بررسی رابطه مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده در سال‌تحصیلی 89-1388

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم تربیتی، تبریز، ایران.

2 عضو هیئت علمی پژوهشکده کاربردی تعلیم و تربیت

3 کارشناس‌ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه مؤلفه­های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان نقده در سال‌تحصیلی 89- 88 اجرا شده است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از جهت نوع به صورت توصیفی– همبستگی می­باشد. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی استفاده گردیده است که پس از تأیید روایی طی یک آزمون مقدماتی بر روی40 نفر از دانشجویان با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سازمان یادگیرنده 93% و پرسشنامه 80% بدست آمد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان نقده به تعداد کل 3970 نفر که 2233 نفر آن دانشجوی دختر و 1737 نفر دانشجوی پسر تشکیل می­دهد از این تعداد 350 نفر دانشجو به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. نمونه آماری دانشجویان دختر و پسر به نسبت جمعیت هر طبقه به ترتیب 196 نفر دختر و 154 نفر پسر بدست آمد. یافته­های تحقیق نشان داد که وضعیت کاربست مؤلفه­های سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام­نور در حد متوسط و همچنین وضعیت نگرش کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه پیام نور در حد بالا می­باشد. در بین مؤلفه­های سازمان یادگیرنده، مؤلفه تفکر سیستمی بیشترین رابطه را با نگرش کارآفرینی دانشجویان نشان می­دهد. علاوه بر این بین مؤلفه‌های قابلیت شخصی، مدل­های ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی با نگرش کار آفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. بطور کلی بین سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی‌داری مشاهده شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A study of the relationship between the components of learning organization with students’ entrepneurship attitude in naghadeh payam noor university in 2009-2010

نویسندگان [English]

  • Davood Hosseini nasab 1
  • Assadullah Khadivi 2
  • Abdollah Mussazadeh 3
چکیده [English]

This research has been done to examine the relationship between the components of learning organization with entrepreneurship attitude of students’ in Naghadeh payam noor university during 2009-2010 educational year. The method of the research considering its goal is functional and considering its type is descriptive–correlation. For gathering the data, two questionnaires were used: Both of them were made by the researcher on learning organization and entrepreneurship attitude questionnaires. After validity-reliability verification through a pre examination on 40 students’ using alpha cronbach formula, the results were: 0.93 for learning organization questionnaire and 0.80 for entrepreneurship attitude questionnaire. The statistical population for this research was male and female students in Naghadeh payam noor university. It is 2233 female students’ and 1737 male students’ (total 3970). The 350 students’ were selected as statistical sample according to cochran formula. The statistical sample in accordance with the total number of each group is 196 female and 154 male students’. The findings of the research showed that the components of learning organization at university were average, also the students’ entrepreneurship attitude was high. Among the components of learning organization, system thinking showed the most correlation with students’ entrepreneurship attitude. Furthermore, among the components of personal mastery, mental models, shared vision, team learning showed direct and meaningful correlation with students’ entrepreneurship attitude. All in all, a direct and meaningful correlation was seen between the learning organization and the students’ entrepreneurship attitude.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Learning
  • Learning Organization
  • Organizational Learning
  • entrepreneurship

«علوم تربیتی»

سال سوم ـ شماره 12 ـ زمستان 1389

ص. ص. 46- 29

 

 

 

 

 

 

 

بررسی رابطه مؤلفه­های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده در سال‌تحصیلی 89-1388

 

دکتر سیّدداوود حسینی‌نسب[1]

دکتر اسداله خدیوی[2]

عبداله موسی‌زاده[3]

 

چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه مؤلفه­های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان نقده در سال‌تحصیلی 89- 88 اجرا شده است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از جهت نوع به صورت توصیفی– همبستگی می­باشد. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی استفاده گردیده است که پس از تأیید روایی طی یک آزمون مقدماتی بر روی40 نفر از دانشجویان با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سازمان یادگیرنده 93% و پرسشنامه 80% بدست آمد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان نقده به تعداد کل 3970 نفر که 2233 نفر آن دانشجوی دختر و 1737 نفر دانشجوی پسر تشکیل می­دهد از این تعداد 350 نفر دانشجو به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. نمونه آماری دانشجویان دختر و پسر به نسبت جمعیت هر طبقه به ترتیب 196 نفر دختر و 154 نفر پسر بدست آمد. یافته­های تحقیق نشان داد که وضعیت کاربست مؤلفه­های سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام­نور در حد متوسط و همچنین وضعیت نگرش کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه پیام نور در حد بالا می­باشد. در بین مؤلفه­های سازمان یادگیرنده، مؤلفه تفکر سیستمی بیشترین رابطه را با نگرش کارآفرینی دانشجویان نشان می­دهد. علاوه بر این بین مؤلفه‌های قابلیت شخصی، مدل­های ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی با نگرش کار آفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. بطور کلی بین سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی‌داری مشاهده شد.

واژگان کلیدی: یادگیری، سازمان یادگیرنده، یادگیری سازمانی، کار آفرینی.

 

مقدمه

عصر ما عصر شتاب و سرعت، عصر دگرگونی و تغییر است. موج این تغیییرات زندگی همه­ی ما را نیز خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر قرار می­دهد. از اینرو جامعه­ای در جهت سازگاری با تغییرات و رقابت‌های جهانی پیشتاز خواهد شد که از نیروی انسانی ماهر و متخصص، خلاق و خودباور برخوردار باشد. کشور ما نیز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک نظام آموزشی پویا و مترقی است. رشد سریع جمعیت و افزایش نرخ بیکاری به ویژه در میان دانش­آموختگان و فارغ التحصیلان دانشگاه­ها و به طبع آن مشکلات اجتماعی دیگر چالش­هایی است که جامعه ما درگیر آن است. در شرایط کنونی یکی از عواملی که سبب دگرگونی چهره­ی اقتصادی، اجتماعی و صنعتی یک کشور می­شود فعالیت­های کارآفرینانه، برخورداری از روحیه کارآفرینی و در نهایت کارآفرینی انسان است. از نظر تیمونز[4] "کارآفرینی خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیچ است کارآفرین کسی است که دارای قدرت درک بالا و توانایی یافتن فرصت‌هاست و می­تواند از طریق پرورش اندیشه و ایده خود و تبدیل آن به محصول یا خدمتی جدید، اقدام به ارزش آفرینی از هیچ نماید" (نقل از احمد پورداریانی، 1387، ص 24).

در دهه کنونی و در محیط اقتصادی پررقابت، هر سازمانی که بخواهد به موفقیت کامل دست یابد ابتدا باید یک نکته اساسی را در نظر داشته باشد: موفقیت در اقتصاد امروز کاملاً به یادگیری فردی و سازمانی بستگی دارد. بنابراین، باید در نظر داشت که در آینده سازمان­هایی به تعالی دست خواهند یافت که دریابند چگونه می­توان در همه سطوح و بخش­های سازمان علاقه، تعهد و قابلیت یادگیری در افراد را توسعه داد. امروزه مفهوم نوینی که با پیچیده شدن محیط سازمان­ها مطرح می­شود، «سازمان­های یادگیرنده» می­باشد. سازمان­های یادگیرنده (معرفت­پذیر) سازمان­هایی هستند که می­توانند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزارهای لازم را جهت تطبیق خود با محیط فراهم آورند و بدین وسیله به حیاط خود ادامه دهند و در شکوفایی ویژگی­هایی چون خلاقیت، خودباوری، آینده‌نگری، خطرپذیری و تمایل به کامیابی در افراد مؤثر باشند. سازمان­های یادگیرنده را به تعبیری دیگر می­توان سازمان­های کارآفرین و دانش­آفرین نامید." سازمان­هایی که در آنها خلق دانش و آگاهی­های جدید، ابداعات و ابتکارات یک کار تخصصی و اختصاصی نیست؛ بلکه نوعی رفتار همگانی است، روشی که همه اعضای سازمان بدان عمل می­کنند. در این نوع سازمان­ها هر فرد، انسانی خلاق و دانش­آفرین است" (تقی‌زاده، تاری، 1386، ص 29).

امروزه دغدغه آموزش عالی این است که دانش­آموختگان آن بتوانند از دانش کارآور و فن­آوری و مهارت­های حرفه­ای برخوردار شوند تا بتوانند کارآفرینی کنند و مشاغلی تازه پدید آورند. بر اساس آمار، سالانه حدود 270 هزار دانش­آموخته دانشگاه­ها وارد بازار کار می­شوند، اما ظرفیت بازار کار جوابگوی این تعداد نیست. در پایان سال 1376، نرخ بیکاری دانش­آموختگان معادل 9/15 درصد بوده است که در حال حاضر بر اساس آمارهای رسمی این نرخ معادل 17 درصد است (حسینی و عزیزی، 1386). بارتون کلارک[5] معتقد است که دانشگاه­های پویا در هزاره جدید دانشگاه­هایی هستند که کار آفرین باشند و بتوانند ارزش­های تخصصی و مدیریتی را تلفیق کنند (نقل از حسینی‌لرگانی، 1387). همانطور که جامعه از عصر صنعتی به عصر دانش‌ گذر می­کند، مسئولیت مشاغل نیز در حال تغییر است. ما به دورانی وارد شده­ایم که در آن تولید، بیشتر با فکر سر و کار دارد تا با دست؛ کارکنان به سمتی حرکت می­کنند که از نیاز به فراگیری مهارت‌های تکراری به سوی کسب آگاهی از نحوه­ی مدیریت موارد استثنایی و غیرعادی، از تکیه داشتن بر ذهن و حقایق ثبت شده در آن به سوی پویایی و خلاقیت، از خطرگریزی به سوی خطرپذیری و از تمرکز بر رویه­ها و خط مشی­ها بسوی ایجاد همکاری با افراد پیش می­رود. در نتیجه، نیروی کار نیز به سرعت در حال تغییر است (مارکوارت[6]، 1385، ص 21). موفقیت و بالندگی در محیط­های بازار کار امروز شدیداً به یادگیری بستگی دارد و یکی از راه‌های کسب مزیت رقابتی پایدار، تأکید بر یادگیری مستمر فراگیران به منظور نیل به اهداف سازمانی با حداکثر اثربخشی است. مسلماً محیط متغییر امروز، به سازمان­ها اجازه نخواهد داد که در مقابل فشارهای ناشی از مهارت­ها، توانایی­ها و تکنولوژی­ها­ی رقبا، به صورت سنتی و همیشگی اداره شوند. بستر سازی، زمینه سازی یادگیری و آموزش سریع‌تر از رقبا می­تواند به سازمان کمک کند تا نسبت به رقبا سریع‌تر و بهتر گام بردارد. بنابراین گرایش به سمت یادگیری سازمانی، اساس بقاء و بهبود عملکرد سازمانی است (سبحانی‌نژاد و همکاران، 1385، ص 21). ضرورت تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده از آنجا ناشی می­شود که با افزایش پیچیدگی و سرعت تغییرات محیطی، عدم اطمینان در محیط سازمانی فزونی یافته است. سازمان­ها نیاز بیشتری به دانش و آگاهی گسترده از عوامل محیطی دارند تا بتوانند خود را با تغییرات و تحولات محیطی تطبیق دهند در حقیقت در دنیای متغیر، فرایند یادگیری نیز متحول شده است. زمانی که آینده امتداد حال بود، معقول به نظر می­رسید که فرض کنیم آنچه امروز کارساز است، سال بعد هم می­تواند مؤثر باشد. دنیای کسب و کار ثبات ندارد، پیوسته تغییراتی را شاهد هستیم که نه تنها سریعتر از گذشته به وقوع می­پیوندد بلکه ناپیوسته هم هستند. چنین تغییراتی تداوم ندارند و از توالی منطقی نیز پیروی نمی­کند در نتیجه آنهایی که نتوانند تغییر کنند و به ثبات ادامه دهند، محو خواهند شد. به عبارت دیگر تنها راه چاره سازمان­ها آن است که از طریق یادگیری، عادات جدید را کسب کنند. هریسون اون[7] در کتاب خود با عنوان"ببر سواری: انجام کسب و کار در دنیای در حال تحول" می­نویسد: " زمانی وظیفه­ی اصلی کسب و کار، سودآوری و تولید محصول بود. اکنون وظیفه­ی اصلی کسب و کار تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده­ی اثر بخش است. این بدان معنی نیست که سود و محصول دیگر مهم نیست بلکه بدین معنی که بدون یادگیری مستمر دستیابی به آنها ناممکن خواهد بود" (نقل از زالی، 1385 ص 2). شومپیتر[8] پدر علم کارآفرینی بر این باور است که رشد و توسعه اقتصادی در یک نظام زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین آحاد جامعه با خطرپذیری، اقدام به نوآوری کرده و با نوآوری آنها روش­ها و راه حل­های جدید جایگزین راهکارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود و تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی ایجاد می­گردد و این دو مشخصه­ی یک اقتصاد سالم است (نقل از احمدپورداریانی، 1387، ص 10). تحقیقات زیادی در رابطه با سازمان یادگیرنده و کارآفرینی صورت گرفته و نتایج متفاوتی بدست آورده­اند که خلاصه آنها به قرار زیر است:

راشید(2000)، مصحف(1384)، حسینی و عزیزی(1386)، نشان داده­اند که بکارگیری روش­های توسعه، آموزش و مشاوره شغلی تغییر معنی­داری در نگرش افراد نسبت به کارآفرینی ایجاد نموده ­است. همچنین دیویس(2005)، لین(2004)، موسوی(1386)، مصطفوی(1388)، محمودزاده(1384)، کراوفورد(2004)، بیان کرده‌اند که به کارگیری ابعاد و مؤلفه­های سازمان یادگیرنده در رشد، توسعه­ی سازمانی، خلاقیت، اثربخشی و یادگیری گروهی مؤثر بوده و رابطه­ی مثبت و معنی­داری دارد و برای یادگیرنده شدن سازمان­ها وجود جهت دهی­های عمیق یادگیری، ایجاد تغییرات در بینش­ها، الگوهای ذهنی، داشتن بینش مشترک، توسعه­ی تفکر سیستمی به منظور تحلیل و درک درست مسائل پیچیده لازم و ضروری به نظر می­رسد.

طی دهه اخیر و همزمان با موج عظیم تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛ سازمان­ها برای حفظ و بقای خود تلاش گسترده­ای را برای خارج شدن از قالب­های غیر پویا و حرکت به سمت سازمان­های یادگیرنده آغاز کرده اند. قانون دوم ترمودینامیک می­گوید: در یک سیستم بسته، بی­نظمی افزایش می­یابد که به آن آنتروپی گفته می­شود، این قانون در خصوص جامعه و سازمان نیز صدق می‌کند. سازمان­ها، امروز، دچار تغییرات شگرفی شده­اند؛ رشد سازمانی و تبدیل شدن سازمان از شکل بسته به موجودیتی زنده و تغییر الگوهای ثابت و از پیش تعیین شده سازمان به الگوهای سازگار شونده و منعطف، نمونه­هایی از تغییراتی می­باشند که در سازمان­ها به وجود آمده است (هونگ و کو[9]، 1991). تغییر و تحولات سریع عوامل محیطی، میزان و پیچیدگی و ابهام را افزایش داده و مدیریت سازمان­ها را با چالش­های جدی مواجه کرده­است. در چنین شرایطی استفاده از پارادایم قدیمی فرماندهی و کنترل که بر تخصص­گرایی و کارایی تأکید دارد و منجر به ایجاد سازمان­های چند بخشی می­شود، چاره­ساز نیست (جیمز[10]، 2003)، سازمان­ها بدون آموزش و یادگیری از تجربیات خود و دیگران توان مواجهه اثر بخش با چنین شرایطی را نخواهند داشت و امروزه برای حفظ رقابت و مزیت رقابتی در مقابله سریع با تغییرات و چالش­ها شکل جدیدی از سازمان­ها در حال گسترش است که سازمان یادگیرنده نام دارد. زیر سیستم اصلی سازمان یادگیرنده، یادگیری است. سرعت، کیفیت و فرآیندهای یادگیری و محتوای اصلی‌شان، سایر زیر سیستم­های یادگیرنده را پشتیبانی و تقویت کرده، آنها را توسعه می­دهد. یادگیری تعاریف گوناگونی دارد، اما در تمامی این تعاریف تغییر رفتار به عنوان اساسی­ترین رکن یادگیری قلمداد شده است. یادگیری فرآیندی است که در آن افراد رفتارها و پندارهایشان تغییر می­یابد و به گونه­ای دیگر می‌اندیشند و عمل می­کنند (مجتهدی، 1387، ص 9). سازمان­هایی موفق­تر هستند که زودتر، سریع­تر و بهتر از رقبا یاد بگیرند و این یادگیری و آموخته­ها را در فرآیندهای کاری خود نشان دهند. سازمان­ها به جای رفتارها و حرکت­های سنتی خود که در بهترین شکل آن در برگیرنده آموزش نیز بود، تبدیل به سازمانی می­شوند که همواره در پی یادگیری هستند و کوشش خود را در جهت یادگیری به عنوان یک امتیاز رقابتی به کار می­برند (سبحانی‌نژاد و همکاران، 1385). یادگیری سازمانی فرایندی پیوسته و مداوم به منظور رشد و بهبود است، به طوری که:

الف ـ از اطلاعات یا باز خور درباره فرایندها و پیامدها استفاده می­کند.

ب ـ با فعالیت­های کاری توأم است و در درون شالوده­های سازمان مانند فرهنگ، ساختار، رهبری، ارتباطات و غیره انجام می­شود.

ج ـ ارزش­ها، نگرش ها و ارداکات بین اعضای سازمان را مورد توجه قرار می­دهد (بت و زاوری[11]، 2002).

بنابراین ملاحظه می­شود که یادگیری سازمانی به عنوان راهی تعریف شده­است که طی آن سازمان­ها به تولید، تکمیل و سازماندهی پرداخته، فعالیت­های خود را بر اساس آن عادی می­سازند و آن را به درون فرهنگ خود وارد می­کنند (مهرا و داوان[12]، 2003)

سنگه[13] سازمان یادگیرنده را سازمانی می­داند که به طور مداوم ظرفیت خود را به منظور خلق آینده توسعه می­دهد. برای چنین سازمانی فقط حفظ حیات کافی نیست و در آن یادگیری برای بقایا آنچه که یادگیری تطابقی نامیده می­شود، با یادگیری مولد در هم آمیخته می­شود و منجر به نوعی یادگیری می‌شود که ظرفیت خلاق بودن ما را افزایش می­دهد (نقل از قربانی‌زاده، 1387، ص 72 ).

مؤلفه­های تشکیل دهنده سازمان یادگیرنده از نظر سنگه عبارتند از:

1– قابلیت شخصی؛ یادگیری، توسعه ظرفیت فردی برای ایجاد نتایج مطلوب­تر است و خلق محیط سازمانی است که تمامی افراد را به توسعه ظرفیت رسیدن به اهداف و مقاصد انتخابی‌شان تشویق می­کند. کارکنان سازمان یادگیرنده باید در زمینه­های فکری، تحقیق، حل مسأله و اجتماعی مهارت کسب کنند و قدرت تحمل ابهام را داشته باشند. این افراد باید نسبت به خود احساس مثبت داشته باشند و چنین بیندیشند که وجود آنها برای سازمان مفید است (مولمن[14]و بروخوئیس، 2001، ص 271).

2– مدل­های ذهنی؛ منعکس کننده تصاویر درونی افراد از دنیای واقعی است که به طور مداوم بر وضوح و روشنی آن افزوده شده و بهبود پیدا می­کند. در سازمان یادگیرنده به این نکته توجه می­شود که این الگوهای ذهنی هستند که اقدامات و تصمیم‌گیری‌های افراد را شکل می­دهند. الگوهای ذهنی به عنوان عامل واسط و میانجی بین مهارت فردی و یادگیری تیمی عمل می­کنند (همان منبع).

3– آرمان مشترک؛ از طریق ایجاد تصاویر مشترک از آینده مطلوب و تنظیم اصول و اقدامات راهنما برای تحقق آن می­توان احساس مسئولیت را در افراد و گروه­های سازمان افزایش داد. هر فردی در سازمان با توجه به پیشینه شخصی، تجربه و دانش خود واقعیت­ها را ادراک و تعبیر و تفسیر منحصر به فردی ارائه می­دهد که نشان دهنده الگوی ذهنی آن فرد است؛ در تعامل افراد با یکدیگر و گفت وگوی آزاد بین آنهاست که مدل­های ذهنی مبادله و مورد بحث و بررسی قرار می­گیرد و در صورت لزوم تغییر پیدا می­کند و در نتیجه آن، چشم انداز مشترک بوجود می­آید. بنابراین، چشم‌انداز مشترک، نتیجه یادگیری جمعی است که در سطح راهبردی سازمان ایجاد می­شود و خود شرط یادگیری در سطح عملیاتی به حساب می­آید (مولمن و بروخوئیس، 2001، ص 272).

4– یادگیری تیمی؛ مهارت­های گفت وگو و تفکر جمعی است و طی آن گروهی از افراد می­توانند هوش و توانایی خود را افزایش دهند. لازم به یادآوری است که هوش و توانایی گروهی چیزی بیش از مجموع استعدادهای افراد می­باشد.

5– تفکر سیستمی؛ روشی از تفکر و زبانی برای تشریح و فهم نیروها و اصول دیگر است و روابط متقابل فرامین و اصول مختلف را که رفتار سیستم را شکل می­دهند، توضیح می­دهد. با توجه به اصل تفکر سیستمی می­توان گفت که چشم‌انداز مشترک در دو سطح گروه و سازمان قابل شناسایی و ایجاد است (قربانی‌زاده، 1387، ص 79).

واژه کارآفرینی واژه­ای نو، که از کلمه­اش نمی­توان به مفهوم واقعی آن دست یافت. این واژه از کلمه فرانسوی Enter prendre (به مفهوم تعهد کاری) نشأت گرفته و در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان­ها راه یافته است. به عبارت دیگر هنوز در فارسی معادل دقیقی برای انتقال مفهوم آن نداریم و اغلب واژه کارآفرینی را برای آن به کار می­برند(احمدپورداریانی، 1387). به طور کلی کارآفرینی از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون مختلف زندگی انسان حضور داشته و مبنای تمامی تحولات و پیشرفت­های بشری بوده است (صمد آقایی، 1380). ژوزف شومپیتر[15] کارآفرینی را به عنوان نیروی بر هم زننده اقتصاد به کاربرده و آن را تحت عنوان «تخریب خلاق» نامگذاری کرد. کارآفرینی شومپیتری شامل سه ویژگی اساسی است:

1– کارآفرینی از قبل قابل درک است. اما نمی­توان با به کار بردن قوانین معمولی و با استنباط از حقایق موجود به طور عملی آن را پیش­بینی کرد.

2– کارآفرینی رویدادها و نتایج بلند مدت را شکل می­دهد و برای این که موقعیت­های مناسبی خلق کند، موقعیت­های اقتصادی و اجتماعی را تغییر می­دهد.

3– کثرت و تکرار رویدادهای کارآفرینانه به کیفیت نسبی نیروها، تصمیمات فرد، اقدامات و الگوهای رفتاری بستگی دارد ( فو و یو[16]، 2001 ).

 می­توان گفت کارآفرینی فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت­مندی و یا تقاضای جدید می­شود. کار آفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه­ی منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره­گیری ازفرصت­هاست (احمد پورداریانی، 1387).

لذا پژوهش حاضر در نظر دارد تا مؤلفه­های سازمان یادگیرنده که عبارتند از: قابلیت­های شخصی، مدل­های مذهبی، آرمان­های مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی را با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده مورد بررسی قرار دهد تا اهمیت دانشگاه به عنوان سازمان یادگیرنده و کارآفرین و ارتباط مؤلفه­های آن با ویژگی­های کارآفرینی را نشان دهد و جامعه­ی امروزی ما را از حالت رخوت و سستی به سوی خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی سوق دهد.

 

فرضیه‌های تحقیق

1- بین قابلیت شخصی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

2- بین مدل­های ذهنی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

3- بین آرمان­های مشترک با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

4- بین یادگیری تیمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

5- بین تفکر سیستمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

6-  به طور کلی بین مؤلفه­های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

 

پرسش­های تحقیق

1- وضعیت سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام نور نقده چگونه است؟

2- وضعیت نگرش کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه نقده چگونه است؟

3- کدامیک از مؤلفه­های سازمان یادگیرنده توجیه کننده نگرش کارآفرینی دانشجویان است؟

 

روش­شناسی تحقیق

پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده­ها از نوع تحقیقات توصیفی– همبستگی می­باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده در سال‌تحصیلی 89–88 که تعداد آنها3970 نفر می­باشد. از این تعداد 1737 نفر دانشجوی پسر و 2233 نفر دانشجوی دختر می­باشد، نمونه آماری در این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 350 نفر می­باشد که بصورت نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی از بین دانشجویان دختر(196نفر) و پسر(154نفر) انتخاب گردیدند. با توجه به اینکه جامعه مورد بررسی دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده می­باشد، ابتدا دانشجویان به چند طبقه­ی (رشته) نسبتاً همگن تقسیم می­شود و سپس با روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی (نسبت به جمعیت هر طبقه) نمونه مورد نظر انتخاب می­شود. در این پژوهش برای جمع­آوری داده­ها از دو ابزار اندازه­گیری، شامل دو پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی که برای سنجش پایایی پرسشنامه­های سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفریی در اختیار 40 نفر از دانشجویان جامع آماری تحت بررسی به صورت مقدماتی قرارگرفتند و پایایی آنها از طریق فرمول آلفای کرونباخ و با استفاده از نرم­افزار SPSS برای پرسش­نامه سازمان یادگیرنده 93% و برای پرسشنامه نگرش کارآفرینی 80% بدست آمده­است که این مقدار از نظر علمی برای موارد کاربردی قابل قبول می­باشد.

 

نتایج تحقیق:

سؤال یک تحقیق: وضعیت سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام نور نقده چگونه است؟

 با توجه به جدول (1) میانگین نمره سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام نور نقده 008/74 می­باشد. علاوه برآن در این جدول نمرات مؤلفه‌های سازمان یاد گیرنده نیز آورده شده است. حداقل امتیاز پرسشنامه سازمان یادگیرنده 28 و حداکثر امتیاز آن 140 می باشد.

جدول (1): حداقل، حداکثر، میانگین و انحراف معیار سازمان یادگیرنده و مؤلفه­های آن

متغیر

تعداد

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف‌معیار

ضریب‌کجی

دامنه‌تغییرات

سازمان یاد گیرنده

350

28

126

008/74

46/19

29/0

98

مؤلفه­های سازمان یاد گیرنده

قابلیت شخصی

350

8

40

4/20

07/6

61/0

32

مدل‌های ذهنی

350

6

30

42/15

21/5

42/0

24

آرمان‌ها مشترک

350

5

24

56/13

14/4

17/0

19

یادگیری تیمی

350

4

20

05/11

44/3

13/0-

16

تفکر سیستمی

350

5

25

56/13

45/4

25/0

20

با توجه به جدول (1) ملاحظه می­گردد که نمره میانگین سازمان یادگیرنده، 008/74 با انحراف استاندارد 46/19 و ضریب کجی 29/0 می باشد، به طوریکه کمترین نمره میانگین سازمان یادگیرنده 28 و بیشترین آن، 126 می‌باشد. براساس جدول(2) رتبه‌بندی نمرات و به کارگیری مؤلفه­های سازمان یادگیرنده توسط دانشجویان نشان می‌دهد که 4/39% از دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده در رتبه متوسط، 3/34% در رتبه پایین، 6/12% در رتبه بالا، 3/12% در رتبه خیلی پایین و4/1% دررتبه بسیار بالا قرار دارد.

جدول (2) : فراوانی نمرات سازمان یادگیرنده بر حسب رتبه

دامنه نمرات سازمان یادگیرنده

شماره رتبه

رتبه

فراوانی

درصد

درصد معتبر

درصد تجمعی

50-28

1

خیلی پایین

43

3/12%

3/12%

3/12%

73-51

2

پایین

120

3/34%

3/34%

6/46%

96-74

3

متوسط

138

3/39%

3/39%

86%

119-97

4

بالا

44

6/12%

6/12%

6/98%

140-120

5

خیلی بالا

5

4/1%

4/1%

100%

کل

350

100%

100%

........

سؤال دو تحقیق: وضعیت نگرش کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه پیام نور نقده چگونه است؟ همانطور که جدول (3) نشان می‌دهد، میانگین نمره نگرش کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه پیام نور نقده برابر با 33/86 می‌باشد، با توجه به نمره‌گذاری پرسشنامه نگرش کارآفرینی حداقل امتیاز 23 و حداکثر نمره در نگرش کارآفرینی 115 می­باشد.

جدول (3): حداقل، حداکثر، میانگین و انحراف معیار نگرش کار آفرینی

متغیر

تعداد

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

ضریب کچی

دامنه تغییرات

نگرش کارآفرینی

350

41

110

33/86

53/11

97/0-

69

مطابق جدول (3) ملاحظه می‌گردد که نمره میانگین نگرش کارآفرینی دانشجویان، 33/86 با انحراف استاندارد 53/11 و چولگی 97/0- می­باشد، به طوریکه کمترین نمره میانگین نگرش کارآفرینی 41 و بیشترین آن، 110 می­باشد رتبه بندی نمرات نگرش کارآفرینی دانشجویان بر اساس جدول پایین نشان می­دهد که 8/64% درصد از دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده در رتبه بالا، 3/21% در رتبه متوسط، 4/11% در رتبه خیلی بالا، 2/2% در رتبه پایین و3/0% در رتبه خیلی پایین قرار دارند.

جدول(4): فراوانی و رتبه بندی نمرات نگرش کارآفرینی دانشجویان

دامنه نمرات سازمان یادگیرنده

شماره رتبه

رتبه

فراوانی

درصد

درصدمعتبر

درصدتجمعی

41-23

1

خیلی پایین

1

3/0%

3/0%

3/0%

60-42

2

پایین

8

2/2%

2/2%

5/2%

79-61

3

متوسط

74

3/21%

3/21%

8/235%

99-80

4

بالا

227

8/64%

8/64%

6/88%

115-100

5

خیلی بالا

40

4/11%

4/11%

100%

کل

350

100%

100%

....

 

آزمون فرضیه­ها:

طبق آزمون همبستگی انجام گرفته از بین شش فرضیه موجود در این پژوهش که در جدول(5) ملاحظه می­گردد، تمامی فرضیه­ها با شدت­های مختلف تأیید گردیدند.

جدول(5): نتایج آزمون فرضیه‌ها

ردیف

فرضیه­ها

مقدار همبستگی

سطح معنی­داری آزمون

نتیجه آزمون

1

بین قابلیت شخصی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

23/0

000/0

تأیید

2

بین مدل‌های ذهنی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

18/0

001/0

تأیید

3

بین آرمان‌های مشترک با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

21/0

000/0

تأیید

4

بین یادگیری تیمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

19/0

000/0

تأیید

5

بین تفکر سیتمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

24/0

000/0

تأیید

6

بین سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

25/0

000/0

تأیید

 

سؤال سه تحقیق: کدام یک از مؤلفه­های سازمان یادگیرنده توجیه کننده نگرش کارآفرینی دانشجویان است؟

به منظور تبیین میزان نگرش کارآفرینی دانشجویان براساس مجموع متغیرهای مستقل معنی‌دار از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام[17] استفاده شد که در نهایت طبق اطلاعات جدول شماره (6) ملاحظه می‌شود که در مجموع یک متغیر مستقل مهم (تفکر سیستمی) در شکل رگرسیونی باقی ماند که ضریب همبستگی چندگانه آنها با نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر27/0 = و ضریب تبیین برابر074/0 =  و ضریب تبیین خالص برابر 071/0 =  بدست آمده است و این ضریب بیانگر آنست که حدود 7درصد از واریانس نگرش کارآفرینی دانشجویان توسط متغیرهای مستقل موجود تبیین می‌گردد و 93 درصد از واریانس نگرش کارآفرینی دانشجویان توسط متغیرهایی خارج از موضوع این پژوهش قابل تبیین می باشد.

 

جدول (6): ضریب همبستگی چندگانه برای نگرش کارآفرینی دانشجویان

شاخص های آماری

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین خالص

اشتباه معیار برآورد

مدل

مقادیر

مدل1

27/0

074/0

071/0

همچنین شکل رگرسیونی تبیین شده نیز مطابق جدول (7) طبق آزمون تحلیل واریانس انجام شده خطی می‌باشد زیرا مقدار آزمون F برای تعیین معنی‌داری اثر متغیرهای مستقل بر سطح نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر 8/27 با سطح معنی‌داری 000/0=p می‌باشد.

 

جدول (7): تحلیل واریانس برای آزمون معنی‌داری شکل رگرسیونی

شکل

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

P

رگرسیون

99/3434

1

99/3434

8/27

000/0

باقیمانده‌ها

89/42996

348

55/123

کل

88/46431

349

 

در مجموع طبق اطلاعات جدول (8) و با توجه به ضرایب بتای استاندارد نشده ملاحظه می‌شود که مقدار ثابت () برابر 79/76 و تفکر سیستمی با بتای 704/0= در تبیین میزان نگرش کارآفرینی دانشجویان سهم معنی‌داری دارند. در نهایت با حذف مقدار ثابت آلفا () از طریق استاندارد کردن مقادیر متغیر مستقل ملاحظه می‌شود که تفکر سیستمی با بتای 272/0= بیشترین تأثیر مثبت را در پیش‌بینی نگرش کارآفرینی دانشجویان دارند.

جدول (8): ضرایب متغیرهای مستقل باقیمانده در شکل رگرسیونی به روش گام به گام

ترتیب ورود متغیرهای مستقل در شکل

ضرایب خام

ضرایب استاندارد شده

t

Sig.

B

Std. Error

Beta

مقدار ثابت

79/76

9/1

 

3/40

000/0

تفکر سیستمی

704/0

133/0

272/0

27/5

000/0

بحث و نتیجه‌گیری:

از جمله اهداف این پژوهش تعیین رابطه بین مؤلفه­های سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان می­باشد. در رابطه با سؤال اول پژوهش که: وضعیت سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام نور نقده چگونه است؟ مطابق یافته­های تحقیق وضعیت سازمان یادگیرنده در دانشگاه پیام نور نقده با میانگین 008/74 در حد متوسط می­باشد. به عبارتی از تعداد 350 نفر دانشجو، 43 نفر (3/12%) در حد خیلی پایین، 120 نفر (3/34% ) در حد پایین، 138 نفر (3/39%) در حد متوسط، تعداد 44 نفر (4/12%) در حد بالا و 5 نفر (4/1%) در حد خیلی بالا قرار می‌گیرد. یعنی مؤلفه­های سازمان یادگیرنده از نظر دانشجویان به طور متوسط در دانشگاه پیام نور به کار بسته می­شود که این امر می­تواند زمینه­ساز حرکت دانشگاه­ها را به سمت یادگیرنده شدن فراهم سازد و این امر طبق نظر پیترسنگه مشروط به تحقق همزمان پنج اصل سازمان یادگیرنده می­باشد. نتایج حاصل از سؤال شماره یک تحقیق با نتایج پژوهش‌های مصطفوی(1388)، محمودزاده(1384)، دیویس(2005)، لین(2004)، کراوفورد(2004) در یک راستا قرار دارند ولی با نتیجه یافته­های تحقیق موسوی(1386) مغایرت دارد.

در رابطه با سؤال دو پژوهش که: وضعیت نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام­نور نقده چگونه است؟ مطابق یافته­های تحقیق، میانگین نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام­نور نقده برابر با نمره33/86 در رتبه بالا، 74 نفر (3/21%) در رتبه متوسط، 40 نفر (4/11%) در رتبه خیلی بالا، 8 نفر (2/2%) در رتبه پایین و 1 نفر (3/0% ) در رتبه خیلی پایین قرار می­گیرد. یعنی در این دانشگاه نگرش کارآفرینی در میان دانشجویان در سطح بالایی قرار دارد که با ایجاد محیط مناسب یادگیری و آموزش‌های کارآفرینی و استقبال از ایده­های جدید از سوی دانشگاه و مسئولین مربوطه و برنامه­ریزی در جهت عملی ساختن این ایده­ها می­تواند انگیزه کارآفرینی در میان دانشجویان را گسترش دهد. نتیجه این سؤال تحقیق با نتایج تحقیقات، مصحف (1384)، حسینی و عزیزی (1386)، راشید (2000)، که وجود مشاوره و آموزش کارآفرینی برای ایجاد و افزایش نگرش کارآفرینی را لازم می­داند، همسویی دارد.

در رابطه با فرضیه یک پژوهش که: بین قابلیت شخصی با نگرش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام­نور نقده رابطه وجود دارد. با توجه به یافته­های تحقیق ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی پیرسون بین قابلیت شخصی و نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر 233/0 r=و سطح معنی­داری بین دو متغیر برابر با 000/0p= و چون معنی­داری در سطح احتمال 01/0 می­باشد بنابراین با 99 درصد اطمینان می­توان گفت که بین قابلیت شخصی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.

نتیجه این فرضیه تحقیق با نتایج تحقیقات، موسوی(1386)، محمودزاده(1384)، مصحف(1384)، حسینی و عزیزی(1386)، راشید(2000)، لین(2004)، دیویس(2005)، در یک راستا قرار دارد به طوری که با بکارگیری مؤلفه­های سازمان یادگیرنده از جمله قابلیت شخصی برای توسعه سازمانی و دستیابی به تغییرات، خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی می­توان گام­های اساسی برداشت و با افزایش توان تخصصی افراد همزمان به بهره­وری سازمان و افراد برای موفقیت در زندگی در حال تغییر می­توان دست یافت. ولی نتیجه این فرضیه تحقیق با نتیجه تحقیق میرسپاسی (نقل از مصطفوی، 1388) که عامل مهارت و قابلیت فردی را ضعیف ترین عامل یادگیرنده شدن معرفی کرده است، مغایرت دارد.

در رابطه با فرضیه دو پژوهش که: بین مدل‌های ذهنی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

بر طبق یافته­های تحقیق ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی پیرسون بین مدل­های ذهنی و نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر 181/0r= و سطح معنی­داری بین دو متغیر برابر با 001/0= p و چون معنی­داری در سطح احتمال 01/0 می­باشد بنابراین با 99% درصد اطمینان می­توان گفت که بین مدل‌های ذهنی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. نتیجه این فرضیه با تحقیقات مصطفوی(1388)، موسوی(1386)، مصحف(1384)، مبنی بر اینکه حرکت به سمت سازمان یادگیرنده نیازمند ایجاد تغییرات در بینش­ها و الگوهای ذهنی و روش­هاست و برای افزایش نگرش کارآفرینی، آموزش و همسویی واحدهای درسی دانشگاه با آموزش کارآفرینی و عملی ساختن ایده­های نو در میان دانشجویان در یک راستا می­باشد.

در رابطه فرضیه سه پژوهش که: بین آرمان مشترک با نگرش کارآفرین دانشجویان رابطه وجود دارد.

بر طبق یافته­های تحقیق ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی پیرسون بین آرمان مشترک و نگرش کارآفرینی 216/0r= و سطح معنی­داری بین دو متغیر برابر 000/0= P چون معنی­داری در سطح احتمال 01/0 می­باشد با 99 درصد اطمینان می­توان گفت که بین آرمان مشترک و نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مستقیم و مثبت و معنی­داری وجود دارد. آرمان مشترک بر ایجاد سازمان فراگیر، عنصری حیاتی است. زیرا انرژی لازم را برای فرا گرفتن تأمین می­کند. آرمان مشترک می­تواند سبب شادی و نشاط شود و سازمان را از خمودگی و روزمرگی، نجات دهد. نتیجه این فرضیه با نتایج تحقیقات محمودزاده(1384)، لین(2004)، دیویس(2005)، کرافورد(2004) همسو و در یک راستا قرار دارد ولی با نتیجه تحقیقاتی همچون موسوی(1386)، مصطفوی(1388) همسویی ندارد.

در رابطه با فرضیه چهار پژوهش که: بین یادگیری تیمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد.

طبق یافته­های تحقیق ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی پیرسون بین مدل­های ذهنی و نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر 191/0r= و سطح معنی­داری بین دو متغیر برابر000/0= p و چون معنی­داری در سطح احتمال 01/0 می­باشد بنابراین با 99% درصد اطمینان می­توان گفت که بین یادگیری تیمی و نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مستقیم و مثبت و معنی­داری وجود دارد. یادگیری تیمی، فرآیند نظم بخشی و توسعه ظرفیت گروه در ایجاد نتایجی است که اعضای گروه خواهان آن هستند. با توجه به اینکه اغلب فعالیت­ها در سازمان بصورت تعاملی و گروهی انجام می­پذیرد و این گروه­ها را افرادی تشکیل می­دهند که مملو از اندیشه­های سازنده و نوآوری فردی­اند، بنابراین یادگیری در قالب تیم می‌تواند عملکرد گروهی افراد را در دانشگاه بهبود بخشد. نتیجه این فرضیه با نتایج، موسوی(1386)، مصحف(1384)، کراوفورد(2004)، همسویی داشته و در یک راستا می­باشند ولی با نتایج تحقیقات مصطفوی(1388) که بیانگر آن است یادگیری تیمی با خلاقیت رابطه ندارد و تسهیل نمی­شود مغایرت دارد.

در رابطه با فرضیه پنج پژوهش که: بین تفکر سیستمی با نگرش کارآفرینی رابطه وجود دارد.

برطبق یافته­های تحقیق ضریب همبستگی پیرسون بین تفکر سیستمی و نگرش کارآفرینی دانشجویان برابر 248/0 r= و سطح معنی‌داری بین دو متغیر برابر000/0= p و چون معنی­داری در سطح احتمال01/0 می باشد با 99% درصد اطمینان می­توان گفت که بین تفکر سیستمی با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. پیترسنگه تفکر سیستمی را سنگ زیر بنای تمامی پنج فرمان فراگیری سازمان یادگیرنده می­داند و اعتقاد دارد این تفکر است که ما را تشویق به تغییر در ذهنیت خود می­کند به گونه­ای که پدیده­ها را در کل ببینیم، انسان را به جای اینکه تنها و منفعل مشاهده کنیم، به عنوان بازیگری فعال در جهت بوجود آوردن آینده خود بدانیم. بدون این تفکر هیچ انگیزه­ای و ابزاری برای بکارگیری همزمان پنج فرمان ذکر شده وجود نخواهد داشت. نتیجه این فرضیه با تحقیقات موسوی (1386)، مصطفوی (1388) و میرسپاسی (نقل از مصطفوی، 1388 )که تفکر سیستمی را آماده‌ترین عامل در بکارگیری ویژگی­های سازمان یادگیرنده در نظام اداری ایران می­داند هم راستا می‌باشد. همچنین با تحقیقات لین(2004)، کرافورد(2004) همسویی دارد.

در رابطه با فرضیه شش پژوهش که: بطور کلی بین سازمان یادگیرنده با نگرش کارآفرینی دانشجویان رابطه وجود دارد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که ضریب همبستگی پیرسون بین سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی دانشجویان 258/0r= و سطح معنی­داری بین دو متغیر برابر 000/0= p و چون معنی­داری در سطح احتمال 01/0 می‌باشد بنابراین با 99% می­توان گفت که بین سازمان یادگیرنده و نگرش کارآفرینی رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد. یعنی با افزایش کاربست مؤلفه­های سازمان یادگیرنده، نگرش کارآفرینی دانشجویان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. اگر نسل­های قبلی سازمان یادگیرنده را سازمان­های مبتنی بر اطلاعات، نوآوری و دانش بنامیم می­توان نسل جدید سازمان یادگیرنده را سازمان کارآفرین یادگیرنده نامید. اگر بتوانیم زمینه را برای ایجاد دانشگاه کارآفرین یادگیرنده و کار بست مؤلفه­های آن توسط اساتید، کارکنان و دانشجویان دانشگاه فراهم سازیم، شاید بتوان تا حدودی زمینه را در جهت ارتقاء نوآوری و نگرش کارآفرینی بیشتر در میان دانشجویان دانشگاه فراهم کرده باشیم. نتیجه این فرضیه تحقیق با نتایج تحقیقات موسوی(1386)، محمودزاده(1384)، مصطفوی(1388)، حسینی و عزیزی(1386)، مصحف(1384)، راشید(2000)، دیویس(2005)، لین(2004) همسویی دارد.

در رابطه باسؤال سه پژوهش که: کدام یک از مؤلفه­های سازمان یادگیرنده توجیه کننده نگرش کارآفرینی دانشجویان است؟ بر اساس آزمون رگریسون چند متغیری ملاحظه می­شود که ضریب همبستگی چندگانه برابر 27/0R=، ضریب تبیین 074/0R2= و ضریب تبیین خالص برابر 071/0R-2= بدست آمده است. یعنی متغیرهای پیش بین معنی­دار موجود می­توانند تا حدود 7 درصد واریانس نگرش کارآفرینی را تبیین کند و 93 درصد از واریانس نگرش کارآفرینی دانشجویان توسط متغیرهایی خارج از موضوع پژوهش قابل تبیین می­باشد. در میان مؤلفه­های سازمان یادگیرنده، مؤلفه تفکر سیستمی با بتای 704/0B= نیرومندترین متغیر در پیش­بینی و تبیین میزان نگرش کارآفرینی دانشجویان است. نتیجه این سؤال تحقیق با نتیجه تحقیق میرسپاسی (نقل از مصطفوی، 1388) که از میان مؤلفه­های سازمان یادگیرنده قوی­ترین عامل را تفکر سیستمی بیان کرده همسویی دارد. و همچنین با نتیجه تحقیق مصطفوی (1388) که قوی­ترین عامل را در بین مؤلفه­های سازمان یادگیرنده قابلیت شخصی را عنوان کرده است مغایرت دارد.

 

محدودیت­ها و پیشنهادهای کاربردی مبتنی بر یافته­های پژوهش:

جامعه­ی این تحقیق منحصر به دانشجویان پیام نور نقده و ابزارهای جمع­آوری داده­ها پرسشنامه می‌باشد همچنین امتناع برخی از افراد نمونه ­آماری از پرکردن پرسشنامه به دلایل متفاوت و وجود فضای سلسله مراتب سازمانی در دانشگاه و ضعف روحیه پژوهش در بین کارکنان آن و عدم آشنایی کافی دانشجویان با نظریه­های جدید مدیریتی از جمله سازمان یادگیرنده از جمله محدودیت­های تحقیق بوده است.

با توجه به یافته­های تحقیق پیشنهاد می‌گردد که مدیران دانشگاه در تصمیم­گیری­ها برای آرمان و چشم‌انداز دانشگاه از نظرات استادان، اعضای هیئت علمی، کارکنان و حتی‌الامکان از نماینده دانشجویان استفاده نمایند و از طریق کارگاه­های آموزشی با ایجاد حس همدلی، همسوئی و همکاری بین دانشجویان روحیه­ی همکاری تیمی را در دانشگاه نهادینه سازند، زیرا بازده مجموع تلاش­های افراد به عنوان گروه بیش از تلاش­های فردی آنهاست. ایجاد نگرش در بین کارکنان و دانشجویان که مشکلات و راه حل­ها را در قالب روابط نظام­مند بین فرآیندها دیده و ارتباط بین نیازها و اهداف را در دانشگاه به درستی درک کنند تا تفکر سیستمی در بین افراد گسترش یابد، زیرا تحقق سایر مؤلفه­های سازمان یادگیرنده مستلزم وجود تفکر سیستمی در سازمان است. برگزاری دوره­های آموزشی لازم در خصوص سازمان­های یادگیرنده که زمینه­های تحصیلی و شغلی دانشجویان را پوشش داده تا فضایی مساعد برای افزایش مستمر مهارت­ها و توانایی­های فردی و توسعه فرهنگ یادگیری در میان دانشجویان در دانشگاه به عنوان سازمان فراگیر ایجاد شود. ایجاد واحد مستقل کارآفرینی در دانشگاه به منظور مشاوره و آموزش کارآفرینی و انتشار ماهنامه از طرف این واحد جهت توسعه و ارتقای فرهنگ کارآفرینی در میان آحاد جامعه از طریق دانشجویان و تکریم و ارتقای جایگاه شخصیت­های کارآفرین در دانشگاه و اعطای پاداش و نشان افتخار به آنان در جهت گسترش فرهنگ کارآفرینی وجهت دادن به پروژه­ها و پایان‌نامه­های دانشجویی به موضوعات کارآفرینی و فناوری اطلاعات و شناسایی و بکارگیری عوامل محیطی، اقتصادی، فرهنگی و استقبال از فناوری از طرف دانشگاه به منظور ظهور کار­آفرینی و اشتغال دانش‌آموختگان و تدوین کتب درسی و آموزشی مناسب در زمینه کارآفرینی به عنوان واحد انتخابی تمامی رشته­ها و ایجاد زمینه ابراز عقاید و تبادل افکار و ایده های جدید و تمهید لازم در جهت عملی ساختن آنها از طرف مسئولین دانشگاه به منظور نمایان ساختن و محک زدن مدل­های ذهنی برای ایجاد چشم‌انداز مشترک در بین افراد سازمان (دانشگاه) و دوره­های آموزشی در خصوص کاربست مؤلفه­های یادگیرنده در دانشگاه برای کارکنان و دانشجویان به منظور آشنایی با نظریه­های جدید مدیریت برگزار نمایند.

 

مآخذ

احمدپور دارایانی، محمود (1387). کارآفرینی (تعاریف، نظریات، الگوها)، تهران: نشر جامی [چاپ هشتم].

تقی‌زاده، هـوشنگ و تاری، غفار (1386). بررسی ویژگی­های سازمان­های یادگیرنده در یک سیستم تولیدی (مطالعه موردی)، فصلنامه علوم مدیریت، سال اول، شماره1.

حسینی، سیدمحمود و عزیزی، بهارک (1386). بررسی عوامل مؤثر در توسعه روحیه و مهارت‌های کارآفرینی در میان دانشجویان سال آخر دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، مجله علوم کشاورزی ایران، دوره 2– 38، شماره 2.

حسینی‌لرگانی، سیده‌مریم (1387). آموزش کارآفرینی در هزاره جدید: زیر ساختی برای اشتغال دانش­آموختگان آموزش عالی، فصلنامه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی شماره 50.

زالی، محمدرضا (1385). توسعه­ی عناصر پنج­گانه­ی یادگیری سازمانی، انتشارات دانشگاه تهران.

سبحانی‌نژاد، مهدی و همکاران (1385). سازمان یادگیرنده، تهران نشر یسطرون.

صمدآقایی، جلیل (1380). تکنیک­های خلاقیت فردی و گروهی، مدیریت دولتی، [چاپ اول].

قربانی‌زاده، وجه‌اله (1387). یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده با نگرشی بر مدیریت دانش، تهران: انتشارات بازتاب.

مارکوارت، مایکل (1385). ایجاد سازمان یادگیرنده، ترجمه: محمدرضا زالی، تهران: مرکز انتشارات کارآفرینی دانشگاه تهران، [چاپ ارک].

محمود زاده، محمد (1384). بررسی میزان آمادگی سازمان­های آموزش و پرورش برای تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.

مجتهدی، مهشید (1387). بررسی ارتباط بین مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده با میزان کارآفرینی اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه ارومیه.

مصحف، هـایده (1384). بررسی تأثیر مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی و انتخاب شغلی بر تغییر نگرش و افزایش رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه اصفهان، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان.

مصطفوی، بهکام (1388). بررسی مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده در مدارس متوسطه و رابطه آن با میزان خلاقیت دبیران ناحیه یک شهر ارومیه، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

موسوی، مریم (1386). بررسی رابطه ابعاد سازمان یادگیرنده با اثر بخشی مدیران مقطع راهنمایی از دیدگاه دبیران منطقه چهار تهران، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

Bath, G.D., zaveri, J., (2002). “The role of decision support systems in organizational learning”; Decision support system; No. 14.

Craw ford, L.M., (2004). High school leadership principal: practice and Believes with in the learning organization, UMI proquest digital dissertation full citation and Abstract, Dal A65104, pil 89.

Davis, D., (2005). The learning organization and its key factors in firm performance, (Ph.D.) UMI proquest dissertation the university of Wisconsin – Milwaukee

Fu Tony, Yu lai., (2001).“Toward a The Entrepreneurial state”, International journal of social Economics,vol. 28, No. 9.

Hong, J.C., Kuo, C.L., (1999). “Know ledge management in the Learning organization”; The Learning and organization Development Journal; Vol. 24, No. 4.

James, C.R., (2003). “Designing Learning organizations”; organizational Dynamics; Vol. 32, No. 1.  

Lin, H., (2004). A study of learning organization and faculty development in Higher Education, umipro.

Mehra, K., Dhawan, S.K., (2003). “Study of the process of organizational learning in software firms in India”; Technovation; No. 23. 

Molleman, E., Broekhuis, M., (2001). ”Sociotechnical systems: towards an organizational learning approach”; journal of Engineering and Technology management; No. 18.

Rasheed, H.S., (2000). Developing entrepreneurial potential in youth: The effect of entrepreneurial education and renter, Available at: http://www.coba.usf.edu.

 

 



  • 1- استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، گروه علوم تربیتی، تبریز، ایران.
  • 2- عضو هیئت علمی پژوهشکده کاربردی تعلیم و تربیت
  • 3- کارشناس‌ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
  • 1 - Timmons
 
 
 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              ·                       Clarck, B -[5]

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         ·                       Mrqaurdet - [6]

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     ·                       Harrison, Owen - [7]

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     ·                       Schumpeter - [8]

 
 
 
 
 
 
 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         ·                       Step Wise -[17]

احمدپور دارایانی، محمود (1387). کارآفرینی (تعاریف، نظریات، الگوها)، تهران: نشر جامی [چاپ هشتم].

تقی‌زاده، هـوشنگ و تاری، غفار (1386). بررسی ویژگی­های سازمان­های یادگیرنده در یک سیستم تولیدی (مطالعه موردی)، فصلنامه علوم مدیریت، سال اول، شماره1.

حسینی، سیدمحمود و عزیزی، بهارک (1386). بررسی عوامل مؤثر در توسعه روحیه و مهارت‌های کارآفرینی در میان دانشجویان سال آخر دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، مجله علوم کشاورزی ایران، دوره 2– 38، شماره 2.

حسینی‌لرگانی، سیده‌مریم (1387). آموزش کارآفرینی در هزاره جدید: زیر ساختی برای اشتغال دانش­آموختگان آموزش عالی، فصلنامه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی شماره 50.

زالی، محمدرضا (1385). توسعه­ی عناصر پنج­گانه­ی یادگیری سازمانی، انتشارات دانشگاه تهران.

سبحانی‌نژاد، مهدی و همکاران (1385). سازمان یادگیرنده، تهران نشر یسطرون.

صمدآقایی، جلیل (1380). تکنیک­های خلاقیت فردی و گروهی، مدیریت دولتی، [چاپ اول].

قربانی‌زاده، وجه‌اله (1387). یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده با نگرشی بر مدیریت دانش، تهران: انتشارات بازتاب.

مارکوارت، مایکل (1385). ایجاد سازمان یادگیرنده، ترجمه: محمدرضا زالی، تهران: مرکز انتشارات کارآفرینی دانشگاه تهران، [چاپ ارک].

محمود زاده، محمد (1384). بررسی میزان آمادگی سازمان­های آموزش و پرورش برای تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.

مجتهدی، مهشید (1387). بررسی ارتباط بین مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده با میزان کارآفرینی اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه ارومیه.

مصحف، هـایده (1384). بررسی تأثیر مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی و انتخاب شغلی بر تغییر نگرش و افزایش رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه اصفهان، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان.

مصطفوی، بهکام (1388). بررسی مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده در مدارس متوسطه و رابطه آن با میزان خلاقیت دبیران ناحیه یک شهر ارومیه، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

موسوی، مریم (1386). بررسی رابطه ابعاد سازمان یادگیرنده با اثر بخشی مدیران مقطع راهنمایی از دیدگاه دبیران منطقه چهار تهران، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

Bath, G.D., zaveri, J., (2002). “The role of decision support systems in organizational learning”; Decision support system; No. 14.

Craw ford, L.M., (2004). High school leadership principal: practice and Believes with in the learning organization, UMI proquest digital dissertation full citation and Abstract, Dal A65104, pil 89.

Davis, D., (2005). The learning organization and its key factors in firm performance, (Ph.D.) UMI proquest dissertation the university of Wisconsin – Milwaukee

Fu Tony, Yu lai., (2001).“Toward a The Entrepreneurial state”, International journal of social Economics,vol. 28, No. 9.

Hong, J.C., Kuo, C.L., (1999). “Know ledge management in the Learning organization”; The Learning and organization Development Journal; Vol. 24, No. 4.

James, C.R., (2003). “Designing Learning organizations”; organizational Dynamics; Vol. 32, No. 1.  

Lin, H., (2004). A study of learning organization and faculty development in Higher Education, umipro.

Mehra, K., Dhawan, S.K., (2003). “Study of the process of organizational learning in software firms in India”; Technovation; No. 23. 

Molleman, E., Broekhuis, M., (2001). ”Sociotechnical systems: towards an organizational learning approach”; journal of Engineering and Technology management; No. 18.

Rasheed, H.S., (2000). Developing entrepreneurial potential in youth: The effect of entrepreneurial education and renter, Available at: http://www.coba.usf.edu.