مقایسه روش تدریس فعال و سنتی در پیشرفت درس علوم و میزان خلاقیت دانش آموزان سوم راهنمایی شهرستان کرج در سال تحصیلی 87-1386

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 . دانش آموخته دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

     پژوهش حاضر با هدف مقایسه روش های تدریس فعال و سنتی تدریس در پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان پایه سوم راهنمایی شهرستان کرج در سال تحصیلی 87-86 13انجام گرفته است.تحقیق حاضر از نظر روش از نوع پس رویدادی (علی مقایسه ای) است.ابزار جمع آوری اطلاعات مشاهده نمرات مستمر و نمرات پایان ترم درس علوم تجربی،چک لیست مشاهده روش تدریس معلم و پرسشنامه استاندارد خلاقیت بوده است.بدین منظور پس از تعیین نوع روش تدریس معلمان (فعال و سنتی )12 کلاس که از لحاظ جمعیت شناختی مشابهت داشتند به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه تحقیق ( 6 کلاس فعال،6 کلاس سنتی) انتخاب شدند در این تحقیق از آزمون t مستقل ، همبستگی پیرسون و همبستگی دو رشته ای نقطه ای  برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دادکه:
      1-بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت معنی داری وجود دارد .
      2-بین خلاقیت دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت معنی داری وجود دارد.
      3- بین پیشرفت تحصیلی  و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .
      4- بین روش تدریس با پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The comparison between active and traditional teaching method in science course achievement and the extent of third grader guidance school students creativity in karaj in 1386-87

نویسندگان [English]

  • Asadollah khadivi 1
  • Fariba Malek Mohammadi 2
چکیده [English]

     The main purpose of this study is to compare active and traditional teaching methods among the third grader guidance school students in karaj. The methodology was retrospective(causal comparative) research. The method of collecting data was observing term grades, final grades in science course, checklist of the teachers teaching method and abedis test of creativity. The sample size, using random cluster sampling was 12 classes (6 active, 6 traditional). The data were analyzed using independent(t-test), pearson correlation and point biserial correlation.
The results showed the significant difference between
The students achievement in both(active,and traditional) method.
There is significant difference between the studentse creativity in both method. There is significant difference between students creativity and achievement. There significant difference between the method of teaching and students achievement and creativity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Active teaching
  • traditional teaching- schooling achievement-ssscreativity

  

   
   

«علوم تربیتی»

   

سال اول،  شماره دوم،  تابستان 1387

   

صص 95-120

   
   

 

 

 

               

 

 

 

 

 

 

 

مقایسه روش تدریس فعال و سنتی در پیشرفت درس علوم و میزان خلاقیت دانش آموزان سوم راهنمایی  شهرستان کرج در سال تحصیلی        87-1386

دکتر اسداله خدیوی[1]

فریبا ملک محمدی[2]

 

 

چکیده

     پژوهش حاضر با هدف مقایسه روش های تدریس فعال و سنتی تدریس در پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان پایه سوم راهنمایی شهرستان کرج در سال تحصیلی 87-86 13انجام گرفته است.تحقیق حاضر از نظر روش از نوع پس رویدادی (علی مقایسه ای) است.ابزار جمع آوری اطلاعات مشاهده نمرات مستمر و نمرات پایان ترم درس علوم تجربی،چک لیست مشاهده روش تدریس معلم و پرسشنامه استاندارد خلاقیت بوده است.بدین منظور پس از تعیین نوع روش تدریس معلمان (فعال و سنتی )12 کلاس که از لحاظ جمعیت شناختی مشابهت داشتند به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه تحقیق ( 6 کلاس فعال،6 کلاس سنتی) انتخاب شدند در این تحقیق از آزمون t مستقل ، همبستگی پیرسون و همبستگی دو رشته ای نقطه ای  برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دادکه:

      1-بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت معنی داری وجود دارد .

      2-بین خلاقیت دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت معنی داری وجود دارد.

      3- بین پیشرفت تحصیلی  و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .

      4- بین روش تدریس با پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .

واژه های کلیدی : تدریس فعال- تدریس سنتی- پیشرفت تحصیلی- خلاقیت

 

مقدمه

     " شکست دانش آموز در یادگیری ، شکست معلم است در تدریس "

      تدریس یکی ازعناصراصلی فرآیند آموزشو پرورش است که درکارایی نظام آموزشی نقش مؤثری را ایفا ء می کند. براساس گفته " ویلیام ون تیل[3]" برای افراد جامعه ای که  تعلیم و تربیتش بدون بحث و انتقاد ، امور را می پذ یرد و  بدون تفکر منعکس می نماید، خطری در کمین است که انسانی فاقد توان و نیرو در جامعه پدید می آورند، تدریس در بیشترمدارس ما به عنوان انتقال معلومات از ذهن معلم به شا گرد می باشد.استفاده معلمان از روش های تدریس سنتی و غیر فعال و ایجاد محیط یادگیری منفعل موجب شده دانش آموزان نتوانند مهارت های مطالعاتی مستقل خود را پرورش داده و پتانسیل واقعی خود را رشد دهند. با به کار گیری روش های تدریس غیرفعال کم کم ذهن دانش آموزان انباشته ازمطالبی می شود  که  با نیاز و فکرشان متناسب نیست، در نتیجه بتدریج جریان یادگیری برای آنان ایجاد کسالت می کند ونه تنها در سازندگی آنها نقش مؤثری ایفاء نمی کند بلکه زمینه رکود علمی و دلزدگی از فعا لیت های علمی را  فراهم می کند چون آموزش مانند  لباس متحد الشکل به تمام دانش آموزان با استعدادهای مختلف و روحیات گوناگون بطور یکسان ارائه می شود و نتیجه آن این خواهد بود که دانش آموزان تنها قادرند بطور مکانیکی مطالب عرضه شده را حفظ کنند اما نمی توانند این دانش را در حل مسائل اساسی بکار بگیرند .

     طبیعتا ً این روند موجب شده با فاجعه بزرگی روبرو شویم که آن افزایش سطح نمرات در دانشگاه ها و مدارس و کاهش توانایی ها و مهارت های دانش آموزان است.معلمان باید این واقعیت را بپذیرند که دیگر نمی توان با طرز تلقی گذشته به شاگرد و تربیت او نگریست . معلمان اگر با اصول و مبانی و هدف های تعلیم و تربیت، ویژگی های فراگیران، نیاز آن ها، روش ها و فنون تدریس آشنایی نداشته باشند، هرگز قادر نیستند به عنوان سازندگان جامعه ایفای نقش کنند. به نظر می رسد برای حرکت به سوی تغییری مثبت در روند آموزش باید این مطلب که رغبت بر یادگیری مقدم بر یادگیری است را سرلوحه فعالیت های خود قرار دهیم. فعال بودن دانش آموز در امر یادگیری آنقدر مهم است که بعضی ها ادعا کرده اند که معلم و تدریس خوب را می توان از میزان مشارکت و درگیری دانش آموزانش در فعالیت های یادگیری شناخت.

      تحولات دنیای امروز به قدری شتابان و پرسرعت است که نظام های آموزشی قبل از این که نگران انتقال مواد خام به دانش آموزان باشند، به دنبال آماده کردن آن ها در مواجهه با این تغییرات پرشتاب هستند؛ به همین دلیل در آموزش و پرورش کشورهای توسعه یافته توجه به پرورش بیش از آموزش است؛ به عبارت دیگر پرورش شخصیت انسانی و ایجاد ویژگی های مثبت فردی مهم تر از مواد خام است که به دانش آموزان انتقال می یابد.در بعد پرورش تکیه اصلی بر تربیت یک شخصیت مستقل است، روش هایی که طی آن به دانش آموزان آموزش داده می شود که چگونه با آرامش، استدلال، دقت و دور اندیشی بتوانند پدیده ها را درک کنند، جریان های پیرامونشان را ارزیابی کنند و ارتباطشان را با دیگران تنظیم نمایند تا بتوانند استفاده مطلوبتری را از واقعیات بنمایند به بیان دیگر پرورش بر تربیت انسان مستقل تکیه دارد؛ در بعد آموزش نیز بیشترین تاکید بر " فکر کردن " است، زیرا هنگامی که شخص تحصیلات خود را به پایان می رساند، همچنان می تواند با مراجعه با اینترنت، کتب علمی و دیگر ابزار موجود اطلاعات مورد نیاز خود را کسب نماید. آن چه اهمیت دارد این است که فراگیر روش فکر کردن و روش استفاده از متون و تجزیه و تحلیل آموخته ها را فرا گرفته باشد؛ بنابراین مهم تر از انتقال مواد خام، انتقال متدولوژی است و این که شخص خلاق باشد، چون مهم ترین عامل پیشرفت یک کشور در نهایت به نوع انسان هایش بستگی دارد، متاسفانه نظام آموزشی ما مواد خام قابل توجهی را به دانش آموزان منتقل می کند، بدون این که از آن ها فکر کردن و تجزیه وتحلیل نمودن آن مواد را بخواهد و پیش رفتن با چنین روندی تنها موجب رکود نظام آموزشی کشور و بالطبع افت تحصیلی دانش آموزان می شود؛ پس بهتر آن است که با عزمی راسخ برای همگام شدن با تحولات  جهان امروز و برای پرورش دادن خلاقیت دانش آموزان، آن ها را به مهارت ها و توانا ییهایی مجهز کنیم که به وسیله آن بتوانند در هر زمان نیازاطلاعاتی خود را بر طرف نمایند. تحقق چنین امری مستلزم به کارگیری روش های فعال در تدریس است، اگر روش آموختن را به دانش آموزان یاد دهیم، آنان خود خواهند آموخت.تحقیقات بسیاری در این رابطه انجام گرفته است. از جمله حقیقت  (1387 ) در پژوهشی که تحت عنوان بررسی ویژگی های شخصیتی دانش آموزان خلاق و تعیین رابطه میان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی، هوش، طبقه اجتماعی و جنسیت در گروهی از دانش آموزان سال سوم راهنمایی در شهر شیراز انجام داد، این نتایج را بدست آورد: در تعیین رابطه میان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی که مد نظر محقق می باشد تفاوت معنی داری در میان دختران و پسران به دست آمد به طوری که دختران در عناصر سیالی و بسط و پسران در ابتکار و انعطاف پذیری برتر بودند.نتایج این پژوهش از وجود روابطی میان خلاقیت، عناصر آن با پیشرفت تحصیلی و هوش حکایت می کرد.در این پژوهش نمره کل خلاقیت و عناصر انعطاف پذیری، بسط، ابتکار و سیالی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری دارد.شعبانی ( 1378 ) در تحقیقی تحت عنوان " تاثیر روش حل مساله به صورت کار گروهی بر روی تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر تهران" به نتایج زیر دست یافت :

      - دانش آموزانی که با روش حل مساله به صورت کار گروهی آموزش دیده بودند، نسبت به گروه کنترل نمره بیشتری در مهارت های تفکر انتقادی دریافت کرده بودند .

      - دانش آموزانی که با روش حل مساله به صورت گروهی آموزش دیده بودند، نسبت به گروه کنترل پیشرفت تحصیلی بیشتری به صورت معنی دار در درس علوم داشتند.

احمد نیا (1380) در تحقیقی تحت عنوان " بررسی میزان گرایش معلمان به شیوه های تدریس در منطقه انگوران " به نتایج زیر دست یافت :

      - اکثریت معلمان به روشهای تدریس فعال گرایش دارند.

      - با افزایش سن معلمان، گرایش به شیوه فعال تدریس کاهش می یابد و بالعکس .

      - میانگین نمرات زنان نسبت به مردان درهمه متغیرهای مورد بررسی ( گروه های همیار، تفکر واگرا و حل مسئله )  بیشتر است ولی تفاوت ها از نظر آماری معنی دار نیست.

      بیات (1380) به  " بررسی عوامل درون مدرسه ای مؤثر بر خلاقیت دانش آموزان پنجم ابتدایی شهرستان زنجان " پرداخت. نتایج پژوهش مذکور به شرح زیر بوده  است :

      - بین رفتار حمایتی ، هدایتی و مخالفتی مدیر و فعالیت دانش آموزان رابطه معنی دار مشاهده نشد.

      - بین رفتار حرفه ای ، صمیمی و بیگانه معلمان و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود ندارد.

     - بررسی عملکرد دانش آموزان دختر و پسر در هر یک از عناصر خلاقیت مشخص ساخت که بین جنسیت و روانی ، همبستگی معنی دار بوده یعنی دانش آموزان پسر در مقایسه با دانش آموزان دختر از سیالی ذهنی بالاتری برخوردار بودند.

   - بین جنسیت دانش آموزان وبسط ، همبستگی معنی دار بوده یعنی دانش آموزان دختر در مقایسه با پسران در عنصر بسط خلاقیت عملکرد بهتری دارند.

     معرفت نیا ( 1384) در تحقیقی تحت عنوان " تاثیر روش های فعال و سنتی تدریس بر نوع یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دوم هنرستان در درس مبانی برق با تاکید بر بازده های یادگیری گانیه در شهرستان ارومیه " نتیجه می گیرد که :

      روش تدریس فعال در دستیابی دانش آموزان به اهداف سطوح پایین یادگیری، از طبقه بندی گانیه، مثل یادگیری دانش اطلاعات کلامی و مهارت های ذهنی سطح پایین نسبت به روش تدریس سنتی برتری ندارد اما در رسیدن به اهداف در سطوح بالای این طبقه بندی، مثل یادگیری مهارت های ذهنی سطح بالا و یادگیری راهبردهای شناختی و همچنین در رشد نگرش های مثبت نسبت به موضوع درسی بسیار موثرتر از روش تدریس سنتی است.

    رجبی (1385) در تحقیقی تحت عنوان " مقایسه هوش عاطفی دانش آموزان با توجه به شیوه های تدریس فعال و غیر فعال معلمین در پایه پنجم ابتدایی دختران و پسران شهر آباده " به نتایج زیر دست یافت :

      - با 99% اطمینان تدریس فعال و مؤثر بر هوش عاطفی دانش آموزان تاثیر بسزایی دارد.

      -  دانش آموزانی که دارای هوش عاطفی بالایی هستند از موفقیت تحصیلی بهتری برخوردارند.

      - تدریسی که تمام جوانب یک آموزش خوب را در بر بگیرد و به نحوی مؤثربتواند حیطه شناختی فراگیر را بکار اندازد، در واقع به طور مؤثری هم می تواند این سازه مهم که به حیطه غیر شناختی او مربوط می شود را فعال کند و باعث موفقیت های زیادی ( در تحصیل ، شغل ، زندگی اجتماعی ، خودکنترلی و ...) برای فراگیر می شود .

     پاکدل ( 1382 ) درنتیجه تحقیقی تحت عنوان" مقایسه اثر بخشی روش تدریس فعال و سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی آموزش و پرورش فریدن" بیان می کند که عدم توجه و عدم به کارگیری روش های فعال در تدریس تا جایی پیش می رود که وضعیت برنامه های درسی با روش های تدریس، عملکرد و نحوه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کشور ما در سطح ابتدایی و راهنمایی دردرس علوم و ریاضی در مقایسه با 40 کشور جهان در مطالعات تیمز[4] در وضعیت نامطلوبی قرار داده است؛ نتایج این مطالعات بین المللی نشان می دهد که توانایی دانش آموزان کشور ما در سطوح بالای یادگیری و به ویژه مهارت های عملکردی و فرآیندی در مقایسه با دانش آموزان کشورهای دیگر بسیار کم تر است؛ از آنجا که محتوی برنامه های درسی ما در این دو درس با دیگر کشورها یکسان است، این ضعف بیش تر از روش های نامناسب آموزش و یادگیری ناشی می شود که عملا دانش آموزان را به سوی یادگیری های حافظه ای سوق می دهد؛ لذا اکنون ضرورت استفاده و به کارگیری روش های فعال تدریس بیش ازپیش احساس می شود. در تحقیق مشابه دیگری که توسط چهرزادی (1376 ) انجام شد، مشخص شد که دانش آموزان گروه کاوشگری و گروه بدیعه پردازی ( گروه های فعال ) عملکرد تحصیلی بهتری نسبت به گروه سخنرانی ( غیر فعال) از خود نشان دادند. در این راستا پژوهش طرفه تابان (1375) نیز نشان داد که گروه آزمایش (استفاده کنندگان از روش کاوشگری) در پیشرفت درس علوم، بر گروه کنترل برتری داشت، اما تاثیر الگوی تدریس کاوشگری بر پیشرفت درس علوم در دانش آموزان دختر و پسر یکسان بوده است . محمدرضا کیوان فر و دکتر احمد رضا نصر اصفهانی ( 1386 )  در تحقیقی تحت عنوان بررسی میزان تاثیر استفاده از روش های فعال تدریس در میزان موفقیت دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در درس علوم تجربی به این نتایج دست یافتند:

      1-بین موفقیت تحصیلی دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی که با روش های فعال آموزش دیده بودند در مقایسه با دانش آموزانی که با روش غیرفعال آموزش دیده اند در سطح 01/0 تفاوت وجود داشت .

      2- بین میزان دانستنی های دو گروه از دانش آموزان مذکور در سطح 05/0 تفاوت وجود داشت، یعنی گروه آزمایشی در بخش دانش نسبت به گروه گواه دارای میانگین بالاتری بودند و این تفاوت در سطح 05/0 معنی دار بوده است .

     3- بین میزان نگرش دو گروه تفاوت وجود نداشت .

     4- بین مهارت دو گروه از دانش آموزان مذکور در بخش های مهارت نظری ، مهارت عملی در سطح 001/0 تفاوت وجود داشت .

     5- تاثیر روش های فعال تدریس در افزایش (موفقیت دانش آموزان در نمره نگرش، مهارت کلی) پایه چهارم ابتدایی در درس علوم تجربی با توجه به جنسیت در سطح 01/0 تفاوت نداشته است، یعنی تدریس به روش فعال در افزایش نمرات علوم دختران و پسران تاثیر یکسانی داشته است .

     میرون[5] ( 1982 ) تحقیقاتی را مطرح می کند که توسط گیلفورد ( 1971) و تورنس ( 1962 و 1979 ) انجام شده و طی آن برنامه هایی بر مبنای فعالیت های آزاد هنری برای رشد خلاقیت کودکان اجرا گردیده است. نتیجه این تحقیقات نشان می دهد که دانش آموزان علیرغم آن که به طبقات اجتماعی مختلف تعلق داشتند پیشرفت قابل ملاحضه ای خصوصا در زمینه های انعطاف پذیری، روانی و ابتکار از خود نشان    دادند .

     دیزینگر ( 1990 ) ارتباط بین تفکر خلاق و آموزش محیطی را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که آموزش محیطی در رشد تفکر خلاق تاثیر دارد. تورنس شش تحقیق بر روی گروههای بزرگ در مدارس ابتدایی انجام داده و نشان داد که در چهارتحقیق از شش تحقیق مزبور بین افراد باهوش و افراد خلاق تفاوت معنی داری در پیشرفت تحصیلی وجود ندارد . یاماموتو نیز با تحقیق روی دانش آموزان دبیرستانی نتایج مشابهی بدست آوردند . یاماموتو از این آزمایش به همبستگی مثبت بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دست یافت ( نقل از کاتبی ، 1383 ).

      فریمن ( 1994 ) از تحقیقات  خود چنین نتیجه گیری می کند که مطالعات آموزشی و آکادمی سختگیرانه می تواند از رشد خلاق دانش آموزان جلوگیری کند، این گونه دانش آموزان همچنین در برابر فشار برای بهتر بودن در تکالیف مدرسه آسیب پذیر هستند (نقل از عباس نژاد ، 1386 ).

      راسل ( 2003 ) در تحقیق خود که به تاثیر طرح های آموزشی کوتاه بر بازده های یادگیری دانش آموزان بر اساس طبقه بندی بلوم پرداخت ، به این نتیجه رسید که طرح های آموزشی کوتاه ( در این طرح ها روش های تدریس فعال گنجانیده شده بود ) بر سطوح یادگیری طبقه بندی بلوم تاثیر مثبت دارد و این تاثیر در سطوح بالا معنی دارتر است . او به عنوان نتیجه گیری کلی بیان داشت که این طرح ها و طرح های مشابه در دستیابی به بازده های یادگیری مورد انتظار، با کمترین بهم خوردگی و قطع شدگی در برنامه های درسی و روش های تدریس موجود معلمین ، می تواند موثر باشد.

     کیوام ( 2000) بر اساس نتایج مطالعه خود تحت عنوان تاثیر روش های فعال یادگیری مطالب در درس آمار مهندسی اظهار داشت که روش های یادگیری فعال موثرترین روش در افزایش یادداری مطالب می باشد. ویت[6] ( 1971 )در یک مطالعه شش ساله همبستگی معنی داری بین نمرات خلاقیت و پیشرفت تحصیلی در علوم و هنرهای خلاق بدست آورد( نقل از بهروزی ، 1375 ).

      فیلدر و فیلدر ( 1998 ) در یک مطالعه طولی که بر روی دانشجویان فنی انجام دادند، دریافتند که میزان کارایی و میانگین یادداری مطالب، در دانشجویانی که با روش های فعال آموزش دیده اند در مقایسه با دانشجویانی که با روش های سنتی آموزش دیده اند به مراتب بیشتر است. لذا با توجه به اینکه بنظر می رسد که عمده ترین مساله آموزش و پرورش کشور مخصوصا"آموزش و پرورش شهرستان کرج در میزان استفاده دبیران از روش های فعال تدریس می باشد. در این راستا پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی به فرضیه های زیر است ،در صورتی که روش های فعال تدریس نسبت به روش های سنتی کارایی بیشتری در ایجاد خلاقیت و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشته باشند پیشنهاد های عملی در این خصوص برای دست اندرکاران آموزش و پرورش ارائه شود:

1-  بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت وجود دارد .

2-  بین خلاقیت دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت وجود دارد.

3-  بین پیشرفت تحصیلی  و خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .

 

روش شناسی  پژوهش

      روش تحقیق حاضر از نوع علمی – مقایسه ای است.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کلاس های پایه سوم راهنمایی مدارس دخترانه دولتی  شهرستان کرج  می باشد.در این تحقیق ، نمونه گیری در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله اول با توجه به نسبت مدارس موجود در چهار ناحیه آموزش و پرورش شهرستان کرج ، به صورت تصادفی از هر ناحیه تعدادی از مدارس دخترانه در پایه سوم راهنمایی در نظر گرفته شدند و از چک لیست مربوطه استفاده شد که تدریس فعال و غیر فعال معلمین تشخیص داده شود. در مرحله ی دوم پس از نمره گذاری چک لیست و با مشخص شدن کلاس های فعال و غیر فعال ، پرسشنامه خلاقیت در میان 6 کلاس فعال و 6 کلاس غیر فعال اجرا شد. تعداد دانش آموزان کلاس های فعال 180 نفر و تعداد دانش آموزان کلاس های غیر فعال نیز 180 نفر بود.

      در این پژوهش نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انجام گرفت . یکی ازابزارهای تحقیق،چک لیست محقق ساخته بود که برای تشخیص شیوه های تدریس فعال و غیر فعال ، در هنگام تدریس دبیران علوم مورد استفاده قرار گرفت؛ حداکثر و حداقل نمره چک لیست مورد نظر بین 150 و 30 می باشد. معیار مورد نظر برای تدریس فعال، کسب امتیاز بالاتر از120 در چک لیست و معیار مورد نظر برای تدریس سنتی، کسب امتیاز پایین تر از 120 بوده است. برای اطمینان از روایی چک لیست و به کارگیری آن در مقطع راهنمایی با سرگروه های آموزشی و دبیران پایه سوم درس علوم تجربی نواحی چهارگانه آموزش و پرورش کرج مشورت و تبادل نظر شد و اصلاحات لازم با اخذ نظرات اساتید و متخصصین در چک لیست اعمال گردید. هم چنین به منظور تعیین پایایی ، چک لیست توسط30 دبیر تکمیل گردید و به کمک ضریب آلفای کرونباخ،پایایی آن 93%محاسبه گردید.ابزار دیگر پژوهش پرسشنامه استاندارد سنجش خلاقیتکه توسط عابدی استاندارد شده بود مورد استفاده قرار گرفت.

یافته ها ، بحث و تفسیر

نتایج آزمون( t ) مستقل برای بررسی معنی داری تفاوت میانگین های پیشرفت تحصیلی مستمر در دو گروه

پیشرفت مستمر

 

حجم نمونه

 

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد   میانگین

T

 

درجه آزادی

سطح

معنی داری

فعال

180

6278/15

60870/3

26898/0

198/0

358

843/0

سنتی

180

5500/15

85386/3

28725/0

براساس نتایج جدول می توان گفت که آزمون t  مستقل جهت مقایسه بین پیشرفت تحصیلی مستمر در روش های فعال و سنتی در دانش آموزان سوم راهنمایی نشان می دهد که تفاوت معنی داری به لحاظ آماری بین این دو روش وجود ندارد . همچنین می توان گفت که متوسط نمره پیشرفت مستمر در روش فعال (62/15 =                          ) کمی بیشتر از نمره پیشرفت مستمر در روش سنتی ( 55/15 =  ) است (05/0 < p ، 358 = df ، 198/0 = t ).

 

 

 

 

 

نتایج آزمون)  t ) مستقل برای بررسی معنی داری تفاوت میانگین های پیشرفت تحصیلی ترم در دو گروه.

پیشرفت ترم

 

حجم نمونه

 

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد   میانگین

T

 

درجه آزادی

سطح

معنی داری

فعال

180

1875/17

96486/2

22099/0

938/6

358

000

سنتی

180

6639/14

87653/3

28894/0

براساس نتایج جدول می توان گفت که آزمون t  مستقل جهت مقایسه بین پیشرفت تحصیلی ترم در روش های فعال و سنتی در دانش آموزان سوم راهنمایی نشان می دهد که تفاوت معنی داری به لحاظ آماری بین این دو روش وجود دارد . همچنین می توان گفت که متوسط نمره پیشرفت ترم  در روش فعال (18/17 =  ) بیشتر از نمره پیشرفت ترم در روش سنتی ( 66/14 = )  است  (05/0 > p ، 358 = d ،938/6 = t) .

معدل پیشرفت

 

حجم نمونه

 

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد   میانگین

T

 

درجه آزادی

سطح

معنی داری

فعال

180سسس

4111/16

24743/3

24205/0

491/3

358

001/0

سنتی

180

1069/15

81815/3

28459/0

نتایج آزمون ( t ) مستقل برای بررسی معنی داری تفاوت میانگین های معدل پیشرفت تحصیلی  در دو              گروه .

براساس نتایج جدول می توان گفت که آزمون t  مستقل جهت مقایسه بین معدل پیشرفت تحصیلی در روش های فعال و سنتی در دانش آموزان سوم راهنمایی نشان می دهد که تفاوت معنی داری به لحاظ آماری بین این دو روش وجود دارد . همچنین می توان گفت که متوسط نمره معدل پیشرفت در روش فعال (41/16 =  ) بیشتر از نمره معدل پیشرفت در روش سنتی( 1/15 =  )است (05/0 > p ، 358 = df ، 491/3 = t ).

فرضیه اول : بین پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان در دو روش فعال و سنتی تفاوت وجود دارد .

      بین میزان یادگیری دانش آموزانی که با روش فعال تدریس آموزش دیده اند و دانش آموزانی که با روش سنتی آموزش دیده اند در سطح 05/0 >p  تفاوت وجود داشت ؛ لذا فرضیه اول با 95/0  اطمینان تایید می شود . به عبارت دیگر متوسط معدل پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که با روش فعال آموزش دیده اند بیشتر از متوسط معدل دانش آموزانی است که با روش سنتی آموزش دیده اند .

واقعیت آن است که اگر دانش آموزی برای رسیدن به حقیقتی سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصا کشف نماید به صرفه تر از آن است که همان حقیقت را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم . صرف وقت بیشتر در مرحله ابتدایی تدریس در صورتی که به درک عمیق روابط از طرف دانش آموز منتهی شود ، خود به خود پیشرفت سریع درس را در مراحل بعدی تضمین می کند ؛ همان طور که نتایج این تحقیق نشان می دهد  ، نمره پیشرفت تحصیلی مستمرگروه فعال تفاوت اندکی با نمره پیشرفت تحصیلی مستمر گروه سنتی دارد اما نتایج پایانی افزایش چشم گیری را در نمره پیشرفت تحصیلی ترم گروه فعال  نسبت به گروه سنتی نشان می دهد .

نتیجه این فرضیه با نتایج به دست آمده ازتحقیقات دیل ( 1960 ) ،چهرزادی (1376 ) ، شکوهی (1377 ) ، حامدی خواه (1377 ) ،  شعبانی ( 1378 ) ، احمد نیا ( 1380 ) ، اسماعیلی ( 1381) ، معرفت نیا (1384 ) ، کیوان فر (1386 ) و پاکدل ( 1382 ) همسویی دارد .

 

 

 

 

 

 

 

نتایج آزمون( t ) مستقل برای بررسی معنی داری تفاوت میانگین های خلاقیت در دو گروه

خلاقیت

 

حجم نمونه

 

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد میانگین

T

 

درجه آزادی

سطح

معنی داری

فعال

180

23/146

93/13

03/1

836/10

358

000

سنتی

180

82/130

95/12

96/0

براساس نتایج جدول می توان گفت که آزمون t  مستقل جهت مقایسه بین خلاقیت در روش های فعال و سنتی در دانش آموزان سوم راهنمایی نشان می دهد که تفاوت معنی داری به لحاظ آماری بین این دو روش وجود دارد . همچنین می توان گفت که متوسط نمره خلاقیت در روش فعال (23/146=