ویژگی‌های روانسنجی مقیاس دشواری تنظیم هیجان در دانشجویان دانشگاه سمنان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو گروه پژوهشی علوم شناختی جهاد دانشگاهی استان البرز

2 عضو هیئت علمی دانشگاه سمنان

چکیده

هدف از پژوهش حاضر رواسازی مقیاس دشواری تنظیم هیجان در دانشجویان دانشگاه سمنان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگیاست. شرکت کنندگان 439 نفر از دانشجویان دانشگاه سمنان بودند که به روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبتی انتخاب شدند. همه آنها مقیاس­ دشواری تنظیم هیجان، مقیاس خشم چند بعدی و مقیاس هوش معنوی را تکمیل کردند. تحلیل عاملی تأییدی، آلفای کرونباخ برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس از شش عامل آگاهی، دشواری کنترل تکانه، شفافیت، عدم پذیرش، رفتارهای هدفمند و دستیابی محدود به راهبردها اشباع شد. اعتبار مقیاس‌ها قابل پذیرش بود. همچنین شواهد روایی نشان داد که عامل­های آگاهی، دشواری کنترل تکانه، عدم پذیرش، شفافیت، دستیابی محدود به راهبردها و رفتارهای هدفمند با خشم انگیختگی رابطه معنی­دار دارد. دشواری کنترل تکانه، دستیابی محدود به راهبردها و رفتارهای هدفمند با دامنه موقعیت خشم‌انگیز رابطه دارد. دستیابی محدود به راهبردها بیشترین همبستگی را با نگرش خصمانه؛ رفتارهای هدفمند بیشترین همبستگی را با خشم درونی؛ آگاهی بیشترین همبستگی منفی را با خشم بیرونی؛ دشواری کنترل تکانه بیشترین همبستگی منفی را با درک هستی؛ و رفتارهای هدفمند بیشترین همبستگی منفی را با زندگی معنوی داشت. در نهایت با توجه به اعتبار، روایی، سهولت اجرا، نمره­گذاری، و عملی بودن این مقیاس ابزار مناسبی برای اندازه­گیری دشواری تنظیم هیجان در میان دانشجویان دانشگاه است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Psychometric Characteristics of Difficulties in Emotion Regulation Scale in Semnan University Students

نویسندگان [English]

  • zahra kermani mamazandi 1
  • Siyavash Tale Pasand 2
1 Cognitive Science Research Group of Academic Center of Education, Culture and Research, Alborz Branch, Karaj, Iran
چکیده [English]

The aim of the present research was to validate the difficulties in emotion regulation scale in Semnan university students. The research method is descriptive and correlational. Participants were 439 students of Semnan University who were recruited by stratified sampling method. All of them completed the difficulties in emotion regulation scale, Dimensions of anger reactions scale and Spiritual Intelligence scale. confirmatory analysis and Cronbach's alpha coefficient were used for data analysis. The results of the factor analysis indicated that the scale was saturated with the six factors of awareness, impulse control difficulty, clarity, non-acceptance, goal-directed behaviors, and limited access to strategies. The reliability of the scales was acceptance. Also, validity evidences indicated that there was a meaningful relation between the awareness scale, the impulse control difficulties scale, non-acceptance scale, clarity scale, limited access to strategies scale, goal-directed behaviors scale, and impulse control difficulties. There was a relationship between the impulse control difficulties, limited access to strategies, and goal-directed behaviors and range of anger-eliciting situations. Limited access to strategies had the highest correlation with hostile outlook; goal-directed behaviors had the highest correlation with internal anger; awareness had the highest correlation with external anger negatively; impulse control difficulties had the highest correlation with perception of being negatively; and goal-directed behaviors has the highest correlation with spiritual life negatively. Finally, with regard to reliability, validity, administering easy, scoring, and practicality, the difficulties in emotion regulation scale in the students can be used as a valid tool.

کلیدواژه‌ها [English]

  • psychometric characteristics
  • difficulties in emotion regulation

تجربه هیجان بدون تردید مهمترین جنبه از زندگی روزانه ماست، هیجان­ها تمایلات موقعیت- پاسخ شامل حالت­های احساسی، الگوی ادراک، پردازش اطلاعات و واکنش­های فیزیولوژیکی و تعاملی است که در پاسخ به چالش­های فیزیکی و اجتماعی ویژه رخ می­دهد (نح، گیلیان، اشتون و ویرجیل زیگلر[1]، 2016). امروزه بر مفید بودن هیجان­ها در رفتارها تأکید می­کنند و دیدگاه عمومی این است که هیجان­ها قبل از رفتار واقع می­شوند و سازگاری فرد را با ضروریات محیط فیزیکی و اجتماعی بهینه می­سازند. هیجان­ها با هماهنگ­کردن فرآیندهای ذهنی، زیستی و انگیرشی موجب می­شوند وضعیت فرد در ارتباط با محیط تثبیت شود و فرد را با پاسخ‌های ویژه و کارآمد مناسب با مسائل مجهز می­کند و در نهایت موجب بقای جسمانی و اجتماعی وی می­شود از طرفی هیجان­ها در ایجاد و حفظ و قطع روابط میان فردی نقش مهمی ایفا می­کنند و این کار را با تنظیم فاصله بین افراد انجام می­دهند زیرا هیجان­ها ما را به طرف هم می­کشانند و یا از هم دور می­کنند برای مثال خشم و شادمانی بر روابط اجتماعی تأثیر می­گذارند. خوشحالی باعث برقراری روابط می­شود و غم در مواقع جدایی روابط را حفظ می­کند. خشم اقدام لازم برای قطع کردن روابط زیانبار را برمی­انگیزد. (عبدی، باباپور خیرالدین و فتحی، 1389). 

تنظیم هیجان اشاره دارد به توانایی تنظیم، ارزیابی، درک و اصلاح واکنش­های هیجانی در یک رفتاری که برای عملکرد سازشی سودمند است (گروس و تامسون[2]، 2007). تنظیم هیجان به عنوان فرآیندهایی که از طریق آنها افراد هیجاناتشان را برای پاسخ به توقعات محیطی هشیارانه و ناهشیارانه تعدیل می­کنند، در نظر گرفته می­شود (آلداو، نولن- هوکسما و سویرز[3]، 2010). بدین ترتیب، تنظیم هیجان شامل تنظیم هیجان­های مثبت و منفی است و می­تواند بر حسب یک موقعیت خاص سازش یافته یا سازش نایافته باشد (تال، ویس، آدامز و گراتز[4]، 2012). نولن-هوکسما (2012) اذعان کرده­اند که تنظیم هیجان انطباقی به افراد اجازه می­دهد تا تحمل وضعیت­های درمانده کننده افزایش یابد. علاوه بر این، باردن و کامپولا[5] (2013) نشان دادند که توانایی تنظیم هیجانی افراد برای رشد سالم روابط بین فردی ضروری است. تنظیم هیجان مناسب یک پیش نیاز ضروری و یک ویژگی مهم سلامت روانی محسوب می­شود در حالیکه دشواری در تنظیم هیجان یک عامل پرخطر برای سلامت روانی افراد می­باشد (برکینگ و همکاران، 2011).

دشواری در تنظیم هیجان باعث به­کارگیری راهبردهای سازش نایافته برای پاسخدهی به هیجان­ها می‌شود. پاسخ‌های غیرقابل پذیرش، دشواری در کنترل رفتارها هنگام مواجهه با آشفتگی­های هیجانی و نقص در استفاده کارآمد از اطلاعات هیجانی نمونه­هایی از این راهبردها هستند (تال و همکاران، 2012). دشواری تنظیم هیجان با اختلالات روانی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال افسردگی، خشم، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، سوء مصرف الکل و مواد در ارتباط است (بندر، رینحلت-دان، اسبجن و پنز[6]، 2012؛ روبرتن، دافرن و باکس[7]، 2012؛ ارگتا[8]، 2011). پژوهش­های پیشین نشان داده­اند که بین دشواری تنظیم هیجان و هوش معنوی رابطه وجود دارد (مشیریان فراحی و همکاران، 1394). تنظیم هیجان مؤثر می­تواند واکنش­های هیجانی به موقعیت­های استرس زا و اضطراب انگیز را کاهش دهد. بر خلاف آن دشواری در تنظیم هیجان به عنوان یک مکانیسم کلیدی در اختلالات اضطرابی شناخته شده است (ورنر و گروس[9]، 2009). فرگاس[10] (2013)؛ جرجن، هیلر و ویتهفت[11](2014) تاکید کردند که دشواری تنظیم هیجان روی اضطراب و سلامتی افراد تأثیرگذار است. فرگاس و والنتینر[12] (2010) نشان دادند که دشواری تنظیم هیجان ممکن است در شرایط استرس زا یعنی زمانی که افراد از شناسایی و درک تجربیات هیجانی ناتوان هستند، افراد به طرز نادرستی احساسات جسمی و نشانگان فیزیکی را به شرایط طبی یا بهداشتی نسبت می­دهند.

پژوهش­ها نشان داده که دشواری تنظیم هیجان به طور کامل در رابطه استرس و افسردگی نقش واسطه­ای دارد (موریا و تاکاهاشی[13]، 2012). شواهد اخیر نشان می­دهد که پیشرفت در نمره دشواری تنظیم هیجان به ویژه پیشرفت در خرده مقیاس کنترل تکانه و رفتارهای معطوف به هدف تا یک اندازه­ای میزان بروز و فراوانی خودکشی و صدمه زدن به خود را در طول و بعد درمان شناختی- رفتاری تعدیل می­کند همچنین این شواهد اهمیت توانایی تنظیم هیجان بهبود یافته در تعدیل پیامدهای درمان را خاطر نشان می­کند (اسلی، اسپینهون، گارنفسکی و آرنسمن[14]، 2008؛ اکسرد، پیریپلیتیچیکوا، هلتزمن و سینها[15]، 2011؛ برکینگ و همکاران، 2011). به باور هافمن یکی از مهمترین قابلیت­های انسانها، توانایی تنظیم و سازگاری هیجان­های فردی متناسب با الزامات موقعیت­های خاص است. خود تنظیمی هیجانی تمایل به کنترل حالت­های درونی، کنترل تکانه­ها و رفتارها و انطباق آن با معیارها برای رسیدن به هدف می­باشد. خودتنظیمی هیجانی شامل فرآیندهایی است که به وسیله­ی آن افراد هیجانات خود را و نیز چگونگی و ابراز آنها را تحت تأثیر قرار می­دهند (هافمن و کادان[16]، 2010). هیجان­های مثبت، خود تنظیمی را تسهیل می­کنند و هیجان­های منفی به خود تنظیمی آسیب می­رسانند (مایبرگ[17]، 2011). این توانمندی نقش قابل توجهی در بهزیستی و سلامت روان دارد و ضروری است که به خوبی شناسایی شود و پیامدهای آن مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرس زا زندگی دارد. افزایش کنترل و تنظیم هیجانات توانایی اداره مطلوب خلق و خو و افزایش توان حل مسأله و بهره برداری از هیجانات را موجب می­شود.

بنابر موارد یاد شده و با توجه به این که فرآیندهای دشواری تنظیم هیجان، نقش آشکاری در تحول و تداوم اختلالات روانی گوناگون دارند، ساخت و تدوین ابزاری دقیق و با ویژگی­های روان­سنجی مطلوب ضروری می­نماید؛ وجود چنین ابزاری برای بررسی فرآیندهای نظم بخشی هیجانی نقش انکارناپذیری را در پیش برد دانش تجربی در این حوزه، ایفا می­کند.

مقیاس تنظیم خلق منفی[18] یکی از ابزارهای رایج و ابتدایی سنجش نحوه تنظیم هیجان است. این که برخی از رفتارها و یا شناخت­ها می­توانند حالات عاطفی منفی را کاهش دهند یا یک حالت عاطفی مثبت را القا کنند، اساس تدوین این مقیاس بوده است. هم چنین این مقیاس، بر حذف و یا اجتناب از هیجان­های منفی، به جای تأکید بر توانایی عمل کردن به نحوه مطلوب در هنگام بروز این هیجانات، تأکید می­کند. بسیاری از ماده­های مقیاس تنظیم خلق منفی، به راهبردهای تنظیم هیجان ویژه­ای اشاره می­کنند (کاتانزار و  میرنس[19]، 1990). با این حال، مهمترین اشکال این مقیاس، نپرداختن به برخی از جنبه­های بالقوه مهم و مثبت تنظیم هیجانی (مانند آگاهی، فهم و پذیرش هیجانات) است (گراتز و روئمر[20]، 2004).

ابزار دیگری که گاه برای اندازه­گیری سازه تنظیم هیجانی استفاده می­شود، مقیاس رگه­های فراخلقی[21] است که تفاوت­های فردی را در زمینه توانایی انعکاس دادن و مدیریت هیجانات ارزیابی می­کند. این مقیاس برخی از ابعاد تنظیم هیجان (مانند فهم و آگاهی هیجانی) که در مقیاس تنظیم خلق منفی نادیده گرفته شده بود را نیز می­سنجد ( سالوی، مایر، گلدمن، تاروی و پالفای[22]، 1995). با وجود این، مقیاس رگه­های فراخلقی نیز مانند مقیاس تنظیم خلق منفی به جای تأکید بر رفتارهای مطلوب به هنگام بروز این هیجانات، بر اجتناب از آنها تأکید می­کند. همچنین، مقیاس رگه­های فراخلقی ارزیابی توانایی درگیر شدن در رفتارهای مطلوب در هنگام تجربه هیجانات منفی را نیز ارزیابی نمی­کند.

 

یکی از مقیاس­هایی که اخیرا برای اندازه­گیری دشواری تنظیم هیجان ساخته شده است، مقیاسدشواری تنظیمهیجان[23] گرتز و روئمر (2004) است که دشواری در تنظیم هیجان را در شش زمینه عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی[24]، فقدان آگاهی­های هیجانی[25]، دشواری در به­کارگیری رفتارهای هدفمند[26]، دشواری کنترل تکانه[27]، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان[28] و فقدان شفافیت هیجانی[29] اندازه­گیری می­کند. گراتز و روئمر (2004)، با توجه به کاستی­های ابزارهای پیشین در زمینه تنظیم هیجان و با در نظر گرفتن ضرورت ارزیابی جامع این سازه، مقیاس دشواری تنظیم هیجان را تدوین نمودند. این مؤلفان، دلیل تهیه مقیاس را محدودیت­های موجود در سنجش درست راهبردهای تنظیمی در زمان ارزیابی تنظیم هیجان بیان کرده­اند. از نظر پژوهش­گران یاد شده، این موضوع که صرف­نظر از بافت، چه راهبرد خاصی نسبت به دیگر راهبردها انطباقی­تر است، و نیز وارسی اثربخشی راهبردها، از دلایل دیگری است که می­توان برای تهیه مقیاس بیان کرد. هدف و امید مؤلفان آن بوده است که با تهیه مقیاس، ابزاری برای ارزیابی دقیق و تجربی راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانه فراهم آید (گراتز و روئمر، 2004). گویه­های این مقیاس بر اساس گفتگوهای متعدد مؤلفان با متخصصان در زمینه تنظیم هیجان تدوین شده است. نسخه اولیه دشواری در تنظیم هیجان، 41 گویه داشت که برای کاربردهای بالینی ساخته شده بود. به دلیل اینکه الگوی گراتز و روئمر در تدوین این مقیاس، مقیاس تنظیم خلق منفی بوده است، بسیاری از گویه­های مقیاس دشواری تنظیم هیجان مشابه مقیاس تنظیم خلق منفی با عبارت وقتی ناراحت می­شوم شروع می­شوند. به طور کلی، ماده­های مقیاس دشواری تنظیم هیجان به گونه­ای تهیه شده­اند که بتوانند دشواری­های موجود در ابعاد مختلف تنظیم هیجان را پوشش دهند؛ به این دشواری­ها در جنبه­هایی از قبیل آگاهی و فهم هیجان­ها، پذیرش هیجان­ها، توانایی مشغول شدن در رفتارهای معطوف به هدف و دوری کردن از رفتارهای تکانشی در زمان تجربه هیجان­های منفی، و ارزیابی از راهبردهای تنظیم هیجان کارآمد، توجه شده است.

گراتز و روئمر (2004) در دو نمونه مجزا (نمونه 357 نفری برای بررسی ساختار عاملی و روایی، و یک نمونه 21 نفری برای بررسی اعتبار بازآزمون) به بررسی ساختار عاملی و روایی این مقیاس پرداختند. آنان پس از نتایج تحلیل عاملی و بررسی همسانی درونی گویه­ها، پنج گویه را حذف کردند. بنابراین، تعداد گویه­های مقیاس به 36 گویه رسید. نتایج حاصل از تحلیل عاملی، وجود شش عامل نپذیرفتن پاسخ‌های هیجانی، دشواری در انجام رفتارهای هدفمند، دشواری در کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و ابهام هیجانی را تأیید کرد. ضریب اعتبار کل مقیاس با استفاده از روش همسانی درونی 93/. و برای هر کدام از شش زیر مقیاس دشواری تنظیم هیجان، ضرایب آلفای کرونباخ بیشتر از 80/0 به دست آمده است. همچنین ارتباط بین مقیاس دشواری تنظیم هیجان با مقیاس تنظیم خلق منفی و پرسشنامه پذیرش و عمل معنادار گزارش شده است (هایس[30]، 1996). میلر، مک لین و هوپ[31] (2006) برای فراهم آوردن شواهد بیشتری درباره ساختار عاملی مقیاس دشواری تنظیم هیجان، از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده کردند. نتایج پژوهش آنها نیز، همان شش عامل گراتز و روئمر را آشکار ساخت؛ در این پژوهش، گویه­های 22، 24 و 30 از  مقیاس حذف شدند.

مطالعات متعددی ساختار عاملی مقیاسدشواری تنظیمهیجان را بررسی کردند. ساختار عاملی این ابزار در بعضی از مطالعات ناهمسان گزارش شده است (باردین، فرگوس و اورکات[32]، 2012؛ کوکونی، اوربان، رین هارت، جوزن، و دمتروویک[33]، 2014). به هرحال، این مقیاس برای بررسی راهبردهای تنظیم هیجان در جمعیت عمومی (کاشدان، زولنسکی و مک لیش[34]، 2008)، دانشجویی (گرتز و روئمر، 2004)، و بالینی (هینوس، روبرتو، مارتینز، آتیا و فروزتی[35]، 2014) از همسانی برخوردار است. یکی از هدف­های این مطالعه بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس دشواری تنظیم هیجان در جامعه دانشجویی است. همچنبن، با توجه به رابطه بین دشواری تنظیم هیجانی، خشم و هوش معنوی پیش­بینی می­شود رابطه مثبتی بین اندازه­های دشواری هیجان و خشم، رابطه منفی بین این اندازه­ها و هوش معنوی به ­دست آید. بررسی این شواهد به عنوان روایی بیرونی از هدف­های دیگر این مطالعه است.

 

روش، جامعه و نمونه آماری

طرح پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 96-95 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می­دادند (16654 = N). برای استخراج عوامل در روش تحلیل عاملی، متخصصان نسبت­های متفاوتی را برای N:p پیشنهاد می­کنند. این نسبت­ها از 3:1 تا 20:1 در تغییر است (ویلیام، براون و اونسمان، 2010). در مطالعه حاضر این نسبت 12:1 در نظر گرفته شد. با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبی 439 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان 439 نفر (177 پسر و 262دختر) از دانشجویان دانشگاه سمنان در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ­ارشد و دکتری در سال تحصیلی 96-95 بودند. از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای استفاده شد. برای انتخاب نمونه، حجم دانشجویان در 20 دانشکده­­ دانشگاه سمنان طبق آمار اداره کل آموزش استخراج شد. نسبت نمونه­گیری و تعداد دانشجوی انتخابی از هر دانشکده محاسبه شد. سپس با مراجعه به هر یک از دانشکده­های دانشگاه سمنان پرسشنامه­ها بین دانشجویان توزیع شد.

 

ابزار سنجش

مقیاس دشواری تنظیم هیجان:مقیاسدشواری تنظیمهیجان[36] DERS (گرتز و روئمر، 2004) یک ابزار 36 گویه­ای است که سطوح نقص و نارسایی تنظیم هیجانی فرد را در اندازه­ی پنج درجه­ای از 1 (تقریبا هرگز) تا 5 (تقریبا همیشه)، در شش زمینه به شرح زیر اندازه­گیری می­کند: عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی[37]، فقدان آگاهی­ هیجانی[38]، دشواری در به­کارگیری رفتارهای هدفمند[39]، دشواری کنترل تکانه[40]، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان[41] و فقدان شفافیت هیجانی[42]. از مجموع نمره شش زیر مقیاس آزمون، نمره کل فرد برای دشواری تنظیم هیجان محاسبه می­شود. نمره بیشتر در هر یک از زیر مقیاس­ها و کل مقیاس، نشانه دشواری بیشتر در تنظیم هیجان است. در پژوهش­های قبلی ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 86/0 گزارش شده است (گرتز و روئمر[43]، 2004؛ اندرسون، ریلی، جورل، اسچامبرگ و اندرسون[44]، 2016). پرسشنامه مذکور ضمن حفظ مفهوم اصلی و استفاده از جملات ساده به فارسی و مجددا به انگلیسی برگردانده شد. ترجمه گویه­هایی که مشکل داشت مجددا بررسی شد. سپس مطالعات مقدماتی برای بررسی میزان رسائی و قابل فهم بودن نسخه فارسی صورت گرفت. برای این منظور سه بار نمونه­گیری مقدماتی انجام شد و در هر بار سؤال‌هایی که ضریب تمیز پائین داشتند و یا به لحاظ مفهومی برداشت های متفاوتی از آنها می شد، بازنگری شدند.

 

مقیاس خشم چند بعدی: مقیاس خشم چند بعدی[45] (سیگل، 1986) یک آزمون 30 سؤالی است که برای سنجش خشم ساخته شده است. سؤال­های آزمون پنج بعد خشم شامل خشم انگیختگی[46]، موقعیت­های خشم انگیز[47]، نگرش خصمانه[48]، خشم بیرونی[49] و خشم درونی[50] را در مقیاس 5 درجه­ای لیکرت از نمره یک (کاملا نادرست) تا نمره پنج (کاملا درست) اندازه گیری می­کند. ویژگی­های روانسنجی مقیاس خشم چند بعدی در پژوهش­های خارجی مورد تأیید قرار گرفته است (سیگل، 1986). در فرم فارسی این مقیاس (بشارت، دهقانی، مسعودی، پورخاقان و مطهری، 1393) آلفای کرونباخ پرسش­های هر یک از زیر مقیاس­ها در مورد نمونه­های دانشجویی (180، پسر و 202، دختر) و جمعیت عمومی (218، مرد و 198، زن) از 75/0 تا 91/0 محاسبه شد که نشانه همسانی درونی خوب ابزار است. ضرایب همبستگی بین نمره­های 76 نفر از نمونه­ی دانشجویی و 83 نفر از جمعیت عمومی در دو نوبت با فاصله دو تا چهار هفته برای زیرمقیاس­ها و نمره کل سؤالات از 65/0 تا 81/0 محاسبه شد که نشانه­ی پایایی بازآزمایی رضایت بخش مقیاس است. روایی محتوایی مقیاس خشم چند بعدی بر اساس داوری شش نفر از متخصصان روانشناسی بررسی و ضرایب توافق کندال برای هر یک از مقیاس­های خشم انگیختگی، موقعیت­های خشم انگیز، نگرش خصمانه، خشم بیرونی و نمره کل خشم به ترتیب 81/0، 84/0، 77/0، 79/0، 85/0 و 89/0 برای نمونه دانشجویی و 83/0، 78/0، 75/0، 80/0، 79/0 و 86/0 برای نمونه جمعیت عمومی محاسبه شد. روایی همگرا و تشخیصی ( افتراقی) مقیاس خشم چند بعدی از طریق اجرای همزمان مقیاس نشخوار خشم، فهرست عواطف مثبت و منفی و مقیاس سلامت روانی در مورد نمونه­ها محاسبه شد و مورد تأیید قرار گرفت (بشارت و همکاران، 1393).

 

مقیاس هوش معنوی: این مقیاس توسط عبدالله زاده (1388) و کشمیری، عرب احمدی (1387) ساخته شد. این مقیاس شامل 29 سؤال است که به روش لیکرت (کاملا موافقم تا کاملا مخالفم) نمره­گذاری می­شود. این پرسشنامه دارای دو خرده مقیاس شامل: درک و ارتباط با سرچشمه هستی و عامل زندگی معنوی با هسته درونی می­باشد. اعتبار این آزمون در مرحله مقدماتی به روش آلفای کرونباخ برابر 87/0 بوده و در مرحله نهایی 89/0 گزارش شده است. همبستگی کلی سؤالها بالای 30/0 گزارش شده است.

 

یافته­ها

تحلیل عاملی تأییدی. برای تحلیل عاملی تأییدی از برآوردهای بیشینه درست نمایی استفاده شده است. شاخص­های برازندگی ریشه واریانس خطای تقریب[51]، ریشه­ی استاندارد واریانس پس­ماند[52]، شاخص­های برازندگی مقایسه­ای[53]، شاخص نیکویی برازش [54]و شاخص­های نیکویی برازش تعدیل شده[55]  برای سنجش برازندگی مدل استفاده شد. برای شاخص­های برازندگی، برش­های متعددی مطرح شده است. برای مثال، مقدار مساوی یا کمتر از 05/0 برای ریشه­ی واریانس خطای تقریب، مقدار مساوی یا بالاتر از 96/0 برای شاخص برازندگی مقایسه­ای، مساوی یا کمتر از 07/0 برای ریشه استاندارد واریانس پس­ماند، نشان دهنده­ی برازندگی کافی مدل است (جورسک و سوربوم، 2003). از طرف دیگر، پیشنهاد شده است که اگر شاخص­های برازندگی مقایسه­ای، نیکویی برازش و نیکویی برازش تعدیل شده، بزرگتر از 9/0 و شاخص­های ریشه­ی واریانس خطای تقریب و ریشه­ی واریانس پس ماند، کوچکتر از 05/0 باشد، بر برازش بسیار مطلوب و کوچکتر از 1/0 بر برازش مطلوب دلالت دارد (برکلر، 1990). شاخص­های برازندگی گزارش شده است (جدول 1). یافته ها حاکی از آن است که بعضی از شاخص­های برازندگی، حاکی از برازندگی مطلوب داده- مدل و برخی از شاخص­های دیگر، نشان دهنده­ی برازندگی ضعیف داده- مدل است. در این مدل، 279/184 x2=، 198df= و بنابراین نسبت 931/0 x2/df= می­باشد.

 

برآورد پارامترها

 با توجه به اینکه مدل شش عاملی با 22 گویه برازندگی مناسبی نشان داد، ضرایب استاندارد، جملات خطا و ضریب تعیین (R2) بررسی شد (جدول 2). همه مسیرهای استاندارد معنادار بودند. برای عامل عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی گویه 25 اعتبار قابل قبولی داشت (26/0 R2 =)، برآورد اعتبار برای گویه 23 نیز قابل قبول بود (23/0 R2=). اما برآورد اعتبار برای گویه­های 12 و 21 نسبتا پایین بود ( به ترتیب، 18/0 R2= و 18/0 R2=). به این ترتیب، معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 25 و به دنبال آن گویه­ 23 ، گویه 21 و گویه  12  بودند. در عامل دوم یعنی دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند گویه 33 اعتبار قابل قبولی داشت (28/0R2=). برآورد اعتبار گویه­های 18 و 26 نیز قابل قبول بود (به ترتیب 23/0 R2=و 21/0 R2=) به این ترتیب معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 33  و به دنبال آن گویه­ 18  و گویه 26 بودند. در عامل سوم یعنی دشواری کنترل تکانه گویه­­های 32 و 14 اعتبار قابل قبولی داشتند (34/0 R2=و 22/0 R2=). اما اعتبار گویه 3 نسبتا پایین بود (11/0 R2=). معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 32  و به دنبال آن گویه­ 14 و گویه 3 بودند. در عامل چهارم یعنی فقدان آگاهی هیجانی گویه­های 6، 8 و 2 اعتبار قابل قبولی داشتند (به ترتیب 25/0 R2=، 23/0 R2=و 18/0 R2=) اما برآورد اعتبار گویه 10 نسبتا پایین بود (06/0 R2=). به این ترتیب معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 6  بود. در عامل پنجم یعنی دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان گویه­های 15، 35، 28 و 16 اعتبار قابل قبولی داشتند ( به ترتیب 26/0 R2=، 24/0 R2=، 22/0 R2=و 16/0 R2=) اما برآورد اعتبار گویه 22 نسبتا پایین بود (04/0 R2=) به این ترتیب معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 15  بود. در عامل ششم یعنی فقدان شفافیت هیجانی گویه­های 9 و 5 اعتبار قابل قبولی داشتند ( به ترتیب 22/0 R2=و 19/0 R2=) اما برآورد اعتبار گویه 4 نسبتا پایین بود (12/0 R2=). به این ترتیب معتبرترین و نیرومندترین نشانگر این سازه نهفته گویه 9 بود. به این ترتیب، مقیاس دشواری تنظیم هیجان از شش عامل مجزا تشکیل شده است ( شکل 1).

 

جدول 1. شاخص های برازش مدل شش عاملی مقیاس دشواری تنظیم هیجان (439= n)

Table 1

 Six-factor model fitting emotional adjustment difficulty scale (n= 439)

AGFI

GFI

SRMR

RMR

RMSEA CI 90%

RMSEA

NNFI

NFI

IFI

CFI

X2*

مدل

Model

0.95

0.96

0.04

0.10

0.001- 0.016

0.01

0.99

0.88

0.99

0.99

279.184

شش عاملی

Six factors

*مجذور کای به روش بیشینه درست نمایی Chi-square is the most accurate method

 

جدول 2. برآورد پارامترهای استاندارد مقیاس دشواری تنظیم هیجان (439=n)

Table 2

Estimation of Standard Parameters of the Think Tank Difficulty Scale (n= 439)

عامل

Factor

شماره سؤال‌ها

Number of questions

ضریب استاندارد

Standard coefficient

واریانس خطا

Error variance

ضریب تعیین

coefficient of determination

فقدان آگاهی هیجانی

Lack of emotional awareness

2

42.0

0.82

0.18

فقدان آگاهی هیجانی

Lack of emotional awareness

6

0.50

0.75

0.25

فقدان آگاهی هیجانی

Lack of emotional awareness

8

0.48

0.77

0.23

فقدان آگاهی هیجانی

Lack of emotional awareness

10

0.24

0.94

0.06

دشواری کنترل تکانه

Difficulty controlling the impulse

3

0.33

0.89

0.11

دشواری کنترل تکانه

Difficulty controlling the impulse

14

0.47

0.78

0.22

دشواری کنترل تکانه

Difficulty controlling the impulse

32

0.58

0.66

0.34

فقدان شفافیت هیجانی

Lack of emotional clarity

4

0.35

0.88

0.12

فقدان شفافیت هیجانی

Lack of emotional clarity

5

0.43

0.81

0.19

فقدان شفافیت هیجانی

Lack of emotional clarity

9

0.47

0.78

0.22

عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی

Disacceptance of emotional responses

12

0.42

0.82

0.18

عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی

Disacceptance of emotional responses

21

0.43

0.82

0.18

عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی

Disacceptance of emotional responses

23

0.48

0.76

0.23

عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی

Disacceptance of emotional responses

25

0.51

0.74

0.26

دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند

Difficulty in employing targeted behaviors

18

0.48

0.77

0.23

دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند

Difficulty in employing targeted behaviors

26

0.46

0.79

0.21

دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند

Difficulty in employing targeted behaviors

33

0.53

0.71

0.28

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

15

0.51

0.74

0.26

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

16

0.42

0.82

0.18

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

22

0.21

0.95

0.04

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

28

0.47

0.78

0.22

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

35

0.49

0.75

0.24

 

دیاگرام 1: مدل شش عاملی مقیاس دشواری تنظیم هیجان بر اساس تحلیل عاملی تأییدی  گویه ها

Diagram 1

Six factor model of emotional adjustment difficulty scale based on confirmatory factor analysis of items

*. ضرایب استاندارد گزارش شده اند

**. همه ضرایب حداقل در سطح 5 درصد معنادار هستند

تذکر:NACPT = عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، GOAL = دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند،IMPULS  = دشواری کنترل تکانه،  AWARE= فقدان آگاهی هیجانی، STRATGIS = دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان،  CLARTY = فقدان شفافیت هیجانی

 

تحلیل اعتبار

 اعتبار مقیاس دشواری تنظیم هیجان با استفاده از روش همسانی درونی و با بهره­گیری از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضرایب اعتبار برای هر یک از عامل­های عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند، دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و فقدان شفافیت هیجانی به ترتیب 75/0، 74/0، 68/0، 66/0، 73/0 و 63/0 بدست آمد. ضریب همبستگی اصلاح شده سوال –نمره کل مقیاس و ضریب آلفا در صورت حذف هر سوال در خرده مقیاس مربوطه در جدول 3 گزارش شده است.

 

جدول 3. ضریب تمیز و ضریب آلفای خرده مقیاس های دشواری تنظیم هیجان

Table 3

Clean factor and Alpha coefficient of difficulty subscales of emotion regulation

عامل

Factor

سوال

Question

محتوی

content

همبستگی با نمره کل

Correlation with total score

آلفا در صورت حذف

Alpha in case of deletion

فقدان آگاهی هیجانی

Lack of emotional awareness

 

 

 

 

دشواری کنترل تکانه

Difficulty controlling the impulse

2

به اینکه چگونه احساس می­کنم، توجه دارم.

I pay attention to how I feel

0.452

0.582

6

به احساساتم توجه می­کنم.

I am attentive to my feelings

0.537

0.523

8

من به احساساتم اهمیت می­دهم.

I care about what I am feeling

0.501

0.547

10

هنگامی که ناراحتم، به احساساتم آگاهی دارم.

When I'm upset, I acknowledge my emotions

0.283

0.696

3

هیجاناتم طاقت فرسا و خارج از کنترل است.

I experience my emotions as overwhelming and out of control

0.409

0.700

 

 

 

 

فقدان شفافیت هیجانی

Lack of emotional clarity

14

هنگامی که ناراحتم، نمی­توانم خودم را کنترل کنم.

When I'm upset, I become out of control

0.537

0.543

32

هنگامی که ناراحتم، کنترل رفتارهایم را از دست می‌دهم.

When I'm upset, I lose control over my behaviors.

0.559

0.510

4

هیچ ایده ای در مورد احساساتم ندارم.

I have no idea how I am feeling

0.420

0.558

 

 

 

 

 

عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی

Disacceptance of emotional responses

5

من در درک احساساتم مشکل دارم.

I have difficulty making sense out of my feelings

0.440

0.530

9

در مورد درک احساسم دچار سردرگمی هستم.

I am confused about how I feel

0.457

0.506

12

هنگامی که ناراحتم، به خاطر احساسی که از این طریق پیدا کردم، خجالت می­کشم.

When I'm upset, I become embarrassed for feeling that way

0.545

0.695

21

هنگامی که ناراحتم، به خاطر احساسی که دارم احساس شرمندگی می­کنم.

When I'm upset, I feel ashamed with myself for feeling that way

0.575

0.678

 

 

 

 

 

 

دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند

Difficulty in employing targeted behaviors

23

هنگامی که ناراحتم، احساس ضعیف بودن می­کنم.

When I'm upset, I feel like I am weak

0.470

0.735

25

هنگامی که ناراحتم، به خاطر احساسی که دارم احساس گناه می­کنم.

When I'm upset, I feel guilty for feeling that way

0.599

0.664

18

هنگامی که ناراحتم، تمرکز بر چیزهای دیگر برایم دشوار است.

When I'm upset, I have difficulty focusing on other things

0.567

0.649

 

 

 

 

 

 

 

دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان

Achieving limited excitement strategies

26

هنگامی که ناراحتم، در تمرکز کردن مشکل دارم.

When I'm upset, I have difficulty concentrating

0.579

0.635

33

هنگامی که ناراحتم، فکر کردن در مورد هر چیز دیگری برایم دشوار است.

When I'm upset, I have difficulty thinking about anything else

0.544

0.675

15

هنگامی که ناراحتم، باور دارم که برای زمان طولانی در آن حالت باقی می­مانم.

When I'm upset, I believe that I will remain that way for a long time

0.621

0.642

16

هنگامی که ناراحتم، باور دارم که احساس افسردگی می‌کنم.

When I'm upset, I believe that I'll end up feeling very depressed

0.487

0.695

 

22

هنگامی که ناراحتم، می­دانم که می­توانم راهی پیدا کنم که سرانجام احساس بهتری داشته باشم

When I'm upset, I know that I can find a way to eventually feel better

0.286

0.759

28

هنگامی که ناراحتم، باور دارم هیچ چیزی نیست که باعث بهتر شدن احساسم شود.

When I'm upset, I believe that there is nothing I can do to make myself feel better

0.516

0.682

35

هنگامی که ناراحتم، زمان زیادی طول می­کشد تا احساس بهتری پیدا کنم.

When I'm upset, it takes me a long time to feel better

0.590

0.654

                                                                                                                               

 

 

 

روایی همگرا

 برای محاسبه روایی همگرا، واگرا و ملاکی مقیاس دشواری تنظیم هیجان از اجرای همزمان آن با پرسشنامه­ی خشم سیگل و هوش معنوی استفاده شد.

یافته­ها نشان داد که عامل فقدان آگاهی هیجانی، دشواری کنترل تکانه، عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، فقدان شفافیت هیجانی، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند  بیشترین همبستگی را با بعد خشم انگیختگی داشتند. همچنین، عامل دشواری کنترل تکانه، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و دشواری در به کارگیری رفتارهای هذفمند  بیشترین همبستگی را با بعد دامنه موقعیت خشم انگیز داشتند. عامل دشواری کنترل تکانه، عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، فقدان شفافیت هیجانی، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند بیشترین همبستگی را با بعد نگرش خصمانه داشتند. همچنین، دشواری کنترل تکانه عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، فقدان شفافیت هیجانی، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند بیشترین همبستگی را با خشم درونی داشتند. فقدان آگاهی هیجانی بیشترین همبستگی منفی را با خشم بیرونی داشت (جدول 4).

 

روایی واگرا

روایی واگرای مقیاس دشواری تنظیم هیجان از اجرای همزمان آن با پرسشنامه­ی هوش معنوی بررسی شد. یافته ها نشان داد که فقدان آگاهی هیجانی، دشواری کنترل تکانه، فقدان شفافیت هیجانی و دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان بیشترین همبستگی منفی را با درک هستی داشتند. همچنین، فقدان آگاهی هیجانی دشواری کنترل تکانه، عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، فقدان شفافیت هیجانی، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان و دشواری در به کارگیری رفتارهای هدفمند بیشترین همبستگی منفی را با زندگی معنوی داشتند (جدول 4). میانگین و انحراف استاندارد مولفه های مقیاس دشواری تنظییم هیجان در جدول 4 گزارش شده است. متوسط خرده مقیاس فقدان آگاهی هیجانی در دامنه 4 تا 20 برایر با  35/6  با انحراف استاندارد 35/2 است. میانگین این خرده مقیاس در قسمت ابتدایی توزیع نمرات متمرکز شده است. وضعیت مشابهی در مورد نمرات سایر خرده مقیاس ها مشاهده می شود ( جدول 4). یافته ها نشان می دهد که توزیع نمرات دشواری تکانه ( 01/0 < p، 46/1 (، عدم پذیرش پاسخ های هیجانی ( 05/0 < p، 09/1)، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (05/0 < p، 20/1) نرمال بود ولی نمرات متغیرهای فقدان آگاهی هیجانی ( 01/0 > p، 94/1) و دشواری در به کار گیری رفتارهای هدفمند ( 01/0 > p، 66/1)  نرمال نبود.

 

 

جدول 4. میانگین، انحراف استاندارد و همبستگی مولفه­های دشواری تنظیم هیجان با مولفه­های خشم و هوش معنوی

Table 4

Mean, standard deviation and correlation of difficulty components of emotion regulation with the components of anger and spiritual intelligence

متغیر

Variable

M

SD

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

1.فقدان آگاهی

Lack of awareness

6.35

2.35

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2.دشواری کنترل تکانه

Difficulty controlling the impulse

6.85

2.05

**0.141

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3.عدم پذیرش

nonacceptance

8.82

3.02

**0.189

0.40

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4.فقدان شفافیت

Lack of clarity

5.77

2.12

**0.33

**0.30

**0.35

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5.راهبردها Strategies

11.78

3.46

**0.26

**0.44

**0.50

**0.34

1

 

 

 

 

 

 

 

 

6.اهداف

Goals

8.13

2.13

*0.10

**0.41

**0.35

**0.20

**0.44

1

 

 

 

 

 

 

 

7.خشم انگیختگی

Anger of arousal

31.49

7.44

**0.20

**0.44

**0.33

**0.29

**0.47

**0.29

1

 

 

 

 

 

 

8.دامنه موقعیت  خشم انگیز

Angry location range

26.95

6.11

-0.09

**0.14

0.07

0.05

*0.10

*0.12

**0.24

1

 

 

 

 

 

9.نگرش خصمانه

Hostile attitude

32.35

6.23

0.05

**0.25

**0.17

**0.16

**0.27

**0.23

**0.61

**0.72

1

 

 

 

 

10.خشم درونی

Inner anger

16.00

3.36

0.06

*0.11

**0.21

**0.16

**0.29

**0.30

**0.42

**0.25

**0.46

1

 

 

 

11. خشم بیرونی

Exterior anger

10.20

1.64

**-0.12

-0.00

0.02

-0.00

-0.00

0.09

**0.16

**0.20

**0.18

*0.11

1

 

 

12.درک هستی

Existence understand

47.38

6.42

**-0.30

*-0.11

-0.09

**-0.20

**-0.21

-0.02

**-0.18

0.05

-0.03

0.06

0.06

1

 

13.زندگی معنوی

Spiritual life

63.68

8.30

**-0.35

-0.21**

**-0.16

**-0.29

**-0.31

*-0.11

**-0.35

-0.03

**-0.18

-0.09

0.02

*0.69

1

                                                            P≤0/05 **P≤0/01*

 

بحث و نتیجه­گیری

توانایی تنظیم هیجانها به فرد این امکان را می­دهد تا برانگیختگی­ها و تجربه­های هیجانی را در دو سطح شخصی و بین شخصی مدیریت و تعدیل کند (برگ و ویلیامز، 2007؛ تال و همکاران، 2012). وقتی نقص و نارسایی در فرآیند تنظیم هیجان وجود داشته باشد، مدیریت و تعدیل هیجانها مختل می­شود و قدرت سازگاری فرد تضعیف می­گردد (تال و همکاران، 2012).

پژوهش حاضر با هدف رواسازی مقیاس دشواری تنظیم هیجان در دانشجویان دانشگاه سمنان انجام شد. یافته­های تحلیل نشان داد که این ابزار، دشواری تنظیم هیجان را به صورت سازه شش بعدی اندازه گیری می­کند. این یافته با نتایج سایر پژوهش­ها مبنی بر شش عاملی بودن مقیاس همسو بوده است (گرتز و روئمر، 2004؛ اندرسون و همکاران، 2016). یافته­های تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که داده‌ها با یک مدل شش عاملی برازش مناسب دارد که این یافته  با یافته­های قبلی همسو بود (گرتز و روئمر، 2004؛ اندرسون و همکاران، 2016، آدامز[56]، 2008، وینبرگ و کلونسکی[57]، 2009). در این پژوهش، بررسی ساختار عاملی این مقیاس، شش عامل را نشان داد که با شش زیر مقیاس استخراج شده در پژوهش گراتز و روئمر (2004) هماهنگ بود. از میان شش عامل استخراج شده، عامل عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، 20/11 درصد از کل واریانس مقیاس را تبیین کرد، که نشان دهنده­ی میزان اهمیت این عامل در تنظیم هیجان است. این یافته کاملاً با پژوهش گراتز و روئمر (2004) همسو است. به طوری که این عامل نیز، در پژوهش یاد شده، بیشترین درصد از کل واریانس مقیاس را تبیین کرده بود. نپذیرفتن هیجان­ها، از گویه­هایی تشکیل شده است که نشان دهنده­ی تمایل فرد برای واکنش به هیجان­ها با پاسخ‌های هیجانی منفی است؛ در حالی که خود فرد، این نوع پاسخ‌های خود را به آشفتگیها نمی­پذیرد. در بسیاری از مدل­های درمانی مبتنی بر هیجان، مانند درمان هیجان محور (گرینبرگ[58]، 2002)؛ درمان­های مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی (روئمر، ارسیلو و سالتر- پدنالت[59]، 2008) و درمان تنظیم هیجانی (منین و فرسکو[60]، 2009)، در بردارنده­ی آموزش تنظیم هیجان است و بر نقش پذیرش در تنظیم هیجانات تأکید شده است. مدل درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، پذیرش هیجانات را در بردارنده­ی آگاهی بسط نایافته، غیر قضاوتی و معطوف به زمان حال می­داند که در آن، افکار، احساسات و حواس همان گونه که هستند، پذیرفته می­شوند. نپذیرفتن هیجانات و پاسخ‌های هیجانی در بسیاری از اختلالات افسردگی و اضطرابی، به ویژه اختلال اضطراب منتشر، اختلال وحشت زدگی و اختلال شخصیت مرزی دیده می­شود (گراتز، رسنتال، تال، لیجوز[61]، 2006؛ تال و روئمر[62]، 2007).

عامل دشواری در به­کارگیری رفتارهای هدفمند، 14/11 درصد از کل واریانس مقیاس را تبیین می­کند. این عامل ناتوانی در تمرکز کردن بر انجام فعالیت­های هدفمند را، هنگام روبه­رو شدن با هیجانات منفی، می­سنجد (گراتز و روئمر، 2004). فردی که در زمان رویارویی با هیجانات مشکل، آگاهانه از راهبردهای سازگارانه­ی تنظیم هیجانی استفاده می­کند، قادر است این هیجانات را به خوبی مدیریت کند و درگیر رفتارهای هدفمند شود (تال و گراتز[63]، 2008). با این حال، این به معنای مسدود کردن مسیر هیجانات نیست. نتایج پژوهش­ها نشان می­دهد زمانی که افراد هیجانات منفی بیشتری تجربه می­کنند، در انجام رفتارهای هدفمند با مشکلات بیشتری، مانند از دست دادن تمرکز یا حل مسئله مؤثر، روبه­رو می­شوند؛ البته به نظر می­رسد شدت تأثیر هیجانات منفی بر انجام این رفتارها، به خزانه­ی راهبردهای افراد برای تنظیم هیجانی و انعطاف­پذیری آنها در به کارگیری این راهبردها، بستگی داشته باشد (ارگتا، 2011).

عامل دشواری در کنترل تکانه نیز، 87/10 درصد از واریانس کل مقیاس را به خود اختصاص داده است. این عامل، از گویه­هایی تشکیل شده است که مشکلات فرد در کنترل تکانه را، در زمان رویارویی با هیجانات منفی، ارزیابی می­کند. نتایج پژوهش­ها نشان می­دهد افرادی که مبتلا به سوء مصرف الکل هستند، در آگاهی هیجانی و کنترل تکانه مشکل دارند، زمانی که این افراد وارد فرآیند درمان می­شوند، با وجود پیشرفت در آگاهی هیجانی، آنها هم چنان مشکلات قابل توجهی در کنترل تکانه های خود، حتی تا انتهای درمان دارند. همچنین، دشواری­ها در کنترل تکانه، اغلب با عود در سوء مصرف داروهای مختلف نیز همراه است (فکس، هانگ و سینها[64]، 2008).

عامل فقدان شفافیت هیجانی نیز، 84/7 درصد از واریانس کل مقیاس را به خود اختصاص داده است. منین، هیمبرگ، تارک و فرسکو[65] (2005)، کژ تنظیمی هیجانی را به صورت پاسخ‌های هیجانی ناسازگارانه در فهم، واکنش و مدیریت ناکارآمد هیجانات توصیف می­کنند. نبود وضوح هیجانی به ابهام در نامگذاری و تمایز بین هیجانات و پیامهای انگیزشی نهفته در آنها اشاره دارد. به دنبال نبود شفافیت هیجانی، فرد در انتخاب راهبردهای مؤثر برای تغییر موقعیت یا تنظیم پاسخ‌های هیجانی خود، با مشکلات بسیاری روبه­رو می­شود. ابهام در هیجانات، از ویژگی­های اصلی بسیاری از اختلالات، مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی و اختلالات سوء مصرف مواد نیز می­باشد (منین و همکاران، 2005).

عامل فقدان اگاهی هیجانی، 74/9 درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین می­کند. آگاهی هیجانی را می­توان توانایی شناسایی و توصیف هیجانات خود و دیگران دانست و یک عامل سازگارانه تنظیم هیجان است که بازنگری، ارزیابی تجارب هیجانی و تغییر و تعدیل آنها را در بر می­گیرد (گراتز و روئمر، 2004). نتایج پژوهش­ها نشان می­دهد توجه و آگاهی هیجانی انعطاف­پذیر، این امکان را در اختیار افراد قرار می­دهد تا برای تسهیل عملکردشان از اطلاعات مرتبط با هیجاناتشان استفاده کنند؛ با این حال، آگاهی هیجانی بدون پذیرش آنها، مشکل آفرین است (منین و همکاران، 2005).

عامل ششم، دستیابی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان، نیز 27/8 درصد از کل واریانس مقیاس را تبیین می­کند؛ پژوهش آلدائو، نولن- هوکسما و اسچویزر[66] (2010)، نشان داده است که استفاده از راهکارهای نارکارآمد برای تنظیم هیجانات، مانند نشخوار فکری، سرکوبی و اجتناب، بیشترین اندازه اثر را در اختلالات روانی دارند. این پژوهشگران با توجه به پیشینه­ی نظری و نتایج حاصل از فراتحلیل خود در این زمینه، سه راهکار سرکوبی (هم سرکوبی آشکار و هم سرکوبی افکار)، اجتناب (هم اجتناب تجربی و هم اجتناب رفتاری) و نشخوار فکری را به عنوان عوامل تشدید کننده و خطرزا برای اختلالات روانی می­دانند (آلدائو و همکاران، 2010).

برای بررسی اعتبار مقیاس دشواری تنظیم هیجان، از روش همسانی درونی، با بهره­گیری از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که این مقیاس از اعتبار قابل قبولی برخوردار بوده که این یافته با پژوهش های پیشین همسو بوده است (گرتز و روئمر، 2004؛ اندرسون و همکاران، 2016؛ باردن و فرگاس، 2014). نتایج حاصل از بررسی اعتبار این مقیاس با استفاده از روش همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ در دامنه 63/0 تا 75/0، نشان از اعتبار قابل قبول نسخه فارسی این مقیاس است. گراتز و روئمر (2004) در پژوهش خود به نتایج مطلوبی در زمینه بررسی اعتبار این مقیاس دست یافتند. این مؤلفان اعتبار مقیاس دشواری تنظیم هیجان را از طریق ضریب آلفای کرونباخ بین 57/0 تا 80/0 به دست آوردند که با نتایج پژوهش حاضر همسو است.

شواهد روایی نشان داد که مقیاس دشواری تنظیم هیجان با نمرات خشم و هوش معنوی مرتبط است. این یافته ها با یافته های پژوهش های قبلی هماهنگ بود. یافته­های پژوهش­های پیشین نشان داده است که دشواری تنظیم هیجان با خشم رابطه مثبت و معنادار (آمرمن، کلیمان، یوجی، کنر و مک کلوسکی[67]، 2015؛ بندر، رینحلت-دان، اسبجن و پنز، 2012؛ روبرتن، دافرن و باکس، 2012؛ ارگتا، 2011) و با هوش معنوی رابطه منفی و معناداری دارد (مشیریان فراحی و همکاران، 1394؛ اسمیت[68]، 2004).

به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می­دهد که با توجه به ویژگی­های روانسنجی مطلوب نسخه فارسی مقیاس دشواری تنظیم هیجان، می­توان از این مقیاس برای بررسی مشکلات افراد در تنظیم هیجانات در محیطهای بالینی و پژوهشی جامعه­ی بهنجار ایرانی استفاده کرد.

نخستین محدودیت مطالعه­ی حاضر آن است که مشخص نیست نمرات حاصل از این ابزار تا چه اندازه با رفتارهای واقعی در زندگی روزمره مرتبط است. محدودیت دوم این مطالعه آن است که شواهدی برای حساسیت نمرات آن نسبت به مداخلات آموزشی- روانی تدارک دیده نشده است. مشخص نیست که آیا نمرات حاصل از این ابزار نسبت به مداخلات دشواری تنظیم هیجان، حساسیت لازم را دارد یا نه. محدودیت دیگر این ابزار، مربوط به قلمرو مکانی و زمانی مطالعه است. این مطالعه روی دانشجویان شهر سمنان صورت گرفته است و لذا نمی­توان آن را به سایر شهرهای کشور تعمیم داد. بر اساس این محدودیت­ها، پیشنهاد می­شود نمرات دشواری تنظیم هیجان با اندازه­های رفتار واقعی در زندگی روزمره همبسته شود تا شواهدی از بسط نمرات حاصل از تشخیص این ابزار در موقعیت­های واقعی فراهم شود. افزون بر آن، بررسی روایی نمرات حاصل از این ابزار به عنوان ابزاری برای تشخیص حساسیت اثر مداخلات درمانی می­تواند محور دیگری از پژوهش­های مناسب در مورد این ابزار باشد. همچنین پیشنهاد می­شود به منظور شناخت بهتر تأثیرات آسیب زای دشواری تنظیم هیجانها بر شکل­گیری و تداوم نشانه­ها و اختلالات رفتاری، روابط این اختلالها در نمونه­های بالینی شامل نمونه­های مبتلا به اختلال­های روانشناختی به ویژه خشم، اضطراب، افسردگی، افکار خودکشی و اختلال شخصیت مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق دانش منسجمی در خصوص دشواری تنظیم هیجان و روابط این سازه با سایر سازه‌ها که قابلیت بیشتری در برنامه­ریزی­های مربوطه دارد، حاصل شود. همچنین، پیشنهاد می­شود که این سازه در سایر جوامع مانند دانش­آموزان، محیط کار و حتی در دنیای مجازی اجرا شود تا شواهدی از بسط روایی سازه این ابزار فراهم گردد. در نهایت با توجه به سهولت اجرا، نمره­گذاری، تعبیر و تفسیر، قابلیت اجرا به صورت فردی و گروهی، عملی بودن و روایی و اعتبار مناسب، نتیجه گرفته می­شود که این مقیاس ابزار مناسبی برای اندازه­گیری دشواری تنظیم هیجان در میان دانشجویان دانشگاه می­باشد



[1] . Noah, Gillian, Ashton, Virgil Zeigler

[2] . Gross & Thompson

[3] . Aldao, Nolen- Hoeksema & Schweizer

[4] . Tull, Weiss, Adams & Gratz

[5] . Bardeen, Kumpula

[6] . Bender, Reinholdt- Dunne, Esbjqrn & Pons

[7] . Roberton, Daffern, Bucks

[8] . Orgeta

[9] . Werner, Gross

[10] . Fergus

[11] . Gorgen, Hiller & Witthoft

[12] . Fergus & Walentiner

[13] . Moriya & Takahashi

[14] . Slee, Spinhoven, Garnefski & Arensman

[15]. Axelrod, Perepletichikova, Holtzman & Sinha

[16] . Hofmann, Kahdan

[17] . Myberg

[18] . Negative Mood Regulation Scale

[19] . Catanzaro & Mearns

[20] . Gratz & Roemer

[21] . Meta- Mood Trait Scale

[22] . Salovey, Mayer, Goldman, Turvey & Palfai

[23] . Diffiiculties in Emotion Regulation Scale (DERS)

[24] . Non-acceptance of emotional responses

[25].  Lack of emotion awareness

[26] . Difficulties engaging in goal-directed behaviors

[27] . Impulse control difficulties

[28] . Limited access to emotion regulation strategies

[29] . Lack of emotional clarity

[30] . Hayes

[31] . Miller, Mc Lean & Hope

[32] . Bardeen, Fergus, & Orcutt

[33] . Kökönyei, Urbán, Reinhardt, Józan,& Demetrovics

[34] . Kashdan, Zvolensky, & McLeish

[35] . Haynos, Roberto, Martinez, Attia,& Fruzzetti

[36] . Diffiiculties in Emotion Regulation Scale (DERS)

[37] . Non-acceptance of emotional responses

[38]. Lack of emotion awareness

[39] . Difficulties engaging in goal-directed behaviors

[40] . Impulse control difficulties

[41] . Limited access to emotion regulation strategies

[42] . Lack of emotional clarity

[43] . Gratz, Roemer

[44]. Anderson, Reilly, Gorrell, Schumberg, Anderson

[45] . The Multidimensional Anger Inventory

[46] . Anger Arousal

[47] . Range of Anger-Eliciting Situations

[48] . Hostile Outlook

[49] . Anger-out

[50] . Anger-in

[51] . Root Mean Square Error of Approximation

[52] . Standardizd Root Mean Square Residual

[53] . Comparative Fit Index

[54] . Goodness of Fit Index

[55] . Adjuted Goodness of Fit Index

[56]. Adams

[57] . Weinberg & Klonsky

[58] . Greenberg

[59] . Roemer, Orsilo & Salters- Pedneault

[60] . Mennin & Fresco

[61]. Gratz, Rosenthal, Tull & Lejuez

[62] . Tull & Roemer

[63] . Tull & Gratz

[64] . Fox, Hong, Sinha

[65] . Mennin, Heimberg, Turk & Fresco

[66] . Aldao, Nolen-Hoeksema & Schweizer

[67] . Ammerman, Kleiman, Uyeji, Knorr & Mccloskey

[68] . Smith

بشارت، محمدعلی، دهقانی، سپیده، مسعودی، مرضیه، پورخاقان، فاطمه و مطهری، سجاد (1393). پیش­بینی نشانه­های اختلال وسواس فکری- عملی بر اساس دشواری تنظیم هیجان، تکانشوری و خشم. فصلنامه پژوهش­های کاربردی روان­شناختی، 5(4): 49-29.

عبدالله‌زاده، حسن (1388). ساخت و هنجاریابی پرسشنامه هوش معنوی. تهران: انتشارات روانسنجی

عبدی، سلمان، باباپورخیرالدین، جلیل و فتحی، حیدر (1389). رابطه سبک­های تنظیم شناختی و سلامت عمومی دانشجویان. مجله علمی- پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 8(4): 264-258.

کشمیری، مهدیه و عرب‌احمدی، فاطمه (1387). هنجاریابی مقدماتی آزمون هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه منابع طبیعی گرگان. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد دانشگاه پیام‌نور مرکز بهشهر.

مشیریان فراحی، سیده مریم.، غنایی چمن آباد، علی.، اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد.، مشیریان فراحی، سید محمدمهدی.، نجمی، مصطفی.، غفاریان مسلمی، حامد.، محمد دوست، محمد. (1394). پیش­بینی دشواری تنظیم هیجان با توجه به هوش معنوی در مجرمین زندانی مشهد. مقاله پژوهشی دین و سلامت، 3(1): 48-39.

Abdolah Zade, H. (2009). Making and Standardizing Spiritual Intelligence Questionnaire. Tehran: Publishers of Psychoanalysis. [In Persian].

Abdi, S., Babapour Kheirodin, J., & Fathi, H. (2010). Relationship between cognitive and cognitive style styles and general health of students. Journal of Army University of Medical Sciences of the Islamic Republic of Iran, 8(4), 258-264. [In Persian].

Adams, L. J. (2008). A Confirmatory Factor analysis of the difficulties in emotion regulation scale [Dissertation]. Southern Illinois: Southern Illinois University Carbondale.

Axelrod, S.R., Perepletchikova, F., Holtzman, K., & Sinha, R. (2011). Emotion regulation and substance use frequency in women with substance dependence and borderline personality disorder receiving dialectical behavior therapy. The American Journal of Drug and Alcohol Abuse, 37(1), 37-42.

Aldao, A., Nolen-Hoeksema, S., & Schweizer, S. (2010). Emotion-regulation strategies across psychopathology: A meta-analytic review. Clinical Psychology Review, 30, 217–237.

Amstadter, A. (2008). Emotion regulation and anxiety disorders. Journal of Anxiety Disorders, 22, 211–221.

Bardeen, J. R., Kumpula, M. J., & Orcutt, H. K. (2013). Emotion regulation difficulties as a prospective predictor of posttraumatic stress symptoms following a mass shooting. Journal of Anxiety Disorders, 27, 188–196.

Bardeen, J. R., Fergus, T. A., & Orcutt, H. K. (2012). An examination of the latent structure of the difficulties in emotion regulation scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 31, 382–392.

Besharat, M. A., Dehghani, S., Masoudi, M., Pourkhaghan, F., & Motahari, S. (2014). Anticipated signs of obsessive-compulsive disorder based on the difficulty of adjusting excitement, impulsivity and anger. Quarterly journal of applied psychology. Quarterly journal of applied psychology. 5(4), 29-44 [In Persian].

Bender, P. K., Reinholdt-Dunne, M. L., Esbjørn, B. H., & Pons, F. (2012). Emotion dysregulation and anxiety in children and adolescents: gender differences. Journal of Personality and Individual Differences, 53(3), 284–288.

Berking, M., & Wuperman, p. (2012). Emotion regulation and mental health: recent findings, current challenges and future directions. Current Opinion in Psychiatry, 25(2), 128-134.

Berking, M., Margraf, M., Ebert, D., Wupperman, P., Hofmann, S. G., & Junghanns, K. (2011). Deficits in emotion-regulation skills predict alcohol use during and after cognitive-behavioral therapy for alcohol dependence. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 79, 307–318.

Berking, M., Poppe, C., Luhmann, M., Wupperman, P., Jaggi, V., & Seifritz, E. (2012). Is the association between various emotion-regulation skills and mental health mediated by the ability to modify emotions? Results from two cross-sectional studies. Journal of Behavior Therapy Experimental Psychiatry, 43(3), 931-937.

Bargh, J. A., & Williams, L. E. (2007). On the nonconscious of emotion regulation. In J. Gross (Ed.), Handbook of emotion regulation(pp. 429-445). New York: Guilford Press.

Brooke, A., Ammerman Evan, M., Kleiman Lauren, L., Uyeji Anne, C., & Knorr Michael, S., McCloskey. (2015). Suicidal and violent behavior: The role of anger, emotion dysregulation, and impulsivity. Journal of Personality and Individual Differences, 79, 57–62.

Catanzaro, S. J., & Mearns, J. (1990). Measuring generalized expectancies for negative mood regulation: Initial scale development and implications. J Pers Assess. 54: 546-63.

Compton, S. N., March, J. S., Brent, D., Albano, A. M., Weersing, R., & Curry, J. (2004). Cognitive-behavioral psychotherapy for anxiety and depressive disorder in children and adolescents. An evidenced based medicine review. Journal of the American Academy of Child and Adolescent Psychiatry, 43, 930-959.

Ehring, T. Fischer, S. Schnulle, J. & Bosterling, A. (2008). Characteristics Depressed in Dividrals. Journal of Personality & Individual Difeerences, 44, 1547-1548.

Fergus, T. A., & Valentiner, D. P. (2010). Disease phobia and disease conviction are separate dimensions underlying hypochondriasis. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 41, 438–444.

Fergus, T. A. (2013). Repetitive thought and health anxiety: tests of specificity. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 35, 366–374.

Fox, H. C., Hong, K. L., & Sinha, R. (  ) Difficulties in emotion regulation and impulse control in recently abstinent alcholics compared with social drinkers. Addict Behav. 33(2), 388-94.

Gross, J. J., & Thompson, R. A. (2007). Emotion regulation: Conceptual foundations. In J. J.

Gross (Ed.), Handbook of emotion regulation (pp. 3–24). New York, NY: Guilford Press.

Görgen, S. M., Hiller, W., & Witthoft, M. (2014). Health anxiety, cognitive coping, and emotion regulation: a latent variable approach. International. Journal of Behavioral Medicine (in press).

Gratz, K. L., & Roemer, L. (2004). Multidimensional assessment of emotion regulation and dysregulation: development, factor structure, and initial validation of the difficulties in emotion regulation scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 26, 41–54.

Gratz, K. L., Rosenthal, M. A., Tull, M. T., & Lejuez, C. W. (2006). An experimental investigation of emotion dysregulation in borderline personality disorder. Journal Abnormal Psychology, 115(4), 850-5.

Greenberg, L. S. (2002). Emotion- focused therapy: Coaching client to work through their feelings. Washington, D. C: APA.

Hannesdottir, D. K., & Ollendick, T. H. (2007). The Role of Emotion Regulation in the Treatment of Child Anxiety Disorders. Journal of Clinical Child and Family Psychology Review, 10, 275-293.

Hayes, S. C. (1996). The acceptance and action questionnaire. Reno, NV: Context.

Haynos, A. F., Roberto, C. A., Martinez, M. A., Attia, E., & Fruzzetti, A. E. (2014). Emotion regulation difficulties in anorexia nervosa before and after inpatient weight restoration. International Journal of Eating Disorders, 47, 888–891.

Hofmann, S.G., Kahdan, T.B. (2010). The affective style questionnaire: development and psychometric properties. Journal of Psychopathol Behavior Assessment, 32(2), 255–263.

Joseph, R. Bardeen, Thomas A. Fergus. (2014). An examination of the incremental contribution of emotion regulation difficulties to health anxiety beyond specific emotion regulation strategies. Journal of Anxiety Disorders, 28, 394–401

Keshmiri, M., & Arab Ahmadi, F. (2008). Standardization of Spiritual Intelligence Test in Students at Gorgan Natural Resources University. Master's thesis at Payam Noor University in Behshahr [In Persian].

Kökönyei, G., Urbán, R., Reinhardt, M., Józan, A., & Demetrovics, Z. (2014). The difficulties in emotion regulation scale: factor structure in chronic pain patients. Journal of Clinical Psychology, 70, 589–600.

Lisa, M. Anderson, Erin. E., Reillya, Sasha, Gorrell, Katherine Schaumberg, & Drew A. Anderson. (2016). Gender-based differential item function for the difficulties in emotion regulation scale. Journal of Personality and Individual Differences, 92, 87–91

Mennin, D. S., & Fresco, D. M. (2009). Emotion regulation as a framework for understanding and treating anxiety pathology. In AM Kring, DM Sloan Eds., Emotion regulation in psychopathology. New York: Guilford Press.

Mennin, D. M., Heimberg, R. G., Turk, C. L., & Fresco, D. M. (2005). Preliminary evidence for an emotion dysregulation model of generalized anxiety disorder. Behav Res Ther. 43(10), 1281-310.

Miller, N. A., Mc Lean, C. P., & Hope, D. A. (2006). Difficulties with Emotion Regulation Scale (DERS): Confirmatory factor analysis and relationship with several anxiety measures. 40th annual Conference for the Association of Behavioral and Cognitive Therapy.

Moshirian Farahi, S. M., Ghanaei Chamanabad, A., Asghari Ebrahim Abad, M. J., Moshirian Farahi, S. M. M., Njmi, M., Ghafarian Moslemi, H., & Mohammad doust, M. (2015). The prediction of the difficulty of regulating excitement with regard to spiritual intelligence in Mashad prisoners. Religion and Health Research, 3(1), 39-48 [In Persian].

Moriya, J., & Takahashi, Y. (2012). Depression and interpersonal stress: the mediating role of emotion regulation. Journal of Motivation and   Emotion, 1-9.

Myberg, L. (2011). Forgiveness as a mechanism of self-regulation: An ego depletion model. Unpublished dissertation in psychology, University of Richmond

Nolen-Hoeksema, S. (2012). Emotion regulation and psychopathology: The role of gender. Annual Review of Clinical Psychology, 8, 161–187.

Noah, C., Pollock, Gillian A. McCabe, Ashton C. Southard, & Virgil Zeigler-Hill. (2016). Pathological personality traits and emotion regulation difficulties. Journal of Personality and Individual Differences, 95, 168–177

Orgeta, V. (2011). Emotion dysregulation and anxiety in late adulthood. Journal of Anxiety Disorders, 25(8), 1019–1023.

Roberton, T., Daffern, M., & Bucks, R. S. (2012). Emotion regulation and aggression. Journal of Aggression and Violent Behavior, 17(1), 72–82.

Roemer, L., Orsillo, S. M., & Salters- Pedneault, K. (2008). Efficacy of an acceptance-based behavior therapy for generalized anxiety disorder: Evaluation in a randomized control trail. J Couns Clin Psychol, 76(6), 1083-9.

Salovey, P., Mayer, J. D., Goldman, S. L., Turvey, C., & Palfai, T. P. (1995). Emotional attention, clarity and repair: Exploring emotional intelligence using the trait meta-mood scale. In JW Pennebaker Ed, Emotion, disclosure, and health. Washington, DC: APA Books.

Slee, N., Spinhoven, P., Garnefski, N., & Arensman, E. (2008). Emotion regulation as mediator of treatment outcome in therapy for deliberate self-harm. Journal of Clinical Psychology and Psychotherapy.15(4), 205e1

Smith, S. Smith, (2004). Exploring the interaction of emotional Intelligence and spirituality. Traumatology. 10(4), 231-243.

Tull, M. T., & Roemer, L. (2007). Emotion regulation difficulties associated with the experiential avoidance, emotional nonacceptance, and decreased emotional clarity. Behav Ther. 38(4), 378-91.

Tull, M. T., & Gratz, K. L. (2008). Further examination of the relationship between anxiety Sensitivity and depression: The mediating engaging in goal- directed behavior when distressed. Anxiety Disord. 22, 199-210.

Tull, M. T. Weiss, N. H., Adams, C. E., & Gratz, K. L. (2012). The contribution of emotion regulation difficulties to risky sexual behavior within a sample of patients in residential substance abuse treatment. Journal of Addictive Behaviors, 37, 1084-1092.

Weinberg, A., & Klonsky, E. D. (2009). Measurement of Emotion Dysregulation in Adolescents. Psychology Assessment, 21(4), 616-21.

Werner, K. W., & Gross, J. J. (2009). Emotion regulation and psychopathology: A conceptual framework. In A. Kring & D. Sloan (Eds.), Emotion regulation and psychopathology. New York: Guilford