مقایسه استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارسنجان

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز

چکیده

به منظور مقایسه میزان استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی، تعداد 300 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی استان فارس به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه های استرس شغلی اعضای هیات علمی و شادکامی ذهنی پاناس را تکمیل نمودند. نتایج با استفاده از روشهای آماری t و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی در مقایسه با دانشگاه های دولتی از میزان استرس شغلی بیشتر به ویژه در ابعاد مقررات حاکم، آشفتگی نقش، ارتباط با دانشجو و مسائل رفاهی و مالی برخوردارند. همچنین اعضای هیات علمی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، استرس شغلی بیشتری را تجربه می نمایند. در شاخص های شادکامی ذهنی نیز اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد عاطفه منفی بیشتر و رضایت از زندگی کمتری را گزارش نمودند. لازم است برنامه های مدونی برای ارزیابی مداوم از وضعیت استرس
شغلی و رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن در اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی به عمل آید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparison of work stress & subjective well being between Islamic Azad University & Governmental Universities Staffs

نویسندگان [English]

  • Gh.Reza Chalabianloo 1
  • Behnam Talebi 2
چکیده [English]

In order to comparison of work stress & subjective well being between Islamic Azad University & governmental university staffs,300 staffs of Fars province universities selected by random sampling procedure & completed work stress questionnaire of university staffs & PANAS subjective well being. Data analyzed by t-test & analyze of variance. Results indicated that there are significant differences between groups in work stress scores in favor of Islamic Azad University staffs in sub scales such as current rules, role confusion, relationship with students & financial –welfare. Also Islamic Azad University staffs reported more negative affect & lower life satisfaction. It is necessary that heads of universities will be design evaluating programs for continues evaluation of work stress & work satisfaction & related variables in Islamic Azad University staffs.

کلیدواژه‌ها [English]

  • University Staffs
  • Work Stress
  • Subjective Well Being

 

 

 

 

                       

مقایسه استرس شغلی و شادکامی ذهنی

در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی[1]

 

غلامرضا چلبیانلو[2]

بهنام طالبی [3]

 

چکیده

به منظور مقایسه میزان استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی، تعداد 300 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی استان فارس به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه های استرس شغلی اعضای هیات علمی و شادکامی ذهنی پاناس را تکمیل نمودند. نتایج با استفاده از روشهای آماری t و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی در مقایسه با دانشگاه های دولتی از میزان استرس شغلی بیشتر به ویژه در ابعاد مقررات حاکم، آشفتگی نقش، ارتباط با دانشجو و مسائل رفاهی و مالی برخوردارند. همچنین اعضای هیات علمی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، استرس شغلی بیشتری را تجربه می نمایند. در شاخص های شادکامی ذهنی نیز اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد عاطفه منفی بیشتر و رضایت از زندگی کمتری را گزارش نمودند. لازم است برنامه های مدونی برای ارزیابی مداوم از وضعیت استرس
شغلی و رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن در اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی به عمل آید.

کلمات کلیدی: اعضای هیات علمی، استرس شغلی، شادکامی ذهنی

مقدمه

 ارگان (به نقل از فرسه[4] و زاف[5]، 999 ) معتقد است که وقتی فرد در شرایطی قرار  می گیرد که تحت فشار است و احساس ناراحتی و ناکامی می کند، گفته می شود که وی تحت استرس می باشد. در تعریفی دیگر، استرس به عنوان فرسودگی بدنی و عاطفی درنظر گرفته می شود که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا خیالی به وجود
می آید (کویل [6]، ادواردز، هاننیگان، فوترگیل و بورنارد، 2005). برای فهم بهتر استرس بایستی به سه جز توجه نمود : 1-  بعد فیزیولوژیکی  2-  بعد وقایع و محرک هایی که استرس را به وجود آورده اند 3- بعد ارزیابی شناختی از موقعیت یا استرس های موجود. در اصل امروزه اعتقاد براین است که استرس، ارزیابی شناختی از محرک های پیرامونی و جنبه های فیزیولوژیکی است (بیکر[7]، دمروتی،  دی بوئر وشائوفلی، 2003).

اشتغال یکی از ارکان اصلی هویت یابی انسان ها است. در شرایطی که وضعیت اجتماعی– اقتصادی جامعه به صورتی نیست که افراد، شغل مورد نظر خود را انتخاب کنند و این شغل است که افراد را انتخاب می کند و نه افراد مشاغل را، در نتیجه افراد برای یافتن پاسخی برای سوالات اصلی در مورد هویت خود، تمایلات شخصی را قربانی سرعت عمل در پاسخ دهی به سوالات اصلی هویت یابی اجتماعی خود خواهند نمود. استرس شغلی، می تواند وقتی رخ دهد که تعارضی بین تقاضاهای شغلی و میزان کنترل یک کارمند بر روی این تقاضاها، وجود داشته باشد ( نیوباری – بیرچ[8] و کمالی[9]، 2001). استرس شغلی یکی از رایج ترین پدیده ها در محیط های شغلی دارای روابط بین فردی است (گواریتالت – چالوین[10]، کالیچ من، دمی و پیترسون، 2000). نوع استرس های شغلی، با توجه به محیط های مختلف شغلی، می توانند متفاوت از همدیگر باشند. در محیط های آموزشی نیز به دلیل شرایط خاص این
 محیط ها، استرس های خاصی وجود دارند. در درون سازمان ها عوامل متعددی
می توانند منجر به بروز استرس گردند که از آن جمله می توان به این موارد اشاره نمود (اوساریمه آبه[11]، 2008): عوامل مربوط به سیاست سازمانی (مقررات خشک، نابرابری در پرداخت ها، جابجایی مداوم و ...)، عوامل مربوط به فرایندهای سازمان (ارتباطات ضعیف، بازخورد ضعیف در باره عملکرد و ...)، عوامل مربوط به تشکیلات سازمان (تمرکز بیش از حد در تصمیم گیری،  امکانات اندک برای ارتقا و پیشرفت و ...)، عوامل مادی و فیزیکی (فقدان امکانات فیزیکی مناسب، سر و صدا و گرمای زیاد، آلودگی هوا و ...).

رایت[12] و کروپانزانو[13] (2004) به این نتیجه رسیده اند که مباحث مربوط به سلامت روانی در هیچ دوره ای به اندازه عصر کنونی از اهمیت برخوردار نبوده است. برهمین اساس به دلیل تغییرات چشمگیر و روز افزون در قوانین و ساختارهای اداری و صنعتی و سازمانی، شادکامی ذهنی کارکنان به شدت در معرض آسیب و خطر قرار گرفته است ( کینیونن[14]،گیورتز و مائونو، 2004). توجه به موضوع شادکامی ذهنی کارکنان در تمامی رده ها و سطوح، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چرا که تبعات این موضوع شامل رفتارها، فرایند تصمیم گیری، زندگی اجتماعی، خانوادگی و زناشویی آنها می شود ( وار[15]، 2005). براساس دیدگاه کییس[16]، هیسوم و لوپو (2000) شادکامی ذهنی در ارتباط با محیط های کاری و سازمانی، مربوط به ادراک و ارزیابی کارکنان آن مجموعه از کیفیت زندگی و کیفیت کارکردهای اجتماعی و روانشناختی آنها
می شود. افرادی که شادکامی ذهنی بالایی دارند تصمیم های برتر و بهتری اتخاذ نموده، رفتارهای بین فردی بهتری را بروز می دهند و عملکرد سطح بالاتری را نشان می دهند ( رایت و کروپانزانو، 2004).

در حال حاضر دانشگاه ها به عنوان عامل کلیدی توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری، نقشی حیاتی در امر آموزش سرمایه انسانی ایفا
می کنند. تجزیه و تحلیل عوامل موثر در رشد و توسعه جوامع بشری اعم از پیشرفته و در حال رشد، بیانگر آن است که کارآمد و اثر بخش بودن نظام آموزشی
در هر کشور، به رشد و توسعه همه جانبه آن کشور کمک شایانی می کند. نهاد های آموزشی به این نکته پی برده اند که بدون داشتن نیروی انسانی متعهد و متخصص، قادر نخواهند بود که پاسخگوی نیازهای روزافزون آموزش جامعه خود باشند(مشبکی[17]، 1999). تغییراتی که در طول دو دهه اخیر در سرتاسر جهان
و در موسسات متولی سطوح آموزشی بالا رخ داده است، باعث شده تا ماهیت کار
در این نهادها و موسسات، تغییر یافته و فشار بیشتری بر اساتید این نهاد وارد گردد. (وینفیلد[18]، 2000).

تحقیقات مختلفی که انجام گرفته اند نشان داده اند که برخلاف تصور عموم، معمولا" استرس های شغلی در بین افراد شاغل در محیط های دانشگاهی و بهداشتی، بالاتر از سایر محیط هاست (کوترل[19]، 2001). گیللسپی[20]، والش، وینفیلد، استاف و دئوا (2001) و وینفیلد، گیلپسی، استاف، دئوا و هاپواراچی (2002) نشان دادند که اعضای هیات علمی دانشگاه ها، علی رغم تصور عموم مبنی بر کم استرس بودن شغل شان و با توجه به شرایط خاص حاکم بر دانشگاه ها از قبیل استقلال عمل بیشتر و آزادی بیشتر برای اعضای هیات علمی، در سال های اخیر به دلیل تغییرات صورت گرفته در سیاست های اعمال شده توسط مجموعه مدیریت های کلان در سطح کشورهای جهان و سوق دادن بیشتر آنها به سمت نهادهای غیر دولتی و خصوصی سازی آنها، باعث افزایش سطح استرس های شغلی دراین قشر گردیده است. جکسون[21] و روت من[22] (2006) نیز نشان دادند که در بین اعضای هیات علمی دانشگاه ها، میزان استرس شغلی به دلیل حجم زیاد کار و ویژگی های شغل، بالا است. بر همین اساس، این افراد استرس شغلی و بیماری های جسمی و روانی بیشتری داشته و تعهد سازمانی کمتری را تجربه می کنند. ابوسریه[23] (1996) نشان داد که اصلی ترین منبع استرس شغلی اعضای هیات علمی، شغل این گروه است. پس از آن تقاضاهای خانوادگی، فشار زمانی، مشکلات مالی، ارتباط با دیگران منابع دیگر استرس شغلی آنان است. دلایل اصلی ایجاد فشار در محیط کار نیز شامل انجام تحقیقات، محدودیت های زمانی، ارتباط با دیگران، تدریس، بورکراسی و تقاضاهای دانشجویان بودند. فیشر [24](1994) نیز معتقد است که اعضای هیات علمی به دلیل تعدد نقش های اجتماعی خود از قبیل تدریس، تحقیق، ارائه مقاله و شرکت در سمینارها، راهنمایی دانشجویان و ... تنشی پیچیده و چند جانبه را تجربه می نمایند.

وینفیلد و همکاران (2003) با انجام پژوهشی بر روی اعضای هیات علمی 17 دانشگاه کشور استرالیا، نشان دادند که اعضای هیات علمی دانشگاه ها از سلامت عمومی کمتری برخوردار هستند. به ویژه این که آنها در پژوهش خود دانشگاه ها را از نظر قدمت به سه دسته دانشگاه های جدید، میان سال و قدیمی تقسیم نمودند و نتایج ارزیابی آنها نشان داد که اعضای هیات علمی دانشگاه های تازه تاسیس و جدید در مقایسه با دو گروه دیگر، از وضعیت سلامت روانی کمتری برخوردارند. در اوایل دهه 1990 پژوهش گسترده ای در فاصله سال های 1993 – 1991 بر روی اعضای هیات علمی دانشگاه های 14 کشور انجام گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که استرس ناشی از  تغییرات مربوط به آئین نامه های ارتقا  و تلاش برای رسیدن به درجه استادی در بین اعضای هیات علمی این دانشگاه ها بسیار بالا بود. اصلی ترین عامل نارضایتی شغلی گزارش شده مربوط به مدیریت دانشگاهی و شیوه های نادرست مدیریت کلان در دانشکده ها و دانشگاه ها بود ( آلتباچ[25]، 1996). موسترت[26]، روت من، موسترت و نل (2008) با انجام پژوهشی بر روی اعضای هیات علمی دانشگاه ها دریافتند که تمامی شاخص های مربوط به استرس شغلی، از جمله ارتباط با همکاران، کنترل بر شغل، ویژگی های شغل و حجم کار رابطه معناداری با وضعیت منفی بهداشت و سلامت جسمانی داشته و سلامت جسمانی نیز رابطه معناداری با غیبت از کار دارد.

مجموع پژوهش های انجام شده نیز نشان داده اند که در بین اعضای هیات علمی دانشگاه ها، زنان در مقایسه با مردان، استرس های شغلی بیشتری را تجربه می نمایند (بلیکس[27]، کروئیس، میشل و بلیکس، 1994). پژوهش ها نشان داده اند که عمده ترین منبع کاهش رضایت شغلی در زنان، تعارض نقش و ابهام نقش می باشد (دنیلز[28] و گاپپی[29]، 1994). اما تحقیقات دیگر نیز تفاوتی را بین دو جنس نشان ندادند (وینفلید و همکاران، 2003؛  وینفیلد و همکاران، 2001).

از آن جایی که دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ایران تحت نظارت و پوشش نهاد های متفاوتی قرار دارند، لذا در کنار تشابهاتی که در برخی زمینه ها و قوانین حاکم بر آنها وجود دارد، وجود پاره ای از اختلافات نیز اجتناب ناپذیر می باشد. با عنایت به وجود تفاوت هایی در سیستم مدیریتی و برخی قوانین حاکم بر دانشگاه های آزاد اسلامی و دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم تحقیقات و فن آوری، ضروری به نظر می رسد که این موضوع مورد بررسی بیشتری قرار گیرد که آیا میزان استرس شغلی و نوع آن در بین اعضای هیات علمی این دو دانشگاه تفاوت های
معنی داری با همدیگر دارند؟ همچنین این مساله که میزان شادکامی ذهنی اعضای هیات علمی این دو دانشگاه چه تفاوت هایی با همدیگر دارند؟ می تواند موضوع پژوهشی مطلوبی باشد.

 

روش تحقیق

 از آن جایی که هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی می باشد، در نتیجه پژوهش حاضر علی - مقایسه ای و از نوع پسرویدادی است.

جامعه، نمونه و روش نمونه گیری:

 جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه اعضای هیات علمی شاغل در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی استان فارس بودند. از جامعه فوق نمونه ای به حجم تقریبی 750 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس، از بین دانشگاه های آزاد اسلامی ارسنجان، مرودشت،‌ شیراز، کازرون،‌ جهرم، فیروزآباد و فسا و دانشگاه های دولتی شیراز، پیام نور شیراز، دانشگاه صنعتی شیراز و دانشگاه داراب انتخاب شدند. از تعداد 405 پرسشنامه عودت داده شده، تعداد 87 پرسشنامه به صورت ناقص پاسخ داده شده بود که در نتیجه حذف گردیده و 318 پرسشنامه کامل و قابل بررسی بودند. از 318 پرسشنامه، 166پرسشنامه مربوط به اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی بوده و 152 پرسشنامه مربوط به اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد بود. برای برابری تعداد پرسشنامه ها و نمونه های انتخاب شده، تعداد 16 پرسشنامه از بین پرسشنامه های مربوط به اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و 2 پرسشنامه متعلق به اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد به صورت تصادفی حذف گردید تا در نهایت، اطلاعات بر مبنای 300 پرسشنامه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. لازم به یادآوری است که مبنای انتخاب نمونه مورد نظر، دارا بودن حداقل مدرک فوق لیسانس،‌حداقل سه سال اشتغال به صورت استخدام رسمی تمام وقت در دانشگاه ها (افراد مدعو و حق التدریس یا هیات علمی نیمه وقت شامل جامعه آماری نمی گردید) و فعالیت به عنوان عضو هیات علمی آموزشی بود. از نظر ترکیب جنسیتی نیز، تعداد 238 نفر مرد (33 / 79 درصد) و 62 نفر زن (66 / 20 درصد) بودند. از نظر تحصیلاتی نیز، تعداد 117 نفر دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و یا دانشجوی دکتری (39 درصد ) و 183 نفر دارای تحصیلات دکتری (61 درصد) بودند. حداقل مدت استخدام، 3 سال و حداکثر 33 سال بودند.

 

ابزارهای پژوهش

1-  پرسشنامه استرس شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه: چون مقوله استرس شغلی وابستگی به شرایط خاص شغلی دارد، لذا هر پرسشنامه ای، مناسب ارزیابی آن در یک شغل خاص نمی باشد. از آن جایی که مقوله استرس اعضای هیات علمی دانشگاه ها چندان مورد توجه قرار نگرفته است و اگر هم اندک نگاهی به آن شده، شرایط خاص دانشگاه های مختلف مدنظر قرار نگرفته است، ‌لذا پرسشنامه ای که میزان و نوع استرس های شغلی این طیف را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد، وجود نداشت. با توجه به این موضوع، با در نظر گرفتن شرایط شغلی و استرس های احتمالی موجود در این حرفه، ‌اقدام به تهیه پرسشنامه محقق ساخته گردید. برای تهیه این پرسشنامه، ابتدا با مراجعه حضوری به حدود 50 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها ( 28 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و 22 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی)، پس از توضیح مفهوم استرس شغلی و هدف پژوهش، از آنها خواسته شد تا اصلی ترین مشکلات و استرس های شغلی خود را روی برگه ای یادداشت نموده و در اختیار محققین قرار دهند. پس از جمع آوری برگه ها و آگاهی از موارد مورد اشاره و همچنین مرور منابع قبلی، فراوانی تکرار هر یک از عوامل استرس زا مشخص و استخراج گردید و براساس فهرست حاصل، مهم ترین عوامل استرس زای اعضای هیات علمی دانشگاه ها تعیین شد. در مرحله بعد، سوالاتی جهت ارزیابی هر یک از این عوامل تهیه شده و پرسشنامه ای با 75 سوال تنظیم گردید. پرسشنامه مذکور به 5 نفر از متخصصان روانشناسی و علوم تربیتی ارائه شد تا سوالات را از نظر شاخص های روانسنجی مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند. بر اساس پیشنهادات حاصل، تعداد 15 سوال از پرسشنامه حذف و یا در سوالات دیگر ادغام گردید.

پس از ایجاد تغییرات مذکور، پرسشنامه 60 سوالی تهیه شده بر روی 73 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی که مایل به تکمیل آن بودند، به صورت مقدماتی اجرا شد تا تغییرات احتمالی و نقایص پرسشنامه برطرف شود. براساس نتایج حاصل و بر مبنای همبستگی هر سوال با نمره کل ‌و آماره های توصیفی حاصل، تعداد 5 سوال دیگر نیز حذف گردید و فرم نهایی پرسشنامه با 55 سوال تهیه شده و آماده اجرای نهایی گردید.

از آنجاییکه امکان دسترسی وهمکاری اعضای هیات علمی دانشگاه ها بسیار دشوار بود، لذا براساس نظر متخصصین مربوطه، بنا گردید اعتبار و پایایی پرسشنامه به صورت همزمان با اجرای نهایی آن [30] مورد استفاده قرار گیرد. لذا پرسشنامه استرس شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه ها بر روی 318 نفر نمونه نهایی پژوهش اجرا گردید. پس از اجرا و با محاسبه همبستگی هر سوال با نمره کل و بر مبنای آماره های توصیفی، مجددا" 5 سوال دیگر نیز حذف گردید و پرسشنامه با 50 سوال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.جهت بررسی  اعتبار سازه ای پرسشنامه از روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس استفاده شد. براساس درصد نسبی واریانس کل تبیین شده توسط عوامل دارای ارزش ویژه بالاتر از یک و با توجه به نمودار اسکری حاصل از انجام تحلیل، نتایج 6 عامل را به عنوان مهم ترین عوامل مورد ارزیابی توسط این پرسشنامه نشان دادند. جدول شماره 1، نتایج مربوط به ارزش ویژه عوامل حاصل و واریانس هر عامل را نشان می دهد.

 

                 جدول1: درصد واریانس تبیین شده توسط عوامل

عامل

ارزش ویژه

واریانس

درصد نسبی

عامل اول

62/17

89/33

89/33

عامل دوم

78/13

51/26

40/60

عامل سوم

47/2

76/4

16/65

عامل چهارم

31/2

45/4

62/69

عامل پنجم

14/2

12/4

74/73

عامل ششم

10/2

03/4

78/77

 

به منظور تعیین این که هر سوال مربوط به چه عاملی از استرس شغلی است، از روش چرخش واریماکس استفاده گردید. با بررسی محتوای سوالات قرار گرفته بر روی هر عامل، عوامل مربوط به این پرسشنامه به ترتیب به این صورت نام گذاری گردیدند: عامل اول یا  شیوه ارزیابی و مقررات حاکم،عامل دوم یا آشفتگی نقش، عامل سوم یا میزان تسلط علمی،عامل چهارم یا شیوه ارتباط با دانشجو،عامل پنجم یا مسائل مالی و رفاهی، عامل ششم یا شیوه ارتباط با همکاران.

برای ارزیابی ثبات درونی پرسشنامه نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید که به ترتیب ضرایب 93/0، 93/0، 95/0، 89/0، 90/0 و 87/0 برای عوامل به دست آمد. بدیهی است آلفای کل پرسشنامه نیز 91/0 به دست آمد.

2- پرسشنامه شادکامی ذهنی پاناس (PANAS ):این پرسشنامه برای اولین بار توسط واتسون[31]، کلارک[32] و تلگن[33] (1988) با عنوان « مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی » ساخته شد که بعدها با اضافه شدن مقیاس رضایت کلی از زندگی،‌به عنوان مقیاس شادکامی ذهنی شهرت یافت. نسخه اولیه پرسشنامه برای هر یک از ابعاد عاطفه مثبت و منفی دارای 10 آیتم بود که در ادامه 5 سوال نیز به عنوان شاخص های رضایت کلی از زندگی به آنها اضافه گردید. آلفای کرونباخ مقیاس در مطالعه اولیه 88/0 گزارش گردید (واتسون و همکاران، 1988). در ایران نیز بخشی پور و دژکام (1384) ضمن تائید ساختار عاملی پرسشنامه، ضریب آلفای آن را برای هر یک از خرده  مقیاس ها 87/0 محاسبه نموده اند.

 

یافته ها

میزان و نوع استرس های شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی با استفاده از روش t گروه های مستقل مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. جدول شماره 2، نتایج مربوط به مقایسه میزان استرس شغلی کلی و انواع آن را در بین دو گروه نمونه نشان می دهد. لازم به ذکر است مفروضه یکسانی واریانس ها توسط آزمون لون مورد ارزیابی قرار گرفت و تعدیل های لازم بر روی درجه آزادی، با استفاده از این آزمون اعمال گردید.

 

جدول2: مقایسه میزان استرس شغلی و مولفه های آن در بین

اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و آزاد

 

نوع استرس شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

t

Df

Sig.

استرس

 کلی

دانشگاه های آزاد

99/ 167

87/ 4

07/ 6

39/143

01 /0

دانشگاه های دولتی

69/ 104

33/23

شیوه ارزیابی

و مقررات حاکم

دانشگاه های آزاد

59/ 23

98/ 0

96/41

79/ 152

001/0

دانشگاه های دولتی

45/ 5

10 /5

آشفتگی

نقش

دانشگاه های آزاد

64/ 30

44/2

92/ 33

43/ 177

001/0

دانشگاه های دولتی

66/ 10

67/6

تسلط

علمی

دانشگاه های آزاد

48/ 12

80/ 2

23/4

82/ 200

N

دانشگاه های دولتی

53/ 10

83/ 4

ارتباط

 با دانشجو

دانشگاه های آزاد

73/ 58

75/ 2

88/35

32/ 155

001/ 0

دانشگاه های دولتی

76/ 19

76/ 12

مسائل

 رفاهی و مالی

دانشگاه های آزاد

76/12

23/1

46/ 18

10 / 165

001 /0

دانشگاه های دولتی

97/ 5

25/ 4

ارتباط

با همکاران

دانشگاه های آزاد

98/ 7

29/ 1

55 /2

08/237

N

دانشگاه های دولتی

47/ 6

04/ 2

 

نتایج جدول فوق نشان می دهد که اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی، میزان استرس شغلی بیشتری به ویژه در زمینه های شیوه ارزیابی و مقررات حاکم، آشفتگی نقش، شیوه ارتباط با دانشجو و مسائل رفاهی و مالی،در مقایسه با اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی تجربه می نمایند.

برای مقایسه دو جنس در زمینه استرس شغلی نیز از روش t گروه های مستقل استفاده شد که نتایج در جدول شماره 3 ارائه شده است.

 

جدول 3: مقایسه دو جنس در میزان و انواع استرس شغلی

 

نوع استرس شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

t

Df

Sig.

استرس کلی

مذکر

37/ 133

1/ 8

25/ 1

298

N

مونث

15/ 148

5/ 11

شیوه ارزیابی

و مقررات حاکم

مذکر

43/14

73/ 9

26/ 1

298

N

مونث

01/ 16

81/ 9

آشفتگی نقش

مذکر

37/ 20

27/ 11

65/ 1

298

N

مونث

73/22

69/ 10

تسلط علمی

مذکر

18/ 19

12/ 10

85/ 1

298

05 /0

مونث

55/ 21

77/ 9

ارتباط با دانشجو

مذکر

00/ 39

92/21

30/ 1

298

N

مونث

58/ 42

29/ 20

مسائل رفاهی و مالی

مذکر

27/9

56/ 4

37/ 1

298

N

مونث

08/ 10

60/ 4

ارتباط با همکاران

مذکر

73/ 5

72/ 2

87/0

298

N

مونث

03/6

03/ 3

 

نتایج جدول فوق نشان می دهد که بین دو جنس در میزان کل استرس شغلی و زمینه های مختلف آن تفاوت معنی داری وجود ندارد، تنها استثناء در این میان مربوط به استرس تسلط علمی می باشد. در این شاخص، اعضای هیات علمی مونث به صورت معنی دار در مقایسه با اعضای هیات علمی مذکر، استرس بیشتری را گزارش
نموده اند.

برای بررسی نقش تعدیل کننده احتمالی جنسیت در تجربه میزان کلی استرس شغلی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و آزاداسلامی از روش تحلیل واریانس استفاده شد که نتایج مربوط به آن در جدول شماره  4 ارائه شده است.

 

جدول 4: مقایسه میزان استرس شغلی کلی اعضای هیات علمی

دانشگاه های دولتی و آزاد برحسب جنسیت

 

منبع

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

Sig.

گروه

024/ 678056

1

024/678056

415/1259

001/0

جنسیت

16/208

1

16/208

38/0

N

گروه * جنسیت

03/1

1

03/1

002/0

N

 

نتایج جدول فوق نشان می دهد که جنسیت اثر تعدیل کننده ای بر تجربه میزان کلی استرس شغلی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی نداشته است.

با توجه به تفاوت مدرک تحصیلی اعضای هیات علمی ( فوق لیسانس و دکتری )، میزان استرس شغلی برحسب نوع مدرک تحصیلی نیز در بین اعضای هیات علمی با استفاده از روش t گروه های مستقل مورد مقایسه قرار گرفت که نتایج آن در جدول شماره 5 نشان داده شده است.

جدول 5- مقایسه میزان استرس شغلی در بین مدارج تحصیلی مختلف در کل نمونه

 

نوع استرس شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

t

Df

Sig.

استرس کلی

کارشناسی ارشد

84/ 149

38/8

93/ 2

298

001/ 0

دکتری

19/ 118

32/10

شیوه ارزیابی و مقررات حاکم

کارشناسی ارشد

84/ 17

94/ 8

14/ 7

298

001/ 0

دکتری

18/ 10

18/9

آشفتگی نقش

کارشناسی ارشد

48/ 24

25/ 10

28/7

298

001/ 0

دکتری

60/15

34/ 10

تسلط علمی

کارشناسی ارشد

19/ 23

05/ 9

92/ 7

298

001/ 0

دکتری

58/ 14

33/ 9

ارتباط با دانشجو

کارشناسی ارشد

40/ 46

87/ 19

96/1

298

N

دکتری

91/ 45

12/ 20

مسائل رفاهی و مالی

کارشناسی ارشد

76/ 10

17/ 4

34/ 6

298

001/ 0

دکتری

51/7

51/ 4

ارتباط با همکاران

کارشناسی ارشد

76/ 6

56/ 2

19/ 1

298

N

دکتری

01/6

67/ 2

 

همان گونه که جدول فوق نشان می دهد اعضای هیات علمی دارای مدرک کارشناسی ارشد در مقایسه با اعضای هیات علمی دارای مدرک دکتری، در زمینه میزان کلی استرس شغلی و همچنین شاخص های مربوط به شیوه ارزیابی، آشفتگی نقش، تسلط علمی و مسائل رفاهی و مالی  میزان استرس بیشتری را تجربه نموده اند.

 برای بررسی اثر تعاملی مدرک تحصیلی و گروه در زمینه میزان کلی استرس شغلی، از روش تحلیل واریانس استفاده شد که نتایج مربوط به آن در جدول شماره 6 نشان داده شده است.

 

جدول 6 – مقایسه میزان استرس شغلی کلی اعضای هیات علمی

دانشگاه های دولتی و آزاد برحسب مدرک تحصیلی

 

منبع

مجموع مجذورات

درجه آزادی

F

Sig.

گروه

54/652766

1

45/1232

001/0

مدرک تحصیلی

53/1486

1

80/21

01/0

گروه * مدرک

15/878

1

65/1

N

نتایج جدول فوق نشان می دهد که مدرک تحصیلی اثر تعدیل کننده ای بر تجربه میزان کلی استرس شغلی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی نداشته است.

در همین راستا میزان شادکامی ذهنی با استفاده از روش t گروه های مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. جدول شماره 7، نتایج مربوط به شادکامی ذهنی را در مورد دو گروه نمونه نشان می دهد.

 

جدول 7- مقایسه دو گروه در مولفه های شادکامی ذهنی

 

نوع استرس

شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

T

Df

Sig.

عاطفه منفی

دانشگاه های آزاد

95/ 8

03/ 2

02/ 4

298

001 /0

دانشگاه های دولتی

88/ 7

56/2

عاطفه مثبت

دانشگاه های آزاد

42/ 23

05/ 3

79/ 0

298

N

دانشگاه های دولتی

71/ 23

33/ 3

رضایت از زندگی

دانشگاه های آزاد

41/ 29

03/ 2

09/ 11

298

001/ 0

دانشگاه های دولتی

91/ 31

85/ 1

 

نتایج جدول فوق نشان می دهد که اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی در مقایسه با اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی، میزان عاطفه منفی بیشتر و میزان رضایت از زندگی کمتری را تجربه نموده اند.

جدول شماره 8، نتایج حاصل از مقایسه دو جنس در سطح کل نمونه در زمینه شادکامی ذهنی را نشان می دهد.

 

جدول 8- مقایسه دو جنس در مولفه های شادکامی ذهنی در کل نمونه

 

نوع استرس شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

t

Df

Sig.

عاطفه منفی

مذکر

62/ 8

41/ 2

10/ 2

298

05 /0

مونث

98/ 7

19/ 2

عاطفه مثبت

مذکر

73/ 23

26/ 3

50/ 1

298

N

مونث

12/ 23

96/ 2

رضایت از زندگی

مذکر

62/ 30

38/ 2

12/ 0

298

N

مونث

59/ 30

14/ 2

نتایج جدول فوق نشان می دهد که در سطح کل نمونه،‌تنها در مولفه عاطفه منفی، ‌اعضای هیات علمی مذکر در مقایسه با اعضای هیات علمی مونث، به صورت
معنی دار تجربه بیشتری را در این زمینه داشته اند.

جدول شماره 9 نیز، نتایج حاصل از مقایسه اعضای هیات علمی دارای مدرک فوق لیسانس و دکتری در سطح کل نمونه در زمینه شادکامی ذهنی را نشان می دهد.

 

جدول 9 – مقایسه مولفه های شادکامی در بین اعضای هیات علمی با مدارک مختلف

 

نوع استرس شغلی

گروه

میانگین

انحراف معیار

t

Df

Sig.

عاطفه منفی

فوق لیسانس

54/ 8

20/ 2

95 / 0

298

N

دکتری

27 / 8

59/2

عاطفه مثبت

فوق لیسانس

36/ 23

21/ 3

36 / 1

298

N

دکتری

87/ 23

12/ 3

رضایت از زندگی

فوق لیسانس

36 / 30

06/ 2

40 / 2

298

05/ 0

دکتری

01/ 31

61/ 2

 

همان گونه که جدول فوق نشان می دهد اعضای هیات علمی دارای مدرک کارشناسی ارشد، رضایت از زندگی کمتری دارند.

 

بحث و نتیجه گیری

همان گونه که نتایج این پژوهش نشان داد، اعضای هیات علمی دانشگاه ها
علی رغم تصور عمومی مبنی بر کم استرس بودن این شغل، استرس های شغلی خاص خود را تجربه می نمایند. در این بین نیز، نتایج نشان داد که اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی در مقایسه با اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی، به صورت معنادار استرس شغلی کلی بیشتری را گزارش نموده اند. در بین شاخص های مربوط به استرس شغلی، در زمینه شیوه ارزیابی و مقررات حاکم، اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی تفاوت بسیار چشمگیری را با اعضای هیات علمی
دانشگاه های دولتی نشان داده اند. این نتایج به وضوح گویای تفاوت بارز در قوانین حاکم بر این دو محیط دانشگاهی بوده و یا احتمالا" در صورت برابری کلیه قوانین حاکم بر این دو نهاد دانشگاهی، تفاوت در شیوه اجرا و اعمال قوانین را نشان می دهد؛ به نحوی که مجموعه قوانین موجود در زمینه ارزیابی اعضای هیات علمی و یا شیوه مدیریت و اجرای آئین نامه های موجود، برای اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی به شدت استرس زا می باشد.در همین راستا، مظفری و صادقی بروجردی (1383) نشان دادند که سیستم مدیریتی دانشگاه ها، اصلی ترین منبع ایجاد استرس شغلی می باشند. با توجه به این که اعضای هیات علمی دانشگاه ها همگی افراد تحصیل کرده و سرآمدهای جامعه هستند، لذا شیوه برخورد با آنها و حتی نحوه مدیریت بر این قشر، چالش های خاصی را می طلبد که بایستی در نحوه گزینش مدیران و حتی ابلاغ آئین نامه های مربوطه، توجه کافی به این اصل صورت گیرد.

در زمینه عامل آشفتگی نقش نیز، یافته ها نشان می دهد که علی رغم گذشت بیش از ربع قرن از تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی، هنوز تعریف مشخصی از جایگاه هیات علمی در این نهاد در مقایسه با دانشگاه های دولتی وجود ندارد. در این خصوص
می توان به نتایج حاصل از تحقیقات شفیعی سروستانی (1370) اشاره نمود که مشکلات مربوط به احساس عدم منزلت اجتماعی براساس سیستم انتظارات، و فقدان ارزش اجتماعی- حرفه ای در اعضای هیات علمی را مورد توجه قرار داده اند. در همین خصوص، چنان که قبلاً نیز گفته شد شاید یکی از اصلی ترین دلایل استرس شغلی در اعضای هیات علمی در زمینه آشفتگی نقش، مربوط به انتظارات متفاوت موجود از آنهاست. به این ترتیب که اعضای هیات علمی بایستی همزمان وظایف و نقش های متفاوتی از قبیل پژوهش، آموزش، سخنرانی و ... را انجام دهند واین موضوع منجر به تجربه استرس شغلی در این گروه می گردد. این موضوع همان
نکته ای است که فیشر (1994) بدان اشاره نموده است. بدیهی است در محیط های آموزشی، فشار موجود مبنی بر انجام تحقیقات و انتشار مقالات علمی مختلف، بدون فراهم سازی و بستر سازی های مناسب در این زمینه، می تواند منجر به ایجاد تنش در محیط های شغلی گردد. از دلایل دیگر وجود به آشفتگی نقش در اعضای هیات علمی دانشگاه ها، می توان به سلیقه مدار بودن سیستم های ارزیابی در کشور اشاره نمود.

بالاترین استرس شغلی در بین شاخص های مختلف استرس شغلی را، ارتباط با دانشجو ایجاد نموده است. به نحوی که اختلاف بسیار زیادی بین اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی در این زمینه وجود دارد. شاید یکی از دلایل بارز چنین موضوعی، مربوط به تعداد پذیرش بالای دانشجویان در دانشگاه های آزاد و به تبع آن گستردگی و تنوع بسیار زیاد در سطح فرهنگی، ذهنی – شناختی و رفتاری دانشجویان پذیرش شده می باشد که در نتیجه اختلاف های زیادی در نوع رفتار دانشجویان و برخورد های اجتماعی آنها ایجاد می شود. در مقابل، اعضای هیات علمی بایستی به مهارت های ارتباطی بالایی مجهز باشند تا بتوانند ظرفیت های سازشی با تقاضاها و رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مختلف را داشته باشند. با توجه به تفاوت های فردی اعضای هیات علمی، وجود مشکل در نحوه ارتباط با دانشجو نیز قابل پیش بینی
می باشد. براساس دیدگاه های حاکم، از اعضای هیات علمی دانشگاه ها انتظار می رود در کنار تلاش در راستای آموزش مبانی نظری و عملی دانش تخصصی هر یک از شاخه های علوم به دانشجویان خود، بتوانند هم مشارکت اجتماعی – علمی بالایی را در قالب پروژه های تحقیقاتی و مقالات علمی با آنها داشته و روحیه تعامل اجتماعی را در دانشجویان پرورش دهند و هم این که به عنوان یکی از نزدیک ترین افراد به دانشجویان در نقش یک مشاور و راهنما، راه گشای بسیاری از چالش های زندگی و مشکلات آنها نیز باشند. اما متاسفانه علی رغم این انتظارات، موانعی در این مسیر وجود دارد که از جمله آنها می توان به مشکلات فرهنگی و محدودیت های موجود در زمینه میزان ارتباط های حداقلی با دانشجویان، شغل های مختلف و یا میزان
تدریس های زیاد در دانشگاه های مختلف توسط اساتید برای رفع کمبودهای مالی و در نتیجه نداشتن فرصت کافی برای پاسخگویی به سوالات اشاره نمود.

شاخص دیگر، مسائل رفاهی و مالی می باشد که این عامل، در مقایسه با
تفاوت های مشاهده شده در سایر شاخص ها، تا حدودی کمتر می باشد . این موضوع نیز به وضوح ناشی از تفاوت های موجود در میزان حقوق و درآمد ها و مزایای اعضای هیات علمی دانشگاه ها می باشد. در کنار این موضوع نیز امکانات رفاهی از قبیل اناق کار اختصاصی، کامپیوتر، یا امکانات جانبی از قبیل امکانات ورزشی،
باشگاه های رفاهی و ... برای اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد، بسیار کم و محدود است. انتظارات اجتماعی موجود در خصوص شیوه و سبک زندگی و
هزینه های آن  از قبیل محل زندگی، نوع پوشاک، مسافرت ها و ... نوعی عدم تعادل بین میزان درآمد و مخارج بایسته زندگی در اعضای هیات علمی دانشگاه ایجاد
می نماید. نتایج پژوهش حاضر از نظر نوع استرس زاهای شغلی در اعضای هیات علمی دانشگاه ها با نتایج حاصل از پژوهش جکسون و رویت من (2006)، وینفیلد و همکاران (2003)، گیللپسی و همکاران (2001)، وینفیلد و همکاران (2002)، وینفیلد (2000)، هیرش و اللیس (1996)، ابوسریه (1996) هم راستا می باشد.

در مورد تفاوت های جنسیتی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تنها در شاخص تسلط علمی، اعضای هیات علمی مونث در مقایسه با اعضای هیات علمی مذکر، میزان استرس شغلی بیشتری را تجربه می نمایند. شاید یکی از دلایل بارز چنین موضوعی، مربوط به اعتماد به نفس و عزت نفس اعضای هیات علمی مونث باشد که براساس تحقیقات مختلف انجام شده، زنان در مقایسه با مردان، از عزت نفس و خودباوری کمتری برخوردارند. به نظر می رسد که ریشه این مشکل در شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جوامع می باشد.در مجموع بررسی به عمل آمده نشان داد که جنسیت تعامل معناداری با نوع دانشگاه محل کار افراد در زمینه تجربه انواع استرس شغلی ندارد. لذا نتایج پژوهش حاضر در این زمینه هم راستا با نتایج بلیکس و همکاران (1994)، دنیل و گاپپی (1994) می باشد.

از دیگر یافته های پژوهش این بود که در سطح اعضای هیات علمی، اعضای هیات علمی دارای مدرک کارشناسی ارشد در مقایسه با اعضای هیات علمی دارای مدرک دکتری، استرس شغلی بیشتری را تجربه می نمایند.با توجه به تفاوت های موجود در میزان حقوق دریافتی و جایگاهی که اعضای هیات علمی با مدرک دکتری در ساختار اداری دارند، وجود استرس شغلی در اعضای هیات علمی دارای مدرک کارشناسی ارشد قابل پیش بینی است.

همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در بین اعضای هیات علمی
دانشگاه های دولتی و آزاد،  اساتید دانشگاه های آزاداسلامی، عاطفه منفی بیشتر و رضایت از زندگی کمتری را تجربه می نمایند. اما در زمینه عاطفه مثبت، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. این یافته کاملا" در راستای نتایج حاصل از بخش استرس شغلی دراین پژوهش می باشد، به نحوی که چنان چه یافته های تیترلیت و همکاران (2005)، وینفیلد و همکاران (2003)،  و سیو (2002) نشان داده است، هر چه میزان استرس شغلی افراد افزایش پیدا کند، میزان شادکامی ذهنی و به تبع آن،رضایت از زندگی آنها کاهش می یابد. یافته های این پژوهش در این زمینه، هم راستا با یافته های موسترت و همکاران (2008) و همپ (2004)  می باشد.

در مجموع یافته های این پژوهش، نشان می دهد که برخلاف انتظارات و رسالت متصور بر این قشر جامعه که وظیفه تربیت اقشار تحصیل کرده ومتخصصان آینده ساز کشور را برعهده دارند، متاسفانه استرس شغلی موجود می تواند بر کیفیت فعالیت حرفه ای آنها تاثیر منفی برجای بگذارد و این نکته لزوم توجه بیشتر مسوولان محترم بر اتخاذ تدابیری مناسب جهت کاهش استرس های شغلی این قشر را به وضوح نشان
 می دهد. نکته جالب تر این که براساس همان تصور قالبی عمومی، مبنی بر استرس زا نبودن محیط های آموزشی و دانشگاهی برای اعضای هیات علمی، متاسفانه
ارزیابی های مداوم و گسترده ای در این خصوص انجام نمی گیرد. این یافته در کنار یافته های پژوهشی دیگر، نشان می دهد که لازم است مسوولین محترم دانشگاهی، برنامه های مدونی برای ارزیابی های مداوم از وضعیت استرس شغلی و رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن در اعضای هیات علمی دانشگاه ها به عمل آورند.

 

منابع

بخشی پور، عباس و دژکام،‌ محمود. (1384). تحلیل عاملی تائیدی مقیاس عاطفه مثبت و
       منفی. مجله روانشناسی، ‌36، 365 – 351.

مظفری، سید امیر احمد و صادقی بروجردی، سعید. (1383). ارتباط بین عوامل فشارزای
        شغلی با ویژگی های فردی در بین اعضای هیات علمی تربیت بدنی و
        علوم ورزشی دانشگاه های دولتی
. نشریه علوم حرکتی و ورزش،
        3، 114 – 101.

Abouserie, R. (1996). Stress, coping strategies and job satisfaction in
         university academic staff. Educational Psychology, 16, 49–56.

Altbach, P. G. (1996). The international academic profession.
         Princeton, NJ: Carnegie Foundation for the Advancement of
         Teaching.

Bakker, A.B., Demerouti, E., De Boer, E. & Schaufeli, W.B.( 2003).
         Job demands and job resources as predictors of absence duration   
         and frequency’, Journal of Vocational Behavior, 62: 341–356.

Blix, A. G., Cruise, R. J., Mitchell, B. M., & Blix, G. G. (1994).
         Occupational stress among university teachers. Educational
         Research, 36, 157–169.

Coyle, D., Edwards, D., Hannigan, B., Fothergill, A., & Burnard,
         P. (2005). A systematic review of stress among mental health
         social workers. International Social Work, 48, 201-211.

Cottrell, S. (2001). Occupational stress and job satisfaction in mental
         health nursing: focused interventions through evidence-based
         assessment. Journal of Psychiatric and Mental Health
         Nursing
, 8 , 157-64.

Daniels, K., & Guppy, A. (1992). Control, information-seeking
         preferences, occupational stressors and psychological well-
         being. Work and Stress, 6, 347–353.

Frese, M. & Zapf, D.(1999). On the importance of the objective
         environment in stress and attribution theory: Counterpoint to
         Perrewe and Zellers, Journal of Organizational Behaviour,
         20, 761–766.

Fisher,S.(1994).Stress in academic life: the mental assembly line.
         Buckingham: the society for research into higher education &
         open university press.

Gillespie, N. A., Walsh, M. J., Winefield, A. H., Stough, C. K., &
         Dua, J. K. (2001). Occupational stress within Australian
         universities: Staff perceptions of the determinants,
         consequences and moderators of work stress. Work and Stress,
         15, 53–72.

Gueriltault-Chalvin, V., Kalichman, S. C., Demi, A. &Peterson, J. L.
         (2000). Work- Related Stress and Occupational Burnout in
         AIDs Caregivers: Test of a Coping Model with Nurses
         Providing AIDs Care. AIDs Care, 12 (2), 149-161.

Hemp, P. (2004). Presenteeism: At work – but out of it’, Harvard
         Business Review
, 49–58.

Jackson, L.T.B. & Rothmann, S. (2006). Occupational stress,
         organisational commitment, and ill health of educators in the
         North West Province, South African Journal of Education,
         26, 75–95.

Keyes,C.L.M.,Hysom,S.J. & Lupo,K.L.(2000). The positive  
         organization: Leadership legitimacy , employee well being, &
         the bottom line.The psychologist–manager Joural,
         2,143 – 153.

Kinnunen,U., Geurts,S. & Mauno,S.(2004). Work to family conflict
         & its relationship with satisfaction & well being : a one year
         longitudational study on gender differences. Work & stress,
         18, 1- 22.

Moshbbaki,A.(1999).The relationship between work ethic &
         commitment & administrative evolution;Articles collection
         
         of scientific method of work ethic authority & social
         discipline
,Tehran: Science & research unit.

Mostert,F.F.; Rothmann,S.; Mostert ,K. & Nell,K (2008). Outcomes
         of occupational stress in a higher education institution. 
         Southern African Business Review, 12 , 102 – 127.

Newbury-Birch, D. & Kamali, F. (2001). Psychological Stress,
         Anxiety, Depression, Job Satisfaction, and Personality
         Characteristics in Preregistration House officers. Postgraduate
         Medical Journal
, 77, 109-111.

Osarieme Abbe,O. (2008). MODELING THE RELATIONSHIP
         AMONG OCCUPATIONAL STRESS, PSYCHOLOGICAL/
         PHYSICAL SYMPTOMS AND INJURIES IN THE
         CONSTRUCTION INDUSTRY. Unpublished master of
         science Dissertation, BereaCollege.

Siu, O.L. (2002). ‘Occupational stressors and well-being among
         Chinese employees: The role of organisational commitment’,
         Applied Psychology: An International Review, 51: 527–544.

Tytherleigh, M.Y., Webb, C., Cooper, C.L. & Ricketts, C.(2005).
         Occupational stress in UK higher education institutions: A
         comparative study of all staff categories, Higher Education
         Research and Development
, 24, 41–61.

Warr,P.(2005).Work,well being,& mental health. In J.Barling,E.K.
         Kelloway, & M.R.Frone (Eds.), Handbook of work
         stres
s.Thousand Oaks: Sage Pub.

Watson.D. ; Clark,L.A.,Tellegen,A. (1988). Development &
         validation of brief measures of positive & negative affect: the
         PANAS scale. Journal of personality & social psychology,
         54,1063- 1070.

Winefield,A.H.; Gillespie, N.; Stough, C.; Dua, J.;  Hapuarachchi, J.
         and Boyd,C. (2003). Occupational Stress in Australian
         University Staff: Results From a National Survey.
         International Journal of Stress Management, 10, 51–63.

Winefield, A. H., Gillespie, N., Stough, C., Dua, J., & Hapuarachchi,
         J. (2002). Occupational stress in Australian university staff.
         Melbourne, Australia: National Tertiary Education Union.

Winefield, A.H. 2000. ‘Stress in academe. Some recent research
         findings’, In Kenny, D.T., Carlson, J.G., McGuigan, F.J. &
         Sheppard, J.L. (eds), Stress and Health: Research and
         Clinical Applications. Sydney: Harwood.

Wright,T.A. & Cropanzano,R.(2004). The role of psychological well
         being in job performance : a fresh look at an age – old quest.
         Organizational dynamics,33, 338 – 351.



1-     پژوهش حاضر با حمایت های مادی و معنوی معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان انجام گرفته است.

2-     عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارسنجان

3-     عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز

1-    Frese

2-    Zapf

3-    Coyle

4-    Bakker

5-    Newbury- Birch

6-    Kamali

7-    Gueriltault-Chalvin

1-    Osariemeh Abbe

2-    Wright

3-    Cropanzano

4-    Kinnunen

5-    Warr

6-     Keyes

1-     Moshbbaki

2-    Winefield

3-    Cottrell

4-    Gillespie

5-    Jackson

6-    Rothmann

1-    Abouserie

2-    Fisher

3-    Altbach

4-    Mostert

1-    Blix

2-    Daniels

3-     

1-    Cross validity

1-    Watson

2-    Clark

3-    Tellegen

بخشی پور، عباس و دژکام،‌ محمود. (1384). تحلیل عاملی تائیدی مقیاس عاطفه مثبت و
       منفی. مجله روانشناسی، ‌36، 365 – 351.

مظفری، سید امیر احمد و صادقی بروجردی، سعید. (1383). ارتباط بین عوامل فشارزای
        شغلی با ویژگی های فردی در بین اعضای هیات علمی تربیت بدنی و
        علوم ورزشی دانشگاه های دولتی
. نشریه علوم حرکتی و ورزش،
        3، 114 – 101.

Abouserie, R. (1996). Stress, coping strategies and job satisfaction in
         university academic staff. Educational Psychology, 16, 49–56.

Altbach, P. G. (1996). The international academic profession.
         Princeton, NJ: Carnegie Foundation for the Advancement of
         Teaching.

Bakker, A.B., Demerouti, E., De Boer, E. & Schaufeli, W.B.( 2003).
         Job demands and job resources as predictors of absence duration   
         and frequency’, Journal of Vocational Behavior, 62: 341–356.

Blix, A. G., Cruise, R. J., Mitchell, B. M., & Blix, G. G. (1994).
         Occupational stress among university teachers. Educational
         Research, 36, 157–169.

Coyle, D., Edwards, D., Hannigan, B., Fothergill, A., & Burnard,
         P. (2005). A systematic review of stress among mental health
         social workers. International Social Work, 48, 201-211.

Cottrell, S. (2001). Occupational stress and job satisfaction in mental
         health nursing: focused interventions through evidence-based
         assessment. Journal of Psychiatric and Mental Health
         Nursing
, 8 , 157-64.

Daniels, K., & Guppy, A. (1992). Control, information-seeking
         preferences, occupational stressors and psychological well-
         being. Work and Stress, 6, 347–353.

Frese, M. & Zapf, D.(1999). On the importance of the objective
         environment in stress and attribution theory: Counterpoint to
         Perrewe and Zellers, Journal of Organizational Behaviour,
         20, 761–766.

Fisher,S.(1994).Stress in academic life: the mental assembly line.
         Buckingham: the society for research into higher education &
         open university press.

Gillespie, N. A., Walsh, M. J., Winefield, A. H., Stough, C. K., &
         Dua, J. K. (2001). Occupational stress within Australian
         universities: Staff perceptions of the determinants,
         consequences and moderators of work stress. Work and Stress,
         15, 53–72.

Gueriltault-Chalvin, V., Kalichman, S. C., Demi, A. &Peterson, J. L.
         (2000). Work- Related Stress and Occupational Burnout in
         AIDs Caregivers: Test of a Coping Model with Nurses
         Providing AIDs Care. AIDs Care, 12 (2), 149-161.

Hemp, P. (2004). Presenteeism: At work – but out of it’, Harvard
         Business Review
, 49–58.

Jackson, L.T.B. & Rothmann, S. (2006). Occupational stress,
         organisational commitment, and ill health of educators in the
         North West Province, South African Journal of Education,
         26, 75–95.

Keyes,C.L.M.,Hysom,S.J. & Lupo,K.L.(2000). The positive  
         organization: Leadership legitimacy , employee well being, &
         the bottom line.The psychologist–manager Joural,
         2,143 – 153.

Kinnunen,U., Geurts,S. & Mauno,S.(2004). Work to family conflict
         & its relationship with satisfaction & well being : a one year
         longitudational study on gender differences. Work & stress,
         18, 1- 22.

Moshbbaki,A.(1999).The relationship between work ethic &
         commitment & administrative evolution;Articles collection
         
         of scientific method of work ethic authority & social
         discipline
,Tehran: Science & research unit.

Mostert,F.F.; Rothmann,S.; Mostert ,K. & Nell,K (2008). Outcomes
         of occupational stress in a higher education institution. 
         Southern African Business Review, 12 , 102 – 127.

Newbury-Birch, D. & Kamali, F. (2001). Psychological Stress,
         Anxiety, Depression, Job Satisfaction, and Personality
         Characteristics in Preregistration House officers. Postgraduate
         Medical Journal
, 77, 109-111.

Osarieme Abbe,O. (2008). MODELING THE RELATIONSHIP
         AMONG OCCUPATIONAL STRESS, PSYCHOLOGICAL/
         PHYSICAL SYMPTOMS AND INJURIES IN THE
         CONSTRUCTION INDUSTRY. Unpublished master of
         science Dissertation, BereaCollege.

Siu, O.L. (2002). ‘Occupational stressors and well-being among
         Chinese employees: The role of organisational commitment’,
         Applied Psychology: An International Review, 51: 527–544.

Tytherleigh, M.Y., Webb, C., Cooper, C.L. & Ricketts, C.(2005).
         Occupational stress in UK higher education institutions: A
         comparative study of all staff categories, Higher Education
         Research and Development
, 24, 41–61.

Warr,P.(2005).Work,well being,& mental health. In J.Barling,E.K.
         Kelloway, & M.R.Frone (Eds.), Handbook of work
         stres
s.Thousand Oaks: Sage Pub.

Watson.D. ; Clark,L.A.,Tellegen,A. (1988). Development &
         validation of brief measures of positive & negative affect: the
         PANAS scale. Journal of personality & social psychology,
         54,1063- 1070.

Winefield,A.H.; Gillespie, N.; Stough, C.; Dua, J.;  Hapuarachchi, J.
         and Boyd,C. (2003). Occupational Stress in Australian
         University Staff: Results From a National Survey.
         International Journal of Stress Management, 10, 51–63.

Winefield, A. H., Gillespie, N., Stough, C., Dua, J., & Hapuarachchi,
         J. (2002). Occupational stress in Australian university staff.
         Melbourne, Australia: National Tertiary Education Union.

Winefield, A.H. 2000. ‘Stress in academe. Some recent research
         findings’, In Kenny, D.T., Carlson, J.G., McGuigan, F.J. &
         Sheppard, J.L. (eds), Stress and Health: Research and
         Clinical Applications. Sydney: Harwood.

Wright,T.A. & Cropanzano,R.(2004). The role of psychological well
         being in job performance : a fresh look at an age – old quest.
         Organizational dynamics,33, 338 – 351.