بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ی ابتدایی از اصول تعلیم و تربیت به منظور ارائه الگوی مطلوب جهت ارتقای سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت در استان کردستان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات

2 استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات

چکیده

هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ی ابتدایی از اصول تعلیم وتربیت به منظور ارائه ی الگویی مناسب جهت ارتقای سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت در استان کردستان می باشد.
روش انجام پژوهش روش زمینه ای  بوده وجامعه آماری شامل کلیه معلمان شاغل به تدریس در مدارس ابتدایی استان کردستان در سال تحصیلی 89-88  می باشد. نمونه آماری 370 نفر از معلمان است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار محقق ساخته شامل پرسشنامه (حاوی 40 سؤال چهار گزینه ای) استفاده شده است همچنین در این پرسشنامه از متغیرهایی مانند سطح تحصیلات، رشته تحصیلی وسابقه تدریس استفاد شده است.
عمده ترین یافته های این پژوهش این است که به طور کلی میزان آگاهی معلمان ابتدایی
از اصول تعلیم وتربیت پایین تر از متوسط بوده وبین میانگین نمره ها بر حسب متغیرهای سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه تدریس تفاوت معناداری وجود دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Surveying the awareness Level of elementary teachers on educational principles in order to providing a good pattern for promoting their awareness Level on education principles in kurdestan Province

نویسندگان [English]

  • Fardin Abdollahi 1
  • Ali Shariatmadari 2
  • Ezatollah Naderi 2
چکیده [English]

The current study aims to Surveying the awareness Level of elementary teachers on educational principles in order to providing a good pattern for promoting their awareness Level on education principles in kurdestan Province .The research method employed in this study in field research and the statistical population includes all the teachers who have been teaching in the elementary schools of the Kurdistan province in the academic year of 2009 – 2010. The statistical sample consists of 370 teachers who have been collected through multi-stage and random clustering sampling. In the current study, the data are collected through a questionnaire (comprised of 40 four-choice questions). The data are analyzed at two levels: descriptive level (by frequency distribution tables, frequency percentage, mean, etc.) and analytical level (through q-square, Z and T tests).The most prominent findings of the research indicate that the level of elementary school teachers' cognizance of educational principles is lower than average and there is no meaningful difference between the scores in terms of gender variable, but a meaningful difference is observed between the scores in terms of academic degree, service record and major of study. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • educational principles
  • Elementary School Teachers
  • pattern of promoting of awareness level

 

 

 

 

 

بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ی ابتدایی از اصول

تعلیم و تربیت به منظور ارائه الگوی مطلوب جهت ارتقای

سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت در استان کردستان

 

فردین عبداللهی[1]

دکتر علی شریعتمداری[2]

دکتر عزت الله نادری[3]

 

چکیده

هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ی ابتدایی از اصول تعلیم وتربیت به منظور ارائه ی الگویی مناسب جهت ارتقای سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت در استان کردستان می باشد.

روش انجام پژوهش روش زمینه ای  بوده وجامعه آماری شامل کلیه معلمان شاغل به تدریس در مدارس ابتدایی استان کردستان در سال تحصیلی 89-88  می باشد. نمونه آماری 370 نفر از معلمان است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار محقق ساخته شامل پرسشنامه (حاوی 40 سؤال چهار گزینه ای) استفاده شده است همچنین در این پرسشنامه از متغیرهایی مانند سطح تحصیلات، رشته تحصیلی وسابقه تدریس استفاد شده است.

عمده ترین یافته های این پژوهش این است که به طور کلی میزان آگاهی معلمان ابتدایی

از اصول تعلیم وتربیت پایین تر از متوسط بوده وبین میانگین نمره ها بر حسب متغیرهای سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه تدریس تفاوت معناداری وجود دارد.

کلیدواژه ها:  اصول تعلیم وتربیت،معلمان دوره ابتدایی ،سطح آگاهی معلمان، الگوی ارتقای سطح آگاهی

 

مقدمه

در چند دهه ی اخیر پیشرفت ها و موفقیت های علمی قابل توجهی در پرتو
سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت [4] و توجه فزاینده به اهمیت و جایگاه آن صورت گرفته است. و از این طریق بسیاری از کشورها از مرحله ی توسعه نیافتگی عبور کرده و استانداردهای زندگی را به طور مداوم افزایش داده اند. از این رو توقع از آموزش و پرورش به عنوان یک دستگاه بسترساز فرهنگ و دانش آفرین بیش از پیش توسعه یافته است.آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد تربیتی یکی از ارکان مهم توسعه و پیشرفت جوامع بشری است و در آموزش و پرورش تغییر و تحول علمی و نو آوری مطلوب تحقق نمی یابد مگر این که تغییرات مناسب در تفکر و شیوه های کاری معلمان به عنوان کارکنان و کارشناسان یادگیری اثربخش، به وجود آید.اگر امروز از دهکده ی واحد جهانی سخن به میان می آید، اگر جهانی شدن و بومی ماندن یک پدیده ی استراتژیک اجتماعی تلقی می شود و اگر تعادل بین گسترش فوق العاده دانش و اطلاعات و افزایش ظرفیت جذب انسان ها بعنوان یک هدف اساسی انسانی جستجو می شود، همه و همه به کیفیت کارکردهای تعلیم و تربیت و چگونگی در هم آمیزی عناصر آن برای دستیابی به مقاصد برمی گردد (مهدیان،1385).

اما از میان عناصر گوناگون تربیت که امکان سنجی دستیابی به اهداف آن را فراهم می سازد کدام یک از عناصر تاثیر گذارتر است ؟ اگر در یک مجموعه مفروض عناصر یک نظام تربیتی را مشتمل بر اهداف، محتواها، برنامه ها، روش ها، مراحل و مراتب اصول و مبانی قوانین و مقررات، فضا، تجهیزات مدیریت ، ساختار افراد و کارگزاران تربیت تصور کنیم آیا می توان اولویت و ارجحیت خاصی برای آنان متصور شد؟ قدر مسلم پاسخ به این سؤال اگر منفی نباشد مستلزم دلایل و احتجاجات فلسفی و سازمانی خواهد بود. (شکوهی،1381).

با این حال توسل به هر دلیل و برهانی برای ارتقای جایگاه و اهمیت عناصر یاد شده در مجموعه ی موجود حداقل یک پیش شرط را به همراه دارد و آن پذیرش چارچوب های فکری و مفهومی برای موجودیت هر یک ازعناصرو نیز چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر می باشد.قبول این چارچوب ها نوعی حضور و فعالیت را به قید چیزی ملتزم می نماید .چنان که هر یک از عناصر مزبور در صورتی قابلیت ظهور و بروز می نمایدو می تواند تاثیر گذار باشد که به چارچوب ها و الزاماتی معین مقید باشد. به عبارت دیگر این موارد در صورتی عضویت مجموعه نظام تربیتی را خواهند پذیرفت که کلیه ی شرایط و ویژگی های لازم را داشته و بایدها و نبایدهای مربوطه را رعایت نموده باشند.

به عنوان مثال هدف های تربیتی در صورتی مؤثر و کارآمد خواهند بود که بر مبنای اصول هدف سازی و هدف گذاری طراحی شده باشند . هدف ا بیان وضعیت مطلوبی است که باید در شاگردان به وجود آید. در واقع هدف آموزشی شرحی از فراورده آن است. چنانکه هدف نتیجه آموزش را وصف می کند.(هاچینز،2002 )[5]. محتویات و برنامه های آموزشی و درسی نیز در صورتی واجد بهره دهی خواهند بود که بر اساس نیازهای واقعی انتخاب شده و بر مبنای اصول علمی تعیین و طراحی شده باشند، همچنین روش ها و شیوه های آموزش مبتنی بر اصول روان شناسی و تجربیات و میزان های صحیح تربیتی تعیین و پیشنهاد شده باشند. کارین[6] می گوید در عصری که اطلاعات همیشه و همه وقت در دسترس دانش آموزان است، مفهوم یادگیری تغییر یافته است. و آنچه باید در محیط آموزشی مورد توجه و تأکید قرار گیردمعلم آگاه به اصول و مبانی تعلیم وتربیت است.(کارین،2003).

خلاصه این که هریک از عناصر باید در ساختار مفهومی و کارکردی خود نـوعـی

هنجار مقبول را پذیرفته و برای اثر بخشی در مجموعه نظام تربیتی آنها را رعایت
 کرده باشند.

با توجه به نکات بالا چنین به نظر می رسد که جایگاه اصول تربیت اگر نگوییم مرتبت بالاتری نسبت به سایرعناصر دارد اما به لحاظ درهم تنیدگی با دیگر عناصر از جایگاه ممتازی برخوردار خواهد بود(مهدیان، 1385).

 اصول تعلیم و تربیت[7] مفاهیم، نظریه ها و قواعد نسبتا کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان معلمان مدیران اولیاء فرهنگ و والدین دانش آموزان در کلیه اعمال تربیتی باشد این اصول مبتنی بر تعالیم دینی و تحقیقات روانشناسی ،جامعه شناسی ،فرهنگی و نظریات مربیان بزرگ و دانشمندان تعلیم و تربیت است(شریعتمداری ،1386).

اساساً امکان تربیت آدمی در گرو اصول شناخته شده است که آشنایی و رعایت آنها توسط معلمان، موفقیت نظام تربیتی را تضمین می کند، اصولی که راهنمای کلیه اعمال و فعالیت های معلمان قرار گرفته، علم و هنر تکنیک های تربیت را مهیا ساخته و همه ی جوانب گوناگون رشد و تعالی انسانی را به هر سمت و سویی سوق می دهد.

بنابراین اگر معلم از اصول تعلیم وتربیت شناخت دقیق وعلمی داشته باشد، قویتر ودقیقتر می تواند درایجاد وضعیت مطلوب یادگیری فعالیت کند . با توجه به این مطالب می توان اذعان داشت که اساسیترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق اهداف آموزشی ، معلم است. اوست که می تواند حتی نقص کتابهای درسی و امکانات آموزشی راجبران کند یا بر عکس بهترین موقعیت را با عدم توانایی خود به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند .اطلاعات معلم ودر واقع کل شخصیت معلم در ایجاد شرایط یادگیری وتغییر وتحول شاگرد تاثیر می گذارد.(شعبانی،1385 ).

و می توان گفت که اطلاعات وشخصیت معلم تحت تاثیر عواملی همچون مدرک، رشته تحصیلی وتجربه قرار می گیرد به همین دلیل بررسی ویژگیهای معلمان می توانداطلاعات بسیار گرانبهایی در مورد موضوع مورد تحقیق به پژوهشگر ارائه دهد. واما نکته ای دیگر که در این پژوهش قابل ذکر است این است که نظام آموزش و پرورش ایران یک نظام متمرکز می باشد وتمامی اهداف،  برنامه ها،  محتوا و... از مرکز به سایر استانها برای اجرا ارسال می شود اما در مقابل تربیت  بسیاری از معلمان در خود استان و بر اساس امکانات و عوامل انسانی خود استان اجرا میشود   بنابراین  شاید تفاوتهای بسیاری از لحاظ  اطلاعات وسطح آگاهی های این معلمان با معلمان مرکز وسایر استانها وجود داشته باشدکه اهمیت اجرای این پژوهش را در استان دوچندان می کند.

بنابراین این پژوهش سعی  دارد به این مساله  بپردازد و روشن سازد که آیا معلمان ابتدایی استان کردستان از اصول تعلیم وتربیت آگاهی دارند ؟ و کدام یک از متغیرها یر این میزان آگاهی تاثیربیشتری دارند؟ متغیرهایی مانند سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه تدریس.

نتایج پژوهشهای انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق نشان می دهد که اکثریت معلمان در زمینه شناخت اصول ومبانی تعلیم وتربیت ،بهره مندی از دانش و مهارتهای حرفه ای مورد نیاز در سطح مطلوبی قرار ندارند.

شریعتمداری (1338) در پژوهش خود نشان داده است که معلمان مدارس ابتدایی ایران، در زمینه اطلاعات علمی رشته های علوم تربیتی، صلاحیت و مهارتهای معلمی در سطح مطلوبی قرار ندارند ایشان ضمن بررسی عوامل موثر بر تعلیم و تربیت در جامعه و مسائل اساسی تعلیم و تربیت، همچنین بررسی زمینه های فلسفی و دینی و اجتماعی مردم ایران پیشنهادهای ارزنده ای در زمینه اهداف، برنامه ها و روش های اساسی تعلیم و تربیت در مقاطع تحصیلی بویژه در دوره ابتدایی و یک برنامه جامع تربیت معلم ارائه نموده است.

عباس زاده (1379) دریافت که اکثریت معلمان در مورد اهداف آموزشی اطلاع چندانی ندارند در نتیجه تلاشهای لازم در جهت تحقق اهداف آموزشی صورت نمی گیرد و بیش از 95% معلمان با شیوه های علمی ارزشیابی آموزشی آشنایی ندارند و از نتایج کاربرد آنها در تدریس بی اطلاع هستند. همچنین تعداد زیادی از معلمان مهارتهای لازم برای بکارگیری وسایل و تکنولوژی آموزشی را ندارند و آموزشهای لازم برای ساخت و کاربرد وسایل و تکنولوژی آموزشی را ندیده اند.

پوربهی (1373) در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که: معلمان پایه چهارم در رابطه با مفاهیم علمی دروس پایه چهارم از آگاهی کمی برخوردار بوده و شناخت آنان از روشهای مختلف تدریس نیز در حد مطلوبی نیست. همچنین اکثریت قاطع معلمان نیازمند برنامه ریزی و آموزش دوره های خاص آشنایی با مفاهیم علمی برنامه درسی و روشهای تدریس می باشند.

سلیمانیان (1376) در پژوهش خود دریافت که معلمان و مدیران ابتدایی نسبت به اهداف دوره شناخت و آگاهی لازم را نداشته ، نسبت به هدفهای و دوره ابتدایی حساسیت نشان نداده وهدفهای دوره را بطور کامل تعقیب نمی کنند و فعالیتهای آنان آگاهانه در مسیر تحقق هدفها قرار ندارد.

نجاری اصفهانی (1379) نیز نشان داد که به طور کلی معلمان ابتدایی درباره اصول و روشهای علمی ارزشیابی آموزشی از آگاهی کمی برخوردار بوده، از اهداف آموزشی دوره راهنمایی شناخت کافی نداشته و  مهارتهای لازم برای ارزشیابی در سطوح بالای حوزه شناختی را ندارند. و همچنین دریافت که بین میزان آگاهی معلمان در ارتباط با مدرک تحصیلی تفاوت معنی دار است ، یعنی معلمان با مدرک تحصیلی بالاتر اطلاعات بیشتری در زمینه طرح سوالات ارزشیابی داشته و بین میزان آگاهی معلمان و گذراندن دوره های آموزشی رابطه معنی داری وجود دارد. و معلمان با مدارک تحصیلی بالاتر و همچنین آنانی که در دوره های آموزشی کوتاه مدت سنجش و اندازه گیری را گذرانده اند از اطلاعات و آگاهی بیشتری برخوردارند. و در زمینه روایی سوالهای آزمون معلمان  زن ابتدایی که دوره آموزشی  گذارنده اندنسبت به معلمان زن ابتدایی که این دوره ها را نگذرانده اند، در دروس علوم و ریاضی اطلاعات بیشتری دارند.

سلیمانی (1375) در پژوهشی دیگر نشان داده که بین کارآیی معلمان فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم و دانشگاه آزاد اسلامی تفاوت معنی داری وجود دارد یعنی معلمان فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم در فرایند تعلیم و تربیت اثر بخشی و کارآیی مطلوب تری دارند. و مراکز تربیت معلم نسبت به سایر موسسات آموزشی عالی در تربیت معلم و ارتقاء صلاحیتها و مهارتهای مورد نیاز معلمان شرایط مناسب تر و کارآمدی بیشتر دارند.

تاجیک (1383) در تحقیقی دریافت که میزان آگاهی معلم از اهداف درس تعلیمات اجتماعی در حد متوسط بوده ،  اکثریت معلمان اطلاعات و آگاهی کافی از روشهای تدریس نداشته و در رابطه با کاربرد مواد آموزشی اکثر معلمان به کتاب درس بسنده می کنند.همچنین اکثر معلمان با اصول و روشهای علمی ارزشیابی، آشنایی کافی نداشته و در طراحی سوالات امتحانی از نظر دانش و مهارت در سطح بالایی قرار ندارند.

بخشی(1384) در پژوهشی نتایج زیر را به دست آورد :  5/71 درصد معلمین ابتدایی در زمینه بهداشت محیط از آگاهی ضعیف و 5/28 درصد آنها از آگاهی متوسط برخوردار بودند در حالی که هیچکدام از آنها از آگاهی مطلوب برخوردار نبودند. همچنین 19 درصد معلمین ابتدایی در زمینه بهداشت دانش آموزان از آگاهی ضعیف و 8/2 درصد از آگاهی مطلوب برخوردار بودند و اکثر معلمین از آگاهی متوسط در این زمینه برخوردار بودند 22 درصد معلمین نیز در زمینه بهداشت روان دارای آگاهی ضعیف بودند و 61 درصد آنها از آگاهی متوسط و 17 درصد آنها آگاهی مطلوبی در این زمینه داشتند. در این مطالعه ارتباط بین مدرک تحصیلی و میزان آگاهی نیز تحت بررسی قرار گرفت که هیچگونه ارتباط معنی داری بین آنها یافت نشد.

هانگ(1996) در پژوهشی با مطالعه توانمندیها و محدودیتها ی معلمان برای مشارکت در برنامه ریزی درسی مدارس ابتدایی کره،کارآمدی برنامه درسی را منوط به مشارکت افراد وگروههای متخصص و آگاهی معلمان مدارس ابتدایی از مسائل و مفاهیم تعلیم وتربیت  به عنوان مشارکت کنندگان در فرایند برنامه دسی در زمینه برنامه ریزی درسی تأکید کرده است.

دمساز (1380)درپژوهشی دیگر که به منظور بررسی میزان آگاهی و نگرش معلمان مدارس ابتدایی شهر قزوین انجام داده است میزان آگاهی و نگرش معلمان را در ارتباط با روشهای پیشگیری از پوسیدگی دندان و عملکرد معلمان بهداشت و منابع اطلاعاتی مورد استفاده در زمینه بهداشت دهان و دندان را مورد ارزیابی قرار داده است و مشخص گردید که از میان متغیرهای در نظر گرفته شده در این مطالعه، میان معلمان زن و مرد تفاوت معنی دار آماری مشاهده می شود. ‏‎(P<0.05)‎‏ و معلمان خانم آگاهی و نگرش مثبت تری نسبت به مسئله بهداشت دهان دندان از خود نشان دادند. بعد از امتیاز دهی به روشهای پیشگیری از پوسیدگی به منظور تعیین میزان تاثیر این روشها، معلمان شرکت کننده در طرح مسواک زدن با خمیر دندان حاوی فلوراید، مراجعه منظم به دندانپزشک و کاهش مصرف مواد قندی را از روشهای موثر در پیشگیری دانسته ولی نسبت به تاثیر روشهای پیشگیری قرصهای فلوراید و فیشور سلینت اطلاع چندانی نداشتند و 51 درصد از معلمان از تاثیر فیشور سیلنت اظهار بی اطلاعی کرده اند. در ارتباط با آگاهی از نقش فلوراید نیز حدود 80 درصد معلمان از نقش فلوراید در مقاوم ساختن مینای دندان و نقش ضد باکتری فلوراید مطلع بودند ولی اکثر آنها نقش فلوراید را در ترمیم پوسیدگیهای اولیه موثر ندانسته و یا اطلاعی در این رابطه نداشتند. طبق نظر اکثر معلمان بهداشت، آموزش بهداشت و معرفی مواد پوسیدگی زا و نظارت هفتگی بر استفاده از دهانشویه فلوراید در مدارس انجام میشود ولی نظارت روزانه بر بهداشت دهان و ارجاع منظم دانش آموزان به دندانپزشک در مدارس کمتر انجام میگیرد. 90 درصد معلمان دوست و فامیل را به عنوان منبع اول و دندانپزشک (28 درصد) و رادیو و تلویزیون (13 درصد) را به عنوان منابع آخر اطلاعاتی ذکر کرده اند. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که معلمان شناخت نسبی از روشهای رایج پیشگیری از پوسیدگی دارند ولی نسبت به نقش فلوراید و فیشور سیلنت آگاهی کمتری دارند و نیازمند آموزش مفید و موثر جهت بدست آموردن آگاهی لازم و کافی در این زمینه هستند. و اکثر معلمان خواستار اجرای برنامه های آموزش بهداشت در مدارس به ویژه بهداشت دهان و دندان بوده اندنگرش مثبتی هم نسبت به امر آموزش صحیح خود و انتقال این آموزشها به دانش آموزان نشان داده اند. معلمان بهداشت نیز در مقایسه با سایر معلمان از سطح آکاهی بالاتری برخوردار نبودند

و شناخت آنها نیز تقریبا در حد سایر معلمان مدارس بود.

با توجه به مطالب یاد شده،این پژوهش با هدف بررسی میزان آگاهی معلمان مقطع ابتدایی از اصول تعلیم وتربیت دراستان کردستان به منظور ارائه ی الگویی مناسب جهت ارتقائ سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت می باشد.به علاوه وجود یا عدم وجود تفاوت معنادار بین میزان آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت بر حسب متغیرهای مانند سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه تدریس مورد بررسی قرار گرفته است.به منظور دستیابی به اهداف یاد شده طی اجرای پژوهش ،به سؤالهای زیر پاسخ داده شد.

  1. میزان آگاهی معلمان مقطع ابتدایی از اصول تعلیم وتربیت چگونه است؟
  2. آیا تحصیلات دانشگاهی معلمان مقطع ابتدایی بر میزان آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت تاثیر دارد؟
  3. آیا سابقه تدریس معلمان مقطع ابتدایی بر میزان آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت تاثیر دارد؟
  4. آیا رشته تحصیلی معلمان مقطع ابتدایی بر میزان آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت تاثیر دارد؟

 

روش اجرای پژوهش

این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی است و با توجه به هدف وسؤالهای اساسی مطرح شده در این مطالعه، روش انجام پژوهش زمینه ای بوده که در خلال آن به سنجش تأثیر برخی از ویژگیهای معلمان بر میزان آگاهی از اصول تعلیم وتربیت وتحلیل آن پرداخته شده است.

جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی مشغول به تدریس در سال تحصیلی 89-88 می باشد که شامل 7262 نفر که از این تعداد4008 نفر مرد 3254 نفر زن می باشد. برای انتخاب تعداد نمونه از جدول تصادفی مورگان استفاده شد بر اساس جدول مورگان برای جامعه 7262 نفر می بایست 370 نفر نمونه انتخاب شود و از آنجایی که جامعه ما شامل دو طبقه زن ومرد می باشد و نسبت این طبقات با هم برابر نیست لذا بر اساس همین نسبت (55% مرد و 45% زن)انتخاب شدند و در نهایت 203 نفر معلم مرد و167 نفر معلم زن انتخاب شدند.در این پژوهش نمونه ها از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده از مناطق مختلف استان کردستان انتخاب شدند.بدین ترتیب که ابتدا 2 شهرستان در مرکز استان ،2شهرستان در شرق و 2 شهرستان در غرب استان ودر هر شهرستان نیز 5 مدرسه دخترانه و5 مدرسه پسرانه وسرانجام از میان معلمان این مدارس ، افراد نمونه انتخاب وابزار پژوهشی برای آنان اجرا شد.

در این پژوهش برای گردآوری داده ها ازابزار پرسشنامه به شرح زیر استفاده شد:

فرم پرسشنامه حاوی 40 سؤال محقق ساخته از نوع چهار گزینه ای بود که بر اساس مؤلفه ها و مباحث مربوط به اصول تعلیم وتربیت تدوین گردید که روایی صوری ومحتوایی آن را اساتید محترم راهنما ومشاور و اساتید دانشگاه تأیید کردند.پایایی آزمون با محاسبه ضریب آلفای کرانباخ، 80% به دست آمد که برای تمام افراد نمونه به اجرا در آمد وپس از اجرا جمع آوری گردید.

به منظور تحلیل داده های پژوهش از دو شیوه آماری توصیفی واستنباطی استفاده شد . در تحلیل توصیفی با استفاده از جدولهای توزیع فراوانی،درصد فراوانی،میانگین و دراستنباطی از آزمون تحلیل واریانس،آزمونt وضریب همبستگی پیرسون استفاد ه شدو به وسیله  نرم افزار spss داده ها تجزیه وتحلیل شدند.

 

یافته های پژوهش

سؤال اول: میزان آگاهی معلمان مقطع ابتدایی از اصول تعلیم وتربیت
چگونه است؟

جدول شماره(1)میانگین آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت

گروهها

مولفه ها

فراوانی

میانگین

رشته ی مرتبط

230

98/11

رشته غیر مرتبط

134

54/6

کل

364

7/9

همچنان که نتایج جدول شماره(1) نشان می دهد میانگین میزان آگاهی معلمانی که رشته تحصیلی آنها مرتبط می باشد از میانگین آگاهی معلمانی که رشته تحصیلی غیر مرتبط می باشد بیشتر است .اما در کل بر اساس نتایج این جدول،می توان نتیجه گرفت که میانگین میزان آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت در حد پایینی می باشد

سؤال دوم: آیا تحصیلات دانشگاهی معلمان مقطع ابتدایی بر میزان آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت تاثیر دارد ؟

برای بررسی ازآزمون تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) استفاده شد نتایج این آزمون در جدول شماره (2) ارائه شده است .

 

جدول شماره (2) تفاوت بین سه گروه در میزان آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت

                          مولفه ها

  منبع واریانس

مجموع

مجزورات

درجه

آزادی

میانگین مجزورات

 

F

سطح

معنی داری

بین گروهی

834/137

2

921/68

966/2

05/0

درون گروهی

022/8379

361

211/23

 

 

کل

865/8516

363

 

 

 

 

همچنان که نتایج جدول(2)  نشان می دهد f بدست آمده  (969/2f= ) از f جدول بزرگتر است بنابراین فرض صفر ما مبنی بر عدم تفاوت بین سه گروه دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس در میزان آگاهی در اصول تعلیم و تربیت رد می شود.    (05/0sig=)

برای مشخص شدن اینکه تفاوت میان چه گروههایی وجود دارد از آزمون تعقیبی شفه استفاده شد . نتایج این آزمون در جدول شماره (3) ارائه شده است .

 

جدول شماره(3)تفاوت گروهها در میزان آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت

مولفه ها

گروه ها

 

تفاوت میانگین ها

 

خطای معیار

 

سطح معنی دار

(i)            

(j)

دیپلم

فوق دیپلم

139/1

619/0

158/0

دیپلم

لیسانس

439/1

622/0

05/0

فوق دیپلم    

لیسانس

299/0

614/0

87/0

همچنان که نتایج جدول شماره (3) نشان می دهد فقط تفاوت بین گروه دیپلم و لیسانس در میزان تفاوت آگاهی از اصول تعلیم و تربیت معنی دار است و تفاوت بین گروه دیپلم با فوق دیپلم و فوق دیپلم با لیسانس معنی دار نیست. بدین معنی که معلمان ابتدایی دارای مدرک لیسانس آگاهی بیشتری از اصول تعلیم وتربیت دارند.

سؤال سوم: آیا سابقه تدریس معلمان مقطع ابتدایی بر میزان آگاهی آنها از اصول تعلیم وتربیت تاثیر دارد؟

برای بررسی این سوال از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد نتایج این آزمون در جدول شماره (4) ارائه شده است.

 

جدول شماره(4)رابطه سابقه با میزان آگاهی معلمان از اصول تعلیم وتربیت

                               مولفه ها

N

میزان همبستگی

سطح معنی دار

سابقه با اصول تعلیم و تربیت

364

202/0

000