عوامل محیطی و اجتماعی مؤثر در ترک تحصیل (بازماندگان از تحصیل) دانش آموزان دختر دبیرستان‌های شهرستان میاندوآب در سال تحصیلی 90-89

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران.

2 کارشناس ارشد رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران.

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی عوامل محیطی و اجتماعی مؤثر در ترک تحصیل دانش آموزان دختر دبیرستان‌های شهرستان میاندوآب انجام شد. جامعه آماری این تحقیق دو گروه دختران ترک تحصیل نکرده و ترک تحصیل کرده در سال تحصیلی 90 - 89 در سه پایه متوسطه شهرستان میاندوآب هستند که تعداد دختران ترک تحصیل نکرده  4085 نفر و تعداد دختران ترک تحصیل کرده 604 بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و حجم نمونه بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه کوکران انجام پذیرفت و از هر دو گروه به تعداد 234 نفر ترک تحصیل و به همین تعداد نیز دانش آموزعادی (مشغول به تحصیل) که مجموعاًً 468 نفر بود به عنوان نمونه تصادفاً گزینش گردید. روش تحقیق حاضر علی- مقایسه‌ای بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است برای تعیین میزان تاثیر میزان متغیرها در فرضیه‌ها  دو گروه از دختران (مشغول به تحصیل و بازماندگان از تحصیل) مقایسه گردیدند و اطلاعات به دست آمده از طریق آمار توصیفی و استنباطی (آزمونt) مورد بررسی  قرار گرفت و نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که عوامل محیطی، خانوادگی، اقتصادی، عوامل مربوط به مدرسه‌ی ترک تحصیل، گروه همسالان بین دانش‌آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است یعنی عوامل ذکر شده بیشترین نقش را در ترک تحصیل دختران داشته است و همچنین اختلاف میانگین ترک تحصیل دانش آموزان براساس محیط زندگی (محیط روستایی وشهری) برابر 28/1 است که نشانگر ترک تحصیل بیشتر دانش آموزان درمحیط روستایی به محیط شهری ‌می‌باشد ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نمی‌باشد. یعنی محیط زندگی نقش عمده‌ای در ترک تحصیل دانش آموزان دختر نداشته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A study of the effective social and environmental factors on female high-school students' drop-out in Miandoab Township in 2010-2011

نویسندگان [English]

  • Alinaghi Aghdasi 1
  • Afsaneh Zeynalfam 2
چکیده [English]

The study aimed at investigating the effective social and environmental factors on the high-school female students` drop-out in MiandoabTownship in 2010-2011. The statistical population included two groups (4085 drop-out and 604 non-dropouts) students. The research method was causal – comparative. The sample size was selected through multistage cluster sampling. Using Cochran's formula the sample size was 234 drop-out student. The sample size was randomly selected from non- dropout students. To gather the data researcher made questionnaire was used. The descriptive and inferential statistics were used to analyses the data. To test the hypotheses the t-statistic was used. The results showed that there was a significant difference between drop-out and non-dropout students. So the social, environmental, family. Economical and per groups factors are very effective in female drop-out. The mean difference for drop-out based on the living environment (rural or urban) was 1.28 which shows the rate of drop-out is higher in rural area, but it is not statistically significant. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • social and environmental factors
  • drop-out
  • female students

 

 

 

 

 

عوامل محیطی و اجتماعی مؤثر در ترک تحصیل (بازماندگان از تحصیل) دانش آموزان دختر دبیرستان‌های شهرستان میاندوآب در سال تحصیلی 90-89

دکتر علی‌نقی اقدسی[1]

افسانه زینال‌فام2

 

 

 

چکیده:

این پژوهش با هدف بررسی عوامل محیطی و اجتماعی مؤثر در ترک تحصیل دانش آموزان دختر دبیرستان‌های شهرستان میاندوآب انجام شد. جامعه آماری این تحقیق دو گروه دختران ترک تحصیل نکرده و ترک تحصیل کرده در سال تحصیلی 90 - 89 در سه پایه متوسطه شهرستان میاندوآب هستند که تعداد دختران ترک تحصیل نکرده  4085 نفر و تعداد دختران ترک تحصیل کرده 604 بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و حجم نمونه بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه کوکران انجام پذیرفت و از هر دو گروه به تعداد 234 نفر ترک تحصیل و به همین تعداد نیز دانش آموزعادی (مشغول به تحصیل) که مجموعاًً 468 نفر بود به عنوان نمونه تصادفاً گزینش گردید. روش تحقیق حاضر علی- مقایسه‌ای بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است برای تعیین میزان تاثیر میزان متغیرها در فرضیه‌ها  دو گروه از دختران (مشغول به تحصیل و بازماندگان از تحصیل) مقایسه گردیدند و اطلاعات به دست آمده از طریق آمار توصیفی و استنباطی (آزمونt) مورد بررسی  قرار گرفت و نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که عوامل محیطی، خانوادگی، اقتصادی، عوامل مربوط به مدرسه‌ی ترک تحصیل، گروه همسالان بین دانش‌آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است یعنی عوامل ذکر شده بیشترین نقش را در ترک تحصیل دختران داشته است و همچنین اختلاف میانگین ترک تحصیل دانش آموزان براساس محیط زندگی (محیط روستایی وشهری) برابر 28/1 است که نشانگر ترک تحصیل بیشتر دانش آموزان درمحیط روستایی به محیط شهری ‌می‌باشد ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نمی‌باشد. یعنی محیط زندگی نقش عمده‌ای در ترک تحصیل دانش آموزان دختر نداشته است.

 

واژگان کلیدی: عوامل محیطی و اجتماعی، ترک تحصیل، دانش آموزان دختر.

مقدمه:

جوامع امروز، مردم انتظارات گوناگون از آموزش و پرورش دارند، آنها از دستگاه آموزشی می‌خواهند در حل مسائل و مشکلات اجتماعی پیشقدم باشد، جامعه را به سمت رفاه و پیشرفت هدایت کند و مردم را از طریق فرآیند آموزش و پرورش به سوی زندگی بهتر و عادلانه‌تری سوق دهد. ولی آیا نظام آموزشی می‌تواند در این زمینه مشکل گشا باشد، نابرابری‌های اجتماعی را کاهش دهد، نردبانی باشد برای ارتقای افراد از طبقه اجتماعی و اقتصادی پایین‌تر به طبقه بالاتر، موقعیت شغلی و اقتصادی بهتر و مرتبه اجتماعی بالاتری را برای آنها فراهم کند؟ (مهران، 1382).

در نظام آموزش و پرورش آنچه عدم توفیق درتحقق هدف‌ها و مقاصد را موجب می‌شود افت و ترک تحصیلی بوده است و عمدتاً به صورت ترک تحصیل میان دوره مردودی و با عدم اشتغال در رشته مورد تحصیل مشاهده می‌شود. عوامل ترک تحصیل دختران بازتاب مسائل و مشکلات پیچیده موجود در جامعه است به همین دلیل حل این مشکل به آسانی ممکن نخواهد بود. باز ماندن از تحصیل دختران ممکن است در عدم توفیق در امتحان و محرومیت از ارتقاء یا در نتیجه محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی باشد (معیری ،1376).

 تحقیقات نشان داده‌اند که نوجوانانی که در سنین پایین به ایفای نقش و رفتار بزرگسالان پرداختند متحمل خسارت زیادی در عملکرد در زندگی بزرگسالی شده‌اند. هر قدر نوجوانان بتوانند تجارب آموزشی را در خلال دوره‌ی نوجوانی کسب نمایند بهتر می‌توانند آماده‌ی رویارویی با چالش‌های زندگی در دوره‌ی بزرگسالی باشند. ترک تحصیل زود هنگام یک حادثه‌ی "زودرس کاذب" است که نوجوان را زودتر از موعد درگیر نقش‌های بزرگسالان می‌کند (پیرسون، و نیوکومپ[2] ، 2002). روان شناسان و متخصصان آموزشی بر این باورند که نوجوان باید تا آنجا که می‌تواند در سنین بین 14 تا 18 سال یعنی سنین رشد، وقت و انرژی خود را در محیط آموزشی بگذراند (داش خانه، 1380).

   باز ماندن از تحصیل زود هنگام دانش‌آموزان بخصوص دختران دانش آموز می‌تواند اثرات و تبعات منفی در بعد فردی و اجتماعی داشته باشد. با توجه به اکثریت جمعیّت دختران دانش‌آموز از مجموع دانش‌آموزان کشور، بررسی ترک تحصیل زود هنگام آنها، با در نظرگرفتن سرمایه گذاری‌های دولت وخانواده‌ها در این زمینه‌، لازم و ضروری بنظر می‌رسد. هرقدر دختران  بتوانند سال‌های بیشتری را در نظام آموزشی طی کنند به همان نسبت در رویارویی با مشکلات زندگی در بزرگسالی آماده‌تر می‌شوند، همچنین استفاده‌ی بهینه دختران از فرصت‌های آموزشی می‌تواند در افزایش تولید و درآمد ملّی اثرات مثبت به دنبال داشته باشد (عارفی، 1382).

صاحبنظران دلایل افت یا اتلاف در آموزش و پرورش را به کوتاهی نظام آموزشی ربط می‌دهند و خاطر نشان می‌کنند که ساخت و هدف نظام آموزشی نقش عمده در اتلاف منابع به صورت ترک تحصیل و تکرار پایه‌ی تحصیلی دارد (همان منبع ص 167). ترک تحصیل کنندگان نه تنها به خیل بیسوادان بیکار جامعه می‌پیوندند، بلکه ناکامی در تحصیل باعث می‌شود هزینه‌ی تحصیلات همگانی آموزش و پرورش افزایش یافته و گرانی آموزش سرانه در برخی کشورها به طور چشمگیری محسوس شود. فلذا ضرورت اجرای پژوهش در زمینه‌ی علل محیطی اجتماعی بازماندگی از تحصیل دختران نه تنها به شناخت متغیرهای تعیین کننده در این مسئله منجر می‌شود، بلکه راهکارهای اساسی را در مورد برنامه‌های پیشگیری به برنامه‌ریزان ارائه دهیم. مهران (1382) در یک مطالعه گسترده که توسط وزارت آموزش و پرورش و صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در چهار استان محروم کشور کردستان، کهکیلویه و بویر احمد و هرمزگان و لرستان انجام پذیرفته است به شناسایی موانع درون و برون مدرسه افراد پرداخته است. محقق با استفاده از روش کیفی (مصاحبه) با والدین، مسئولان و افراد بازمانده از تحصیل، سعی در طبقه بندی دلایل ترک تحصیل دختران حول سه محور: علل مدرسه مدار، علل خانواده مدار و علل کودک مدار دارد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل بازدارنده ترک تحصیل دختران را باید در عوامل فرهنگی و سپس عوامل اقتصادی و نهایتاً در عوامل آموزشی جستجو نمود. محقق در پایان راه حل‌هایی را ارائه نموده که می‌توان از طریق آن عوامل بازدارنده را کاهش داد و عوامل تسهیل کننده را تقویت نمود.

   یکی دیگر از تحقیقاتی که در این زمینه جدیداً انجام پذیرفته است موضوع نابرابری‌های آموزشی و شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد این نابرابری‌هاست، که توسط داش خانه (1380) مورد بررسی قرار گرفته است. محقق در این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر در نابرابری‌های آموزشی بین دختران. پسران در دوره آموزشی عمومی پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق را 300 دانش آموز پایه پنجم ابتدایی و راهنمایی در سال تحصیلی80-79 در شش استان کشور (کهگیلویه وبویراحمد، فارس، کردستان، اصفهان، ایلام و سیستان و بلوچستان) تشکیل می‌دهند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در زمینه دستیابی برابر به فرصت‌های آموزشی بین دختران و پسران تفاوت وجود دارد و این تفاوت با محرومیت بیشتر دختران در مقایسه با پسران است. همچنین عوامل برون مدرسه‌ای (عوامل فرهنگی و اقتصادی) به میزان بیشتری موجب محرومیت دختران از آموزش در دوره عمومی می‌شود. محقق در پایان مطالعه سعی در ارائه مدلی جهت فرصت‌های برابر آموزشی نموده است.

    معتمدیان و صادق موسوی (1370) به بررسی علل مردودی و ترک تحصیل در پایه‌های اول ابتدایی و اول راهنمایی کشور پرداخته‌اند. که یافته‌ها نشان می‌دهد که عواملی که در مردودی و ترک تحصیل دانش‌آموزان پایه اول راهنمایی تأثیر دارند عبارتند از فقدان پدر، فقر فرهنگی و تحصیلات خانواده، ضعف معلمان در اداره کلاس. کمبود فضای آموزشی، افزایش تراکم دانش‌آموز در کلاس، مشکلات خانوادگی مانند اعتیاد، طلاق و ... تعداد زیاد اولاد در خانواده، عدم توجه دبیران به دانش‌آموزان ضعیف، عدم علاقه دانش‌آموزان به مواد درسی پایه اول راهنمایی و... همچنین عواملی مانند ضعف تغذیه، فقدان مادر یا پدر، فقر فرهنگی و تحصیلات خانواده، عدم رسیدگی مستمر به تکالیف درسی دانش آموزان، ضعف معلمان در ایجاد ارتباط و رفتار صحیح و ... در مردودی و ترک تحصیل دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی تأثیر دارند.

   انزابی (1372) به بررسی علل ترک تحصیل و مردودی در پایه‌های اول ابتدایی و اول راهنمایی تحصیلی در مناطق آموزش و پرورش اداره کل آموزش و پرورش استان اذربایجان شرقی پرداخته است، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که 1) میزان تحصیلات پدر و مادر اکثر دانش‌آموزان مردودی بی‌سواد و در حد دوره ابتدایی بوده است 2) اکثر دانش‌آموزان مردودی دارای خانواده با جمعیت 6 نفر و بیشتر می‌باشد که نشانگر تأثیر تعداد زیاد افراد خانواده در مردود شدن دانش‌آموزان است 3) اکثر والدین دانش‌آموزان  مردودی  در انجام تکالیف به دانش‌آموزان کمک  نمی‌کرده‌اند که این عامل می‌تواند تأثیر زیادی در مردودی و ترک تحصیل دانش آموزان تلقی گردد 4) عملکرد ضعیف مدیران و عدم تجربه و تحصیلات کافی معلمان و حجم کتب درسی در مردودی دانش‌آموزان مؤثر است 5) نبود فضا، امکانات و تجهیزات آموزشی، تراکم زیاد دانش‌آموزان در یک کلاس، مهاجرت بی‌رویه و چند نوبته شدن مدارس در مردودی و ترک تحصیل مؤثر بوده است.

    سخایی (1382) در تحقیقی عوامل مؤثر بر ترک تحصیل دختران روستایی در شهرستان فریدون شهر استان اصفهان خاطر نشان می‌سازد که ازدواج زود رس، اضطراب از آینده شغلی، عدم دسترسی به آموزشگاه و دور بودن آن از محل زندگی، روش‌های تدریس معلمان، تعصبات محلی و خانوادگی، بی سوادی و کم سوادی والدین، شیوه‌های فرزند پروری خانواده‌ها ، سبک مدیریت  خانواده‌ها ، میزان دسترسی به مواد آموزشی، انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان و استعداد و توان یادگیری آنها در ترک تحصیل تأثیر بسزایی دارند.

   نادری بلداچی (1381) به بررسی عوامل فرهنگی – اجتماعی مؤثر بر ترک تحصیل دانش‌آموزان مدارس راهنمایی عشایری لردگان و اردل پرداخته است که یافته‌ها نشان داده است که: 1- عوامل
اجتماعی – فرهنگی بر ترک تحصیل دانش‌آموزان عشایر تأثیر دارد. 2- عوامل آموزشی بر ترک تحصیل دانش‌آموزان عشایر مؤثر است. 3- بین تأثیر عوامل آموزشی و اجتماعی و فرهنگی در ترک تحصیل دختران و پسران تفاوت وجود دارد .

    پژوهش محسنی (1379) در مورد علل و میزان ترک تحصیل مدارس راهنمایی بخش گل تپه از توابع استان همدان نشان می‌دهد که: پایین بودن سطح سواد والدین، تجدید شدن و عدم شرکت در امتحانات، مردودی در پایه‌های مختلف و پایین بودن سطح درآمد خانواده‌ها از عوامل اصلی ترک تحصیل دانش آموزان راهنمایی در بخش گل تپه بوده است .

   پژوهش مطهری (1381) تحت عنوان عوامل درون مدرسه‌ای مؤثر بر ترک تحصیل دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی در استان قم نشان می‌دهد که اهداف این تحقیق شناسایی نقش عوامل: نوع رابطه و برخورد اولیا مدرسه، روش تدریس معلم، انتظامات و مقررات مدرسه، فضا و امکانات مدرسه، محتوا و حجم کتب درسی ، عدم امنیت دانش آموزان ، شکست تحصیلی ، تفاوت بین دختران و پسران در ترک تحصیل انجام گرفته است که نتایج مبین وجود رابطه بین این عوامل و ترک تحصیل است.

   امجدیان و صیدی (1380) عدم ارتباط بین والدین و مدرسه، عدم برخورد مناسب معلم با دانش آموزان، عدم تسلط معلم بر محتوای درس و بوجود آمدن جو تنش و اضطراب در کلاس درس، فقر مالی والدین، بی‌علاقه‌گی به مدرسه و درس خواندن را از مهمترین علل و عوامل ترک تحصیل دانش آموزان می‌داند .

  سلطانی (1375) در تحقیقی به بررسی علل ترک تحصیل دانش آموزان مدارس راهنمایی پسرانه کبودرآهنگ در استان همدان پرداخته و از روش تحقیق علّی یا پس از وقوع استفاده نموده است. نتایج حاصله نشان می‌دهد که علت اصلی ترک تحصیل این افراد وارد شدن به بازار کار جهت کسب درآمد بیشتر از لحاظ اقتصادی و فواید مادی آن بوده است.

   ترکاشوند (1376) به بررسی نقش زمینه شغلی در ترک تحصیل دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی روستای اشترمل تویسرکان در استان همدان پرداخته است نتایج نشان می‌دهد فقر مالی مهمترین عامل ترک تحصیل دانش آموزان و عامل دوم مهیا بودن زمینه شغلی و محیط کار برای افراد کم سن و سال در این روستا بوده است .

   سیف (1378) به بررسی علل ترک تحصیل دانش آموزان پنجم ابتدایی بخش فیروزان از دیدگاه معلمین پرداخته است جامعه آماری معلمین کلاس پنجم بوده‌اند که به روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک از لیست معلمین تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است و از پرسشنامه برای جمع آوری  اطلاعات استفاده شده است. که نتایج حاصله نشان می‌دهد که علل اصلی ترک تحصیل کمک به امرار معاش خانواده و دوری راه برای مقاطع بالاتر است.

   حسینی (1375) مهم ترین عوامل ایجاد محرومیت از تحصیل دختران در منطقه دهگلان را این گونه می‌شمارد: فقرمالی خانواده، تحصیلات کم والدین، پایین بودن سن ازدواج دختران، عده زیاد فرزندان، کمبود معلمان بومی،کمبود امکانات آموزشی علی الخصوص فضای آموزشی مجزا برای دختران، بی سوادی و کمبود فرهنگ مادران.

   عسگری (1382) در بررسی عوامل مرتبط با ترک تحصیل دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی منطقه فامنین از نظر دانش آموزان و دبیران در سال تحصیلی 82-81 نشان می‌دهد که بین ترک تحصیل در منطقه فامنین و نحوه برخورد مدیران، معلمان و معاونین، عدم وجود مدارس و امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر، نحوه و روش تدریس معلمان، فقر اقتصادی خانواده‌ها، کارکردن دانش آموزان برای تأمین هزینه تحصیل ،شغل والدین ،ازدواج زود هنگام ، اعتقاد به عدم ارتباط بین تحصیل و موقعیت اجتماعی در آینده، وضعیت اشتغال افراد تحصیل کرده، عدم علاقه به تحصیل و عدم علاقه به برخی دروس مشکل در مدرسه، فقدان رابطه محترمانه بین دانش آموزان و معلمان رابطه معنی داری وجود دارد.

    مهران (1382) عوامل ترک تحصیل دختران را حول سه محور طبقه بندی می‌کند:

الف – علل مدرسه مدار مثل کلاس درس، روش برخورد و آموزگار، روش تدریس کتاب‌های درسی، محتوای آموزشی، ارزشیابی و پیگیری معلم و مدرسه.  

  ب- علل خانواده مدار، مثل عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. 

  ج- علل کودک مدار، که معمولاً بر اثر کاستی‌های بخش الف و ب حاصل می‌شود .

 مطالعه دیگری نشان می‌دهد که ترک تحصیل کنندگان بیشتر از خانواده‌هایی هستند که دارای درآمد پایین هستند. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که دانش‌آموزانی که از خانواده درآمدی‌های پایین 20 درصد جامعه معمولاً شانس ترک تحصیل‌شان دو برابر خانواده‌هایی است که درآمدشان بالای 20 درصد جامعه است (مک ملین[3]و همکاران، 2007) .

 رامبرگر[4] (2001) پس از بررسی ویژگی‌های فردی و آموزشگاهی دانش آموزان با یک مدل خطی سلسله مراتبی، رتبه دانش آموزان در کلاس درس و نمره وی را از عمده‌ترین عوامل پیش بینی کننده ترک تحصیل می‌داند .

 نتایج پژوهش انجام گرفته شده توسط چو[5] (2003) درباره وضعیت دانش آموزان در خطر ترک تحصیل، تجربیات منفی دانش آموزان با معلمان و مدیر مدرسه، مشکلات شخصی و تجربیات منفی با سایر دانش‌آموزان در محیط مدرسه و احساس تنهایی دانش آموزان طبقه پایین را از مهمترین علل و عوامل ترک تحصیل ذکر نموده است.

  ترک تحصیل زود هنگام اثرات بسیار وخیمی بر روی دختران اسپانیولی زبان درآمریکا بجای می گذارد، زیرا دختران آمریکای لاتین ساکن در آمریکا برای راهیابی به مدارج بالای تحصیل و فرصتهای شغلی نسبت به پسران شانس کمتری دارند. سرشماری جدید مشکلات جدی ترک تحصیل کنندگان را قبل از آنکه از دبیرستان فارغ التحصیل شوند نشان داد. در سال 1995 آمریکایی‌های آفریقایی تبار و همچنین سفید پوستان غیر اسپانیولی 87 درصد افرادی را تشکیل می‌دادند که توانسته بودند دبیرستان را به اتمام برسانند. در حالیکه اسپانیولی تبارها فقط 57 درصد از آنها دبیرستان را به اتمام رسانده‌اند. این در حالی است که نرخ دختران اسپانیولی که مدرسه را به اتمام رسانیده‌اند نسبت به پسران کمی بیشتر است. این مقاله سعی در بیان این موضوع دارد که چگونگی نقش جنسیتی، خانواده، مدرسه و دوستان در ادامه تحصیل دختران و تصمیم گیری شغلی آنان اثر می‌گذارد (رومو[6]، به نقل از صداقت، 1386).

   جونز و همکارانش[7] (2000) در یک تحقیق طولی که بر روی 812 نفر از کلاس هفتمی‌ها تا یازدهمی‌ها انجام دادند متغییر‌های مختلف را در مورد ترک تحصیل به آنان کشاندند. نتایج تحقیق آنان نشان داد که عملکرد و رفتار مدرسه ابعاد مهم ترک تحصیل را تشکیل می‌دهند. شکاف فرهنگی یکی از مسائلی بود که این محقق بر روی آن انگشت نهاده بودند. بعبارتی در مناطقی که این شکاف بیشتر می‌شود احتمال ترک تحصیل دانش آموزان در آن مناطق بالاتر می‌رود. نتایج مطالعات مختلف در مورد ترک تحصیل زود هنگام دانش‌آموزان نشان می‌دهد که جمعیت ترک تحصیل کنندگان هیچگاه یک الگوی متجانس و هماهنگی را دنبال ننموده‌اند و به همین دلیل مطالعه ترک تحصیل در مناطق مختلف ضروری و درعین حال مشکل به نظر می‌رسد.

  در تحقیق دیگری، ولز[8] (1989) به عوامل درون مدرسه در ترک تحصیل دانش آموزان بیشتر تأکید دارند این پژوهشگر به این نتیجه رسیده است که ساختار و اندازه گروه‌های آموزشی می‌تواند در ترک تحصیل دلبخواه دانش آموزان مؤثر واقع افتد. ضعف در روابط معلم و شاگرد، تخصصی بودن معلمان در موضوعات درسی، رشد منفی خود  ارزشی در بین دانش آموزان اقلیت نیز می‌تواند در ترک تحصیل آنان مؤثر واقع افتد. تحقیق حاضر با توجه به هدف «مشخص کردن علل محیطی، اجتماعی مؤثر بر ترک تحصیل (بازماندگان از تحصیل) دانش آموزان دختر شهرستان میاندوآب» به بررسی فرضیه‌های زیر پرداخته است:

1- عوامل محیطی بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است.

2- عوامل خانوادگی بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است.

3- عوامل اقتصادی بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است.

4- عوامل مربوط به مدرسه بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است.

5- عوامل مرتبط با گروه همسالان بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است.

6- ترک تحصیل دانش آموزان بر اساس محیط زندگی (محیط روستایی وشهری) متفاوت است.

 

روش شناسی تحقیق

با توجه به اهداف تحقیق و ماهیت داده‌های پژوهش، روش علی – مقایسه‌ای در این تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش، پژوهشگر با توجه به متغیر وابسته (بازماندگی از تحصیل) به بررسی احتمالی وقوع آن می‌پردازد و سعی بر آن دارد که از معلول به علل احتمالی پی برد بدین منظور، آزمودنی‌هایی که ترک تحصیل کرده‌اند را با آزمودنی‌هایی که این رفتار در آنها مشاهده نمی‌شود (به تحصیل ادامه داده‌اند)، مورد مقایسه قرار می‌گیرند. انتخاب گروه مورد مقایسه کاملاً تصادفی بوده و از منطقه‌ای انتخاب شده است که ترک تحصیل کنندگان از آن مناطق بوده‌اند زیرا انتخاب تصادفی از جامعه، روش مناسب‌تری برای تعیین گروه مقایسه است و از نظر هدف نیز، کاربردی می‌باشد.

برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است و جامعه آماری متشکل از کلیه دانش‌آموزان دختر مدارس متوسطه شهرستان میاندوآب به تعداد 4689 نفر، ترک تحصیل نکرده 4085 نفر و ترک تحصیل کرده 604 نفر که در 20 مدرسه دخترانه شهری و روستایی مشغول به تحصیل بوده‌اند و به لحاظ توزیع جامعه در سطح جغرافیایی از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شده است یعنی ابتدا شهرستان میاندوآب به چهار بخش بلوک بندی شده سپس تعداد دهستان‌های موجود مشخص شدند و در نهایت نمونه‌گیری بصورت تصادفی ساده براساس سهم هر منطقه تعیین و انتخاب شدند و حجم نمونه ترک تحصیل کنندگان دختر براساس فرمول کوکران 234 نفرمشخص شد و همچنین به همین تعداد نیز دختران شاغل به تحصیل (عدم محروم از تحصیل) بصورت تصادفی ساده انتخاب شده که مجموعاً 468 نفر حجم نمونه دختران بازمانده از تحصیل و شاغل (ترک تحصیل نکرده) تعیین گردید و مورد مقایسه قرارگرفت.

 

روش اجرای آزمون

در این پژوهش روش گردآوری اطلاعات میدانی و کتابخانه‌ای بوده است. به این صورت که ابتدا مبانی نظری موضوع از منابع کتابخانه و برای جمع آوری داده‌های مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. و برای تهیه این ابزار پس از مطالعه پیشینه تحقیق و بررسی و اظهار نظر اساتید صاحب نظر و نظرات اصلاحی استاد ناظر، پرسشنامه‌ای براساس مقیاس طبقه بندی لیکرت تهیه و تنظیم شده است و پس از تکمیل و جمع آوری داده‌ها، اطلاعات مورد نیاز، مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در مورد هریک از فرضیه‌های پژوهشی شماره (1) الی (6) جهت تعیین تفاوت میانگین ها از آزمون test-t استفاده شده است.     

 

روایی و پایایی وسیله اندازه گیری:

پیش از آن که به گردآوری اطلاعات پرداخته شود در مورد روایی پرسشنامه، یعنی این که ابزارهای اندازه‌گیری تا چه حدی خصیصه مورد نظر را می‌سنجد آگاهی حاصل شود. که در این زمینه جهت تأیید روایی محتوایی پرسشنامه از نظر و قضاوت اساتید علوم تربیتی و نیز متخصصان امور استفاده شده است و پس از تأیید روایی محتوایی پرسشنامه توسط کارشناسان علوم تربیتی و اجتماعی به اجرا گذاشته شد. پایایی پرسشنامه نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ[9] محاسبه گردید. مقدار آلفای کرونباخ
(Cronbach Alpha Test)  کل پرسشنامه ‌برابر 81/=α است که پایایی بالای وسیله اندازه‌گیری را نشان می‌دهد.

 

یافته‌های تحقیق 

 

فرضیه 1 تحقیق: «عوامل محیطی در بین دانش آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است».

   نتایج جدول (13-4) نشان ‌می‌دهدکه میانگین عوامل محیطی ترک تحصیل بین دانش آموزان بازمانده از تحصیل 44/12 درصد و دانش آموزان عادی 06/10 درصد می‌باشد. انحراف از معیار دانش آموزان بازمانده از تحصیل 32/3 و دانش آموزان عادی 58/2 بوده که نشانگر تأثیر بیشتر عوامل محیطی ترک تحصیل بین دانش آموزان بازمانده ازتحصیل از دانش آموزان عادی ‌می‌باشد.

 

                         جدول (13-4). عوامل محیطی ترک تحصیل بین دانش آموزان عادی وبازمانده ازتحصیل

<

متغیر

دانش آموزان

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

عوامل محیطی ترک تحصیل

بازمانده

234

44/12

32/3

عادی

234

06/10

58/2