آموزش تاریخ محلی در برنامه‌ی درسی تاریخ از دیدگاه معلمان تاریخ و دانش‌آموزان دوره متوسطه (مطالعه موردی استان کهکیلویه و بویراحمد)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار رشته مطالعات برنامه درسی دانشگاه کردستان

2 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد رشته برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

3 دانشجوی دکترای تخصصی مطالعات برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران،ایران

4 استادیار برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه کردستان، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، گروه علوم تربیتی، سنندج، ایران

چکیده

هدف اصلی این پژوهش بررسی آموزش ابعاد تاریخ محلی در برنامه­ی درسی تاریخ از دیدگاه معلمان تاریخ و دانش‌آموزان دوره متوسطه، به‌منظور کاربست آن در برنامه درسی مدارس هست. برای اجرای تحقیق، تعداد 16 معلم به‌صورت هدفمند در دسترس و 285 دانش‌آموز به‌صورت تصادفی انتخاب و داده‌های تحقیق گردآوری شد. ابزار گردآوری اطلاعات برای داده‌های کمی، پرسشنامه محقق ساخته که شامل دو پرسشنامه به ترتیب برای معلمان تاریخ و دانش‌آموزان هست. برای تعیین روایی پرسشنامه‌ها، از روایی محتوایی و صوری استفاده شد و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده‌شده است که برای پرسشنامه شماره یک2/68درصد و برای پرسشنامه شماره دو3/97درصد برآورد شده است. داده‌های کیفی تحقیق علاوه بر سؤالات باز پاسخ پرسشنامه دانش‌آموزان، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختارمند با 8 معلم تاریخ، گردآوری و از طریق نظریه مبنایی تحلیل شدند. نتایج نشان داد، دانش‌آموزان و معلمان تاریخ نسبت به آموزش ابعاد تاریخ محلی استان، نگرش مثبتی دارند. ازنظر دانش‌آموزان، تاریخچه سیاسی بیشترین و تاریخچه اقتصادی کم‌ترین اهمیت آموزشی را نسبت به بقیه ابعاد دارند. معلمان تاریخ، آموزش تاریخچه فرهنگی - اجتماعی را مهم‌ترین و آموزش تاریخچه اقتصادی را کم‌اهمیت‌ترین بُعد از بین ابعاد تاریخ محلی استان برآورد کردند. همچنین در خصوص دیدگاه‌های معلمان و دانش‌آموزان درباره اهمیت آموزش تاریخ محلی در برنامه درسی تاریخ می‌توان به: ضرورت پداگوژیکی، درک و شناخت محیط زندگی خود، برآورده شدن نیازهای روحی افراد، تقویت روح میهن‌پرستی، بازنمایی و حفظ اصالت و هویت بومی و توسعه‌ی همه‌جانبه جامعه اشاره کرد. معلمان تاریخ برای تدریس تاریخ محلی، روش یاددهی–یادگیری مشارکتی، روش یاددهی–یادگیری مشاهده‌ای، روش یاددهی–یادگیری پژوهش محور، روش نقل حکایات تاریخی توسط معلم(تاریخ‌شفاهی) و تدریس با استفاده از منابع الکترونیکی را پیشنهاد دادند

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Teaching Local History in History Courses from the Perspective of Secondary School History Teachers and Students in Kohkiloyeh and Boyerahmad Provinces

نویسندگان [English]

  • Mostafa Ghaderi 1
  • Abdollah Mahmoodi Moazam 2
  • Fatemeh Havas Beigi 3
  • Khalil Gholami 4
چکیده [English]

The main purpose of this study was to investigate teaching different dimensions of local history in history courses from the perspective of secondary school history teachers and students. To conduct the research, 16 teachers were selected purposefully and 285 students were randomly selected. The data collection tools for the quantitative data were two researcher made questionnaires for history teachers and students. The content validity was checked to determine the validity, and the Cronbach's alpha was measured to determine the reliability, which was 68.2 and 97.3 for the questionnaire number one and two, respectively. The qualitative data, in addition to the open-ended questions of the students’ questionnaires, and semi-structured interviews with 8 history teachers, were analyzed through grounded theory. The results showed that students and teachers have positive attitudes towards teaching the local history of the province. From the students points of view, teaching political history have the most importance and economical history has the leastimportance as compared to other dimensions. History teachers found teaching cultural-social history the most important and teaching economical history as the least important dimension of local history. Morever, among the teachers and students points of view regarding the importance of teaching local history in the history courses were: pedagogical necessity, understanding one’s living environment, meeting the spiritual needs of individuals, strengthening the spirit of patriotism, representation and preservation of local identity and multilateral development of the community. In order to teach local history, history teachers proposed the following methods: cooperative teaching-based teaching-learning method, narrating historical stories by the teacher (oral history), and teaching by electronical resources

کلیدواژه‌ها [English]

  • local history
  • history course syllabus
  • teachers
  • student
  • secondary studies

تاریخ محلی بر روی داستان‌های هر روزه مردم تمرکز می‌کند  و به عنوان نتیجه ‌ای می‌تواند دلالتی برای آموزش و تعامل بشر باشد. دانش تاریخ محلی با اهمیت است و باید در برنامه درسی مورد توجه قرار بگیرد (والکر[1]،2015). تدریس تاریخ محلی، فرصت هایی برای به دست آوردن تجارب دست اول از طریق بهبود آگاهی از تاریخ برای دانش‌آموزان فراهم می کند. دانش‌آموزان از طریق داشتن ارتباط فعالی با همسایگان شان،فرصتی برای برای یادگیری در مورد خودشان و گذشته شان  و کلمات و مفاهیمی در باره ی گذشته به آن ها داده می شود و راحت تر می توانند بین تاریخ و دیگر دیسیپلین ها ارتباط برقرار کنند (اوگزن[2]،2015).با توجه به اینکه تاریخ یک علم هویت‌ساز است، می‌توان اذعان داشت که هدف اساسی از آموزش تاریخ محلی می‌تواند آشنایی اقوام با گذشته خود و همین‌طور تشویق آن‌ها به حفاظت از تاریخ خود باشد تا درگذر زمان هویت و اصالت اقوام و خرده‌فرهنگ‌ها فراموش نشود.

استفان[3] (1977)؛ لاو[4] (1977)؛ لوماس[5] (1988) و کالیکات[6] (1993) بیان می‌دارند تدریس تاریخ محلی در مدارس به‌عنوان بخش مهم و قابل‌توجه از برنامه درسی تاریخ در قرن بیستم و باگذشت دهه‌ها به‌طور روزافزون در خیلی از کشورها مطرح شد (به نقل از آکتکین[7]، 2009). آموزش تاریخ محلی نقش مهمی در بهبود ارتباطات جوامع و اقوام مختلف و احترام گذاشتن به تفاوت‌های فرهنگی یکدیگر دارد و در کمک به مقابله با تعصب و جهل نقش مهمی دارد (پرنتی[8]، گیلسپی[9] و مولونی[10]،2001). یکی از فواید و مزایای آموزش تاریخ محلی، ایجاد تعادل بین تاریخ محلی با تاریخ ملی و جهانی است. آموزش این تاریخ ضامن جذب علاقه دانش‌آموزان به تاریخ، احترام افراد به دیگر فرهنگ‌ها و عقاید بقیه مردم، ارائه نظم و ترتیب در مطالعات تاریخی، استفاده از مواد و موضوعاتی برای افزایش انگیزه مطالعه دانش‌آموزان و ایجاد پیوند بین گذشته و حال است (اسلاتر[11]، و هاوکی[12]، 1995، به نقل از آکتکین، 2009). بیشتر مردم دانش اندکی در مورد تاریخ اجتماع شان دارند. در مدارس بیشتر تاریخ دولت، ملت و جهان تدریس می‌شود، اما در مورد تاریخ محلی به‌صورت جزیی سخن به میان می‌آید. دانش تاریخ محلی، خیلی بااهمیت است چراکه می‌تواند به همه دانش‌آموزان در تمام سنین حس افتخار نسبت به میراث اجتماع‌شان و جایگاه آن در جهان القاء کند (گورلی[13]،2013). دانش تاریخ محلی به افراد آگاهی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جنبه‌هایی از اجتماع شان می‌دهد (والکر[14]،2015).

فوستر[15] (2008)، پلینس[16] (1991) و تایلر[17] (2000) بیان می‌کنند اگرچه تاریخ یک موضوع مطالعه مدرسه‌ای در بیشتر ایالت‌ها و سیستم‌های آموزشی خصوصی در قرن نوزدهم بود، در مورد اینکه چه چیزی تدریس شود و چگونه تدریس بشود در تمام دنیا تفاوت‌هایی وجود دارد (به نقل از زانیگا[18]؛ اودونوگو[19] و کلارک[20]، 2015، ص6). این تفاوت‌ها عمدتاً بستگی به اهداف مربوط به تاریخ به‌عنوان موضوع مدرسه‌ای و رویکردهای پداگوژیکی تجویزشده دارد. طبیعت مطالعات تاریخ در هر کشوری بستگی به آزادی سیاسی کشور و قوت دموکراسی دارد. بر این اساس تایلر،تمایزی در مطالعه تاریخ به‌عنوان دیسیپلین علمی و به‌عنوان فرایند تلقین فکری ایجاد کرده است. اندیشیدن در مورد این تمایز این پرسش را به فعالیت وا‌می‌دارد: چه کسی تصمیم می‌گیرد کدام تاریخ تدریس شود؟ با توجه به این‌که فرایند تصمیم‌گیری، در انتخاب محتوا دخالت دارد، مهارت‌ها و ارزش‌های تاریخی می‌تواند به‌عنوان دو سطح اصلی و مهم در نظر گرفته شود: در سطح دولتی- مرکزی و در سطح مدرسه – محلی. تصمیم‌گیری در مورد نوع اول "مدل دولتی- آموزشی " نامیده می‌شود که نمونه جوامع دیکتاتوری و یکه تاز است. در چنین جوامعی، دولت و یا ایالت، محتوای تاریخی، منابع پداگوژیکی و روش‌های ارزشیابی را شرح و بسط می‌دهد و برای اصلاح و تعدیل آنچه شرح داده‌شده است اختیار خیلی کمی به معلمان داده می‌شود یا اصلاً داده نمی‌شود. آلمان نازی، جمهوری خلق چین و ژاپن نمونه‌هایی از این جوامع هستند که درگذشته چنین رویکردی را اقتباس کرده بودند. در خصوص دومین مورد که" مدل لیبرال " نامیده می‌شود، دولت و یا ایالت، دستورالعمل‌های عمومی را فراهم می‌کند که با آرمان‌ها و اهدافی که مشتمل بر چهارچوب برنامه درسی است مرتبط است. زمینه‌های خاص محتوایی، پداگوژی و روش‌های ارزشیابی به‌وسیله جامعه انتخاب می‌شوند و از طریق معلمان و مدارس با آن‌ها کار می‌شود (سیلیوستر[21]،1993؛ فوستر،2008؛ پلینس،1991 و تایلر،2000 به نقل از زانیگا و همکاران،2015،ص7).

این سؤال که چه رویدادهای تاریخی به‌اندازه کافی برای تدریس معنادار هستند همیشه راجع به تدریس تاریخ به‌عنوان موضوع مدرسه‌ای پرسیده می‌شود (ون اسلیدرایت[22]،2003).وسلی[23] (1942) اذعان می‌دارد معلمان ماهر همیشه ارزش پداگوژیکی تجربیات عالی را می‌دانند. از نظر وی مثال‌های و نمونه‌های محلی حقیقی و اصیل هستند که دانش‌آموزان در متون درسی مطالعه می‌کنند. همچنین طبق نظر هرزبرگ[24] (1968) تصورات تاریخی از طریق به دست آوردن احساس شخصی از شرح واقعی جلوه‌های زندگی، صداها، بوها، چشیدن‌ها و تاروپودها توسعه می‌یابد و طبق نظر ایشان دانش‌آموزان نیاز به استفاده از همه احساس‌هایشان برای به دست آوردن فهم گذشته دارند. ازنظر لیون[25] (1969) آموزش تاریخ محلی به دانش‌آموزان در فهم فرایندهای استدلال قیاسی و استقرایی کمک می‌کند. هینتون[26] (1980) نیزمدعی بود استفاده از محتوای محلی به بازسازی تاریخ کمک می‌کند "به‌صورت واقعی و شخصی، نه به‌صورت موضوعات خلاصه و فاصله‌دار که در داخل جلد کتاب احاطه‌شده است"(به نقل از روس[27]،1990).حامی دیگر آموزش تاریخ محلی کودل[28] (1980) بحث می‌کند که افراد محلی، مکان‌های محلی و رویدادهای محلی دارای جذابیتی بی‌واسطه هستند، حتی اگر اطلاعات آن‌ها مربوط به دو سده گذشته باشد. مونتگومری[29] (1982) اذعان می‌دارد که آموزش تاریخ محلی به‌صورت واضح موجب فرصت‌های غنی برای معلمان مطالعات اجتماعی است و آن‌ها به آموزشیارانی علاقه‌مند و تأثیرگذار مبدل می‌شوند. دنوی[30] (1985) مشاهده کرد که افراد و رویدادهای گذشته زمانی می‌توانند درک و فهمیده شوند که در یک فضای گسترده‌تری موردبررسی واقع شوند.گیج[31] (1985) نیز مطرح کرد:"بخش کوچکی از جهان برای فهمیدن ساده‌تر از کل قاره‌های زمین یا تقسیمات سیاسی وسیع است" و کروزر[32] (1985) دریافت که استفاده از تجربیات اجتماعات محلی برای تدریس تاریخ با ارزشمندتر از تدریس خود تاریخ است .

جمعی از محققان همچون دران بوش[33] (1976)، گروس[34] (1977) و کرکندال[35] (1975) بیان داشتند درحالی‌که تاریخ محلی ممکن است بخشی از برنامه درسی مدارس متوسطه نشده باشد، پروژه تاریخ محلی فردی در میان مربیان، تاریخ‌دانان و عموم به‌طور وسیع و موفقیت‌آمیز شناخته‌شده است و علاقه به استفاده‌های آموزشی تاریخ محلی به‌طور روشنی در حال افزایش است. این اشتیاق برای تاریخ محلی یک ملاحظه باارزشی در برابر زمینه کاهش ثبت‌نام و کم‌رنگ شدن علاقه به مطالعه تاریخ در میان دانش‌آموزان متوسطه و بعد از دوره متوسطه است (به نقل ازفلدمن[36]،1981).

آکتیکن (2009) در رابطه با جایگاه و اهمیت تاریخ محلی در آموزش تاریخ مدارس متوسطه بیان می‌دارد تدریس تاریخ محلی در مدارس به‌عنوان بخشی از برنامه درسی تاریخ تا ابتدای قرن بیستم موردحمایت واقع‌شده بود و تاریخ محلی به‌عنوان بخشی از یک‌راه پویا و فعال برای یادگیری تاریخ در بیشتر کشورها توصیه‌شده بود. هم‌اکنون تاریخ محلی در برابر بحث در مورد جهانی‌شدن و پست‌مدرنیسم در دهه اخیر محبوبیت پیداکرده است و اهمیت تاریخ محلی در برنامه درسی تاریخ و دانش اجتماعی جدید در ترکیه مورد تأکید قرارگرفته است.

لی[37] (2014) در پژوهش خود اذعان می‌کند با توجه به اینکه اخیراً برای بهبود سیستم‌های آموزش عمومی در ایلات متحده تلاش‌هایی انجام‌شده است، دانش‌آموزان آمریکایی همچنان از مدارس عمومی بادانش محدودی درباره تاریخ امریکا فارغ‌التحصیل می‌شوند. مهم‌ترین یافته‌های پژوهش ایشان عبارت‌اند از: 1) فهم تاریخی، یکپارچه‌سازی دانش محتوایی است که با محتوای تاریخی جامع‌تر ارتباط دارد و مفهوم معناداری برای جهان امروزی دارد؛ 2) دانش‌آموزان برای یادگیری تاریخ امریکا برانگیخته می‌شوند وقتی‌که تاریخ جالب و مرتبط بازندگی‌شان باشد؛3) معلمان انواع منابع و ابزارهای مختلف را برای پروردن یادگیری و فهم تاریخی در کلاس‌های تاریخ امریکا باوجود چالش‌های وابسته به قراین مشخص به کار می‌برند؛4) دانش‌آموزان دبیرستانی مهارت‌های تحلیلی و تفکر شناختی را به کار می‌گیرند زمانی که فعالیت‌های آموزشی بافهم تاریخی مفاهیم اصلی ترکیب می‌شود؛5) برنامه درسی تاریخ امریکا در مناطق مدارس محلی، کلیدی برای پرورش فهم تاریخی در کلاس‌ها است.

نتایج پژوهش والکر (2015) در خصوص نقش تاریخ محلی در برنامه درسی موارد زیر را در برداشت: الف) فزونی ارزش دانش تاریخ محلی برای مربیان، دانش‌آموزان، و اجتماعات؛ ب) فراوانی منابع داخلی و خارجی برای اعمال تاریخ محلی در برنامه درسی؛ و ج) تمایل اولیای مدرسه برای مشارکت در طراحی فعالیت‌های آینده برای بهبود تدریس و یادگیری.

نتایج تحقیقات در انگلستان و ولز نشان داد سیاست‌های آموزش‌وپرورش در این دو کشور از تاریخ محلی حمایت می‌کنند، به این صورت که توالی مطالعات تاریخی طبق قوانین آموزشی باید به‌این‌ترتیب باشد: تاریخ محلی، تاریخ ملی، تاریخ اروپا، تاریخ جهان و نواحی و اجتماعات محلی باید به‌طور جامع موردمطالعه قرار گیرند. از مزایایی که در این تحقیقات برای آموزش تاریخ محلی برشمرده شده می توان گفت: تشویق دانش‌آموزان به تحقیق، تجزیه‌وتحلیل و گزارش مشاهدات خود که منجر به پیشرفت و توسعه تفکر منطقی دانش‌آموزان می‌شود (آکتکین، 2009). آموزش تاریخ در انگلستان بیشتر با خود مردم وزندگی آن‌ها ارتباط دارد و در این امر به نیازهای محلی مردم پاسخ می‌گویند. به‌علاوه، در آموزش تاریخ و به‌خصوص تاریخ محلی، همه شئون و ابعاد زندگی مثل ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی توجه می‌شود.

نتایج تحقیقات چنگ[38] (1989) در هنگ‌کنگ نشان داد مطالعه تاریخ محلی، درک دانش‌آموزان از محیط محلی خود را تقویت می‌کند و باعث درک هویت اجتماع محلی خویش، فعال کردن کاوشگری فردی و جمعی و افزایش علاقه به میراث فرهنگی شده است. تقویت مهارت تجزیه‌وتحلیل، جذاب شدن آموزش تاریخ با استفاده از بازدید از موزه‌ها و تدارک رویکردهای فعال تدریس در مدارس، همه ازجمله مزایای آموزش تاریخ محلی در مدارس هنگ‌کنگ بوده است (ویکرز[39]، 2002).

در ایالات متحده آمریکا برای آموزش تاریخ محلی، بیشتر از گردش‌ها و اردوهای برنامه‌ریزی‌شده و مطالعه و مشاهده‌ی همسایگان، ساختمان‌ها و ابنیه تاریخی ویژه استفاده می‌شود، مصاحبه با مردم محلی و به‌خصوص با بزرگ‌ترها، نمایش اسلایدها و عکس‌های تاریخی و تحلیل اسناد مختلف محلی را می‌توان ازجمله روزآمدترین روش‌های آموزش تاریخ محلی در آمریکا نام برد (متکالف[40] و دونی[41]،1982، به نقل از آکتکین، 2009). طبق نتایج تحقیقات، در برنامه درسی در مالزی روی تاریخ محلی در چارچوب زمانی 500 سال و با یک نظم توالی زمانی منظم، تأکید و تمرکز دارند و استدلال شده که آموزش تاریخ محلی می‌تواند باعث مدارایی، شکل‌گیری حس میهن‌پرستی، مهارت‌های شهروندی و تلقین ارزش‌هایی به‌منظور خلق یک ملت متحد به مفهوم مالایی، کمک کند (وزارت آموزش‌وپرورش[42]،2002، عمر[43]، 1999، به نقل از احمد و رحیم، سیمان و صالح،2010).

برای همگام شدن با پیشرفت‌های آموزشی روز دنیا، جهت توسعه ی نظام آموزشی و همین‌طور نیل به آرمان‌ها و رسالت‌های تعلیم و تربیت، یکی از مباحثی که تکیه و تمرکز بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار است آموزش تاریخ و پیشنیه ی اقوام و خرده‌فرهنگ‌های درون یک جامعه است؛ این مهم به خصوص در جوامع متکثر مانند کشورمان که از اقوام گوناگونی تشکیل‌شده است از اهمیت و ضرورت بیشتری برخوردار است که متأسفانه امروزه و باوجوداین که در بیشتر نظام‌های آموزشی دنیا، این موضوع به‌خوبی آموزش داده می‌شود در کشور ما هنوز کوچک‌ترین توجهی به آموزش آن نشده است.

برنامه‌ی درسی تاریخ در مدارس ایران، در قالب تواریخ عمومی و سلسله‌ای و با گرایش زیاد بر تاریخ سیاسی رقم خورده و در دسترس دانش‌آموزان قرارگرفته است. در این میان حلقه­ی مفقوده‌ای به نام تاریخ محلی (تاریخ فرهنگ، هنر و...) اقوام متنوع درون این سرزمین، وجود دارد که تاکنون مورد بی‌مهری قرارگرفته است و باوجود تأثیر بسزایی که می‌تواند در بهبود برنامه درسی تاریخ و نظام آموزشی داشته باشد، هنوز جایگاه واقعی خویش را نیافته است و به‌عنوان برنامه درسی مغفول به‌حساب می‌آید. بدین منظور لازم است تا اهمیت آموزش این تاریخ در مدارس بررسی شود. با توجه به آنچه که گفته شد،این نوشتار در پی پاسخگویی به این سوال است: دیدگاه معلمان تاریخ و دانش‌آموزان دوره متوسطه در خصوص آموزش ابعاد تاریخ محلی در برنامه درسی تاریخ چیست؟

تاریخ محلی بخش مهم و لاینفک تاریخ ملی است که به پیشینه­ی فرهنگی اجتماعی، سیاسی، هنری، مذهبی و اقتصادی یک ناحیه، منطقه، استان، شهر و یا روستا در ادوار مختلف تاریخی می‌پردازد. در ذیل نمونه‌ ای از تعاریف معلمان تاریخ از تاریخ محلی آمده است.

معلم1:«به نظر من تاریخ محلی به پیشینه‌ی تاریخی یک ناحیه، منطقه، شهر و یا استان را در ادوار مختلف اطلاق می‌شود که می‌تواند به عنوان یکی از اجزا تاریخ ملی نقش مهمی در تاریخ یک کشور بازی کند»

معلم3:«قسمتی از تاریخ کل کشور است که از ترکیب آن‌ها تاریخ ملی تشکیل می‌شود و در واقع وقایعی است که در یک منطقه یا ناحیه یا شهر اتفاق افتاده و در ابعاد فرهنگی اجتماعی، سیاسی، دینی، اقتصادی است. به نظر من بدون آموزش آن ، تاریخ ملی هم ناقص خواهد بود، اضافه می‌شود که آموزش این بخش از تاریخ در تمام دنیا معمول و متداول است»

معلم5:«مطالعه­ی پیشینه‌ی یک منطقه، ناحیه، شهر یا استان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی اجتماعی، هنری، مذهبی و اقتصادی است».

طبق اظهارات معلمان تاریخ، تاریخ محلی شامل 5 بعد است که عبارت‌اند از: فرهنگی اجتماعی، هنری، سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که در شکل شماره 1 ابعاد تاریخ محلی ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: ابعاد موردمطالعه تاریخ محلی در برنامه درسی تاریخ در پژوهش حاضر

روش‌شناسی پژوهش

روش پژوهش ترکیبی روشی است که هر دو روش پژوهش کیفی و کمی را با هم ترکیب یا مرتبط می سازد. این روش مستلزم مفروضه های فلسفی، استفاده از رویکرد های کیفی و کمی و ترکیب هر دو رویکرد در یک مطالعه است.بنابراین روش پژوهش ترکیبی چیزی بیش از گردآوری و تحلیل هر دو نوع داده است؛ این مطالعه همچنین مستلزم استفاده همزمان از هر دو نوع رویکرد به طور همزمان است، به طوری که نقطه قوت کلی چنین مطالعه ای به تنهایی بیش از هر پژوهش کمی یا کیفی است (کرس ول[44]،2009،ص36). در این نوشتار ، در بخش روش پژوهش کیفی از روش نظریه مبنایی استفاده می شود و در بخش روش پژوهش کمی از روش پیمایشی استفاده می شود.در ادامه توضیح مختصری در خصوص نظریه مبنایی ارائه می شود.

نظریه مبنایی عبارت است از آنچه که به طور استقرایی از مطالعه‌ی پدیده‌ای به دست آید و نمایانگر آن پدیده است.به عبارت دیگر آن را باید کشف کرد،کامل نمود، و به طور آزمایشی از طریق گردآوری منظم اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌هایی که از آن پدیده نشأت گرفته اثبات نمود.بنابراین گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل در یک رابطه متقابل با یکدیگر قرار دارند.تحقیق را هرگز از یک نظریه شروع نمی‌کنند و بعد آن را به اثبات برسانند، بلکه تحقیق از یک حوزه مطالعاتی شروع می شود و فرصت داده می شود تا آنچه که متناسب و مربوط بدان است خود را نشان دهد (استراس[