودن
دانش آموزان در حد 69% و بالای متوسط است.

نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی (نوروز گرایی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و با وجدان بودن) و هوش هیجانی نشان داد که بین نوروزگرایی و هوش هیجانی رابطه منفی، بین برونگرایی و با وجدان بودن با هوش هیجانی رابطه مثبت وجود دارد که این یافته با یافته های (پترایدز و فارنام، 2001، داداوهارت، 2000؛ ساکلوفسک، آستین، 2003؛ شاته و همکاران، 1999؛ بشارت 1386) از این نظر که بین هوش هیجانی و برونگرایی و روان رنجورخویی همبستگی معنی دار وجود دارد همسو می­باشد ولی از نظر اینکه بین هوش هیجانی با انعطاف پذیری و دلپذیری همبستگی معنی دار وجود دارد غیر همسو می­باشد. در تبیین این که چرا بین عوامل شخصیتی دلپذیر بودن و انعطاف پذیری با هوش هیجانی همبستگی معنادار وجود ندارد احتمالاً چنین می­توانیم استدلال کنیم که دلپذیری شامل مهربانی، تمایل به گذشت و فداکاری و انعطاف پذیری شامل کنجکاوی، خیال پردازی، نوآوری
(جان، 1989) است که می­توانند بستری مناسب برای تأثیرگذاری به سایر ابعاد شخصیت از جمله برونگرایی و با وجدان بودن فراهم سازد تا شخص از طریق آنها هوش هیجانی خود را تقویت کند و خود این ها بصورت مستقل مولفه های لازم برای تأثیرگذاری بر فرایندهای شناسایی و توصیف احساسات و تفکر را ندارند (بشارت، 86).

در تبیین یافته های فوق چنین می­توانیم بگوییم که برون گرایی، آمادگی فرد را برای تجربه حوادث لذت بخش افزایش می­دهد و این آمادگیها می­تواند به فرد کمک کند تا مخصوصاً در حوزه روابط بین شخصی و اجتماعی کارآمدتر ظاهر شود و از این طریق هوش هیجانی را تقویت کند (واتسون و کلارک، 1992). ویژگی دیگر برونگرایی شامل مثبت بودن، قاطعیت و اجتماعی بودن است که نیز می­توانند به سهم خود آمادگیهای فرد را در زمینه روابط وعواطف اجتماعی تقویت کنند و از این طریق باعث تقویت هوش هیجانی شوند (جان، 1989). نوروزگرایی، آمادگی فرد را برای تجربه حوادث استرس زا افزایش می­دهد (بولگر و شیلینگ، 1991). این ویژگیها فرد را مخصوصاً در حوزه روابط بین شخصی و اجتماعی، آسیب پذیر می سازند. بنابراین نوروزگرایی برحسب مکانیسم تضعیف هوش هیجانی امکانات فرد را برای گسترش روابط و عواطف اجتماعی محدود می­سازد و تحلیل می­برد. ویژگیهای دیگر نوروزگرایی شامل تمایل فرد به تجربه اضطراب، تنش، خودخوری، خصومت، تکانشوری، کمرویی، تفکر غیر منطقی، افسردگی و عزت نفس پایین (جان، 1989) نیز هر یک به سهم خود می­توانند بر توانمندیهای فرد در زمینه روابط و عواطف اجتماعی تأثیر بگذارند و از این طریق باعث تضعیف هوش هیجانی شوند. با وجدان بودن نیز از طریق درک و مدیریت هیجانی می­تواند بر هوش هیجانی تاثیر بگذارد که به احتمال زیاد با وجدان بودن، خود کنترلی را که یکی از مؤلفه های هوش هیجانی است، منعکس می­کند.

یافته دیگر­ این تحقیق نشان داد که بین دو متغیر (سلامت روانی و هوش هیجانی) رابطه معنی دار و منفی وجود دارد. این یافته با یافته های پژوهش های قبلی از جمله سلاسکی و کارت رایت (2002)، هماتی و همکاران (2004)،
 کارر (2004)، پارکر، تیلر و بگبی (1999)، لین وشوارتز (1987)، شوت و همکاران (2007)، بشارت و همکاران (1386)، یعقوبی وهمکاران (1387) همسو می باشد. آنها در تبیین این یافته ها به نقش مهم هوش هیجانی در تعدیل فرایند استرس و افزایش انعطاف پذیری فرد اشاره می کنند و ادعا دارند که از آن می­توان به عنوان تکنیک مدیریت استرس استفاده کرد. اوگینسکا-بولیک (2005) نشان داده است که افراد دارای هوش هیجانی بالاتر، استرس کاری ومشکلات سلامتی کمتری دارند. از نظر وی هوش هیجانی نقش به بیش گیری کننده­ای در مشکلات سلامتی و به ویژه افسردگی دارد. افراد دارای سطوح بالای هوش هیجانی با توانایی مقابله بهتر با استرس، و بیان هیجانات و نیز مدیریت و کنترل آنها مشخص می­شوند. بنابراین می­توان گفت که هوش هیجانی بالا از یک سو از طریق افزایش
مهارت های مقابله­ای استرس فرد را کاهش می­دهد و بر سلامت فرد اثر می­گذارد و از سوی دیگر مهارت­های هوش هیجانی مهارت­های ارتباطی و توانایی افراد را در ایجاد و حفظ شبکه­های اجتماعی افزایش می­دهد که این امر نیز به سلامت عمومی دانش­آموزان کمک می­کند.

درپژوهش حاضر از طریق رگرسیون چند متغیری گام به گام نتایج حاکی از آن بود که در اولین گام نوروزگرایی با ، سلامت روانی با   و در گام سوم باوجدان بودن با می توانند تغییرات مربوط به هوش هیجانی را تبیین کند.

در تحقیقی که بشارت (1386) انجام داده دیده می شود که در اولین
گام نوروزگرایی با 69/0و بعد برونگرایی یا 351/0 قرار دارد ولی در تحقیق شافر (1999) عامل انعطاف پذیری قویترین پیش بینی کننده هوش
هیجانی بیان شده بنابراین چون هم در تحقیق حاضر و هم در تحقیق بشارت در اولین گام نوروزگرایی قرار دارد در نتیجه پیش بینی تغییرات مربوط به هوش هیجانی، از طریق نوروزگرایی در جهت منفی را می­توان به شرح زیر تبیین کرد که نوروزگرایی افراد را برای تجربه هیجانهای منفی و درماندگی مستعد می­سازد (بوگلر و شیلینگ، 1991). این ویژگی فرد را مخصوصاً در حوزه روابط بین شخصی و اجتماعی، آسیب پذیر می­سازد در نتیجه نوروزگرایی برحسب مکانیسم تضعیف هوش هیجانی امکانات فرد را برای گسترش روابط و عواطف اجتماعی محدود می­سازد و تحلیل می­برد. بنابراین از روی میزان نوروزگرایی فرد می­توان تا حدودی میزان هوش هیجانی او را تخمین زد.

با در نظر گرفتن یافته های بدست آمده از این تحقیق بنظر می رسد که توجه به نوروزگرایی، سلامت روان و باوجدان بودن رویکرد مفیدی برای مداخلات رفتاری و پیشبرد اهداف درمانی یا آموزشی برای دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه می باشد تا بتوان هوش هیجانی آنها را ارتقاء داد. 

از محدودیت های این مطالعه می توان به گروه نمونه پژوهش حاضر اشاره کرد که از دانش آموزان دختر سوم مقطع متوسطه تبریز تشکیل می دهند، لذا برای تعمیم نتایج به سایر افراد جامعه باید با احتیاط عمل شود. محدودیت دیگر استفاده از ابزار خود گزارش دهی در پژوهش حاضر است. با توجه به نتایج بدست آمده در این تحقیق پیشنهاد می شود در سایر جوامع نیز پژوهش انجام گیرد.

همچنین کارگاه های آموزشی در جهت افزایش مهارت های هوش هیجانی در مدارس تشکیل گردد و بهتر است در محتوای دروسی مانند علوم اجتماعی و پرورشی گنجانده شود.

همچنین از آنجائیکه سلامت روانی عامل موثری در هوش هیجانی است، پیشنهاد می شود شرایط عمومی لازم جهت سلامت روانی دانش آموزان فراهم گردد.

 

منابع

بشارت، م ع.(1386). بررسی رابطه ابعاد شخصیت و هوش هیجانی، مطالعات تربیتی و
          روانشناسی
،
دوره 8، شماره 2، ص 93-79.

حسن زاده، ر.(1386). انگیزش و هیجان. تهران: انتشارات ارسباران.

حسینی نسب، د. (1387). بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری با خودکار آمدی و سلامت روانی
          دانش آموزان. مجله مطالعات تربیتی و روانشناسی. دوره 9، شماره 1، ص37-21. .

دلاور، ع. (1377). روش های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. نشر ویرایش.

راس، الف. (1382). روان شناسی شخصیت. ترجمه سیاوش جمالفر، ویرایش دوم. تهران:
          نشر روان.

رحیم زاده، چ. (1387). رابطه هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی. پایان نامه
          کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد تبریز.

سانتراک،ج.(1385). زمینه روانشناسی سانتراک. ترجمه مهرداد فیروز بحث. تهران:انتشارات رسا.

سیاروچی، ژ.، فورگاس، ژ.، مایر، ح. (1384). هوش عاطفی در زندگی روزمره. ترجمه
          اصغر نوری امام زاده ای و حبیب الله نصیری، اصفهان: انتشارات نوشته.

شولتز، د. (1381). نظریه های شخصیت. ترجمه یوسف کریمی. تهران: انتشارات ارسباران.

قنبری هاشم آبادی، ب.، باقری، ح.(1387). بررسی میزان آموزش مهارت هایی هوش هیجانی و
          افزایش آن در نوجوانان. مجله پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد. دوره 9، شماره 1،
          ص 165-157.

کلینکه، ال.، 1386، مهارتهای زندگی. ترجمه شهرام محمد خانی. تهران: انتشارات
          رسانه تخصصی.

گروسی فرشی، م ت. (1380). رویکردی نوین در ارزیابی شخصیت. تبریز: انتشارات جامعه
          پژوه، نشر دانیال.

گلمن، د. (1380). هوش هیجانی. ترجمه نسرین پارسا. تهران: انتشارات رشد، ص 63-356.

گیتونی، م.(1385). هویت و هوش هیجانی. ترجمه پریچهر به کیش. انتشارات انجمن
           اولیاء و مربیان.

میلانی فر، ب.(1386). بهداشت روانی. تهران: نشر توس.

یعقوبی، الف.، و همکاران. (1387). بررسی رابطه هوش هیجانی با احساس غربت و سلامت
          عمومی دانشجویان. فصلنامه روانشناسی دانشگاه تبریز، سال 3، شماره 9،
          ص 151-135.

Bastian  VA. (2005). Emotional intelligence, predict life skills, but not
          us well as personality and cognitive abilities. Personality and
          Individual Differences
. 39(6): 1135-1145.

Bolger, N., & schilling, E. A. (1991). Personality and the problems of
         everybay Life: the role of neuroticism in exposure and reactivity
         to daily stressors. Journal of personality, 59. 355-380.

Brackett MA. (2004). Emotional intelligence and its relation to
          everyday behavior. Personality and Individual Differences.
          36(6): 1387-1402

 

Carr, A. (2004). positive psychology, the screce of happiness and
          human strenyths: Brunner- Routledge
.

Chamorro-permuzic T., Ben ett E., Forham A. (2007). The Happy
          personality: Mediational Role of Trait Emotional In tellingence.
          Personality and Individual differences.

Ciarrochi  J., Frank P., Deane Stephen A. (2002), Emotional
          intelligence moderates the relationship between stress and
          mental health, Personality and individual difference,
          32: 197-209.

Dawda D., Hart SD. (2000). Assessing emotional in telligence:
          reliability and validity of the Bar-on Emotional Quotient-
          Inventory in university. Personality and Individual
          Differences
.

Freshman B., Rubino L. (2004). Emotional Inteligence skills For
          manintaing social networks in healthcare organizations.
          Hospital Topics. Awailbal online in site: www.highbeam.com

 

Hemmati T., Mills JF., roner DG. (2004). The Validity of the Bar - on
          Emotianl Intelligence Quotient in an offender Population.
          Personality and Indinidual Differences, 37: 695-706.

John, O.P. (1989). Towards a taxonomy of personality descriptors. In
          D.M. Buss, & N. Cantor (Eds.), personality psychology:
          recent trends and emerging directions
(pp.201- 271).
          Newyork: springer.

Lopes PN. (2003). Emotional intelligence, personality, and the
          perceived quality of social relationship. Personality and
          Individual Differenct
. 35(3): 641-658.

Oginsa-Bulik,N,(2005). Emotional in telligence in the workplace:
          Exploring it's effects on occupational stress and Health
          outcomes in human service works. International Journal of
          occupational Medicine and environmental
,
          18(2):75-167.

Parker, J., taylor, G., Baghy, M., (1999). Disorders of affect
          regulation: alexthymia in medical and psychiatric illness.
          Cambridge: Cambridge university press.

Petrides V., furnham A. (2002). Trait emotional intelligenve:
          Behavioral validation in two studies of emotion recognition and
          reactivity to mood induction. European journal of
          personality; 17(1): 39 – 57
.

sakloFske DH., Austin EJ. (2003). Factopr struvture and validity of a
          trait emotional intelligence measure. Personality and   
          individual Differences
. 34(4): 707-721.

Schutte NS., malouff j., Hall LE., Haggerty DJ., Cooper JT., Golden
          CJ., (1998). Development and validation of a measure of
          emotional intelligence. Personality and Individual
          Differences
25 (2): 167-177.

Schotte, N.S. , Malouff, J.M., Thorsteinsson, E.B., Bhullar, N. and
          Rooke, S.E. (2007).A Meta- analytic Investigation of Relation  
          between Emotional Intelligence and heath. Personality and
          Indiridual Differences
, 42,921-933.

shaFer AB., (1999). Relation of the Big fire and factor V subcom
          ponents to social in telligence. European. Journal of
          personality
.

Slaski M., Cartwright S. (2002). Health, Personality and Emotional
          Intelligence: An Exploratory Stude OF Retail Managers. Stress
          and Health, 18(2): 63-68.

Watson,D., & clark, A. (1992). On traits and temperament general
          and specific factors of emotional experience and their
          relation to the five factor-model journal of personality
,
          60(2): 44,476.

 



1- استاد دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد  تبریز.

2- کارشناس ارشد روان شناسی عمومی

1-Bastian
2-Bracket
3-Lopes

 

1-Hemati & Cartwright
2-Oginiska-Blik
3- Freshman & Rubion

بشارت، م ع.(1386). بررسی رابطه ابعاد شخصیت و هوش هیجانی، مطالعات تربیتی و
          روانشناسی
،
دوره 8، شماره 2، ص 93-79.

حسن زاده، ر.(1386). انگیزش و هیجان. تهران: انتشارات ارسباران.

حسینی نسب، د. (1387). بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری با خودکار آمدی و سلامت روانی
          دانش آموزان. مجله مطالعات تربیتی و روانشناسی. دوره 9، شماره 1، ص37-21. .

دلاور، ع. (1377). روش های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. نشر ویرایش.

راس، الف. (1382). روان شناسی شخصیت. ترجمه سیاوش جمالفر، ویرایش دوم. تهران:
          نشر روان.

رحیم زاده، چ. (1387). رابطه هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی. پایان نامه
          کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد تبریز.

سانتراک،ج.(1385). زمینه روانشناسی سانتراک. ترجمه مهرداد فیروز بحث. تهران:انتشارات رسا.

سیاروچی، ژ.، فورگاس، ژ.، مایر، ح. (1384). هوش عاطفی در زندگی روزمره. ترجمه
          اصغر نوری امام زاده ای و حبیب الله نصیری، اصفهان: انتشارات نوشته.

شولتز، د. (1381). نظریه های شخصیت. ترجمه یوسف کریمی. تهران: انتشارات ارسباران.

قنبری هاشم آبادی، ب.، باقری، ح.(1387). بررسی میزان آموزش مهارت هایی هوش هیجانی و
          افزایش آن در نوجوانان. مجله پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد. دوره 9، شماره 1،
          ص 165-157.

کلینکه، ال.، 1386، مهارتهای زندگی. ترجمه شهرام محمد خانی. تهران: انتشارات
          رسانه تخصصی.

گروسی فرشی، م ت. (1380). رویکردی نوین در ارزیابی شخصیت. تبریز: انتشارات جامعه
          پژوه، نشر دانیال.

گلمن، د. (1380). هوش هیجانی. ترجمه نسرین پارسا. تهران: انتشارات رشد، ص 63-356.

گیتونی، م.(1385). هویت و هوش هیجانی. ترجمه پریچهر به کیش. انتشارات انجمن
           اولیاء و مربیان.

میلانی فر، ب.(1386). بهداشت روانی. تهران: نشر توس.

یعقوبی، الف.، و همکاران. (1387). بررسی رابطه هوش هیجانی با احساس غربت و سلامت
          عمومی دانشجویان. فصلنامه روانشناسی دانشگاه تبریز، سال 3، شماره 9،
          ص 151-135.

Bastian  VA. (2005). Emotional intelligence, predict life skills, but not
          us well as personality and cognitive abilities. Personality and
          Individual Differences
. 39(6): 1135-1145.

Bolger, N., & schilling, E. A. (1991). Personality and the problems of
         everybay Life: the role of neuroticism in exposure and reactivity
         to daily stressors. Journal of personality, 59. 355-380.

Brackett MA. (2004). Emotional intelligence and its relation to
          everyday behavior. Personality and Individual Differences.
          36(6): 1387-1402

 

Carr, A. (2004). positive psychology, the screce of happiness and
          human strenyths: Brunner- Routledge
.

Chamorro-permuzic T., Ben ett E., Forham A. (2007). The Happy
          personality: Mediational Role of Trait Emotional In tellingence.
          Personality and Individual differences.

Ciarrochi  J., Frank P., Deane Stephen A. (2002), Emotional
          intelligence moderates the relationship between stress and
          mental health, Personality and individual difference,
          32: 197-209.

Dawda D., Hart SD. (2000). Assessing emotional in telligence:
          reliability and validity of the Bar-on Emotional Quotient-
          Inventory in university. Personality and Individual
          Differences
.

Freshman B., Rubino L. (2004). Emotional Inteligence skills For
          manintaing social networks in healthcare organizations.
          Hospital Topics. Awailbal online in site: www.highbeam.com

 

Hemmati T., Mills JF., roner DG. (2004). The Validity of the Bar - on
          Emotianl Intelligence Quotient in an offender Population.
          Personality and Indinidual Differences, 37: 695-706.

John, O.P. (1989). Towards a taxonomy of personality descriptors. In
          D.M. Buss, & N. Cantor (Eds.), personality psychology:
          recent trends and emerging directions
(pp.201- 271).
          Newyork: springer.

Lopes PN. (2003). Emotional intelligence, personality, and the
          perceived quality of social relationship. Personality and
          Individual Differenct
. 35(3): 641-658.

Oginsa-Bulik,N,(2005). Emotional in telligence in the workplace:
          Exploring it's effects on occupational stress and Health
          outcomes in human service works. International Journal of
          occupational Medicine and environmental
,
          18(2):75-167.

Parker, J., taylor, G., Baghy, M., (1999). Disorders of affect
          regulation: alexthymia in medical and psychiatric illness.
          Cambridge: Cambridge university press.

Petrides V., furnham A. (2002). Trait emotional intelligenve:
          Behavioral validation in two studies of emotion recognition and
          reactivity to mood induction. European journal of
          personality; 17(1): 39 – 57
.

sakloFske DH., Austin EJ. (2003). Factopr struvture and validity of a
          trait emotional intelligence measure. Personality and   
          individual Differences
. 34(4): 707-721.

Schutte NS., malouff j., Hall LE., Haggerty DJ., Cooper JT., Golden
          CJ., (1998). Development and validation of a measure of
          emotional intelligence. Personality and Individual
          Differences
25 (2): 167-177.

Schotte, N.S. , Malouff, J.M., Thorsteinsson, E.B., Bhullar, N. and
          Rooke, S.E. (2007).A Meta- analytic Investigation of Relation  
          between Emotional Intelligence and heath. Personality and
          Indiridual Differences
, 42,921-933.

shaFer AB., (1999). Relation of the Big fire and factor V subcom
          ponents to social in telligence. European. Journal of
          personality
.

Slaski M., Cartwright S. (2002). Health, Personality and Emotional
          Intelligence: An Exploratory Stude OF Retail Managers. Stress
          and Health, 18(2): 63-68.

Watson,D., & clark, A. (1992). On traits and temperament general
          and specific factors of emotional experience and their
          relation to the five factor-model journal of personality
,
          60(2): 44,476.