اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی در دوران بارداری بر سلامت روان مادران باردار

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد روانشناسی عمومی، تبریز، ایران

2 استاد یار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم تربیتی، تبریز، ایران.

چکیده

هدف این مطالعه تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی در دوران بارداری برسلامت روان مادران باردار بود. پژوهش حاضر مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری پژوهش زنان باردارشهری و روستایی بستان‌آباد است که برای انتخاب نمونه آماری ابتدا پرونده‌های مادران باردار موجود دریکی از مراکز بهداشتی درمانی شهری، روستایی بررسی و به روش در دسترس انتخاب، سپس بصورت غیرتصادفی، 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. مهارت‌های زندگی در 20 جلسه یک و نیم ساعته به گروه آزمایش ارائه شد. اطلاعات درباره متغیرهای پژوهش به کمک پرسشنامه سلامت عمومی (28-GHQ) در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون از گروه آزمایش و کنترل کسب شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی برای افزایش سلامت روانی مادران باردار گروه آزمایش مؤثر است. همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی بر اضطراب و اختلال خواب، افسردگی، بعد جسمانی و کارکرد اجتماعی مؤثر است. در کل نتایج این پژوهش بیانگر اثر بخش بودن آموزش مهارت‌های زندگی دردوران بارداری بر سلامت روان مادران باردار می‌باشد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effectiveness of teaching life skills during pregnancy on pregnant mothers’ mental health

نویسندگان [English]

  • Farideh Golshani 1
  • Gholam Reza Gholmohammad Nejad 2
  • Ali naghi Aghdasi 3
چکیده [English]

The aim of the current study was to study the effect of teaching life skills training during pregnancy on pregnant mothers' mental health. The present study is a semi empirical research with pre- test, post- test and control group. The statistical population included all the urban and rural pregnant women of Bostanabad. Firstly, In order to select the statistical sample, the existing files of pregnant mothers were examined in one of the urban and rural health and treatment centers and the individuals qualified to enter the study were chosen by random sampling, and then, 60 persons were randomly assigned in two groups, 30 in the experimental group and 30 in the control group, randomly.
Life skills have been thought during 20 sessions (90 min for each session) to the experimental group. The information about research variables were obtained by General Health Questionnaire (GHQ-28) in two steps of pre and post-test. The data analysis was done by ANOVA. The results showed that teaching life skill was effective in increasing the general health of pregnant mothers of the experiment group. Also, the results showed that teaching life skills had an effect on pregnant mothers’ anxiety and insomnia, depression, physical dimension and social function. In general, the present research results showed that teaching life skills during pregnancy was effective on pregnant mothers’ mental health.

کلیدواژه‌ها [English]

  • life skills training
  • pregnant mothers’ mental health

 

 

 

 

 

اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی در دوران بارداری بر سلامت روان مادران باردار

 

 

فریده گلشانی[1]

دکتر غلامرضا گل‌محمدنژاد*[2]

دکتر علی‌نقی اقدسی[3]

 

 

 

چکیده:

هدف این مطالعه تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی در دوران بارداری برسلامت روان مادران باردار بود. پژوهش حاضر مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری پژوهش زنان باردارشهری و روستایی بستان‌آباد است که برای انتخاب نمونه آماری ابتدا پرونده‌های مادران باردار موجود دریکی از مراکز بهداشتی درمانی شهری، روستایی بررسی و به روش در دسترس انتخاب، سپس بصورت غیرتصادفی، 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. مهارت‌های زندگی در 20 جلسه یک و نیم ساعته به گروه آزمایش ارائه شد. اطلاعات درباره متغیرهای پژوهش به کمک پرسشنامه سلامت عمومی (28-GHQ) در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون از گروه آزمایش و کنترل کسب شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی برای افزایش سلامت روانی مادران باردار گروه آزمایش مؤثر است. همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی بر اضطراب و اختلال خواب، افسردگی، بعد جسمانی و کارکرد اجتماعی مؤثر است. در کل نتایج این پژوهش بیانگر اثر بخش بودن آموزش مهارت‌های زندگی دردوران بارداری بر سلامت روان مادران باردار می‌باشد.  

 

واژگان کلیدی: آموزش مهارت‌های زندگی، سلامت روان زنان باردار

 

مقدمه:

سلامت عمومی از جمله مفاهیمی است که امروزه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، که دایره شمول موضوعات آن هر روز فراگیرتر می‌شود. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است و در هر طبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی، اشخاص نامتعادلی زندگی می‌کنند. برخورداری از تعادل روانی به عوامل متعددی بستگی دارد که مهم‌ترین آنها احساس امنیت، کارآمدی و ارزشمندی، فقدان اضطراب و افسردگی، عملکرد اجتماعی بالا و سلامت و شادابی جسمانی و روانی است. افرادی که دچار مسائل و مشکلات عصبی و روانی می‌شوند مضطرب، افسرده، بلاتکلیف، بی‌هدف و فرو رفته در خود می‌شوند و تداوم این اختلالات ممکن است شخصیت فرد را در هم بریزد و مشکلاتی از قبیل آشفتگی و پریشانی فکر و عدم تمرکز حواس و کاهش توان یادگیری و در عملکرد فرد اختلال ایجاد شود(نیاکروئی، 1382).

انسان دارای ابعاد زیستی، روانی واجتماعی است که هر یک بر دیگری تأثیر گذاشته و یا از دیگری تأثیر می‌پذیرد. هریک از این ابعاد نیازهای خاص خود را داشته و انسان درصدد برآورده کردن آنها می‌باشد. یکی از خواسته‌های طبیعی انسان که با هرسه بعد ارتباط پیدا می‌کند، صاحب فرزند شدن و بقاء نسل است که پدیده‌ای کاملاً طبیعی و بیولوژیکی است و علاوه بر آنکه با بهداشت جسمانی رابطه تنگاتنگ دارد، با بهداشت روانی نیز در هم آمیخته است(معین، 1380).

حاملگی یکی از عوامل استرس‌زای بزرگ زندگی است که می‌تواند سبب آشکار شدن یا تشدید زمینه ابتلا به افسردگی شود. در صورت وجود مشکلات زناشویی، حاملگی ناخواسته، سابقه شخصی یا خانوادگی افسردگی و وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایین، احتمال ابتلا به افسردگی افزایش می‌یابد (اسمیت[4]و همکاران، 2004).

اختلالات اضطرابی در بارداری از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که بیش از 50 درصد زنان باردار دچار درجاتی از اضطراب می‌شوند و از این میان 5/10–5/8 درصد دچار اضطراب منتشر، 2/5-4/1درصد دچار اختلال آسیمگی، 1/5-2/1درصد دچار وسواس و نیز 3درصد مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه می‌باشند(آونی بارون و ویگارتز [5]، 2011).

بیماری‌های روانی از جمله افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی، نشانه‌های بدنی از قبیل سردرد، صرع، ناراحتی‌های قلبی، آسم، فشار خون، زخم معده و. . . باعث می‌شود که در کارایی و کارکرد اجتماعی فرد اختلال به وجود آید. به عنوان مثال، مطالعه در زمینه‌ی فشارهای روانی و استرس نشان داده شده است که فشار روانی باعث ایجاد اختلال در عملکردهای اجتماعی، روان شناختی، جسمانی و خانوادگی فرد می‌شود. فشارهای روانی همچنین می‌توانند فرد را در ایجاد نقش‌های حرفه‌ای یا غیر حرفه‌ای (مانند نقش همسری یا والدینی) ناتوان سازند و سیستم ایمنی بدن را در مقابله با عوامل بیماری‌زا تضعیف نماید(شریفی، 1382). سلامت روان، شخصیت و چگونگی مقابله با استرس در مادران به نحو چشمگیری بر روی جنین اثر می‌گذارد با توجه به افزایش روز افزون فشارهای روانی و حضور فعال زنان در اجتماع و استرس‌هایی که به خاطر دو گانگی نقش بر آنان وارد می‌شود این موضوع پیش می‌آید که آیا زمانی که در این شرایط حامله می‌شوند توانایی کنار آمدن با فشارهای روانی را خواهند داشت. (خدارحیمی، 1377).

لذا زندگی در چنین شرایطی مهارت‌های خاصی را طلب می‌کند، مهارت‌هایی که بتواند درست زیستن یعنی زندگی سالم و با نشاط، توأم باصلح و بالندگی و کار آمدی را به ارمغان آورد (سرخوش، 1384). سازمان بهداشت جهانی مهارت‌های زندگی را با هدف توانمند کردن مطرح کرده و آنرا بصورت توانایی روانی–اجتماعی لازم برای رفتار انطباقی و مؤثر که افراد را قادر می‌سازد بطور مؤثر با مقتضیات و چالش‌های زندگی روز مره مقابله کنند، تعریف می‌کند آموزش این مهارت‌ها موجب ارتقاء رشد شخصی و اجتماعی و محافظت از حقوق انسان‌ها و پیشگیر ی از مشکلات روانی- اجتماعی است(سازمان بهداشت جهانی، 1377).

در زمینه اختلات روانی دوران بارداری مطالعات متعددی صورت گرفته است و شیوع متفاوتی از افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات روانی گزارش شده است. بطور مثال نتایج حاصل از تحقیقات فروزنده و همکاران (1377) نشان می‌دهد که میزان شیوع اختلالات روانی در سه ماهه اول حاملگی 7/29درصد و در سه ماهه دوم 6/28درصد و در سه ماهه سوم 6/39 درصد می‌باشد. تحقیقات انجام شده توسط کنت[6] (2011) بیان می‌کند که بیش از 80درصد زنان در طول بارداری دچار درجاتی از استرس‌های روانی- اجتماعی می‌شوند و در 20درصدزنان، این استرس‌ها در حد شدید می‌باشد. براساس مطالعات انجام شده توسط مک کارتی[7]و همکاران (2008)، خطرات فیزیکی متعددی همواره در ارتباط با مشکلاتی از سلامت روانی برای مادران وجود دارد. زنانی که سلامت روانی پایینی دارند، تمایل زیادی در جهت استفاده از مشروبات الکلی، داروها در طول بارداری داشته و تمایل کمتری برای داشتن حفظ مراقبت‌های کافی در دوران بارداری دارند.

بررسی سلامت روانی می‌تواند راه کارها و الگوهایی را برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش رفتارهای سازگارانه و مبارزه با بسیاری از عوامل تهدیدآمیز برای سلامت فراهم آورد و به تبع آن سبب انجام برنامه‌های بهداشتی و اقدامات پیشگیرانه در آموزش شود مراقبت از سلامت مادر در دوران حاملگی و جلوگیری از نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و فشارهای روانی او و آموزش برای آشنا ساختن آنان با مکانیزم‌های سازگاری، زیان‌های جبران ناپذیری را که ممکن است در نتیجه کوچک‌ترین اهمال در این دوره بوجود آید، کاهش می‌دهد(کرامت بخش‌ور، 1388).

بنابراین اگر عوامل مؤثر بر سلامت عمومی زنان باردار شناسایی گشته و به خوبی درک شوند، کمک زیادی در جهت بهبود سلامت عمومی زنان باردار خواهد شد. اما اگر در این حوزه سرمایه‌گذاری انسانی و مادی صورت نگیرد و سلامت عمومی زنان باردار مورد غفلت قرار گیرد مشکلات بسیاری از جمله ناسازگاری‌های فردی، اجتماعی، گریبان‌گیر آنان می‌شود. لذا توجه به سلامت عمومی زنان باردار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین لازم است در جهت پیشگیری و ارتقاء سطح سلامت عمومی برنامه‌های مدونی را فراهم نموده و با اجرای این برنامه‌ها از جمله آموزش مهارت‌های زندگی سلامت عمومی افراد را افزایش دهیم.

شواهد پژوهشی متعددی بر اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی برسلامت روان دلالت دارند. پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور در ارتباط با تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روانی افراد نشان می‌دهد که این آموزش‌ها عمدتأ برروی شیوه‌های مقابله با استرس متمرکز بوده است (گری 2009). در پژوهشی که کنراد[8]و همکارانش (2009)، در ارتباط با بهبود مهارت‌های زندگی و اعتماد به نفس در کارکنان بیمارستان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارت‌های زندگی، اعتماد به نفس در آنان بطور چشمگیری افزایش یافت. در پژوهشی که باب لاولیر[9] و همکاران (2010) در ارتباط با مهارت‌های ارتباطی مورد نیاز دانشجویان کارشناسی‌ارشد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که این مهارت‌ها بطور چشمگیری باعث افزایش اعتماد به نفس و ارتباط با دیگران و انعطاف‌پذیر شدن در آنان می‌شود. اسمیت و همکاران (2005) نشان دادند که از طریق آموزش مهارت‌های زندگی شامل مهارت‌های ارتباطی، تصمیم‌گیری در اداره گردانی اضطراب و استرس توانستند مصرف دارو و الکل را کاهش دهند.

پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که آموزش مهارت‌های زندگی در زمینه افزایش مدیریت استرس سلامت روانی، جسمانی، تقویت اعتماد به نفس و احترام به فرد، کمک به تقویت ارتباط بین فردی، پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری، اجتماعی، کاهش اضطراب و افسردگی و کاهش افت تحصیلی و افزایش مدیریت هیجان مؤثر بوده است (طارمیان و همکاران 1387؛ نیک‌پرورفرد 1384).

شیربیم و همکاران (1387) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های مدیریت استرس بر افزایش سلامت روان دانشجویان پرداختند. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که آموزش مهارت‌های مدیریت استرس باعث افزایش سلامت روان و کاهش نشانگان جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی می شود. خدیوی و همکاران (1384) در تحقیقی با عنوان تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی در زمینه پیشگیری از اقدام به خود کشی در زنان شهر اردل به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های زندگی در ارتقای بهداشت روان و پیشگیری اولیه از خودکشی مؤثر می‌باشد. طارمیان و همکاران (۱۳۷۸)، آموزش مهارت‌های زندگی را بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی‌گرایانه، کاهش افت‌تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی مؤثر قلمداد کرده است.

در کشور ما تاکنون اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان مادران باردار به صورت اختصاصی مورد بررسی قرار نگرفته است و اطلاعات در این مورد اندک و یا منتشر نشده (به صورت پایان‌نامه) می‌باشد لذا در این پژوهش محقق به دنبال آن است تا بررسی کند آیا آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان مادران باردار در دوران بارداری مؤثر است؟ اگر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان مادران باردار تأثیر داشته باشد کارشناسان می‌توانند با ارائه این آموزش‌ها موجب ارتقاء سطح سلامت روان مادران شده و از بروز مشکلات و اختلالات روانی در آنها پیشگیری نمایند.

روش شناسی

تحقیق حاضر، تحقیقی نیمه آزمایشی (نیمه تجربی) است که با استفاده از طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر زنان باردار شهری و روستایی بستان‌آباد می‌باشد. نمونه آماری تحقیق حاضر 60 نفر از زنان باردار شهری و روستایی بستان‌آباد است. بدین ترتیب که ابتدا پرونده‌ها بررسی و افراد به روش در دسترس انتخاب، سپس بصورت غیر تصادفی در گروه کنترل و آزمایش (30 نفر کنترل و 30 نفر آزمایش) جایگزین شدند.

ابزار گردآوری داده‌ها در تحقیق حاضر، پرسشنامه سلامت عمومی[10] (GHQ) است که در سال 1979 توسط گلدبرگ و هیلر ساخته شده و راجع به وضع کسالت، ناراحتی‌ها و سلامت عمومی فرد با تأکید بر مسائل روان شناختی، جسمانی و اجتماعی در زمان حال است. فرم اصلی آن 60 سؤالی است و با توجه به تجدید نظرهای مکرر جهت تناسب با شرایط و فرهنگ‌های مختلف فرم‌های کوتاه 12، 20، 28، 30 و 43 سؤالی از آن تهیه شده است. فرم مورد استفاده در تحقیق حاضر نسخه‌ی 28 سؤالی است که توسط محققان متعددی برای گروه‌های مختلف جامعه هنجاریابی شده است. برای نمونه هومن (1377)، پالاهنگ (1374)، پایایی پرسش‌نامه نسخه فارسی 28 سؤالی گلد برگ را به میزان 62/0تا 92/0 گزارش کرده‌اند به این معنی که در تمامی این تحقیقات پایایی در حد خوب و عالی برآورد شده است. گلدبرگ برای تعیین روایی پرسشنامه سلامت عمومی میزان همبستگی نمرات و ارزیابی بالینی را 80% گزارش نموده است. بهترین و مناسب‌ترین روش نمره‌گذاری استفاده از مدل ساده لیکرت (0، 1، 2، 3) برای گزینه‌های پرسشنامه است. نمره 23 و بالاتر نشانگر عدم سلامت عمومی و نمره پایین‌تر از 23 بیانگر سلامت عمومی می‌باشد(تقوی، 1380).

بعد از اخذ مجوز از شبکه بهداشت و درمان بستان‌آباد برای اجرای پژوهش ابتدا یکی از مراکز بهداشتی درمانی شهری، روستایی شهرستان را انتخاب و سپس پرونده مادران باردار بررسی و60 نفر افراد دارای ملاک ورود به مطالعه به روش در دسترس انتخاب شدند سپس به کلیه افراد نمونه نحوه کار و شیوه سنجش و مدت زمان شرکت در کلاس‌ها اطلاعات لازم ارائه شد. سپس آنها بصورت غیر تصادفی، 30 نفر در گروه کنترل و 30 نفر در گروه آزمایش جایگزین شدند و از کلیه افراد نمونه خواسته شد که به پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی گلدبرگ پاسخ دهند. برای انجام آموزش مهارت‌های زندگی، روزهای برگزاری جلسات گروه آزمایش معین گردید. جلسات گروه آزمایش به صورت کارگاه‌های آموزشی برای ده مهارت برگزار شد و به آنها هر هفته به مدت یک ساعت‌ونیم آموزش داده شد. روش کار در هر جلسه به صورت بحث و گفتگو، شرکت کردن تمام اعضا در مباحث و انجام دادن فعالیت کارگاهی بود. بعد از اتمام جلسات آموزشی گروه آزمایش، از افراد هردو گروه مجدداً پس‌آزمون به عمل آمد. محتوای آموزشی مورد استفاده در پژوهش حاضر با استفاده از بسته آموزشی مهارت‌های زندگی که توسط دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی کشور تهیه شده است، بود. خلاصه جلسات در ادامه آورده شده است.

جلسه

محتوی جلسات

1

آشنایی اعضا گروه با یکدیگر و با برنامه مهارت‌های زندگی، تعریف خودآگاهی و بیان ضرورت خودآگاهی، بحث در مورد فواید و کارکردهای خودآگاهی

2

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد شکل‌گیری خودآگاهی در انسان، اجزاء خودآگاهی، شناسایی ویژگی‌های قابل تغییر خود، تکیه بر نقاط قوت و پذیرش و رفع نقاط ضعف

3

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد اجزاء درونی انسان، شناخت استعدادها و توانمندی‌ها چگونگی تأثیر ارزیابی منفی بر احساسات و رفتار، آگاهی از حقوق و مسئولیت‌های خود

4

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، آشنایی با انواع ارتباط‌های کلامی و غیرکلامی، اهمیت ارتباطات مطلوب در موقعیت‌های مختلف

 

5

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در خصوص اهمیت برقراری رابطه مؤثر با دیگران و استمرار آن، موانع بر قراری ارتباط مؤثر

6

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، آشنایی با مفهوم تصمیم‌گیری، آشنایی با فرایند و روش تصمیم‌گیری

7

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، تعریف حل مسئله، بحث در مورد مفهوم رویارویی با مسئله، رویارویی هیجان‌مدار و مسئله‌مدار، ارتباط بین مسئولیت‌پذیری و رؤیارویی با حل مسئله

8

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد گام‌های مختلف حل مسئله، شناسایی طرح مسئله، تعریف دقیق مسئله

9

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد تولید راه حل‌های گوناگون و مناسب برای حل مسئله، اجرا و ارزیابی انتخاب مناسب

10

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، آگاهی از مفهوم همدلی، درک تأثیر گوش دادن بر همدلی

11

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، آگاهی ازمفهوم تفکر انتقادی، درک مسئله تفکر انتقادی بر زندگی فردی و اجتماعی، آشنایی با فرایند و روش تفکرانتقادی، آشنایی با عوامل مؤثر در تفکرانتقادی

12

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، اشنایی با مفهوم تفکر خلاق، آشنایی با فرایند وروش تفکر خلاق، آشنایی با عوامل مؤثر در تفکر خلاق، آگاهی از ویژگی های تفکر خلاق

13

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، تعریف دقیق استرس و علائم آن، بحث در مورد چگونگی تأثیر این علایم بر فرد

14

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد الگوهای فکری معیوب که موجب استرس فرد می‌شود. شیوه‌های مقابله‌ای هیجان‌مدار و مسئله‌مدار

15

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث درمورد استفاده از خودآرام‌سازی بدنی و حساسیت‌زدایی منظم به عنوان شیوه‌هایی ‌برای مقابله با استرس

16

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد انواع هیجان‌ها، آشنایی با جنبه‌های مثبت و منفی هیجان‌ها

17

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، آشنایی با هوش هیجانی، آگاهی از اهمیت مدیریت هیجان‌ها

18

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در تعریف ارتباطات مؤثر، ضرورت ایجاد ارتباط براساس سلسله مراتی نیازها

19

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث در مورد مراحل ارتباط بین فردی مؤثر، رفتارهایی که نقش مهمی در این مراحل دارند

20

ارائه گزارش از تکالیف جلسه قبل و دادن پس‌خوراند، بحث درمورد ادمه یک گفتگو، هنر گوش دادن، تمرین مرحله اول و دوم مهارت ارتباط در جلسه، بحث در مورد پایان دادن به گفتگو و هوشیار بودن در برقراری ارتباط با دیگران

به منظور بررسی داده‌ها و تجزیه و تحلیل نتایج این پژوهش، در بخش آمار توصیفی از جداول توزیع فراوانی، نمودارها، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی برای بررسی هر کدام از فرضیه‌ها از تحلیل کواریانس استفاده شده است.

یافته‌ها:

جدول1: توصیف آماری سلامت روان و مؤلفه‌های آن در گروه آزمایش و گواه(پیش‌آزمون و پس‌آزمون) به همراه نتایج تحلیل کواریانس

سلامت روان و مؤلفه‌های آن

گروه آزمایش (N=30)

گروه گواه(N=30)

نتایج حلیل کواریانس

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

سلامت روان

پیش‌آزمون

36/34

88/5

46/33

5/5

F=274/31

P= 001/0

پس‌آزمون

36/13

56/1

6/17

83/3

علایم جسمانی

پیش‌آزمون

63/8

32/2

76/7

67/1

F= 6/12

P= 001/0

پس‌آزمون

36/3

15/1

7/4

6/1

کارکرد اجتماعی

پیش‌آزمون

46/8

33/2

03/8

51/1

F= 22/5

P= 026/0

پس‌آزمون

46/3

73/0

06/4

17/1

افسردگی

پیش‌آزمون

33/9

56/2

83/8

29/2

F= 98/4

P= 041/0

پس‌آزمون

6/3

03/1

2/4

24/1

اضطراب

پیش‌آزمون

9/7

15/2

83/8

11/2

F=8/13

P= 001/0

پس‌آزمون

93/2

2/1

63/4

97/1

براساس جدول 1 میانگین نمرات گروه گواه در پس‌آزمون در تمام ابعاد بالاتر از گروه آزمایش است. لازم به ذکر است که نمرات پایین نشانگر سلامت عمومی بهتر می‌باشد.

قبل از بررسی فرضیه‌های تحقیق ابتدا مفروضه‌های تحلیل کواریانس، نرمال بودن توزیع متغیر، یکسان بودن شیب خط رگرسیون و همسانی واریانس‌ها برررسی شد که نتایج آن نشان داد؛ توزیع نمرات پیش‌آزمون- پس‌آزمون نمرات سلامت روان و مؤلفه‌های آن در گروه کنترل و آزمایش با توزیع نرمال تفاوت معنی‌دار ندارد. همچنین بر اساس نتایج سطح همگنی رگرسیونی و همسانی واریانس‌ها برقرار است. بنابراین می‌توانیم از تحلیل کواریانس جهت تحلیل فرضیه‌های تحقیق استفاده کنیم.

نتایج بدست آمده از جدول 1 نشان می‌دهد زمانی که اثر پیش‌آزمون از روی نتایج پس‌آزمون مربوط به گروه‌ها حذف شود، تفاوت بین گروه‌ها در سطح 95 درصد اطمینان معنی‌دار می‌باشد. بنابراین فرض صفر پژوهش رد و فرض محقق پذیرفته می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان مادران باردار در دوران بارداری مؤثر است. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، آموزش مهارت‌های زندگی بر بعد علایم جسمانی مؤثر است. همچنین نتایج نشان دهنده این است که آموزش مهارت‌های زندگی بر بعد کارکرد اجتماعی، افسردگی و اضطراب سلامت روان مادران باردار مؤثر است.

بحث و نتیجه‌گیری:

پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی در دوران بارداری بر سلامت روان مادران باردار مؤثر است. این نتیجه با نتایج تحقیق معینی (1386)، شیربیم و همکاران (1387)، صادقی موحد و همکاران (1387)، طارمیان و همکاران (۱۳۷۸)، ثمری و لعلی‌فاز (1384)، کنراد[11] و همکاران(2009)، باب لاولیر[12] و همکاران(2010) همسو است. آنان در تحقیق خود نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، ارتباط با دیگران و انعطاف‌پذیر شدن، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی گرایانه، کاهش افت تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی مؤثر بوده است.

یادگیری مهارت‌های زندگی موجب افزایش ظرفیت روانشناختی افراد می‌شود، ظرفیت روانشناختی یک فرد عبارتند از: توانایی شخص در مواجهه با انتظارات و سختی‌های زندگی روزمره. هر قدر این ظرفیت روانشناختی بیشتر باشد به همان اندازه شخص قادر خواهد