اثربخشی درمان فراشناختی (MCT) در تغییر سطح باورهای فراشناختی و نگرانی از تصویر بدنی دانش‌آموزان دختر افسرده

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی دانشگاه لرستان

2 دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 دانشیار گروه روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی دانشگاه لرستان

4 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوارسگان، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، اصفهان، ایران

چکیده

هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی درمان فراشناختی (MCT) در تغییر سطح باورهای فراشناختی منفی و مثبت و نگرانی از تصویر بدنی (BICI) دانش­آموزان دختر افسرده مقطع متوسطه دوم شهر خرم­آباد بود. این پژوهش به صورت شبه­تجربی بود که در آن از طرح پیش­آزمون - پس­آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که از میان دانش­آموزان دختر دبیرستانی دارای افسردگی شهر خرم­آباد انتخاب و به صورت تصادفی در گروه­های آزمایش (درمان فراشناختی) و گواه گمارده شدند. در مرحله مداخله گروه آزمایش به مدت 9 جلسه 2 ساعته تحت درمان فراشناختی قرار گرفتند. در طی این مدت گروه کنترل هیچ نوع مداخله­ای دریافت نکرد. برای جمع­آوری داده­ها از مقیاس تصویر بدنی (BII) فیشر (1979)، پرسشنامه افسردگی بک (1988) و مقیاس باورهای فراشناختی ولز وکاترایت – هاتن (۲۰۰۴) در مراحل پیش­آزمون و پس­آزمون برای دو گروه آزمایشی و گواه استفاده شد. داده­های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل داده­ها به کمک نرم­افزار (SPSS.21) انجام گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنی­داری بین دو گروه نشان داد. یافته­ها حاکی از آن بود که درمان فراشناختی در کاهش نگرانی از تصویر بدنی (BICI) و باورهای فراشناختی منفی و همچنین افزایش باورهای فراشناختی مثبت، اثربخش است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effectiveness of Meta Cognitive Therapy in Meta Cognitive Beliefs Change and Body Image Concern (BICI) of Depressed Female High School Students

نویسندگان [English]

  • Simin Simin GholamreZaei 1
  • Mahdi Yousefvand 2
  • Firouzeh Ghazanfari 3
  • Ali Asghar Farokhzadian 4
چکیده [English]

The aim of this study was to determine the effectiveness of Meta Cognitive Therapy in the level change of negative and positive Meta Cognitive beliefs and body image concern (BICI) of depressed female high school students in Khorramabad. This research was quasi-experimental with pretest - posttest and control group. The sample consisted of 40 subjects with depression selected fromamong female high school students in Khorramabad, and randomly assigned to an experimental group (Meta Cognitive Therapy) and a control group. the experimental group in Intervention stage received 9 sessions of 2 hours of Meta Cognitive Therapy. During this period, the control group received no intervention. To collect the data, Body Image Scale (BII) of Fisher (1979), Beck Depression scale (1988) and metacognitive beliefs of Welles and katrait - Hutton (2004), in the pre-test and post-test for both experimental and control groups were used. The research data were analyzed using spss 21 software (SPSS.21) and conducting ANCOVA. The covariance analysis showed significant differences between the two groups. The results showed that Meta Cognitive Therapy in reducing body image concern (BICI) and negative beliefs as well as increasing positive beliefs is effective.

کلیدواژه‌ها [English]

  • positive beliefs
  • negative beliefs
  • Meta Cognitive Therapy
  • body image concern

مقدمه

افسردگی[1] یکی از شایع­ترین اختلالات روانی است (کامیمورا، نوریان، آساسنیک و رواسرانو[2]، 2010) که شیوع رو به رشد آن به یک نگرانی جهانی تبدیل شده و تخمین زده می­شود که تا سال 2020 به دومین بیماری رایج در دنیا تبدیل شود (کیمبرل، مه­یر، دی­بیر، گالیور و موریست[3] 2014). پژوهشگران علوم بهداشت روانی - رفتاری بر این باور هستند که بر طبق آمارهای بین­المللی بین 15 درصد از افراد سنین 15 تا 74 سال که به پزشکان مراجعه می­کنند، دارای علائم بارز افسردگی مانند عدم توانایی تفکر، تمرکز، یا تصمیم­گیری هستند، تصویر بدنی منفی[4] دارند، دچار تضاد شناختی[5] می­شوند، نیاز به کنترل افکار[6] در آن­ها دیده می­شود، احتمال دارد به آسانی دچار حواس­پرتی و یا مشکلات حافظه شوند (نام، کیم، دویلدر و سونگ[7]، 2016).

فشار سنگین عاطفی، اجتماعی و اقتصادی، برای مبتلایان به اختلال افسردگی، خانواده آن­ها و اجتماع از یک سو و شیوع فزاینده سالانه 9/2 تا 12/6 درصد در جمعیت عمومی باعث شده است که توجه به درمان و یا کاهش میزان نشانگان این اختلال در افراد مبتلا بیشتر از گذشته شود (ماهاتی، باگیا، کریستوفر، اسنها و راو[8]، 2015). از دیگر پیامدهای ناخوشایند افسردگی، کاهش باورهای فراشناختی[9] مثبت مانند خودآگاهی شناختی[10] و کاهش کیفیت زندگی است که می تواند تأثیرات عمده­ای بر زندگی فرد بگذارد (لیما و فلک[11]، 2014). افسردگی یک عامل پیش­بین قوی است که باعث آسیب­هایی مانند تضاد شناختی، نشخوار فکری، نگرانی از تصویر بدنی می­شود (لیانگ، ژیو، یوآن، شاوو و بیان[12]،2013).

یافته­های پژوهشی جدید حاکی از آن است که حتی سطوح خفیف افسردگی با افزایش معنی­دار باورهای فراشناختی منفی در دانش­آموزان همراه است (وگت، والدین، هلهامر و مین لسچیمیت[13]، 2013). از طرفی افسردگی در کودکان و دانش­آموزان از موضوعات مهم در گستره علم روان­شناختی است. فیشر، مورفی، کوردیاک و گولدنر[14] (2015) با بازنگری پژوهش­ها نشان دادند که بیش از 20 درصد دانش­آموزان تا 18 سالگی حداقل یک بار به افسردگی بالینی دچار می­شوند. آن­ها افسردگی دانش­آموزان را با مشکلاتی همچون ضعف مهارت­های اجتماعی، نگرانی از تصویر بدنی، باورهای فراشناختی منفی، اضطراب اجتماعی و اضطراب شدیدی که با دیگر منابع تنش­زا مرتبط است. در تبیین علل افسردگی نظریه­های متفاوتی مطرح شده­اند. از دیدگاه بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین اضطرابی یا حالت­های برانگیختگی نشان داده می­شود (شیموتسو و هوریکاوا[15]، 2014). سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی که این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار می­شود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است متجلی می­شود (جکنر و فرسکو[16]، 2016). ویژگی اصلی افسردگی، یک دوره زمانی حداقل 2 هفته است که در ضمن آن یا خلق افسرده یا بی­علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریباً در همه فعالیت­ها وجود دارد. همچنین در کنار این نشانه­ها در فرد، نشانه­های دیگری مثل احساس بی­ارزشی، تصویر بدنی تحریف شده، نشخوار فکری، کاهش انرژی، اشکال در تفکر یا تصمیم­گیری، تغییر در اشتها، تغییر وزن و پرخوری افراطی دیده می­شود (سیدلر، داویز، رایس، الیف و دهیلون[17]، 2016).

رویکردهای درمانی مختلفی برای کاهش یا از بین بردن افسردگی و نشانگان آن استفاده می­شود. یکی از این رویکردهای درمانی، درمان فراشناختی[18] است که برای درمان انواع بیماران افسرده مطرح شده و سودمندی آن در برخی از پژوهش­ها تأیید شده است. تحقیقات نظری بک و توصیف پدیده اختلال هیجانی در چارچوب نظریه طرحواره، هنوز هم توضیحات مفید بالینی و غنی در مورد اختلال‌های هیجانی را در اختیار ما قرار می­دهد (مارینو، وینو، موسس، کاسلی، نایچویچ و اسپادا[19]، 2016). با این حال، مشکلات نظریه شناختی کلاسیک توسط چندین نظریه‌پرداز مورد توجه واقع شده اسـت. به عنوان مثال تیزدل و برنارد (1989؛ نقل ازکواتروپانی، لنزو، ماسیمو و ماری[20]، 2015) چهار مـشکل زیر را برای نظریه شناختی مطرح می­کنند: 1- افکار منفی ممکن است بیش از آن که پیش­آیند افسردگی باشند، نتیجه افسردگی باشند. 2- نگرش­های ناکارآمدی که در خلال دوره‌های افسردگی افزایش می­یابند، پس از بهبودی به حالت طبیعی باز می­گردند. 3- این مدل فقط با یک سطح شناخت سر و کار دارد. 4- مدل شناختی بین باورهای سرد و گرم (هیجان و منطق) تمایز قائل نمی­شود.

تیزدل و برنارد با ارائه چارچوب کامل‌تر پردازش اطلاعات و دیدگاه زیر سیستم­های شناختی متعامل (ISC) سعی کرده­اند بـه همه جنبه­های شناختی مؤثر در حفظ افسردگی توجه کرده و از این طریق به حل مشکلات مطرح شده در بالا بپردازند، با این همه نظریه تیزدل نیز نتوانسته است نقایص نظریه طرحواره را بـه صورت رضایت­بخشی برطرف سازد (کواتروپانی و همکاران، 2015). همان­گونه که ولز و متیـوس[21] (2010) اشاره کرده­اند، این دیدگاه که طرحواره را تنهـا بـه عنوان اطلاعات نامربوطی بنگریم و ایـن کـه درمـانگر می­تواند آن­ها را از ذهن بیمار پاک کنـد و بـه جـای آن فرضیات واقعی­تری را جایگزین کند نمی­تواند مثمرثمـر باشد، زیرا مردم باورها را شکل می­دهند و به طور فعال بر اساس قوانین درونی، آن­ها را مورد تجدیـدنظـر قـرار می­دهند. بنابراین آن­چه حائز اهمیت است، صورت­بندی پردازش شناخت درونی و قوانین و ساز و کارهایی است که موجب می­شود تا بیماران به تعبیر و تفسیر باورهای ناسازگار بپردازند. آن­چه مورد نیاز اسـت، یک چارچوب شناختی کامل برای بازنمایی تعامل بین دانش خود و آشفتگی هیجانی است. ولز در درمان فراشناختی بـرای افسردگی اساسی روی فهم علل نشخوار فکری متمرکز شده است و درمان او شامل راهبردهـایی اسـت که مستقیماً نشخوار فکری را هدف قرار می­دهند و همچنین درمان مشتمل بـر فنونی برای چالش با باورهای فراشناختی منفی (در مورد غیـر قابـل کنتـرل بودن افکار افسرده کننده) و باورهای فراشناختی مثبـت در مورد ضرورت انجام نشخوار فکری بـرای مقابلـه و یافتن پاسخ) اسـت و بـا تکنیـک­هـای آمـوزش توجـه ترکیب می شود (ولز[22]، 2008). همسو با مـدل فراشـناختی، تعـداد زیادی از مطالعات ارتباط قابل اطمینانی بین تفکر منفی به شکل نـشخوار و علائـم افـسردگی در آزمودنی­هـای دیسفوریک، نشان داده­اند و پیش­بینی­های مدل فراشناختی به طور تجربی و فواید درمانی این مدل برای بیماران افسرده مورد ارزیابی قرار گرفته است (تایلچ، آندور و اهرینگ[23]، 2015). همچنین ابعاد عقاید فراشناختی، همبـستگی مثبتـی بـا علائم افسردگی در نمونه غیـر کلینیکـی و در بیمـاران افسرده نـشان داده اسـت. در درمـان فراشـناختی تکنیکی به نام آموزش توجه برای کاهش نشخوار فکری و نگرانی، افزایش کنترل انعطاف پـذیر توجـه و افزایش آگاهی فراشناختی مطرح شد و نتـایج مطالعـات اولیه، در استفاده از این تکنیـک امیـدوار کننـده بوده­انـد. تکنیک آموزش توجـه بـه تنهـایی تـأثیرات مفیـدی در درمــان اخــتلالات مختلــف از جملــه افــسردگی عمــده نــشان داده اســت (وس، لیساکر، فرانسیس، هام، بوک، السک، دیماجیو، لئونهارت، لیفیچ، مهدیون و بریر[24]، 2014). در زمینه ی اختلال افسردگی اساسی، شـواهد مقـدماتی در مورد اثرات درمان فراشناختی فراهم شـده اسـت.

یکی از بررسی­های مهم در زمینه درمان افسردگی به روش درمان MCTتوسط گاملی[25] (2011) صورت گرفت. او به بررسی افسردگی و عوامل همراه در دانش­آموزان دبیرستانی پرداخت. نتایج نشان داد که 59 درصد دانش­آموزان دختر و 41 درصد دانش­آموزان پسر داری اختلال افسردگی هستند. همچنین، مشخص شده است که در نوجوانی در بین دختران شایع­تر از پسران است. از دیگر یافته های این مطالعه این بود که درمان MCT به طور معنی­داری باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی در دانش­آموزان دختر و پسر شده است. شفیعی­سنگ آتش، رفیعی­نیا و نجفی (2012) در مطالعه­ای با عنوان مقایسه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری و درمان MCT بر کاهش نشانگان افسردگی دانش­آموزان دختر نشان دادند که درمان MCT باعث افزایش باورهای مثبت و کاهش باورهای منفی دانش­آموزان دختر افسرده می­شود. ربیعی، ساندار، کلانتری، مولوی و بهرامی (2012) در مطالعه خود با عنوان تاثیر درمان فراشناختی بر نگرانی از تصویربدنی در بیماران دچار اختلال بدشکل بینی به این نتیجه رسیدند که درمان فراشناختی با شناخت عقاید منفی و بدبینانه باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی می­شود. همدال، هاگن، نورداهی و ولز[26] (2013) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که درمان فراشناختی باعث کاهش نگرانی بیماران افسرده از تصویر بدنی خودشان می­شود. این مطالعه که با عنوان بررسی مقایسه­ای تاثیر دو روش درمان فراشناختی و رفتاردرمانی بر کاهش میزان افسردگی زنان مبتلا به افسردگی عمیق انجام شده بود به این نتیجه نیز دست یافت که درمان فراشناختی نسبت به درمان رفتاری چون بر مؤلفه شناخت و آگاهی بیمار تاکید بیشتری دارد به نسبت بالاتری باعث بهبود نگرانی از تصویر بدنی می­شود. برخی از مطالعات نیز نشان داده­اند که استفاده از روش درمان فراشناختی می­تواند به صورت معنی­داری باعث کاهش باورهای فراشناختی منفی مانند تضاد شناختی، نیاز به کنترل افکار و تضاد شناختی شود. از طرفی نتایج دیگر این مطالعات این بوده است که درمان فراشناختی به موازات کاهش باورهای فراشناختی منفی باعث افزایش باورهای فراشناختی مثبتی مانند خودآگاهی شناختی و مثبت­اندیشی می­شود (ولز، فیشر، ساموئل و تریشناپاتل[27]،2007؛ پاپاگئورگیوس و ولز[28]،2003؛ ولز و کینگ[29]، 2006). باتوجه به نتایج پژوهش­های انجام شده، به نظر می­رسد روش­ درمانی MCT در درمان افسردگی و نشانگان این اختلال مؤثر باشد. بنابراین پژوهش حاضر در صدد بررسی اثربخشی درمان MCT در کاهش نگرانی از تصویر بدنی، افزایش باورهای فراشناختی مثبت و کاهش باورهای فراشناختی منفی دانش­آموزان افسرده است.

 

روش پژوهش

روش پژوهش از نوع آزمایشی بود. در این بررسی از طرح آزمایشی پیش­آزمون و پس­آزمون با گـروه کنترل استفاده شد. گروه آزمایش درمان فراشناختی را دریافت نمودند. جامعـه آمـاری در ایـن پـژوهش عبارت بود از کلیه دانش­آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر خرم­آباد که جمعاً 3548 نفر بودند کـه از این تعداد 2050 نفر در ناحیه 1 و 1498 نفر در ناحیه 2 آموزش و پرورش خرم­آباد در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند.

 

جامعه آماری

جامعه آماری در ایـن پـژوهش عبارت بود از کلیه دانش­آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر خرم­آباد که جمعاً 3548 نفر بودند کـه از این تعداد 2050 نفر در ناحیه 1 و 1498 نفر در ناحیه 2 آموزش و پرورش خرم­آباد در سال تحصیلی 96-1395مشغول به تحصیل بودند. و نمونه مورد مطالعه در این مطالعه هم شامل 40 نفر از دانش­آموزان دختر مبتلا به افسردگی می­باشند که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند.

 

روش اجرا

ابتدا هماهنگی­های لازم و مکاتبات اداری با آموزش و پرورش مرکز خرم­آیاد انجام گرفت. سپس با مراجعه به مدارس، مدیران و دبیران توجیه شدند. در مرحله اول، 600 دانش­آموز دختر از بین مدارس دخترانه مقطع متوسطه دوم شهر خرم­آباد به صورت تصادفی خوشه­ای چند مرحله‌ای انتخاب شد. سپس دانش­آموزانی که نمره بالایی (نقطه برش 10) در مقیاس افسردگی روانی کسب کردند، شناسایی و مورد مصاحبه بالینی (طبق ملاک­های راهنمای تشخیصی آماری نسخه چهارم) قرار گرفتند. آزمودنی­های دارای افسردگی به صورت تصادفی به دو گروه به شرح زیر گمارده شدند: 20 نفر برای درمان فراشناختی (گروه آزمایش) و 20 نفر برای لیست انتظار (گروه گواه). سپس هر دو گروه در مرحله پیش­آزمون مقیاس باورهای فراشناختی و پرسشنامه نگرانی در مورد تصویر بدنی را تکمیل کردند. دو هفته پس از درمان مجدداً از آزمودنی­های دو گروه پس­آزمون به عمل آمد و سرانجام داده­های حاصله با روش­های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ملاک­های شمول عبارت بودند از: دبیرستانی بودن، عدم مصرف داروهای روان­گردان، عدم ابتلا به اختلالات روانی و شخصیتی (بامصاحبه بالینی)، نداشتن بیماری­های حاد و مزمن جسمی، عدم شرکت همزمان در سایر برنامه­های درمانی و عدم دریافت مشاوره فردی یا دارو درمانی. ملاک­های خروج عبارت بودند از: ابتلا به اختلالات روانی و شخصیتی (با مصاحبه بالینی)، داشتن بیماری­های حاد و مزمن جسمی، مصرف داروهای روان­گردان، شرکت همزمان در سایر برنامه‌های درمانی، و دریافت مشاوره فردی یا دارودرمانی. لازم به ذکر است افرادی که در لیست انتظار بودند بعد از انجام پژوهش به صورت داوطلبانه تحت درمان قرار گرفتند. درمان فراشناختی گروه آزمایش براساس روش درمان فراشناختی ولز (2008) انجام شده به این صورت که طی 9 جلسه 2 ساعته آموزش‌های لازم به شرح زیر به عمل آمد: جلسه اول؛ فرمول­بندی کلی مراجع، معرفی مدل، شناسایی دوره­های نشخوار ذهنی، تمرین تکنیک افزایش توجه، ارائه تکالیف خانگی. جلسه دوم: بررسی تکالیف خانگی، معرفی و تمرین ذهن آگاهی انفصالی، نشان دادن به تعویق انداختن نشخوار ذهنی به شکل آزمایشی، تمرین تکنیک افزایش توجه، تکلیف خانگی. جلسه سوم: شناسایی ماشه­چکان­های نشخوار ذهنی و تمرین تکنیک­ها، بررسی نشخوار فکری و تمرین به تعویق انداختن نشخوار ذهنی در جلسه، چالش با فراشناخت­های غیرقابل کنترل، شناسایی سطوح فعالیت و مقابله، ارائه تکالیف خانگی. جلسه چهارم: بازبینی تکالیف خانگی، بررسی سطوح فعالیت و سبک­های مقابله­ای غیر سودمند، چالش با عقاید مثبت در مورد نشخوار ذهنی، تکلیف خانگی. جلسه پنجم: بازبینی تکالیف خانگی، بررسی عقاید مثبت و سطح فعالیت، ادامه دادن به چالش با عقاید مثبت در مورد نشخوار ذهنی، بازبینی سطوح فعالیت و افزایش زمان تامل تا واکنش (به فکر فرو رفتن) کشف و مانع شدن از رفتار مقابله­ای مضر (برای مثال خواب) و تکلیف خانگی. جلسه ششم: بازبینی تکالیف خانگی، عقاید مثبت و سطح فعالیت، شناسایی عقاید منفی و چالش با آنان در مورد هیجان و افسردگی، تکلیف خانگی. جلسه هفتم: بازبینی تکالیف خانگی، شروع نوشتن طرح­های جدید، کشف و اصلاح ترس­های عود­کننده، تمرین تکنیک افزایش توجه، تکلیف خانگی. جلسه هشتم: بازبینی تکلیف خانگی، پیشگیری از عود، کار روی عقاید فراشناختی باقی مانده، انتظار ماشه­چکان­های آینده و برنامه­ریزی جلسات بعدی برای بهبود بیشتر (ولز، 2008).

 

طرح پژوهش

این پژوهش به صورت شبه­تجربی بود که در آن از طرح پیش­آزمون­-­پس­­آزمون با گروه گـواه اسـتفاده شد. در این پژوهش درمان به عنوان متغیر مستقل محسوب می­شود که سطوح آن درمان فراشناخت و عدم مداخله است. متغیرهای تصویر بدنی، باورهای فراشناختی منفی و باورهای فراشناختی مثبت به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده­اند.

 

روش تجزیه و تحلیل

در پژوهش حاضر از روش‎های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون لون، تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل کوواریانس تک متغیری و تحلیل کواریـانس چنـد متغیـری) استفاده شده است.

 

ابزار

الف) پرسشنامه‎ باورهای فراشناختی ولز وکاترایت هاتن (۲۰۰۴)

پرسشنامه باورهای فراشناخت یک مقیاس خودگزارشی ۳۰ آیتمی است که تفاوت‌های فردی را درمورد باورهای فراشناخت، قضاو‌ت‌ها و گرایشات نظارت‌گری ارزیابی می‌کند. این پرسشنامه شامل ۵ خرده مقیاس

۱- تضاد شناختی (گویه‌های شماره ۸، ۱۴، ۱۷، ۲۴، ۲۶، ۲۹)

۲- باورهای مثبت (گویه‌های شماره۱، ۷، ۱۰، ۱۹، ۲۳، ۲۸)             

۳-خودآگاهی شناختی (گویه‌های شماره ۳، ۱۲، ۱۶، ۱۸، ۳۰)

۴-کنترل­ناپذیری و خطر افکار (گویه‌های شماره ۲، ۹، ۲۱)

۵-نیاز به کنترل افکار می‌باشد (گویه‌های شماره ۶، ۲۰، ۲۷). هر آیتم بر روی مقیاس ۴ گزینه­ای لیکرت (موافق نیستم۱، کمی موافقم۲، تا حدی۳، کاملاً موافقم۴) نمره‌گذاری می‌شود.

ولز و کاتریت – هاتون (۲۰۰۴)در پژوهشی همسانی درونی، اعتبار همگرا و همچنین پایایی آزمون و بازآزمون را مناسب و قابل قبول گزارش کردند. ضریب پایایی پرسشنامۀ فراشناخت از ۸۹/۰ و ضریب همبستگی آن با مقیاس اضطراب صفت اسپیل برگر ۷۳/۰ گزارش شده است (نریمانی و ابولقاسمی، 2005).

 

ب) مقیاس تصویر تن فیشر[1](FBIS)

پرسشنامه تصویرتن، درسال 1979 توسط فیشر ساخته شده و دارای 46 ماده است. که هر ماده دارای ارزشی بین 1 تا 5 (خیلی ناراضی=1، ناراضی=2، متوسط=3، راضی=4، خیلی راضی=5) است. کسب نمره 46 در این آزمون نشان دهنده اختلال و نمره بالاتر از 46 عدم اختلال است. اعتبار این آزمون توسط محمدی و سجادی­نژاد (2007) در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. ضریب همبستگی محاسبه شده آزمون در اجرای اول و اجرای دوم به روش پیرسون برای دانش­آموزان سال اول 81/0، دانش­آموزان سال دوم 84/0، دانش­آموزان سال سوم 87/0 و جمع دانش­آموزان 84/0 می­باشد. با توجه به سطح معنی­داری این ضریب (001/0<p) می­توان پذیرفت که بین نمرات حاصل از اجرای اول آزمون نمرات حاصل از اجرای دوم آزمون همبستگی معنی­داری وجود دارد. همچنین روایی این آزمون توسط امینیان (2010) در ایران مورد بررسی و تایید قرار گرفته است. در تحقیق زنجانی و گودرزی (2009) پایایی پرسشنامه تصویر بدنی با دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف به دست آمده است که به ترتیب برابر96/0 و 89/0 به دست آمده است.

 

ج) پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم

این پرسشنامه شکل بازنگری شده پرسشنامه افسردگی بک است که جهت سنجش شدت افسردگی تدوین شده است (1988). این ویرایش در مقایسه با ویرایش اول بیشتر با DSMIV همخوان است و همانند BDI و BDI-II نیز 21 سوالی است و تمام عناصر افسردگی را براساس رویکرد شناختی پوشش می­دهد. نمره افراد افسرده از نظر بالینی در دامنه بین 12 تا 40 قرار می­گیرد. نتایج مطالعات بک، ایپستین و براون[30] (1996) نشان داد که این پرسشنامه دارای روایی درونی بالایی است. فتا (2004) ضریب پایایی این پرسشنامه را 96/0 گزارش کرده است.

 

د) پروتکل درمان فراشناختی

جلسه اول؛ فرمول­بندی کلی مراجع، معرفی مدل، شناسایی دوره­های نشخوار ذهنی، تمرین تکنیک افزایش توجه، ارائه تکالیف خانگی. جلسه دوم: بررسی تکالیف خانگی، معرفی و تمرین ذهن آگاهی انفصالی، نشان دادن به تعویق انداختن نشخوار ذهنی به شکل آزمایشی، تمرین تکنیک افزایش توجه، تکلیف خانگی. جلسه سوم: شناسایی ماشه­چکان­های نشخوار ذهنی و تمرین تکنیک­ها، بررسی نشخوار فکری و تمرین به تعویق انداختن نشخوار ذهنی در جلسه، چالش با فراشناخت­های غیرقابل کنترل، شناسایی سطوح فعالیت و مقابله، ارائه تکالیف خانگی. جلسه چهارم: بازبینی تکالیف خانگی، بررسی سطوح فعالیت و سبک­های مقابله­ای غیر سودمند، چالش با عقاید مثبت در مورد نشخوار ذهنی، تکلیف خانگی. جلسه پنجم: بازبینی تکالیف خانگی، بررسی عقاید مثبت و سطح فعالیت، ادامه دادن به چالش با عقاید مثبت در مورد نشخوار ذهنی، بازبینی سطوح فعالیت و افزایش زمان تامل تا واکنش (به فکر فرو رفتن) کشف و مانع شدن از رفتار مقابله­ای مضر (برای مثال خواب) و تکلیف خانگی. جلسه ششم: بازبینی تکالیف خانگی، عقاید مثبت و سطح فعالیت، شناسایی عقاید منفی و چالش با آنان در مورد هیجان و افسردگی، تکلیف خانگی. جلسه هفتم: بازبینی تکالیف خانگی، شروع نوشتن طرح­های جدید، کشف و اصلاح ترس­های عود­کننده، تمرین تکنیک افزایش توجه، تکلیف خانگی. جلسه هشتم: بازبینی تکلیف خانگی، پیشگیری از عود، کار روی عقاید فراشناختی باقی مانده، انتظار ماشه­چکان­های آینده و برنامه­ریزی جلسات بعدی برای بهبود بیشتر (ولز، 2008).

 

یافته­ها

میانگین و انحراف معیار سنی به ترتیب 12/17 و 69/0 با دامنه 15 تا 18 سال بود. بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ متغیرهای سن، پایه و رشته تحصیلی تفاوت معناداری وجود نداشـت. در جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد نمرات متغیرها در پس آزمون و پیش آزمون گروه­های آزمایش و گواه ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1: میانگین و انحراف استاندارد گروه­های آزمایش و گواه در متغیرهای مورد مطالعه به تفکیک پیش­آزمون و پس­آزمون

Table 1

The Mean and Standard Deviation of the Experimental and Control Groups in the Studied Variables in the Pre-test and Post-test Separately

گروه

Group

کنترل

Control

آزمایش

Experimental

موقعیت Situation

پیش آزمون

Pre-test

پس آزمون

Post-test

پیش آزمون

Pre-test

پس آزمون

Pos-test

متغیرها

Variables

میانگین

Mean

انحراف استاندرد

Standard division

میانگین

Mean

انحراف استاندرد

Standard division

میانگین

Mean

انحراف استاندرد

Standard division

میانگین

Mean

انحراف استاندرد

Standard division

باورهای مثبت

Positive beliefs

20.32

5.52

21.69

4.63

21.41

5.95

30.62

3.31

خودآگاهی شناختی

Cognitive self-consciousness

19.46

6.25

19.31

5.43

19.57

5.69

34.53

3.95

تضاد شناختی

Cognitive contradiction

17.34

4.25

16.21

4.15

17.72

5.63

10.97

3.96

کنترل­ناپذیری و خطر افکار

Inconceivability and Risk of Thoughts

14.13

3.54

15.91

4.65

15.74

4.52

9.59

2.54

نیاز به کنترل افکار

Need to control thoughts

19.56

5.32

21.84

4.48

18.15

5.96

11.26

3.36

نگرانی از تصویربدنی

Body image Concern

114.25

8.54

115.63

9.96

110.18

9.51

71.54

4.63

 

براساس یافته­های جدول شماره 1 میانگین و انحراف معیار گروه گواه و آزمایش برای متغیرهای مورد مطالعه گزارش شده است. همچنین بر اساس یافته­های جدول مذکور پایین ترین و بالاترین میانگین در پیش­آزمون و پس­آزمون هر دو گروه گواه و آزمایش مربوط به متغیرهای کنترل ناپذیری - خطر افکار و نگرانی از تصویر بدنی می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2: آزمون فرض نرمال بودن توزیع متغیرها

Table 2

 Testing the Normal Distribution of Variables

متغیر

Variable

گروه

Group

کولموگروف – اسمیرنوف (K-S)

Kolmogorov-Smirnov

سطح معنی­داری

Significance level

باورهای مثبت

Positive beliefs

کنترل

Control

0.74

0.197

آزمایش

Experimental

0.75

0.199

خودآگاهی شناختی

Cognitive self-consciousness

کنترل

Control

0.59

0.124

آزمایش

Experimental

0.57

0.118

تضاد شناختی

Cognitive contradiction

کنترل

Control

0.56

0.115

آزمایش

Experimental

0.75

0.121

کنترل ناپذیری و خطر افکار

Inconceivability and Risk of Thoughts

کنترل

Control

0.66

0.102

آزمایش

Experimental

0.47

0.085

نیاز به کنترل فکار

Need to control thoughts

کنترل

Control

0.92

0.151

آزمایش

Experimental

0.94

0.136

نگرانی از تصویر بدنی

Body image Concern

کنترل

Control

0.25

0.578

آزمایش

Experimental

2.34

0.465

 

همان­طور که از یافته­های جدول 2 استنباط می­شود، از آن­جا که سطح معنی‌داری به دست آمده در آزمونK-S، در اکثر متغیرهای پژوهش به تفکیک گروه، بیش از مقدار ملاک 05/0 می­باشد، در نتیجه می­توان گفت که توزیع متغیرهای مورد بررسی در نمونه آماری داری توزیع نرمال می­باشد و می‌توانیم فرضیه­های پژوهش را از طریق آزمون­های پارامتریک مورد آزمون قرار دهیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3: نتایج گزارش آزمون همگنی شیب ها برای باورهای فراشناختی مثبت، باورهای فراشناختی منفی و نگرانی از تصویر بدنی

Table 3

 The Results of Homogeneity Tests for Slopes for Positive Metacognitive Beliefs, Negative Meta-Cognitive Beliefs, and Body-Image concerns.

متغیر

Variable

شاخص ها

Index

مجموع مجذورات

SS

درجه آزادی

df

میانگین مجذورات

MS

 

F

سطح معناداری

α

مجذور اتا

Eta Squared

باورهای فراشناختی مثبت

Positive

metacognitive beliefs

گروه

Group

1896.148

1

1896.148

12.106

0.091

0.398

پیش­آزمون

Pre-test

3950.635

1

3950.635

29.698

0.098

0.635

گروه * پیش­آزمون

Group*Pre-test

1202.636

1

1202.636

7.471

0.120

0.351

خطا

Error

4269.159

36

4269.159

-

-

-

باورهای فراشناختی منفی

Negative Metacognitive Beliefs

 

گروه

Group

1796.200

1

1796.200

11.368

0.086

0.294

پیش­آزمون

Pre-test

298.635

1

289.635

19.305

0.098

0.526

گروه * پیش­آزمون

Group*Pre-test

1189.363

1

1189.636

5.471

0.108

0.247

خطا

error

5246.159

36

121.159

-

-

-

نگرانی از تصویر بدنی

Body image concern

گروه

Group

4589.102

1

5246.159

15.201

0.158

0.452

پیش­آزمون

Pre-test

6258.689

1

4589.102

24.369

0.160

0.638

گروه * پیش­آزمون

Group*Pre-test

3548.632

1

6258.689

10.368

0.142

0.354

خطا

error

10058.157

36

279.393

-

-

-

 

اطلاعات جدول3 نشان می دهد مفروضه همگنی شیب­های رگرسیون برای استفاده از کوواریانس در هر سه متغیر محقق شده است. لذا جهت بررسی فرضیه مورد نظر، از تحلیل کوواریانس استفاده شد که نتایج آن در جداول زیر ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4: نتایج آزمون لوین جهت بررسی پیش­فرض برابری واریانس­ها

Table 4:

 Levine Test Results for Default Equation Analysis of Variances

متغیرها

variable

نسبت اف

F

درجه آزادی1

df1

درجه آزادی2

df2

سطح معنی­داری

significance level

نگرانی از تصویر بدنی

Body image Concern

5.432

1

78

0.128

باورهای مثبت

Positive beliefs

3.460

1

78

0.217

خودآگاهی شناختی

Cognitive self-consciousness

3.450

1

78

0.216

تضاد شناختی

Cognitive contradiction

0.098

1

78

0.800

نیاز به کنترل افکار

Need to control thoughts

2.427

1

78

0.799

کنترل­ناپذیری و خطر افکار

Inconceivability and Risk of Thoughts

2.050

1

78

0.512

نتایج جدول 4 گویای آن است که واریانس­های مؤلفه­های نگرانی از تصویر بدنی، باورهای مثبت، خودآگاهی شناختی، تضاد شناختی، نیاز به کنترل افکار و کنترل­ناپذیری و خطر افکار در دو گروه با هم برابر بوده و با یکدیگر تفاوت معنی­داری ندارند، که این یافته، پایایی نتایج بعدی را نشان می­دهد. نتیجه آزمون کرویت بارتلت از لحاظ آماری معنادار می­ باشد به این معنا که فرض صفر مبنی بر ناهبسته بودن داده­ها رد و فرض خلاف مبتنی بر همبسته بودن داده­ها تایید می­شود. یعنی این آزمون نشان داد که ماتریس همبستگی مشاهده شده متعلق به جامعه­ای با متغیرهای همبسته است. و لذا می­توان تحلیل واریانس و کوواریانس را انجام داد.

 

جدول 5: نتایج تحلیل مانکوا بر روی میانگین مؤلفه­های پژوهش

Table 5

 Results of MANCOVA Analysis on the Mean of Research Components

آزمون

Test

مقدار

amount

F

DF فرضیه

Hypothesis df

DF خطا

Error df

معنی داری (P)

Significant

مجذور اتا

Squared Eta

توان آماری

Statistical power

اثر پیلایی

Pillai,s Trace

0.875

18.309

6.000

24.000

0.001**

0.572

1.000

لاندای ویکلز

Wilks Lambda

0.496

18.309

6.000

24.000

0.001**

0.572

1.000

آزمون اثر هتلینگ

Hotelling,s Trace

3.245

18.309

6.000

24.000

0.001**

0.572

1.000

آزمون بزرگترین ریشه یروی

Roys Largest Root

3.862

18.309

6.000

24.000

0.001**

0.572

1.000

همانطور که در جدول 5 مشاهده می­شود سطوح معنی­داری همه آزمون­ها بیانگر آن است که درمان فراشناختی (MCT) حداقل از لحاظ یکی از متغیرهای وابسته (مؤلفه­های باورهای فراشناختی مثبت و منفی و نگرانی از تصویر بدنی) میانگین گروه آزمایشی را نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون افزایش داده است (001/0P=، 563/19F=). برای پی بردن به تفاوت، نتایج حاصل از تحلیل مانکوا، در جدول 6 ارائه شده است که میزان تاثیر یا تفاوت برابر با 57 درصد می­باشد. یعنی 57 درصد از تفاوت­های فردی نمرات مؤلفه­های باورهای مثبت و منفی و نگرانی از تصویر بدنی به تاثیر عضویت گروهی می­باشد. توان آماری نزدیک به یک هم نمایانگر کفایت حجم نمونه است. برای مشخص شدن این کـه از لحاظ کدام متغیر بین دو گروه تفاوت وجود دارد، تحلیل­های کواریانس یک متغیری انجام گرفت.

 

جدول 6: نتایج تحلیل کواریانس یک متغیری باورهای مثبت، خودآگاهی شناختی، تضاد شناختی، کنترل­ناپذیری و خطر افکار، نیاز به کنترل افکار و نگرانی از تصویر بدنی

Table 6

 Results of Covariance Analysis of One Variable of Positive Beliefs, Cognitive Self-Consciousness, Cognitive Contradiction, Uncontrollability and Risk of Thoughts, the Need to Control Thoughts and Concerns of the Body Image

منبع / شاخص

Sourse/index

مجموع مجذرات

SS

درجه آزادی

df

نسبت اف

F

معناداری

P

اندازه اثر

Effect size

توان آماری

Statistical power

باورهای مثبت

Positive beliefs

87.05

1

21.96

0.001

0.39

99

خودآگاهی شناختی

Cognitive self-consciousness

248.13

1

27.84

0.001

0.42

95

تضاد شناختی

Cognitive contradiction

149.69

1

18.51

0.001

0.41

99

کنتر­ل­ناپذیری و خطر افکار

Inconceivability and Risk of Thoughts

232.81

1

31.19

0.001

0.58

99

نیاز به کنترل افکار

Need to control thoughts

192.63

1

26.58

0.001

0.51

99

نگرانی از تصویر بدنی

Body image Concern

541.59

1

129.24

0.001

0.47

95

 

با توجه به یافته­های جدول شماره 6 نتایج تحلیل کواریـانس یـک متغیـری نشان داد که:

بین دانش­آموزان دختر مبتلا بـه افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر باورهای مثبت تفـاوت معنی­داری وجود دارد (001/0 P <، 96/21F=) به عبارت دیگر، درمان فراشناختی باعث افزایش باورهای مثبت آزمودنی­های گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس­آزمون شده است. تأثیر این مداخله درمانی بر افزایش باورهای مثبت 39% است. یعنی 39 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 99 درصد هم حاکی از دقت آماری بالا می‌باشد؛ بین دانش­آموزان دختر مبتلا به افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر خودآگاهی شناختی تفاوت معنی­داری وجـود دارد (001/0P <، 84/27F=) به عبارت دیگر، درمان فراشناختی باعث افزایش خودآگاهی شناختی آزمودنی­های گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس­آزمون شده است. تأثیر این مداخله درمانی بر افزایش خودآگاهی شناختی 42% است. یعنی 42 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانـده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 95 درصـد هم حاکی از دقت آمـاری بـالا مـی­باشـد؛ بین دانش­آموزان دختر مبتلا بـه افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر تضاد شناختی تفـاوت معنی­داری وجـود دارد (001/0 P <، 51/18F=) به عبارت دیگر، درمان فراشناختی باعث کاهش تضاد شناختی آزمودنی­های گـروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس­آزمـون شـده است. تأثیر این مداخله درمانی بر کاهش تضاد شناختی 42% است. یعنی 42 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانـده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 99 درصد هم حاکی از دقت آماری بالا می­باشد؛ بین دانش­آموزان دختر مبتلا بـه افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر کنترل­ناپذیری و خطر افکار تفـاوت معنی­داری وجـود دارد (001/0 P <، 19/31F=) به عبارت دیگر، درمان فراشناختی باعث کاهش کنترل­ناپذیری و خطر افکار آزمودنی­های گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس­آزمون شده است. تأثیر این مداخله درمانی بر کاهش کنترل­ناپذیری و خطر افکار 58% است. یعنی 58 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانـده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 99 درصـد هم حاکی از دقت آمـاری بـالا مـی­باشـد؛ بین دانش­آموزان دختر مبتلا بـه افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر نیاز به کنترل افکار تفـاوت معنی­داری وجـود دارد (001/0 P <، 19/31F=) به عبارت دیگر، درمان فراشناختی باعث کاهش نیاز به کنترل افکار آزمودنی­های گـروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحلـه پـس­آزمـون شـده است. تأثیر این مداخله درمانی بر کاهش کنترل­ناپذیری و خطر افکار 51% است. یعنی 51 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانـده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 99 درصـد هم حاکی از دقت آمـاری بـالا مـی­باشـد؛ بین دانش­آموزان دختر مبتلا بـه افسردگی در دو گروه آزمایش و گواه از نظر نگرانی از تصویر بدنی تفـاوت معنی­داری وجـود دارد (001/0 P <، 24/129F=) بــه عبــارت دیگــر، درمان فراشناختی باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی آزمودنی­های گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس­آزمون شده است. تأثیر این مداخله درمانی بر کاهش نگرانی از تصویر بدنی 47% است. یعنی 47 درصد نمرات کل واریـانس باقیمانـده مربوط به تأثیر مداخله درمانی است. توان آماری 95 درصد هم حاکی از دقت آماری بالا می­باشد.

 

بحث و نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با هـدف بررسی اثربخشی درمان فراشناختی (MCT) در تغییر سطح باورهای فراشناختی منفی و مثبت و نگرانی از تصویر بدنی (BICI) دانش­آموزان دختر افسرده مقطع متوسطه دوم شهر خرم‌آباد انجام شده اسـت.

یافتـه­هـای پـژوهش حاضر نشان داد که درمان فراشناختی باعث کاهش باورهای فراشناختی منفی گروه آزمایش نسبت بـه گـروه گواه شده است. به عبارت دیگرباورهای فراشناختی منفی در افرادی که در جلسات درمان فراشناختی شرکت کرده بودند در مقایسه با گروه گواه کاهش معنی­داری داشته است. یافته­های پژوهش حاضر همچنین نشان داد که درمان فراشناختی باعث افزایش باورهای فراشناختی مثبت گروه آزمایش نسبت بـه گـروه گواه شده است. به عبارت دیگر باورهای فراشناختی مثبت در افرادی که در جلسات درمان فراشناختی شرکت کـرده بودنـد در مقایسه با گروه گواه افزایش معنی­داری داشته است. این یافته­ها با نتایج مطالعه سنگ آتش، رفیعی نیا و نجفی (1391)، ولز، فیشر، ساموئل و تریشناپاتل (2007)، پاپاگئورگیوس و ولز (2003)، ولز و کینگ (2006) همسو است. علاوه بر این، یافتـه­هـا نشان داد که درمان فراشناختی باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی (BICI) گروه آزمایش نسبت بـه گـروه گواه شده است. به عبارت دیگر، نگرانی از تصویر بدنی در افرادی که در جلسات درمان فراشناختی شرکت کـرده بودنـد در مقایسه با گروه گواه کاهش معنی­داری داشته است. این یافته با نتایج مطالعات همدال، هاگن، نورداهی و ولز (2013)، ربیعی، ساندار، کلانتری، مولوی و بهرامی (2012) و گاملی (2011) همسو است.

گاملی (2011) در مطالعه خود نشان داد که 59 درصد دانش­آموزان دختر و 41 درصد دانش­آموزان پسر داری اختلال افسردگی هستند. همچنین، مشخص شده است که در نوجوانی در بین دختران شایع­تر از پسران است. از دیگر یافته های این مطالعه این بود که درمان MCT به طور معنی­داری باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی در دانش­آموزان دختر شده است. و لذا از دلایل هم سویی نتایج مطالعه حاضر با مطالعه گاملی این بوده است که آزمودنی های دو مطالعه دختر بوده اند. شفیعی­سنگ آتش، رفیعی­نیا و نجفی (2012) در مطالعه­ای با عنوان مقایسه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری و درمان MCT بر کاهش نشانگان افسردگی دانش­آموزان دختر نشان دادند که درمان MCT باعث افزایش باورهای مثبت و کاهش باورهای منفی دانش­آموزان دختر افسرده می­شود. از دلایل همسویی نتایج این مطالعه با مطالعه شفیعی سنگ­آتش و همکاران این می­باشد که هر در هر دو مطالعه از پکیج درمان فراشناختی ولز (2008) استفاده شده است. همچنین ربیعی، ساندار، کلانتری، مولوی و بهرامی (2012) در مطالعه خود با عنوان تاثیر درمان فراشناختی بر نگرانی از تصویربدنی در بیماران دچار اختلال بد شکل بینی به این نتیجه رسیدند که درمان فراشناختی با شناخت عقاید منفی و بدبینانه باعث کاهش نگرانی از تصویر بدنی می­شود. همدال، هاگن، نورداهی و ولز (2013) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که درمان فراشناختی باعث کاهش نگرانی بیماران افسرده از تصویر بدنی خودشان می­شود. این مطالعه که با عنوان بررسی مقایسه­ای تاثیر دو روش درمان فراشناختی و رفتاردرمانی بر کاهش میزان افسردگی زنان مبتلا به افسردگی عمیق انجام شده بود به این نتیجه نیز دست یافت که درمان فراشناختی نسبت به درمان رفتاری چون بر مؤلفه شناخت و آگاهی بیمار تاکید بیشتری دارد به نسبت بالاتری باعث بهبود نگرانی از تصویر بدنی می­شود.

برخی از مطالعات نیز نشان داده­اند که استفاده از روش درمان فراشناختی می­تواند به صورت معنی­داری باعث کاهش باورهای فراشناختی منفی مانند تضاد شناختی، نیاز به کنترل افکار و تضاد شناختی شود. از طرفی نتایج دیگر این مطالعات این بوده است که درمان فراشناختی به موازات کاهش باورهای فراشناختی منفی باعث افزایش باورهای فراشناختی مثبتی مانند خودآگاهی شناختی و مثبت­اندیشی می‌شود (ولز، فیشر، ساموئل و تریشناپاتل،2007؛ پاپاگئورگیوس و ولز،2003؛ ولز و کینگ، 2006).

در تبیین یافته­های این مطالعه مـی­تـوان گفـت کـه در درمان فراشناختی از شـیوه­هـای شـناختی نظیر تن آرامـی، آمـوزش تنظـیم هیجانـات بـرای بهبـود تحریفـات شناختی و فراشناختی و باورهای مربوط به تصویر بدن، خطاهای شـناختی و نحوه مقابله با این شناخت­ها، فنون مقابله با استرس و افکار منفی اسـتفاده مـی­شـود. همچنین در درمان فـوق از فنـون رفتـاری نظیـر مواجهـه خیالی و واقعی برای تعـدیل تصـویر بـدنی منفـی اسـتفاده می­شود. در به کارگیری مواجهـه بـا اسـتفاده از حساسـیت­زدایی منظم به مراجع آموزش داده می­شود که بـه صـورت تدریجی با قسمت­هایی از بدن خود که موجب ناراحتی­شـان می­شود همرا با فن تن­آرامی مواجه شوند و به مرور تـنش، ناراحتی و اضطراب خود را کم کنند و از این طریق احساس رضایت و کامـل بـودن را دریافـت نماینـد. بنـابراین درمان فراشناختی از طریق راهبردهای فراشناختی و هیجانی موجب تصحیح و کاهش تصویر بدنی منفی شده و متعاقـب آن باعث ایجاد تصویر بدنی مثبت در افراد می­شود. اثربخشی درمان فراشناختی در کاهش تصـویر بـدنی منفی را نیز می­توان این­گونه تفسیر کرد که یکی از عوامل مهم در شکل­گیری افسردگی اخـتلال در تصور از تن و نگرش منفی در مورد تصویر بـدنی اسـت. بـا توجه به این که در درمان فوق روی تغییر افکار منفی و نشخوارهای فکری در مورد نگرش مثبت بـه بدن تأکید می­شود، این روش مـی­توانـد در بهبـود تصـاویر بدنی مؤثر واقع شود.

همچنین می­توان گفت که درمان فراشناختی از طریق راهبردهایی چـون تمرین ذهن آگاهی انفصالی، تمرین به تعویق انداختن نشخوار ذهنی، بررسی عقاید مثبت، ادامه دادن به چالش با عقاید مثبت، شناسایی عقاید منفی، شناسایی باورهای فراشناختی منفی و نحوه مقابله با آن­ها، و برنامه­های درمانی اختلال افسردگی که شامل راهبردهای مقابله فراشناخت­محور از قبیل ارائه پاسخ­های شناختی مناسب در برابر اضطراب، افسردگی، سرزنش خود، تضاد شناختی، افکار مزاحم، خوداشتغالی و خیال­پردازی برای تعدیل موقعیت استفاده می­شود، موجب کاهش این­گونه باورهای فراشناختی منفی و افــزایش باورهای فراشناختی مثبت مانند خودآگاهی شناختی می­گردد. از طرف دیگـر، ایـن یافته­ها را می­توان این­گونه تبیین کرد کـه باورهای فراشناختی منفی بـا افسردگی روانی ارتباط قوی داشته و افراد دارای باورهای فراشناختی منفی زیاد، احتمال بیشتری دارد که به افسردگی روانـی مبتلا شوند. لـذا ایـن روش بـا افـزایش تســلط و توانمنــدی افــراد مبــتلا، مــی­توانــد در ارتقــاء باورهای فراشناختی مثبت آنان مؤثر باشـد. همچنـین در ایـن روش بـه چگــونگی ادراکــات فــرد از توانــایی تغییــر رفتــار، ســطح انگیختگی، الگوهای فکری و واکنش­های احساسی پرداخته می­شـود و از باورهای فراشناختی بـه عنـوان عامـل اثرگـذار بـر پذیرش، حفـظ و تغییـر شناخت مـرتبط بـا دامنـة وسـیعی از رفتارهای مورد نیاز در کـاهش افسردگی اسـتفاده می­شود. با استفاده از مؤلفه آموزش مهارت­هـا و جـایگزینی باورهای فراشناختی منفی، ناکارآمد و ناسـازگارانه بـا باورهای فراشناختی مثبت، منطقـی و هدفمند به کاهش سطح افسردگی افراد کمک می­شود. در این روش به افراد در تنظـیم شناخت بـه روش­هـای کارآمد و سـالم آمـوزش داده مـی­شـود. در طـول آمـوزش اکتساب مهارت­ها، درمانگر نقایص مربوط به توانـایی­هـای معطوف به هدف را مورد سنجش قـرار داده و بـه مراجعـان مهارت­های لازم را از طریق آموزش و سرمشـق دهـی یـاد می­دهد. در این مرحله درمانگر از مهارت­های کسـب شـده مراجع حمایت و احتمال استفاده از این مهارت­ها را افـزایش می­دهد و با این کار باورهای فراشناختی مثبت را در افـراد تحـت درمان بالا می­برد.

بنابراین براساس یافته­های پژوهش حاضر می­توان چنین نتیجه گرفت که درمان فراشناختی موجب افزایش سطح باورهای فراشناختی مثبت و کاهش سطح باورهای فراشناختی منفی و نگرانی از تصویر بدنی دانش آموزان دختر افسرده می­شود. اولین و مهمترین کاربرد مطالعه حاضر این است که دانش­آموزان دختر مبتلا به افسردگی به یک آگاهی و بینش نسبت به باورهای فکری خود دست پیدا می­کنند. از دیگر کاربردهای این مطالعه این است که دانش­آموزان دختری که در این مطالعه به عنوان گروه آزمایش شرکت کرده و درمان شدند می­توانند در آینده خود این کارگاه ها را برگزار کرده و حتی به دوستان یا دانش آموزانی که احتمال می­دهند دچار افسردگی شوند کمک شایانی بکنند. علاوه بر کاربردهای عملی بیان شده از کاربردهای نظری مطالعه حاضر این است که می­توان درمان فراشناختی را به عنوان تسهیل کننده در امر یادگیری و عاملی مؤثر در کاهش نگرانی از تصویر بدنی دانش آموزان افسرده از طریق کاهش باورهای منفی و ارتقای باورهای مثبت برای مجریان امر تعلیم و تربیت پیشنهاد داد. همچنین توصیه می­گردد که با توجه به تاثیر درمان فراشناختی در کاهش باورهای فراشناختی منفی و نگرانی از تصویر بدنی و همچنین افزایش باورهای فراشناختی از نتایج پژوهش­های انجام شده در این زمینه به صورت عملی در مراکز مشاوره مدارس استفاده نمود و در مدارس، کارگاه­های آموزشی و دوره­های آموزش درمان فراشناختی مختص دانش­آموزان، در نظر گرفته شود. همچنین پیشنهاد می­گردد که تحقیق فوق بر روی دانش­آموزان سایر مدارس و در دیگر نقاط کشور هم اجرا گردد تا بتوان نتایج را مورد مقایسه قرار داد.

این پژوهش نیز همچون سایر پژوهش ها با محدودیت هایی روبرو بود از جمله اینکه در پژوهش حاضر از ابزارهای خودگزارش دهی استفاده شد، ممکن است افراد در ابراز مشکلات خود و پاسخ به پرسشنامه­ها صداقت و دقت کامل را به خرج نداده باشند و با توجه به تأثیر عوامل انسانی، در نتایج پژوهش محدودیت­هایی در این خصوص به وجود آمده باشد. از دیگر محدودیت های مطالعه حاضر این است که این مطالعه بر روی دانش آموزان دختر انجام گرفته و لذا نتایج یدست آمده به دانش آموزان پسر قابل تعمیم نیست و یا باید با احتیاط صورت گیرد. همچنین باید در نظر داشت که تحقیق حاضر در شهر خرم آباد اجرا شده و نتایج آن قابل تعمیم به دیگر نقاط کشور نیست به همین دلیل در تفسیر نتایج پژوهش این موضوع باید این محدودیت­ها مد نظر قرار گیرد.

تقدیر و تشکر

بدین وسیله از تمامی همکارانی که پژوهشگران را در انجام این مطالعه یاری رساندند صمیمانه تشکر می­گردد.



1. Depression

2. Akiko, Nourian, Assasnik & Roa

3. Kimbrel, Meyer, DeBeer, Gulliver & Morissette

4. Negative body image

5. Cognitive conflict

6. Need to control thoughts

7. Nam, Kim, DeVylder & Song

8. Mahati, Bhagya, Christofer, Sneha & Rao

9. Metacognitive beliefs

10. Cognitive self-awareness

11. Lima & Foulce

12. Liang, Zhou, Yuan, Shao & Bian

13. Vogt, Waeldin, Hellhammer & Meinlschmidt

14. Fischer, Murphy, Kurdyak, & Goldner

1. Shimotsu & Horikawa

2. Lackner & Fresco

3. Seidler, Dawes, Rice, Oliffe & Dhillon

4. Metacognitive therapy

5. Marino, Vieno, Moss, Caselli, Nikčević & Spada

6. Quattropani, Lenzo, Massimo & Mary

1. Wells & Matius

2. Wells

3. Thielsch, Andor & Ehring

4. Vohs, Lysaker, Francis, Hamm, Buck, Olesek, Outcalt, Dimaggio, Leonhardt, Liffick, Mehdiyoun & Breier

5. Gumley

1. Hjemdal, Hagen, Nordahl & Wells

2. Wells, Fisher, Samuel & Trishnapatel

3. Papageorgiouc & Wells

4. Wells & King

[30]. Beck, Epstein & Brown

امینیان، محمد (1389). بررسی و شیوع اختلالات خوردن و تصویر بدن، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، منتشر نشده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.

زنجانی، زهرا و گودرزی، محمدعلی (1384). بررسی روایی و پایایی مقیاس محرک­های تصویری استاندارد در گروهی از دانشجویان،مجله بهداشت روان، 2(10)، 155-149.

شریفی‌سنگ­آتش، سمیه؛ رفیعی­نیا، پروین و نجفی، محمود (1391). اثربخشی درمان  بر اضطراب و مولفه­های مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر و افسردگی. مجله روانشناسی بالینی، 4(16)،30-19.

محمدی، نوراله و سجادی‌نژاد، مرضیه­السادات (1386). رابطه نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس با اضطراب اجتماعی دانش­آموزان دختر. فصلنامه پژوهش روانشناختی تبریز، 3(1)، 75-60.

نریمانی، کامران و  ابولقاسمی، محمد(1384). ساخت و اعتبار سنجی برای اندازه‌گیری اضطراب امتحان در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دوره سوماهواز، رساله دکتری. منتشره نشده، دانشگاه شهید چمران اهواز.

Aminian, M. (2010). Surveys and prevalence of eating disorders and body image. [Unpublished Masters̕ Thesis]. Ahvaz Islamic Azad University [In Persian].

Beak, A. T., Steer, R. A., Brown, G. K., & Beck, A. T. (1998). depression Inventory for measuring depression. Archives of General Psychology, 4, 561-571.

Beck, A. T., Epstein, N., Brown, G., & Steer, R. A. (1996). An inventory for measuring clinical anxiety: psychometric properties. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 56(16), 893-897.

Fischer, B., Murphy, Y., Kurdyak, P., & Goldner, E. M. (2015). Depression – A major but. neglected consequence contributing to the health toll from prescription opioids?. Psychiatry Research, 243, 331-334.

Hemdal, O., Hagen, R., Nordahl, H. M., & Wells, A. (2013). Metacognitive Therapy for depression and generalized anxiety disorder: nature, evidence and an individual case illustration. Cognitive and Behavioral Practice, 20(3), 301-313.

Jackner, R. J., & Fresco, D. M. (2016). Interaction effect of brooding rumination and interceptive awareness on depression and anxiety symptoms. Behavior Research and Therapy, 85, 43-52.

Kamimura, A., Nourian, M., Assasnik, N., & Roa K. F. (2010). Depression and intimate partner. violence among college students in Iran. Asian Journal of Psychiatry, 23, 51-55.

Kamimura, A., Nourian, M., Assasnik, N., & Roa, K. F. (2010). Depression and intimate partner. violence among college students in Iran. Asian Journal of Psychiatry, 23, 51-55.

Kimbrel, N. A., Meyer, E. C., DeBeer, B. B., Gulliver, S. B., & Morissette, S. B. (2014). A 12-Month prospective study of the effects of PTSD depression comorbidity on.     suicidal behavior in Iraq/Afghanistan-era veterans. Psychiatry Research, 243, 97-99.

Kimbrel, N. A., Meyer, E. C., DeBeer, B. B., Gulliver, S. B., & Morissette, S.B. (2014). A 12-Month prospective study of the effects of PTSD depression comorbidity on.     suicidal behavior in Iraq/Afghanistan-era veterans. Psychiatry Research, 243, 97-99.

Liang, L., Zhou, D., Yuan, C., Shao, A., & Bian, Y. (2013).Gender differences in the relationship between internet addiction and depression: A cross-lagged study in Chinese adolescents. Computers in Human Behavior, 63, 463-470.

Mahati, K., Bhagya, V., Christofer, T., Sneha, A., & Rao, B. S. (2015). Enriched environment ameliorates depression-induced cognitive deficits and restores abnormal hippocampal synaptic plasticity. Neurobiology of Learning and Memory, 134, Part B, 379-391.

Marino, C., Vieno, A., Moss, A. C., Caselli, Ga., Nikčević Ana, V., & Spada, M. M. (2016). Personality, motives and metacognitions as predictors of problematic Facebook Use in university students. Personality and Individual Differences, 101, 70-77.

Mohammadi, N., & Sajadinejad, M. S. (2007). The relationship between body image concern, negative evaluation concerns and self- esteem with female students’ social anxiety. Journal of Psychological Research, Tabriz, 13(1) 60-75 [In Persian].

Nam, B., Kim, J. Y., DeVylder, J. E., & Song, A. (2016). Family functioning, resilience, and depression among North Korean refugees. Psychiatry Research, 245, 451-457.

Narimani, K., & Aboulghasemi, A. (2005). Construction and validation to measure the amount of test anxiety in students of Ahvaz quarterly grade education, [Unpublished Masters̕ Thesis].  Shahid Chamran University [In Persian].

Papageorgiou C, Wells A. (2003). An Empirical Test of a Clinical Meta-Cognitive Model of Rumination and Depression. Cognitive Therapy and Research, 27(3), 26- 273.

Quattropani, M. C., Lenzo, V., Massimo, M., & Mary, E. T. (2015). The Role of Metacognitions in Predicting Anxiety and Depression Levels in Cancer Patients Ongoing Chemotherapy. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 205(9), 463-473.

Rabiei, M., Sandra, M., Kalantari, M., Molavi, H., & Bahrami, F. (2012). Metacognitive therapy for body image concern dysmorphic disorder patients in Iran: Acceptability and proof of concept. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 43(2), 724-729 [In Persian].

Seidler, Z. E., Dawes, A. J., Rice, S. M., Oliffe, J. L., & Dhillon, H. M. (2016).The role of masculinity in men's help-seeking for depression: A systematic review. Clinical Psychology Review, 49, 106-118.

Sharifi Sangatash, S., Rafieinia, P., & Najafi, M. (2012). Meta-cognitive and meta-cognitive components of cognitive behavioral therapy on anxiety and components of and generalized anxiety disorder and depression. Journal of Clinical Psychology, 4(16), 19-30 [In Persian].

Shimotsu, S., & Horikawa, N. (2014).Self-stigma in depressive patients: Association of cognitive schemata, depression, and self-esteem. Asian Journal of Psychiatry, 24, 125-129.

Voes, J. L., Lysaker, P. H., Francis, M. M., Hamm, J., Buck, K. D., Olesek, K., Outcalt, J., Dimaggio, G., Leonhardt, B., Liffick, E., Mehdiyoun, & N., Breier, A. (2014). Metacognitive therapy, social cognition, and symptoms in patients with first episode and prolonged psychoses. Schizophrenia Research, 153(1–3), 54-59.

Vogt, D., Waeldin, S., Hellhammer, D., & Meinlschmidt, G. (2013). The role of early adversity and recent life stress in depression severity in an outpatient sample. Journal of Psychiatric Research, 83, 61-70.

Wells, & Cater, - Haiten, (2004). Predictors of middle school students’ use of self-handicapping strategies. Journal of EarlyAdolescence, 15, 389-411.

Wells, A., Fisher, P., Samuel, M. & Trishnapatel. G. (2007). Meta-Cognitive therapy in Recurrent and Persistent Depression, Behaviour Research and Therapy, 33(3): 291–300.

Wells, A., & King, M. (2006). Met Cognitive Therapy: A Practical Guide. (5th ed.) New York, Guilford Press, Chichester, UK: Wiley.

Wells, A., & Matius, F. (2008). Metacognitive therapy in addictive behaviors. Guilford Press, eBook available.

Wells, A. (2008). Met Cognitive Therapy: A Practical Guide. 5t ed. New York, Guilford Press, Chichester, UK: Wiley.

Zanjani, Z., & Goudarzi, M. (2009). Investigating the reliability, validity and norm-finding test body image among students. Journal of Mental Health, 2(10), 149-155 [In Persian].