اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی دانشجویان دانشگاه پیام نور

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه پیام نور بوکان

2 دانشگاه تبریز

3 استاد، گروه روان شناشی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

چکیده

هدف‏ پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی دانشجویان دانشگاه پیام‏­نور بوکان بود. بدین منظور 40 نفر انتخاب و به‏عنوان نمونه منظور گردیدند. روش تحقیق دراین مطالعه از نوع نیمه‏ آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون همراه با گروه گواه بود و از مقیاس پرخاشگری ویلیامز(1996) به‏عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. برنامه آموزش خودکنترلی هیجانی طی 10جلسه‏ی60 دقیقه‏ای و درمدت 5 هفته‏ی متوالی به دانشجویان ارائه گردید. بدین منظور نمونۀ تحقیق به صورت تصادفی در2 گروه 20 نفری(یک گروه آزمایشی و یک گروه‏ گواه) گمارده شدند. گروه ‏آزمایشی، تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفت، درحالی‏که گروه ‏گواه در معرض هیچ مداخله‏ای قرارنگرفتند. داده‏های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی بوسیلۀ نرم­افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل ‏کوواریانس و در سطح 05/0>­­ pبرای گروه وابسته به منظور تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی نشان داد که این کاربندی توانسته است به ‏عنوان مداخله‏ای موثر موجب کاهش پرخاشگری فیزیکی دانشجویان در مرحله آزمایش (317/38=  F و مجذور اتا 509/0) شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effectiveness of Emotional Self- Control Training in Reducing the Physical Aggression of Payame Noor University Students

نویسندگان [English]

  • Taher Mahboobi 1
  • seyed bahaadin karimi 2
  • Hossin Zaea 3
1 Bookan
3 Tehran
چکیده [English]

The purpose of this study was to investigate the effectiveness of emotional self-control training in reducing physical aggression of Payame Noor University Students in Bukan, West Azerbaijan. To this end, 40 participants were randomly selected as the sample of the study. The current study followed a quasi-experimental design involving pre-test and post-test with control group. The instrument of the study was Aggression Questionnaire (William, 1996). The participants were randomly divided into an experimental group and a control group, each consisting of 20. The experimental group received 10 emotional self-control training sessions (each 60 min) during 5 consecutive weeks, while the control group did not. Data analysis with descriptive statistics and inferential statistics was performed using SPSS software. The results of Analysis of Covariance Test (p<0.05) for the dependent group, to determinate the effect of Emotional self- control training, showed that applying this program was as an effective intervention (F= 38/317 & Eta= 0/509) in reducing physical aggression.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Emotional self- control training
  • Physical aggression

همواره و در میان همۀ اقشار و سنین افرادی وجود دارند که به دلیل رفتارهای پرخاشگرانۀ خود محیط را برای اطرافیان ناامن می‏سازند. هر چند پرخاشگری را نمی‏توان مختص به یک سن یا دوره‏ای ویژه دانست، با وجود این می‏توان بیشترین میزان بروز و شیوع پرخاشگری را به دورۀ نوجوانی و جوانی نسبت داد(میلر، زیچنر و ویلسون[1]، 2012). تغییرات ناگهانی و گسترده‏ای که آنان در تمامی جنبه‏های زندگی خود تجربه می‏کنند مرحله‏ای بحرانی را برایشان رقم می‏زند که طبیعتاً بروز رفتارهای پرخاشگرانه می‏تواند یکی از مهمترین عوارض ناشی از این بحران باشد(رابرتون، دافرن و بوکس[2]، 2012). پرخاشگری در سالهای اخیر هم از نظر تئوریک و هم از نظر بالینی، به دلیل پیامدهای جدی فردی و اجتماعی که برجای می‏گذارد مورد توجه فراوانی قرار گرفته است(کلیورلی، سزتماری، وایلنتکورت، بویلی و لیپمن[3]، 2012). هر چند تعاریف پرخاشگری بسیار گوناگون است، ولی اکثر متخصصان توافق دارند که پرخاشگری یک فعالیت بالقوه مضر و آزاردهنده است که با هدف صدمه زدن به دیگران صورت می‏پذیرد(براون و ریچاردسون، 1994، به نقل از ویلیامز، ریچاردسون، هموک و جانت[4] و همکاران، 2012). اعمال پرخاشگرانه در اشکال مختلفی بروز می‏یابند که بارزترین شکل آن پرخاشگری فیزیکی و کلامی است. پرخاشگری فیزیکی به فعالیت‌هایی مانند کتک زدن، هل دادن، تنه زدن، پرتاب اشیاء و تهدید به انجام این فعالیت‌ها اشاره دارد که تماماً به نیت صدمه زدن به افراد دیگر صورت می‌گیرد(رزم‏جوئی،  شهیم  و سلمانی خانکهدانی، 1392). پرخاشگری فیزیکی هم به مانند پرخاشگری کلامی بوسیلۀ بروندادهای آنها قابل مشاهده بوده و بنابراین از آن نیز به عنوان یکی از جلوه‏های مستقیم پرخاشگری یاد می‏شود. افراد پرخاشگر به درستی نمی‌توانند پیامدهای رفتار خود را پیش‏بینی کنند، در روابط اجتماعی نشانه‌های خصمانه فراوانی را مشاهده می‌کنند، درک درستی از سطح پرخاشگری خود ندارند و بنابراین از راه‌حل‌های پرخاشگرانه استفاده می‌کنند(ملکی، فلاحی خشکناب، ره گوی و رهگذر، 1390). پژوهش‏ها نشان می‌دهند که افراد پرخاشگر نسبت به دیگران از نظر شیوۀ تفکر نیز متفاوت هستند. آنها راهبردهای مثبت کمتری نسبت به دیگران ارائه می‌دهند، بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه‌تر است و این طور قضاوت می‌کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می‌شود(عارفی و رضویه، 1382; به نقل از گنجه، دهستانی و زاده محمدی، 1392). پرخاشگری و خشم هیجاناتی هستند که به شمشیر دو لبه معروف اند. به این معنا که برون ریزی آنها باعث تخریب افراد و اشیاء می‏شود و درون‏ریزی و سرکوب آنها صدمات جسمانی و روانی را برای فرد به بار می‏آورد (ریو[5]، 1383). بنابراین عدم کنترل پرخاشگری می‏تواند موجب بروز مشکلات اجتماعی، شغلی، تحصیلی و سلامت جسمی و روانی فرد شده و پیش‏بینی کنندة استفاده از مواد و الکل، مصرف سیگار، سازگاری کم، افت تحصیلی، افسردگی و بزهکاری و سایر اختلالات در افراد است(حیاتبخش، نجمن، بور، او-کالاگان و ویلیامز[6]، 2009؛ ملکی و همکاران، 1390). در واقع آنچه که باعث توجه محققان از گذشته‌های دور تا کنون به رفتار پرخاشگرانه شده است اثرات نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین اثرات ناخوشایند آن بر حالات درونی و روانی فرد است. تحقیقات فراوانی تاکنون به بررسی دلایل زمینه­ساز ارتکاب رفتارهای پرخاشگرانه از سوی افراد انجام گرفته­اند و اخیرا تعدادی از آنها مانند نورستروم و پاپی[7](2010) و دوناهیو، گرانسن، مک­لوره و وان مال [8] (2014) نشان داده­اند که خودکنترلی هیجانی پایین یکی از دلایل عمده بروز انواع رفتارهای پرخاشگرانه از سوی افراد است و خودکنترلی هیجانی پایین به طور کامل و معناداری رابطه بین هیجانات منفی و پرخاشگری فیزیکی را میانجی­گیری می‏کند. خودکنترلی­هیجانی پایین به معنای استفاده از راههای ناسازگارانه‏ای است که فرد به هنگام تجربه هیجانی و پاسخ به حالات هیجانی از خود نشان می‏دهد و به لحاظ تجربی ثابت شده است که با انواع پرخاشگری رابطه دارد(گراس، 2013، به نقل از دوناهیو و همکاران، 2014). در واقع یافته­های تحقیقی در این حوزه نشان می‏دهند که داشتن کنترل هیجانی روشی مؤثر و مطلوب برای ارتقاء سلامت­ذهنی و روانی است و مشکل در کنترل هیجانی با گستره‏ای از مشکلات روانشناختی مانند آسیب‏زدن عمدی به خود و دیگران(باک هالت، پارا  و جوب- شیلدس[9]، 2009)، افسردگی و اضطراب(سیسلر، اولاتونجی، فلندر و فورسیس[10]، 2010)، اختلالات شخصیتی گسترده(گراتز، روسنتهال، طول، لجواز و گندرسون [11]، 2006)، مشکلات رفتاری مانند سوء مصرف مواد(کان و دیمیتروف[12]، 2010)، و مشکلات اجتماعی مانند روابط ضعیف با همسالان (فوسکا[13]، 2008) در ارتباط است. اما نکته اساسی در اینجاست که این تحقیقات اخیراً نشان داده‏اند که کنترل هیجانی ناسازگارانه با اقدام به رفتارهای پرخاشگرانه نیز ارتباط دارد (نورستروم و پاپی[14]، 2010). در همین راستا سالیوان، هلمس، کلیور و گودمن[15](2010) یافتند که ناتوانی افراد در تنظیم هیجانات خود، و از جمله هیجان خشم با احتمال توسل آنان به پرخاشگری فیزیکی بین پسران ارتباط معنادار دارد. همچنین تاگر، گود و برامر[16](2010)، نشان دادند افرادی که در کنترل هیجانی مشکل دارند با احتمال بیشتری اطرافیان خود را مورد پرخاش و سوء استفاده قرار می‏دهند. مطالعۀ دیگری نشان داده است که خودکنترلی پایین، پرخاشگری جسمانی و کلامی را پیش‏بینی می‏کند (سانچز -مارتین[17]و همکاران، 2011). در ایران هم تحقیقاتی مانند تاجیک‏زاده ‏و صادقی(1392) هم نشان داده‏اند که کنترل هیجانی پایین احتمال پرخاشگری فیزیکی و کلامی را بالا می‌برد. با این تفاسیر به نظر می‏رسد افرادی که در تنظیم هیجانات خود مانند هیجان خشم ناتوان هستند احتمال بالاتری دارد که در رفتارهای پرخاشگرانه مختلف فیزیکی و کلامی درگیر شوند. ارتباط بین تنظیم هیجانی پایین و پرخاشگری تنها به هیجان خشم محدود نمی‏شود و هیجانات دیگری مانند احساس بدبختی، عدم خوشحالی، ترس و هیجانات‏ عمومی منفی دیگر نیز با انجام رفتارهای پرخاشگرانه ارتباط دارند(اسپروت و دوب[18]، 2000). در توضیح این یافته‏ها تحقیقات در حوزۀ پرخاشگری نشان داده است که خشونت می‏تواند به عنوان وسیله‏ای برای پایان دادن به احساسات یا حالات هیجانی آزارنده یا آسیب­رسانی که فرد پرخاشگر قادر به تنظیم آنها نیست عمل کند(گاردنر و مور[19]، 2008). در این موقعیت­ها رفتارهای پرخاشگرانه برای فرد این امکان را فراهم می‏سازد که آشفتگی و ناراحتی خود را بر روی دیگران تخلیه و برون‏سازی کند(تاگر و همکاران، 2010). در واقع این افراد برای جبران کردن، پایان دادن، و یا اجتناب از این حالات هیجانی منفی به رفتارهای پرخاشگرانه روی می­آورند. در همین راستا گاردنر و مور(2008) اظهار می‏دارند رفتارهای پرخاشگرانه آشکار مانند پرخاشگری فیزیکی و کلامی می­تواند تلاشی از سوی افراد در جهت اجتناب از تجربه کامل هیجانی مانند خشم و یا سایر هیجانات ناراحت کننده دیگر باشد و این کار را از طریق حذف محرکی که منجر به خشم می­شود انجام می‏دهند. این مطالب نشان می‏دهد در افرادی که قادر به مدیریت کردن هیجانات منفی و آزارندۀ خود نیستند احتمال بالا رفتن پتانسیل اقدام به پرخاشگری افزایش می‏یابد، بخصوص اگر آنها احساس کنند که پرخاشگری احساسات آنها را بهبود می­بخشد. بنابراین به نظر می­رسد انجام مداخلاتی در راستای ارتقای سطح خودکنترلی هیجانی در افراد پرخاشگر ضروری می­نماید.

خود کنترلی‏هیجانی، راه اندازی، افزایش دادن، حفظ کردن و یا کاهش دادن هیجانات مثبت و منفی خود در پاسخ و متناسب با رخدادهای محیطی است(پاروت، 1993، به نقل ازچمبرز، گالون و آلن[20]، 2009). به بیان دیگر خودکنترلی هیجانی فرآیندی است منحصر بفرد و یگانه برای تعدیل تجارب هیجانی خود به منظور دستیابی به مطلوبیت اجتماعی و قرارگیری در یک وضعیت روانی و جسمانی آماده برای پاسخگویی مناسب به تقاضاهای درونی و بیرونی(هوانگ[21]، 2006). از خلال بررسی ادبیات پژوهشی تصور می­شود که سه مهارت اصلی تنظیم هیجانی یعنی آگاهی هیجانی، پذیرش هیجانی، و بکارگیری استراتژیهای متنوع تنظیم هیجانی زمینۀ تنظیم هیجانی سازگار را فراهم می‏کنند. دلایل تئوریک و شواهد تجربی از ارتباط بین این مهارتها و تنظیم هیجانی با رفتار سازگارانه و کاهش پرخاشگری حمایت می‏کنند. آگاهی هیجانی به معنای توانایی تشخیص و توصیف تجارب هیجانی و فهم و آگاهی از پاسخ­های هیجانی است(گرینبرگ، الیوت و پوس[22]، 2007). آگاه بودن از پیام هایی که هیجانات ارسال می­کنند به افراد کمک می­کند تا منطبق با این پیام‏ها و نیازهای مربوط به آنها رفتار خود را هماهنگ کنند. تحقیقاتی مانند(تول، میدجلی و رومر[23]، 2005) نشان داده‏اند که در افراد با سطح آگاهی­های هیجانی پایین احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه بالاتر است. همچنین شواهد زیادی نشان می‏دهند که افراد با آگاهی‏های هیجانی بالا، بهتر قادر به کنترل هیجانات خود و انجام رفتارهای سازگارانه به هنگام تجربۀ حالات هیجانی منفی هستند(ویلکوفسکی و رابینسون[24]، 2008). پذیرش هیجانی به معنای مواجهه و برخورد غیرقضاوتی با تمام هیجانات بدون نشان دادن واکنش­های منفی در مورد هیجاناتی خاص است. تحقیقات نشان داده است وقتی پذیرش هیجانی برای افراد مشکل باشد احتمال بالاتری دارد که از رفتارهای پرخاشگرانه به عنوان ابزاری جهت جبران کردن یا پایان دادن به تجارب هیجانی ناگوار استفاده کنند(چمبرز و همکاران، 2009). به علاوه تنطیم هیجانی مؤثر مستلزم دستیابی به استراتژیهای متنوعی از کنترل هیجانی است که در تعدیل هیجانات‏درونی و رفتارهای بیرونی نقش ایفا کنند. این‏ دسترسی به استراتژیهای متنوع در خصوص تنظیم هیجانی به افراد اجازه می‏دهد واجد نوعی از تجارب هیجانی شوند متناسب با موقعیت باشد(باتلر[25] و همکاران، 2003). پژوهش­های انجام شده هم شواهد واضحی را مبنی بر اینکه آموزش مهارتهای کنترل هیجانی می‏توانند رفتارهای پرخاشگرانه مختلف بر روی دیگران را کاهش دهند فراهم کرده‏اند. از جمله تحقیقی توسط ساین و همکاران[26](2007) نشان داد که میزان وقوع پرخاشگری جسمانی و کلامی بعد از شرکت یاد گیرندگان در جلسات کوتاه آموزش آگاهی­های هیجانی به طور معناداری کاهش یافت. نتایج تحقیق دیگری که اخیراً انجام گرفته است نشان داد که آموزش مهارت­های هیجانی باعث کاهش معنادار رفتارهای خشونت­آمیز در میان دانش­آموزان شده است(استن و بلدیان[27]، 2014). موس، کوک، چنج و گراس(2007، به نقل از تاجیک‏زاده و صادقی، 1392) هم یافته‌اند که کسب مهارت‌های کنترل هیجانی و تنظیم هیجان می‌تواند خشم و پرخاشگری افراد را کاهش دهد. در ایران هم تحقیقاتی اندکی که در این حوزه انجام شده‏اند اثربخش بودن آموزش خودکنترلی هیجانی را بر پرخاشگری نشان داده‏اند. از جمله در تحقیق اسماعیلی، آقایی، عبدی، اسماعیلی و آقایی(2012) تحت عنوان اثربخشی تنظیم هیجانی بر کاهش پرخاشگری دختران دچار حملات صرعی، یافتند که آموزش تنظیم هیجانی سبب کاهش معنادار پرخاشگری در میان گروه آزمایش شده است. ملکی و همکاران (1390) در تحقیق خود نشان دادند که آموزش گروهی مهارت کنترل خشم باعث کاهش معنادار پرخاشگری فیزیکی و کلامی در پسران 12-15 ساله شده است. همچنین در تحقیق گنجه و همکاران (1392) آموزش هوش هیجانی در کاهش پرخاشگری دانش‏آموزان پسر دبیرستانی مؤثر بوده است.

اما تاکنون در ایران پژوهشی در مورد بررسی اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی جامعه دانشجویان انجام نشده است. از سوی دیگر به نظر می‏رسد که برای کنترل رفتارهای پرخاشگرانه بسیار ضروری است که افراد پرخاشگر یاد بگیرند چگونه هیجانات خود را به طور سازگارانه‏ای تنظیم کنند. مداخلات باید با این هدف انجام شوند که توانایی این افراد برای تنظیم هیجانات خود در مواقع لزوم به طور ارادی و مؤثر بالا رود. بدین منظور، سوال پژوهشی به شرح زیر مطرح است:

-         آیا آموزش خودکنترلی هیجانی در کاهش پرخاشگری فیزیکی دانشجویان اثربخش است؟

 

روش

الف. روش تحقیق: با توجّه به این که در این تحقیق، متغیّر مستقل دستکاری شده و تأثیر آن بر متغیّر وابسته مشاهده می­گردد. بنابراین تحقیق از نوع نیمه تجربی(پیش آزمون- پس آزمون[28]) می­باشد. لذا پژوهش از نظر هداف، کاربردی است و از نظر روش پژوهش، نیمه آزمایشی( نیمه تجربی) با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است.

ب: جامعه آماری نمونه و روش نمونه­گیری: جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دانشجویان دانشگاه پیام­نور شهرستان بوکان می‏باشد که در نیمۀ دوم سال ‏95-94 به تحصیل اشتغال داشتند. برای تعیین نمونۀ تحقیق ابتدا اطلاعیه­هایی در دانشگاه و در میان دانشجویان پخش گردید و از کسانی که با مشکل پرخاشگری مواجه بودند در خواست شد با مراجعه به مرکز مشاورۀ دانشگاه در صدد کمک برآیند سپس با استفاده از روش نمونه­گیری مبتنی بر هدف از میان مراجعه­کنندگانی که در پی اطلاعیه‏ها به مرکز مشاورۀ دانشگاه مراجعه کرده بودند، با توجه به ملاک­های در نظر گرفته شده از قبیل مصاحبۀ بالینی و نمرۀ پرسشنامۀ پرخاشگری، 40 نفر انتخاب شدند و به صورت جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش(20نفر) و گروه گواه(20 نفر) قرار گرفتند.

ج. روش گردآوری اطلاعات: کاربندی پژوهش در این مطالعه عبارت بود از آموزش‏ خودکنترلی هیجانی براساس الگویی برگرفته از کتابچۀ آموزش مهارتهای زندگی موتابی و فتی(1386)، کتاب آموزش مهارتهای زندگی ناصری(1386) و کتاب تکنیک­های تنطیم هیجان در روان­درمانی(راهنمای کاربردی) (لیاهی، تیرچ و ناپولیتانو(2012). پس از تدوین اولیه طرح ابتدا در بین نمونه­ای ده نفری اجرا و پس از اطمینان از مناسب بودن طرح، نمونه نهایی در طی 10 جلسه ‏60 دقیقه‏ای سازماندهی و در مدت 5 هفتۀ متوالی به دانشجویان گروه آزمایش ارائه گردید. درحالی‏که گروه ‏گواه هیچ مداخله‏ای دریافت نکردند. ملاک ورود در این تحقیق دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان بوکان که در نیمۀ دوم سال ‏93-92 به تحصیل اشتغال داشته و با مشکل پرخاشگری مواجه بودند می­باشد.

 

جدول شماره 1: دیاگرام طرح پژوهش

Table 1.

 Diagram of Research Design

جلسات آموزش

جلسۀ اول

معارفه و ایجاد رابطه حسنه، معرفی مشاور به اعضا، تعریف خودکنترلی

جلسۀ ‏دوم

تعریف هوش هیجانی، فواید کنترل هیجان، ارائه تکلیف مدیریت هوش هیجانی، تخمین میزان هوش هیجانی در خود

جلسۀ سوم

تعریف هیجان، معرفی انواع هیجان، ارائه تکنیک تمرین حالات هیجانی با استفاده از تصاویر و بازی نقش، ارائه جدول برای شناسایی هیجانات، ارائه تکلیف جدول برای شیوه های ابراز هیجان و احساس

جلسۀ ‏چهارم

آگاهی هیجانی و ابراز سازگارانه آن

جلسۀ پنجم

تعریف خشم، علائم خشم، شناسایی موقعیتهای خشم برانگیز(خودپایی)، استفاده از گفتار درونی شیوه‏های ابراز خشم

جلسۀ ‏ششم

ارائه 10 تکنیک کنترل خشم، تمرین تصحیح افکار منفی، استفاده از گفتار درونی برای کنترل خشم

جلسۀ ‏هفتم

رویکردهای رفتار برای خودکنترلی، ارائه تکلیف مدیریت زمان(برنامه‏ریزی هفتگی)، بررسی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت و جایگاه آن در برنامه هفتگی، طرح ریزی برای پرهیز از بحران های غیر ضروری، ارائه چهار نوع هدف(از نظر درجه اهمیت و ضرورت)

جلسۀ ‏هشتم

بررسی استرس‏ها، ارائه راهبردهای مقابله با استرس، تکنیکهای توجه برگردانی

جلسۀ نهم

تنظیم بعد جسمانی هیجان، ارائه تکنیک تن آرامی، تنفس عمیق، حالات چهره‏ای و ژست بدنی مناسب با وضعیت هیجانی مطلوب

جلسۀ‏ دهم

تنظیم بعد شناختی هیجان، ارائه تکنیک A-B-C

 

ابزار اندازه‏گیری

در این تحقیق از پرسشنامه پرخاشگری ویلیامز و دی­سی[29](1996) برگرفته از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری[30](1992) استفاده شده است. این پرسشنامه 26 آیتم دارد که هر آزمودنی می‌بایست در پاسخ به سئوالات یکی از گزینه‌های هرگز(1)، به ندرت(2)، گاهی(3)، اغلب(4)، همیشه(5) را انتخاب نماید. این پرسشنامه دو مؤلفه پرخاشگری فیزیکی/ خشم و پرخاشگری کلامی/ خصومت را مورد سنجش قرار می‌دهد. آیتم‌های 1 تا 14 پرخاشگری فیزیکی و آیتم‌های 15 تا 26 پرخاشگری کلامی را می‌سنجند. ضریب پایایی بازآزمایی(بعد از نه هفته) پرسشنامه‌ پرخاشگری و مؤلفه‌های آن از 72/0 تا 80/0 گزارش شده است. ضریب ‌همبستگی پرسشنامه‌ پرخاشگری با مقیاس خشم نووکا (1994) 79/0 گزارش شده است(01/0< P). همچنین ضریب ‌همبستگی‌ مؤلفه پرخاشگری ‌فیزیکی 73/0می‌باشد(01/0 <  P) که نشان می­دهد کلیه سوالات این مقیاس موضوع مورد بررسی را می­سنجند.

 

یافته‏ها

در این قسمت نتایج مربوط به تأثیر مداخله آموزش خودکنترلی هیجانی بر پرخاشگری فیزیکی دانشجویان ارائه شده است.

 

جدول2: آمار توصیفی در مرحلۀ پیش‏آزمون، پس‏آزمون و پیگیری

Table 2.

Descriptive statistics of the pre, post and follow-up stages

گروهها Groups

مرحله

stages

تعداد

n

میانگین

Mean

انحراف استاندارد

Standard  deviation

آزمایش

Experiment

 

پیش‌آزمون

Pre test

20

33.1

6.82

پس‌آزمون

Post test

20

22.45

5.31

 

پیگیری

follow-up test

20

20.75

4.42

کنترل

control

پیش‌آزمون

Pre test

20

33.25

7.07

پس‌آزمون

Post test

20