ارزیابی مؤلفه‌های ارزشی معماری مسکن مطلوب بر اساس نظام معرفتی اسلام (نمونه موردی: خانه‌های معاصر ارومیه)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگر دکتری معماری، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

2 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

3 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد ایلخچی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلخچی، ایران

چکیده

با توجه به نیازِ به مسکن در دهه­های اخیر به عنوان یکی از ابتدایی­ترین و اساسی­ترین نیازهای انسان و از طرفی در راستای سیاست­های کلان کشور و با توجه به اهمیت خانه در دین مبین اسلام؛ بدین روی، تأکید بر اصول طراحی معماری مسکن طبق نظام معرفتی اسلام یک امر مهم و ضروری برای دست‌یابی به کیفیت مطلوب سکونت به­نظر می­رسد. از این‌رو، هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به اصول طراحی معماری مسکن مطلوب در راستای مؤلفه­های ارزشی لازمان و لامکان اسلامی می‌باشد. بنابراین این پژوهش با روش تحقیق ترکیبی و در دو گام اصلی صورت خواهد گرفت. در گام اول با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با جمع­آوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه­ای و اسنادی به کمک منابع درجه اول دینی (قرآن مجید)، به استخراج مفاهیم دینی و سپس تخصصی کردن مفاهیم، مطابق با مبانی نظری پژوهش خواهد پرداخت. در گام دوم به ارزشیابی و اولویت­بندی شاخص­های ارائه­شده در مدل تحلیلی از نظر خبرگان و ارزشیابی همان شاخص­ها در نمونه­های موردی با تکنیک سلسله مراتب فازی (AHP) خواهد پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که الگوهای معماری منتج شده از مفاهیم و آموزه­های قرآنی را می توان در دو حیطه مؤلفه­های معماری عملکردی و کالبدی در مسکن اسلامی طبقه­بندی کرد. که از نظر خبرگان، زیرمؤلفه "مکان یابی" و "هندسه" با وزن‌های 217/0 و 275/0 به ترتیب در مؤلفه عملکردی و کالبدی دارای بیشترین ضریب اهمیت می­باشند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Assessment of the Value Components of Contemporary Housing Architecture based on the Epistemic System of Islam (Case Study: Urmia Contemporary Houses)

نویسندگان [English]

  • Ebrahim Samin Sharifi Miaveghi 1
  • Masoumeh Yaghoubi Sangharchi 2
  • Masoud Hagh Lesan 3
1 Ardabil
3 Ilkhechi
چکیده [English]

Considering the need for housing in recent decades as one of the most basic human needs, and in line with the country's major policies and the importance of home in the religion of Islam, Thus, the emphasis on the principles of housing architecture design, according to the Islamic epistemic system, seems to be an important and indispensable factor in achieving the desired quality of housing. Thus, the present study seeks to answer the question of how well the original Islamic and Qur'anic concepts have been able to be expressed in contemporary physical and functional dimensions in the context of contemporary housing patterns. While explaining the components of Islamic value in the field of housing architecture, in this regard, this research will be done through a combination of two main steps. In the first step, by descriptive-analytical research method and by gathering information in the form of library and documentary studies with the help of first-rate religious sources (Quran Majid), he will extract religious concepts and then specialize the concepts according to the theoretical foundations of research. In the second step, we will evaluate and prioritize the indicators presented in the analytical model from the experts' point of view and evaluate the same indicators in the case samples by fuzzy hierarchy (AHP) technique. The results show that architectural patterns derived from Qur'anic concepts and teachings can be classified into two domains of functional and physical architecture components in Islamic housing. According to the experts, the sub-components of "location" and "geometry" with the weights of 0.217 and 0.275 have the highest importance factor in the functional and physical components, respectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The Assessment of the Value Components of Contemporary Housing Architecture based on The Epistemic System of Islam

. مقدمه

در راستای سیاست‌های کلان کشور و با تلاش برای احیای معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی و با توجه به اهمیت خانه در دین مبین اسلام، تأکید بر اصول طراحی معماری مسکن مطلوب در اسلام و استخراج شاخص‌های تاثیرگذار بر طراحی معماری طبق نظام معرفتی اسلام یک امر مهم و ضروری به نظر می رسد. اسلام به عنوان دین اکمل الهی مسیر رشد و هدایت همه جانبه ای را برای دست یافتن به کمال تبیین نموده است . لذا مسکن اسلامی از منظر منابع قرآنی، فضایی قدسی و مکان ظهور جلوه‌های الهی است. در آیه 96 سوره آل عمران، خانه برای انسان ها معرفی شده است. بر این اساس، خانه‌ی آرمانی مسلمین، جایی است که حضور فیزیکی و معنوی آن، بشریت را به سعادت رهنمون سازد (وثیق و همکاران، 1388). در قرآن، واژه مسکن با صفاتی چون طیب و صدق به مفهوم مکان شایسته، همراه شده است (همان) که این خود بیانگر لزوم تطبیق مسکن با زمینه خود و توجه بر تمامی عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، معنوی و ... در اطراف خود می‌باشد.

اهمیت مسکن از جایی نشئت می گیرد که بسیاری از نیازهای اولیه هر فرد همانند غذا خوردن، گذرانیدن اوقات فراغت، استراحت و ... در آن تامین می شود (نصر، 1394) در قرآن کریم، خانه به عنوان یکی از نعمت های الهی نامیده شده است (سوره نحل، آیه 80) و آن را ابزاری برای سنجش میزان ایمان و امتحان مؤمنین قلمداد کرده است (سوره توبه ، آیه 24) و مسلمانان را به منظور عبرت گرفتن از خانه‌های اقوام گذشتگانی که مورد عذاب واقع شده اند، تذکر می دهد (سوره سجده، آیه 26). ذکر این موارد در قرآن، نشانگر اهمیت بحث خانه برای انسان از نظر اسلام است. خدواند از مؤمنین خواسته است تا فضایی را برای روح و روان خود در دل خانه بنا کنند. از این رو، تعیین و تدوین صفات کیفی آن نیز بایستی به طور ویژه‌ای انجام گردد؛ چرا که شادی و لذت زندگی و امنیت حقیقی مسکن در سایه ایمن بودن دل و روح انسان از اضطراب‌ها و دغدغه‌های روزمره به دست می‌آید (احمدی دیسفانی و علی آبادی، 1390)

امروزه مسکن، یکی از مسائل حاد کشورهای در حال توسعه است. در این مناطق  به دلایل مختلف از جمله نبود سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های مناسب در ارتباط با زمین و مسکن، این مسئله به صورتی حاد و بحرانی درآمده است. (زیاری و قاسموند، 1395) خصوصا اینکه امروزه نگرش کمی به مقوله مسکن، سبب ایجاد بناهایی فاقد هویت و کیفیت مطلوب شده است (اسکندری و همکاران، 1398). در دهه های اخیر، به دلیل افزایش تقاضا برای ساخت مسکن در ایران، تلاش های بسیاری برای تامین مسکن صورت گرفته است. اما در اغلب موارد، جنبه های کیفی ساخت بنا، مورد غفلت واقع شده است. از این رو، شناخت مفاهیم پایه ای منتج شده از منظر نظام معرفتی اسلام، در راستای آموزه‌های قرآن، به منظور شناخت پارامترهای طراحی موثر در ساخت مسکن مطلوب اسلامی، لازم و ضروری به نظر می رسد. این در حالی است، در خوش بینانه ترین حالت اصول و قواعد حاکم بر بناهای سنتی اسلامی مورد تجلیل قرار گرفته و سعی در استفاده شکلی از آن اصول در طراحی مسکن معاصر مشهود می‌باشد.

مؤلفه‌های اصلی تبیین کننده مسکن مطلوب با رویکردهای مختلفی مورد توجه پژوهشگران بوده است. رویکردهایی که از منظر هستی شناختی، انسان شناختی، جامعه شناسی، روان شناختی، سیما شناختی و ... راجع به این مقوله صحبت می کند (پوردهقان و همکاران، 1398) طبق گفته لوییس سالیوان، «برای آنکه بخواهیم موضوعی را بیان کنیم، نخست باید نظامی معرفتی برای تبیین داشته باشیم. لازمه داشتن این نظام، مسلح بودن به منظومه ای برای اندیشه، احساس و داشتن نظم اولیه برای زندگی است.» (گیدیون، 1392) یک نظام معرفتی، همچون شبکه ای است که نه تنها واقعیات جاری در جهان را در خود تعریف می‌کند، بلکه نردبانی است که با بالا رفتن از آن می توان جهان را به درستی نظاره کرد (زندیه، ۱۳۸۶)، نظام معرفتی یک نظام همبسته با یک ساختار واحد است؛ نظامی کامل و هماهنگ از گزاره‌ها، که در ارتباط با یکدیگر و مؤید یکدیگرند و در کل یک بینش خاص بر زندگی انسان را پدید می‌آورد. لذا مجموع اندیشه های ناهماهنگ که به صورت یک دستگاه در نیامده باشند، هیچ گاه نمی‌توانند به صورت یک نظام معرفتی عمل نمایند (مطهری، ۱۳۸۷). اساسی ترین پایه ای که هر نظام معرفتی بر آن استوار است، موضع گیری آن نسبت به موضوع "خدا" می‌باشد (کبیر، ۱۳۸۷).

برخلاف علوم انسانی، علم در اندیشه الهی مبتنی بر سطوح عالی جهان بینی توحیدی است و مقصود از آن، دانشی است که معرفت انسان با دستیابی به هر مقدار از آن افزون می گردد. بر جهان بینی دینی نوعی نگاه کلان منسجم نسبت به جهان حاکم است که در آن، خداگرایی مبتنی بر توحید، زیربنای معرفتی را تشکیل میدهد و انسان در تداوم حکمت و اراده الهی تعریف می شود. بر اساس این جهان بینی، جهان به سمت خداوند گرایش دارد و انسان به سویی می رود که هدف اش تعالی از طریق نزدیکی به خدا و تحقق عبودیت کامل است (صادق عمل نیک، ۱۳۸۶). لذا در آن، اصالت با حقایق نهفته در سنت لایتغیر الهی است (سوره الفتح، آیه 23) و نه با واقعیات در حال تغییر.

از آنجایی که دین می تواند برای فعالیت های علمی چارچوب خاصی را در نظر بگیرد و آنها را جهت دهی کند (1996 ,Richardson)، پس قادر خواهد بود به عنوان یک کل منسجم، اصول و روش های خاصی ارائه نماید که آن را به یک سامانه تبدیل سازد. در این میان مکتب اسلام مدعی بوده نسخه ای برای سعادت بشر ارائه می دهد که در همه زمانها و مکانها، جامع و مانع و کامل است. این ادعا مستلزم پویایی و پاسخگویی به نیاز انسان در شرایط گوناگون می‌باشد. البته ساز و کار این پاسخگویی پویا نیز توسط آموزه‌های آن پیش بینی شده است. به این صورت که اصول و مبانی اولیه به وضوح و مستدل به زبان عقل و قلب و فطرت انسان در قرآن و گفتار و رفتار پیشوایان بیان شده است. اسلام دین کامل و خاتم بوده و به تمام ابعاد وجودی انسان توجه دارد؛ لذا برای هدایت انسان در راه رسیدن به سعادت است. از این رو بر مسائل ضروری بشر با اولویت نخست تأکید دارد و انسان را از موارد غیر ضروری باز می دارد. چرا که از نظر اسلام هر تجربه ای ارزش آزمودن را ندارد و باید به دنبال سودمندترین معارف بود (سامه، 1392)

این نظام، که شامل اجزای مرتبط و به هم پیوسته می‌باشد که ارکان آن، در راستای هدفی واحد با یک دیگر فعالیت می کنند،  بر این باور است که انسان، اشرف مخلوقات است و هدف آن نظام، ساخت انسانی دینی می‌باشد. از جمله مشخصه های نظام معرفتی منتج شده از باورهای دینی، می توان به اصالت جهان بینی و وحی، غایت داشتن و هدف مندی، وحدانیت و جاودانگی، معرفت متعال الهی، ابتنای بر سنت، تأکید بر عبودیت، اعتبارگرایی در آموزه‌ها و مسئولیت‌پذیری و نافع بودن را برشمرد. البته در اینجا باید گفت که اسلام دو وجه دارد: وجه عام که به معنی "تسلیم حق بودن" بوده و وجه خاص که همان "دین مبین اسلام" است. نظام معرفتی این پژوهش، ناظر بر همین وجه، یعنى "دین اسلام" و آموزه‌های آن یعنی قرآن است که معتبر ترین مرجع مشخص و مورد استفاده در تبیین مبانی نظری می‌باشد.

بدین ترتیب، پژوهش حاضر درصدد است تا به این سوال ها پاسخ دهد که مفاهیم اصیل منتج از نظام معرفتی اسلام، چگونه می تواند بر بُعد معماری مسکن اسلامی تاثیر گذارد؟ تجلی بازتاب مفاهیم آموزه‌های قرآن، در معماری بناها چگونه بوده است؟ کدام یک از شاخص‌های معماری، نمود بیشتری داشته است؟ از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا در گام اول، به بررسی ویژگی ها و مشخصات معماری مسکن مطلوب اسلامی بر مبنای نظام معرفتی اسلام به واسطه تحلیل محتوای قرآن مجید بپردازد. و در گام دوم، به ارزیابی شاخص‌ها در خانه‌های سنتی شهر ارومیه، به عنوان نمونه مطالعاتی بپردازد.

 

2. روش تحقیق

روش تحقیق این پژوهش به صورت ترکیبی می‌باشد. بدین صورت که در گام اول، به واسطه روش تحقیق کیفی و به صورت توصیفی-تحلیلی، با جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. در راستای دستیابی به چهارچوب نظری پژوهش و ارائه مدل تحلیلی، در ابتدا اصول و معیارهای معماری طراحی خانه‌های مسکونی معاصر بر اساس تجلی آموزه‌های قرآن، با مراجعه به متون دینی (قرآن) و با رویکرد تحلیل محتوا، کلمات و مفاهیم ذکر شده در قرآن، استخراج و دسته بندی شده و سپس با توجه به ادبیات معماری، پارامترها تخصصی شده و به معیارهای معماری تبدیل گشته اند. شایان ذکر است که مفاهیم قرآنی به گونه ای انتخاب شده اند که امکان بازشناسی آنها در پارامترهای معماری مسکن، میسر باشد. 

در قسمت دوم پژوهش که به واسطه روش تحقیق کمی صورت گرفته است، دو هدف مدنظر بوده است. ابتدا اولویت‌بندی معیارها و زیرمعیارهای پیشنهادی برای طراحی مسکن مطلوب بر اساس آموزه‌های قرآن طبق نظر خبرگان و دوم، ارزیابی پنج نمونه از خانه‌های معاصر شهر ارومیه که بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. بر اساس این معیارها به جهت مشخص شدن میزان انطباق الگوهای مستخرج با وضعیت طراحی مساکن معاصر، در این مطالعه از تکنیک تحلیل سلسه‌مراتبی (AHP) استفاده گردیده است.

جمع‌آوری اطلاعات در گام دوم تحقیق در دو مرحله صورت گرفت: ابتدا پرسشنامه‌ای با استفاده از برنامه Expert Choice تهیه شده و میان 15 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاه، با رتبه حداقل دانشیاری که دارای تجربیات کافی در مورد موضوع بودند توزیع گردید. در مرحله دوم که به‌صورت پیمایشی و میدانی صورت گرفته است، به ارزیابی معیارهای به‌دست‌آمده از مرحله اول در محدوده موردمطالعه پرداخته شده است.

برای تحلیل داده‌های حاصل از پرسشنامه‌ها و تعیین اولویت‌بندی الگو ها و معیارها و مقایسه آنها در نمونه‌های مورد مطالعه (جامعه نمونه)، از تکنیک تحلیل سلسه‌مراتب فازی (AHP) استفاده گردید. این روش نخستین با توسط ساعتی در سال 1980 مطرح شد (Saaty, 1980). در فرآیند تحلیل سلسله مراتبی جهت وزن دهی معیارها و گزینه‌ها از روش مقایسه زوجی استفاده می‌شود. به‌این‌ترتیب که تصمیم‌گیرنده، معیارها و زیر معیارهای هر معیار را فقط به‌صورت دوبه‌دو مقایسه می‌کند و نیازی به وزن دهی هم‌زمان به تمام معیارها نیست. در این روش، وزن نسبی عناصر از طریق مقایسه زوجی هر سطح نسبت به عنصر مربوطه در سطح بالاتر تعیین می‌گردد. با محاسبه وزن عناصر هر سطح نسبت به سطح بالای خود از طریق مقایسه زوجی و درنهایت تلفیق وزن‌های نسبی، وزن نهایی هر گزینه محاسبه می‌گردد (قدسی پور، 1379). همچنین در این پژوهش سعی شده است به جای سیر از الگو به مفهوم، تاثیر و تجلی قواعد و اصول دست اول مستخرج از منابع قرآنی و نحوه استفاده و به کارگیری آنها در مسکن معاصر مورد تأکید قرار گیرد.

 

3.مسکن

سکونت گاه در قرآن با عباراتی مانند بیت (نحل/۸۰)، دیار، دار، مسکن ( البقره/۸۴)، (الانعام/۱۲۷)، (الصف /۱۲)، بنیان مرصوص، قصر، العماد (فجر/۷)، عمارت (توبه/ ۱۹، روم /۹)، عروش (بقره/ ۲۵۹؛ کهف/ ۴۲)، بنا (نحل ۲۶؛ صافات ۹۷)، مدینه (اعراف/ ۱۲۳)، یاد شده است. در جهان بینی اسلامی "مسکن" به محل ساکن شدن و جای آرامش یافتن معنی شده است (عمید، ۱۳۸۱). در این بینش «"مسکن" به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله آن سکونت می یابد» (طباطبایی، ۱۳۶۳) و همچنین "مسکن" محل آسایش بدنی و روانی انسان است تا در آن آسوده زندگی کند» (عاملی، ۱۳۶۳)

مسکن و سکونت با کلمه «سکینه» به معنای آرام، آرامش، وقار، طمأنینه، آنچه دل را قوی کند و اطمینان بخشد (معین، 1386) هم ریشه است. در فرهنگ معین، مسکن چنین معنی شده : «جای بخشش و خانه، منزل و بیت، جای سکونت و مقام، محل سکونت، جایباش، منزل، جای آرام (همان). این واژه در گذشته به اتاق نیز اطلاق می شد. اتاق خصوصی را (وستاخ) یا گستاخ یا وثاق می نامیدند؛ از واژه سرا به جای کلمه خانه در اصطلاح امروز آن، استفاده می شد (پیرنیا، ۱۳۷۴).

با این همه، این واژه مجموعة متنوعی از مفاهیم کالبدی و مفهومی را با خود به همراه دارد. مسکن بعنوان بستری برای زندگی انسان با سایر ابعاد زندگی او در ارتباط و کنش متقابل است. هر منطقه مسکونی باید با توجه به ساختارهای گوناگون خانوادگی و نیازهای مکانی و اجتماعی مختلفِ ساخته شده و بـا داشتن ویژگی های فضایی و اجتماعی خاص خود، محیطی منحصر به فرد را ارائه نماید (آصفی و ایمانی، 1395) در بیانیه دومین اجلاس کنفرانس اجلاس بشر در استانبول ترکیه، به جای استفاده از کلمه مسکن، عبارت سرپناه مناسب استفاده شد (2003 ,Habitat). از دیدگاه لوکوربوزیه، خانه، پوششی است که در تطابق با برخی از شرایط، رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده های زیستی انسان برقرار می سازد. در خانه باید فرد با خانواده زندگی کند؛ یعنی بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر کند (لوکوربوزیه، ۱۳۵۴). یوسف القرضاوی ، اندیشمند اسلامی خانه را اینگونه تعریف می کند: مکانی که در آن فرد ضمن حفاظت از خود در برابر عوامل آب و هوایی، می تواند از فشارها و محدودیت های جامعه به دور باشد. خانه مکانی است برای استراحت آدمی و آرامش ذهن (مرتضی، ۱۳۸۷). این تعریف، پایه و اساس قرآنی دارد. چراکه خداوند در آیه ۸۰ سوره نحل می فرمایند: «خداوند برای شما خانه‌هایتان را جایگاه آرامش و سکونت قرار داده است». اگر تعبیر فلسفی تر مسکن، معادل مفهوم سکنی گزینی درنظر گرفته شود، مسکن از دیدگاه نظری اسلام، به مکانی اتلاق می گردد که فرد در آن به شناختی عمیق از خود در برابر محیط اطراف و پروردگارش دست می یابد و یکپارچگی معنوی بین او، محیط و پروردگارش حاصل می شود که همانا وحدت وجود را در بر می گیرد.

بنابراین، خانه را می توان مکانی حاوی آرامش برای سکونت انسان دانست. که در این بین، قرآن پیرامون طراحی معماری مسکن، ضوابط مشروحی جهت طراحی و ساخت و ساز ارائه نمی دهد. بلکه منش طراحی خانه را بیان می کند. منشی که از اصول و بنیان های اسلام منتج شده است. از این رو، طراحی خانه یک مسلمان، حاصل سبک زندگی آن فرد، مبتنی بر ارزش ها و نظام معرفتی اسلام و بر پایه آموزه‌های قرآن خواهد بود.

 

4. اصول طراحی مسکن مطلوب اسلامی بر پایه آموزه‌های قرآن

اصول طراحی مسکن مطلوب اسلامی بر پایه آموزه‌های قرآن را، می توان حداقل در 9 مؤلفه اصلی تقسیم‌بندی کرد. که عبارتند از:

 

 

1-4. توحید

"توحید"، زیر بنای جهان اسلام است که معنای آن در تقابل با چند گانگی و کثرت قرار می گیرد. اسلام کثرت را نورهای مختلف ساطع شده از وحدت کامله الهی می داند. کلمه توحید در قرآن، حداقل در دو معنی تمسک جویی به ریسمان الهی (سوره آل عمران، آیه 103) و عبادت پروردگار یکتا (سوره نسا، آیه 92) و همچنین همکاری بر مبنای تقوی (سوره مائده، آیه 2) آمده است. وحدت نه به معنای یکی بودن که به معنای یکی شدن است. همه مخلوقات الهی از جمادی و نباتی و حیوانی و انسانی به تناسب مرتبه وجودی خود، تجلی گر یگانه خالق خویشند و کشف پیوستگی دائمی این وحدت وجود به مرتبه نفس و وجودی مخلوقات وابسته است.

رویکرد اسلام به معماری در راستای ایجاد پارامترهای معماری در مسکن مطلوب اسلامی، این است که کثرت کارکردی و معنایی فضاهای مختلف خانه را به وحدت تبدیل نماید. بدین ترتیب، مفهوم "مرکزیت" و "پیوستگی فضا" در معماری، از معنای توحید در نظام معرفتی اسلام استنباط می شود.

کارکرد پارامتر مرکزیت در معماری مسکن مطلوب اسلامی آن است که خانه دارای فضاهایی جهت ایجاد تمرکز همچون حیاط مرکزی ها داشته باشد. و همچنین برای ایجاد پیوستگی فضایی، حالتی را ایجاد کند که فضاها در عین گوناگونی عملکردی، به واسطه فضاهای واسط، با یکدیگر پیوسته و در ارتباط بوده و از هم جدا نباشند.

 

2-4. عدل

آیات مختلفی از قران به "عدل" و عدالت و اعتدال اشاره می کند مانند آیه 8 سوره مائده، که در آن عدل به معنی برقراری عدالت، حتی در صورت دشمنی با فردی، جهت نزدیکی به تقوای الهی یاد شده است. تعادل هر شی، دو جهت دارد؛ اولا تعادل اجزای درونی آن شی، و سپس تعادل آن شی با دیگر اشیا. عدل در ریشه لغوی به معنای آن است که هر چیز در جایگاهی قرار گیرد که شایسته آن است.

بدین ترتیب، واژه عدل را در مسکن مطلوب اسلامی می توانیم در دو حیطه "تعادل در فضاهای داخلی" خانه، به معنی توجه به