تدوین مدلی برای بهبود کیفیت آموزش حسابداری از طریق تحلیل روش‌های تدریس با استفاده از نظریه داده بنیاد

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

2 استادیار گروه حسابداری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

3 استادیار گروه مدیریت اجرایی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

چکیده

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دانشگاه‌ها، تربیت حسابداران لایق است که نیازهای سازمان‌ها را برطرف سازند. در سال‌های اخیر مسئله کیفیت آموزش و تدریس از مباحث مهم در نظام‌های آموزشی دیده شده است، از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که در بحث کیفیت دانشگاه‌ها مدنظر قرار گرفته است، روش‌های تدریس است. هدف این پژوهش بهبود کیفیت آموزش حسابداری از طریق تحلیل روش‌هایتدریساست که به شیوه کیفی و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و بکارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه‌هایی نیمه ساختار یافته با 21 نفر از  اساتید و خبرگان حسابداری انجام شده است، برای بدست آوردن اعتبار و روایی داده‌ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل داده در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیو دی ای 2018 به مفاهیم مجزا تفکیک شدند و 18 مقوله کلی به دست آمد. این مقاله یافته‌های مطالعه را در چارچوب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (5 مقوله)، پدیده محوری (بهبود کیفیت آموزش حسابداری به عنوان یک رویکرد کلی در تدریس)، راهبردها (2 مقوله)، زمینه (3 مقوله)، شرایط مداخله گر (3 مقوله) و پیامدها (4 مقوله) تحلیل کرده است. یافته‌ها به طور کلی نشان دادند که به کارگیری مناسب مؤلفه‌های روش‌های تدریس تضمین کننده یادگیری است و کیفیت تدریس و در نهایت کیفیت آموزش حسابداری را بهبود می بخشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Developing a Model for Improving the Quality of Accounting Education by Analyzing Teaching Methods Using Grounded Theory

نویسندگان [English]

  • Abdolrasoul rahmanian koushkki 1
  • Bahram barzgar barzgar 2
  • esmaeil kamalirad 3
1 Boushehr
2 Boushehr
3 Boushehr
چکیده [English]

One of the most important concerns of executives is the need for training accountants to meet the needs of organizations. In recent years, the issue of the quality of education and teaching has been viewed as major issues in educational systems, one of the most important component that has been taken into consideration in the quality of the universities is teaching methods. This study aimed to Improving the Quality of Accounting Education by Analyzing Teaching Methods, which was conducted using qualitative research methodology and using a strategy based on the grounded theory. In this regard, semi-structured interviews with 21 accounting professors and experts were carried out using purposeful approach and application of theoretical saturation criterion. To obtain the reliability and validity of the data from two participants review method and review of non-participating experts in the research were used. The results of the data analysis were separated into separate concepts through three stages, open coding, axial coding and selective coding with the aid of maxqda2018 software, and 16 general categories were obtained. This paper presents the findings of the study within the paradigm model including: causal conditions (5 categories), pivotal phenomena (improving the quality of accounting education as a general teaching approach), strategies (2 categories), contexts (3 categories), intervening conditions (3 categories) and outcomes (4 categories) analyzed. The findings generally showed that the proper use of the components of teaching methods guarantees learning and improves the quality of teaching and ultimately the quality of accounting education.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The quality of accounting education
  • teaching method
  • Grounded Theory

مقدمه

امروزه دانشگاه‌ها به دلیل نقش اساسی شان در امر آموزش سرمایه انسانی برای تولید و نقد دانش و فناوری جدید، آماده سازی شغلی، پرورش تفکر انتقادی، ارائه راهبردهای تغییر اجتماعی و رویارویی فعال با تحولات جهانی، عامل کلیدی توسعه پایدار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری محسوب می شوند (میر کمالی و نارنجی ثانی، 1387). لذا در عین حال که با دانشگاه‌های مختلف جهان وارد رقابت های بین‌المللی می شوند، به طور فزاینده ای با فشارهای مختلفی نظیر فشارهای بازار کار برای رابطه با صنعت و تقاضای دانشجویان، فشارهای دولت در برابر دریافت بودجه های عمومی، فشارهای استانداردهای حرفه‌ای اعتبارگذاری، فشارهای فناوری برای استفاده از یادگیری برخط و فشارهای علمی برای حفظ موقعیت بین‌المللی در تدریس مواجه هستند (بلک مور، 2009). به این ترتیب، در حالی که آموزش عالی کالایی فناورانه و بین‌المللی می شود، این فشارها بر مباحث کیفیت آموزش به عنوان شاخص تمایز دانشگاه‌ها تمرکز می یابند. در ایران نیز افزایش دانشجویان و دانش آموختگان رشته حسابداری گواه افزایش سرمایه گذاری و صرف منابع مالی بیشتر در این خصوص است. این افزایش تعداد خصوصا در مقطع کارشناسی کاملاً محسوس است و با افزایش کمّی، ارزیابی کیفی اهمیت بیشتری می یابد. نظام آموزشی حسابداری، مبتنی بر حفظ کردن مطالب است، و دانشجویان را برای روبرو شدن با دنیای پیچیده کسب و کار که پس از فارغ التحصیلی با آن روبرو می شوند، آماده نمی کند؛ لذا الگوی آموزشی حسابداری نا کارآمد است. برستوناظهار می دارد هر کشوری ویژگی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص خودش را دارد و به احتمال بسیار زیاد هدف ها و نیازهای اطلاعاتی مدیران اقتصادی هر کشوری نسبت به کشور دیگر متفاوت است. در نتیجه هر کشوری باید تشویق شود به جای تقلید از ساختارها و مشخصات نظام‌های اطلاعاتی کشور دیگر ، سیستم متناسب با نیازهای خود را طراحی و اجرا کند (ثقفی و محمدزاده نوین، 1372: 80). در این خصوص بررسی کیفیت آموزش در حسابداری فوق العاده اهمیت دارد.

به نظر می‌رسد از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که در بحث کیفیت دانشگاه‌ها مدنظر قرار گرفته است، روش‌های تدریس است، چرا که تأمین کیفیت در بخش آموزش یک محرک قوی برای ساختن و خلق دانش همراه با فهم زندگی کاری و اصلاح مجدد مفهوم دانش در موقعیت های یادگیری خواهد بود. همچنین، ضرورت توجه به کیفیت تدریس تا حدود زیادی به خصوصیت عصر حاضر یعنی انفجار دانش بر می‌گردد. زیرا از یک طرف، توجه صرف به کمیت در کسب اطلاعات به پایان رسیده و برای ورود به عصر دانایی و روبرو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن بیست و یکم، چاره ای جز توجه به کیفیت در آموزش نداریم و از طرف دیگر، متون آموزشی را همه جا می توان یافت، اما راهبردها و شیوه‌های تدریس است که می تواند تضمین کننده یادگیری باشد. به همین دلیل، چگونگی تدریس از محتوای آن اهمیت بالاتری یافته است. بر این اساس، آنچه به کلاس درس و فعالیت های آن روح و هویت می بخشد، توانمندی ها و قابلیت های اساتید است که عموما در قالب روش‌های تدریس نمود و عینیت می یابند (فتحی آذر، 1382). به این ترتیب می توان کیفیت آموزشی را این گونه تعریف کرد که کیفیت آموزش، به آن دسته از ویژگی های عناصر آموزشی اطلاق می شود که با حداکثر استفاده از استعدادها و توانایی های آن عناصر، می توان نیازها و انتظارات تصریحی و تلویحی فراگیران و دست اندرکاران آموزش را برآورده کرده و رضایت آنان را جلب نمود (صلاحی و شکراللهی، 1384). از این رو، در کشورهای پیشرفته، شاهد تغییرات بی وقفه در روش‌های تدریس آن ها هستیم. 

روش تدریس عبارت از راه منظم، باقاعده و منطقی برای ارائه درس است. روش تدریس، شیوه یا راهی است که مدرس را به هدف درس یعنی یادگیری و آموزش دادن مطالب به شاگردان می‌رساند (علوی، 1384: 23). روش‌های تدریس به منزله روشنایی های متفاوتی هستند که هرکدام بردشان تا شعاع خاص را در بر می گیرند. البته باید اذعان نمود که هر یک از روشنایی های فوق در ارتباط با موقعیت های مختلف از کارایی ویژه ای برخوردار هستند، به عبارت دیگر هر یک در جای خویش مثمرثمر هستند. (قورچیان، 1379). روش‌های تدریس به دو دسته کلی قابل تقسیم است. دسته اول، روش‌های سنتی که در گذشته های دور به کار می رفته اند، مانند روش مکتب خانه ای و روش سقراطی. و دسته دوم، روش‌های مبتنی بر یافته‌های روان شناسی، هنر و علم آموزش می باشند که به طور عمده از قرن بیستم به بعد تکوین یافته اند و به روش‌های جدید شهرت دارند، مانند روش توضیحی، روش اکتشافی، روش حل مسئله، روش بحث در کلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال،روش پروژه، روش آزمایشی، روش گردش علمی، روش قیاسی و استقرایی، روش یادگیری فردی، آموزش مهارت‌های فراشناختی و روش تمرین (صفوی، 1395: 116). در روش تاریخی تدریس، معلمان اغلب گوینده بوده و از دانش آموزان انتظار دارند که به صحبت های آنان گوش دهند. بحث گروهی جایگاه چندانی در کلاس درس ندارد و اگر سؤال پرسیده شود، موجب وادار کردن دانش آموزان به تفکر مطالب درسی نمی شود، بلکه بیش تر هدف این است که دانش آموزان از این طریق برای امتحان آماده شوند (شکاری، 1391). در این نوع روش تدریس، برنامه درسی غیر قابل انعطاف است و معلم و فراگیر به اجبار از محتوای مشخصی استفاده می کنند. معلم تصور می کند که عامل اصلی تدریس، خود اوست و به عنوان گنجینه معلومات در برابر فراگیران ظاهر می شود. شاید به همین دلیل، به این گونه الگوها و روش‌ها، روش‌های معلم محور نیز می‌گویند. در مقابل، دانش آموزانی که از طریق یادگیری فعال به یادگیری می پردازند، بهتر یاد می‌گیرند و از تجربه یادگیری لذت بیش تری نیز می برند (کرامتی و حسینی، 1387). در روش نوین تدریس، فراگیر و علایق و توانمندی های او در مرکز توجه قرار دارد و معلم تلاش می کند تا توانایی فراگیران را تقویت کند. معلم هنگام تدریس از وسایل و امکانات آموزشی زیادی استفاده می کند و یادگیری مؤثر را از طریق تمرین ها و فعالیت های متنوع به عهده فراگیران می گذارد و آنان را در تحقق اهداف و یادگیری مفاهیم درس دخالت می دهد. معلم، راهنما و هدایت کننده ای است که پا به پای فراگیر مسیر آموزشی را طی می کند و به او کمک می کند تا درس را به طور عمیق و از روی علاقه یاد بگیرد (صفوی، 1395). استفاده از روش‌های نوین تدریس حسابداری مبتنی بر نیازهای بازار و اشراف به روانشناسی یادگیری و اصول و فنون تدریس متناسب با نسل جدید، می تواند به موفقیت حسابداری و ارتقای جایگاه آن کمک کند. بدیهی است که هیچ یک از روش‌های تدریس بر دیگری برتری نداشته و فقط می توان گفت که هر شیوه ی تدریس، خصوصیاتی را واجد است که آن را برای رسیدن به هدف آموزشی خاصی مناسب می سازد. به علاوه، در گزینش روش تدریس عواملی چون ویژگی‌های دانشجویان ، شخصیت استاد، امکانات و منابع موجود، تعداد دانشجویان کلاس، زمان کافی و هدف های آموزشی نقشی اساسی ایفا می کنند (سقط چیان، 1370: 11). در عصر حاضر که تکنولوژی با سرعت سرسام آوری پیش می رود، جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند افرادی هوشمند، خلاق و نوآور است. یکی از وظایف نظام آموزشی، پرورش افرادی است که دارای اندیشه انتقادی و خلاق هستند و توانایی حل مساله و رفع معضلات را داشته باشند ، نه اینکه حافظه آنها فقط محلی برای انباشت اطلاعات و دانش هایی باشد که به سرعت منسوخ خواهند شد. سال‌هاست که ارایه دروس نظری به دانشجویان به شیوه سنتی سخنرانی ادامه دارد و هر دو گروه اساتید و فراگیران از کم بازدهی و کسل کنندگی کلاس ها ناراضی هستند.  بدین ترتیب لازم است مدرسان دانشگاه‌ها برای تدریس، روش‌هایی را بکار ببرند که ممکن است با روش‌هایی که خود آنها آموزش دیده اند، بسیار متفاوت باشد (لیاقت دار و همکاران، 1383). با وجود پیدایش روش‌های نوین در حوزه تدریس هنوز اکثر اساتید بیش از 60 درصد وقت کلاس را به سخنرانی می پردازند. یعنی آموزش کنونی حسابداری، انتقال مطالب از مواد درسی مدرسین به دفاتر دانشجویان است (کاظم پور و همکاران، 1391). اسلاقتر (2011) بیان می کند استراتژی های تدریس و یادگیری باز و نامحدود به مقابله با انضباط سنتی آموزش بر می خیزند. چان، تونگا و هندرسون (2017) گزارش دادند که اساتید در حین تدریس باید با دانشجویان خود ارتباط مؤثری برقرار کنند که این امر می تواند دیدگاه دانشجویان به تدریس را تغییر دهد و به نوبه خود موجب افزایش عملکرد دانشجویان می شود.

در بیشتر کشورهای پیشرفته جهان استفاده از روش‌های تدریس جدید در حسابداری آغاز شده است. با استفاده از روش‌های تدریس تعاملی در کلاس درس، امید است که یک دانشجو با اعتماد به نفس و تفکر انتقادی، به طور کامل اصطلاحات و اصول حسابداری را درک کند (رالوکا، 2016). کمیسیون تغییر آموزش حسابداری[1] (آمریکا) در بیانیه شماره یک خود (1990) تحت عنوان " هدف های آموزشی حسابداران" آورده است: " فراگیران باید در فرایند یادگیری مشارکت فعال داشته باشند و نباید صرفا دریافت کنندگان غیر فعال اطلاعات باشند"  (عظیمی، 1385). همچنین این کمسیون ، استادان را نسبت به طراحی مجدد برنامه های درسی برای تسهیل در ایجاد و پرورش توانایی های ارتباطی و تفکر انتقادی تشویق می کند(جلیلی، 1385) و پیشنهاد می کند که به دانشجویان به جای حفظ قوانین، چگونه آموختن(یادگیری) را بیاموزیم (بوید، بوید و بوید، 2000). از اولین کوشش ها برای بازنگری آموزش حسابداری بیانیه های انجمن حسابداری آمریکا[2]است. این انجمن در سال 1986 ، بیست و یک توصیه را در زمینه ساختار آینده ، محتوا و محدوده آموزش حسابداری ارایه کرد. در این میان دو توصیه اساسی زیر در ارتباط با فرایند تدریس حسابداری ارایه شده است (اوربانسیک ، 2009) :

1-    روش تدریس حسابداری توسط مربیان ، باید بر ایجاد و ارایه اطلاعاتی جهت تصمیم گیری های اقتصادی متمرکز باشد، و

2-    یادگیری برای یادگیری دانشجویان (یادگیری فعال) ، باید به عنوان هدف اولیه کلاس های درسی رشته حسابداری تعریف شود (باغومیان و رحیمی باغی، 1391).

در آمریکا کمیته بدفورد (1986) طی مطالعاتی که انجام داد به این نتیجه دست یافت که حسابداری در حال تبدیل شدن به یک حرفه وسیع اطلاعاتی است که به طور فزاینده ای از فنون اندازه گیری و پیچیده، مفاهیم تحلیلی غامض و فنون ارتباطی جدید برای بهبود اطلاعات ارایه شده جهت تصمیمات اقتصادی و اجتماعی گسترده استفاده می کند. به گزارش بدفورد و شینکر (1987)، تدریس حسابداری اساسا تغییری نکرده و به همین دلیل انتقادات گسترده ای وجود دارد که فارغ التحصیلان حسابداری نمی توانند با نیازهای بوجود آمده در بازار ارتباط برقرار کنند. این کمیته در ادامه بیان کرد که، فاصله موجود بین آنچه حسابداران بکار می برند و آنچه اساتید دانشگاه تدریس می کنند، در حال افزایش است.

علاوه بر استاندارد ها و بیانیه های مجامع حرفه‌ای، متخصصان بسیاری درباره لزوم بازنگری در روش‌های تدریس حسابداری سخن گفته اند و معتقدند این بازنگری به منظور تطبیق با تغییرات فناوری و جهانی سازی ضروری است. به عنوان مثال کینی(2001) معتقد است که افزایش الزامات آموزشی حسابداری، لزوما موجب بهتر شدن دانش و مهارت حسابداری نمی گردد ، زیرا افزایش حجم یک دانش، لزوما موجب بهتر شدن کیفیت آن نمی گردد. وی بیان می دارد که تحصیلات حسابداری به جای اینکه بر دانش جزیی مقررات تمرکز نماید، باید بر انتقال درکی از فرایند حسابداری و چگونگی توسعه این مقررات تمرکز و تاکید داشته باشد (خواجوی، 1390).  رابطه معناداری بین ارزیابی کیفیت تدریس و ارزیابی مواد آموزشی الکترونیکی اثبات شده است و اکثر مزایای حاصل از پیاده سازی نوآوری منجر به افزایش بهره وری شده است، یعنی با صرفه جویی در وقت، منابع مالی یا محیط کاربری را بیشتر لذت بخش ساخته است (هروسکا، 2018). در محیط جدید حسابداری استفاده از رویکرد مفهوم محور برای آموزش حسابداری در مقابل آموزش قاعده محور اولویت دارد و باید چرخشی اساسی در آموزش حسابداری رخ دهد (کارمونا و ترامبتا، 2010) . (سوداگران، 1996) و (اسپرینگر و بورسیک، 2004) نیز بیان می کنند روش‌های سنتی تدریس با تشویق دانشجویان به سمت حفظ مطالب، آن ها را از یادگیری مهارت تفکر انتقادی باز می دارد. لذا استفاده از مدل دانشجو محوری به جای استاد محوری جهت آموزش اصول حسابداری پیشنهاد شده است و اعتقاد بر آن است این روش منجر به درک بهتر مفاهیم حسابداری توسط دانشجویان می شود (وارسنو و همکاران، 2009). همچنین سولیوان (1996) اظهار می دارد که روش تدریس یادگیری مشارکتی دستیابی به بسیاری از هدف های انجمن حسابداری امریکا را میسر می سازد و به وضوح ، مهارت‌های حل مساله و تفکر انتقادی را افزایش داده و انجام موفقیت آمیز کارها را با همکاری اعضای گروه تسهیل می کند. 

هماهنگی مناسبی بین سبک های یادگیری و روش تدریس اساتید وجود ندارد که این خود می تواند تأثیر نامطلوبی بر محیط های آموزشی و کارایی دانشجویان داشته باشد (ساجدی، 1393). معلمان اطلاعات محدودی از روش‌های فعال تدریس دارند. روش تدریس بر پایه سخنرانی از طرف معلمان و گوش دادن و یادداشت برداشتن و حفظ کردن برای دانشجویان موجبات خستگی و نارضایتی را فراهم آورده است و ادامه چنین وضعیتی نمی تواند دوام داشته باشد (راسخی، 1397: 174). توسعه اقتصادی، تقاضای نیروی کار را از حسابداران و حسابرسان ابتدایی به سمت افرادی که می دانند چگونه از اطلاعات حسابداری استفاده کنند و چگونه اطلاعات را برای استفاده کنندگان تولید، کنترل و تهیه نمایند، سوق می دهد (خواجوی و منصوری، 1390). البریچ و سک (2002) بر این نکته تأکید می کنند که به دلیل عدم انطباق مهارت دانش آموختگان با خواسته های بازار نیاز است در رئوس دروس ارائه شده و روش‌های تدریس تجدید نظر اساسی صورت گیرد. عدم انطباق دانش آموختگان با خواسته های ذی نفعان به کیفیت آموزش حسابداری مربوط می شود. به دلیل تفاوت ماهوی رشته ها با یکدیگر و تفاوت در سطح کاربردی بودن آن ها در جامعه، تعیین روش‌های تدریس یگانه برای همه رشته ها نمی تواند چندان سودمند باشد، از این رو شناسایی روش‌های تدریس کارآمد که موجب بهبود کیفیت آموزش در هر رشته و از جمله رشته حسابداری شوند، بسیار حائز اهمیت است.

نتایج تحقیقات و نظریه های جدید و پیشرفته یادگیری تأکید زیادی بر مشارکت دانشجویان در حین تدریس و فعال بودن آن ها دارد. در این صورت است که یادگیری در همه ابعاد ذهنی، عاطفی و روانی- حرکتی فرد اتفاق می افتد و دانشجویان مسئله را در گروه کشف می کنند و از کشف آن لذت می برند و اصولا یادگیری در اثر تعامل و در گروه حاصل می شود. روش‌های سنتی به طور کلی روش‌های کهنه و منسوخ نیستند و از طرفی روش‌های جدید نیز کاملا مطلوب و معمول نمی باشند و اصولا روش‌های قدیمی را در آموزش‌های امروز، از لحاظ روش اجرا نمی توان به طور کلی مطرود دانست (مجیدیانی، 1388). با توجه به موارد فوق، لزوم تجدید نظر در روش‌های تدریس سنتی و توجه بیشتر به روش‌های فعال تدریس از سوی مراکز آموزشی ضرورت پیدا می کند.

تحقیقات متعددی در سنوات اخیر، در حوزه علل ناکارآمدی آموزش‌های دانشگاهی حسابداری، انجام شده است. اما موضوع کیفیت در آموزش حسابداری کم تر مورد بحث قرار گرفته است. همچنین، تحقیقات اندکی وجود دارد که به شناسایی و تحلیل روش‌های تدریس در حوزه حسابداری، پرداخته باشند. همچنین تحقیقی وجود ندارد که دیدگاه اساتید و خبرگان را به صورت مشخص، نسبت به روش‌های تدریس حسابداری، بررسی کرده باشند.

هروسکا (2018) روش‌های کارآمد دستیابی به تدریس حسابداری با کیفیت بالا را بررسی نمود. نتایج نشان دادند که دانشجویان تدریس حسابداری را به عنوان بالاتر از حد متوسط ارزیابی کردند؛ همبستگی آماری معناداری بین ارزیابی کیفیت تدریس و ارزیابی مواد آموزشی الکترونیکی اثبات شده است و اکثر مزایای حاصل از پیاده سازی نوآوری منجر به افزایش بهره وری شده است، یعنی با صرفه جویی در وقت، منابع مالی یا محیط کاربری را بیشتر لذت بخش ساخت.

الهبری (2017) تاثیر روش‌های تدریس بر کیفیت آموزش حسابداری مطابق با استانداردهای آموزش بین المللی و نیازهای کشوری را بررسی نمود. نتایج نشان دادند که همبستگی قابل توجهی بین آموزش مشارکتی و تمام دوره های آموزشی وجود دارد. علاوه بر این بین یادگیری مبتنی بر حل مسئله و دوره های حسابداری مالی، حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مدیریت رابطه وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی، وجود ارتباط معنادار بین یادگیری مشارکتی و دو مهارت بین فردی را تایید می کند. یادگیری مبتنی بر حل مسئله بیشترین ارتباط را با "مهارت‌های فردی و مسئولیت" و همبستگی معناداری با چهار مهارت داشت . به استثنای یادگیری مشارکتی - می توان گفت که بین روش‌های تدریس و مهارت‌های شناختی رابطه معنی داری وجود ندارد .

ژیانگ (2016) بهبود کیفیت یادگیری در حسابداری از طریق مشاوره و تجربه های آموزشی دانشجویان قبلی را بررسی نمود. نتایج نشان دادند که دانشجویانی که از توصیه های دانشجویان قبلی استفاده میکردند، کلاس های کمتری را از دست می دادند. (کمتر غیبت می کردند). همچنین توصیه های دانشجویان سابق تاثیر مثبتی بر عملکرد دانشجویان دارد.

رالوکا (2016)  استفاده از روش‌های تعاملی در تدریس حسابداری را بررسی نمود. نتایج نشان دادند که با استفاده از روش‌های آموزش تعاملی در کلاس درس، امید است که یک دانشجو با اعتماد به نفس و تفکر انتقادی، به طور کامل اصطلاحات و اصول حسابداری را درک کند.

هوک و ایزنبرگ (2012) در تحقیق خود تأثیر روش‌های تدریس را بر کیفیت و آموزش مباحث حسابداری مورد بررسی قرار دادند. آن ها در تحقیق خود سه روش تدریس شامل: تدریس یک موضوع خاص صرفا توسط یک استاد، تدریس یک موضوع خاص به صورت همزمان توسط دو استاد و تدریس بخشی از یک موضوع توسط یک استاد و بخشی از آن توسط استاد دیگر را مورد بررسی قرار دادند. نتایج یافته‌های آن ها حاکی از آن است روش اول موجب ارتباط بهتر استاد با دانشجو و در نتیجه موجب افزایش کارآیی و اثربخشی یادگیری دانشجویان می شود.

راسخی (1397) در تحقیقی به بررسی رابطه روش‌های فعال تدریس و وسایل آموزشی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداخت. نتایج نشان داد که 77 دصد دانش آموزان استفاده از وسایل کمک